مصدومیت دو نفر بر اثر انفجار مین در سقز و قصرشیرین

انفجار مین‌های به جای مانده از دوران جنگ ایران و عراق، هم‌زمان در یک روز موجب مصدومیت یک سرباز در سقز و موج‌گرفتگی یکی از کارگران شرکت مین‌زدایی در قصرشیرین شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا و به نقل از مین و زندگی، در تاریخ ۱۹ اسفند ۱۳۹۶، انفجار مین موجب زخمی شدن یکی از سربازان هنگ مرزی در حوالی پاسگاه مرزی هرمیدول سقز شد.

امروز حدود ساعت ۱۶ سرباز وظیفه محمد حیدری اهل زنجان جمعی پاسگاه مرزی هرمیدول سقز در حین انجام وظیفه با مین برخورد کرده و متاسفانه مچ پای راست ایشان قطع و از ناحیه صورت به‌طور سطحی زخمی شده است.

مجروح بلافاصله به بیمارستان امام سقز منتقل و جهت ادامه‌ی درمان بستری شد.

موج گرفتگی راننده بولدوزر بر اثر انفجار مین در قصر شیرین

به گزارش ایرنا در تاریخ ۱۹ اسفند ۱۳۹۶، راننده یک دستگاه بولدوزر متعلق به شرکت مین‌زدایی در جریان عملیات خنثی‌سازی در برخورد با یک قبضه مین ضد تانک در قصر شیرین دچار موج گرفتگی شد.

سرهنگ عنایت فلاحی زمان وقوع این حادثه را ظهر امروز و مکان آن را جاده نفت شهر از توابع قصرشیرین ذکر کرد.

وی اظهار داشت: “در جریان این حادثه، یک دستگاه بولدوزر متعلق به شرکت مین‌زدایی در جریان عملیات خنثی‌سازی، با یک قبضه مین ضد تانک به جا مانده از دوران جنگ تحمیلی برخورد کرد که پس از انفجار، راننده‌ی آن دچار موج گرفتگی و خودروی وی نیز دچار خسارت شد”.

از ابتدای امسال تاکنون هفت مورد انفجار در شهرستان مرزی قصرشیرین رخ داده که در اثر این انفجارها سه تن مجروح و دچار موج گرفتگی، ۱۰ راس دام تلف شدند، هشت راس دام آسیب دیدند، یک دستگاه تراکتور و سه دستگاه بولدوزر و یک دستگاه بیل مکانیکی نیز دچار خسارت مادی شد‌ه‌اند.

پارسال در مجموع ۲۰ مورد انفجار مین به جا مانده از جنگ تحمیلی در این شهرستان مرزی رخ داد که در اثر آن یک تن کشته و ۱۲ تن مجروح و یا دچار موج گرفتگی شده‌اند.

نیروهای نظامی، کشاورزان، روستاییان، عشایر منطقه و همچنین نیروهای پاکسازی مواد منفجره در مناطق آلوده، از حادثه دیدگان انفجار مین در شهرستان قصرشیرین هستند.

در ۱۴ مورد از این انفجارها، ۶ دستگاه بولدوزر متعلق به مرکز مین‌زدایی، یک دستگاه گریدر، ۲ دستگاه کمباین و چهار دستگاه تراکتور کشاورزان فعال در منطقه دچار خسارت مادی شد و در سه مورد دیگر از این انفجارها ۱۱ راس گوسفند تلف شد.

جشن پاکسازی ۷۰۰ هزار هکتار از زمین های آلوده به مین کرمانشاه بهمن‌ماه سال ۹۱ با حضور مسئولان برگزار شد اما با این وجود از آن زمان تاکنون چند مورد برخورد خودرو یا انسان با مین‌های باقی مانده از زمان جنگ تحمیلی در نواحی مرزی این استان مشاهده شده است.

اکنون ۲ شرکت مین‌زدایی وابسته به وزارت دفاع در قالب ۹ تیم به استعداد ۳۰ تن تخریب‌چی و ناظر و ۲۰ تن عوامل پشتیبانی در مناطق آلوده‌ی قصرشیرین مشغول بازنگری زمین‌های آلوده به مین هستند.

بازنگری به صورت دستی و ۲ گروه مکانیزه توسط گروه‌های پاکسازی در منطقه در حال انجام است و همچنان نیز این عملیات ادامه دارد.

قصرشیرین در غرب کرمانشاه با بیش از ۲۷ هزار نفر جمعیت دارای ۱۸۶ کیلومتر مرز با عراق است که در زمان جنگ تحمیلی ۲ سال کامل در اشغال نیروهای عراق بود و جنگ هشت ساله از این منطقه در غرب ایران آغاز شد و آخرین نقطه‌ی پایان جنگ نیز این منطقه بود.

در حدود ۴۲۰۰۰ کیلومتر مربع از اراضی ایران آلوده به مین‌های به‌جا مانده و عمل‌نکرده جنگ ایران و عراق است که نظامیان عراقی در زمان اشغال این مناطق در زمین تعبیه کرده‌اند.

دولت ایران نیز همچنان به تولید، استفاده و صادرات مین‌های ضدنفر ادامه می‌دهد و معتقد است استفاده از این مین‌ها تنها راه مؤثر برای تأمین امنیت مرزهای طولانی این کشور است.

