نامه ۱۲ هزار شهروند به حسن روحانی برای رسیدگی به وضعیت ۸ زندانی در اعتصاب غذا

۱۲۴۰۰ شهروند از اقشار مختلف مردم با امضای نامه ای به حسن روحانی خواستار رسیدگی به وضعیت ۸ زندانی سیاسی و عقیدتی در اعتصاب غذا شدند. این نامه در روزهای گذشته به دفتر ریاست جمهوری پست شده است.

متن کامل این نامه را به نقل از هرانا در ادامه بخوانید؛

“جناب آقای روحانی ؛
رئیس‌جمهور محترم ایران

با سلام

به اطلاع می‌رساند ٨ تن از زندانیان سیاسی و عقیدتی محبوس در زندان‌های تهران و تبریز، به دلیل نقض قانون در پرونده و درخواست آزادی یا مرخصی در «اعتصاب غذا» یا «اعتصاب غذا و دارو» بسر می‌برند، که حال برخی از آنها وخیم گزارش شده است.

نظر به اینکه ایران یکی از امضاکنندگان اعلامیه جهانی حقوق بشر می‌باشد، و با توجه به مواد ذکر شده در این اعلامیه از جمله مواد:

۲- همه انسانها بی هیچ تمایزی از هر سان که باشند، اعم از نژاد، رنگ، جنسیت، زبان، مذهب، عقاید سیاسی یا هر عقیدهٔ دیگری، خاستگاه اجتماعی و ملی، [وضعیت] دارایی، [محل] تولد یا در هر جایگاهی که باشند، سزاوار تمامی حقوق و آزادیهای مطرح در این «اعلامیه» اند. به علاوه، میان انسانها بر اساس جایگاه سیاسی، قلمرو قضایی و وضعیت بین‌المللی مملکت یا سرزمینی که فرد به آن متعلق است، فارغ از اینکه سرزمین وی مستقل، تحت قیمومت، غیرخودمختار یا تحت هرگونه محدودیت در حق حاکمیت خود باشد، هیچ تمایزی وجود ندارد.

۵- هیچ‌کس نمی‌بایست مورد شکنجه یا بی‌رحمی و آزار، یا تحت مجازات غیرانسانی و یا رفتاری قرارگیرد که منجر به تنزل مقام انسانی وی گردد.

۱۸- هر انسانی محق به داشتن آزادی اندیشه، وجدان و دین است؛ این حق شامل آزادی دگراندیشی، تغییر مذهب [دین]، و آزادی علنی [و آشکار] کردن آئین و ابراز عقیده، چه به صورت تنها، چه به صورت جمعی یا به اتفاق دیگران، در قالب آموزش، اجرای مناسک، عبادت و دیده بانی آن در محیط عمومی و یا خصوصی است وهیچ فردی حق اهانت و تعرض به فرد دیگری به لحاظ تمایز و اختلاف اندیشه ندارد.

۱۹- هر انسانی محق به آزادی عقیده و بیان است؛ و این حق شامل آزادی داشتن باور و عقیده‌ای بدون [نگرانی] از مداخله [و مزاحمت]، و حق جستجو، دریافت و انتشار اطلاعات و افکار از طریق هر رسانه‌ای بدون ملاحظات مرزی است.

۲۰- هر انسانی محق به آزادی گردهمایی و تشکیل انجمنهای مسالمت آمیز است.

ما امضاء کنندگان این نامه که جمعی از فعالان حقوق بشر، فعالان سیاسی، فعالان مدنی، شاگردان مکتب عرفان حلقه و دلسوزان جامعه هستیم، درخصوص نقض‌های صورت گرفته در پرونده‌های ایشان و جلوگیری از بروز فاجعه درخصوص سلامت جسمانی‌شان، درخواست رسیدگی فوری به خواسته‌های این عزیزان را داریم.

اسامی این افراد، مدت زمان اعتصاب غذا و احکام ایشان بشرح ذیل است:

۱- محمدعلی طاهری به پنج سال زندان و ۹۰۶ میلیون تومان جریمه نقدی و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد که پنج سال زندان در تاریخ ۱۸ بهمن ۹۴ بپایان رسید و جریمه نقدی ایشان بصورت کامل پرداخت شده است اما ایشان با وجود اتمام دوره محکومیت و صدور قرار منع تعقیب از سوی دادسرای اوین، همچنان بصورت «غیرقانونی» در انفرادی بسر می‌برد. وی از ۷ مهر ۹۵ در اعتصاب غذا بسر می‌برد.

۲- آرش صادقی محکوم به ۱۹ سال حبس و از تاریخ ۳ آبان ۹۵ بدلیل «بازداشت غیرقانونی و نقض قانون در پرونده همسرش گلرخ ابراهیمی ایرائی» دست به اعتصاب غذا زده است.

