مروری بر واقعه دانشجوئی 18 تير 67 و گفتگوبا جان بدر بردگان جنبش دانشجوئی.
برای دانلود فايل صوتی روی فلش کليک کنيد.
مروری بر واقعه دانشجوئی 18 تير 67 و گفتگوبا جان بدر بردگان جنبش دانشجوئی.
برای دانلود فايل صوتی روی فلش کليک کنيد.
طی چند روز گذشتە، تعدادی از شهروندان در اهواز توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.
بەگزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، در هفته گذشته دستکم ۱۰ شهروند اهوازی از سوی نیروهای امنیتی دستگیر و به مکان نامعلومی منتقل شده اند.
از اتهام و دلایل بازداشت این شهروندان تا زمان انتشار این خبر اطلاعی در دست نیست.
هویت سه تن از بازداشت شدگان که از سوی کردپا احراز شده است، به شرح زیر می باشد:
یونس الخصری(شاعر)، مصطفی شاطری اهل سوسنگرد و ابوزلزال الساری
به گزارش ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، مریم (نسیم) نقاش زرگران نوکیش مسیحی بیمار در بند زنان زندان اوین، بار دیگر دست به اعتصاب غذا زد.
مادر این شهروند مسیحی زندانی با تایید این خبر در گفتگو با گزارشگر هرانا گفت: “خواستهی نسیم آزادی بیقید و شرط است. پیش از این اعلام کرده بود در صورت عدم تحقق خواستهاش تا عید فطر، از روز شنبه ۱۹ تیر ساعت ۲ بعدازظهر دست به اعتصاب غذای نامحدود خواهد زد.”
خانم زرگران پیشتر پس از یازده روز اعتصاب غذا در تاریخ ۱۷ خردادماه به مرخصی اعزام شده بود. وی با اینکه تمامی خواستههایش تحقق نیافته بود با درخواست خانواده و دوستان اعتصاب غذایش را شکسته بود. وی مدت کوتاهی بعد علیرغم عدم تکمیل دوره درمان با توجه به مخالفت دادستانی جهت تمدید مرخصی و تهدید به ضبط وثیقه، مورخ ۷ خردادماه خود را به زندان اوین معرفی کرد.
روز نهم خردادماه سال جاری هرانا گزارش کرده بود مریم (نسیم) نقاش زرگران زندانی عقیدتی و بیمار در بند زنان زندان اوین در چهارمین روز اعتصاب غذایش در اعتراض به عدم رسیدگی به بیماریها، وضعیت پرونده، عدم آزادی مشروط و مخالفت با اعطای مرخصی، بهطور اورژانسی به بیمارستان شهدا منتقل شد با اینحال بدون درمان و درحالت بیهوشی به زندان بازگردانده شد.
لازم به یادآوری است این نوکیش مسیحی در همان روز در ادامه اعتراضات خود از رفتن به ملاقات خودداری کرد، در پی این اقدام اکثر همبندیان او نیز در حمایت از اعتراض وی از رفتن به ملاقات خودداری کردند. گفته میشود این اعتراضات باعث فراهم شدن زمینه مساعد انتقال وی به بیمارستان بوده است..
نسیم زرگران به دلیل ابتلا به بیماری ASD حدودا ٩ سال قبل تحت جراحی قلب قرار گرفت و نیاز مبرم به مراقبت های ویژه و مستمر پزشکی دارد. علاوه بر این او در یک سال اخیر با بی حسی دست و پا و درد مزمن در مفاصل و ستون فقرات مواجه شده است که پس از ماهها در مراجعه اولیه به پزشک متخصص تشخیص اولیه بیماری های دیسک کمر، آرتروز و پوکی استخوان بوده است و پزشک معتمد زندان دستور بستری ۵ روزه و نیاز فوری به انجام فیزیوتراپی را صادر کرده که با عدم مجوز دادستانی وی همچنان از درد بسیار رنج می برد.عدم صدور مجوز از سوی نهادهای قضائی مربوطه پروسه درمانی وی مغفول مانده است.
مریم (نسیم) نقاش رزگران نوکیش مسیحی اولین بار در اسفندماه ١٣٨٩ به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات احضار و مورد بازجویی قرار گرفت. این بازجویی ها که با تهدید و مزاحمت برای اعضای خانواده وی همراه بود، اغلب در مکان های غیر رسمی و حول پرسش از کلیسای خانگی و جامع ادامه یافت.
