افزایش نگرانی ها از وضعیت محمد صدیق کبودوند، فعال حقوق بشر محبوس

 

محمد صدیق کبودوند روزنامه‌نگار زندانی و رئیس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان علیرغم ابتلا به بیماریهاى متعدد و پیشرفته در اعتراض به پرونده سازى اخیر از ١٩ اردیبهشت ماه دست به اعتصاب غذا زده است. نزدیکان وى در گفتگو با هرانا به تشریح این نگرانی ها و دلایل متعدد آن پرداختند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، خانواده محمد صدیق کبودوند روزنامه‌نگار زندانی بند ۳۵۰ زندان اوین که در اعتراض به وضعیتش و پرونده‌سازی‌های اخیر سومین روز اعتصاب غذایش را گذرانده، از بابت پرونده‌سازی ها و وضعیت سلامتی وی در نگرانی بسر می برند.

یک منبع نزدیک به خانواده کبودوند در گفتگو با گزارشگر هرانا با اعلام این خبر گفت: “خانواده آقای کبودوند روز دوشنبه در ملاقات با وی متوجه می‌شوند از روز یک‌شنبه ۱۹ اردیبهشت شروع به اعتصاب غذا کرده است. وقتی علت را جویا می‌شوند وی اعلام می‌کند به دلیل پرونده‌سازی هایی که از قبل از نوروز برایش ایجاد شده است.”

این منبع مطلع در ادامه خاطرنشان کرد: “اولین نگرانی خانواده آقای کبودوند این‌است که ایشان را سه مرتبه به دادسرای شهید مقدس اوین احضار کرده و پرونده‌های جدید برایشان تشکیل داده‌اند. یک‌بار به دلیل پیام شادباش وی برای کوبانی، دفعه دوم به ایشان گفته‌اند اتهام تبلیغ علیه نظام دارند و بازجو به وی گفته است ماموران اطلاعات خواسته‌اند وی به زندان‌های جنوب کشور تبعید شود. دفعه سوم ایشان را در مورد رساله‌ی دانشگاهی وی که هنوز تکمیل نشده و نوشته نشده مورد بازپرسی قرار می دهند. آقای کبودوند پاسخ می‌دهد من هنوز رساله‌ای ننوشته‌ام که به‌خاطرش پاسخگو باشم.”

وی همچنین تاکید کرد: “دوهفته قبل به آقای کبودوند اطلاع دادند که تجمیع احکام در مورد ایشان اعمال خواهد شد و ۶ ماه از حبسش کاسته می‌شود، اما سه روز بعد دوباره به وی اطلاع می دهند اینطور نیست و قانون تجمیع احکام به شما تعلق نمی‌گیرد. خانواده اقای کبودوند نگرانند که چه نهادی در پرونده دخالت دارد دارد که یک‌بار می‌گویند اعمال می‌شود و یکبار می‌گویند نمی‌شود. این یک نگرانی دیگر است.”

این منبع با اشاره به بیماری این روزنامه‌نگار و فعال حقوق‌بشر زندانی سلامتى ایشان را مهمترین نگرانی خانواده وی دانست و گفت: “مشکل پروستات ایشان پیشرفت کرده و در آخرین‌باری که به بیمارستان تجریش اعزام شده، بعد از معاینه های فراوان پزشکان اعلام کرده‌اند پروستات وی رشد بی‌قاعده دارد و احتمال سرطانی بودن آن می‌رود. بیماری‌‌های ایشان با اعتصاب غذا، همه این پرونده‌سازی‌ها و احتمال تبعید به جنوب کشور، باعث نگرانی شدید خانواده ایشان است.”

شایان ذکر است، محمد صدیق کبودند از بیماری‌های متعددی از جمله بیماری‌های قلبی عروقی و پروستات که در زندان به آن دچار شده است رنج می‌برد و اعتصاب غذا برای وی بسیار خطرناک است و می‌تواند جان و سلامت وی را به خطر اندازد.

محمد صدیق کبودوند از دهم تیرماه ۱۳۸۶، بازداشت و زندانی شده ‌است. او در دادگاه انقلاب اسلامی تهران به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق تشکیل و اداره سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان به ده سال حبس و از بابت تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی به تحمل یک سال حبس و در مجموع به تحمل یازده سال حبس محکوم شده است. حکم صادره در شعبه ۵۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران، به ده سال حبس از بابت تاسیس سازمان، مورد تایید قرار گرفته و قطعی شده است.

پرونده مربوط به فعالیت روزنامه‌نگاری که به اتهام تشویش اذهان عمومی از طریق درج مطالب در هفته‌نامه پیام مردم توسط دادگاه عمومی و انقلاب سنندج به یک سال حبس تعزیری، ۵ سال محرومیت از روزنامه‌نگاری و مدیریت نشریه و ابطال پرونده انتشار پیام مردم محکوم شد، پس از تایید در دادگاه تجدیدنظر استان تهران میزان محکومیت حبس در دیوان عالی کشور به ۶ ماه تقلیل یافته است.