۳ و ۴- مهدی و حسین رجبیان برادرانی که هرکدام به ۳ سال حبس و ۲۰ میلیون تومان جریمه نقدی محکوم شدند و از تاریخ ۷ آبان ۹۵ در «اعتصاب غذا و دارو» بسر می‌برند.

۵- وحید صیادی نصیری محکوم به مجموعا ۸ سال حبس که از تاریخ ۲۴ مهر ۹۵ در اعتصاب غذا بسر می‌برد.

۶- مرتضی مرادپور محکوم به ۳ سال حبس که از تاریخ ۴ آبان ۹۵ در اعتصاب غذا بسر می‌برد.

۷- امیر امیرقلی که به ۵ سال زندان محکوم شده و از تاریخ ٢۶ آبان ١٣٩۵ در اعتصاب غذاست

٨- علی شریعتی محکوم به ۵ سال حبس که از تاریخ ۱۰ آبان ۹۵ دست به اعتصاب غذا زده است. وی از تاریخ ۱۹ آبان ۹۵ وارد اعتصاب غذای خشک شده است.

در پایان، مجددا درخواست رسیدگی فوری به مطالبات و وضعیت سلامت این زندانیان را داریم.

با تشکر

رونوشت ١ : مراجع محترم قضائی (قوه قضائیه، دادستانی کل کشور، وزارت دادگستری، کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی ، کمیسیون قانونی ، حقوقی مجلس شورای اسلامی)

رونوشت ٢ : مراجع بین‌المللی (کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل ، سازمان عفو بین‌الملل)”

اسامی شهروندان امضاء کننده این نامه بالغ بر ۱۲,۴۰۰ امضا در ۲۳۷ صفحه نزد خبرگزاری هرانا محفوظ است.

 

وضعیت حاد سلیمان پیروتی، زندانی آزار دیده – فعالان اهل سنت ایران

 

سلیمان پیروتی زندانی اهل سنت و بیمار زندان رجایی‌شهر کرج هفته گذشته پس از دومین سکته قلبی به بیمارستان خارج از زندان منتقل شده بود. آقای پیروتی در اتفاقی نادر توسط ماموران همراه در بیمارستان با عنوان «داعشی کثیف» به مردم معرفی و توسط آنان و با اجازه مامورین مورد توهین و ضرب و شتم قرار گرفت. اکنون مدت پنج روز است که این زندانی علیرغم گذراندن دومین سکته قلبی و فلج شدن نیمی از بدن با وضعیتی حاد و بدون رسیدگی در زندان رجایی‌شهر کرج رها شده است.

به گزارش فعالان اهل سنت ایران به نقل از هرانا، درحالی‌که وضعیت پزشکی سلیمان پیروتی زندانی آزار دیده سنی‌مذهب، در زندان از ۵ روز پیش «حاد» بوده، مسئولین زندان هیچ اقدامی دراین رابطه انجام نمی‌دهند.

آقای پیروتی که توان حرکت دادن خود و تکلم را ندارد، به سبب آسیب‌هایی که به او در مدت بستری شدنش در بیمارستان و هتک حرمتش توسط مردم، وارد شده در حالت شوک به سر می برد.

این زندانی از ناحیه سر بشدت احساس درد می‌کند و آسیب به شنوایی از از ناحیه گوش چپ گزارش شده است. وی از پنج روز پیش با این وضعیت به بند مربوطه بازگشت داده شده است و هیچ‌گونه رسیدگی در مورد او صورت نمی‌گیرد.

لازم به یادآوری است، مورخ ۲۹ آبان ماه به دلیل دومین سکته قلبی به بیمارستان “رجایی شهر کرج” اعزام شد. مامورینی که مسئولیت انتقال و حفاظت از این زندانی را بر عهده داشتند در یک اقدام غیرقانونی و غیراخلاقی، با صحبت با شهروندان حاضر در بیمارستان، این زندانی بیمار که با دستبند و پابند به تخت بسته شده بود و همچنین در حالت ضعف و سستی به سر می برد را بعنوان “داعشی کثیف” به مردم معرفی کردند. این مامورین با باز کردن درب اتاق به شهروندان تحریک شده اجازه دادند به این زندانی آسیب بزنند. گزارش شده بعضی از شهروندان آب دهان به این زندانی انداختند و بعضی نیز او را مضروب کردند.

درحال حاضر حدود ۵۰ زندانی اهل سنت در سالن ۲۱ اندرزگاه ۷ زندان رجایی‌شهر کرج نگهداری می‌شوند. این زندانیان با صدور بیانیه ای رفتار صورت گرفته با سلیمان پیروتی را محکوم کرده و خواستار عذرخواهی مسئولین شده اند.

