با عدم‌ حضور قاضی، جلسه دادگاه محمد نجفی به تعویق افتاد

 

جلسه دادگاه محمد نجفی وکیل دادگستری به دلیل عدم‌حضور قاضی شعبه ۱۰۲ کیفری در شازند از توابع استان مرکزی برگزار نشد. اتهام آقای نجفی در این دادگاه «تشویش اذهان عمومی» است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز محمد نجفی وکیل دادگستری در معیت وکلای خود آقایان پیام درفشان و آرش کیخسروی برای رسیدگی به اتهام “تشویش اذهان عمومی” در شعبه ۱۰۲ کیفری شازند از توابع استان مرکزی حاضر شد با اینحال به دلیل عدم حضور قاضی دادگاه برگزار نشد و رسیدگی به پرونده برای مدت نامعلومی به تعویق افتاد.
یک منبع مطلع در گفتگو با گزارشگر هرانا با تایید این خبر گفت “محمد نجفی وکیل دادگستری و از وکلای فعال در زمینه حقوق بشر، هم اینک به قید وثیقه در این پرونده آزاد است.”
پیشتر هرانا گزارش کرده بود دادستان انتظامی کانون وکلای استان مرکزی (اراک)، با استناد به شکایت یک شهروند مجهول الهویه، آقای محمد نجفی را با مجموعه‌ای از اتهامات سیاسی مورد پیگرد قرار داده است.

“شرکت در تحصن غیرقانونی نسرین ستوده”، “هواداری از نسرین ستوده و نوریزاد”، “وبلاگ نویسی و نوشتن مطالب انتقادی در فیسبوک” بخشی از موضوعاتی است که به عنوان اتهامات آقای نجفی در این پرونده مطرح شده‌ است.

نسرین ستوده، یکی از وکلای آقای نجفی در این رابطه به گزارشگر هرانا گفته بود دادگاه انتظامی وکلا نمی تواند یک وکیل را رأسا با اتهامات سیاسی و امنیتی محاکمه کند و فقط در صورتی می تواند به چنین موضوعاتی وارد شود که قبلا دادگاه صالحی درباره چنین اتهاماتی رأی صادر کرده و وکیل را محکوم کرده باشد.

گفتنی است شاکی اولیه با عنوان “امضاء محفوظ” خود را “فردی از آحاد جامعه” معرفی کرده و مدعی شده است که محمد نجفی با اقدامات “دشمن‌شادکن” زمینه انحراف جوانان را فراهم می کند.

شهرستان شازند یکی از شهرستانهای استان مرکزی است. مرکز این شهرستان، شهر شازند است که در ۳۳ کیلومتری جنوب غربی اراک قرار دارد.

Hadi Zarehs Foto.

بازداشت صبری حسن پورمجری شبکه “سیمای رهایی” در تهران

dein ProfilbildReza Amiri

صبری حسن پور سخنگوی کنگره ملی ایرانیان برای نجات ایران و مجری شبکه سیمای رهایی (فعال در هلند) که در پوشش دیدار با خانواده خود به ایران عزیمت کرده بود توسط نیروهای امنیتی دستگیر و به مکان نامعلومی انتقال داده شد.
سايت خبرى “جهان نيوز” وابسته به محافل اقتدارگرا در جمهورى اسلامى از بازداشت صبرى حسنپور فعال حقوق بشر و مجرى شبكه ماهواره اى سيماى رهايى خبر داده است.
گفتنى است حسنپور از طريق گفتگو با فعالان حقوق بشر در ايران و تهيه گزارش در خصوص آخرين وضعيت زندانيان سياسى، گامهاى بلندى در دفاع از حقوق بشر برداشته است.
گفت و گوهاى جذاب با بانو گوهر عشقى مادر ستار بهشتى، نسرين ستوده، محمد ملكى، محمد نوريزاد ، حشمت اله طبرزدى و ديگر فعالان حقوق بشر از جمله اقدامات اين فعال رسانه اى طرفدار حقوق بشر مى باشد.
همچنین یک منبع امنیتی که نخواسته که نامش فاش شود به رجا نیوز گفت : مقوله نفوذ فرهنگی آنچنان که بایسته و شایسته هست جدی گرفته نشده است و جای دارد در خصوص حضور و نفوذ افراد ضد انقلاب، سلطنت طلب و معاند به داخل کشور دقت بیشتری صورت بگیرد.
نهادهای ذیصلاح در خصوص جزئیات بازداشت آقای حس پور که سخنگویی نهادی سیاسی به نام “کنگره ملی ایرانیان برای نجات ایران” را نیز بعهده داشت و همچنین جزئیات سفر ایشان به ایران تاکنون اطلاع رسانی نکرده اند.
گفتنى است صفحه فيسبوك حسنپور پس از بازداشت از دسترس خارج شده است.نهادهای ذیصلاح در خصوص جزئیات بازداشت آقای حس پور که سخنگویی نهادی سیاسی به نام “کنگره ملی ایرانیان برای نجات ایران” را نیز بعهده داشت و همچنین جزئیات سفر ایشان به ایران تاکنون اطلاع رسانی نکرده اند.

