
شناسایی شهروندان در فضای مجازی ممکن می شود




یک زندانی با اتهامات مربوط به مواد مخدر حدود ۲ ماه پیش در زندان سقز اعدام شده که منابع رسمی در مورد آن سکوت کرده و گروههای حقوق بشری نیز موفق به ثبت آن نشده بودند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از سازمان حقوق بشر، صبح روز چهارشنبه ۱۶ تیرماه سال ۱۳۹۵ یک زندانی به نام “کامران ملکی” متولد ۲۲ خردادماه ۱۳۶۱ در زندان سقز اعدام شده است.
یکی از نزدیکان وی گفت: “کامران پیش از بازداشت راننده تاکسی بود تا اینکه در مردادماه ۱۳۹۲ یک کیلو و ۲۵۰ گرم [ماده مخدر] شیشه در اتومبیلش پیدا شد.”
وی در ادامه صحبتهایش گفت: “کامران در سهراه بیجار-دیواندره توسط مأمورین دستگیر میشود و در تمام بازجوییها و حتی دادگاه اعلام نموده بود که مواد متعلق به وی نبوده و هیچ اطلاعی از این موضوع نداشته است. حتی بسیاری از اقوام نزدیکش تأیید کرده بودند که کامران در کار خریدوفروش مواد مخدر نبوده است.”
“کامران ملکی” در ۱۸ مهرماه ۱۳۹۴ در دادگاه انقلاب سقز به اعدام محکوم شد و سپس برای گذراندن دوران محکومیت به زندان سنندج منتقل شد. وی مدتی پیش از اعدام به زندان سقز بازگردانده شد تا مقدمات اجرای حکمش در این زندان فراهم شود.
گفتنیاست، این اعدام که بیش از دوماه از اجرای آن میگذرد از سوی رسانههای رسمی و روابط عمومی قوه قضائیه اعلان نشده و گروههای حقوق بشری تا پیش از این موفق به ثبت آن نشده بودند. مواردی از این دست نگرانی از بالاتر بودن آمار واقعی اعدام از آنچه توسط رسانههای حقوق بشری ثبت و اعلام میشود را افزایش میدهد.

محکومیت یک سال حبس مهدیه گلرو، فعال حقوق زنان و عضو شورای دفاع از حق تحصیل، از سوی دادگاه تجدیدنظر به جریمه نقدی تبدیل شد.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، مهدیه گلرو، فعال حقوق زنان که پیش تر از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به یک سال حبس تعزیری محکوم شده بود، پس از دوسال بلاتکلیفی طی دادگاه تجدید نظر به پرداخت جریمه نقدی محکوم گردید.
دادگاه رسیدگی به اتهامات این فعال حقوق زنان از قبیل «برنامه ریزی و تدارک تجمع در مخالفت با کشتار غزه، هدایت تجمع بر علیه اسید پاشی، استقبال از زندانیان و…» پیش تر در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی برگزار شده بود.
مهدیه گلرو در سالهای اخیر چندین بار از سوی نهادهای امنیتی و قضائی ایران دستگیر و زندانی شده است.
وی در آخرین مورد در اوایل آبان ماه ۹۳، در پی شرکت در تجمع اعتراضی علیه اسیدپاشیهای زنجیرهای در اصفهان، توسط مأموران اطلاعات سپاه بازداشت و پس از تحمل ۴ ماه حبس در بند ۲-الف سپاه در زندان اوین با وثیقه ۷۰۰ میلیون تومانی موقتا آزاد شد.
مهدیه گلرو پیشتر در ١١ آذر ۱۳٨٨ بازداشت شد و نزدیک به دو سال و چهار ماه را در زندان سپری کرد. وحید لعلیپور همسر وی نیز که به همراه او دستگیر شده بود، یک سال زندانی شد.

نماینده مردم ایذه و باغملک خبر از وضعیت اسفبار مدارس برخی از روستاهای ایذه داد و گفت جای نگرانی دارد که پس از گذشت ۳۷ سال از انقلاب، دانشآموزان این شهرستانها در محل نگهداری حیوانات تحصیل میکنند و به همین سبب به وزیر آموزشوپرورش تذکر میدهم.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از خبرگزاری تسنیم، هدایتالله خادمی امروز پس از بازدید از روستاهای “سبزی” و “سیدخدر” در جمع مردم این روستاها اظهارداشت: این روستاها از امکانات رفاهی محروم هستند؛ به گونهای که جاده دسترسی به این مناطق بسیار خطرناک است؛ بیش از ۳۰ سال پیش بنده به روستای سبزی سفر کرده بودم که روستایی بسیار زیبا و با شالیزارهایی فراوان بود و روستاییان با وجود این نعمات گذران زندگی میکردند اما متاسفانه امروزه به سبب کمبود آب، شالیزارها را از دست دادند.
