پدر امیر امیر‌قلی: شرایط امیر وخیم است

 

امیر امیرقلی فعال دانشجویی سابق و زندانی سیاسی زندان اوین که در اعتراض به شرایط نگهداری اش در سیزدهمین روز اعتصاب غذا به سر می برد، دچار افت فشار، کاهش وزن و تحلیل وضعیت جسمانی شده است. عباس امیرقلی پدر این زندانی با اعلام این‌که خواسته فرزندش قانونی است، از مسئولین خواست تا از روی انسان‌دوستی به خواسته‌اش رسیدگی کنند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امیر امیرقلی فعال چپ گرا و زندانی سیاسی محبوس در بند هشت زندان اوین است که در اعتراض به شرایط نگهداری اش از صبح روز شنبه ۲۱ فروردین ماه سال جاری دست به اعتصاب غذا زده است.

عباس امیرقلی، پدر این زندانی سیاسی در اعتصاب غذا در گفتگو با گزارشگر هرانا در مورد وضعیت جسمانی پسرش گفت: “روز چهارشنبه به ملاقاتش رفتیم. وضعیت جسمانی اش افت کرده و از نظر قوای بدنی حدود ۱۰ کیلو وزن کم کرده است. فشارش ۹ روی ۶ است و شرایطش هم وخیم است. در این دو روز بعد از ملاقات نیز در تماس های تلفنی از صدایش تشخیص می دهیم صدای مناسبی نیست و نشان می دهد نیروی جسمانی در حال تحلیل است. همچنین امیر گفته اگر به کارم رسیدگی نکنند دست به اعتصاب غذای تر هم خواهد زد.”

آقای امیرقلی همچنین در ادامه در پاسخ به این سئوال که آیا مسئولین زندان در این رابطه اقدامی کرده اند خاطر نشان کرد: “هیچیک از مسئولین برای بررسی خواسته هایش به وی مراجعه نکرده اند. امیدواریم مسئولین از نظر انسان‌دوستانه به مسائل نگاه کنند. و از روی بشر دوستی مراجعه کنند و ببینند چه می خواهد. آیا خواسته های قانونی یک متهم دلیل بر این است که به آنها رسیدگی نشود؟ امیر درخواستی خلاف قانون ندارد. و اگر قانونی است بایستی به آن رسیدگی شود. و مسئولین کشوری که قانون را رعایت نمی کنند بایستی به دلیل عدم رعایت قانون به زندان بروند. اگر قرار است کسی به خاطر عدم رعایت قانون به زندان برود، آقایان نیز باید به زندان بروند.”

امیر امیرقلی فعال دانشجویی سابق و زندانی سیاسی بند هشت زندان اوین، در دی‌ماه ۱۳۹۴ به اتهام «توهین به مقدسات»، «توهین به رهبری»، «اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی»، «اخلال در نظم عمومی از طریق شرکت در تجمعات» و «تبلیغ علیه نظام» از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی به ۲۱ سال حبس تعزیری محکوم شد. طبق ماده ۱۳۴ قانون مجازات و با تجمیع جرائم، حداکثر هفت سال و نیم از این مجازات قابلیت اجرا دارد. پرونده وی تاکنون جهت برگزاری دادگاه تجدیدنظر تعیین شعبه نشده است.

پیش‌تر، پدر این زندانی سیاسی در گفتگو با گزارشگر هرانا گفته بود: “امیر در بند هشت زندان اوین است که اکثر زندانیان آن خارجی هستند. وی به علت نامناسب بودن شرایط بهداشتی و در خطر بودن سلامت خود از جمله همزیستی اجباری با زندانیان دارای بیماریهای عفونتی همچون ایدز و هپاتیت بارها درخواست انتقال از این بند بر اساس اصل تفکیک جرائم را نموده است.”

Hadi Zarehs Foto.

پاورقی خاطرات خالد حردانی

 

خالد حردانی زندانی سیاسی زندان رجایی شهر در پاورقی خاطرات خود با اشاره به سعید پورحیدر و رمضان احمد کمال دو زندانی که در اعتصاب غذا بسر می برند، وضعیت این دو زندانی را بحرانی نوشته است.
متن کامل این پاورقی خاطرات به شرح زیر می باشد:
ایستاده بر تاریکی:
سعید پورحیدر روزنامه نگار زندانی لبهایش را دوخت!!
شاید باور هر نسلی این باشد که به نقطه عطف تاریخ رسیده است؛ اما اینطور که پیداست گویا مسائل ما مخصوصا در خاورمیانه و علاالخصوص در ایران حل شدنی نیست و آینده ما و فرزندان این سرزمین بیش از پیش نامعلوم و در تاریکی مطلق فرو رفته است.
خیلی از مشکلات ما و انسانیت امروزه بحران معنوی عمیق تری را در ذهنیت بشری پنهان می کند. در قرن عقلانیت ما همچنان شاهد فوران خشونت در سطح بی سابقه بوده ایم و این واقعا غم انگیز است که حس حرمت مقدس انسانی از میان ما رفته است، و این در زندان ها دو چندان و شاید غیرقابل تصور باشد که یک روزنامه نگار که می تواند تکیه گاه و روشنایی ضمیر انسانیت باشد برای مطالباتی هر چند کوچک دست به دوختن لبهای خویش بزند. لیکن خود را رها کرد صورت و تصویر غلام را پذیرفت خویشتن را فروتن ساخت؛ و تا به مرگ بلکه تا با مرگ، صلیب را مطیع کند…
اما سعید پورحیدر روزنامه نگار زندانی در یک اقدام اعتراضی به عدم رسیدگی به خواسته هایش با دوختن لبها دست به اعتراض و اعتصاب غذا زده است. وضعیت جسمانی این زندانی وخیم است. افت ناگهانی فشار خون و وضعیت ضعف جسمانی از یک سو و عدم اجازه تزریق سرم و اقدامات درمانی دیگر وی را در وضعیت نامناسبی قرار داده است. در گفت و گویی که با این زندانی داشتم اعلام کرد که در صورت عدم رسیدگی در روز شنبه دست به اعتصاب غذای خشک خواهد زد و این نگرانی من و دیگر دوستان را دو چندان کرده است و به شدت نگران جان این زندانی روزنامه نگار شدیم.
اما سعید تنها زندانی نیست که در اعتراض و اعتصاب است، بلکه رمضان احمد کمال دیگر زندانی کرد و اهل کوبانی سوریه نیز نسبت به عدم درمان خویش اعتراض کرده و از شنبه تا امروز در اعتصاب غذا است. او در روز چهارشنبه از حال رفته بود و او را به بیمارستان اعزام کرده اند ولی بعد از بهوش آمدن دوباره به زندان بازگردانده شد..! ما فقط تصویر پراکنده ای از رویدادهای تاریخ بشر هستیم…
پاورقی خاطرات خالد حردانی- زندان رجایی شهر کرج دوم اردیبهشت ۱۳۹۵