بر همین اساس بخش‌هایی از مرزهای ایران با افغانستان، پاکستان و عراق مین‌گذاری شده‌است؛ در جریان درگیری‌های دهه ۱۳۶۰ در کردستان هم بسیاری از اراضی این منطقه مین‌گذاری شدند.

صدور دو حکم اعدام در تهران

شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران دو مرد را به اتهام “قتل” در دو پرونده جداگانه به اعدام محکوم کرد.

به گزارش خبرگزاری هرانا و به نقل از ایران مورخ ۱۶ اسفند ۱۳۹۶، نانوای ۷۲ ساله که از بابت پرونده مفتوحه مرگ همسر دومش از سال ۹۴ متهم به قتل بود، با وجود اصرار بر بی‌گناهی‌اش سرانجام در شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران به اعدام محکوم شد.

رسیدگی به این پرونده از ۲۲ تیر سال ۹۴ و با گزارش مرگ مشکوک زن خانه‌داری دریکی از محله های شمال غرب تهران، در دستور کار تیم جنایی قرار گرفت. چهار ماه از وقوع جنایت گذشته بود که سرانجام شوهر این زن در بازجویی کارآگاهان جنایی لب به اعتراف گشود و قتل را پذیرفت.

او گفت: “در درگیری با همسرم ضربه‌ای به صورتش زدم که محکم به پایه مبل خورد. بعد از چند دقیقه فهمیدم دیگر نفس نمی‌کشد اما به هیچ عنوان قصد کشتن او را نداشتم”.

با این اعتراف، پرونده تکمیل و متهم برای محاکمه به شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محسن زالی و با حضور دکتر ابراهیم اسلامی (مستشار دادگاه) انتقال یافت. در ابتدای جلسه اولیای دم خواستار اعدام عامل قتل شدند. وقتی نوبت به متهم رسید او در برابر قضات ایستاد و با رد اعتراف‌های قبلی‌اش گفت: “قتل را قبول ندارم. من همسرم را نکشتم و اگر پیش‌تر هم این اتهام را پذیرفتم تحت فشار بازجویی‌ها بود”.

پس از پایان اظهارات متهم، قضات وارد شور شده و متهم را به اعدام محکوم کردند.

اعدام، مجازات قتل پدر دوست صمیمی

به گزارش جوان آنلاین مورخ ۱۸ اسفند ۱۳۹۶، پسری که در جریان یک درگیری، پدر دوست صمیمی‌اش را به قتل رسانده است به مرگ محکوم شد.

به گزارش خبرنگار ما، بیست و یکم بهمن‌سال‌۹۵، مأموران پلیس پایتخت از قتل مرد میانسالی به نام رضا در محله نازی‌‌آباد باخبر و راهی محل شدند. پسر مقتول که در محل حاضر بود به مأموران گفت: “من و یکی از دوستانم که امید نام دارد با هم اختلاف داشتیم. ساعتی قبل امید مقابل خانه ما آمد و بعد از کمی گفت و گو با هم درگیرشدیم. پدرم وقتی صدای درگیری را شنید برای میانجیگری وارد دعوا شد، اما امید‌ روی پدرم چاقو کشید و یک ضربه به سینه پدرم زد که کشته شد”.‌

بعد از انتقال جسد به پزشکی قانونی، امید ۲۸‌ساله بازداشت شد. او با اعتراف به درگیری و قتل مرد میانسال در شرح حادثه گفت: “من و سپهر از سال‌ها قبل با هم دوست بودیم و رفت و آمد داشتیم. از مدتی قبل تصمیم به ازدواج گرفتم و از سپهر خواستم مورد مناسبی را معرفی کند. او قبول کرد تا اینکه گفت دختری را برایم در نظر گرفته و قرار شد با او ملاقات کنیم. روز قرار وقتی آن دختر را دیدم از رفتار و ظاهرش خوشم نیامد و محل را ترک کردم. سپهر وقتی فهمید آن دختر نظرم را جلب نکرده ناراحت شد و گلایه کرد و گفت با این کار آبرویش را برده‌ام”.‌

متهم در ادامه گفت: “این گذشت تا اینکه روز حادثه مقابل خانه سپهر رفتم تا در این مورد با او صحبت کنم که حرفمان به مشاجره کشید و با هم درگیر شدیم. هنگام درگیری بود که پدر سپهر رسید و قصد میانجیگری داشت. من که به خاطر خوردن مشروب حال طبیعی نداشتم با پدر او هم درگیر شدم و با چاقو یک ضربه به سینه‌اش زدم”.‌

با اقرارهای متهم و بازسازی صحنه جرم، پرونده کامل و به شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. متهم در اولین جلسه رسیدگی به پرونده بعد از درخواست اعدام از سوی اولیای‌دم در جایگاه ایستاد و بعد از شرح دوباره حادثه در آخرین دفاعش گفت: “باور کنید روز حادثه به خاطر خوردن مشروب حال طبیعی نداشتم، به همین دلیل دست به چاقو شدم. به سپهر اعتماد کرده بودم و به خاطر مشکلاتی که داشتم از او کمک خواستم، اما او کاری کرد که همه زندگی و جوانی‌ام تباه شد”.‌ متهم در پایان گفت: “به خاطر فوت پدرم به عنوان پیک موتوری، نان‌آور خانوده‌‌ام بودم و مخارج مادر و سه‌خواهرانم به دوش من بود. حالا که در زندانم آنها شرایط خوبی ندارند. پشیمانم و از اولیای‌دم می‌خواهم مرا به خاطر خانواده‌ام ببخشند”.‌

در پایان هیئت قضایی بعد از شنیدن آخرین دفاع متهم، وارد شور شد و متهم را بنا به درخواست اولیای‌دم و با توجه به مدارک در پرونده به اعدام محکوم کرد.

