تشدید شکنجە روانی اطلاعات و سپاە بر زینب جلالیان برای گرفتن اعترافات تلویزیونی و مقاومت وی

IMG_6115_Fotor-765x510
علی جلالیان و امیرسالار داوودی، پدر و وکیل زینب جلالیان، زندانی کرد به کمپین بین المللی حقوق بشردرایران گفتند که او برای جراحی و درمان چشمانش که به بیماری ناخونک مبتلا است نیاز به جراحی در خارج از زندان دارد.
 
به گزارش کانون مدافعان حقوق بشر کردستان، زینب جلالیان، کە نهمین سال از دوران محکومیت خود را در زندان خوی خوی پشت سر گذاشته است، از ناخنک چشم و بیماری روده رنج می‌برد، با وجود اینکە بیماری او رو بە وخامت می‌رود. این زندانی سیاسی در مدت نه سال حبس خود از حق مرخصی محروم بوده و با توجه به وخامت حال، خطر از دست دادن بینایی او را تهدید می‌کند.
 
امیرسالار داوودی، وکیل این زندانی سیاسی بە کمپین بین المللی حقوق بشر گفتە است کە “خانم جلالیان همچنان مورد مراجعات پیاپی قرار می گیرد و متاسفانه اصرار می‌کنند که مصاحبه کند(اعتراف کند). من حتی متوجه نمی شوم چرا باید زینب مصاحبه کند؟ حتی یک بار به صورت مخفیانه مصاحبه‌ای با او کرده بودند به این صورت که زینب را نشانده بودند بعد خود زینب متوجه شده بود که دارند مخفیانه فیلم می‌گیرند. بعد رفته بودند فیلم را از جهات مختلف ادیت کرده و چیزی از توی آن درآورده بودند که خیلی جوانمردانه نبود. حتی برنامه مستندی هم پخش شده بود درباره زینب گفته بودند تروریست است. من واکنش نشان دادم. به درخواست خود زینب که خیلی ملول و ناراحت شده بود و جزو معدود دفعاتی بود که زینب از من خواست به ماجرا وارد شوم. من هم اعلام کردم که ایشان یک فعال مدنی فرهنگی است و تنها چیزی که به او نمی‌چسبد همین تروریست بودن است و اینکه می‌گویند از زینب سلاح گرفته‌اند، کذب محض است و بعدا در گزارش نهاد امنیتی این اصلاح شد که به هیچ وجه از زینب هنگام دستگیری سلاحی کشف نشده.”
 
 
اشاره آقای داوودی به فیلم مستندی است که در بیستم اردیبهشت ماه سال جاری از شبکه استانی آذربایجان غربی و با عنوان “سایه تروریسم” پخش شد.
 
امیرسالار داوودی در پاسخ به این سوال که مراجعات از سوی چه کسانی و کدام ارگان‌ها است، گفت: “تقریبا می توانم بگویم اطمینان دارم که هم از وزارت اطلاعات مراجعه می‌کنند، هم از سپاه مراجعه می‌کنند. یعنی هر دو جریان امنیتی مراجعه دارند و این مراجعات به هرحال نشان می‌دهد که مساله‌شان با خانم جلالیان یک مساله فراجریانی است یعنی ربطی به یک جریان در داخل حاکمیت ندارد. کلا زینب جلالیان از نظر حاکمیت خطرناک است و او را به عنوان یک تروریست و یک عضو پژاک به زعم خودشان می‌دانند و فکر می‌کنند، بیرون از زندان بودن‌اش می تواند برایشان خطرناک باشد. برای همین یک روز هم تاکنون به او مرخصی نداده‌اند.”
 
به گفته اقای داوودی، نگاه مسولان امنیتی ایران به زینب جلالیان نگاهی امنیتی است. او توضیح داد: “مساله این است که نگاه‌شان به زینب نگاه امنیتی است و فکر می‌کنند که احتمالا باید امتیازات لازم را از زینب بگیرند. فکر می‌کنند، به قدر کافی باید زینب را خلع سلاح کنند به زعم خودشان و بعد موجبات آزادی‌اش را فراهم کنند. هرچند من فکر می‌کنم اگر زینب حتی به خواسته‌های آنها هم تن در دهد باز هم موجبات آزادی‌اش فراهم نخواهد شد.”
 
