زندان مرکزی قروه در استان کُردستان اجرای حکم اعدام چهارده تن را در دست دارد.



به گزارش آژانس خبررسانی کُردپا، در حال حاضر برای ٤٧ زندانی در قروه حکم اعدام صادر گردیده که با اتهام قتل عمد و مواد مخدر نگهداری می‌شوند.

حکم نهایی چهارده نفر از این محکومان به بخش اجرای احکام زندان ابلاغ شده است.

بیشتر زندانیان محکوم به اعدام از شهروندان کُرد هستند.

طبق گزارش سازمان حقوق‌بشر ایران، دو تن از این شهروندان به نام‌های کورش رضایی‌پور و زینب شاه‌حسینی زن و شوهر بوده و از حدود ۵ سال پیش در حبس بسر می‌برند.

همین منبع می‌افزاید که بیش از ۶۰۰ زندانی در قروه نگهداری می‌شوند که کمتر از نیمی از آنان، زندانیان مرتبط با مواد مخدر به شمار می‌روند.

علی‌رغم مخالفت شدید مدافعان حقوق‌بشر و نهادهای بین‌المللی، حکومت اسلامی ایران همچنان به اعدام زندانیان ادامه می‌دهد.

پیشتر رییس دستگاه قضایی با دفاع از صدور احکام اعدام در ایران گفته بود؛ “نفی اعدام به تضعیف بازدارندگی دستگاه قضایی می‌انجامد.”

در سراسر جهان برای قاچاق مواد مخدر، در ٣٢ کشور حکم اعدام وجود دارد. اما به ویژه در کشورهای ایران، عربستان سعودی، چین، اندونیزیا، تایلند و سنگاپور حکم اعدام واقعا تطبیق می‌گردد.

بدهی یک میلیارد دلاری برقی عراق به ایران “عراقی‌ها پول نمی‌دهند

2260327.jpg
معاون وزیر نیرو با اشاره به طلب حدود یک میلیارد دلاری ایران از وزارت نیروی عراق، گفت: بدهی برقی عراقی‌ها قسط بندی شده اما تاکنون پرداخت پول اقساط به تعویق افتاده است
هوشنگ فلاحتیان در گفتگو با مهر با اشاره به طلب حدود یک میلیارد دلاری ایران از وزارت نیروی عراق بابت صادرات برق، گفت: با توجه به افزایش حجم بدهی‌های برقی عراق مذاکرات و رایزنی‌ها با این کشور برای پرداخت بدهی‌های معوق آغاز شده است.
معاون وزیر نیرو در امور برق و انرژی با اعلام اینکه با توجه به افزایش بدهی‌های معوق، این بدهی‌ها در ۱۰ نوبت قسط ماهانه تقسیط شده است، تصریح کرد: عراق ابتدا چند نوبت اقساط برقی را پرداخت کرد اما هم اکنون روند دریافت مطالبات برقی از این کشور به تعویق افتاده است.
این مقام مسئول با تاکید بر اینکه بر اساس توافق انجام شده عراق باید ماهانه ۱۰۰ میلیون دلار پول برق ایران را در اقساط تعریف شده، پرداخت کند، اظهار داشت: این طلب بابت بیش از یکسال صادرات برق به عراق و سایر مطالبات پیشین بوده است.
فلاحتیان با بیان اینکه مذاکرات جدیدی برای دریافت حدود یک میلیارد دلار مطالبات برقی آغاز شده است، تاکید کرد: افزایش حجم بدهی‌های برقی عراق به ایران هیچ ارتباطی به تحریم و یا موانع انتقال پول از طریق بانک‌های خارجی ندارد.
معاون وزیر نیرو کاهش درآمدهای عراق از محل سقوط قیمت نفت خام را مهمترین دلیل افزایش حجم بدهی‌های برقی این کشور همسایه عنوان کرد و خاطرنشان ساخت: با وجود افزایش حجم بدهی‌ها اما صادرات برق به عراق ادامه دارد.
در همین حال حمیدرضا عراقی مدیرعامل شرکت ملی گاز و معاون وزیر نفت اخیرا با اولتیماتوم جدیدی خطاب به عراقی‌ها، اعلام کرده است: در صورتی‌که مطالبات ساخت خط لوله مشترک گاز را پرداخت نکنند، ایران گازی صادر نخواهد کرد.
به گزارش مهر، از حدود چهار سال قبل با بهره‌برداری از خط جدید ۴۰۰ کیلوولتی کرخه- العماره، ظرفیت صادرات برق ایران به عراق افزایش یافت.
از سوی دیگر بر اساس قراردادی که بین ایران و عراق امضا شده هم اکنون ظرفیتی به منظور صادرات بیش از ۲۰۰۰ مگاوات برق به این کشور همسایه ایجاد شده است.
عراق از سال ۲۰۰۵ میلادی برای تبادل برق همکاری‌های خود را با ایران آغاز کرده که در ابتدا حجم واردات برق از ایران ۱۵۰ مگاوات بود و در شرایط فعلی این رقم به حدود ۲۰۰۰ تا ۱۵۰۰ مگاوات افزایش یافته است.