تجمع صدها کشاورز معترض ورزنه ‘برای تخریب لوله‌ انتقال آب’ به خشونت کشیده شد

-کشاورزان معترض در ورزنه، در حدود صد کیلومتری شرق اصفهان، در چندمین روز اعتراضاتشان مقابل تاسیسات محلی انتقال آب تجمع کرده و علیه مسئولان شعارهای تندی دادند. ده‌ها مامور امنیتی در مقابل کشاورزان مستقر شدند و برای پراکندن آنها از گاز اشک آور استفاده کردند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از بی بی سی، بعضی از معترضان چوب در دست دارند و یکی از شعارهایشان حاکی از این است که خواستار تخریب لوله انتقال آب به یزد هستند.

ویدئوهای دریافتی نشان‌ می‌دهد که صدها کشاورز معترض، یا حتی تا چند هزار نفر، به سمت تاسیسات انتقال آب حرکت می‌کنند.

یکی از شاهدان عینی می‌گوید کشاورزان پس از چند روز تجمع مسالمت‌آمیز و بی نتیجه ماندن اعتراضشان قصد دارند که لوله‌های انتقال آب را تخریب کنند.

جمعیت معترض هم با الهام از آهنگ‌های تبلیغی دوران جنگ ایران وعراق، شعار می‌دهد “ای لشکر شرق اصفهان، آماده باش، آماده باش/بهر پکاندن لوله یزد، آماده باش، آماده باش”.

یکی از افراد پلیس پشت بلندگو و خطاب به معترضان می‌گوید: “آن برادری که چوب و چماق دستش گرفته است و به ما سنگ پرتاب می کند؛ تو به برادرت این کار را می کنی، ما نباید پرچم آمریکا را بگیریم دستمان.”

اشاره سخنگوی پلیس به پرچم آمریکا با فریاد و هیاهوی اعتراض کشاورزان مواجه می‌شود.

پلیس برای پراکنده کردن معترضان، گاز اشک آور شلیک می‌کند و بعضی از آنان سعی می‌کنند با خاک ریختن روی گلوله‌های اشک آور آنها را خنثی کنند.

معترضان شعارهای “نترسید نترسید/ما همه با هم هستیم” و “مرگ بر مسئولین بی غیرت” می‌دهند.

بحران آب در ایران یکی از مسائل محیط‌زیستی عمده این کشور است و تاکنون بارها به تنش و درگیری انجامیده است.

به جز خشکسالی طبیعی، مدیریت منابع آبی و سدسازی‌ها از جمله دلایلی است که کارشناسان برای بحران آب در ایران ذکر می‌کنند.

نامه سرگشاده پیمان روشن ضمیر؛ تداوم اعتصاب غذا

پیمان روشن ضمیر زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی اهواز که در حال تحمل دوران محکومیت ۱۷ ماه حبس تعزیری خود است از یازده روز پیش در اعتصاب غذایی اعتراضی به سر می برد. این زندانی سیاسی با نگارش نامه‌ای سرگشاده به رهبر ایران از شرایط بحرانی و وضعیت خود در زندان سخن گفته است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، پیمان ضمیر روشن زندانی سیاسی محبوس در زندان مرکزی اهواز است که به اتهام توهین به رهبری و تبلبغ علیه نظام در زندان بسر می برد.

پیمان روشن ضمیر وبلاگ نویس برای نخستین بار در ۱۳ دی ماه ۸۹ توسط نیروهای امنیتی به اتهام توهین به رهبری توسط نیرو های امنیتی بازداشت و پس از ۳۰ روز تحمل سلول انفرادی به زندان منتقل شد.

سردبیر تارنمای هفت تیر که در دادگاه انقلاب اهواز به اتهام توهین به رهبری و تبلیغ علیه نظام به ترتیب به تحمل ۱۲ و ۵ ماه حبس تعزیری محکوم شده بود، با احتساب ایام بازداشت قبلی دارای شرایط آزادی مشروط است که با مخالفت مسئولان امر مواجه شده است.

پیش‌تر این زندانی که پس از اعتراضات سراسری دی‌ماه برای تحمل دوران محکومیت خود بازداشت شد با نگارش نامه‌ای انتقادی به رئیس قوه قضائیه نسبت به بازداشت خود واکنش نشان داده بود.

آقای روشن ضمیر در اعتراض به محروم شدن از امکان استفاده از آزادی مشروط از ۱۱ روز گذشته دست به اعتصاب غذا زده است.

وی در خصوص پرونده خود با نگارش نامه‌ای سرگشاده به آیت الله خامنه ای از شرایط بحرانی و وضعیت خود در زندان پرده برداشته است.