آقای داوودی در پاسخ به این سوال که خواسته کسانی که مراجعه و از خانم جلالیان می‌خواهند مصاحبه کند، چیست؟ گفت: “متاسفانه خواسته‌شان تا حدی خواسته نامشخصی است من حتی به عنوان وکیل زینب نمی‌دانم دقیقا چە می‌خواهند؟ با من هم تماس نمی‌گیرند. با دکتر شریف(محمد شریف) هم تماس نمی‌گیرند که با ما وارد مذاکره شوند. می‌روند سراغ خود زینب و می گویند که تو بیا بنشین مصاحبه کن. بخشی از مصاحبه اینکه درباره خودت حرف بزن، ابراز ندامت کن، بگو اشتباه کردم. بخشی هم احتمالا درباره گروههای دیگر و کسان دیگر است که فکر می‌کنند شاید زینب به این گروهها وابسته باشد و از این طریق بخواهند آن گروه یا آن جریان سیاسی را بزنند. این رفتار معقولی نیست من توصیه اکیدا می‌کنم، بهتر است اجازه دهند زینب به عنوان یک زندانی، حقوق عادی خودش که به موجب قانون از آن بهره‌مند است، را داشته باشد و این مراجعات را هم کنار بگذارند. یا اینکه اگر واقعا حامل پیشنهادی دقیق هستند ما اعلام آمادگی کردیم که بیایید بنشینیم حرف بزنیم.”
 
وکیل زینب جلالیان افزود: “درباره مصاحبه، من از طریق خود زینب پیشنهاد کردم که باشد مصاحبه می‌کنیم، خیلی هم خوب است چرا نکنیم؟ منتهی در حضور من و دکتر شریف مصاحبه انجام شود دوم اینکه شما رسانه می آورید، بیاورید. ما هم یک رسانه و خبرنگار می‌آوریم. سوالات را در حضور ما بپرسید ما هم امکان جواب دادن داشته باشیم. آن خبرنگار که ما می‌آوریم هم، امکان مخابره این مصاحبه را داشته باشد. قبول نکردند و اصرار دارند که باید حتما با زینب به صورت خصوصی صحبت کنند. زینب هم دختری نیست که بنشیند نگاه کند. یک دختر به شدت مستقل و به شدت قوی است و می تواند خیلی بی‌تعارف برخورد کند. نتیجتا قبول نمی‌کند و وضعیت به این شکل است.”
 
آقای داوودی، استفاده از مرخصی را حق زندانی دانسته و گفت: “این نقص سیستم است که دائما می‌خواهند زینب کارهایی بکند که از یک زندانی که دارد حکم‌اش را می‌کشد درخواست شدنی نیست. مرخصی حق زینب است و نمی‌توان مشروط به مصاحبه و یا هر چیز دیگری کرد.”
 
او درباره وضعیت جسمانی موکلش گفت: “زینب از دو ناحیه چشم و وضعیت عمومی به نوعی رنج می برد. مساله چشمان‌اش البته آنچه که در رسانه ها در مورد نابینا شدن‌اش منتشر کرده‌اند نادرست است. زینب نابینا نشده اما مبتلا به یک بیماری است به اسم ناخونک، که عبارت است از گوشت اضافه‌ای که در سفیدی چشم ایجاد می‌شود در نتیجه آلودگی، و دو روش درمانی دارد. براساس آنچه که من شخصا پیگیری کرده‌ام یک روش، درمان قطعی است که بحث عمل جراحی است که باید گوشت اضافی برداشته شود و ریشه‌اش از بین برود و دوم درمان مقطعی است.که صرفا کنترل کننده بیماری است و به نوعی از رشد بیماری جلوگیری می‌کند. از طریق شستشو دادن چشم از طریق اشک مصنوعی و تمیز نگه داشتن چشم و کمتر کار کشیدن از چشم که این روش هم مستلزم این است که دائما و مرتبا اشک مصنوعی در اختیارش قرار دهند.”
 
وکیل زینب جلالیان افزود: “من با زینب مرتبا تماس دارم و طی صحبت‌هایی که با او داشته‌ام، درمان قطعی تا الان صورت نگرفته است. ولی اشک مصنوعی که مستلزم کنترل بیماری است در اختیار او گذاشته شده است. یعنی زینب درخواست داده و در اختیار او قرار داده‌اند. اما توقع ما این است که درمان دقیق‌تر و اصلی‌تر و اصولی‌تری صورت بگیرد تا اینکه بخواهد صرفا موضوع از طریق کنترل بیماری پیش برود. یعنی زینب به مرخصی بیاید و بتواند در مرخصی چشمانش را درمان کند.”
 