 

نبود رسیدگی های پزشکی و درمانی بخش سوم گزارش زندان اوین به نقل از زندانیان سیاسی

images
نبود رسیدگی های پزشکی و درمانی (چه رسیدگی های بالینی و چه سایر رسیدگی ها مثل مشاوره و…)، بی قانونی در روند پرونده ها و بلاتکلیفی، محیط و شرایط منفی و غیر قابل تحملی که بیشتر از همه زندانیانی که حمایت مالی ندارند را تحت فشار قرار می دهد در موارد زیادی منجر به خودکشی یا سایر آسیب دیدگی های جسمی یا روحی و در بعضی موارد باعث مرگ زندانیان می شود. در تمام بندها و مشخصا در بند های عمومی (چهار و هفت و هشت اوین) که قابل مشاهده است، تعداد قابل توجهی از زندانیان به شیوه های مختلف دست به خودکشی می زنند. در این بین معمولا افرادی که با بریدن رگ دست بوسیله تیغ اصلاح یا چاقو های دست ساز اقدام به خودکشی می کنند معمولا زنده می مانند. همچنین بعضی از زندانیان بدون تعیین خواسته های موردی و تنها به هدف رهایی از زندان دست به اعتصاب غذای نامحدود می زنند که این موارد نیز اکثرا شکست خورده و زندانی با وضعیتی بدتر از قبل و با مشکلات گوارشی جدید و تحت فشاری مضاعف مجبور به ادامه زندگی می شود. در این موارد مسائل زیادی وجود دارد که بیان همه آنها مقدور نیست. اما در بعضی موارد هم منجر به مرگ می شود.

در یک مورد و در سال ۹۴ جوانی که در بند هفت اوین محبوس بود از طریق بریدن گلویش با چاقوی دست ساز دست به خودکشی می زند. زنده می ماند و بعد از بخیه و درمان های سرپایی و به منظور جلوگیری از خودکشی مجدد، از سالن یک به سالن دو (که شرایط بهتری دارد) منتقل می شود، بعد از اینکه برای دومین و به شکل مشابه اقدام به خودکشی ناموفق می کند و بصورت تنبیهی مجددا به سالن یک بازگردانده می شود. برای سومین بار در سالن یک و به شکلی جدی تر با چاقو نصف گردن خودش را پاره پاره کرده و می شکافد و بعد از چند ساعت خونریزی از دنیا می رود. طبق گفته یکی از دوستان این جوان، یکی از خواسته های اصلی او (یا شاید تنها خواسته اش) که رسیدگی پزشکی و دریافت داروهای اعصاب و آرام بخش بود تا لحظه مرگش بی پاسخ مانده بود.

در موردی دیگر در همان سال و به فاصله یک ماه یا کمی بیشتر دو زندانی محبوس در سالن دو بند هفت اوین بعلت بیماری های جسمی از دنیا می روند. در یکی از این دو، زندانی با کهولت سن و بیماری های متعدد روبرو بود و حتی قادر به ایستادن بر روی پاهای خود نبود و برای دستشوئی و حمام نیز هر بار یکی دو نفر از زندانیان دیگر به او کمک کرده و او را حرکت می دادند. این زندانی بدون شک شامل قانون عدم تحمل کیفری می شد و در مورد زندانی دیگر، زندانی که مدت زیادی نبود که محبوس شده است، بارها به بهداری مراجعه کرده بود و با ارائه مدارک پزشکی و توضیح در مورد بیماریش درخواست کرده بود تا با توجه به عود و وخامت بیماری برای درمان به مطب پزشک خودش فرستاده (اعزام) شود اما در نهایت توسط پزشک به ظاهر متخصص زندان ویزیت شده و این باصطلاح متخصص از دادن دستور اعزام خودداری کرده و با تجویز چند دارو مدعی می شود که بیماری جدی نیست و می تواند به سادگی او را درمان کند. اما تنها ظرف چند روز زندانی بیمار می میرد.

جلوگیری مسئولان زندان رجایی شهر از اعزام یک زندانی بهایی به بیمارستان

پیام مرکزی
روز شنبه ششم آذرماه، پیام مرکزی، زندانی بهایی محبوس در زندان رجایی شهر، به دلیل امتناع از پوشیدن لباس زندان به بیمارستان اعزام نشد و از حق درمان و رسیدگی پزشکی محروم ماند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، مأموران زندان رجایی شهر صبح روز یکشنبه ۶ آذر ماه به پیام مرکزی، زندانی بهایی، ابلاغ داشته‌اند که بنا به دستور رییس زندان، مردانی، اعزام به بیمارستان تنها به شرط پوشیدن لباس زندان و دستبند و پابند صورت می‌گیرد. در پی خودداری این زندانی عقیدتی از پوشیدن لباس‌های آلوده ی زندان، از اعزام وی به بیمارستان جلوگیری گشته و وی بدون درمان به بند بازگردانده شده است.
سیامک صدری، اهل گرگان و در آبان‌ماه همان سال ۱۳۹۱ از سوی مأموران وزارت اطلاعات بازداشت و پس از گذراندن یک ماه در بازداشتگاه گرگان جهت انجام بازجویی به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. وی در آذرماه سال ۱۳۹۱ پس از اتمام بازجویی‌ها به بند ۳۵۰ زندان اوین و سپس به زندان رجایی‌شهر کرج انتقال یافت.
این زندانی بهایی با اتهامات تبلیغ علیه نظام، همکاری با دول متخاصم و عضویت در تشکیلات مخفی بهایی در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران از سوی قاضی مقیسه به ۵ سال حبس محکوم شده است.

