بایگانی نویسنده: امیری

میرموسی ضیاء گرگری، در نقده بازداشت شد

میرموسی ضیاء گرگری، فعال ترک (آذربایجانی) اهل نقده روز جاری توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است. مامورین پس از بازداشت وی با ارائه حکم قضایی منزل و محل کار او را نیز مورد تفتیش قرار دادند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز شنبه ۱ تیرماه ۹۸، میرموسی ضیاء گرگری، فعال ترک (آذربایجانی) اهل نقده توسط نیروهای امینتی بازداشت شد.

گفته می شود بازداشت وی در حین مراجعه به منزل و در خیابان صورت گرفته است و مامورین پس از بازداشت با در دست داشتن حکم قضایی منزل و محل کار وی را نیز مورد تفتیش قرار داده اند.

تا لحظه تنظیم گزارش از دلایل بازداشت و محل نگهداری این شهروند اطلاع دقیقی در دست نیست.

لازم به ذکر است میرموسی ضیاء گرگری، پیشتر نیز در جریان مراسم قلعه بابک در تاریخ ۱۵ تیرماه ۹۷ بازداشت و مدتی بعد آزاد شده بود.

سوفیا مبینی، شهروند بهایی به ۱۰ سال حبس محکوم شد

سوفیا مبینی، شهروند بهایی اهل تهران توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شد. این شهروند بهایی در آبان ماه ۹۶ و در خلال مراسم دویستمین سالگرد تولد “بهاالله”، پیامبر آیین بهایی، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و پس از مدتی با تودیع قرار وثیقه آزاد شده بود.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سوفیا مبینی، شهروند بهایی اهل تهران توسط دادگاه انقلاب تهران به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شده است.

یک منبع مطلع از وضعیت این شهروند بهایی به گزارشگر هرانا گفت: “در دادنامه صادره عنوان اتهام این شهروند بهایی “اداره و تشکیل گروه غیرقانونی بهایی با هدف برهم زدن امنیت کشور” بوده و بر اساس همین عنوان نیز وی به ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شده است. این درحالی است که جهت صدور این حکم به ماده ۴۹۹ قانون مجازات اسلامی استناد شده که عنوان آن در اصل “عضویت در تشکیلات غیرقانونی با هدف برهم زدن امنیت کشور” است و حد اکثر مجازات این اتهام ۵ سال است”.

سوفیا مبینیاین شهروند بهایی در تاریخ ۴ آبان‌ماه سال ۹۶ در خلال مراسمی که به مناسبت دویستمین سالگرد تولد “بهاالله” پیامبر آیین بهایی برگزار شده بود توسط مأموران اداره اطلاعات دستگیر و به زندان اوین منتقل شد. این شهروند بهایی پس از مدتی با تودیع قرار وثیقه و تا پایان مراحل دادرسی از این زندان آزاد شد.

لازم به ذکر است هرانا پیشتر، از محکومیت دیگر هم‌پرونده‌ای خانم مبینی، نگین تدریسی خبر داده بود.

نگین تدریسی، دیگر شهروند بهایی ساکن تهران نیز به استناد ماده ۴۹۹ قانون مجازات اسلامی از بابت اتهام “عضویت در تشکیلات غیرقانونی بهایی” به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شده است.

شهروندان بهایی در ایران از آزادی‌های مرتبط به باورهای دینی محروم هستند، این محرومیت سیستماتیک در حالی است که طبق ماده ۱۸ اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده ۱۸ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی هر شخصی حق دارد از آزادی دین و تغییر دین با اعتقاد و همچنین آزادی اظهار آن به طور فردی یا جمعی و به طور علنی یا در خفا برخوردار باشد.

بر اساس منابع غیررسمی در ایران بیش از سیصد هزار نفر بهایی وجود دارد اما قانون اساسی ایران فقط اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتی گری را به رسمیت شناخته و مذهب بهاییان را به رسمیت نمی‌شناسد. به همین دلیل طی سالیان گذشته همواره حقوق بهائیان در ایران به صورت سیستماتیک نقض شده است.