زینب جلالیان زندانی سیاسی، در اسفندماه سال ۸۶ به اتهام عضویت در پژاک بازداشت و توسط نیروهای اداره اطلاعات در کرماشان مورد بازجویی و شکنجه قرار گرفت. وی در شعبه یک دادگاه انقلاب کرماشان به اتهام «اقدام مسلحانه علیه حکومت اسلامی ایران» و «عضویت در پژاک» به اعدام محکوم شد. مسئولین وزارت اطلاعات به وی اعلام کرده که دستور اجرای حکم اعدام وی صادرشده و تنها با انجام مصاحبه تلویزیونی است که اجرای حکم متوقف خواهد شد. حکم اعدام این زندانی سیاسی در آبان ماه سال ۹۰ به حبس ابد تبدیل شد. در آذرماه سال ۹۳ این زندانی سیاسی به زندان خوی منتقل شد.

یکی از اعضای شورای شهر: روزنامه نگار افشا کننده فساد مالی یک هفته خواهرش دست داعش باشد تا بفهمد!

ابوالفضل قناعتی
شورای شهر تهران امروز در جلسه علنی خود یکی از پرتنش ترین نشست ها را تجربه کرد. جلسه ای که با طعنه زنی برخی اعضا به یکدیگر و روزنامه نگاران و حتی با تذکرات معنی داری که رنگ و بوی تهدید می داد، همراه شد. ابوالفضل قناعتی، عضو هیئت رئیسه شورای اسلامی شهر تهران در مورد یاشار سلطانی، روزنامه نگار افشا کننده فساد مالی و اداری در شهرداری و شورای شهر تهران که اکنون در زندان به سر می برد گفت ” کسی که این حرفها را منتشر کرده یک هفته خواهرش دست داعش باشد تا بفهمد.”
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از خبرآنلاین، جلسه علنی امروز شورای شهر تهران، پس از آنکه به دستورات معمول جلسه پرداخته شد، به ارائه تذکرات اعضای شورا وارد شد و پس از آن بود که موضوع داغ رسانه ها، باعث شد دقایقی این نهاد مدیریت شهری، رنگ و بوی تند سیاسی و رسانه ای بگیرد. یکی از تذکران را عبدالحسین مختاباد چهره اصلاح طلب و البته هنرمند شورای شهر تهران بر زبان راند. مختاباد در تذکر خود با لحن تندی گفت: به آقای قالیباف توصیه می کنم بروید شکایت تان را از معماری نیوز پس بگیرید‌. در شان شما نیست روزنامه نگار را زندان بیندازید. ایشالا این آقا (مدیرمسئول معماری نیوز) دروغ گفته باشد، بگذارید مواری که در گزارش این سایت مطرح شده پیگیری شود.
تذکرات پیاپی درباره رسانه ها باعث شد تا رضا تقی پور عضو شورای شهر وقت تذکر بگیرد. او با صدای بلند در صحن علنی شورای شهر خطاب به همکار خود گفت: تعجب می کنم برخی همکارانمان در کار قوه قضاییه دخالت میکنند. الان این حرف را می زنند و بعد هم لابد می خواهند بگویند قوه قضاییه قاتل و دزد و قاچاقچی را آزاد کند؟ یک فردی آمده و هر چه دروغ خواسته به شورای شهر گفته و تهمت زده و فضای جامعه را متشنج کرده، از آقایان می خواهم غیرت داشته باشند، آبروی اعضای شورا رفته، غیرت آقایان چه شده؟
او در ادامه سخنانش گفت: چرا باید این شکایت پس گرفته شود؟ علاوه بر ایشان چند عضو شورا هم با او هم دست بودند و آشش را بیرون شورا پختند و آوردند در شورا!
در بین سخنان او، ابوالفضل قناعتی از اعضای هیات رئیسه شورای شهر وارد شد و گفت: آمده اند به یک آزاده و یک اسطوره تهمت زده اند. می دانید آزادگی چیست؟ کسی که این حرفها را منتشر کرده یک هفته خواهرش دست داعش باشد تا بفهمد. اینها آمده اند آبروی همه را برده اند، چه کسی چیزی داده؟ اگر چیزی به کسی داده اند به یک اسطوره و یک آزاده داده اند.