قسمتی از نامه وی در پی می‌آید:

با توجه به اینکه ، اینجانب پیمان روشن ضمیر به دنبال نوشتن چند مقاله انتقادی در مورد جنابعالی از جمله مقاله (طرق قانونی تغییر رهبر) و نوشتن یک نامه سرگشاده بعد از مرگ یک وبلاگ نویس زندانی خطاب به حضرتعالی به اتهام توهین به رهبر و تبلیغ علیه نظام بازداشت و بر خلاف قانون اساسی در یک دادگاه غیرعلنی و بدون حضور هیت منصفه محاکمه و به هفده ماه زندان محکوم شدم.

برداشت من این بود ، آنچه من نوشتم در یک رویه عادلانه قضایی فرقی با نوشته آن کس که میگوید وزیر کشاورزی، وزیر کشور یا استاندار خوزستان باید تغییر کند ندارد و اگر اظهارات و مقالات فراوان در انتقاد از فلان وزیر توهین نیست و پیگرد قانونی ندارد انتقاد از حضرتعالی یا درخواست تغییر رهبر از مجلس خبرگان قابل پیگرد نیست و پیگرد قانونی ندارد.

اما در نهایت با نتیجه ای متفاوت روبرو شدم و بابت انتقاد از حضرتعالی ۳۱ روز را با چشم بند در سلول انفرادی گذراندم و اکنون نیز در زندان مرکزی اهواز باقی حبس را میگذرانم و تمام پیگیری های حقوقی من و تمام مذاکرات با بازجوها و مسوولین قضایی اهواز برای آزادی با دادن تعهد یا آزادی مشروط بی فایده بود و گفتم که حاظرم در صورت عدم اجرای حکم هیچوقت کوچکترین انتقادی را در مورد رهبر منتشر نکنم و به رهبر از گل نازک تر نگویم اما این تعهد نیز منجر به آزاد کردن من در اولین و تنها سابقه محکومیت نشد.

از طرفی بعد از حضور در زندان هم اگر مساعدت های قانونی در مورد من انجام میشد یا با پذیرش جواب در خواست اعمال ماده ۱۳۴ ، میتوانستم تا امروز از آزادی مشروط  استفاده کنم و آزاد شوم که آنهم به سبک رویه غیر منطقی و بی سر و سامان اجرای احکام دادگاه انقلاب اهواز که با اکثر درخواست های به حق و قانونی برای زندانیان سیاسی مخالفت میشود انجام نشد.

از طرفی کسب و کارم بابت حضور من در زندان با خطر نابودی روبروست و این موضوع بارها به اطلاع دادستان اهواز و اجرای احکام رسید حاکمیتی که هیچگاه در کار آفرینی به من کمک نکرد و سال ها قبل با فیلتر کردن اشتباه سایتم که در رتبه ۹۵ پربیننده ترین سایت های ایران قرار داشت خسارت فراوان به من وارد کرد امروز نیز با زندانی کردن من موجبات بیکار شدن همکارانم و ضرر اقتصادی سنگین به من را فراهم کرده است.

خلاصه وضعیت بحرانی برای من به آنجا کشید که چون گوش شنوایی نیست دست به اعتصاب غذا زدم و یقین این اعتصاب را تا مرگ یا آزادی ادامه میدهم و هیچ شرایطی برای پایان آن بغیر از آزادی از زندان نمیشناسم.

مرگ و مصدومیت دو کارگر در سایه فقدان ایمنی محیط کار

طی روزهای گذشته، در سایه فقدان ایمنی محیط کار، یک کارگر کشته و یک کارگر نیز مصدوم شد. ایران در میان کشورهای جهان رتبه ۱۰۲ را در زمینه رعایت مسائل ایمنی کار به خود اختصاص داده ‌که رتبه بسیار پایینی است.

به گزارش خبرگزاری هرانا و به نقل از ایلنا مورخ ۱۵ اسفند ۱۳۹۶، یک کارگر ساختمانی به نام “مصی علایی” که در پروژه مسکن مهر شهر انزلی مشغول به کار بود، بر اثر سقوط از ارتفاع جان خود را از دست داد.

عباس شیری (بازرس کانون کارگران ساختمانی کشور) با اعلام این خبر گفت: “حوالی ظهر روز گذشته (۱۵ اسفند ماه) یک کارگر ساختمانی به نام «مصی علایی» حین انجام کار در یک واحد مسکونی مربوط به پروژه مسکن مهر ۹۶ یک واحد در انزلی و استان گیلان؛ بر اثر سقوط از طبقه هفتم دچارحادثه شد”.

به گفته وی، این کارگر حین انجام کار روی داربست از ارتفاع طبقه هفتم ساختمان سقوط کرده و در دم جان سپرده است.

کارگر افغان پس از سقوط داخل گودال نجات یافت

به گزارش رکنا مورخ ۱۶ اسفند ۱۳۹۶، یک کارگر بیست و دو ساله افغان به علت نامعلوم از ارتفاع شش متری به اعماق یک گودال در کارگاه ساختمانی سقوط کرد که با کمک آتش‌نشانان از گودال خارج شده و به مراکز درمانی انتقال داده شد.

ساعت ۱۰:۲۰ صبح امروز در پی تماس شهروندان با ستاد فرماندهی آتش‌نشانی تهران مبنی بر سقوط یک فرد از ارتفاع، بلافاصله ستاد فرماندهی آتش‌نشانی تهران نیروهای عملیاتی ایستگاه ۳۳ و گروه امداد و نجات ۷ را به محل حادثه در شرق به غرب بزرگراه فتح، نرسیده به شیر پاستوریزه اعزام کرد.