وی نهایتا چند روز پس از بازداشت سعید عابدینی، شهروند ایرانی-آمریکایی که برای تاسیس پرورشگاه در شمال ایران به کشور بازگشته بود، از سوی پلیس امنیت به صورت تلفنی احضار و بازداشت شد و در همین روز منزل پدری وی مورد تفتیش و کتاب ها و جزوات دینی و لوازم شخصی وی توقیف شد.
این نوکیش مسیحی پس از بازداشت جهت انگشت نگاری به زندان اوین منتقل و بدون هیچ گونه تفهیم اتهامی به ساختمان وزرا منتقل شد. وی به مدت ۵ شبانه روز بدون بدوی ترین امکانات بهداشتی در این مکان بازداشت و مورد بازجویی قرار گرفت. اغلب موضوع سئوالات در مورد کیفیت برگزاری مراسم در این کلیساها بود.
خانم زرگران نهایتا به زندان اوین منتقل و از سوی شعبه ٢ دادسرای شهید مقدس تفهیم اتهام شد. تنها اتهام وارده به وی تبلیغ علیه نظام بود.
مریم نقاش پس از ١٩ روز بازداشت موقت در بند نسوان اوین با قید وثیقه ٧٠ میلیونی آزاد شد. وی توسط قاضی مقیسه، ریاست شعبه ٢٨ دادگاه انقلاب به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق اجتماع و تبانی به ۴ سال حبس تعزیری محکوم شد. این در حالیاست که چنین اتهامی هرگز به وی تفهیم نشده بود.





لطفا اين نامه رو بخونيد،بابته بلند بودن متن معذرت ميخوام و از اينكه وقت ميزاريد مطالعه ميكنيد سپاسگزارم.
“متهم”
١٧سالِ تمام از بازداشت سعيدم ميگذرد و بازگويىِ ماجراى بازداشتش و تلاشها و پيگيريهاى نافرجام من در طول اين هفده سال تكرار مكررات است كه به آن نخواهم پرداخت.٢٣سال براى به ثمر نشستن ميوه باغ زندگيم تلاش كردم و ١٧سال براى گرفتن جوابِ تنها يك سؤال”سعيد من كجاست؟!!”چهل سالِ تمام از زندگىِ ٥٨ ساله ام را خون دل خوردم بدون هيچ نتيجه اى.و امروز تنها يك متهم هستم…
هفدهمين سال فقدان سعيد بر من سخت گذشت،خيلى سخت.
طىِ سال گذشته شاهد اولين واكنش رسمى و علنىِ مسئولان به ماجراى سعيد بودم كه پاسخ غيرمنطقىِ معاون اول قوه قضايه” كه بازداشت سعيد را كتمان كردند و ادعا كردند سعيد را كه به همراهِ دوستش شهرام زنجانى بازداشت شد،مفقود شده اند و مثل هزاران نفر كه روزانه در اين مملكت مفقود ميشوند،لزومأ سياسى نبوده و نمى توان گفت توسط حكومت دستگير شده اند”سخت دلگير و متعجبم كرد…حتى اگر تماسهاى مسئولان از زندان اوين و تماس خود سعيد را هم در نظر نگيريم!!!نه فقط من و خانواده ام،كه بعضى همسايه ها هم شاهدِ بازداشت سعيد به همراه دوستش بوده اند.اصلأ منطقى نيست كه دو جوان در يك زمان هردو باهم توسط مامورانِ حكومتى دستگير شوند و هر دو باهم مفقود!!!
آقاى اژه اى از من سند و مدرك خواستند براى اثبات دستگيرىِ سعيد.براى من هيچ سند و مدركى مستدل تر از آنچه به دو چشم خود ديده ام نيست.
آقايان براى زخم زدن به دلِ پاره پاره من فقط به اين موضوع بسنده نكردند.
طىِ سال گذشته از بازداشتى هاى سياسى كسانى بودند كه بعد از آزادى حامل پيامهايى براى من بودند كه شنيدنشان داغ روى داغِ ١٧ساله ام گذاشت.فيلمهايى به دوستان نشان داده بودند از جريانِ بازجويى هاى همسرم كه توأم با انواع فشار و تهديد به دستگيرى افراد خانواده و غيره بوده است كه به گفته ى دوستان بطور بريده بريده و گزينشى از صحبتهاى همسرم بوده است و همچنين فيلمهاى متعددى از ملاقاتهاى من و پدر سعيد با مامورين سپاه در بازداشتگاه ٢/الف كه همه در زمانها و مكانهاى متفاوت بمنظور دلجويى و رسيدگى به پرونده ى سعيد ترتيب داده شده بود.كه نميدانم شايد روشِ دلجويىِ آقايان فيلمبردارى مخفيانه از صحبتهاى ما بوده است!!!نميدانم اين فيلمها كه دوستان تعدادِ كمى از بسيارش را ديده اند به چه منظورى گرفته شده است ولى هر دليلى داشته باشد اصلأ اخلاقى و انسانى نيست…
بزرگترين دليلى كه دلم را شكست و مرا واداشت به نوشتنِ اين دردنامه اين بود كه بعد از ١٧سال مسئوليت ناپذيرى،امروز آقايان مرا متهم كرده اند به دروغگويى!!!از دوستان شنيدم كه گفته اند خانواده ى زينالى دروغگويند.سعيد اصلأ دانشجو نبوده و با توجه به كارتٍ پايان خدمتش آخرين مدرك تحصيلى اش سوم راهنمايى بوده است.