شکنجه روحی ۹ زندانی بهایی در پلاک ۱۰۰ شیراز و فشار روانی بر خانواده ها

 

بیش از پنج هفته از بازداشت مهیار سفیدی ، شادی صادق اقدم ، شمیم اخلاقی ، صهبا فرحبخش ، صهبا مصلحی ، عهدیه عنایتی ، ورقا کاویانی ، فربد شادمان و بهاره نوروزی می گذرد و همچنان این ۹ زندانی بهایی در بلاتکلیفی به سر می برند.
طی دو هفته اخیر بارها به آنها قول آزادی چهار نفر را طی یکی دو روز داده اند ، اما هر بار سر موعد مقرر کار شکنی کرده اند.
این وعده های آزادی یک مرتبه هفته گذشته و بار دیگر هفته جاری به این افراد و خانواده هایشان داده شده است. طی آخرین گزارشات اعلام کرده اند که بزودی خانمها آزاد شده و آقایان را به زندان عادل آباد منتقل خواهند کرد.
از سوی دیگر بارها به زندانیان گفته شده که ما با آزادی شما مشکلی نداریم ولی خانواده هایتان پیگیر کارهای اداری نیستند. این در حالیست که خانواده ها هر روز برای پیگیری به دادگاه و یا پلاک ۱۰۰ مراجعه می کنند. البته هنوز برای آنها وثیقه ای تعیین نشده است ولی مرتبا اعلام می کنند که به فکر وثیقه باشید.
بالاترین شکنجه روحی برای یک زندانی و خانواده اش زمانی است که به وی وعده آزادی می دهند و او امیدوار می شود که طی یکی دو روز آینده از بند رهایی خواهد یافت و بدتر آن که به یک زندانی تلقین کنند که خانواده اش او را فراموش کرده و هیچکس پیگیر پرونده او نیست.
متاسفانه طی هفته های اخیر این ۹ زندانی بهایی و خانواده هایشان بخاطر این وعده ها و دروغ ها بشدت تحت فشار روحی قرار گرفته اند

مرگ یک کولبر با شلیک مستقیم نیروهای مرزبانی

 Image result for ‫مرگ یک کولبر با شلیک مستقیم نیروهای مرزبانی‬‎
یک شهروند کولبر کُرد در مناطق مرزی شهرستان سردشت با شلیک مستقیم نیروهای مرزبانی ایران، جان خود را از دست داد.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از پایگاه خبری و تحلیلی روژ، درپی شلیک مستقیم نیروهای مرزبانی جمهوری اسلامی، صبح امروز ١١ آبان یک شهروند کُرد به نام “عثمان عزیزی” فرزند کریم در نزدیکی روستای “دەرمان ئاوێ” از توابع شهرستان سردشت کشته شد.
منبعی مطلع که نخواست نامش فاش شود اذعان داشت که پیشه این شهروند گچکاری بوده و از چندی پیش به دلیل ابتلای همسرش به سرطان و هزینه های سنگین درمان در کنار پیشه خود در مرزهای سردشت به کولبری مشغول شده بوده است.
به گفته این منبع عثمان عزیزی دارای دو فرزند ۱۳ و ۱۷ ساله بوده و پیکر وی هم اکنون به سردشت منتقل شده است.
کشتار کولبران در حالی است که پیشتر یکی از مقام های ارشد نیروی انتظامی قتل کولبران را “دروغ رسانه ها” خوانده بود.
سخنگوی نیروی انتظامی در گفتگو با رسانه های داخلی مدعی شده بود که کولبران با “ورود سلاح و مواد منفجره و مواد مخدر در اشکال مختلف” به ایران سعی در خدشه‌دارکردن امنیت این کشور هستند.
به گزارش سازمان های مدافع حقوق بشر از آغاز سال جاری شمسی تا کنون بیش از ۷۰ کولبر کُرد بر اثر شلیک نیروهای نظامی ایران جان خود را از دست داده و ده ها تن دیگر نیز مجروح شده اند.
علاوه بر این نیروهای نظامی ایران صدها اسب متعلق به این شهروندان را پس از ضبط با شلیک گلوله کشته اند.
پیشتر شماری از نمایندگان مجلس با اعتراض به کشتار چارپایان باربر توسط نیروهای نظامی ایران خواستار پایان دادن به این رویه شده بودند. این اعتراض در حالی بود که این نماینده ها هیچ اشاره ای به کشتار کولبران کُرد نکرده اند.