احمد منتظری به ۲۱ سال زندان و خلع لباس محکوم شد

احمد منتظری
احمد منتظری، فرزند آیت‌الله حسینعلی منتظری به دلیل انتشار یک فایل صوتی از پدرش، به اتهام اقدام علیه امنیت ملی، انتشار اسناد سری و تبلیغ علیه نظام به ۲۱ سال حبس تعزیری و خلع لباس محکوم شده است.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از بی بی سی،  سایت رسمی آیت‌الله منتظری نوشته است، بر اساس حکم دادگاه ویژه روحانیت شش سال از زمان این حبس اجرا خواهد شد.
در این حکم آقای منتظری دلیل این کاهش زمان حبس “ارزش و حرمت خون برادر شهیدش” و “سن و سال و وضعیت خاص وى و فقد سابقه محکومیت کیفرى” عنوان شده است.
همچنین به دلیل آن که “مجموع اقدامات متهم خلاف شأن روحانیت تشخیص داده شده” او به خلع لباس روحانیت هم محکوم شده ولی “با توجه به “انتساب به خانواده شهید” خلع لباس او به مدت ٣ سال تعلیق شده است.
این حکم در دادگاه ویژه روحانیت قابل تجدیدنظر است.
اواسط تابستان امسال سایت رسمی آیت‌الله منتظری فایلی صوتی را از جلسه او با حسینعلی نیری، مرتضی اشراقی، مصطفی پورمحمدی و ابراهیم رئیسی منتشر کردند که در آن شنیده می‌شود آقای منتظری اعدام دسته‌جمعی زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ را “بزرگترین جنایت” در تاریخ جمهوری اسلامی می‌خواند و خطاب به حاضران می‌گوید که در آینده از آنها به عنوان “جنایتکار” نام برده می‌شود.

مصاحبه روز يکشنبه 27 ماه نوامبر 2016 با جناب محمد نوريزاد

گفتگو با جناب محمد نوريزاد فعال سياسی، کارگردان و روزنامه نگار در مورد مسايل مختلف.

برای دانلود فايل صوتی روی فلش کليک کنيد.

برابری زن و مرد(زن=مرد)

احسان فتاحی

با رسیدن منع خشونت علیه زنان و روز_جهانی_مرد ..

همه ساله در این روز (١٩ نوامبر)(٢٨آبان ماه) روز جهانی مرد در دنیا جشن گرفته می‌شود.

در این روز در سال ١٩٩٩ در کشور ترینیداد و توباگو پایه‌گذاری شد و بعدها توسط کشورهایی نظیر استرالیا، آمریکای شمالی، اروپا، آفریقا و سازمان ملل متحد نیز به رسمیت شناخته شد.

با توجه به گفته‌های سخنگوی یونسکو (این یک ایده بسیار عالی است که مقداری تعادل در ارزش جنسیت ایجاد کند.)

هدف از پایه‌گذاری چنین روزی اهمیت و توجه بیشتر به سلامتی مردها و پسرهاست.

بالابردن روابط بین انسان‌ها، ایجاد تعادل بین جنس زن و مرد و زیر سوال بردن مدل‌های تهاجمی و تفاوت جنسیتی است.

امروز حقوق‌بشر اساسی‌ترین حقوقی است که کشورهای مختلف جهان آن را به مثابه اصولی‌ترین قانون انسانی پذیرفته‌اند، اعلامیه حقوق‌بشر سازمان ملل متحد، نه تنهاتصویر جامع از حقوق انسانی انسان‌ها ارایه داده است، بلکه در فرایند تعاملات فرهنگی و روابط ملت‌ها و کشورها با یک دیگر، یک فرهنگ مشترک جهانی را نیز بوجود آورده است، شعار “جهانی شدن” و “دهکده جهانی” دقیقا تولد یافته از از دامن جهانبینی حقوق‌بشر است. اگر بخواهیم برابری زن را در این نگرش دنبال کنیم لازم است بستری که حقوق‌بشر از دامن آن تولد یافت نظر اندازیم.

تاریخ ایران، شاهد نابرابری‌های فراوانی میان زنان و مردان، در عرصه‌های مختلف زندگی اجتماعی بوده و است. زنان در ایران، به صورت گسترده، در حاشیۀ جامعه قرار داشته‌اند. این حاشیه‌نشینی، جامعه‌یی را شکل داده است، که ذهنیت‌ها و سازوکارهای موجود در آن، بیشتر برای جولان مردان، میدان می‌دهد. در جامعۀ ما، ذهنیت عمومی، در جهت منافع مردان، شکل گرفته است؛ تا جایی که زنان، اکثرا،ً تصور می‌کنند، آنها باید از امکانات و فرصت‌های متفاوت‌تری نسبت به مردان برخوردار باشند.