محمد وثوق؛ رئیس ایستگاه ۳۳ آتش‌نشانی که در محل حادثه حضور داشت، درباره جزئیات این حادثه اظهار کرد: “در یک کارگاه ساختمانی به مساحت دو هزار مترمربع، گودالی به عمق سی متر وجود داشت، داخل این گودال کارگران مشغول کار بود و یک کارگر بیست و دو ساله افغانستانی به علت نامعلوم از ارتفاع شش متری سقوط کرده، داخل آن گرفتار شده و قادر به حرکت نبود”.

بنابر اعلام پایگاه خبری ۱۲۵؛ آتش‌نشانان بلافاصله با رعایت کامل نکات ایمنی در حضور عوامل اورژانس، مصدوم را بر روی برانکارد فیکس کردند و با استفاده از جرثقیل موجود در محل، وی را از عمق سی متری خارج کرده و برای انتقال به مراکز درمانی تحویل عوامل اورژانس دادند.

نهمین روز اعتصاب؛ گزارشی از وضعیت یک کودک-مجرم محکوم به اعدام

محمد صالحی کودک-مجرم محکوم به اعدام در زندان مهاباد در اعتراض به کارشکنی مسولین زندان در روند تبدیل حکم از نه روز گذشته دست به اعتصاب غذا زده است. این زندانی که در سلول انفرادی زندان مهاباد نگهداری می‌شود به دلیل پایان ندادن به اعتصاب غذای خود مورد ضرب و شتم ماموران قرار گرفته است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، محمد صالحی فرزند خدر(خضر) از اهالی شهرستان سردشت کودک متهم به قتل است که در سن ۱۷ سالگی به قتل متهم و سپس به اعدام محکوم شده است.

این زندانی علی‌رغم توافق با اولیای دم و تامین مبلغ دیه حکمش به دایره اجرای احکام زندان ابلاغ شده است.

اولیای دم در قبال پرداخت مبلغی پول برای پرونده آقای صالحی رضایت دادند ولی قضات دادگاه به دلایل نامعلومی به پرونده این کودک مجرم رسیدگی نکرده و دستوری برای تغییر حکم نداده اند..
این زندانی به عدم رسیدگی روند حقوقی خود از ۹ روز گذشته دست به اعتصاب غذا زده و از همان موقع به سلول انفرادی زندان مهاباد منتقل شده است.

یک منبع آگاه در خصوص این کودک متهم به قتل به گزارشگر هرانا گفت: “این زندانی نزدیک به ۱۸ ماه است در زندان نگهداری می‌شود و اکنون حدودا ۱۹ سال سن دارد و متهم به قتل است که هم اکنون ۹ روز است در اعتصاب در سلول انفرادی به سر می برد”.

وی در ادامه افزود “وی در سلول انفرادی توسط ماموران زندان بدلیل امتناع از پایان دادن به اعتصاب غذا مورد ضرب و شتم قرار گرفته است”.

لازم به توضیح است قوانین ایران سن مجازات کیفری کودکان را ۱۵ سال برای پسران و ۹سال برای دختران می‌داند. این درحالی است که کنوانسونهای بین‌المللی اعدام افراد کمتر از ۱۸ سال را منع می کنند.

مجازات کودکان در ایران و از جمله صدور حکم اعدام برای آنان در موارد مختلف از جمله درگیری و قتل، قاچاق مواد مخدر و… همواره یکی از چالش‌های مهم نقض حقوق بشر در ایران بوده‌است.

این اقدام ایران با تعهدات کشور در چارچوب میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و کنوانسیون حقوق کودک در تضاد است.
Facebook
Twitter
Google+

احضار دستکم ده نفر از بازنشستگان سال ۹۵ به پاسگاه هفت تپه با شکایت کارفرما

دستکم ده نفر از بازنشستگان سال گذشته شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه هفت تپه، با شکایت کارفرما به پاسگاه هفت تپه احضار شدند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، دستکم ده نفر از بازنشستگان سال ۹۵ هفت تپه، با شکایت کارفرما به پاسگاه هفت تپه احضار شدند.

به گغته این نهاد در پی تداوم اعتصاب و تجمع اعتراضی کارگران شرکت نیشکر هفت تپه روز سه شنبه ۱۵ اسفند ماه تعدادی زیادی از کارگران از جمله (حسن ال کثیر، امیر ال کثیر، مجید امیری)، و ۸ نفر دیگر از کارگران از طریق تماس تلفنی به اداره اطلاعات شوش احضار شده اند.

پیش از این رمضان علیپور و رحیم بسحاق از فعالین کارگری و اعضای سندیکای کارگران شرکت نیشکر هفت تپه نیزبه شعبه سوم دادیاری دادگستری شوش احضار شده یودند.

احضار کارگران شرکت نیشکر هفت تپه در حالی صورت می‌گیرد که طی ماه‌های گذشته صدها کارگر معترض در شرکت نیشکر هفت تپه نسبت به معوقات مزدی خود تجمع اعتراضی برگزار کرده بودند و علی‌رغم تعهد مسئولین اعم از فرمانداری، اداره کار و کارفرمای مجتمع نامبرده هنوز هیچ اقدام موثری جهت رفع مشکلات و رسیدگی به خواسته‌های معترضان صورت نگرفته است.