Hadi Zarehs Foto.

آخرین وضعیت علی معزی در زندان اوین

– علی معزی، زندانی سیاسی زندان اوین که از تومور مثانه، بیماری پروستات و ناراحتی کلیوی رنج می برد، روز چهارشنبه بعد از ظهر دچار مسمومیت شد.
به گزارش  ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، عصر چهارشنبه اول اردیبهشت ۱۳۹۵، علی معزی زندانی سیاسی بند هشت زندان اوین که از بیماری های مختلف رنج می برد، دچار مسمومیت غذایی شده و به بهداری زندان منتقل شده است.
یکی از نزدیکان آقای معزی در گفتگو با گزارشگر هرانا با تایید این خبر گفت: “بعد از ظهر چهارشنبه آقای معزی ظاهرا دچار مسمومیت و به بهداری زندان منتقل می شود که در آن جا به وی آمپول مسکن می زنند ولی حال وی بدتر می شود و مدام دچار حالت تهوع بوده و بالا می آورده و تا نیمه های شب در بهداری زندان بستری بوده است. پزشک به وی اعلام کرده بود که مسمومیت غذایی است. اما ایشان غذایی غیر از همان غذاهای زندان نخورده بوده است.”
این منبع نزدیک به آقای معزی در مورد حال عمومی وی در حال‌حاضر خاطرنشان کرد: “در آخرین تماسی که با خانواده داشته متوجه شدیم حال ایشان هم‌اکنون بهتر است.”
هرانا پیش تر گزارش کرده بود، این زندانی سیاسی از تومور مثانه، بیماری پروستات و ناراحتی کلیوی رنج می برد و همچنان با مخالفت مسئولین با مرخصی وی جهت درمان و اعزام به بیمارستان روبروست و از رسیدگی پزشکی در طول مدت زندان محروم بوده است.
لازم به یاد اوری است که آقای معزی در پرونده ای جدید در زندان به تبلیغ علیه نظام متهم شده است، او در آذرماه سال گذشته به شعبه بیست و هشت دادگاه انقلاب احضار و مجددا توسط قاضی مقیسه به یک سال حبس تعزیری محکوم شده است و در این دادگاه از حق وکیل نیز محروم بوده است. وی همچنین پیش از این یک بار دیگر با همین اتهام در دادگاه کرج محاکمه شده بود.
آقای معزی که سابقه بازداشت و زندان در دهه ۶۰ را نیز دارد، در پاییز ۸۷ دستگیر و به دو سال حبس تعزیری و سه سال حبس تعلیقی محکوم شده بود که پس از تحمل دو سال حبس در زندان رجایی شهر و آزادی از زندان، مجددا در خرداد ماه سال ۹۰ بازداشت شد.
یک منبع مطلع پیشتر و در ارتباط با وضعیت این زندانى سیاسى به گزارشگر هرانا گفته بود: على معزى یک بار براى درمان مثانه به بیمارستان خارج زندان آمد و بنا به دستور پزشک قرار بود براى درمان کلیه اقدام کند که موضوع پرونده جدید پیش آمد و به انفرادى رفت و بعد از برگشت به زندان هم مسئولین از اعزام مجددش خوددارى کردند.
على معزى به اتهام هوادارى از سازمان مجاهدین خلق به چهار سال حبس محکوم شده بود که تا پیش از تشکیل پرونده جدید قرار بود فروردین ماه سال ١٣٩۴ آزاد شود. نامبرده سپس بصورت غیابی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به یک سال حبس تعزیری محکوم شد.
گفتنى است این زندانى سیاسى در طول بیش از چهار سال حبس هرگز به مرخصى اعزام نشده است.
بند هشت «بدترین بند زندان اوین» و «تبعیدگاه جدید زندانیان سیاسی اوین» توصیف شده است که در آن تعداد زیادی از زندانیان سیاسی و امنیتی بر خلاف اصل تفکیک جرائم در ازدحامی فوق العاده و بدون امکانات و شرایط بد بهداشتی به همراه زندانیان غیرسیاسی نگهداری می شوند و اعتراضات مکرر زندانیان و خانواده ها نیز تا کنون راه به جایی نبرده است.

پایان اعتصاب غذای افشین سهراب‌زاده

پایان اعتصاب غذای افشین سهراب‌زاده
كانون حمایت از خانواده جان باختگان و بازداشتی ها 3ارديبهشت اعلام کرد: افشین سهراب‌زاده، زندانی سیاسی کرد که از روز یکشنبه ۲۳ فروردین‌ماه در اعتراض به محرومیت از رسیدگی درمانی و بی‌توجهی مسئولین به وخامت حال وی، با دوختن لب‌هایش اعلام اعتصاب غذا کرده بود، با قول مساعدت مسئولین زندان مبنی بر پیگیری خواسته‌هایش به اعتصاب خود پایان داد.
مسئولین زندان اظهار داشته‌اند که در این ماه در خصوص درخواست اعزام به مرخصی استعلاجی‌اش با دادستانی صحبت کرده و وضعیت وی را پیگیری می‌کنند. افشین سهراب‌زاده اعلام کرده است که در صورت عدم رسیدگی به وضعیت وی تا ماه آینده، اقدام به خودکشی خواهد کرد.
لازم به یادآوری است که در روز پنج شنبه ۵ فروردین‌ماه، افشین سهراب‌زاده در پی وخامت حال به بیمارستان میناب اعزام و پس از یک روز به زندان میناب بازگردانده شد. به این زندانی سیاسی اعلام‌شده است که امکان معالجه وی در میناب وجود ندارد و باید در اسرع وقت به یکی از بیمارستان‌های مجهز در شهرهای بزرگ منتقل شود. این در حالی است که با توجه به هزینه‌های بالای معالجه، امکان درمان وی در این بیمارستان‌ها مقدور نمی‌باشد.