وضعیت جسمی دو زندانی سیاسی تبعیدی کُرد بحرانی است

مقامات قضایی و امنیتی حکومت اسلامی ایران مخالفت خود را با معالجه پزشکی دو زندانی سیاسی کُرد در بیمارستان، اعلام کردند.
به گزارش آژانس خبررسانی کُردپا، زندانی سیاسی کُرد، افشین سهراب‌زاده در زندان مرکزی میناب با دوختن لبانش، دست به اعتصاب غذا زد.
وی در زندان مبتلا به سرطان روده و خونریزی داخلی گشته است.
یک منبع مطلع به نقل از مادر این زندانی اهل کرمانشاه به کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی گفته است: “حدود دو سال است که هر روز ما را از دادستانی کامیاران به سنندج و از آنجا به میناب و دوباره به کامیاران می‌فرستند که با مرخصی و درمان پسرم موافقت کنند.
افشین سهراب زادهپیش تر نیز گفتند باید دادستانی بندرعباس موافقت کنند. فرزندم (افشین) جز پوست و استخوان به دلیل ابتلا به سرطان روده، چیزی از وجودش نمانده است و در وضعیت جسمانی بسیار خطرناکی قرار دارد و می بایست در مراکز درمانی خارج از زندان تحت درمانی قطعی قرار بگیرد.”
افشین سهراب‌زاده که به تحمل ٢٥ سال حبس محکوم گشته از ٢٢ ماه جاری دست به اعتصاب غذا زده و برای تأمین هزینه‌های میلیونی درمان به کمک شهروندان نیازمند است.
علی‌رغم دستور کمیسیون پزشکی زندان‌های استان هرمزگان مبنی بر “بحرانی بودن وضعیت جسمی افشین” اما دادگستری استان کُردستان با اعزام به مرخصی درمانی او مخالفت می‌کند.
چندی پیش سازمان عفو بین الملل در بیانیه‌ای با عنوان “زندانی در نیاز مبرم به رسیدگی پزشکی” خواستار اقدام فوری در مورد وضعیت افشین سهراب‌زاده زندانی سیاسی محبوس و تبعیدی در زندان میناب شد.
ایوب اسدیاز سویی دیگر، ایوب اسدی در زندان مرکزی کاشمر با وجود گذشت ٤ سال حبس، همچنان از هرگونه مرخصی محروم گردیده است.
این زندانی سیاسی کُرد دچار دیسک کمر می‌باشد و دادگستری این شهر با اعزام به خارج زندان، ممانعت می‌کند.
دستگاه قضایی ایران حکم ٢٠سال حبس را برای ایوب اسدی صادر کرده و ایشان هم‌اکنون در زندان کاشمر در استان خراسان رضوی دوران تبعید را سپری می‌کند.