محمدصدیق کبودوند هم‌اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین نگهداری می‌شود.

قطع انگشتان دست یک متهم در زندان مشهد

رادیو پارس _ حکم قطع انگشتان دست یک زندانی به اتهام “سرقت” که به تایید دادگاه تجدید نظر رسیده بود، روز گذشته در زندان مرکزی مشهد به اجرا درآمد.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از خراسان، زندانی ۳۹ ساله ای که انگشتانش زیر تیغ قرار گرفت (م.ط) نام داشت.

روابط عمومی دادسرای عمومی و انقلاب مشهد در تشریح اجرای این حکم اعلام کرد: “متهم مذکور دارای ۱۴ فقره سابقه محکومیت در دستگاه قضایی است که در هفت مورد آن، مرتکب جرم سرقت شده است. این در حالی است که سارق حرفه ای در آخرین پرونده سرقتش که دارای شانزده شاکی خصوصی است به سه سال حبس، قطع ید و رد مال محکوم شده بودو در همین راستا حکم نهایی پس از طی شدن مراحل قضایی صبح روز گذشته در محوطه زندان مشهد به اجرا درآمد”.

قاضی به شوهرم گفت اگر بی‌گناهی بعد از اعدام به بهشت میروی / مجموعه اسناد از یک اعدام

    رادیو پارس _     – رضا حسینی ۳۴ ساله اهل کوهدشت لرستان، یکی از چهار زندانی است که روز سه شنبه ۱۴ اردیبهشت ماه در زندان قزلحصار با اتهامات مربوط به مواد مخدر اعدام شد. مادر و همسر وی بعد از طی مسافت ۸۴۰ کیلومتری علاوه بر این‌که اجازه ملاقات نیافتند، مورد توهین نیز قرار گرفتند. به گفته همسر وی، قاضی طیرانی در جواب این‌که آقای حسینی گفته‌بود بی گناه است به او گفته‌ «عیبی ندارد اگر بی گناهی بعد از اعدام به بهشت می روی!» گزارش پیش‌رو در کنار تصاویر، ویدیو و اسناد متعدد، روایتی است از چگونگی دستگیری و روند محاکمه و اعدام آقای حسینی که هرانا در گفتگو با همسر وی خانم آزاده گراوند تدوین کرده است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سحرگاه روز سه‌شنبه ۱۴ اردیبهشت ۹۵ دست‌کم چهار زندانی محکوم به اعدام از زندان‌های قزلحصار و فشافویه با اتهامات مربوط به مواد مخدر در واحد یک زندان قزلحصار کرج به دار آویخته شدند.
هویت احراز شده این زندانیان توسط هرانا «احمد الطافی، عبدالحمید باقری، مجید ایمانی و رضا حسینی» بود.
رضا حسینی ۳۴ ساله اهل کوهدشت لرستان، یکی از این چهار زندانی بود که از زندان تهران بزرگ (فشافویه) جهت اجرای حکم به زندان قزلحصار منتقل شد.
روز دوشنبه ۱۳ اردیبهشت، مسئولین زندان به آقای حسینی اعلام می‌کنند ملاقاتی دارد و وی را به زندان قزلحصار منتقل می کنند. در بین راه این زندانی محکوم به اعدام متوجه می شود که برای اجرای حکم درحال انتقال است و موفق می شود از طریق تلفن همراه یکی از ماموران با همسرش صحبت کند و موضوع را اطلاع دهد.
خانم آزاده گراوند، همسر این زندانی اعدام شده در گفتگو با هرانا ضمن اعلام بی گناهی شوهرش گفت: “مواد مخدری که در پرونده ثبت شد از خانه همسایه ما بود که ما اصلا آنها را نمی‌شناختیم و دلیل دستگیری رضا تنها درگیری فیزیکی در پارکینگ خانه‌مان با ماموران بود.”
خانم گراوند در ادامه خاطرنشان کرد: “۷۰ روز اول وی تحت شکنجه و بازجویی بود و ما نتوانستیم او را ببینیمِ سپس به زندان قزلحصار منتقل شد که در آن‌جا هم به مدت ۱۱ ماه به ما اجازه ملاقات نمی دادند.”
وی در ادامه تاکید کرد: “بازپرس پرونده آقای عموزاد بارها گفت تبرئه می شود چون بی گناه است. اما قاضی طیرانی در روز دادگاه در یک جلسه دو دقیقه ای و با حضور نمادین یک وکیل، به او می‌گوید «گردن بگیر» کمکت می کنم، اما همسرم می گوید بی گناهم چرا باید گردن بگیرم. قاضی در پاسخ می گوید ایرادی ندارد اگر بی گناهی، بعد از اعدام به بهشت می روی.”
همسر این زندانی در پایان گفت: “وقتی متوجه شدیم برای اجرای حکم در حال انتقال است نفهمیدم چگونه خودمان را به تهران رساندیم اما بعد از طی مسافت ۸۴۰ کیلومتر به من و مادرش اجازه ملاقات ندادند و با توهین با ما برخورد شد.”