Sara Telaidars Foto.

تداوم فشارها بر فعالین مدنی کرد در سنندج

dein ProfilbildReza Amiri

در ادامه فشار نیروهای اطلاعاتی بر سر فعالین مدنی کرد، یک فعال محیط زیست زن، از سوی نیروهای اطلاعاتی مورد تهدید قرار گرفته است.

اسونیوز:بنابه خبرهای منتشره، روز 21 فروردین ماه سهیلا محمدی فعال زیست محیطی و شهروند کرد اهل سنندج، از سوی شعبه 2 دادگاه انقلاب سنندج به اتهام “برپایی وشرکت در کمپین حمایت از کانی بل و جمع اوری 5 هزار امضا” دادگاهی شد و همچنین از سوی قاضی اسکندری به اتهام “اقدام علیه امنیت ملی و اختشاش در افکار عمومی” متهم شناخته شد.

سهیلا محمدی فعال زیست محیطی و سخنگوی پشین کمپین نجات کانی بل، به دلیل اعصاب غذای یک هفته ای در دادگاه انقلاب شهر سنندج علیه وی پرونده ای تشکیل شد.

همچنین پس از شرکت در مراسم نوروز در روستای قصریان سنندج از سوی دادگا پروه نده ای دیگر تشکیل شده و همچنین از سوی اداره اطلاعات تهدید شده که نباید در هیچ یک از مراسمات روز جهانی کارگر شرکت بعمل اورد.

جلالی زاده؛ بگذارید اهل سنت در مسایل مذهبی خودشان آزاد باشند

جلال جلالی زاده، استاد دانشگاه تهران و نماینده سابق مجلس در واکنش به اعمال محدودیتهای جدید بر اهل سنت استان کردستان در اجرای مناسک مذهبی خود با انتشار نامه ای سرگشاده خواهان پایان دادن به این رویه شد.
ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ۲۹ فروردین ماه خبرگزاری هرانا با انتشار سندی از اعمال محدودیت مضاعف بر جامعه اهل سنت کردستان خبر داده بود. بنا بر این گزارش طی بخشنامه ادارات اوقاف شهرستان‌های استان کردستان، هیئت امنای مساجد حق هیچ گونه عزل و نصب پیش‌نماز و یا برگزاری کلاس قرآن بدون تایید مرکز بزرگ اسلامی را ندارند. مرکز بزرگ اسلامی که مسئول رسیدگی به امور مذهبی اهل سنت است نهادی وابسته به حکومت است که زیر نظر نمایندگان ولی فقیه که رهبری شیعه است فعالیت میکند.
دکتر جلالی زاده استاد دانشگاه تهران، دبیر شورای هماهنگی اصلاح طلبان کرد و مدیر مسئول سابق هفته نامه سیروان در واکنش به محتوای این سند با نگارش نامه ای سرگشاده مراتب اعتراض خود را اعلام داشت و خواستار پایان دادن به محدودیت های مضاعف قانونی بر جامعه اهل سنت شد. متن کامل این نامه عینا در پی می آید؛
اخیرا نامه ای از سوی نمایندگی اوقاف در شهرستان دهگلان خطاب به هیات امنای مساجد در ارتباط با تعیین امام جماعت و برگزاری کلاس های قرآن در گروه های مجازی منتشر شده که نمی توان جز اظهار تاسف و تحسر برای چنین روزگاری که جبرا درآن زندگی می کنیم و برای چنین مردمی که از ساده ترین حقوق مذهبی خود محرومند و نیز برای چنین مسوولی که هنوز نمی داند مسلمانان منطقه از چه گروه های تشکیل شده اند؟ نمی توان نکته دیگری گفت.
دراین راستا لازم دانستم چند نکته را از روی دلسوزی و خیر خواهی بیان کنم: اولا باید این رییس اوقاف که به ناحق براین صندلی نشسته بداند که متولی اوقاف در هر منطقه باید اهل آن منطقه و از پیروان مذهب اکثریت باشد همانگونه که در اکثر کشورهای اسلامی اهل تشیع از چنین حقی برخوردار هستند.
ثانیا نه تنها طبق آموزه های فقهی فریقین بلکه مطابق نص حدیث شریف نبوی اقتدا به امامی که مورد تایید ما مومین نیست حرام یا مکروه است. شما چگونه امامی را که مورد تایید مردم نیست می خواهید به زور بر آنان تحمیل نمایید؟ در کدام آیه قرآن تعلیم قرآن منوط به اجازه حکومت شده است؟
ایجاد محدودیت بیشتر برای اهل سنت درچنین مقطعی که در ادامه برنامه های تاسیس مرکز بزرگ برای حکومتی کردن روحانیان اهل سنت، تاسیس شورای برنامه ریزی، پخش اذان اهل تشیع هم زمان با اذان اهل سنت درشبکه کردستان که درنوع خود در دنیا بی نظیر است. انتقال امتحان روحانیون اهل سنت از دانشگاه تهران به مجمع تقریب و اخیرا چنین تصمیمی که گامی برای دولتی کردن مساجد و خارج کردن آن ها ازجنبه مردمی بودن و برداشتن گامی دیگر برای تعطیلی مساجد است.
متاسفانه درکردستان به سبب همین سیاست ها هرروز شاهد خالی شدن مساجد از نمازگزاران وغالب شدن فضای بی تفاوتی نسبت به مسایل دینی و یا دین گریزی ازسوی جوانان هستیم چون اساس دین بر اختیار نهاده شده است نه مبلغ تحمیلی از سوی دولت و نمونه آن سخنرانی اینجانب درسال گذشته درمسجد بهاران بود که موکول به گرفتن اجازه از مرکز بزرگ اسلامی شد. آیا در جامعه ای که سخنرانی مذهبی منوط به اجازه مقامات حکومتی (البته مرکز بزرگ رسمیت ندارد) باشد می توان دین حقیقی را به مردم گفت وجوانان را جذب دین نمود؟ بگذارید اهل سنت در مسایل مذهبی خودشان آزاد باشند همانگونه که اهل تشیع درجهان اسلام آزادند.
امروز درسایه فضاهای مجازی و رسانه های گروهی هر کس برای خودش مسجد و عبادتگاه و منبری دارد پس شایسته نیست ما بیخود و بی جهت بهانه به دست مخالفان دهیم و با توجه به وضعیت ناگوار و بحرانی خاورمیانه آب در آسیاب افراطگرایان و تفرقه اندازان نریزیم.
Hadi Zarehs Foto.