دستگیری ۵ تن از فعالین تبریزی به علت نامعلوم

 

روز گذشته دهم آبان ماه تعدادی از فعالان مدنی تبریزی در این شهر دستگیر شدند.
ساعت ۹ شب گذشته فعالان مدنی عسگر فرجی ( آراز تبریزلی )٫ قدرت الله یوسفی و علی آیهان در باغمیشه تبریز توسط اطلاعات تبریز بازداشت شدند.
عسگر فرجی( آراز تبریزلی )و قدرت الله یوسفی هم اکنون در بند قرنطینه زندان مرکزی تبریز محبوس می باشند و علی آیهان از هنگام دستگیری تاکنون در بازداشتگاه اطلاعات سپاه است.
مهدی زراعتی جوان ۱۶ ساله تبریزی نیز روز گذشته دستگیر شد که به بند اطفال زندان مرکزی تبریز منتقل شد.
بدنبال این دستگیریهای زنجیره ای سجاد بداغی نیز هنگام تردد به محل کارش دستگیر و به بازداشتگاه اطلاعات سپاه منتقل شد.
از علت دستگیری و اتهام این ۵ هموطن تبریزی اطلاعی در دست نیست و مسئولین اطلاعات نیز علت دستگیری ایشان را اعلام نکرده اند.

اعدام سهیلا قدیری تنهاترین و بی پناه ترین ایرانی که زندان های کشور تاکنون به خود دیده

 

سهیلا قدیری تنهاترین و بی پناه ترین ایرانی که زندان های کشور تاکنون به خود دیده ۱۳۸۹/۰۷/۱۱ اعدام شد. نه کسی را داشت که برای اعدام نشدنش به دادستان التماس کند و نه حتی بیرون در زندان اوین کسی منتظر بود تا انجام اعدام را به اطلاعش برسانند. کسی بدن بی جان او را تحویل نگرفت و هیچ ختمی به خاطر او برگزار نشد. از همه درآمدهای نفتی کشور فقط چند متر طناب نصیب گردن او شد و از ۷۰ میلیون جمعیت ایران تنها کسی که به او محبت کرد، سربازی بود که دلش آمد صندلی را از زیر پای سهیلا بکشد و به ۱۶ سال بی پناهی و فقر و آوارگی او پایان دهد و او را روانه آن دنیا کرد که مامن زجرکشیدگان و بی پناهان و راه به جایی نبردگان است.