در تجمع روز گذشته کارگران نیشکر هفت‌تپه اسماعیل بخشی به نمایندگی از کارگران اعلام کرده که “تحقق خواستهای ما نیازی به مذاکره ندارد و این فقط جهانگیری معاون رئیس جمهور است که به عنوان مسئول واگذاری شرکت به بخش خصوصی باید بیاید و پاسخگوی ما کارگران باشد. او همچنین با اشاره به اختلافات میان سهامداران شرکت و عدم توانمندی آنان در اداره شرکت بدلیل عدم آشنائی آنان با صنعت نیشکر، بر توانمندی کارگران برای اداره شرکت تاکید گذاشت”.

هرانا پیش از این در تاریخ ۲۷ دی‌ماه سال جاری در گزارشی از حمله افراد ناشناس به اسماعیل بخشی از نمایندگان کارگران شرکت نیشکر هفت‌تپه خبر داده بود.

این حادثه شامگاه روز دوشنبه ۲۵ دی ماه حوالی ساعت پنج و سی دقیقه، زمانی رخ داد که وی به همراه سایر همکارانش از کارخانه نیشکر هفت تپه در شهر شوش راهی منزلش در شهر دزفول بود و لحظاتی بعد از پیاده شدن مورد حمله افراد نا‌شناس قرار گرفته بود.

از قرار معلوم در اثر این حادثه، وی از ناحیه کتف دچار آسیب شده است.

گفتنی است که سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه طی بیانیه ای برخوردهای خشونت آمیز با کارگران را محکوم و خواهان پرداخت دستمزد ناچیز و مطالبات معوق کارگران شد. این تشکل کاگری گفت که گردهمایی، اعتراض و اعتصاب را حق همه کارگران می داند و قویا اعلام می کند، هیچ کارگری را نباید به این دلیل اخراج، احضار، بازداشت و یا مورد تعقیب قرار داد. چهارده تن از کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه به دلیل اعتصابات و اعتراضات چندین روزه کارگران این کارخانه به عدم پرداخت حقوق به مراجع انتظامی و قضایی احضار شده اند.

همچنین در روزهای گذشته بیش از ده تن از کارگران گروه ملی صنعتی فولاد اهواز نیز به دلیل اعتصابات و اعتراضات پیوسته به عدم پرداخت حقوق شان شبانه توسط نیروی انتظامی بازداشت شدند.

اعتصاب غذای گلرخ ایرایی پس از ۳۵ روز همچنان ادامه دارد

گلرخ ایرایی کنشگر مدنی محبوس در زندان قرچک ورامین پس از ۳۵ روز همچنان در اعتصاب غذای اعتراضی به سر می‌برد و شرایط جسمانی مناسبی ندارد؛ این زندانی که همراه با آتنا دائمی در قرنطینه زندان قرچک نگهداری می شود با افت فشار شدید و کاهش وزن روبرو شده است، طی روزهای گذشته یک بار به او سرم تزریق کردند و در سرم به او آمپول ضد تهوع تزریق شده ولی از زمان تزریق سرم تاکنون ماهیچه‌های پای او مدام سفت می‌شوند و ورم می‌کنند، دکتر بهداری درباره‌ی شرایط انقباض پاهای گلرخ به او گفته این شرایط بسیار خطرناک است و ممکن است این اتفاق به یک‌باره برای قلبش رخ دهد و باید هر چه زودتر وضعیتش پیگیری شود؛ این دو زندانی در وضعیتی شبیه به انفرادی نگهداری می‌شوند، نه می‌توانند از قرنطینه خارج شوند، نه کسی اجازه‌ی ملاقات با آنها را دارد؛ این دو زندانی از حدود دو هفته پیش تنها به صورت غیرمنظم و سلیقه‌ای از سوی مسئولین اجازه تماس با خانواده پیدا کرده‌اند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، گلرخ ایرایی که از ۱۴ بهمن ۹۶ در اعتراض به نقض قانون تفکیک جرائم و تبعید غیرقانونی از بند نسوان زندان اوین به زندان قرچک ورامین به اعتصاب غذا دست زده بود کماکان پس از گذشت ۳۵ روز به این اعتصاب غذا ادامه می‌دهد. خانم ایرایی علیرغم طرح درخواست های مکرر برای پایان غذایش اعلام کرده است که “تنها در صورت بازگشتمان به اوین اعتصاب خود را خواهم شکست”.

خانم ایرایی مدت ۶ روز از این اعتصاب را به همراه آتنا دائمی در اعتصاب خشک (خودداری از نوشیدن مایعات) به سر برده بود.