معوقات مزدی کارگران شاغل در ۳ واحد صنفی

کارگران مجموعه تاریخی و فرهنگی گنبد سلطانیه زنجان از عدم پرداخت ۴ ماه حقوق خود خبر دادند. بنا به خبری دیگر منابع کارگری خطوط ابنیه فنی راه‌آهن جنوب شرق زاهدان از پرداخت نشدن دو ماه حقوق و بخشی از عیدی بیش از ۴۰۰ کارگر خطوط ابنیه فنی راه‌آهن جنوب شرق زاهدان خبر دادند. همچنین کارگران ساخت کارخانه سیمان شهرستان سرباز از عدم پرداخت چند ماه حقوق خود خبر دادند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایلنا، کارگران مجموعه تاریخی و فرهنگی «گنبد سلطانیه» زنجان گفتند پایگاه میراث فرهنگی گنبد به عنوان کارفرما هنوز بابت مطالبات مربوط به چهار ماه دستمزد پرداخت نشده با آنها تسویه حساب نکرده است.

تعدادی از کارگران «گنبد سلطانیه»  گفتند: “نزدیک ۵۵ نفر هستیم که هنوز بابت معوقات مزدی چهار ماه گذشته طلبکاریم”.

کارگران یاد شده که از حدود ۱۰ تا ۲۲ سال پیش به عنوان نگهبان، مرمتکار، سنگتراش، نجار و کارگر کوره در مجموعه فرهنگی، هنری گنبد سلطانیه مشغول کار هستند، می‌گویند: پایگاه هنری فرهنگی گنبد سلطانیه در مقام کارفرما در تمامی این سالها به تعهدات خود درست عمل نکرده است.

به گفته این کارگران، اخیرا مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان زنجان وعده پرداخت حداکثر مطالباتمان را تا پایان ماه جاری داده است.

طبق اظهارات این کارگران، بخش دیگری از مطالبات آنها مربوط به مشکلاتی است که در سوابق  بیمه آنها وجود دارد.

کارگران قراردادی مجموعه فرهنگی گنبد سلطانیه خواستار آن هستند تا سازمان میراث فرهنگی در مقام کارفرمای اصلی، مطالبات معوقه کارگران را پرداخت کند.

به گفته کارگران، طی چند سال گذشته پایگاه میراث فرهنگی گنبد سلطانیه به عنوان متولی اصلی مجموعه فرهنگی گنبد به دلیل کمبود نقدینگی توان پرداخت به موقع حقوق آنان و سایر هزینه‌های جانبی را ندارد و در نتیجه این تاخیر و تعلل چند ماهه، کارگران شاغل در این پروژه از نظر معیشتی و روحی در وضعیت نامطلوبی قرار دارند.

یحیی رحمتی (مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان زنجان) با تایید معوقات ۴ ماهه کارگران  پروژه مرمت گنبد سلطانیه گفت: با تامین اعتبار حداکثر تا پایان خرداد ماه جاری همه معوقات مزدی کارگران پروژه گنبد سلطانیه یک‌جا پرداخت می‌شود.

به گفته وی، دستمزد کارگران گنبد تاریخی سلطانیه باید از محل طرح پرداخت شود، اما به علت اینکه از این محل تخصیص اعتبار صورت نگرفت از همین رو شاهد معوقات کارگران بودیم.

وی با اشاره به اینکه پروژه گنبد سلطانیه استانی نیست بلکه ملی است، اضافه کرد: بر همین اساس حقوق کارگران و سایر کارکنان این گنبد به صورت ملی پرداخت می‌شود.

معوقات مزدی کارگران خطوط ابنیه فنی راه‌آهن جنوب شرق زاهدان

به گزارش ایلنا، منابع کارگری خطوط ابنیه فنی راه‌آهن جنوب شرق زاهدان از پرداخت نشدن دو ماه حقوق و بخشی از عیدی بیش از ۴۰۰ کارگر خطوط ابنیه فنی راه‌آهن جنوب شرق زاهدان خبر دادند.

کارگران خطوط ابنیه فنی راه‌آهن جنوب شرق زاهدان گفتند: “به جز تعویق حقوق فروردین و اردیبهشت ماه و بخشی از عیدی، بن ماه رمضان و پاداش عید فطر ما پرداخت نشده است. در عین حال سوابق بیمه‌ای تعدادی از کارگران با مشکل روبرو شده است”.

به گفته این کارگران؛ آنها درحالی مطالبات مربوط به دو ماه حقوق و بخشی از عیدی خود را از کارفرما دریافت نکرده‌اند که همه کارگران ابنیه فنی شاغل در سایر مناطق ریلی، حقوق فروردین ماه خود را به همراه سایر مزایای جانبی و بن رمضان دریافت کرده‌اند.