Weniger anzeigen

2 Fotos

با ادامه اعتصاب غذا وضعیت جسمی امیر امیرقلی رو به تحلیل است

 
وضعیت جسمی امیر امیرقلی فعال دانشجویی سابق و زندانی سیاسی زندان اوین که در اعتراض به شرایط نگهداری اش در دهمین روز اعتصاب غذا به سر می برد رو به تحلیل گزارش شده است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امیر امیرقلی فعال چپ گرا و زندانی سیاسی محبوس در بند هشت زندان اوین است که در اعتراض به شرایط نگهداری اش از صبح روز شنبه ۲۱ فروردین ماه سال جاری دست به اعتصاب غذا زده است.
یکی از اعضای خانواده امیرقلی در گفتگو با گزارشگر هرانا گفت: “با ادامه اعتصاب غذا وضعیت جسمی امیر رو به تحلیل رفته است و هنوز مسئولین قضایی هیچ اقدامی در خصوص خواسته هایش انجام نداده اند.”
امیر امیرقلی فعال دانشجویی سابق و زندانی سیاسی بند هشت زندان اوین، در دی‌ماه ۱۳۹۴ به اتهام «توهین به مقدسات»، «توهین به رهبری»، «اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی»، «اخلال در نظم عمومی از طریق شرکت در تجمعات» و «تبلیغ علیه نظام» از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی به ۲۱ سال حبس تعزیری محکوم شد. طبق ماده ۱۳۴ قانون مجازات و با تجمیع جرائم، حداکثر هفت سال و نیم از این مجازات قابلیت اجرا دارد. پرونده وی تاکنون جهت برگزاری دادگاه تجدیدنظر تعیین شعبه نشده است.
پیش‌تر، پدر این زندانی سیاسی در گفتگو با گزارشگر هرانا گفته بود: “امیر در بند هشت زندان اوین است که اکثر زندانیان آن خارجی هستند. وی به علت نامناسب بودن شرایط بهداشتی و در خطر بودن سلامت خود از جمله همزیستی اجباری با زندانیان دارای بیماریهای عفونتی همچون ایدز و هپاتیت بارها درخواست انتقال از این بند بر اساس اصل تفکیک جرائم را نموده است.”

Hadi Zarehs Foto.

درخواست جمعی از زندانیان و فعالان حقوق بشر از حسین رونقی ملکی برای پایان دادن به اعتصاب غذا

 

جمعی از زندانیان سیاسی و فعالان حقوق بشر روز یکشنبه از حسین رونقی ملکی زندانی سیاسی که در زندان اوین دست به اعتصاب غذا زده است، خواستند تا به اعتصاب غذای خود پایان دهد.
حسین رونقی ملکی از هفتم فروردین ماه در اعتراض به «عدم رسیدگی به پرونده پزشکی‌»اش و «بی‌توجهی» مسئولین قوه قضائیه به گواهی «عدم تحمل کیفر» خود، دست به اعتصاب غذا زده است.

به گزارش سحام٬ متن این پیام به شرح زیر است:

جناب اقای حسین رونقی ملکی
دیرگاهی است که جنابعالی بخاطر اندیشه و باورهای پاک و مردمی خود ،رنج زندان را تحمل می کنید و بخاطر شرایط نامناسب جامعه وزندان مدت طولانی است که دست به اعتصاب غذا زده اید.
اگر چه خود به زیانهای کوتاه و بلند مدت اعتصاب غذا اگاهی دارید ، اما بخاطر بشر دوستی و اینکه ستم به همبندان و ستم به مردم خود را شایسته نمی دانید این سختی ها را بر خویش هموار کرده اید ، اگر چه مسئولان به خاطر نوع نگاه خود ،توجهی به خواسته های مردمی و خداپسندانه شما ندارند.
با توجه به بیماری کلیوی حاد ، شایسته است تا بخاطر سلامتی خود و ارامش خاطر خانواده دوستان و دلسوزان و همبندیان و بخاطر اینکه زنده ماندن و تندرستی بهتر می تواند شما را در راستای رسیدن به اهداف شرافتمندانه و مردمی یاری کند،ما امضا کنندگان این نامه از شما خواهشمندیم به اعتصاب غذای خود پایان دهید و یکبار دیگر به سوگندها و قولهای مسئولان اعتماد کنید.بی گمان خداوند گواه میان شما و انها خواهد بود.

امین کرمی پور، محمود بهشتی، سید مسعود سید طالبی، مسعود قاسم خانی، هادی قائمی

Hadi Zarehs Foto.

اقتصاددانان و رهبران تجاری دنیا خواهان آزادی اقتصادی برای بهائیان در ایران شدند

dein ProfilbildReza Amiri

به گزارش خبرگزاری بهایی نیوز ۵۴ تاجر و اقتصاددان از کشورهای مختلف دنیا در بیانه ی خطاب به رهبر جمهوری اسلامی آیت الله علی خامنه ای خواستار پایان بخشیدن به آزار و اذیت و تبعیض علیه شهروندان بهایی درخصوص کسب و کار و فعالیت های اقتصادی آنان در ایران شدند.