موضوع پایان نامه کارشناسی ارشد سولماز اسکندری ” بررسی اختلالات شخصیت در زنان ویژه” بود. وی در مورد اعدام سهیلا چنین گفت:
“با ۳۷۰ زن که شبها در توالت های پارک ها ، در ترمینال ها یا امام زاده ها می خوابیدند یا در زندان اوین به جرم رابطه نامشروع و تشکیل خانه فساد و … دوران محکومیت خود را سپری می کردند یا زیر سقف موقتی که مراکز بازپروری بهزیستی در اختیارشان گذاشته بود شب را روز می کردند طی یک سال و نیم مصاحبه کردم……
خبر اعدام یکی از این زنها امروز قلب مرا شدیدا به درد آورد….
خبر کوتاه بود “سهیلا قدیری و ۴ تن دیگر اعدام شدند”
یکی از این زن ها اعدام شد، زنی که قربانی تعصبات قومی و قبیله ای و نامدیریتی سیستم دولتی جامعه است.
یک زن بدون شاکی خصوصی تنها به دستور دادستان به جرم کشتن فرزند پنج روزه ای که نمی دانست از چه کسی است به دار آویخته شد…
یک زن به جای اینکه درس بخواند، دست نوازشی بر سرش کشیده شود به خاطر فقر و بی پناهی و شبها گوشه خیابان خوابیدن به دار آویخته شد…
سهیلا قدیری تنها یکی از هزاران هزاران زنی است که نه خانواده پذیرای آنهاست نه جامعه و نه دولت و حکومت ………
سهیلا قدیری بخشی از تاریخ ننگین ماست که به جای درمان، به جای برگرداندن به آغوش جامعه، به جای حمایت و داشتن حداقل ترین حقوق شهروندی به خاطر قوانین ضد انسانی که حتی حق سقط جنین را از وی سلب می کند به دار آویخته می شود تا عبرت سایرین شود
اما این سایرین کیستند؟
مردانی که با خوراندن مشروبات الکلی به وی، تحملش را در برابر هجوم گروهی به تنش بالا می بردند؟
زنانی که با دیدن سر و وضع آشفته اش چهره در هم کشیده و با “فاحشه “خواندنش راه هر گونه همدلی با وی را بر خود سد می کنند؟
خانواده هایی اسیر تعصبات قومی و قبیله ای که ارزش و قدر زن را در خانه نشین بودن و در سن پایین ازدواج کردن تعریف می کنند؟
سیستمی که خود بزرگترین عامل به وجود آمدن و رشد فحشا و بزرگترین مشوق و حامی این پدیده در سطح جامعه است؟
قرار است سهیلا قدیری زنی که کودک خود را از ترس گرفتار شدن به بیماری ایدز و هپاتیت و تکرار سرنوشت خویش به قتل می رساند دقیقا عبرت کدام یک از ما شود؟
چند درصد از ما خوابیدن در توالت های پارکها در سرمای سوزناک زمستان را تجربه کرده ایم؟
چند درصد از ما لحظه لحظه زندگی مان از کودکی تا بزرگسالی را با هویتی جعلی بدون اینکه بود و نبودمان برای احدی مهم باشد گذرانده ایم؟
یک زن بدون شاکی خصوصی به جرمی که ناشی از جنون آنی و افسردگی بعد از زایمان بوده به دار آویخته می شود و احدی حتی نامش را نمی داند، حتی از وجودش آگاه نیست ، حتی برایش قطره اشکی نمی ریزد ، آهی نمی کشد، حتی در گوشه ذهنش شاید نتواند باور کند چنین فردی وجود داشته ، وجود دارد، هر روز اطراف من و شما . کافیست بی قضاوت ، بی برچسب بشنویمشان…….
سهیلا قدیری قربانی جامعه بی سرو سامان و آشفته ایست که فاصله طبقاتی اش روز به روز بیشتر و بیشتر می شود…..
قربانی سیستم حکومتی فاسدی است که روز به روز برای تحکیم قدرت خود از قشر ضعیف جامعه قربانیان بیشتری می گیرد…….
قربانی سیستم قضایی به لجن آلوده ایست که بوی گند و کثافتش غیر قابل تحمل شده و ما فقط نفس هایمان را بیشتر حبس می کنیم ……..
سهیلا قدیری یکی از هزاران هزار قربانی جهل و تعصب و سکوت و بهت زدگی است که جامعه را روز به روز بیشتر در منجلاب فساد فرو می کشد……..
سهیلا قدیری باید به دار آویخته شود تا من و شما به جای سوال “چرا” هلهله شادی سر دهیم که چه خوب یک “جانی “دیگر از بین ما رفت و باز فریب بخوریم، فریب بخوریم .و هر روز فریب بخوریم تا صاحبان سرمایه قدرتمندتر از پیش بر گرده هایمان سوار شده و تازیانه بردگی بر پشتمان فرود آورند………”

سهیلا ۱۶ سال پیش از خانواده یی که هیچ سرمایه مادی و فرهنگی نداشت تا خوب و بد را به او بیاموزد، فرار کرد و میهمان پارک های میدان تجریش شد. حال او یک دختر شهرستانی یا دهاتی با لهجه کردی و لباس هایی بود که به سادگی می شد دریافت به شمال تهران تعلق ندارد و از اینجا بود که میهمان ثابت گرسنگی و سرمای زمستان و گرمای تابستان و نگاه کثیف و هرزه رهگذران شد.پس از سال ها آوارگی در حالی که فرزند ناخواسته یی را حمل می کرد، از سوی پلیس دستگیر شد و برای اولین بار در زیر سقف بازداشتگاه احساس خانه و مامن داشتن را تجربه کرد. به گفته خودش کودک پنج روزه اش را کشت چون تحمل سختی و گرسنگی و آوارگی کشیدن فرزند دلبندش را نداشت.