اسامی ۶۹ زندانی محکوم به اعدام تازه شناسایی شده در زندان ارومیه

  رادیو پارس   – بیش از یکصد زندانی محکوم به اعدام با جرائم مربوط به مواد مخدر در بند ۱۵ زندان ارومیه نگهداری می‌شوند. هرانا تلاش می کند با انتشار هویت و معرفی این زندانیان حمایت افکار عمومی برای نجات آنان از چوبه دار را جلب کند. در همین رابطه فهرست اسامی ۶۹ تن از زندانیان تازه شناسایی شده محکوم به‌ اعدام این زندان در پی می آید.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در ادامه انتشار اسامی زندانیان محکوم به اعدام در زندان ارومیه، هویت ۶۹ زندانی دیگر که با اتهامات مربوط به مواد مخدر به اعدام محکوم هستند و هم اکنون در بند ۱۵ زندان مرکزی ارومیه نگهداری می‌شوند در پی می‌آید.
هرانا پیش تر مشخصات ۵۸ زندانی محکوم به اعدام دیگر را در این زندان شناسایی و منتشر کرده بود.
لیست هویت ۶۹ زندانی محکوم به‌ اعدام در زندان مرکزی ارومیه به ترتیب نام، نام‌خانوادگی، نام پدر، شهری که زندانی اهل آن‌جاست و مقادیر اتهامی مواد مخدر (در صورت موجود بودن اطلاعات) در پی می آید:
۱- اصغر رنجر اهل سلماس / ۵ کیلو هروئین
۲- سهیل غنی زاده اهل ارومیه / ۱۲ کیلو شیشه
۳- جعفر قویدل فرزند قادر اهل سردشت / ۱۲ کیلو شیشه
۴- هژیر ایران نژاد اهل سردشت / ۲ کیلو شیشه
۵- خالد شادکام اهل اشنویه / ۴۰ کیلو مرفین
۶- اکرام خالدی اهل ارومیه / ۵ کیلو هروئین
۷- فرهاد منصوری فرزند محمد صالح اهل سنندج / ۵ کیلو هروئین
۸- عمر رسولی اهل سردشت / حجم مواد منتسبه نامعلوم است
۹- شفیع عبدالله زاده اهل سردشت / حجم مواد منتسبه نامعلوم است
۱۰- پیمان زارعی فرزند حمزه اهل سردشت / حجم مواد منتسبه نامعلوم است
۱۱- امیر عبدالله زاده اهل سردشت / حجم مواد منتسبه نامعلوم است
۱۲- خلیل موسی کسری اهل ارومیه / حجم مواد منتسبه نامعلوم است
۱۳- رمضان موسی کسری اهل ارومیه / حجم مواد منتسبه نامعلوم است
۱۴- کرم قلی زاده اهل ارومیه / حجم مواد منتسبه نامعلوم است
۱۵- جبرئیل کنعانی فرزند خلیل اهل ارومیه / ۴ کیلو هروئین
۱۶- نادی جوان فرزند حسین اهل ارومیه / ۳ کیلو هروئین
۱۷- ادریس پولادی اهل ارومیه / ۵ کیلو هروئین
۱۸- داوود علیزاده فرزند صالح / ۱۷۰ کیلو مرفین
۱۹- مولود رعدآسا فرزند حسین اهل ارومیه / ۲ کیلو هروئین
۲۰ – بایزید رشوهشتیان فرزند ناجی اهل ارومیه / ۲ کیلو هروئین
۲۱- جعفر رشیدی فرزند اسماعیل اهل ارومیه / ۲ کیلو هروئین
۲۲- رضا زارع اهل شیراز / ۱۰ کیلو تریاک
۲۳- شعبان نبی زاده فرزند سلیمان اهل ارومیه / حجم مواد منتسبه نامعلوم است
۲۴- رحمان رحمان زاده فرزند عزیز اهل سردشت / حجم مواد منتسبه نامعلوم است
۲۵- عثمان حسنی اهل سردشت / ۲۰ کیلو شیشه
۲۶- عارف اسماعیلی فرزند محمد / حجم مواد منتسبه نامعلوم است
۲۷- مولود حاجی مولودی اهل اشنویه / ۱۳۰ کیلو مرفین