روزشمار نه سال حبس احمد تمویی

احمد تمویی زندانی سیاسی زندان ارومیه است که از سال ۸۶ در زندان های مختلف نگهداری شده، او شکنجه های متعددی از قبیل «شلاق خوردن»، «آویزان شدن»، «ضرب و شتم» و «سوزاندان بدن با سیگار» را تجربه کرده است. وی هم‌ اکنون در بند ۱۲ زندان ارومیه در نهمین سال حبس مشغول گذراندن حکم ۱۵ سال حبس تعزیری خود است. گزارش پیش رو روزشمار از ۹ سال حبس این زندانی سیاسی است.
احمد تموئی در تاریخ ۲ آبان ۱۳۸۶ در مهاباد در کنار «غار تاریخی سهولان» در حالی که روی موتور سیلکت شخصی اش نشسته بود توسط نیروهای سپاه پاسداران دستگیر و به سپاه ارومیه منتقل شد.
در مدت بیست روز نخست در بازداشتگاه بی نام و نشانی نگهداری می شد که به ندرت زندانیان سیاسی را به آن‌جا منتقل می کنند. در این بازداشتگاه تحت انواع مختلف شکنجه ها از قبیل «شلاق زدن» و «آویزان کردن»، «ضرب و شتم» و «سوزاندان بدن با سیگار» قرار گرفت.
بعد از بیست روز، وی به بازداشتگاه دیگری به نام «۲۱ رمضان» منتقل و شدت شکنجه ها کاهش یافت و در حد ضرب و شتم و توهین و تحقیر بوده و به مدت یک‌ماه در این بازداشتگاه نگهداری شد.
سپس وی را به زندان مهاباد منتقل کردند. این زندانی سیاسی در تاریخ ۱۰ دی‌ماه سال ۸۶ در شعبه یک دادگاه انقلاب به اتهام «محاربه از طریق عضویت در پژاک» محاکمه شد.
در مدت محاکمه، وکیل این زندانی تحت فشار قرار گرفت و قادر نشد است به طور شایسته از وی دفاع کند. حتی در زندان مهاباد حفاظت زندان دوبار احمد تمویی را احضار و به وی می گویند «وکیلت خوب نیست و کلاهبردار است و سعی کن وکالت این وکیل را لغو کنی.» اما با تمامی این فشارها وکیل وی کار خودش را انجام داد هر چند شاید به طوری که می بایست، نتوانست از وی دفاع کند.
احمد تمویی در یک جلسه ۷ الی ۸ دقیقه ای بدون اجازه دفاع شفاهی محاکمه می شود و تنها وکیل وی لایحه دفاعی نوشت که به دلیل فشارها بسیار محافظه‌کارانه بود.
بعد از ۱۰ الی ۱۸ روز حکم وی صادر و به اتهام محاربه به ۱۵ سال حبس و تبعید در زندان ارومیه محکوم و در اردیبهشت‌ماه ۸۷، حکم وی در شعبه ۱۰ دادگاه تجدید نظر استان عینا تایید شد.
این زندانی سیاسی در تاریخ ۱۸ شهریور ۸۷، از زندان مهاباد به زندان ارومیه تبعید شد.
در تاریخ ۱۱ دی‌ماه سال ۸۹، زمانی که «حسین خضری» دیگر زندانی سیاسی را برای اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی منتقل کرده بودند، وی را نیز به همراه چند تن از زندانیان سیاسی هم‌چون حبیب‌الله گلپری‌پور، حسین میرزایی و علی‌احمد سلیمان به سلول انفرادی منتقل کردند. وی در سلول انفرادی شماره ۷ زندان ارومیه نگهداری می شد و در شب ۱۵ دی‌ماه ۸۹ وقتی حسین خضری را از انفرادی شماره یک برای اجرام حکم اعدام بردند، وی شاهد بود که ماموران اجرای حکم این زندانی سیاسی را «به طرز فجیعی» منتقل کردند.
از صبح ۱۵ دی‌ماه ۸۹ این زندانی سیاسی به همراه حبیب‌الله گلپری‌پور تا تاریخ ۲ بهمن ۸۹ دست به اعتصاب غذا زدند و در این تاریخ به داخل بند منتقل شدند.
وی بعد از چند روز در تاریخ ۲۵ بهمن ۸۹ از زندان ارومیه به انفرادی اداره اطلاعات منتقل شد و از بدو ورود مورد ضرب و شتم و توهین تحقیر قرار گرفت.
بعد از دو روز او را به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «ارتباط با رسانه های بیگانه» تفهیم اتهام و مورد بازجویی قرار دادند.
این زندانی سیاسی حدودا به مدت یک‌ماه در این بازداشتگاه با ضرب و شتم و توهین و تحقیر مورد بازجویی قرار گرفت.
نهایتا، در تاریخ ۲۷ بهمن ۸۹، به دلیل این‌که هیچ مدرکی در مورد این اتهامات وجود نداشت، پرونده وی به دادگاه ارسال نشد و دوباره آقای تموئی را به زندان ارومیه منتقل کردند.
در تاریخ آذرماه سال ۹۰، این زندانی را همراه علی‌احمد سلیمان، یوسف کاکه‌ممی، جهانگیر بادوزاده و حبیب‌الله گلپری‌پور به سلول انفرادی منتقل کردند. دلیل این کار توسط مسئولین زندان این‌گونه عنوان شده بود که شما قصد دارید در روزهای تاسوعا و عاشورا بی احترامی کنید. اما زندانیان در خصوص این انتقال باور داشتند چون نهاد اطلاعات در داخل زندان ارومیه دفتری تاسیس کرده و زندانیان را احضار و مورد تحقیر و ضرب و شتم قرار می داد و این زندانیان هیچگاه حاضر نشده بودند به احضارهایشان پاسخ داده و به این دفتر مراجعه کنند به انفرادی تنبیهی منتقل شدند.
احمد تمویی در شرایط بسیار نامناسبی در سلول شماره ۴ این زندان در فصل زمستان این شهر سردسیر بدون هیچ‌گونه سیستم گرمایشی و یا حتی پتو و لباس گرم به مدت حدود ۲۱ روز نگهداری و سپس به همراه دیگر زندانیان به داخل بند منتقل شد.