برنامه‌هایی که توسط نهادهای جامعۀ مدنی و جامعۀ بین‌المللی در زمینۀ ایجاد برابری جنسیتی میان زنان و مردان، در عرصه‌های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و … در ایران تا حال صورت گرفته است، به هیچ وجه کافی نمی‌باشد.

هنوز حضور زنان در سیاست، مساوی به حضور مردان نیست، هنوز زنان نمی‌توانند وارد عرصۀ اقتصاد کشور شوند؛ هنوز نقش زنان در عرصه فرهنگی غیرقابل لمس است؛ هنوز اکثر زنان باسواد، به مراتب کمتر از مردان است؛ هنوز دخترانی که از فارغ تحصیل شده‌اند، به دلایل فرهنگی، دسترسی به تحصیلات عالی ندارند و آن عده ایی که می‌توانند وارد دانشگاه‌های کشور شوند، پس از مدتی تصمیم به خروج ازکشور رادارند. هنوز زنان حق شرکت در نامزدی انتخابات ریاست جمهوری راندارند.

وصدها موارددیگر که باید برای هرکدام از آنها مقاله‌ایی نوشت.

به این ترتیب هنوز نابرابری میان زنان و مردان، به صورت سیستماتیک، در جامعه جریان دارد. اگر زنان به شکل سیستماتیک، در سطوح پایینتر اجتماعی قرار بگیرند و از پایگاههای ضعیفتر اجتماعی برخوردار باشند، تبعاً، امکان برابری جنسیتی در جامعه، ممکن نخواهد بود.

پس هنوز، برای ایجاد برابری زن ومرد در ایران ، راه درازی در پیش است.
دولت ایران ،و نهادهای مدنی و جامعۀ بین المللی مکلف اند تا فعالیتهای شان را، برای ایجاد برابری زن ومرد در ایران ، در زمینه های مختلف، هم آهنگ سازند و در برنامه هایی، که روی دست می گیرند، نقش زنان را جداً مد نظر داشته باشند.برای تأمین برابری کامل زن ومرد درهمه عرصه های زندگی سیاسی،اقتصادی واجتماعی وخانوادگی باید مبارزه کرد وبه این منظور خواهان تحقق نکات زیر باید باشیم:

حقوق اجتماعی وسیاسی

زنان و مردان بایدبه یکسان ازحق انتخاب کردن وانتخاب شدن در کلیه ی ارگان‌های قانون گذاری ، قضائی و اجرایی، درکلیه سطوح کشوری ومحلی برخوردار باشند.

کلیه ی قوانین ومقرراتی که آزادی زنان رادر لباس پوشیدن مقید می کند،همچون قانون حجاب اجباری، لغوگردد.

هرگونه مقرراتی مربوط به جداسازی زنان ومردان دراجتماعات ، مدارس ودانشگاهها،مکان‌ها و وسایل نقلیه عمومی ملغی اعلام شود.

هرگونه تبعیض برحسب جنسیت در زمینه آموزش وپرورش لغوشود.

کلاس‌های درسی در کلیه ی سطوح آموزشی بایدمختلط باشند.

زنان حق دارنددر کلیه‌ی رشته‌های ورزشی ،هنری و علمی شرکت کنند و ازکلیه وباید درورزشگاه‌ها به اونها اجازه ورود داده شود.

زنان باید از فشار کار خانگی رهایی بابند وشرکت آنها در زندگی اجتماعی بایدتسهیل شود وبه این منظور مؤسسات خدماتی ویژه از قبیل شیرخوارگاه، مهدکودک، لباسشوئی وغیره در محلات مسکونی ایجاد وبطور رایگان در اختیار عموم قرار گیرد.

حقوق اقتصادی

برابری کامل زن ومرد درامر اشتغال ، پرداخت مزد ،برابری برای کار مشابه به زنان ومردان ، بیمه های اجتماعی یکسان برای زنان و مردان . برخورداری از دوروزمرخصی ماهانه برای زنان شاغل، ممنوعیت سپردن هرنوع کار زیان آور به زنان باردار. ممنوعیت اخراج زنان باردار به هر بهانه ایی . خودداریی از استخدام زنان باردار ودارای فرزند غیرقانونی بوده وجرم محسوب می گردد.ممنوعیت اعلام جنسیت در آگهی های استخدام وتحصیلی (مگر در موارد استثنائی وضروری که قانون تعیین می نماید).

برخورداری از١٦هفته مرخصی برای دوران باردارویکسال مرخصی برای نگهداری نوزاد که با توافق طرفین توسط زن وشوهر مورد استفاده قرار می گیرد.