وی با اشاره به وضعیت موجود در روستای سیدخدر تصریح کرد: وقتی که وارد روستای سیدخدر شدم اوج ناکارآمدی مدیران را در این سالهای اخیر مشاهده کردم، در این روستا که چندین خانوار زندگی میکنند محرومیت فریاد میزند.
نماینده مردم ایذه و باغملک با اشاره به وضعیت اسفبار مدرسه روستای سیدخدر تاکید کرد: وقتی به سراغ مدرسه این روستا رفتم، مشاهده کردم یکی از ۲ محل نگهداری حیوانات را به کلاس درس اختصاص دادند و این جای نگرانی دارد که پس از گذشت بیش از ۳۰ سال از پیروزی انقلاب چنین فضاهایی برای تعلیم دانشآموزان در کشور وجود داشته باشد.
خادمی در ادامه همین مبحث افزود: معلمها از زحمتکشان در جامعه ما هستند و در آینده قطعا همین معلم یکی از مدیران کلان کشور میشود، اما شما نگاه کنید فضای خواب معلم همین روستا را، این باید برای مسولان وزارت آموزشوپرورش شرم آور باشد.
وی بیان کرد: چنین وضعیتی را اگر برای افراد مناطق دیگر کشور به تصویر بکشانیم، شاید باور نکنند. متاسفانه اکثر این مناطق از قبیل روستای بردهزرد، بنهارون، قلعهلوا، اوند و ساداتمحمدابراهیم هم این مشکلات را دارند که در این سالهای اخیر با تغییر دولتها هیچ نگاهی به این منطقهها نشده است.
نماینده مردم ایذه و باغملک با ابراز گلایه از وزیر آموزشوپرورش به سبب وجود چنین مدارسی در سطح کشور گفت: به وزیر آموزشوپرورش هشدار میدهم، چه استدلالی وجود دارد که در استان خوزستان باید دانشآموزان در محل نگهداری حیوانات درس بخوانند، آیا در بقیه شهرهای ایران هم چنین است؟ گذاشتن یک کانکس برای تحصیل دانشآموزان چه هزینهای برای وزارتخانه در پی دارد؟ اگر یک میلیونیوم این فیشهای حقوقی و اختلاسهایی که در کشور رخ میدهد را به ایذه و باغملک تخصیص دهند قطعا این شهرها آباد میشوند.
هدایتالله خادمی تصریح کرد: از وزیر آموزش و پرورش درخواست میکنم که برای بازدید از وضعیت مدارس به این مناطق محروم سفر کنند هرچند که پس از گذشت بیش از ۳ سال از دولت یازدهم به جز وزیر بهداشت هیچکدام از وزرا به شهرستانهای ایذه و باغملک سفر نکردهاند.
وی در پایان تاکید کرد: نمیدانم بیعدالتی موجود در این مناطق را در کجا فریاد بزنم، چرا مسئولان توجهی به این شهرستان نمیکنند؟ ما امیدوارم هستیم که مشکلات جادهای، رفاهی و تحصیلی روستاهای سبزی، بنهارون، سیدخدر، قلعهلوا، نافر، لارم، اوند و ساداتمحمدابراهیم هرچه سریعتر با کمک مدیران برطرف شوند.
روستاهای سبزی، لارم، بنهارون، قلعهلوا، اوند، ساداتمحمدابراهیم، لارم، نافر در شمالشرقی استان خوزستان و از توابع شهر دهدز هستند که از امکانات جادهای، رفاهی و تحصیلی محرومند. با وجود این مشکلات دولت یازدهم نیز هیچ توجهی به این مناطق نکرده است، مردم این روستاها امیدوارند آقای روحانی درسال پایانی دولت به این مناطق توجه ویژهای کند.

در جریان اعتراضهای انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ عده زیادی از معترضان به بازداشتگاه کهریزک منتقل شده بودند که بر اساس گزارشها دستکم سه نفر آنها بر اثر شکنجه جان خود را از دست دادند.