به دلیل سرمای زیاد آن مدت انفرادی، کلیه های احمد تموئی عفونی شده و تاکنون نیز کلیه هایش به دلیل عدم درمان دچار مشکل هستند.
در تاریخ ۲۴ بهمن ۹۰ تا ۲۶ بهمن نیز این زندانی سیاسی را به اداره اطلاعات منتقل کرده و بدون هیچ سئوال توضیحی در سلول انفرادی نگهداری کردند. در این مدت حبیب‌الله گلپری‌پور احضار می شود و از او وصیت نامه خواسته و گفته بودند اجرای حکم اعدامت آمده است.
در تاریخ ۲۰ مهر ۹۱، باردیگر احمد تموئی به همراه جهانگیر بادو زاده، یوسف کاکه‌ممی، علی احمد سلیمان و مصطفی علی احمد به سلول های انفرادی اداره اطلاعات منتقل شدند. دوباره به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «ارتباط با رسانه های بیگانه»، «جاسوسی به نفع اجانب» و اتهامات دیگری برای این زندانیان سیاسی پرونده تشکیل شد. دلیل این اقدام صحبت با «احمد شهید» گزارشگر ویژه سازمان ملل عنوان شده بود.
این بار احمد تموئی به مدت دوماه در سلول انفرادی مورد شکنجه های شدید روحی و روانی قرار گرفت و بازجویی شد. ده روز آخر این دوره سلول انفرادی تنها صحبت و تهدید بود و شکنجه و بازجویی متوقف شده بود و از وی درخواست کردند تا مصاحبه ای [تلویزیونی] انجام دهد. حتی با اینکه این زندانی تهدید شده بود که حکمش به اعدام تبدیل خواهد شد، با این حال احمد تمویی درخواست مصاحبه را رد کرد. این بار نیز پرونده وی به دلیل نبود مدرک به دادگاه ارسال نشد و در۲۰ آذر ۹۱ این زندانی را با چشم‌بند مخصوص زندانیان اعدامی به صورت دستبند از پشت و پابند به زندان رجایی‌شهر کرج منتقل و تبعید کردند. در بین راه ماموران به وی توهین می کردند که با اعتراض احمد تموئی وی را مورد ضرب و شتم قرار دادند، به طوری که صورت وی کبود شده بود.
زندان رجایی‌شهر، این زندانی را به دلیل انتقال غیرقانونی نمی پذیرفت و در نهایت در تاریخ ۲۲ آذر ماه وی را به دادسرای امنیت زندان اوین بردند. در اجرای احکام عنوان شد که تبعید ایشان غیرقانونی است. چراکه حکم وی تبعید در زندان ارومیه است. مجوز موقتی برای نگهداری وی در زندان رجایی‌شهر صادر شد و عنوان شد این زندانی بایستی به زندان ارومیه بازگردد.
آقای تموئی به مدت ۷ ماه در اندرزگاه ۴ سالن ۱۲ زندان رجایی‌شهر کرج نگهداری و تنها اجازه تماس تلفنی داشت.
۲۶ تیرماه ۹۰ دوباره این زندانی سیاسی به زندان ارومیه منتقل شد. در این انتقال نیز آقای تموئی توسط مسئولین قضایی و زندان ارومیه تحویل گرفته نمیشد و به ماموران تهران عنوان میشد که این زندانی برای تنبیه به زندان رجایی شهر تبعید شده است. ولی نهایتا بعد از یک‌روز کشمکش و گرداندن در تمامی دادگاهّای این شهر، زندان ارومیه وی را پذیرفت و به بند ۱۲ این زندان منتقل شد.
بعد از این انتقال، در تاریخ اول شهریور ماه، دفتر نهاد اطلاعات زندان ارومیه احمد تمویی را احضار کرد ولی این زندانی با عنوان این‌که این احضار غیرقانونی است از مراجعه خودداری نمود. با مراجعه ماموران «گارد» زندان دستان وی را از پشت دستبند زده و به دفتر مذکور منتقل کردند و از بدو ورود مورد ضرب و شتم شدید و توهین و تحقیر قرار گرفت و دوباره به سلول انفرادی منتقل و بعد از حدودا یک‌ هفته به بند ۳۴ که مخصوص زندانیان با جرائم خطرناک است منتقل و در شرایطی نامناسب به صورت «کف خواب» نگهداری شد.
در تاریخ ۱۴ آذر ۹۱ قرار بود به مناسبت چهلم حبیب‌الله گلپری‌پور اعتصابی توسط ندانیان صورت بگیرد احتمالا به همین خاطر احمد تمویی در تاریخ ۱۳ آذر ماه بار دیگر به همراه ۴ الی ۵ زندانی دیگر به بازداشتگاه انفرادی اداره اطلاعات منتقل شد.
این زندانیان از بدو ورود دست به اعتصاب غذا زدند و درخواست مسئولین اداره اطلاعات مبنی بر شکستن اعتصاب را رد کردند. روز دوم احمد تمویی برای بازجویی منتقل شده و در ضمن بازجویی با چشم‌بند به مدت سه الی چهار ساعت به هر سئوالی که پاسخ می داد، مورد ضرب و شتم قرار می گرفت و سرانجام با توهین تحقیر دوباره به انفرادی منتقل شد. بعد از پنج روز احمد تمویی به همراه دیگر زندانیان سیاسی به بند عمومی زندان منتقل شد.
در اسفند ماه سال ۹۲ این زندانی سیاسی تهدید کرد که در صورت عدم انتقال به بند زندانیان سیاسی در اعتراض به شرایط نامساعد نگهداریش در بین زندانیان خطرناک دست به اعتصاب غذا خواهد زد که مسئولین زندان پیش از اعتصاب غذا، با درخواست وی موافقت کردند.
وی در سال ۹۳ نیز همراه تعدادی زندانی سیاسی دیگر به اعتصاب غذای ۳۳ روزه ای مبادرت کرد.
احمد تمویی هم‌اینک در بند ۱۲ زندان ارومیه همراه دیگر زندانیان سیاسی مشغول تحمل حبس است و هیچ‌گاه به مرخصی اعزام نشده است. او محکوم به ۱۵ سال حبس تعزیری است