وقتی وکیل در جلسه دادگاه از او می خواهد که بگوید «دچار جنون شده بودم فرزندم را کشتم»، زیر بار نرفت و باز تاکید کرد من عاشق کودکم بودم زیرا به غیر از او کسی را نداشتم ولی نمی خواستم فرزند یک مرد معتاد و یک زن ولگرد بی پناه به روزگار من دچار شود. منطق زن فقیری که در دادگاه تکرار می کرد من روی سنگفرش های خیابان و زیر باران بزرگ شده ام، آن کودک بی پناه تر از مادرش را به کام مرگ کشاند و پس از دو سال مادرش نیز به سرنوشت مشابهی دچار شد.

سهیلا به جای آرامش خانواده و همسر و فرزند، در فشار حلقه طناب دار آرام گرفت. حداقل او دیگر گرسنگی نمی کشد، از سرما به خود نمی لرزد و نگاه های هرزه را تحمل نمی کند. بی تردید در رحمت و غفران خداوند رحمان و رحیم آرامش یافته است.

مجید مقدم خود را به زندان اوین معرفی کرد

– روز جاری مجید عابدین زاده مقدم فعال مدنی و از شاهدین بازداشتگاه کهریزک، جهت اجرای حکم ۳ سال حبس، خود را به زندان اوین معرفی کرد. آقای عابدین زاده مقدم چند روز پیش جهت اجرای این حکم حبس، کتبا احضار شده بود.

به گزارش  ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، صبح امروز ۱۱ آبان ماه ۹۵، مجید عابدین زاده مقدم جهت تحمل محکومیت ۳ سال حبس، خود را به زندان اوین معرفی کرد.

آقای عابدین زاده مقدم، روز ۲۹ مهرماه، از سوی شعبه دوم اجرای احکام دادسرای اوین جهت اجرای سه سال حکم حبس، کتبا احضار شده بود.

این فعال مدنی، در آذرماه سال ۹۳ بازداشت و در دادگاه بدوی به ۶ سال حبس تعزیری محکوم شد. پرونده وی جهت بررسی به شعبه سی و نه دادگاه تجدید نظر ارسال و این حکم به ۳ سال حبس تقلیل یافت.

«اعتراض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸»، «دیدار با خانواده کشته شدگان سال ۸۸»، «حمایت از زندانیان سیاسی و ملاقات با آن‌ها» و «بازگویی حوادث کهریزک از طریق مصاحبه با رسانه‌های آزاد»، از دلایل صدور حکم ۳ سال حبس این فعال مدنی در دادگاه انقلاب بوده است.

مجید مقدم، پیش از این نیز به دلیل شرکت در اعتراض‌های پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸، توسط نیروهای لباس شخصی بازداشت و به بازداشت‌گاه کهریزک انتقال داده شده بود، وی در مصاحبه ای ویدیویی درباره این تجربه به تفصیل شهادت داده بود، مسئله ای که بی ارتباط به بازداشت مجدد وی نبود.

 

گزارشی از اعتصاب غذای هشت زندانی در زندان‌های تبریز و اوین

etesab-ghaza-2-300x191

هشت زندانی سیاسی و عقیدتی در زندان‌های تبریز و اوین از دو روز تا بیش از یک‌ماه در اعتصاب غذای اعتراضی به سر می ‌برند. در این بین حال عمومی برخی از این زندانیان نامناسب گزارش شده است. دو زندانی سیاسی در زندان تبریز، رسول رضوی و مرتضی مرادپور به ترتیب در بیست و نهمین و هشتمین روز از اعتصاب غذا هستند. در زندان اوین، وحید صیادی، آرش صادقی، دو برادر هنرمند مهدی و حسین رجبیان و علی شریعتی به ترتیب پانزدهمین، نهمین، پنجمین و دومین روز از اعتصاب غذای خود را پشت سر گذاشتند. از سوی دیگر وکیل محمدعلی طاهری زندانی عقیدتی زندان اوین حدود یک ماه پیش، از اعتصاب غذای اعتراضی وی خبر داد و پس از آن هیچ اطلاعی از سرنوشت این زندانی در دست نیست.