طبق ادعای کارگران خطوط ابنیه فنی راه‌آهن جنوب شرق، جدا از مطالباتی که کارگران از پیمانکار فعلی طلبکارند پیمانکار پیشین هم هنوز با آنها تسویه حساب نکرده‌ است.

به گفته کارگران این مطالبات مربوط به سال‌های ۹۳ تا پایان ۹۵ می‌شود. آنها طی این سه سال بخش از مطالبات خود را از کارفرمای شرکت پیمانکاری طلبکارند، مطالباتی که بین ۴ تا ۵ میلیون تومان ارزش دارد و شامل حق سنوات، حق مرخصی، اضافه‌کاری و غیره می‌شود.

طبق اظهارات کارگران جنوب شرق زاهدان، پیمانکار فعلی نیز جدا از آنکه زیر بار پرداخت بدهی‌های پیمانکار پیشین نمی‌رود، بیمه تکمیلی و سختی کار کارگران را هم پرداخت نمی‌کند.

معوقات مزدی کارگران ساخت کارخانه سیمان سرباز

به گزارش ایلنا، کارگران ساخت کارخانه سیمان سرباز از عدم پرداخت چند ماه حقوق خود خبر دادند.

کارفرمای یکی از شرکت‌های پیمانکاری گفت: “مشکلات، اقتصادی است و با صبر و درایت حل می‌شود”.

کارگران پروژه ساخت کارخانه سیمان در سرباز ایرانشهر (بین ایرانشهر و چابهار در استان سیستان و بلوچستان) گفتند: “چند ماه است حقوق نگرفته‌ایم”.

این کارگران گفتند در چند ماه گذشته، فقط چند بار علی‌الحسابِ ۲۰۰، ۳۰۰ هزار تومانی گرفته‌اند.

یکی از این کارگران گفت : “در نقطه صفر مرزی مشغول خدمت‌رسانی هستیم؛ در کمپ‌های خارج از شهر در گرمای سوزان کار می‌کنیم اما دستمزدمان به موقع پرداخت نمی‌شود”.

به گفته‌ی این کارگر، قرار بوده برای ۲۴ روز کار ماهانه، ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان به کارگران پروژه‌ای پرداخت شود اما اکنون بیش از سه، چهار ماه است که دستمزدها عقب افتاده است.

این کارگران که کارگر شرکت‌های پیمانکاری پروژه هستند از نهادهای بالادستی درخواست دارند که صدای آنها را بشنوند و با تخصیص بودجه مناسب به پیمانکاران، کارگران را از این دشواری‌های معیشتی نجات بدهند.

از قرار معلوم، حدود ۴۰ کارگر در یکی از شرکت‌های پیمانکاری کار می‌کنند که کارفرمای پیمانکار این شرکت در رابطه با این وضعیت گفت: “ما همه پیمانکار سیمان تیس چابهار هستیم که به دلیل مشکلات اقتصادی، درگیر دشواری‌های مالی شده‌ایم و این مشکل، محدود به شرکت ما نیست؛ بلکه بسیاری از پروژه‌ها در شرایط فعلی با این مساله مواجه هستند”.

او در رابطه با معوقات کارگران گفت: “تا برج ۱۰ سال گذشته، دستمزد همه کارگران کامل پرداخت شده و در حال حاضر حدود ۴ ماه، مطالبات مزدی پرداخت نشده دارند که امیدواریم با تزریق بودجه مناسب، امکان پرداخت هرچه سریع‌تر فراهم شود”.

وی با بیان اینکه در دشواری اقتصادی و گرانی ارز، بسیاری از پروژه‌ها، به مشکل برخورده‌اند،گفت: “تا برج ۱۰ سال قبل، کار خوب پیش رفت. در حال حاضر، فقط ما نیستیم که دچار این وضعیت شده‌ایم؛ همه پیمانکاران کارخانه سیمان با مشکل مشابه مواجه‌اند”.

پروژه ساخت سیمان سرباز، بیش از ده سال پیش کلید خورده است و قرار بوده پس از بهره‌برداری، برای مردم محلی، اشتغالزایی کند.