خارج کردن کلیه امید کوکبی به علت ابتلا به سرطان در زندان

خارج کردن کلیه امید کوکبی به علت ابتلا به سرطان در زندان

 

 

پزشکان کلیه راست امید کوکبی فیزیکدان زندانی ایرانی را، به علت عارضه تومور بدخیم سرطانی، به طور کامل از بدنش خارج کردند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از بی بی سی، به گزارش یک منبع آگاه، آقای کوکبی امروز چهارشنبه اول اردیبهشت در بیمارستان سینای تهران مورد عمل جراحی قرار گرفته است. این منبع از قول پزشک معالج امیدکوکبی گفت که با توجه به وضعیت بیماری وی، در صورت ادامه حبس، جان این زندانی در خطر خواهد بود.

آقای کوکبی، دانشجوی دکترای فیزیک با تخصص لیزر در دانشگاه آستین تگزاس، بهمن ماه سال ۱۳۸۹ هنگام خروج از ایران در فرودگاه بازداشت و بعد از چند ماه به اتهام “ارتباط با دولت متخاصم” و “کسب مال نامشروع” به ۱۰ سال زندان محکوم شد.

حکم ۱۰ سال حبس امید کوکبی در دی ماه ۱۳۹۳ مجددا تایید شد. به گفته آقای کوکبی حکم دادگاه بر اساس اعترافات اجباری خلاف واقع صادر شده است.

او از ۵ سال و ۳ ماه پیش بدون مرخصی در زندان به سر می برد. امید کوکبی در این مدت، چندین بار با دفع سنگ کلیه و خونریزی داخلی ناشی از آن دست و پنجه نرم کرده است.

پیشتر، سعید خلیلی وکیل این زندانی به ایلنا گفته بود: “اگرچه دیوان عالی کشور در رای صادره خود در تاریخ ۱۹/۷/۱۳۹۳ جرم انتسابی را فاقد مستندات کافی دانسته بود، اما در هر صورت این حکم در شعبه هم‌عرض (شعبه ۵۴) بدون التفات به مفاد رای دیوان، ابرام شد.”

۱۸ برنده جایزه نوبل فیزیک اواخر سال ۲۰۱۴ در نامه‌ای به رهبر ایران خواهان آزادی او شدند. آنها در نامه خود نوشتند آقای کوکبی “تنها به خاطر امتناع از همکاری با مراکز تحقیقات نظامی جمهوری اسلامی ایران” زندانی شده است.

سعید خلیلی به ایلنا گفته است:‌ “صرف‌نظر از کفایت ادله و مستندات ارائه شده در لوایح دفاعیه و نیز رای دیوان در اثبات بی‌گناهی او، اکنون علاوه بر اینکه طبق قانون بیش از دو سال است که شرایط و استحقاق برخورداری از آزادی مشروط را دارد و آقای جواد لاریجانی هم در اسفند۱۳۹۳ در گفتگویی با شبکه دوم تلویزیون جمهوری اسلامی وعده عفو و آزادی وی را داده بود، با کمال تعجب نمی‌دانیم چه دست‌هایی تاکنون مانع تحقق این همه راه‌ها برای آزادی ایشان شده‌اند.”

این وکیل افزوده است که براساس قوانین کشور امکان تعویق مجازات آقای کوکبی به دلیل بیماری وجود دارد. به گفته او: “در عین حال هم علاوه بر آزادی مشروط اکنون ایشان بر اساس ماده ۵۰۲ آیین دادرسی کیفری شرایط توقف اجرای حکم و آزادی را دارد.”

این ماده قانونی تصریح دارد: “هرگاه محکوم علیه به بیماری جسمی یا روانی مبتلا باشد و اجرای مجازات موجب تشدید بیماری یا تأخیر در بهبودی وی شود، قاضی اجرای احکام کیفری با کسب نظر پزشکی قانونی تا زمان بهبودی، اجرای مجازات را به تعویق می‌اندازد.”

آقای کوکبی سال پیش در نامه ای از زندان نوشت که دانشمندان نباید در فعالیت هایی که ممکن است خطراتی برای بشر داشته باشد شرکت کنند.

گزارش ماهانه؛ نگاهی اجمالی به وضعیت حقوق بشر ایران در فروردین۹۵

خبرگزاری هرانا – آنچه در پی می‌آید گزارش اجمالی و ماهیانه وضعیت حقوق بشر در ایران در دوره زمانی فروردین‌ماه ۹۵ است که به همت نهاد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران تهیه‌شده است، این گزارش با توجه به حجم محدود آن و نیز به دلیل عدم اجازه فعالیت گروه‌های مستقل مدافع حقوق بشر در ایران نمی‌تواند بازتاب‌دهنده کامل وضعیت حقوق بشر در ایران باشد.