به گزارش ، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، رسول رضوی، مرتضی مرادپور، محمدعلی طاهری، وحید صیادی، آرش صادقی، دو برادر هنرمند مهدی و حسین رجبیان و علی شریعتی، هشت زندانی سیاسی و عقیدتی در زندان‌های تبریز و اوین با تاریخ های متغیری از  دو روز تا بیش از یک‌ماه در اعتصاب غذای اعتراضی به سر می ‌برند.

رسول رضوی زندانی سیاسی زندان تبریز از روز دوشنبه ۱۲مهرماه در اعتراض به احکام صادره دادگاه انقلاب و فشار نیروهای امنیتی در خصوص روند پرونده خویش دست به اعتصاب غذای نامحدود زده است. روز جاری، در پی درد شدید معده و بی حالی مفرط این زندانی، برای چندمین بار متوالی به بند بهداری زندان تبریز منتقل و مورد درمان قرار گرفت.

هم‌چنین در این زندان، مرتضی مرادپور دیگر زندانی سیاسی در هشتمین روز اعتصاب غذای خود به سر می برد. این زندانی که از چهارم آبان ماه دست به اعتصاب غذا زده، روز جاری توسط مسئول اندرزگاه، مامورین انتظامات و وکیل بند در بند ۱۲ زندان مرکزی تبریز مورد ضرب و شتم قرار گرفته است.

آرش صادقی کنشگر مدنی زندانی در سالن ۱۰ بند هشت زندان اوین نیز از روز سوم آبان‌ماه در اعتراض به بازداشت همسرش گلرخ ابراهیمی ایرایی، دست به اعتصاب غذا زده است. این زندانی سیاسی در نهمین روز اعتصاب با افت فشار (۱۰ روی هشت) روبرو شده و ۳/۵ کیلوگرم کاهش وزن دارد. مقامات امنیتی و قضایی در زندان اوین در دیدارهای جداگانه با آقای صادقی و همسرش خانم ایرایی گفته‌اند تا زمانی که آرش در اعتصاب غذاست از ملاقات با یکدیگر محروم خواهند بود. آرش صادقی کتبا از تزریق سرم خودداری کرده است.

وحید صیادی نصیری دیگر زندانی سیاسی در بند هشت زندان اوین از ۱۵ روز پیش، تاریخ ۲۷ مهرماه، در اعتراض به ۱۳ ماه بلاتکلیفی پرونده خود در اعتصاب غذا به سر می برد. آقای صیادی با اتهامات «توهین به مقدسات، توهین به رهبری و تبلیغ علیه نظام» در دادگاه بدوی به ۸ سال حبس محکوم شد. اما با گذشت ۱۳ ماه از تاریخ صدور حکم اولیه و اعتراض وی، هنوز هیچ حکمی از دادگاه تجدیدنظر دریافت نکرده است.

دوبرادر هنرمند زندانی در زندان اوین، مهدی و حسین رجبیان، که به طور تنبیهی از هم جدا شده و در بندهای هفت و هشت این زندان نگهداری می شوند، از روز جمعه ۷ آبان در اعتصاب غذا هستند. این دو برادر که پنجمین روز اعتصاب خود را پشت سر گذاشته اند با افت فشار و کاهش وزن روبرو هستند. فشار خون حسین رجبیان بین ۱۰ و ۱۱ روی ۸ در نوسان است و مهدی رجبیان با فشار خون ۱۰ روی ۸ در روز جاری به دلیل ضعف شدید، دچار حالت تهوع شده، درحالتی تشنج گونه به بهداری منتقل شده است. این دو برادر نیز همراه با نگارش مکتوبی از تزریق سرم خودداری کرده اند.

برادران رجبیان روز پنجم ماه جاری با نگارش نامه‌ای در خصوص آنچه که در طول این چند ماه در زندان بر آن‌ها گذشته، در مورد اعتصاب غذای اعتراضی ماه گذشته و «فریب» توسط یک مقام قضایی، محرومیت از دیدار با وکیل و دیگر موارد حقوق نقض شده‌شان سخن گفته و از همه هنرمندان جهان خواستار نشان دادن «واکنشی مسالمت آمیز در شأن هنر» و تنها نگذاشتن‌شان شده‌ و از اعتصاب غذای مجدد و مصمم در آینده ای نزدیک خبر داده بودند.