یک منبع مطلع از وضعیت این دو زندانی، در گفت‌وگو با گزارشگر هرانا در این باره گفت: “وضعیت این دو زندانی همچنان مثل قبل و شبیه به انفرادی است، نه می‌توانند از قرنطینه خارج شوند، نه کسی اجازه‌ی ملاقات با آنها را دارد. وضعیت گلرخ اصلا خوب نیست و طی روزهای گذشته با افت شدید فشار مواجه شده و با اجبار به او سرم تزریق کردند. در سرم به او آمپول ضد تهوع داده‌اند احتمالا برای خنثی کردن واکنش های دستگاه گوارش به نوشیدن آب.
از زمان تزریق سرم تاکنون ماهیچه‌های پای گلرخ مدام سفت می‌شوند و ورم می‌کنند، بارها به “رستمی” و “حاج مرادی” مسئولان زندان قرچک نامه دادند ولی آنها هم گفتند دستور انتقال شما از طرف آقای جعفری دولت‌آبادی، دادستان تهران است و از دست ما کاری ساخته نیست و باید به دولت‌آبادی نامه بدهید، آنها هم تاکنون دو نامه برای آقای دولت‌آبادی فرستاده‌اند ولی هیچ پاسخی نداده‌اند و گلرخ هم گفته تنها در صورت بازگشتمان به اوین اعتصاب خود را خواهد شکست”.
این منبع مطلع درباره‌ی وضعیت جسمی گلرخ ایرایی افزود: “دکتر بهداری درباره‌ی شرایط انقباض پاهای گلرخ به او گفته این شرایط بسیار خطرناک است و ممکن است این اتفاق به یک‌باره برای قلبش رخ دهد و باید هر چه زودتر وضعیتش پیگیری شود، در صورتی که تاکنون هیچ‌یک از مسئولان اهمیتی به وضع جسمی و سلامتی گلرخ نداده‌اند و نسبت به بازگشت او به اوین اقدامی صورت نداده و حتی پیگیری نکرده‌اند و هرلحظه ممکن است اتفاق ناخوشایندی برایش بیفتد”.

لازم به یادآوری است این دو فعال مدنی از تاریخ ۱۴ بهمن ماه دست به اعتصاب غذای اعتراضی در پی تبعید خود به زندان قرچک زدند، در تاریخ ۲۶ بهمن ماه جمعی از کنشگران مدنی زن، با انتشار نامه‌ای سرگشاده از این دو فعال حقوق بشر خواسته بودند برای حفظ “سلامتی” خود به اعتصاب پایان دهند، هر چند این درخواست مورد قبول خانم دائمی واقع شد اما خانم ایرایی پس از این درخواست ضرفا اعتصاب خود را از اعتصاب خشک به اعتصاب تر (نوشیدن مایعات علیرغم خودداری از خوردن غذا) تغییر داد.

گلرخ ابراهیمی ایرایی، مدافع حقوق بشر زندانی در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۳۹۳ به همراه همسرش (آرش صادقی) بازداشت شد؛ وی سپس در اردیبهشت‌ماه سال ۹۴ به اتهام توهین به مقدسات و تبلیغ علیه نظام در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ۶ سال حبس تعزیری محکوم شد که این حکم در در شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر بدون حضور وی تایید شد.

خانم ایرایی، ۳ آبان ماه ۱۳۹۵ بدون دریافت احضاریه کتبی توسط ماموران امنیتی جهت اجرای حکم به زندان اوین منتقل شده بود.

این فعال حقوق بشر با استناد به داستانی منتشر نشده در نقد سنگسار و با درنظرگرفتن سنگسار به عنوان مقدسات به توهین به مقدسات متهم شد. از دیگر مصادیق اتهامی وی میتوان به کشف حجاب و ترویج بی حجابی از طریق گذاشتن عکس‌های بدون روسری در کنار همسرش در فیسبوک، مخالفت با حکم قصاص، امضای بیانیه‌هایی در مخالفت با مجازات اعدام، شرکت در تجمعات حمایت از زندانیان سیاسی و دیدار با زندانیان سیاسی اشاره کرد.
خانم ابراهیمی ایرایی که پیش‌تر از بیماری دشواری رنج می‌برد بدون طی کامل دوره درمان راهی زندان شد و هم‌اکنون نیازمند رسیدگی پزشکی است.

گلرخ ایرایی به همراه آتنا دائمی در روز ۴ بهمن‌ماه سال جاری توام با ضرب و شتم از بند نسوان زندان اوین به زندان قرچک ورامین تبعید شدند.

او در حال حاضر مشغول گذراندن محکومیت خود در زندان است. با احتساب کاهش حبس به مناسبت عید نوروز، حکم او از ۶۰ ماه به ۳۰ ماه کاهش یافت.

تجمع اعتراضی زنان به خشونت کشیده شد؛ بازداشت پرتعداد حاضرین

صبح امروز مورخ ۱۷ اسفند تجمع اعتراضی زنان در مقابل وزارت کار به خشونت کشیده شد. بسیاری از تجمع کنندگان پیش از رسیدن به محل تجمع در برابر وزارت کار با ضرب و شتم، خشونت و دستگیری مواجه شدند. ماموران از قبل آماده بودند تا پیش از شکل گرفتن هر تجمعی افراد را پراکنده و بازداشت کنند. تعداد بازداشت شدگان دهها تن برآورد می شود.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، تجمع فعالان حقوق زن که بر اساس فراخوان‌های پیشین آنان قرار بود امروز همزمان با روز جهانی زن مقابل ساختمان وزارت کار برگزار شود با مداخله نیروهای انتظامی و امنیتی به خشونت کشیده شد.