در همان تابستان پس از انتخابات٬برخی از آسیب دیدگان حادثه کهریزک به دیدار مهدی کروبی رفتند. آنها از مهدی کروبی خواسته بودند تا برای احقاق حقوقشان تلاش کند. لذا در اوایل مردادماه ۱۳۸۸٬ مهدی کروبی با نگارش نامهای سربسته به هاشمی رفسنجانی٬ از او خواست تا به عنوان رئیس مجلس خبرگان٬ «هیاتی بیغرض و شفاف» را برای رسیدگی به این حادثه تعیین کند. اما مهدی کروبی پس از آنکه پاسخی از سوی رفسنجانی دریافت نکرد٬ اقدام به انتشار محتوای نامه کرد؛.» مهدی کروبی در آن نامه از آزار و اذیت زندانیان و تجاوز جنسی در بازداشتگاهها سخن گفته بود. در پی این نامه بود که احمد خاتمی، امام جمعه موقت تهران در ۲۳ مرداد ۸۸ ٬ نامه مهدی کروبی به هاشمی رفسنجانی را «مسبب غم جانکاه دلدادگان به نظام» دانست و مدعی شده بود: «در هفته گذشته یکی از سیاسیون نامهای سرتا پا افترا و سر تا پا تهمت به نظام اسلامی !منتشر کرد. نامهای که جشن آمریکا بود، نامهای که جشن اسرائیل بود، نامهای که جشن بیگانگان بود. این نامه، نامه انحرافی ! بود.» اکنون پس از ۷ سال از انتشار آن نامه و پیگیری برای احقاق حقوق آسیب دیدگان کهریزک و حوادث پس از انتخابات٬ مجریان آن فجایع٬ اقرار به وقوع یک «حادثه هولناک» نمودهاند. البته شاید اگر پدر یکی از قربانیان این حادثه از چهرههای رده بالای حکومت نبود و این پیگیری برای برگزاری دادگاه از سوی او صورت نمیگرفت٬ این فاجعه نیز همچون حادثه حمله به کوی دانشگاه و حوادث دیگر در بازداشتگاهها و زندانهای کشور٬ به بایگانی بیعدالتی کشور سپرده میشد. به شهادت برخی از حادثه دیدگان٬ حکومت تلاش بسیاری کرد تا با فشار و ارعاب حادثه دیدگان٬ آنها را از شکایت در خصوص این پرونده باز دارد.
بگفته کمیته گزارشگران حقوق بشر، بسیاری از بازداشت شدگان مربوط به اعتراضات گسترده به نتایج انتخابات ریاست جمهوری دهم و سرکوبیهای پس از آن نیز به این مکان برده شده و تحت شکنجه قرار گرفتهاند.
ايشان فرموده به سهم خود از محضر مقدس امام زمان، که صاحب اصلی انقلاب میباشند”. انقلاب چیه، امام زمان چیه، ملت ايران نزديك به چهار ده گذاشتین سر کار و خودتون دزدیهای میلیاردی می کنید. پس چرا وقتی از بیت المال می دزديد یاد امام زمان نیستید.
اين جنايات و آدمكشى ها با يك عذر خواهى از مادارن و پدرانى كه نور چشمشان را از دست داده اند به اين سادگى بخشوده نخواهد شد. بايد اين افراد جنايتكار در يك دادگاه عادل محاكمه شوند و به سزاى اعمالشان برسند.
اینکه آقای مرتضوی عذرخواهی کرده است حاوي چند نکته مي باشد: 1.ایشون به عنوان مسئول علاوه بر عذرخواهی باید محکوم شوند و طبق قوانین ایران اعدام شوند (هرچند بااعدام موافق نیستم)واگر دادگاه ایشان را تبرئه کرده باید قاتلین را اعدام کنند. درضمن حتی اگر ایشان از معاونت در قتل تبرئه شوند باید چندین سال به حبس واقعی (نه مثل آقای رحیمی)محکوم شوند. 2.به نظر من اینها نمایشی برای جلب نظر مردم به طرف احمدی نژاد و اصول گرایان است و در واقع این عذر خواهی به جز یک نمایش کثیف سیاسی چیزی نیست که اگر بود باید احکام اعدام و حبس در مورد عاملان آن اجرا میشد.
اما سعید مرتضوی تنها نیست، همه مقامات ریز و درشت جمهوری اسلامی آز خامنه ای گرفته تا سرداران سپاه و امام جمعه ها و نمایندگان مجلس مستقیم و غیر مستقیم هم پرونده او هستند. یک علت تبرئه سعید مرتضوی علیرغم همه اسناد و مدارکی که علیه او وجود دارد ترس مقامات ریز و درشت حکومتی از لو رفتن نام خودشان است. دقیقا به همین دلیل ادامه اعتراضات و پیگیری مردم در امر دزدیها و جنایت سعید مرتضوی نقش تعیین کننده و مهمی نه تنها در محکوم کردن وی بلکه بچالش کشیدن کل حکومت ایفا میکند. پرونده سعید مرتضوی پرونده جمهوری اسلامی است و تنها با بزیر کشیدن این حکومت به فرجام خواهد رسید.