لازم به یادآوری است بخش آمار این تشکل به‌صورت سالانه گزارش مفصل‌تر خود را به اشکال آماری و تحلیلی از وضعیت حقوق بشر در ایران منتشر می‌کند.

گزارش تفصیلی، آماری نقض حقوق بشر در فروردین‌ماه ۱۳۹۵

در فروردین‌ماه سال ۱۳۹۵ نقض سامانمند حقوق بشر در ایران همچنان مانند گذشته ادامه داشت و در این ماه با اجرای اعدام ۲۷ نفر در استان‌های گیلان، خراسان جنوبی، رضوی، آذربایجان غربی و همچنین البرز، روند اعدام ها از سر گرفته شد.

اعدام

از برجسته‌ترین گزارش‌های اعدام در این ماه باید به اعدام دست‌کم هفت محکوم به اعدام (قصاص) در زندان رجایی‌شهر کرج و همچنین اعدام هفت زندانی شامل پنج مرد و دو زن در ارتباط با جرائم مواد مخدر در زندان مرکزی بیرجند و به دار آویخته شدن چهار زندانی در زندان ارومیه اشاره کرد.

یکی از موردتوجه‌ترین و بحث‌برانگیزترین گزارش‌ها در این زمینه اعدام رشید کوهی، متهم جرایم مواد مخدر بدون حق تجدید نظر بود.

در فروردین‌ماه ۹۵سال در کنار تمام اعدام‌های صورت گرفته، شاهد بخشش و نجات  محکومین به قصاص بودیم کهنجات یک محکوم به اعدام پس از ۱۰ سال و آزادی ۸ زندانی محکوم به اعدام در استان گلستان ازجمله آنها بود.

حقوق اقلیت‌ها

این ماه همچنین با تداوم تعرض به حقوق اولیه اقلیت‌های قومی و دینی در ایران همراه بود که از بارزترین آنها، می توان احضار ملک محمد آبادیان توسط اطلاعات سپاه ، بازداشت تعداد زیادی از شهروندان عرب استان خوزستان،بازداشت افشین حسین پناهی در دهگلان، اجرا حکم شلاق برای پنج فعال اردبیلی، بازداشت و بی خبری از دو  برادر در کردستان و همچنین بازداشت یک شهروند در چابهار را نام برد.

در رابطه با نقص حقوق شهروندان بهایی شاهد تبعیض و آزار و اذیت کمتری بودیم.

درزمینهٔ حقوق شهروندان اهل سنت نیز گزارش‌هایی منتشر گردید. گزارش‌های اعمال محدودیت انتخاب پیش نماز و برگزاری کلاس قرآن در کردستان و بازداشت روحانی اهل سنت در میرجاوه بخاطر انتشار عکس تخریب خانه های مردم ازجمله آنها بود.

حقوق کودکان

درزمینهٔ نقض حقوق کودکان نیز گزارش‌هایی منتشر گردید که برجسته‌ترین آن‌ها عبارت بودند ازمجروح شدن شش دانش آموز در میدان تیر بجنورد، ازدواج دختری چهارده ساله و همچنین وجود ۳۱۲۶ دانش‌آموز بازمانده از تحصیل در همدان  .

یکی از موردتوجه‌ترین و بحث‌برانگیزترین گزارش‌ها در این زمینه تجاوز و قتل فجیع دختر شش ساله افغانستانی در ورامین بود.

حقوق زنان

درزمینهٔ حقوق اولیه زنان در ایران همچنان در ماهی که گذشت قدم جدی برای تحقق شعار برابری جنسی از سوی دستگاه حاکمه برداشته نشد و زنان ایرانی همچنان شاهد نقض متعدد حقوق خود بودند. از پراهمیت‌ترین گزارش‌ها نقض حقوق بشر در حوزه حقوق زنان به فوت ۵ نفر از زنان معتاد جمع‌آوری شده، شانس زنان در کاریابی، نصف مردان ، اسید پاشی بر روی  یک دختر جوان در در تهران، ممنوعیت ایجاد رستوران در نزدیکی دبیرستان دخترانه و آرایشگاه زنانه و همچنین زن‌کُشی به‌خاطر فعالیت در فضای مجازی اشاره کرد.

کارگری

رویدادها و اخبار کارگری در فروردین‌ماه ۹۵  پرشمار بود ازجمله آنها می توان به سومین جلسه محاکمه کارگران سنگ آهن بافق ، اخراج ۱۵۰ کارگر معدن جو در طبس ، بازداشت تعدادی از کارگران مجتمع مس میدوک ، اخراج  سی کارگر رسمی چاپخانه مجاب اشاره کرد.

همچنین در این ماه ۱۳ مورد مربوط به مرگ کارگران در محل کار گزارش شده است.

اصناف

در حوزه اصناف و حقوق صنفی هم این ماه خالی از حوادث نبود. چنانکه: پلمپ شدن  ترنجستان سروش و پلمپ آژانس هواپیمایی به دلیل تبلیغ کنسرت از برجسته‌ترین‌های این بخش بودند.

بهداشت و محیط زیست

درزمینه ی بهداشت و محیط ‌زیست در این ماه گزارش‌های متعددی منتشر شد که غالب آن‌ها با موضوع آلودگی هوا ، محیط‌زیست و کمبود آب در کشور بود که ازجمله مهم‌ترین آن می توان به هفت مرکز استان در معرض بحران کمبود آب هستند، دریاچه نمک «حوض سلطان» خطر بالقوه زیست‌محیطی برای تهران، گرد و خاک در هوای اهوازودریای خزر قربانی فاضلاب وآلودگی نفتی اشاره کرد.

گزارش‌های مورد توجه

در این بخش سعی شده به گزارش‌هایی از نقض حقوق بشر در فروردین‌ماه  که با حساسیت و توجه بیش‌تری از سوی افکار عمومی مواجه شدند، اشاره شود. بدیهی ست که این توجه بیش‌تر، الزاماً به معنی شاخص بودن این دسته از گزارش‌های به لحاظ حجم نقض حقوق بشر نیست.