دهها ماه حبس برای فعالان کرد صادر شد

روژین ابراهیمی و دلنیا صبوری
به گزارش بازداشت به نقل از ماف نیوز شماری از فعالین کرد از سوی دستگاه قضایی حکومت اسلامی ایران با دهها ماه حبس تعزیری روبرو شدند.
روز شنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۵ خورشیدی شعبه ی اول دادگاه انقلاب سنندج «روژین ابراهیمی» را به ۱ سال حبس، «دلنیا صبوری» را به ۱ سال حبس، «مهرداد صبوری» را به ۱ سال حبس، «آرام محمدی» را به ۳ ماه حبس، «شاهو صادقی» را به ۳ ماه حبس و «امید احمدی» را به ۱ سال حبس محکوم کرد.
طی روز دوشنبه ۳ خردادماه سال ۱۴۹۵ خورشیدی، دو شهروند کامیارانی به نامهای «روژین ابراهیمی و دلنیا صبوری» به اتهام «تبلیغ علیه نظام» با احضار به اداره اطلاعات روبرو شده‌ بودند. پیشتر این دو شهروند کامیارانی که در پی احضار قبلی، به اداره اطلاعات این شهر مراجعه کرده بودند، به آنها هشدار داده شده بود در صورت ادامه ی فعالیتها و یا انعکاس اخبارشان در رسانه ها، ممنوع الخروج خواهند شد و هرکدام از آنها، مجبور به امضای تعهدنامه شده بودند.
آرام محمدی، شاهو صادقی، مهرداد صبوری و امید احمدی
طی روز ۱۲ مهرماه سال ۱۳۹۵ خورشیدی جلسه دادگاه چهار فعال کارگری کامیاران به نامهای آرام محمدی، امید احمدی، شاهو صادقی و مهرداد صبوری در شعبه یکم دادگاه انقلاب سنندج برگزار گردیده بود. جلسه ی دادگاه سه ساعت به طول انجامیده و این افراد در آن به اتهام «تبلیغ علیه نظام» دادگاهی شدند.
این شهروندان ضمن رد اتهام مطرح شده اعلام کردند که شرکت در مراسم اول ماه مه روز جهانی کارگر تبلیغ علیه نظام نیست و یکی از مطالبات اولیه طبقه کارگر به حساب می آید و از شرکت خود در مراسم مستقل روز جهانی کارگر در سال ۱۳۹۵ در شهر کامیاران دفاع کردند.
طی روزهای ۲۹ و سی اردیبهشت ماه سال ۱۴۹۵ خورشیدی، در شهر کامیاران ابتدا دو شهروند کُرد به نام های آرام محمدی و شاهو صادقی از سوی ماموران امنیتی بازداشت و سپس دو تن دیگر به نامهای مهرداد صبوری و امید احمدی بازداشت گردیدند.
روز چهارشنبه ۵ خردادماه سال ۱۳۹۵ خورشیدی آرام محمدی، شاهو صادقی، مهرداد صبوری و امید احمدی با قید وثیقه در شهرستان کامیاران آزاد شده بودند.

یک استاد دانشگاه در مریوان از تدریس محروم شد

دکتر حامد کهنەپوشی، استاد دانشگاه پیام نور مریوان، با فشار حراست دانشگاه، از ادامه تدریس در این دانشگاه محروم شد.
 
به گزارش کانون مدافعان حقوق بشر کردستان، روز یکشنبە ۲۵ مهرماه سال جاری، در روز اول شروع ترم پاییزی امسال، مسئولان حراست دانشگاه پیام نور مریوان از ورود دکتر حامد کهنەپوشی بە کلاس درس جلوگیری نمودند.
 
هرچند دانشجویان این دانشگاه طی بیانیەای از دکتر کهنەپوشی حمایت نمودە و از مسئولین دانشگاه درخواست تجدیدنظر کردەاند اما گویا پیشتر حکم صادر شدە است.
 
konapshi-hrkurd
دکتر حامد کهنەپوشی

حامد کهنەپوشی دارای مدرک دکترا در رشتەی جامعەشناسی توسعە و مدیرمسئول کانون فرهنگی ـ هنری ڤەژین میباشد.

 
این نوع اخراج‌ها در حالی همچنان ادامه دارد که یکی از وعده‌های مسئولان وزارت علوم در دولت حسن روحانی بازگشت استادان اخراجی به دانشگاه‌ها اعلام شده بود.
 
حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران نیز در مهرماه دو سال گذشته، با انتقاد از «روند معیوب نابه‌‌جای بازنشستگی زودهنگام اساتید» گفته بود که «این طور نباشد که استاد کلاس در بیان عقاید خود آزاد نباشد».