امضا کنندگان از کشورهای برزیل، استرالیا، هند ،آمریکا ،آلمان و انگلستان اعلام کردند که ” با سیل اخیر تعطیلی کسب و کار توسط مقامات ایرانی را نه تنها به عنوان نقض آزادی مذهبی و حقوق بشر،بلکه به عنوان توهین به آزادی برای تجارت مشاهده میکنیم.”

بنا بر این گزارش در این نامه اشاره شده است که از اکتبر سال ۲۰۱۴، مقامات ایرانی حداقل هشتاد مجل کسب متعلق به بهائیان در شهرستانهای کرمان، رفسنجان و ساری به دلیل آنکه صاحبان آنها به طور موقت برای رعایت ایام متبرکه بهائی محل کسب خود را بسته بودند، مهر و موم شده، و مسئولان جمهوری اسلامی تاجرین بهائی را تحت فشار به امضای تعهدنامه ای که آنها دیگر مغازه های خود را در ایام متبرکه بهائی تعطیل نخواهند کرد، نموده اند.

همچنین در این بیانه اشاره می کند که” بهائیان از استخدام به مناصب دولتی ممنوع هستند و کارفرمایان بخش خصوصی تحت فشار قرار داده شده که بهائیان را استخدام نکنند، بنابراین تجارتهای کوچک ابزار اصلی امرار معاش آنهاست. همچنین در این نامه /آمده است که “تعطیل کردن این مغازه ها و تجارت ها فقط باعث تشدید خفقان اقتصادی در جامعه کوچک و صلح طلب بهائی خواهد شد.”

امضا کنندگان در پایان این بیانیه اعلام کرده اند که ،” ما از دولت ایران می خواهیم که پلمپ کردن کسب و کار متعلق به بهائیان را متوقف کرده و به شهروندان بهایی اجازه مشارکت کامل در زندگی اقتصادی و اجتماعی در ایران را بدهند.”

متن این نامه که در مجموعه بهایی نیوز ترجمه شده است به شرح زیر می باشد :

جناب آیت الله علی خامنه ای

رهبر جمهوری اسلامی ایران

تهران، ایران

موضوع: بیانیه مدیران اقتصادی و بازرگانی – آزادی اقتصادی برای بهائیان در ایران

عالیجناب،

به عنوان رهبران تجارت و اقتصاددانان، ما عمیقا و نگران افزایش آزار و اذیت و تبعیض علیه بهائیان صاحب کسب در ایران هستیم. ما سیل اخیر تعطیلی کسب و کار توسط مقامات ایرانی را نه تنها به عنوان نقض آزادی مذهبی و حقوق بشر، بلکه به عنوان توهین به آزادی برای تجارت مشاهده میکنیم.

از اکتبر سال ۲۰۱۴، مقامات ایرانی حداقل هشتاد تجارت متعلق به بهائیان در شهرستانهای کرمان، رفسنجان و ساری به دلیل آنکه صاحبان آنها به طور موقت برای رعایت ایام متبرکه بهائی محل کسبخود را تعطیل کرده بودند، پلمپ شده، و مسئولان دولتی جمهوری اسلامی تاجرین بهائی را تحت فشار به امضای تعهدنامه ای که آنها دیگر مغازه های خود را در ایام متبرکه بهائی تعطیل نخواهند کرد، نموده اند.

این اقدامات به دلیل زمینه ای که در آن به وقوع می پیوندند به ویژه نگران کننده هستند. به عنوان بزرگترین اقلیت مذهبی غیرمسلمان ایران، بهائیان در معرض سرکوبی اصولی از جمله فشار شدید اقتصادی هستند. آنها از استخدام به مناصب دولتی ممنوع هستند و کارفرمایان بخش خصوصی تحت فشار قرار داده شده که ایشان را استخدام نکنند، بنابراین تجارت های کوچک ابزار اصلی امرار معاش آنهاست. تعطیل کردن این مغازه ها و تجارت ها فقط باعث تشدید خفقان اقتصادی در جامعه کوچک و صلح طلب بهائی خواهد شد.