اگر كمى جانب انصاف را نگه داشته باشيم مى پذيريم كه حتى همين حالا هم هستند والدينى كه كوچكترين اطلاعى از وضعيت تحصيلىِ فرزندشان ندارند چه رسد به قريب به دو دهه ى پيش كه اين مقوله امرى عادى و همگانى تر بود.آن سالها من حتى نميدانستم كه سعيد درگير سياست شده است.فقط اوراق مكاتبه اى اش با دانشگاه را ديده بودم،كه به لطف آقايان امروز مثل خيلى از وسايل و مدارك سعيد و حتى خودش مفقود شده اند.دليلِ اينكه من گفته ام سعيد دانشجو بوده،نه فقط اين،كه شهادت برخى از دوستانى كه آنروزها براى ابراز همدردى و دلجويى به ما سر ميزدند و از خاطرات و قرار ملاقاتهاى مكررشان باسعيد در دانشگاه برايم ميگفتند هم بوده است.حتى يكى از اساتيد دانشگاه ميگفت كه سعيد يكى از دوست داشتنى ترين بچه هاى كلاسِ من بود.مهمتر از تمامِ اين دلايل براى من صحبتهاى آقاى خوئينى ها،نماينده ى وقتِ مجلس بود كه بعد از گرفتن وكالتنامه از من گفتند كه دانشجويانِ بازداشتى در زندانِ توحيد بودند و حالا مدتيست كه به زندانِ اوين منتقل شده اند.اسمِ پسر شما هم جزوِ اين ليست هست،ما قرار است از زندان ديدن كنيم،موضوعِ شما را هم پيگيرى خواهيم كرد.
حق ميدهم كه آقايان مثلِ خودِ من از سرِ درمانگى به هر ريسمانى چنگ بياندازند.ولى دروغگو خواندنِ من با اين دلايلِ پيش پا افتاده و بى اهميت،كه چيزى نيست جز خط زدن صورتِ مسئله،بشدت از انصاف بدور است.كه نميدانم اصلأ آقايان دارند يا نه!!!
دوستى ميگفت براى اثباتِ اين امر به وزارت علوم مراجعه كنم و ببينم كه اسم سعيد به عنوانِ دانشجو در كدام دانشگاه ثبت شده است.
متأسفانه همانطور كه اگر همين الان هم قبرى به من بدهند و بگويند سعيد را آنجا دفن كرده اند،به دليلِ عدمِ اعتمادم به اين حكومت،شك دارم كه جسمِ سعيد من در آنجا مدفون باشد.به همان دليل به وزارت علوم هم اعتماد نخواهم كرد.زيرا تمام اين ارگان ها تحتِ لواى اين حكومت مشغول به خدمت هستند.
جواب اين سوال كه سعيد دانشجو بوده يا نه را فقط يك نفر ميتواند بدهد.آن هم خودِ سعيد است.سعيدم را به من برگردانيد تا بپرسم دانشجو بوده يا من به درستى متهم شده ام به دروغگويى.
در اين ١٧سال صبر و تحمل را بخوبى آموخته ام.من يك مادرم و با اتكا به قدرت مادرانه ام در اين راه از پا نخواهم نشست و تا احقاقِ حقم خاموش نخواهم شد.
اكرم نقابى
تيرماه ٩٥
منابع مطلع گفتند که مظفر صالحی نیا و هاشم رستمی، دو فعال کارگری بدون دسترسی به وکیل در زندان مرکزی سنندج در بازداشت هستند. هاشم رستمی فعال کارگری روز ۲۹ خردادماه و مظفر صالحی نیا، عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران، اول تیرماه از سوی مأموران وزارت اطلاعات بازداشت شده اند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از کمپین بین المللی، محمود صالحی، فعال کارگری و عضو کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل های کارگری گفت: «هاشم رستمی بدون ملاقات با خانواده و یا وکیل در زندان مرکزی سنندج نگهداری می شود و برایش قرار بازداشت یک ماهه صادر کرده اند، هر چند ایشان به این قرار بازداشت اعتراض کرده ولی فعلا به این اعتراض رسیدگی نشده است، اتهام دقیق ایشان هم مشخص نیست چون فعالیت خاصی نداشته و به نظر می رسد بیشتر به دلیل ارتباطات و دوستی با فعالین کارگری و اعضای کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل های کارگری بازداشت شده است.»
کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکلهای کارگری که به اختصار کمیته هماهنگی خوانده میشود، در آستانه روز جهانی کارگر سال ۱۳۸۴ با امضای بیش از ۳۰۰۰ کارگر و با هدف هماهنگی و اتحاد بین فعالین و تشکل های کارگری اعلام موجودیت کرد.
هاشم رستمی بیش از هفتاد سال دارد و زمانی که قصد داشت در مراسم ختم برادر یکی از فعالین کارگری سابق در سنندج حاضر شود، قبل از وارد شدن به مسجد توسط سه نفر از نیروهای اطلاعات بازداشت و به ستاد خبری وزارت اطلاعات سنندج منتقل شد و پس از پایان بازجویی ها به زندان مرکزی سنندج انتقال یافت. این فعال کارگری، در سال های اخیر چندین بار به دلیل شرکت در تجمعات مدنی و کارگری، توسط وزارت اطلاعات احضار و بازجویی شده است.
آقای صالحی درباره عدم دسترسی فعالین کارگری بازداشت شده به وکیل و ملاقات گفت: “هنگام بازداشت دادستانی حکم بازداشت را در اختیار وزارت اطلاعات قرار میدهد و طی مدتی که پروندهاش در حال رسیدگی در وزارت اطلاعات بوده معمولا امکان ملاقات و دسترسی به وکیل ندارند مگر زمانی که پرونده از وزارت اطلاعات و دستگاه امنیتی خارج بشود و در اختیار قوه قضائیه قرار بگیرد و به زندان منتقل شوند.”
محرومیت از دسترسی به وکیل خلاف آئین دادرسی در ایران است. در ماده ۱۹۰ قانون آیین دادرسی کیفری آمده است: «متهم می تواند در مرحله تحقیقات مقدماتی یک نفر وکیل دادگستری همراه خود داشته باشد، این حق باید پیش از شروع تحقیق توسط بازپرس به متهم ابلاغ وتفهیم شود. چناچه متهم احضار شود این حق در برگ احضاریه قید وبه او ابلاغ می شود. وکیل متهم می تواند با کسب اطلاع از اتهام ودلایل آن، مطالبی را که برای کسب حقیقت ودفاع از متهم یا اجرای قانون لازم بداند، اظهارکند. اظهارات وکیل در صورتمجلس نوشته می شود.»
یک منبع مطلع از وضعیت مظفر صالحی نیا، عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران نیز با اعلام انتقال او به زندان مرکزی سنندج گفت: “ایشان طی پانزده روزی که بازداشت شده اند نه به وکیل دسترسی داشته اند و نه با خانواده اش ملاقات داشته است، البته بعد از انتقالش به زندان مرکزی سنندج در روز ۱۵ تیرماه، مسئولین گفته اند که قرار است با تبدیل قرار آزاد شود ولی وقتی خانواده اش سند را تهیه کرده و به دادستانی رفتند مشخص شد که قاضی به مرخصی رفته و بنابراین او همچنان در زندان مانده است.”
مظفر صالحی نیا ۴۶ ساله، عضو هیئت مدیره اتحادیه آزاد کارگران و پدر دو فرزند، روز یکم تیرماه توسط نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت و به ستاد خبری وزارت اطلاعات منتقل شد. او در سال های ۱۳۸۳ و ۱۳۹۰ نیز به دلیل فعالیت های مسالمت آمیز کارگری بازداشت شده و پس از مدت کوتاهی آزاد شده بود.

نادر داستان پور که در اثر ضرب و شتم پلیس کشته شده است مرگ جوان تهرانی در بازداشتگاه پلیس بر اثر عواقب ضربوشتم
نادر داستانپور شهروند تهرانی بر اثر عوارض ناشی از ضربوشتم حین بازداشت از جمله آسیب مغزی و عدم انتقال به بیمارستان در بازداشتگاه کلانتری ۱۲۷ نارمک جان خود را از دست داد. این شهروند تهرانی روز پنج شنبه سوم تیرماه بازداشت و روز بعد اعلام شد در بازداشتگاه فوت کرده