نگاهی اجمالی به وضعیت ۹ شهروند بهایی محکوم به حبس طولانی در تهران و کرج

Bild zeigt 9 Personen , Personen, die lachen , Text

فریبا کمال آبادی، جمال الدین خانجانی، مهوش ثابت، عفیف نعیمی، سعید رضایی، بهروز توکلی و وحید تیزفهم هفت عضو هیئت اداری جامعه بهایی موسوم به “یاران ایران” بعلاوه عادل نعیمی و فرهاد فهندژ، ۹ شهروند بهایی هستند که با احکام حبس ۱۰ سال در زندان‌های رجایی‌شهر کرج و اوین تهران دوره حبس بلند مدت خود را سپری می کنند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، «یاران ایران» نام گروهی است که فعالیت‌های اداری جامعه بهایی را در ایران هدایت می‌کردند. این گروه جایگزین «محفل ملی ایران» شد که در واقع نظام اداری و تشکیلاتی بهاییان بود. این محفل با فشارهای حکومت ایران تعطیل شده‌ بود. فریبا کمال آبادی، جمال الدین خانجانی، مهوش ثابت، عفیف نعیمی، سعید رضایی، بهروز توکلی، هفت مدیر جامعه بهایی بعلاوه عادل نعیمی و فرهاد فهندژ، جمعا ۹ شهروند بهایی هستند که با احکام حبس ۱۰ ساله در زندان‌های رجایی‌شهر کرج و اوین نگهداری می‌شوند.

گزارش پیش رو به معرفی این زندانیان عقیدتی و شرح اجمالی سرگذشت آنان به هدف تنویر افکار عمومی و جلب توجه مدافعان حقوق بشر می پردازد؛

مهوش شهریاری ثابت در پانزدهم اسفند ۱۳۸۶ توسط ماموران امنیتی در مشهد بازداشت‌ شد. بعد از بازداشت به سلول‌های انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل ‌شد. در اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۷، شش تن دیگر از بهاییان عضو گروه «یاران ایران» با اتهاماتی مشابه با اتهامات مهوش ثابت بازداشت ‌شدند. ثابت در طی ۲۰ ماه اولیه بازداشت‌اش تفهیم اتهام نشد و اجازه تماس با وکیل هم نداشت. در ۲۳ بهمن ۱۳۸۷، دادسرای امنیت تهران از صدور قرار مجرمیت برای مهوش ثابت و شش تن دیگر از مدیران جامعه بهایی به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل، توهین به مقدسات و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» خبر داد. آن‌ها در ۲۲ خرداد ۱۳۸۹، به اتهام «جاسوسی، توهین به مقدسات، تبلیغ برعلیه نظام و رواج فساد فی الارض» به بیست سال زندان محکوم شدند. این درحالی ‌بود که مهوش ثابت به همراه فریبا کمال‌آبادی، جمال‌الدین خانجانی، عفیف نعیمی، سعید رضایی، بهروز توکلی و وحید تیزفهم در آخرین جلسه دادگاه خود و در اعتراض به غیرعلنی و غیرحقوقی بودن رویه دادگاه، حاضر به حضور در دادگاه نشدند.

در ۲۴ شهریور ۱۳۸۹، دادگاه تجدید نظر پس از حذف اتهاماتی چون جاسوسی و همکاری با دولت اسرائیل، این حکم را به ۱۰ سال کاهش‌ داد. این حکم به صورت شفاهی به وکیل خانم ثابت ابلاغ ‌شد. اما نهایتا حکم دادگاه تجدید نظر از سوی دادستان کل کشور، برخلاف شریعت تشخیص داده‌ شد و مجددا به ۲۰ سال افزایش ‌یافت.

این حکم در آذرماه ۱۳۹۴ با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی به ده سال تقلیل پیدا کرد.

در مرداد ۱۳۸۹ پس از ابلاغ حکم دادگاه بدوی، مهوش ثابت و شش عضو دیگر جامعه بهاییان به زندان رجایی‌شهر منتقل ‌شده بودند. در پی انتقال این گروه به زندان رجایی شهر، مهوش ثابت به همراه فریبا کمال آبادی به بند ۲۰۰ زندان گوهردشت کرج فرستاده ‌شدند. در سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۰ این دو در پی انحلال بند زنان زندان رجایی‌شهر به زندان قرچک ورامین منتقل‌ شدند، اما دو هفته بعد مجددا به زندان اوین برگردانده‌شدند.

فریبا کمال‌آبادی از اعضای “یاران ایران” (مدیران جامعه بهایی) دو بار در سال ۸۴ دستگیر شد و بار سوم از سال ۸۷ دستگیر و در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران با اتهامات «جاسوسی برای اسرائیل، توهین به مقدسات و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» به ۲۰ سال حبس محکوم گردید. این شهروند بهایی با تقلیل حکم به ۱۰ سال، نهمین سال حبس خود را در بند زنان زندان اوین می‌گذراند.