تجارت می تواند نیروی فوق العاده ای برای بهبود، کمک به ایجاد جوامع قدرتمند و شکوفائی ملت ها باشد. اما دستیابی به کسب باید به روی همه باز باشد. بهائیان، همانند همه شهروندان ایرانی، باید بدون تبعیض، برای تجارت آزاد باشند.

ما از دولت ایران می خواهیم که پلمپ کردن کسب و کار متعلق به بهائیان را متوقف کرده و به شهروندان بهایی اجازه مشارکت کامل در زندگی اقتصادی و اجتماعی در ایران را بدهد. همانطور که توسط پیشرفت به دست آمده بین ایران و گروه ۵+۱ (گروه پنج به علاوه یک) نشان داد، ملت ایران به زودی ممکن است با شرکای تجاری خارجی عمیقا درگیر شود. ما از دولت ایران مصرانه می خواهیم که همانگونه که از ورود شرکت های غربی به اقتصاد خود استقبال میکند، آزادی اقتصادی شهروندان خود را نیز تضمین نماید.

با احترام خالصانه،

1. Dagoberto Garcia, CEO, Telcabos Telecomunicações, São Paulo­SP, Brazil

2. Antonio Galvão, CEO, IPQ Tecnologia, Salvador­BA, Brazil

3.Reinaldo Gavioli, CEO, Maxcel Materiais Elétricos, Santo Andre­SP, Brazil

4. Gentry Underwood, Dropbox, USA

5. Larry Estrada, V. P., Goldman Sachs

6. Diego Rodriguez, IDEO, USA

7. Thiess Buettner, Professor of Economics, Friedrich­Alexander­Universitaet, Germany

8. Soheil Abedian, Executive Chairman, Sunland Group, Australia

9.Douglas Allen, Associate Professor of Management and Director of International MBA Program, University of Denver, USA

10. Nava Ashraf, Associate Professor, Harvard Business School, USA

11. José Paulo Cavalieri, Diretor, Klaruss Tecnologia, São Paulo –SP, Brazil

12. Dr. David Colwell, Senior Lecturer, School of Banking & Finance, University of New South Wales, Australia

13. Marivaldo Costa, Diretor, TM Solutions, Sao Paulo­SP, Brazil

14. Tim Crommelin, Executive Chairman, Morgans Financial Limited, Australia

15. Andre Denis, CEO, AJC Teleinformatica, Santo André­SP, Brazil

16. Mary Fish, Professor of Economics, Emeritus University of Alabama, USA

17. Ana Paula Fontes, Diretora, Lantele Telecomunicações, Rio de Janeiro­RJ, Brazil

18. Sergio Gigante, COO, Tecnocomp Soluções EM TI, São Bernardo do Campo­SP, Brazil

19. Bryan Graham, Associate Professor of Economics, University of California, Berkeley, USA

20. Jonathan Haughton, Professor of Economics, Suffolk University, USA

21. Satish Kumar Jain, Professor of Economics, Jawaharlal Nehru University, India

22. Paulo Jubilut, CEO, Remaster Floor & Ceiling Solutions, São Paulo­SP, Brazil

23. Amitabh Kundu, Professor of Economics, Centre for the Study of Regional Development Jawaharlal Nehru University, India

24. Jordy Leiser, StellaService

25.Wai Man Liu, Associate Professor, College of Business and Economics, Australian National University, Australia

26. Fabio Lourenção, CEO, Interface Soluções Tecnologicas, São Paulo­SP, Brazil

27.Ciro Lucchesi, CEO, Recicabos, Recicabos­PE, Brazil

28. Adam Ludwin, Chain, USA

29. Shirin Mahalati, Professor of Economics, Devi Ahilyabai University, India

30. Renato Marquart, CIO, Austacem Telecom System, São Paulo­SP, Brazil

31.Shahruz Mohtadi, Associate Professor of Economics, Suffolk University, USA

32.-Fariborz Moshirian, Professor and Director of the Institute of Global Finance, School of Banking and Finance, University of New South Wales, Australia