جلسه رسیدگی به پرونده «فصلنامه زریبار» به روزهای آتی موکول شد

جلسه رسیدگی به اتهامات پرونده فصلنامه زیبار که قرار بود روز جاری در شعبه اول دادگاه کیفری سنندج برگزار شود به روزهای آتی موکول شد. دلیل عدم برگزاری دادگاه روز جاری عدم حضور اکثریت اعضای هیئت منصفه مطبوعات عنوان شده است. این فصلنامه در زمستان ۹۴ پس از انتشار مقاله‌ی “پیوند و عصبیت ناسیونالیست عربی و عربیت و اسلام از قریش تا ظهور داعش” به قلم زکریا قادری تحت پیگرد قرار گرفته است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز سه شنبه ۲۸ خردادماه ۹۸، زمان برگزاری جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات مطروحه علیه فصلنامه زریبار به روزهای آتی موکول شد.

این جلسه دادگاه قرار بود روز جاری در شعبه یک دادگاه کیفری سنندج برگزار شود. دلیل عدم برگزاری این جلسه، حضور نیافتن اکثریت اعضای هیئت منصفه مطبوعات بوده است.

این فصلنامه در زمستان ۹۴ پس از انتشار مقاله‌ی “پیوند و عصبیت ناسیونالیست عربی و عربیت و اسلام از قریش تا ظهور داعش” به قلم زکریا قادری تحت پیگرد قرار گرفته و از طرف هیئت نظارت بر مطبوعات حکم توقیف نشریه و پیگرد مسئولین آن صادر شده است.

در دیماه سال ۹۴ پس از انتشار این مقاله در فصل‌نامه‌ی “زریبار”، فرمانداری و اداره ارشاد اسلامی مریوان اقدام به شکایت از این نشریه کرده و امام جمعه مریوان نیز طی خطبه‌های نماز جمعه، انتشار این مقالات را اهانت به پیامبر و اسلام دانسته بود.

لازم بە یادآوری است کە فصلنامە زریبار از سال ۷۶ تا ۹۴، در حوزه‌های فکری، فرهنگی، ادبی، اجتماعی، انتقادی و روزنامەنویسی کردی فعالیت داشته است.

زکریا قادری، نویسنده‌ی این مقاله، استاد سابق علوم سیاسی دانشگاه آزاد کرمانشاه -علوم و تحقیقات- بوده که گفته می‌شود به دلایل “غیرعلمی” و با فشار حراست دانشگاه، از ادامه تدریس در این دانشگاه محروم شد.

آنیشا اسداللهی بازداشت شد

در ساعات پایانی روز سه شنبه نیروهای امنیتی آنیشا اسداللهی، از بازداشت شدگان روز جهانی کارگر که به تازگی با تودیع قرار از زندان آزاد شده بود را در خیابان دستگیر کردند. نیروهای بازداشت کننده با مراجعه به منازل والدین و برادر خانم اسدالهی هر دو محل را مورد تفتیش قرار دادند و تعدادی از وسایل از جمله لب تاپها را توقیف کردند. خانم اسداللهی ساعتی پس از بازداشت با خانواده خود تماس گرفته و از انتقال خود به زندان اوین خبر داده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، حدود ساعت نه و نیم شب سه شنبه مورخ ۲۸ خردادماه، آنیشا اسداللهی در خیابان کمیل و در زمان بازگشت از محل کار (آموزش زبان) توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.

نیروهای بازداشت کننده که بالغ بر ۱۲ تن بودند سپس به همراه خانم اسداللهی به منزل برادر وی رفته و در غیاب وی منزل را تفتیش کرده و مقدار زیادی از لوازم شخصی از جمله لب تاپ و هاردها را با خود بردند.

یک منبع نزدیک به خانم اسداللهی ضمن تایید این موضوع به گزارشگر هرانا گفت “نیروهای امنیتی پس از تفتیش منزل برادر خانم اسداللهی، به همین ترتیب به منزل خانواده اسداللهی رفته و آنجا را نیز مورد تفتیش قرار داده و مقداری از لوازم را ضبط کردند. “

نیروهای امنیتی پس از پایان کار تفتیش به همراه خانم اسداللهی از خانه خارج شدند.