۲۸- فرامرز حسینی فرزند عزیز اهل ارومیه / ۱۳۰ کیلو مرفین
۲۹- نصرالله الباسی اهل ارومیه / ۱۳۰ کیلو مرفین
۳۰- آزاد سعیدی فرزند رحمان اهل بوکان / ۲ کیلو شیشه
۳۱- رضا احمدآبادی فرزند حسین اهل بوکان / ۲کیلو شیشه
۳۲- هژیر فیض الله بگی فرزند محمد اهل بوکان / ۲ کیلو شیشه
۳۳- شهرام عزیز پور فرزند افندی اهل ارومیه / ۴ کیلو مرفین
۳۴- سیامک درخشان اهل اشنویه / ۶۰ کیلو مرفین
۳۵- عبدالقادر کریمی اهل ارومیه / ۶۰ کیلو مرفین
۳۶- جهانگیر نوجوان اهل ارومیه / حجم مواد منتسبه نامعلوم است
۳۷- هژیر علیزاده فرزند مراد رسول اهل پیرانشهر / حجم مواد منتسبه نامعلوم است
۳۸- سعید پورهرمزفرزند جعفر اهل نقده / ۵ کیلو هروئین
۳۹- جهانگیر رضی زاده فرزند توفیق اهل ارومیه / حجم مواد منتسبه نامعلوم است
۴۰- مرتضی طباطبایی اهل ارومیه / ۱ کیلو و ۷۰۰ گرم شیشه
۴۱- حسین سروری اهل سردشت / حجم مواد منتسبه نامعلوم است
۴۲- اختیار بهجتی اهل مهاباد / حجم مواد منتسبه نامعلوم است
۴۳- کامران پوره فرزند عثمان اهل پیرانشهر / ۱۴ کیلو مرفین
۴۴- توفیق جهانگیری اهل ارومیه / ۲۷ کیلو تریاک
۴۵- ایرج حامدی اهل ارومیه / ۸۰۰ گرم شیشه
۴۶- خلیل منی فرزند حسین اهل ارومیه / ۱۰ کیلو مرفین
۴۷- شعیب حاتمی فرزند زبید اهل ارومیه / ۱۳۰ کیلو مرفین
۴۸- بایزید پور کاکه اهل اشنویه / حجم مواد منتسبه نامعلوم است
۴۹- محمد عیوض خانی اهل تهران / حجم مواد منتسبه نامعلوم است
۵۰- عبدالله نوراللهی فرزند احمد اهل تهران / حجم مواد منتسبه نامعلوم است
۵۱- طاهر عبدالله زاده اهل پیرانشهر / حجم مواد منتسبه نامعلوم است
۵۲- حسین ادب فرزند محمود / حجم مواد منتسبه نامعلوم است
۵۳- لقمان فتوحی / حجم مواد منتسبه نامعلوم است
۵۴- داوود دودکان لو اهل ارومیه / حجم مواد منتسبه نامعلوم است
۵۵- صالح دودکان لو اهل ارومیه / حجم مواد منتسبه نامعلوم است
۵۶- رحمان فولادی اهل ارومیه / حجم مواد منتسبه نامعلوم است
۵۷- شهرام فتحی اهل ارومیه / ۱۲ کیلو کوکایین
۵۸- حیدر امینی اهل ارومیه / ۵کیلو هروئین
۵۹- ابوبکر اروندیان / ۷ کیلو شیشه
۶۰- آرام قادری نیا اهل پیرانشهر ۷ کیلو شیشه
۶۱- رحیم دودکان لو اهل ارومیه / حجم مواد منتسبه نامعلوم است
۶۲- صالح سلیمانی فرزند عبدالله / حجم مواد منتسبه نامعلوم است
۶۳- فکری هلاره فرزند امیر ارومیه / حجم مواد منتسبه نامعلوم است
۶۴- فهیم هلاره فرزند امیر ارومیه / حجم مواد منتسبه نامعلوم است
۶۵- بهنام اسماعیل نژاد اهل سردشت / حجم مواد منتسبه نامعلوم است
۶۶- ناصر حسینی فرزند محمد اهل ارومیه / حجم مواد منتسبه نامعلوم است
۶۷- مجتبی شیرخانی اهل کرمانشاه / حجم مواد منتسبه نامعلوم است
۶۸- داوود وامدار اهل تربت جام / حجم مواد منتسبه نامعلوم است
۶۹- سعید رسولی اهل ارومیه / حجم مواد منتسبه نامعلوم است