33.- Daniel Natorf, Diretor, Geração Tecnologia, Porto Alegre­RS, Brazil

34.- Daniel Novaes, NATIV

35.-Ricardo Okamura, CEO, Added Solutions, Brazil

36.- Claudenir Oliveira, Diretor, Zeittec Conectividade, Curitiba­PR, Brazil

37.-Peter Pham, Associate Professor, School of Banking & Finance, University of New South Wales, Australia

38. -Farhad Rassekh, Professor of Economics, University of Hartford, USA

39.-Eder Rodrigues, Diretor, Net Telecom, Sao Bernardo do Campo­SP, Brazil

40. – Julian Shapiro, Libscore

41.Orlando Silva, CEO, Multirede Distribuidora, Belo Horizonte­MG, Brazil

42.Johnny Steindorff, Focus Investments

43. Alexandre Sulacov, CEO, Tecwork Teleinformática, São Paulo­SP, Brazil

44. Mauricio Takashima, Diretor, Delta Cable, Curitiba­PR, Brazil

45.Flavio Tomsic, Diretor, Klint Distribuidora de Soluções, Santo Andre­SP, Brazil

46. Bayan Towfiq, Flowroute, USA

47.Mark M. Towfiq, UserTesting

48.David Tuerck, Professor of Economics, Suffolk University, USA

49. T. K. Vaji, Professor of Economics, Devi Ahilyabai University, India

50.Eduardo Viana, CEO, Horus Telecom, Brasilia­DF, Brazil

51.James West, Professor of Economics and Management, Moravian College, USA

52. Payam Zamani, Reply! inc. & Shout.gd

53. Ariel Blumenkranc, Advent International

54.Jason Zein, Associate Professor, School of Banking and Finance, University of New South Wales, Australia

ستایش قربانی یک سیستم راسیستی است .

نمیتوان اسم انسان را روی خود گذاشت واز کنار موضوع بی تفاوت رد شد .یک خانواده مهاجر افغانی که به امید یک زندگی بهتر و بهره مندی از اولیه ترین حقوق انسانی , کشور خود را ترک کرده و به ایران مهاجرت کرده است اینگونه قربانی میشود و کودکی مورد تجاوز جنسی قرار گرفته و کشته میشود .فضای مدیای اجتماعی و رسانه ای پر میشود از تصاویر ستایش….
هر کسی حرفی میزند. یکی میگوید بصورت رایگان وکالت خانواده ستایش را برای خونخواهی حاضراست انجام دهد و کلی حرف و حدیث دیگر ….
مخالف پوشش رسانه ای ومدیای اجتماعی اینگونه مسایل نیستم ولی این وسط چیزی گم میشود و آن اصل موضوع و ریشه اینگونه اتفاقات است .ستایش نه اولین و نه آخرین قربانی است پسری که به ستایش تجاوز جنسی کرده و تیزآب بر جسد تکه تکه شده اش ریخته است هفتده سال دارد.هرگونه تجاوز جنسی و قتل , فرای هر ملیت و نژادی محکوم است و کاری شنیع .نگذاریم رژیم از جریحه دار شدن احساسات عمومی استفاده کند برای ادامه جنایات وتایید مشروعیت و مجوز برای حکم ضد بشری اعدام که مهاجرین افغانی نیز خود قربانی این قتل عمد شنیع دولتی هستند .من یا هر کسی که میگوید من ستایش هستم باید اندکی ژرف هم به موضوع نگاه کند .ستایش قربانی یک پسر هفتده ساله نیست بلکه قربانی یک سیستم راسیستی است .کافی است اندکی به گذشته برگردیم تا نقش رژیم را دردامن زدن به راسیسم و نژادپرستی ببینیم .بی اختیار یاد تجاوزهای جنسی پاکدشت میآفتم که در روزنامه های رژیم متجاوز و قاتل یک افغانی معرفی شده و به خورد مخاطب داده میشد و پلیس و سیستم برای سرپوش گذاشتن به اینگونه مسایل اجتماعی اذهان عمومی را به سمت راسیسم هدایت میکردند ولی مشخص شد فرد ایرانی و بچه ناب پاکدشت است ..یا ماجرای روز کارگر سالهای قبل که خانه کارگر شعارها و پوسترهایی بر علیه کارگران مهاجر افغان سر میدادند و حمل میکردند و با زرد رویی و سازشکاری و خط انحرافی اصل موضوع را خط زده از رژیم سلب مسولیت کرده و ریشه تمامی مشکلات کارگران را کارگران مهاجر افغان القا کنند .
قسمتی از یک نوشته ارنست را بیاد میآورم : سعی کنید ریشه هر ظلمی را خوب بررسی کنید این بهترین خصلت یک انقلابی است .
من هم به عنوان یک انسان که خود را متعلق به مرز و نژادی نمیدانم و اینگونه خط کشی های قومی و نژادی را فقط یک محدودیت تلقی میکنم .در این درد و اندوه خود را شریک میدانم و میگویم باید با کلیت مناسبات فعلی که اینگونه مسایل اجتماعی را تولید و باز تولید میکند و در بطن خود پرورش میدهد مبارزه کرد ..