منبع نزدیک به خانم اسدللهی افزود “ساعاتی پس از بازداشت خانم اسداللهی با خانواده خود تماس تلفنی گرفته و گفته است که به زندان اوین منتقل شده است. دلایل بازداشت وی روشن نیست”

لازم به ذکر است آنیشا اسداللهی، مورخ ۱۱ اردیبهشت ماه سال جاری همزمان با روز جهانی کارگر، در تجمعی که به همین مناسبت برگزار شده بود به همراه تعداد زیادی از فعالان این حوزه بازداشت و به زندان منتقل شد.

خانم اسداللهی نهایتا با قرار کفالت و به صورت موقت به تازگی آزاد شده بود.

کودک آزاری و خشونت خانگی رتبه اول آسیب های اجتماعی در کرمان و یزد

طبق آمار ارایه شده توسط اورژانس اجتماعی کرمان کودک آزاری بالاترین درصد آسیب های اجتماعی را در کرمان به خود اختصاص داد. از حدود ۱۲ هزار و ۶۰۱ نفری که سال ۹۷ در استان کرمان با خطوط  ۱۲۳ تماس گرفته اند، بیش از ۲ هزار تماس تلفنی مربوط به “کودک آزاری” بوده است. در گزارشی دیگر خشونت های خانگی بیشترین موضوع تماس با خطوط تلفن ۱۲۳ اورژانس اجتماعی استان یزد بوده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از رکنا، طبق آمار اورژانس اجتماعی کرمان، کودک آزاری با بیش از ۲ هزار و ۵۵۶ تماس تلفنی رتبه اول تماس‌ها در خط ۱۲۳ کرمان را به خود اختصاص داده است.

لیلا اسماعیلی رییس اورژانس اجتماعی کرمان اعلام کرد از حدود ۱۲ هزار و ۶۰۱ نفری که در سال ۹۷ با خطوط  ۱۲۳ در سراسر استان تماس گرفته اند، بیش از ۲ هزار تماس تلفنی مربوط به مقوله کودک آزاری بوده است.

وی گفت: “غفلت و بی توجهی به فرزندان بیشترین نوع از انواع کودک آزاری در استان کرمان است”.

اسماعیلی در خصوص رتبه بندی آمار تماس ها ادامه داد: “اختلافات خانوادگی با یک هزار و ۲۹۷ مورد تماس در رتبه دوم تماس های ۱۲۳ قرار گرفته که اغلب این اختلافات از اعتیاد، مشکلات اقتصادی و نداشتن مهارت‌های زندگی ناشی می‌شود و موارد مربوط به کودکان کار با یک هزار و ۲۹۴ تماس تلفنی با خط ۱۲۳ در جایگاه سوم تماس‌ها قرار می گیرد”.

اسماعیلی درباره رتبه بندی آمار سایر تماس ها گفت: “همسر آزاری با ۵۲۸، افکار خودکشی و اقدام به آن با ۴۲۶، فرار از منزل دختران با ۱۳۷، زنان و دختران آسیب دیده با ۱۲۹، زوجین متقاضی طلاق با ۱۱۶، معلول آزاری با ۵۳، در رابطه با هویت جنسی با ۱۴ تماس به ترتیب در رتبه های ۴ تا ۱۱ قرار گرفته اند”.

همجنین به گزارش خبرگزاری ایسنا، خشونت‌های خانگی، بحران‌های روانشناختی و مسایل مرتبط با خودکشی و اختلافات حاد خانوادگی بیشترین موضوع تماس با خطوط تلفن ۱۲۳ اورژانس اجتماعی استان یزد بوده است.

جمال پایه دار معاون اجتماعی بهزیستی استان یزد ضمن اعلام این که خشونت های خانگی بالاترین درصد تماس های اورژانس اجتماعی استان یزد را به خود اختصاص داده است، گفت: “در این سال تیم سیار اورژانس اجتماعی به ۳۵۰۱ نفر خدمات ارایه داده اند، ضمن این که اغلب فعالیت  برنامه  اورژانس اجتماعی به نسبت سال قبل  در مجموع رشد قابل ملاحظه ای داشته اند”.

رحیم غلامی، شاعر و نویسنده اهل اردبیل به حبس محکوم شد

رحیم غلامی، شاعر و نویسنده اهل اردبیل طی حکمی که روز گذشته به وی ابلاغ شد، توسط دادگاه انقلاب این شهر به یک سال حبس تعزیری محکوم شده است. جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات آقای غلامی در تاریخ ۱۳ خردادماه در شعبه اول دادگاه عمومی و انقلاب اردبیل برگزار شده بود.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز یکشنبه ۲۶ خردادماه ۹۸، رحیم غلامی، شاعر و نویسنده اهل اردبیل با دریافت حکمی از محکومیت خود به یک سال حبس تعزیری مطلع شده است.