حقوق زن در خانواده آزادی درامر ازدواج وانتخاب همسر. ممنوعیت هرنوع معامله گری ازقبیل شیربها ، مهریه ،جهیزیه ، وغیره در امر ازدواج . به رسمیت شناختن ازدواج از طریق ثبت در دفاتر دولتی ، ممنوعیت صیغه وتعدد زوجات ، برابری حقوق زن ومرد در امر طلاق وتکفل فرزندان .

ممنوعیت ازدواج زنان ومردان زیر١٨سال ، اشخاص ومراجع مذهبی که افراد زیر ١٨ سال راعقد شرعی می کنند مجرم محسوب می شوند.

ممنوعیت برقراری رابطه جنسی افراد بالای ١٨سال بادختران وپسران زیر ١٦سال.

زن ومرد بایدازحقوق ومسؤلیت کاملاً یکسان وبرابر در قبال یکدیگر ،درقبال فرزندان ودر تمام جنبه های زندگی برخوردار باشند.محل زندگی باید باتوافق مشترک طرفین انتخاب شود.

قانونی که تنها حق مردان را تعیین محل سکونت به رسمیت می‌شناسد، بایدلغوشود.

حق زنان برای کارکردن ومسافرت نباید منوط به اجازه شوهر باشد. کلیه ی قوانین شرعی و عُرفی که تحت عنوان از ناموس ،جرم مرتکبین جنایت علیه زنان را تخیفف میدهند ، بایدلغوگردند.

برای جرم و جنایاتی که از طرف پدر ،برادر،شوهر ویا هر فرد دیگری نسبت به زنان ، تحت عنوان دفاع از ناموس ونظایر آن صورت می گیرد، مجازات سنگین تعیین شود،هرگونه تبعیض ونابرابری میان زن ومرد در قوانین مربوط به وراثت،تقسیم اموال ودارائیها وامتیازات قانونی مردان وسلسله پدری در مساله قیوم وسرپرستی لغو گردد،زنان ومردان بایدبه یکسان ازحق طلاق برخوردارباشند.

قانون باید در صورت تمایل هریک ازطرفین ،چه زن وچه مرد،جدایی آنهارابه رسمیت بشناسند.

حقوق مادری باید مستقل از ازدواج به رسمیت شناخته شود. زنانی که بدون ازدواج دارای فرزند می شوند باید از کلیه‌ی حقوق فردی و اجتماعی مادری برخوردار باشند. فرزندان آنها نیزباید از کلیه حقوق اجتماعی را دارا باشند.

روابط خصوصی زن ومرد محترم است وازهر گونه تعرض باید مصون باشد.

دخالت افراد ومراجع دولتی در زندگی خصوصی زن ومرد اکیداً ممنوع است.

سقط جنین

جامعه سرمایه داری تنها دو راه را در مقابل زنانی که ناخواسته باردار می شوند قرارمی دهند: ازبین بردن سقط جنین ویا تحمل شرایط سخت روحی ، اقتصادی واجتماعی درصورت حفظ جنین. فقروناتوانی در تأمین اقتصادی فرزندان ،موانع واقعی وعملی که داشتن فرزند برای زنان مجرد،باعث می‌شود تابسیاری اززنان خواهان ختم حاملگی خود گردند.درصورت غیرقانونی بودن این عمل ، زنان باردار به سقط جنین بوسیله افراد غیر متخصص ، تحت شرایط غیر بهداشتی ویا تحمل هزینه‌های زیاد تن می‌دهند. باتوجه به این واقعیت، باید حق سقط جنین درصورت غیر قانونی بودن این عمل ، زنان باردار به سقط جنین بوسیله افراد غیر متخصص، تحت شرایط غیر بهداشتی ویا تحمل هزینه های زیاد تن می‌دهند. باتوجه به این واقعیت ، باید حق سقط جنین درصورتیکه خطر جانی برای زن در برنداشته باشد و سن جنین بیش از ١٦هفته نباشد، برای عموم زنان به رسمیت شناخته شود، وسقط جنین به اجازه هیچ فرد ومرجعی به جز خود زن مشروط نمیگردد.

عمل سقط جنین باید در بیمارستان‌ها وکلینک‌ها، تحت نظر پزشک متخصص و بطور رایگان انجام گیرد. افرادی که بدون داشتن تخصص لازم اقدام به انجام این عمل می‌نمایند مجرم محسوب شده و قابل تعقیب قانونی هستند.

فحشا

فحشاء یکی از اشکال ستمی است که در جامعه سرمایه داری بر زنان اعمال می شود ومبارزه با فحشاء برای بازیابی حرمت انسانی زن در جامعه ،امری حیاتی است. فقر وعدم تامین اجتماعی ومحدودیتهای قانونی وعملی ، که بر سر کار کردن زنان واستقلال مالی آنان وجود دارد، در کنار فرهنگ واخلاقیات.