                                                اسماعیل فتاحی 2016/5/7

ستایش قربانی یک سیستم است

 .dein ProfilbildReza Amiri
نمیتوان اسم انسان را روی خود گذاشت واز کنار موضوع بی تفاوت رد شد .یک خانواده مهاجر افغانی که به امید یک زندگی بهتر و بهره مندی از اولیه ترین حقوق انسانی , کشور خود را ترک کرده و به ایران مهاجرت کرده است اینگونه قربانی میشود و کودکی مورد تجاوز جنسی قرار گرفته و کشته میشود .فضای مدیای اجتماعی و رسانه ای پر میشود از تصاویر ستایش….
هر کسی حرفی میزند. یکی میگوید بصورت رایگان وکالت خانواده ستایش را برای خونخواهی حاضراست انجام دهد و کلی حرف و حدیث دیگر ….
مخالف پوشش رسانه ای ومدیای اجتماعی اینگونه مسایل نیستم ولی این وسط چیزی گم میشود و آن اصل موضوع و ریشه اینگونه اتفاقات است .ستایش نه اولین و نه آخرین قربانی است پسری که به ستایش تجاوز جنسی کرده و تیزآب بر جسد تکه تکه شده اش ریخته است هفتده سال دارد.هرگونه تجاوز جنسی و قتل , فرای هر ملیت و نژادی محکوم است و کاری شنیع .نگذاریم رژیم از جریحه دار شدن احساسات عمومی استفاده کند برای ادامه جنایات وتایید مشروعیت و مجوز برای حکم ضد بشری اعدام که مهاجرین افغانی نیز خود قربانی این قتل عمد شنیع دولتی هستند .من یا هر کسی که میگوید من ستایش هستم باید اندکی ژرف هم به موضوع نگاه کند .ستایش قربانی یک پسر هفتده ساله نیست بلکه قربانی یک سیستم راسیستی است .کافی است اندکی به گذشته برگردیم تا نقش رژیم را دردامن زدن به راسیسم و نژادپرستی ببینیم .بی اختیار یاد تجاوزهای جنسی پاکدشت میآفتم که در روزنامه های رژیم متجاوز و قاتل یک افغانی معرفی شده و به خورد مخاطب داده میشد و پلیس و سیستم برای سرپوش گذاشتن به اینگونه مسایل اجتماعی اذهان عمومی را به سمت راسیسم هدایت میکردند ولی مشخص شد فرد ایرانی و بچه ناب پاکدشت است ..یا ماجرای روز کارگر سالهای قبل که خانه کارگر شعارها و پوسترهایی بر علیه کارگران مهاجر افغان سر میدادند و حمل میکردند و با زرد رویی و سازشکاری و خط انحرافی اصل موضوع را خط زده از رژیم سلب مسولیت کرده و ریشه تمامی مشکلات کارگران را کارگران مهاجر افغان القا کنند .
قسمتی از یک نوشته ارنست را بیاد میآورم : سعی کنید ریشه هر ظلمی را خوب بررسی کنید این بهترین خصلت یک انقلابی است .
من هم به عنوان یک انسان که خود را متعلق به مرز و نژادی نمیدانم و اینگونه خط کشی های قومی و نژادی را فقط یک محدودیت تلقی میکنم .در این درد و اندوه خود را شریک میدانم و میگویم باید با کلیت مناسبات فعلی که اینگونه مسایل اجتماعی را تولید و باز تولید میکند و در بطن خود پرورش میدهد مبارزه کرد ..