نامه محمود بهشتی‌لنگرودی به رئیس قوه قضاییه: چیزی برای از دست دادن ندارم

نامه محمود بهشتی‌لنگرودی به رئیس قوه قضاییه: چیزی برای از دست دادن ندارم

محمود بهشتی لنگرودی، معلم زندانی محبوس در بند ۸ زندان اوین در نامه‌ای به رئیس قوه قضاییه با تاکید بر اینکه هم اکنون در اعتصاب غذاست و چیزی هم برای از دست دادن ندارد، نوشته است: بسیاری از بی‌گناهانی که به واسطه احکام نا‌عادلانه “دادگاه‌های انقلاب” هم اکنون در زندان‌ها به سر می‌برند و اتهاماتی مشابه دارند، جرمی جز اجرای یکی از اصول قانون اساسی که همانا امر به معروف و نهی از منکر است مرتکب نشده اند.

رادیو پارس _  به نقل از کلمه، این معلم در بند در نامه‌ی خود از آملی لاریجانی پرسیده است: آیا تا‌کنون از خود پرسیده‌اید که معلمان بی‌سلاح چگونه می‌توانند امنیت ملی را خدشه‌دار کنند؟ آیا حضور در تجمعات مسالمت‌آمیز، آن‌هم در‌ مقابل خانه‌ ملت، موجب اخلال در امنیت ملی می‌شود؟ آیا پذیرفتنی است که در آزادترین کشور دنیا، معلمان را به اتهام دفاع از حقوق همکاران خود به حبس و تبعید محکوم نمایند؟ به راستی کدام کشور استبداد‌زده را می‌شناسید که چنین احکامی را برای معلمان جامعه خود صادر کرده‌باشد؟ آیا زندانی کردن انسان‌های بی‌گناه به مصلحت جامعه، ملت و یا حتی نظام است؟
این معلم زندانی که در اعتراض به احکام ظالمانه‌ای که توسط قضات دادگاه‌های انقلاب، صلواتی و مقیسه برایش صادر شده است، از اول اردیبهشت اعصاب غذا کرده و از ۱۳ اردیبهشت به اعتصاب غذای خشک (بدون آب و غذا) دست زده است. او خواستار توقف اجرای حکم و برگزاری دادگاه علنی و قانونی مطابق اصل ۱۶۸ قانون اساسی است.
محمود بهشتی در سال ۱۳۸۹ در دادگاهی که تنها ۵ دقیقه به طول انجامید و فرصت دفاع به او داده نشد، به ۵ سال حبس محکوم شد. که با احتساب ۴ سال حبس تعلیقی که به خاطر اعتراض او و سایر فرهنگیان در سال ۸۵ در خصوص مخالفت با عودت لایحه مدیریت خدمات کشوری به دولت گرفته بود، مجموعا به ۹ سال حبس محکوم شده بود.
پیش از این به دنبال اعتصاب غذای محمود بهشتی لنگرودی و اسماعیل عبدی طوماری خطاب به حسن روحانی، رئیس جمهوری کشور در خصوص وضعیت ملعمان در بند نوشته شده بود که بسیاری از فرهنگیان با امضای این طومار خواهان آزادی معلمان زندانی شدند.
متن این نامه که در اختیار کلمه قرار گرفته، به شرح زیر است:
به نام خداوند جان و خرد
جناب آقای آملی لاریجانی؛
ریاست قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران
با سلام.
حتما شنیده‌اید که برخی مسوولان کشور، ایران را آزادترین کشور جهان نامیده‌اند، بدیهی است وقتی دم از آزادی می‌زنیم، باید منظورمان آزادی مخالفان و منتقدان باشد که متاسفانه باید اعتراف کرد واقعیت‌های زندان‌های ما چنین چیزی را گواهی نمی‌دهد و حضور معلمان، دانشجویان، روزنامه‌نگاران، کارگران، زنان، حقوقدانان و بالاخره دگراندیشانی که بسیاری از آن‌ها با اتهاماتی کذایی و تنها به جرم حق‌خواهی و حق‌گویی، دوران حبس خود را در زندان‌ها سپری می‌نمایند، علاوه بر اینکه کذب بودن این ادعاها را اثبات می‌کند، دستمایه‌ای برای به سخره‌ گرفتن مطرح کنندگان این ادعاها فراهم نموده و می‌نماید.
جناب آملی لاریجانی؛ همان‌گونه که می‌دانید در کشوری زندگی می‌کنیم که به گفته خود شما، در سال گذشته بیش از پانزده میلیون پرونده‌‌ قضایی در دادگاه‌هایش تشکیل گردیده است. سرانه مصرف مشروبات الکلی در کشور‌ ما از برخی کشورهای اروپایی و آمریکایی نیز پیشی گرفته است. آمار مبتلایان به مواد مخدر، هر‌ساله رو به افزایش و سن مبتلایان رو به کاهش است. دزدی و تجاوز، ارتشاء و اختلاس، تن‌فروشی و آدم‌فروشی، فقر و بی‌بند‌و‌باری و ده‌ها مساله اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی به شکلی سرسام‌آور در حال گسترش است و ربا و رباخواری که از آن به عنوان محاربه با خدا یاد شده، بی‌گناهان زیادی را که قربانیان سیاست‌های اشتباه اقتصادی دولت‌های پیشین بوده‌اند، روانه‌ی زندان‌ها کرده‌است و صداقت و راستی به متاعی کمیاب و شاید نایاب تبدیل شده و در عوض ریا و دورویی و تملق و چاپلوسی سکه رایج دوران گردیده‌است و این همه در‌حالی است که قرار بود با استفاده از تعالیم دینی و اسلامی، جامعه‌ای نمونه و عاری از ظلم و فساد داشته‌باشیم.
تردیدی نیست که در ایجاد وضعیت فعلی کشور، تمامی مسوولان حکومتی، هر یک به سهم خود شریک بوده‌اند اما از آنجایی که مخاطب این نامه شما هستید، نکاتی را که مربوط به عملکرد زیرمجموعه‌ی شماست مکتوب می‌کنم:
آقای آملی لاریجانی؛ به موجب “بند چهارده” از “اصل سوم” قانون اساسی جمهوری اسلامی؛ یکی از وظایف دولت‌ها، تامین امنیت قضایی عادلانه برای همه مردم است و وظیفه قوه قضاییه به عنوان مرجع تظلمات عمومی پشتیبانی و دفاع از حقوق فردی و اجتماعی، تحقق عدالت و احیای حقوق عامه و گسترش آزادی‌های مشروع در جامعه است. “اصل هشتم” قانون اساسی؛ دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از منکر را وظیفه‌ای همگانی و متقابل ملت و دولت می‌داند و احیای این اصل منوط به تحقق سایر اصول مربوط به حقوق ملت به ویژه اصول “بیست‌و‌شش” و “بیست‌و‌هفت” قانون‌اساسی خواهد بود.
“اصل بیست‌و‌شش” قانون اساسی بر آزاد بودن ایجاد تشکل‌ها، انجمن‌ها، گروه‌ها و احزاب و حق قانونی افراد برای عضویت در این گروه‌ها تاکید دارد. اصلی که به هیچ مقام و ارگانی اجازه محدود کردن آن داده نشده است. “اصل بیست‌و‌هفت” قانون اساسی نیز تمامی اجتماعات، گردهمایی و راهپیمایی‌ها را مشروط به این‌که مخل مبانی اسلام نبوده و با حمل سلاح نباشد آزاد اعلام کرده‌است و این در حالی‌است که طی سی‌و‌هفت سال گذشته، به جز موارد نادر، امکان استفاده آحاد ملت از این حقوق فراهم نبوده‌است و تعداد اجتماعات و گردهمایی‌هایی که با حمایت قانونی دولت‌ها و در مخالفت آن‌ها برگزار شده باشد، از شمار انگشتان دست نیز کمتر بوده است. در عوض موارد بی‌شماری از تظاهرات و اجتماعات قانونی وجود دارد که تعرض‌کنندگان به آن و بر‌هم‌زنندگان و اخلال‌گران، نه‌تنها مورد کیفر واقع نگردیدند، بلکه در بسیاری از مواقع مورد حمایت دولت‌ها نیز قرار‌گرفته‌اند و قوه‌ قضاییه در برابر این‌گونه بی‌قانونی‌ها، سکوت اختیار کرده‌است.
جناب آملی لاریجانی؛ آیا هنوز به این باور نرسیده‌اید که وجود احزاب، گروه‌ها، صنوف و نهادهای مستقلی که وظیفه آن‌ها، نقد حاکمان و دولت‌مردان و نظارت برعملکرد آن ها می‌باشد مانع بروز بسیاری از مفاسد خواهد شد؟ آیا جز این است که مجموعه تحت امر شما به جای رسیدگی به امور مفسدان و غارتگران و جنایتکاران، به مواخذه و مکافات بی‌گناهانی که خیرخواهانه به نقد دولت‌مردان پرداخته بودند، مشغول شدند و حاصلِ آن، پرونده‌های بزرگ فسادهای مالی است که روی دست قوه قضاییه مانده‌است؟
ریاست قوه قضاییه؛ برخی قضات شما در دادگاه‌هایی که متاسفانه نام “انقلاب” را یدک می‌کشند، طی سه حکم جداگانه و به اتهام اجتماع و تبانی به قصد بر هم زدن امنیت ملی، مرا به “چهارده ‌سال‌ زندان” محکوم کرده‌اند و در حال حاضر دوران حبس خود را در اوین سپری می‌نمایم. آیا تا‌کنون از خود پرسیده‌اید که معلمان بی‌سلاح چگونه می‌توانند امنیت ملی را خدشه‌دار کنند؟ آیا حضور در تجمعات مسالمت‌آمیز، آن‌هم در‌ مقابل خانه‌ ملت، موجب اخلال در امنیت ملی می‌شود؟ آیا پذیرفتنی است که در آزادترین کشور دنیا، معلمان را به اتهام دفاع از حقوق همکاران خود به حبس و تبعید محکوم نمایند؟ به راستی کدام کشور استبداد‌زده را می‌شناسید که چنین احکامی را برای معلمان جامعه خود صادر کرده‌باشد؟ آیا زندانی کردن انسان‌های بی‌گناه به مصلحت جامعه، ملت و یا حتی نظام است؟ جناب آملی لاریجانی؛ بسیاری از بی‌گناهانی که به واسطه احکام نا‌عادلانه “دادگاه‌های انقلاب” هم اکنون در زندان‌ها به سر می‌برند و اتهاماتی مشابه دارند، جرمی جز اجرای یکی از اصول قانون اساسی که همانا امر به معروف و نهی از منکر است مرتکب نشده اند. لذا نه تنها شایسته این‌گونه احکام نبوده و نیستند، بلکه مطابق تمامی معیارهای انسانی، شرعی و اخلاقی می‌بایست مورد تشویق و تقدیر نیز واقع می‌شدند، چرا که در این فضای پر آشوب و نفسانی که بسیاری از انسان‌ها جز به منافع فردی خویش نمی‌اندیشند، هنوز کسانی هستند که با نیات خیر‌خواهانه، از مال و جان خویش برای اصلاح امور مایه می‌گذارند و هزینه‌های آن را نیز تقبل می‌کنند.
با این وصف اگرچه ممکن است سخنان اینجانب موجب رنجش شما شود و ضابطان شما در صدد ایجاد پرونده‌ای جدید برای نگارنده‌ی این نامه برآیند؛ اما برای این بنده که از اول اردیبهشت‌ماه و در اعتراض به احکام رنگارنگ و ناعادلانه‌ای که برایم صادر گردیده، در اعتصاب غذا به سر می برم و برای رساندن پیام تظلم‌خواهی خویش از جانم مایه گذاشته‌ام، چیزی برای از دست دادن باقی نمانده‌است تا از آن وحشت داشته باشم. اینجانب با اینکه بعد از پانزده سال فعالیت آرام صنفی به این باور رسیده‌ام که گویی هیچ گوشی برای شنیدن و هیچ چشمی برای دیدن در اوضاع نگران‌کننده فعلی وجود ندارد؛ اما علیرغم همه‌ی نا‌امیدی‌ها، این نامه را نگاشته‌ام تا چنانچه به طور غیر‌منتظره مورد رویت شما قرار‌گرفت، کمی تامل کنید و اقدامی شایسته و عاجل انجام دهید. در غیر این صورت به فضل خدا امیدوارم، چرا که او بینا و شنوا است.
و من به انتظار روزی نشسته ام
که عدالت و آزادی یکدیگر را در آغوش کشند
حتی روزی که دگر نباشم
والسلام
محمود بهشتی لنگرودی
معلم زندانی

۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۵

هشتمین سال از محکومیت 10 سال حبس جمال الدین خانجانی

 

جمال الدین خانجانی،۸۳ ساله، کارخانه‌دار موفقی بود که بعد از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ تجارت خود را به خاطر بهائی بودن از دست داد. در کارخانۂ آجرسازی او که اولين کارخانۂ ماشينی از اين نوع در ايران بود، پيش از آن که به اجبار بسته شود، چندصد نفر به کار اشتغال داشتند.

از جمله خدمات داوطلبانۂ آقای خانجانی به جامعۂ بهائيان ايران، عضويت در محفل ملی بهائيان اين کشور در سال ۱۳۶۳ بود که چهار نفر از ۹ عضو آن توسط حکومت ايران اعدام شدند.

بعدها آقای خانجانی توانست در زمینی که متعلق به خانواده‌اش بود مزرعه ای با تجهیزات ماشینی تأسیس کند، اما مسئولین دولتی محدودیت های متعددی برای او ایجاد کردند و ادارۂ مزرعه را با دشواری روبرو ساختند. این محدودیت‌ها به فرزندان و بستگان آقای خانجانی هم تعمیم داده شد از جمله جلوی پرداخت وام به آنها گرفته شد، محل‌های کسب آنها را بستند، داد و ستد تجاری آنها را محدود کردند، و از سفر آنها به خارج از ایران جلوگيری شد.

پيش از دستگیری اخير در سال ۱۳۸۷، آقای خانجانی حداقل سه بار دستگیر و زندانی شده بود. آقای خانجانی و همسرش، خانم اشرف سبحانی، چهار فرزند و شش نوه دارند.

Hadi Zarehs Foto.

فریبا کمال آبادی پس از هشت سال زندان به مرخصی پنج روزه آمد

 

به گزارش خبرگزاری بهایی نیوز لحظاتی پیش فریبا کمال آبادی یکی از مدیران جامعه بهایی ایران پس از گذشت ۸ سال از زندان اوین با قرار وثیقه ۲۰۰ میلیون تومانی به پنج روز مرخصی آمد.
بنابر این گزارش فریبا کمال آبادی پیشتر در تاریخ ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به زندان منتقل شده بود. این شهروند بهایی که یکی از مدیران جامعه بهایی ایران معروف به “یاران ایران” می باشد به صورت همزمان به همراه ۵ مدیر جامعه بهایی دیگر بازداشت شده بودند.