تجمع خانواده های بازداشت شدگان در محل بازداشتگاه وزرا

منابع خبری آمار بازداشت شدگان را تا کنون ۸۴ نفر (۵٩ زن و ٢۵ مرد) اعلام کرده اند با اینحال تا زمان تنظیم این گزارش صرفا اسامی بعضی از بازداشت شدگان از جمله دو روزنامه نگار احراز شده است از جمله “بنفشه جمالی، زهره اسدپور، مهرداد فلاحی، پرستو الهیاری، آزاده بهکیش، آذر گیلانی، پیمان چهرازی، علی سالم، بهار اصلانی، جواد عباسی توللی، سودابه رخش، شهلا انتصاری، کاوه رستم‌خانی”. گفته می‌شود ماموران زن پلیس و لباس‌ شخصی‌ها نیز در برخورد با تجمع‌کنندگان نقش داشته و برخی از آنان را کتک زده‌اند.

به گفته شاهدان عینی، بازداشت شدگان به کلانتری‌های گیشا، وزرا و همینطور مقر  پلیس امنیت ۱۳۷ نصر منتقل شده‌اند.

برگزارکنندگان تجمع هشت مارس پیش‌تر در بیانیه‌ای به شرایط نامناسب اشتغال زنان در ایران پرداخته و گفته بودند “زنان عمدتا و به ناچار نیروی کار مشاغل غیررسمی را تشکیل می‌دهند و با اشتغال در کارگاه‌های کوچک و یا دستفروشی و … از حداقل‌های قانون کار نیز بی‌بهره‌اند.”

آنها خواهان رفع تبعیض جنسیتی در بازار کار شده و درخواست‌هایی چون “دستمزد برابر با مردان، افزایش حداقل دستمزد زنان کارگر و ملزم کردن کارفرمایان بخش خصوصی به اعطای حق مرخصی زایمان به زنان و تضمین بازگشت زنان به کار پس از پایان دوره مرخصی زایمان” را مطرح کردند.

به گفته شاهدان عینی، در تجمعات کوچک و پراکنده‌ای که امروز در فضای امنیتی امکان بروز یافت، تجمع کنندگان علاوه بر خواندن “سرود ای زن حضور زندگی”، شعارهایی در همین رابطه دادند که می‌توان به شعارهای “حق ما برابری کار تو ستمگری، آزادی برابری عدالت جنستی، نان کار آزادی، زنان کار آزادی، پوشش اختیاری​” اشاره کرد.

دلنوشته عبدالفتاح سلطانی به یاد محمد حبیبی و سایر معلمان دربند

عبدالفتاح سلطانی وکیل و زندانی سیاسی که هفتمین سال حبس خود را در زندان اوین سپری می‌کند دلنوشته‌ای به یاد محمد حبیبی و سایر معلمان در بند نوشت و از رسالت معلمان و مشکلات این کار گفت.

به گزارش خبرگزاری هرانا، “عبدالفتاح سلطانی”، وکیل دادگستری، دلنوشته‌ای را در اختیار انصاف نیوز قرار داد که در پی می‌آید:

“به یاد محمد حبیبی و سایر معلمان در بند.

فلک به مردم نادان دهد زمام مراد / تو اهل فضلی و دانش همین گناهت بس

من معلمم و معلمی رسالتی بس سنگین و گناهی بس بزرگ است.!! گناهم روشنگری، حق طلبی، عدالت خواهی و زنده نگه داشتن هر ارزشی که بر تارک انسانیت می‌درخشد؛ از این‌رو حق دارند که مرا برنتابند، اسیرم کنند یا شلاق زنند و چون مسیح به صلیبم کشند؛ یا چون حلاج به دار آویزند و یا چون سقراط جام شوکرانم دهند.
از نخستین روز مسیح وار صلیب بر دوش کشیدم و طناب دار را بافته و بر گردن انداختم. به فرزندان میهنم آموختم تا حق را از باطل، عدل را از ظلم، روا را از ناروا، راست را از دروغ، کس را از ناکس، مردمان را از نامردمان تمیز دهند؛ این همه برای مکافاتم بس نیست؟!!

هریک از این پیامدها می‌تواند موجبات محکومیت به مرگم را فراهم نماید. آری از همان روز نخست می‌دانستم که معلمی شغل پیام‌آوران است و پیام‌آوران در طول تاریخ به دست جزم‌اندیشان بی‌شکیب سخت کیفر دیده‌اند.

عبدالفتاح سلطانی، وکیلی که خاطرات دوران معلمی را هرگز از یاد نمی‌برد.

۱۷ اسفند ۹۶ بازداشتگاه اوین”

لازم به ذکر است، عبدالفتاح سلطانی از وکلای مدافع حقوق بشر ۱۹ شهریورماه ۱۳۹۰ بازداشت شد و به دلیل پذیرفتن جایزه حقوق بشر نورنبرگ آلمان، مصاحبه با رسانه‌ها درباره پرونده موکلانش و مشارکت در تاسیس کانون مدافعان حقوق بشر به ۱۸ سال حبس تعزیری و ۲۰ سال محرومیت از وکالت محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدید نظر به ۱۳سال حبس تقلیل یافت سپس با اعمال قانون تجمیع جرائم و اعمال ماده ۱۳۴ حکم ۱۳ سال حبس تعزیری وی به ۱۰ سال کاهش یافت. همچنین محرومیت وی از وکالت نیز به دو سال کاهش یافته است.

وی در طی دوران حبس به دلیل شرایط نامناسب زندان، سوء تغذیه و عدم دسترسی به آب شرب مناسب دچار شکستگی دندان و کم خونی، فشارهای عصبی و بیماری حاد کولیت عصبی و نوسان فشار خون شده است.