فریبا کمال‌آبادی متولد ۲۲ شهریور ۱۳۴۱ در تهران که به دلیل اعتقادات مذهبی خود زندانی است. پدرش هم که پزشکی بهایی بود که در دهه ۱۳۶۰ بازداشت و شکنجه شد. فریبا در سال ۱۳۶۱ با «روح‌الله طایفی نصرآبادی» پیمان ازدواج بست که حاصل این ازدواج سه فرزند به نا‌‌م‌های ورقا، الحان و ترانه است. او که مانند سایر بهاییان پس از انقلاب اجازه تحصیل در دانشگا‌‌ه‌های رسمی کشور را نداشته، تحصیلات خود را در دانشگاه غیررسمی و مکاتبه‌ای بهایی ادامه داده است و از این دانشگاه کارشناسی مطالعات بهایی و کارشناسی ارشد مطالعات تکمیلی را دریافت کرده است.

جمال الدین خانجانی، متولد ۱۳۱۲ در سنگسر و ساکن تهران، در اردیبهشت ماه سال ۸۷ بازداشت و در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران با اتهامات «جاسوسی برای اسرائیل، توهین به مقدسات و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» به ۲۰ سال حبس محکوم گردید. این شهروند بهایی که از بیماری‌های زیادی به علت کبر سن رنج می‌برد، با تقلیل حکم به ۱۰ سال در زندان رجایی‌شهر کرج نگهداری می‌شود.
وی، کارخانه‌دار موفقی بود که بعد از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ تجارت خود را به خاطر بهائی بودن از دست داد. در کارخانه آجرسازی او که اولین کارخانه ماشینی از این نوع در ایران بود، پیش از آن که به اجبار بسته شود، چندصد نفر به کار اشتغال داشتند.

آقای خانجانی عضو سابق محفل ملی بهائیان ایران در سال ۱۳۶۳ بود که چهار نفر از ۹ عضو آن توسط حکومت ایران اعدام شدند.

بعدها آقای خانجانی توانست در زمینی که متعلق به خانواده‌اش بود مزرعه ای با تجهیزات ماشینی تأسیس کند، اما مسئولین دولتی محدودیت های متعددی برای او ایجاد کردند و ادارۂ مزرعه را با دشواری روبرو ساختند. این محدودیت‌ها به فرزندان و بستگان آقای خانجانی هم تعمیم داده شد از جمله جلوی پرداخت وام به آنها گرفته شد، محل‌های کسب آنها را بستند، داد و ستد تجاری آنها را محدود کردند، و از سفر آنها به خارج از ایران جلوگیری شد.

پیش از دستگیری اخیر در سال ۱۳۸۷، آقای خانجانی حداقل سه بار دستگیر و زندانی شده بود.

سعید رضایی متولد ۱۳۳۶ در آبادان، درسال ۱۳۵۵ به دانشگاه شیراز وارد و در رشته ماشینهای کشاورزی در سال ۱۳۵۹ فارغ التحصیل شد.

در سال۱۳۸۴ و در شهر شیراز توسط مأمورین امنیتی بازداشت و به بازداشتگاه ۲۰۹ اوین منتقل و پس از چندی به قید وثیقه آزاد می گردد. در سال ۱۳۸۵، تعدادی از جوانان به خاطر فعالیتهای انسان دوستانه یعنی کمک تحصیلی به دانش آموزان بی بضاعت در مناطق محروم شهر شیراز که با مجوز شورای شهر نیز انجام می گرفت دستگیرمی شوند. درهمان روز اول، جوانان غیربهائی آزاد می شوند ولی جوانان بهائی که بالغ بر۵۴ نفر بودند در حبس نگاه داشته می شوند که در میان آنان “مارثا” و”مأمن” دو دختر سعید رضائی نیز دیده می شوند.

درهمان سال وی به عضویت هیات مدیره ملی جامعه بهائیان ایران موسوم به “یاران ایران” درآمده و در اردیبهشت سال ۱۳۸۷ بار دیگر به وسیله ماموران امنیتی او و سایراعضاء این هیات بازداشت و به زندان اوین منتقل می گردند. نزدیک به ۴ماه را در سلولهای انفرادی بازداشتگاه ۲۰۹ گذرانیده و از ملاقات با خانواده و وکلای خود محروم می ماند. در این مدت و حتی در سالهای بعد با درد شدید از ناحیه کیسه صفرا دست به گریبان بوده است بعد از سپری شدن دوسال وچند ماه درهمان بازداشتگاه و پس از دادگاهی عجیب و غیرمنصفانه به حکمی کاملاً عجیب تر وغیرمنصفانه محکوم می گردد. شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی مقیسه برای هرکدام از “یاران ایران” از جمله سعید رضائی ۲۰ سال حبس را در نظر می گیرد، مجموعاً ۱۴۰ سال برای عضویت و خدمت به جامعه ای مذهبی و عقیدتی . پس از این حکم به زندان رجائی شهر منتقل و مدت ۶ماه با زندانیان عادی در بند۶ این زندان بوده و پس از آن به سالن ۱۲بند ۴، جایی که دیگر زندانیان عقیدتی سیاسی از جمله فعالین مدنی و روزنامه نگاران و سازمانها و احزاب مختلف در آن بسر می برند منتقل شد. حکم وی نیز به ۱۰ سال تقلیل بافت.