مردسالارانه، ازعوامل ایجاد ، حفظ واشاعه فحشاء در جوامع کنونی است.

تعصبات و آموزش‌های مذهبی، همانگونه که تجربه جمهوری اسلامی درایران نشان داده است، با تقویت مردسالاری وتثبیت موقعیت فرودست زن ، خود باعث اشاعه فحشاء در جامعه است.

ریشه کن کردن فحشاء در گرو مبارزه باکلیه عوامل فوق است.

دولت مؤظف است که قربانیان فحشاء رابه لحاظ اقتصادی تأمین کند و امکانات آموزشی وشرایط یافتن شغل و کارکردن رابرای آنان تسهیل نماید. وأسطه‌ها و کارگزاران فحشاء باید مورد تعقیب قانونی و مجازاتهای سنگین قرار بگیرند.
به امید اینکه تمامی حقوق زنان بامردان یکسان باشند و برابر باشد

بخش دوم گزارش از شرایط زندان اوین به نقل از چند تن‌ از زندانیان سیاسی

Bildergebnis für ‫زندان اوین‬‎
وضعیت تغذیه و جیره های غذایی در بند های عمومی زندان اوین
بر اساس اطلاعات جمع آوری شده از تعدادی زندانیان

جیره صبحانه:
وعده های صبحانه کم و در ظرف های کوچک آماده از محصولات با کیفیت معمولی یا پایین ارائه می شوند:
کره و مربا (هویج) – پنیر خامه ای – پنیر – حلواارده یا حلوا شکری

جیره ناهار:
توسط قابلمه ها و ظروف بزرگ در زندان پخش می شود. بعلت حمل و تقسیم با سرعت کم که بصورت دستی و توسط زندانیان کارگر انجام می شود غذا کمی سرد به زندانیان می رسد. اندازه غذا کافی است ولی کیفیت پائین است و خیلی اوقات از مواد قدیمی و بعضا تاریخ مصرف گذشته تهیه می شوند. همچنین اکثرا به اندازه کافی پخته نشده و نیم پز است. معمولا تکه های پلاستیک و نوار مربوط به بسته بندی مواد اولیه، تکه هایی کاملا خام از مواد و یا تکه های ریز آشغال در غذا دیده می شود. در روز هایی به هر اتاق یک قابلمه برنج و یک قابلمه خورش می رسد و در روزهای دیگر تنها یک قابلمه و بطور معمول غذاهای زیر و در روزهای مختلف آماده و پخش می شود:
برنج و خورش قورمه سبزی – برنج و خورش قیمه – برنج و خورش بادمجان – عدس پلو – قاطی پلو (سیب زمینی، سویا حیوانی و برنج)

جیره شام:
عدسی – خوراک لوبیا – آش رشته – سیب زمینی و تخم مرغ پخته
البته غذاهای زندان لزوما با اسامی آنها تطابق ندارند. بعنوان مثال خیلی کم از گوشت استفاده می شود و خورش های قیمه و قورمه سبزی اکثرا به جای گوشت با سویا حیوانی تهیه می شوند. همینطور سیب زمینی هایی که در خورش ها و کنار برنج قرار دارند نوعی سیب زمینی آماده هستند که طعم متفاوتی از سیب زمینی پخته یا سرخ شده طبیعی دارد.
در ایام مختلف ممکن است که چند غذای دیگر به این لیست اضافه شود ولی در سالهای اخیر جیره ثابت همین غذاها بوده است.

جیره نان:
روزانه به هر زندانی یک عدد نان ماشینی و یک عدد نان بربری می رسد. این نان ها به شکلی بسیار ناشیانه پخت می شوند و هیچوقت کیفیت و مشخصات یک نان را ندارند.

غذای رستوران:
به همان شیوه غذای جیره ای تهیه و تقسیم می شود. تنها تفاوت اینکه این غذا انتخابی و سفارشی است و در ظروف یکبار مصرف پخش می شود. چند نوع غذا که در جیره ها وجود ندارد به این شکل و البته در ازای مبلغی بسیار بالاتر از سطح کمی و کیفی غذا ارائه می شود. غذاهای سفارش داده شده با اختلاف زمانی قبل یا بعد از تقسیم جیره ها تقسیم می شود. این غذاها همیشه مانده و کمی خراب است:
ساندویچ کالباس ۶۵۰۰ تومان
ساندویچ هات داگ ۶۵۰۰
ساندویچ فلافل ۴۵۰۰
پیتزا ۱۳۰۰۰
جوجه کباب (با برنج ۱۳۰۰۰)
کباب کوبیده
مرغ ۸۰۰۰
برنج ساده ۵۰۰۰
باقالی پلو ۹۰۰۰
سالاد ۲۰۰۰
بعضا در ایامی خاص خورش، آبگوشت و نیز لوبیا پلو هم به این لیست اضافه می شود. کیفیت این غذاها – هر چند همیشه پائین بوده است – طی سال های ۹۴ و ۹۵ شدیدا افت کرده و دیگر قابل خوردن نیستند.