یک منبع نزدیک به این دو برادر هنرمند زندانی روز جاری به گزارشگر هرانا گفت: “خانواده رجبیان که نگران اعتصاب غذا و وضعیت سلامت مهدی و حسین هستند به دادستانی مراجعه کرده و با رفتار تند دادستان مواجه شده اند. به آن‌ها گفته شده خواسته برادران رجبیان غیر معقول است و هیچ جوابی نداده اند. از سوی دیگر در داخل زندان نیز افسر نگهبانی و رئیس زندان اوین با رفتاری تهدید آمیز از دو برادر خواسته اند اعتصابشان را بشکنند و به هیچ وجه اخبار اعتصاب غذایشان به بیرون درز نکند، در غیر این صورت عواقب ناخوشایندی در انتظارشان است.”

علی شریعتی، فعال سیاسی که روز گذشته دهم آبان‌ماه «درحال انجام کار اداری در شهرداری» بازداشت و برای تحمل ۵ سال حبس تعزیری محکومیت خود به بند هشت زندان اوین منتقل شد، از بدو ورود در اعتراض به این اقدام دست به اعتصاب غذا زده است.

از سوی دیگر آقای علیزاده طباطبایی، وکیل محمدعلی طاهری زندانی عقیدتی زندان اوین یک ماه پیش از اعتصاب غذای اعتراضی وی خبر داد و پس از آن هیچ اطلاعی از سرنوشت این زندانی در دست نیست.

محمود علیزاده طباطبایی از وکلای محمدعلی طاهری با اعلام صدور منع تعقیب برای موکلش گفته بود که به دنبال آزادی آقای طاهری هستیم. این وکیل دادگستری بصورت ضمنی اعتصاب غذای موکلش را که آقای طاهری از آن با عنوان “روزه” یاد کرده، تایید کرده بود.

سازمان عفو بین الملل در دو بیانیه جداگانه در روزهای ۲۹ مهرماه و ۵ آبان با عناوین «بی خبری از محمدعلی طاهری، زندانی در اعتصاب غذا» و «محمدعلی طاهری کجاست؟» نسبت به بی‌خبری از آقای طاهری، بنیانگذار گروه عرفان حلقه، که در اعتصاب غذا به سر می‌برد، ابراز نگرانی کرده بود. این سازمان از حکومت ایران خواسته بود ضمن اطلاع رسانی در مورد وضعیت و محل نگهداری وی، فورا و بدون قید و شرط این زندانی عقیدتی را آزاد کنند.

اولین ملاقات مادر گلرخ ایرایی با فرزندش؛ ”به دخترم گفته اند آنقدر در اوین می مانی تا بمیری