بهروز توکلی متولد ۱۳۳۰ در مشهد و ساکن تهران، از مدیران سابق جامعه بهایی ایران در اردیبهشت ماه سال ۸۷ بازداشت و در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران با اتهامات «جاسوسی برای اسرائیل، توهین به مقدسات و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» به ۲۰ سال حبس محکوم گردید. این شهروند بهایی با تقلیل حکم به ۱۰ سال در زندان رجایی‌شهر کرج نگهداری می‌شود.

بهروز توکلی، تا اوائل دهه ۱۹۸۰ (۱۳۶۰) به عنوان مددکار اجتماعی به کار مشغول بود. اما در این زمان به علت اعتقاد به آئین بهائی از کار دولتی اخراج شد. آقای توکلی پیش از دستگیری اخیر نیز به طور متناوب بازداشت و مورد آزار قرار می‌گرفت. وی سه سال پیش از بازداشت، برای مدت چهار ماه، بدون هیچ جرمی، در سلول انفرادی زندانی بود که در نتیجه دچار مشکلات جدی کلیوی و مفصلی شد.

آقای توکلی فارغ‌التحصیل رشتۀ روانشناسی است. او پس از اتمام دو سال خدمت سربازی (در رتبۀ ستوانی)، و گذراندن دوره های آموزشی تکمیلی، در رشته مراقبت از معلولین جسمی و ذهنی متخصص شد و تا زمانی که، به علت بهائی بودن، از کار برکنار شد به کار دولتی اشتغال داشت.

آقای توکلی، هنگامی که هنوز دانشجوی دانشگاه بود، به عضویت در شورای حاکمۀ محلی بهائی (محفل روحانی محلی) در شهر مشهد انتخاب شد و بعد از آن در شورای محلی دیگری در شهر ساری خدمت کرد. این نهادهای مشورتی در اوائل دهۀ ۱٩۸٠ (۱٣۶٠) به دستور دولت تعطیل شد. وی همچنین در چند کمیته جوانان عضویت داشت و در اوائل دهۀ ۱٩۸٠ به عضویت هیئت معاونت در آمد. بعد از آن که آقای توکلی از شغل دولتی خود محروم شد، برای تکفل خانواده و امرار معاش، یک کارگاه کوچک نجّاری در شهر گنبد تأسیس کرد و در همان شهر، کلاس‌هائی نیز برای مطالعات بهائی برای جوانان و بزرگسالان به راه انداخت.
وحید تیزفهم متولد ۱۳۵۲ در ارومیه و ساکن تهران، از مدیران سابق جامعه بهایی ایران در اردیبهشت ماه سال ۸۷ بازداشت و در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران با اتهامات «جاسوسی برای اسرائیل، توهین به مقدسات و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» به ۲۰ سال حبس محکوم گردید. این شهروند بهایی با تقلیل حکم به ۱۰ سال در زندان رجایی‌شهر کرج نگهداری می‌شود.

وحید تیزفهم، عینک ساز و صاحب مغازۀ عینک سازی در شهر تبریز، تا اوائل سال ۲٠٠۸ (۱٣۸۷) در آن شهر زندگی می‌کرد و پس از آن به تهران نقل مکان نمود.

او در شهر ارومیه متولد شد و کودکی و جوانی خود را در آنجا گذراند. پس از کسب دیپلم در رشتۀ ریاضی در سن ۱۸ سالگی به تبریز آمد تا در رشتۀ عینک سازی به تحصیلات خود ادامه دهد. وی بعداً در مؤسسۀ عالی معارف بهائی، وابسته به مؤسسه آموزش عالی بهائی (علمی آزاد)، نیز در رشتۀ جامعه شناسی به تحصیل مشغول شد.