بنابر گزارشها در بهمن ۱۳۸۷، دادسرای امنیت تهران اتهام وی و سایر رهبران بهایی را “جاسوسی برای اسرائیل، توهین به مقدسات و تبلیغ علیه نظام” اعلام کرد. جلسات دادگاه در زمستان ۱۳۸۸و بهار ۱۳۸۹ زیر نظر “قاضی مقیسه” در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران برگزار شد. “مهناز پراکند”، وکیل این پرونده ضمن اشاره به محدودیت‌های فراوان برای دیدار با موکلان خود و دفاع از آن‌ها، درباره اتهام جاسوسی برای اسرائیل می‌گوید: “مرکز بهایی‌ها یعنی بیت‌العدل در اسرائیل واقع شده است. آن‌ها به این موضوع استناد می‌کردند که اسرائیل از بیت‌العدل مالیات نمی‌گیرد پس معلوم می‌شود شما در ازای این موضوع برای آن‌ها جاسوسی می‌کنید. جنس استدلال‌ها از این نوع بود.”

فریبا کمال‌آبادی در تاریخ ۱۷ مرداد سال ۱۳۸۹ به بیست سال حبس محکوم شد، در حالی‌که هیچ‌یک از اتهامات وارد‌ شده را نپذیرفته بود. بر اساس این حکم، هریک از اعضای گروه «یاران ایران» به بیست سال زندان و در مجموع به ۱۴۰ سال زندان محکوم شدند. در تاریخ ۲۴ شهریور سال ۱۳۸۹ دادگاه تجدید نظر پس از حذف اتهاماتی چون جاسوسی و همکاری با دولت اسرائیل، این حکم را به ۱۰ سال کاهش داد. این حکم به صورت شفاهی به وکیل کمال‌آبادی ابلاغ شد اما نهایتا حکم دادگاه تجدید نظر از سوی دادستان کل کشور، برخلاف شریعت تشخیص داده شد و به ۲۰ سال افزایش یافت و حکم ۲۰ سال زندان به فریبا و شش عضو دیگر یاران ایران به صورت رسمی ابلاغ شد.اما پس از گذشت ۷ سال و نیم از دوران محکومیت مدیران جامعه بهایی ایران این حکم به ۱۰ سال زندان کاهش یافت

فریبا کمال آبادی چند باری در زندان‌های مختلف جابجا شد. وی که از زمان بازداشت در زندان اوین بود، در تاریخ هفدهم مرداد ۱۳۸۹همراه با سایر رهبران بهایی به زندان رجایی‌شهر منتقل شد. در پی انحلال بند زنان زندان رجایی‌شهر در سیزدهم اردیبهشت سال ۱۳۹۰، همراه با “مهوش ثابت” یکی دیگر از مدیران جامعه بهایی ایران به “زندان قرچک ورامین” منتقل شد.دو هفته بعد آن‌ها مجددا به بند زنان زندان اوین فرستاده شدند. وی هم اکنون در زندان اوین در حال گذراندن حکم ۱۰ سال زندان است و در هشت سال گذشته برای اولین بار به مرخصی آمده است.

 

برنامه روز يکشنبه 8 ماه می 2016 برابر با 19 ارديبهشت ماه 1395

گفتگو با پدر زندانی سياسی اميرامير قلی توسط رضا اميری + سخنان تحليلی مانی از ايران + پخش توضيح  محمدرضاعالي پيام در مورد زندانی شدنش.

برای دانلود فايل صوتی روی فلش کليک کنيد.

رسول بداقی پس از ضرب و شتم شدید به زندانی نامعلوم برده شد

خبر فوری
رسول بداقی پس از ضرب و شتم شدید به زندانی نامعلوم برده شد
امروز یکشنبه 19 اردیبهشت 1395 آقای رسول بداقی که برای
ملاقات معلم زندانی محمود بهشتی که به علت اعتصاب غذا در
بیمارستان خمینی بستری می باشد رفته بود که با حمله 7 نفر از
مامورین روبرو می شود .
این ماموران امنیتی چنان رسول بداقی را مورد ضرب و شتم قرار
داده که به گفته شاهدان عینی احتمال شکستگی فک و بینی ایشان
بسیار محتمل می باشد . بداقی را به همراه برادر همسرش به زندان
امنیتی نامعلومی منتقل می کنند .
پیگیری برای مکان بازداشت ایشان بجایی نرسیده است .
رسول بداقی چند روز پیش از این و پس از هفت سال زندان که
حتی یک روز مرخصی هم به او داده نشده بود از زندان حکومت
اسلامی آزاد شده بود .
کانون معلمان در تبعید از همه ی همکاران فرهنگی در ایران و
سراسر جهان انتظار اطلاع رسانی و اقدام تاثیر گذار دارد .
کانون معلمان در تبعید