گلرخ ایرایی
یک هفته از دستگیری خشونت‌آمیزگلرخ ایرایی گذشت. نیروهای امنیتی صبح دوشنبه سوم آبان ماه، با یورش به منزل گلرخ ایرایی، این فعال حقوق بشر را بازداشت کردند و همسر وی، آرش صادقی، از همان تاریخ در اعتراض به این بازداشت غیرقانونی اقدام به اعتصاب غذا کرده است. خانم ایرایی در ملاقات با مادرش نحوه دستگیری خود را توسط نیروهای امنیتی شرح داده است.
مادر گلرخ ایرایی پس از اولین ملاقات با فرزندش به خبرنگار تارنگار حقوق بشر در ایران گفت: “سوم آبان تیم ثارالله اطلاعات سپاه برای دستگیری‌اش به منزلش حمله کردند و با لگد و مشت برای ایجاد رعب و وحشت به درب منزل ضربه می‌زدند. بعد از یک ساعت با میله آهنی درب را شکستند و وارد منزل شدند. گلرخ از آنها پرسیده، شما چه کسی هستید و از کجا می‌آیید؟ کارت شناسایی یا حکم نشان دهید اما توجه نکردند و به او دستبند و چشم‌بند زدند و گفتند به زندان اوین انتقالت می‌دهیم. گلرخ به مأمورین که لباس شخصی بودند، گفته است حداقل بگذارید داروهایم را بردارم. آنها گفتند که دارو به چه دردت می‌خورد تو دیگر به دارو نیازی نداری، عمری برایت باقی نمانده، همانجامی‌مانی تا بمیری. او را جلوی همسایه‌ها با چشمبند و دستبند به پایین بردند و سوار ماشین کردند.”
گلرخ ایرایی در ادامه شرح دستگیری به مادر خود گفته است: “وارد که شدیم گفتند چشمبندت را بردار دیدم در اوین هستیم، مرا به اجرای احکام دادسرای اوین بردند، آنجا گفتم که چه بدرفتاری با من شد و گفتم من وسایلم و داروهای آسمم را با خود نیاورده‌ام. بعد از کلی کلنجار قبول کردند همراه با سه نفر مأمور اجرای احکام به خانه برگردم و وسایل و داروهایم را بردارم و دوباره به اوین برگشتیم.”
مادر گلرخ در گفت وگو با خبرنگار تارنگار حقوق بشر در ایران افزود: “گلرخ خیلی بیتابی آرش را می‌کرد و می‌گفت به آقای حاجیلو (دادیار زندان اوین) میگویم بگذارید، آرش را ببینم و ازش بخواهم اعتصابش را بشکند، آرش حال خوبی ندارد. آقای حاجیلو می‌گوید تا وقتیکه آرش در اعتصاب است، ملاقات شما ممنوع است.”
مادر گلرخ ادامه داد: “من حال خوبی ندارم و دو روز پیش جراحی کرده ام و درنوبت جراحی کمرم هستم نمیدان که میتوانم باز به ملاقات برم یا نه”.
شایان ذکر است که آرش صادقی، زندانی سیاسی بند هشت اوین، هم اکنون در وضعیت وخیم جسمانی در هشتمین روز از اعتصاب غذا به سر می برد.
آرش صادقی پیش‌تر به مسئولین پرونده و زندان اوین گفته بود که در صورت اجرای حکم همسرش دست به اعتصاب غذا خواهد زد.
این دانشجوی محروم از تحصیل رشته فلسفه اعلام کرده که نیروهای امنیتی در پرونده آن‌ها دخالت داشته و قانون به‌طور مرتب در پرونده آن‌ها نقض شده است.
آرش صادقی، فعال سیاسی و دانشجوی اخراجی دانشگاه علامه طباطبایی به همراه همسرش، گلرخ ابراهیمی ایرایی، در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۳۹۳ توسط قرارگاه ثارالله اطلاعات سپاه بازداشت و یکم دی‌ماه سال ۹۴ در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به اتهام «اجتماع و تبانی علیه نظام»، «توهین به بنیان‌گذار جمهوری اسلامی»، «تبلیغ علیه نظام» و «تشکیل گروه غیرقانونی» و همسرش به اتهام «توهین به مقدسات» و «تبلیغ علیه نظام» به ترتیب به پانزده سال حبس و شش سال حبس محکوم شدند که این حکم برای آرش صادقی طی دادگاه تجدیدنظر مورد تائید قرار می‌گیرد که با حساب چهار سال تعلیقی در پرونده قبلی حکم به ۱۹ سال حبس افزایش یافت.
پیش‌تر نیز در جریان مراجعه مأموران امنیتی به خانه مادر آرش صادقی برای بازداشت پسرش در سال ۱۳۸۹، مأمورین با واردکردن ضربه‌ای به سر مادر وی باعث خونریزی مغزی شده که مادر این فعال دانشجویی پس از چند روز بستری بودن در بیمارستان درگذشت. لازم به توضیح است، پزشک بیمارستان علت مرگ را ایست قلبی تشخص می‌دهد اما باگذشت چهار ماه پس از مرگ، پزشک قانونی علت مرگ را «اصابت سر به شی‌ء سخت» اعلام کرده است که باعث خونریزی داخلی و بعد ایست قلبی شده است.

دادستان شیراز: عوامل اصلی تجمع و هنجارشکنی در پاسارگاد دستگیر شدند

 دادستان عمومی و انقلاب شیراز از دستگیری عوامل اصلی تجمع روز جمعه در پاسارگاد فارس خبر داد و گفت: اقدامات این افراد پیش از این از سوی دستگاه‌های امنیتی، اطلاعاتی و انتظامی مورد رصد قرار گرفته بود.
به گزارش روابط عمومی دادستانی کل کشور، علی صالحی اظهار کرد: پس از انجام تحقیقات لازم، لیدرها و سرشاخه‌های اصلی این تجمع که به سردادن شعارهای هنجارشکنانه و ضدارزش‌ها‌ اقدام کرده بودند، دستگیر شدند.
دادستان شیراز خاطرنشان کرد: برای این افراد پروند قضایی تشکیل شده و وفق مقررات برخورد قضایی لازم با آن‌ها صورت خواهد گرفت.