عفیف نعیمی شهروند بهایی و از مدیران سابق جامعه بهایی ایران در اردیبهشت ماه سال ۸۷ بازداشت و در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران با اتهامات «جاسوسی برای اسرائیل، توهین به مقدسات و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» به ۲۰ سال حبس محکوم گردید. این شهروند بهایی که از بیماری‌های زیادی از جمله مشکل انعقاد خون، بیهوشی های دوره ای، ناراحتی شدید غدد لنفاوی و تورم حاد در ناحیه‌ی گلو در زندان رنج برده، با تقلیل حکم به ۱۰ سال در زندان رجایی‌شهر کرج نگهداری می‌شود.

فرهاد فهندژ، متولد ۱۳۳۸ در تربت حیدریه و ساکن گرگان در تاربخ ۲۶ مهرماه سال ۹۱ در منزل خود دستگیر و بعد از هفت ماه بلا تکلیفی در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به اتهام «تبلیغ آیین بهایی و اداره تشکیلات بهایی» توسط قاضی مقیسه به ۱۰ سال حبس محکوم شد.

شایان ذکر است، این شهروند بهایی در سال ۱۳۶۲ (در سن ۲۴ سالگی) نیز دستگیر و به ۶ سال حبس محکوم شده بود. وی به دلیل شرایط نامساعد زندان پیشین مبتلا به بیماری های گوارشی است.

عادل نعیمی متولد ۱۳۳۱ در تهران و همسرش الهام فراهانی (نعیمی) از جمله بازداشت‌شدگان روز ۲۱ تیر ماه سال ۹۱ بودند. مأموران ساعت‌ها خانه آن‌ها را بازرسی و بسیاری از اموال خصوصی، کتاب‌ها، عکس‌ها و سی‌دی‌هایی که مربوط به آیین بهایی بودند را ضبط کردند. دوم مرداد ماه همان سال، شمیم نعیمی، پسر ایشان هم به دادسرای شهید مقدس، مستقر در زندان اوین احضار شد که پس از مراجعه، او را هم بازداشت کردند. پس از حدود یک ماه، الهام و شمیم تا زمان برگزاری دادگاه به قید وثیقه آزاد شدند، اما پدر خانواده هم‌چنان در انفرادی ماند تا این‌که پس از حدود سه ماه، به بخش عمومی منتقل و پس از چندی به زندان رجایی شهر برده شد.

چهارم اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۲ خورشیدی، جلسه دادگاه عادل نعیمی به همراه هفت شهروند بهایی ساکن گرگان و گنبدکاووس که به زندان رجایی شهر منتقل شده بودند، هم‌زمان برگزار شد.

هر چند در این پرونده، ارتباطی میان زندانیان بهایی گرگان با عادل نعیمی وجود نداشت، اما شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه‌ای به پرونده این افراد در یک جلسه رسیدگی کرد.

اتهامات وارده به این هشت شهروند بهایی عبارت بودند از: «تبلیغ علیه نظام»، «تشکیل و اداره تشکیلات غیرقانونی بهایی» و «عضویت در تشکیلات غیرقانونی بهایی».

طبق رأی صادر شده برای عادل نعیمی، او به ۱۱ سال حبس و متهمان دیگر به ۵ تا ۱۰ سال حبس محکوم شدند. همگی این افراد در حال گذراندن دوران حبس‌شان در زندان رجایی شهر هس

برنامه روز يکشنبه 16 اکتبر 2016 برابر با 25 مهر ماه 1395

سخنان مانی در مورد کپين لگام + سخنان جناب صنم راد در مورد نشست لوزان  و جنگ

گفتگو با جناب اميد عليشناس فعال حقوق بشر مدنی.

برای دانلود فايل صوتی روی فلش کليک کنيد.

مهوش ثابت ( شهریاری) پس از پایان مرخصی به زندان اوین بازگشت

به گزارش خبرگزاری بهایی نیوز دقایقی پیش در تاریخ ۲۴ مهرماه ۱۳۹۵ مهوش ثابت شهریاری پس از ده روز مرخصی به زندان اوین بازگشت.
بنابر گزارش مجموعه خبری بهایی نیوز مهوش ثابت یکی از مدیران جامعه بهایی ایران پس از ۹ سال به مرخصی ۴ روزه آمده که پس از تمدید به ۶ روز و با پیگیری خانواده وی دوران مرخصی این شهروند بهایی به ۱۰ روز به طول انجامید و وی دقایقی پیش جهت گذراندن ادامه دوران محکومت خودبه زندان منتقل شد.
پیشتر مهوش ثابت شهریاری در تاریخ ۱۴ مهر ماه ۱۳۹۵ پس از گذشت بیش از ۹ سال برای اولین به مرخصی آمده بود.

Bild zeigt 1 Person , Personen, die lachen , Text