بوفه زندان و غذا شخصی:
زندانیان قدیمی و نیز زندانیانی که به مشکلات گوارشی یا بیماری های دیگر مبتلا هستند نمی توانند در تمام طول هفته از غذاهای زندان استفاده کنند و بنابراین در بیشتر یا بخشی از وعده های غذایی به آشپزی یا غذاهای آماده بوفه زندان متوسل می شوند. اقلام فروشی بوفه بسیار کم و محدود است. برنج، گوشت، مرغ، سبزی بسته بندی، چند قلم میوه به تعداد محدود، رشته، آبمیوه آماده و غیرطبیعی، شکر، قند، چای (قند و چای بصورت جیره نیز تقسیم می شوند ولی با کیفیتی پایین تر از کیفیت بوفه)، کنسرو (ماهی، لوبیا، بادمجان و…)، روغن، شکلات، شیر، آب معدنی (آب لوله کشی زندان آشامیدنی نیست) و دستمال از جمله اجناسی هستند که در بوفه ها به فروش می رسد.
در کنار این هر سالن یک “چراغ خانه” دارد که تعداد محدودی گاز برای گرم کردن غذاها و آشپزی دارد ولی تعداد این شعله ها کم است و تا حدی در انحصار زندانیان قدیمی می باشد. علاوه بر این قطعی گاز زیاد پیش می آید و گاها به مدت چند هفته یا حتی چند ماه گاز قطع می شود که از جدی ترین مشکلات زندانیان محسوب می شود.

جان‌باختن ‌۴ نفر مأمور فنی راه‌آهن در حادثه برخورد دو قطار مسافری

در حادثه برخورد دو قطار مسافری سمنان- مشهد و تبریز- مشهد در ایستگاه هفت‌خوان در ناحیه راه‌آهن شمال شرق کشور بین دامغان و سمنان، علاوه بر تعدادی از مسافران، ۴ تن از مأموران فنی راه‌آهن نیز جان باختند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از فارس، برخورد دو قطار مسافری سمنان- مشهد و تبریز- مشهد در ایستگاه هفت‌خوان، موجب کشته و زخمی شدن تعدادی از مسافران و عوامل فنی راه‌آهن شد.

در این سانحه ۴ تن از ماموران فنی راه آهن و تنی چند از مسافران جان باختند.

ساعت (۰۷:۴۵‌) صبح‌ امروز جمعه دو قطار مسافر‌ی سمنان – مشهد متعلق به شرکت ریل ترابر سبا و‌ ‌تبریز-مشهد متعلق به شرکت حمل و نقل ریلی رجاء در ایستگاه هفت‌خوان در ناحیه راه‌آهن شمال شرق کشور بین دامغان و سمنان با یکدیگر برخورد می‌کنند که‌ این حادثه به کشته و زخمی شدن تعدادی از مسافران انجامید.‌

در این حادثه قطار ‌تبریز‌-مشهد در ایستگاه هفت خوان بین دامغان و سمنان در بلاک فرعی متوقف بوده است، که قطار ‌سمنان-مشهد از پشت به این قطار برخورد می‌کند.

‌در این حادثه لکوموتیو‌ قطار ‌سمنان‌-مشهد و تعدادی از واگن‌های دو قطار‌ دچار حریق‌ و برخی واگن‌‌ها از ریل خارج می‌شوند.

‌تیم بررسی سانحه راه‌آهن ‌به محل حادثه اعزام شد و هم‌اکنون در آنجا مستقر شده است.

‌سازمان امداد و نجات و هلال احمر در حال کمک به مصدومان و انجام فعالیت‌های امدادی هستند؛ تعدادی از واگن‌ها از قطار منفصل شده و برخی از واگن‌ها که دچار آتش‌سوزی شده بودند، تخلیه و اطفاء حریق شدند.

‌سانحه قطار مسافری مذکور موجب مسدود شدن خط شد.

قطار تبریز-مشهد که متوقف بود، ۱۱ سالن مسافری داشت که ۳ واگن آن در این حادثه دچار مشکل شد و ۸ واگن سالم بودند، بنابراین با تلاش مأموران راه‌آهن، این سه واگن حادثه‌دیده از قطار منفک شد.

‌مسافران قطار دوم که حدود ۱۰۰ نفر بودند از قطار حادثه‌دیده تخلیه‌ و به این ۸ سالن منتقل شدند.

‌قطار تبریز-مشهد هم‌اکنون با مسافران در حال حرکت به سمت مشهد است.

‌بنابراین گزارش‌، راه‌آهن جمهوری اسلامی ایران در اطلاعیه‌ای ضمن ابراز تأسف و تأثر از وقوع سانحه برخورد قطار ‌به خانواده سانحه‌دیدگان این حادثه تسلیت گفت و با آنان ابراز همدردی کرد.