ازجمله گزارش‌ها با توجه خاص می‌توان به ناگفته‌های یک قربانی اسیدپاشی، قبل از مرگ ، احتمال سرایت طاعون در حیات‌وحش در سرخه‌حصار ، تلفات بیماری تب برفکی در بهشهر ، کودک ۱۰ ساله کرمانی خود را حلق آویز کرد،آخرین خبر از نوزاد رهاشده در کیسه زباله ، شکایت مجری زن از صدا و سیما، مرد دو زنه خانواده همسر اولش را به رگبار بست و اسیدپاشی در یکی از خیابان‌های تهران اشاره کرد.

همچنین تجاوز و قتل فجیع دختر شش ساله افغانستانی در ورامین  را نیز باید در زمره پر توجه ترین گزارش‌های فروردین‌ماه دانست.

گزارش‌های حقوق بشری، در سایه‌ی کم توجهی

در مقابل بخش قبل، بسیاری از گزارش‌های حقوق بشری اساساً با کم توجهی و بعضاً بی‌توجهی رسانه‌ها و افراد فعال در شبکه‌های اجتماعی که به هر ترتیب تشکیل‌دهنده‌ی قسمتی از افکار عمومی هستند؛ روبه‌رو شدند. گفتنی است این نوع کم توجهی‌های بعضا غیر تعمدی یا بعضا تبعیضات هدفمند، زمینه بیشتری از تداوم و گسترش نقض حقوق بشر را فراهم می‌آورد.

برای انتخاب مورد اول در این دسته باید به گزارش دست‌کم هفت زندانی در زندان رجایی‌شهر اعدام شدند اشاره کرد که علیرغم اهمیت بالا، با واکنش و حساسیت زیادی در افکار عمومی روبرو نشد. همچنین  قطع شبانه درختان باغ ۵۰۰۰ متری دروس، زخم‌هایی که با روزنامه پانسمان می‌شوند؛ ترک تحصیل کودکان پروانه‌ای، خرج درمان هزاران کودک سرطانی یک شبه غیب شده‌ است، صدور حکم قصاص در پی یک قتل ناموسی، سه زندانی در رشت اعدام شدند، صدور چهار حکم اعدام در خراسان شمالی و همچنین ترور مقابل مسجد اهل سنت خاش نیز از دیگر گزارش‌هایی بود که در سایه کم توجهی از سوی افکار عمومی قرار گرفتند.

ضرب و شتم رمضان احمد کمال زندانی سیاسی زندان رجایی شهر

dein ProfilbildReza Amiri

رمضان احمد کمال زندانی سیاسی بند ۴ در سالن ۱۲ زندان رجایی شهر در حالی که در اعتصاب غذا به سر می برد، روز دوشنبه ۳۰ فروردین ماه ۱۳۹۵ زمان انتقال به بیمارستان مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

به گزارش بام، ارگان خبری بنیاد اکبر محمدی؛ یک مامور و سه سرباز به جای آماده کردن وی برای عمل جراحی او را وادار به نصب سرم غذایی کردند. رمضان احمد کمال در آن وضعیت به آنها ابراز کرده است که تنها باید برای عمل آماده شود نه اینکه او را وادار به شکستن اعتصاب غذا بکنند.

به گفته زندانیان زمانی که فشار خون رمضان احمد کمال روی ۷.۵ بوده است، ماموران زندان تنها به فکر شکستن اعتصاب غذای وی بوده اند نه درمان و رسیدگی به مشکلات او و با اعمال فشار، زور و ضرب و شتم قصد داشتند وی را وادار به شکستن اعتصاب غذا کنند.

لازم به یادآوری است که احمد کمال پیشتر در زندان های قزوین، اوین و رجایی شهر مورد ضرب و شتم ماموران قرار گرفته بود و در آخرین بار این رفتار خشونت آمیز و غیر انسانی و غیر قانونی ماموران منجر به آن شد که این زندانی بیش از هفت روز در کما و بیهوشی کامل به سر ببرد.

رمضان احمد کمال امروز با دستور مردانی رئیس زندان رجایی شهر و توسط ماموران زندان بدون درمان به سالن ۱۲ بازگردانده شد.

این زندانی از روز شنبه ۲۸ فروردین ماه ۱۳۹۵ در اعتراض به عدم رسیدگی پزشکی دست به اعتصاب غذا زده واعلام کرده تا رسیدگی کامل به وضعیت جسمانی و عمل جراحی دستش که از ناحیه بازو و مچ فلج شده است دست از اعتصاب غذا بر نخواهد داشت.

رمضان احمد کمال زندانی سیاسی و از شهروندان کرد سوریه در بهار ۱۳۸۷ به همراه دوست خود فرحان چالش به اشتباه وارد مرز ایران شد. رمضان احمد به واسطه همین اشتباه توسط مأموران وزارت اطلاعات مورد اصابت گلوله قرار گرفت و از ناحیه دست و پا به شدت آسیب دید و بعلت رسیدگی نکردن دست وی دچار آسیب جدی شده است. این زندانی بعد از زخمی شدن توسط مأموران بازداشت و به سلول‌های انفردی اطلاعات ارومیه سپرده شد.

این زندانی سیاسی در طی دو هفته بازداشت و نگهداری در انفرادی اطلاعات تحت سخت‌ترین نوع بازجویی و شکنجه‌ها قرار داشت. پس از دو هفته بازجویی و شکنجه دادگاه وی را به اتهام عضویت در حزب کارگران کردستان به اعدام محکوم کرده و حکم وی در دادگاه تجدیدنظر به ۱۰ سال حبس و تبعید به قروین کاهش یافت.

رمضان احمد کمال با وضعیت اسف بار به دلیل جراحت و وخامت جسمانی ابتدا به بند ۳۵۰ زندانیان سیاسی و امنیتی اوین و سپس به زندان رجایی شهر منتقل شد. این زندانی سیاسی از زمان بازداشت تا کنون در زندان‌های ماکو، قزوین، اوین و رجایی شهر نگهداری شده و در تمام مدت زمان بازداشت خود از کوچکترین حقوق انسانی محروم مانده است.

Hadi Zarehs Foto.