احسان فتاحي
٢٢شهريور١٣٩٥


فساد مالی «ابوالقاسم صلواتی» رییس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب
روز سهشنبه ۲۶ آبانماه ۱۳۹۴، گزارشی در وبسایت «آمدنیوز» منتشر شد که از فساد گسترده «ابوالقاسم صلواتی» و «احمدرضا محمد ولی الیگودرزی» پرده برداشت.
در آن گزارش ذکر شده بود که «احمدرضا گودرزی با کمک مجتبی ناطقنوری در سال ۸۶ و ۸۷، عضو هیات مدیره شرکت کالسیمین شده و از آنجا مسئولیت فروش کنسانتره تولیدی کالسیمین را به عهده گرفت و با جعل مدارک و تشکیل پرونده به اسم خریدارهای صوری، محصولات را از کالسیمین با قیمتی نازل خریداری نمود و در بازار آزاد با قیمتی چند برابر آنها را به فروش رسانید. شرکت کالسیمین که وابسته به سازمان تأمین اجتماعی است، قراردادهای متعدد را با شرکت ملی مس و شرکت توسعه معادن روی ایران دارد. گودرزی که در دهههای ۶۰ و ۷۰ در زیرزمین خانهای حوالی میدان امام حسین تهران زندگی میکرد از قبل همین معاملات غیرقانونی و بدون ضوابط ، امروز در بهترین نقاط انگلیس دارای خانههای چند هزار متری است.»
همچنین «آمدنیوز» از روابط گسترده مالی و فساد «ابوالقاسم صلواتی» و «احمدرضا محمدولی گودرزی» پرده برداشت: «گودرزی روابط تجاری و مالی گستردهای با جمعی از قضات دستگاه فاسد قوه قضاییه را ایجاد کرده و با برقراری این رابطه خود را از شکایتهای قضایی، مصون نگه داشته است. به عنوان نمونه، وی در قبال همکاری قاضی ابوالقاسم صلواتی در این مسیر، با پوشش نام خود، از اموال قاضی صلواتی در انگلستان در قالب سهام بانک اچ اس بی سی حفاظت کرده است. وی با همکاری قاضی صلواتی پس از انتخابات جنجالی ریاستجمهوری سال ۸۸ و در بحبوحه اعتراضات مردم به نتیجه کودتای انتخاباتی، با ترتیب دادن یک معامله صوری و قولنامه جعلی کارخانه مس متعلق به یکی از اعضای شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی- را در شهر بابک به ارزش ۱۵۰ میلیارد تومان تصاحب نمود و پس از آن نیز وی را بازداشت کرد و مانع از پیگیری این کلاهبرداری توسط او شد. در پرونده دیگری ابوالقاسم صلواتی برای رفع ممنوعالخروجی یک عضو دیگر ارشد حزب کارگزاران سازندگی، خواهان تصاحب باغ متعلق به وی در کرج بود که این درخواست، مورد موافقت آن زندانی سیاسی سابق واقع نشده است. اما ماجرا به همینجا ختم نمیشود. احمدرضا گودرزی با تشکیل حلقهای که قاضی صلواتی و چند تن از سران امنیتی و انتظامی هم در آن حضور دارند، اقدام به ایجاد «رعب و وحشت» و «فشار و تهدید» برای مخالفان خود نموده است. در یک نمونه وی با کمک یکی از مسئولان شنود نیروی انتظامی، به شنود برخی از تلفنهای افراد سرشناس پرداخته و با شناسایی نقاط ضعف آنها و با ارائه نوار شنود مکالمات خودشان، از آنها اقدام به اخاذی و باجگیری نیز نموده است. در پرونده دیگری، احمدرضا گودرزی با ایجاد ارعاب و تهدید و همکاری قاضی ابوالقاسم صلواتی در این زمینه، «مجید احمدی» یکی از معدن داران بزرگ کشور را، که در کانادا زندگی میکند، مجبور کرد سهام کارخانجات و معادن خود در ایران را به وی واگذار کند. مجید احمدی پس این اقدامات فراقانونی، به دلیل فشارهای وارده ناشی از خارج شدن اموال از اختیارش، دچار حمله قلبی گردید.»
انتشار این گزارش باعث شد حفاظت اطلاعات قوه قضاییه بر پرونده فساد مالی صلواتی و گودرزی متمرکز شود و ۱۹ نفر را تا لحظه تنظیم این خبر بازداشت موقت و مورد بازجویی قرار دهد. این بازداشتها در نهایت منجر به عیان شدن فساد گسترده ابوالقاسم صلواتی شد و مقرر گردید پس از اتمام پرونده بابک زنجانی، او به بازنشستگی اجباری نائل آید و از ریاست شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب برکنار شود.
به کانال جوانه ها در تلگرام بپیوندید