بر اساس دادنامه صادره توسط شعبه اول دادگاه انقلاب اردبیل، رحیم غلامی از بابت اتهام “توهین به رهبری” به یک سال حبس تعزیری محکوم شده و در ارتباط با اتهامات مطروحه دیگر نیز تبرئه شده است.

جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات مطروحه علیه این شهروند اهل اردبیل در تاریخ ۱۳ خردادماه ۱۳۹۸، در شعبه اول دادگاه عمومی و انقلاب اردبیل به ریاست قاضی خدادادی برگزار شده بود.

پیشتر یک منبع مطلع در خصوص برگزاری این جلسه دادگاه به گزارشگر هرانا گفته بود: “صبح امروز جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات “عضویت در تشکیلات گاماج”، “توهین به رهبری” و “تبلیغ علیه نظام از طریق انتشار مطالب غیر واقع در جلسات و فضای مجازی” علیه آقای غلامی در شعبه اول دادگاه عمومی و انقلاب اردبیل به ریاست قاضی خدادی برگزار شد”.

گفتنی است که رحیم غلامی طی دفاعیات خود در دادگاه، اتهام “عضویت در تشکیلات گاماج” را واهی و بخشی از “سناریوی اداره اطلاعات اردبیل” علیه خود عنوان کرد.

رحیم غلامی در تاریخ ۱۳ اسفندماه سال گذشته توسط نیروهای امنیتی بازداشت و در تاریخ ۲۳ اسفندماه در شعبه ویژه بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب اردبیل به ریاست قاضی نونهال، تحت عناوین “تبلیغ علیه نظام” و “توهین به رهبری” تفهیم اتهام شده بود. وی نهایتاً مورخ ۸ اردیبهشت‌ماه پس حدود دو ماه با تودیع قرار وثیقه و تا پایان مراحل دادرسی از زندان اردبیل آزاد شد.

وی در تاریخ ۳ بهمن‌ماه سال گذشته به همراه چهار فعال دیگر توسط شعبه دوم دادگاه انقلاب اردبیل محاکمه شده و در تاریخ ۲۷ بهمن‌ماه ۹۷ این فعالان ترک را از اتهامات مطروحه علیه آنها تبرئه کرده بود.

این شهروند اردبیلی قبل از آن نیز نیز در تاریخ ۱۱ تیرماه ۹۷ در ارتباط با تجمع سالانه قلعه بابک در شهر اردبیلبازداشت و مدتی بعد با قرار وثیقه آزاد شده بود.

آقای غلامی همچنین در جریان برگزاری مراسم پاسداشت روز جهانی زبان مادری در سال ۱۳۹۲، همراه با شمار دیگری از فعالان ترک بازداشت شده بود و نهایتا در مهرماه ۹۶ به علت نبود ادله در دادگاه انقلاب شهرستان اهر از اتهامات مطروحه تبرئه شد.

لازم به ذکر است که کتاب‌های “فولکلوروموزدان بیر یارپاق” و “فولکلور ناغیل لاری” طی سال‌های ۹۳ و ۹۶ توسط انتشارات “یایلیق” از رحیم غلامی به چاپ رسیده‌اند.

معوقات مزدی کارگران شرکت نامی طیور گلستان و کارخانه قند فسا/ بیکاری فعالان مصالح ساختمانى در شیراز

این کارگران گفتند : “ما فقط حقوق می گیریم و از عیدی، پاداش، سنوات و … خبری نیست و بعضا حقوق ماه اسفند که برای خرید شب عید است را یک ماه بعد عید می‌گیریم”.

برخی از آنها گفته‌اند که ۱۰ سال است بجز حقوق چیز دیگری نگرفته‌اند و به اداره کار هم گفته‌اند اما هنوز جواب قانع کننده ای دریافت نکرده اند.

بیکاری نیمی از فعالان مصالح ساختمانى در شیراز

به گزارش ایلنا، رئیس اتحادیه فروشندگان مصالح ساختمانى شیراز با بیان اینکه بسیاری از فعالان مصالح ساختمانى شیراز بیکار شده‌اند، گفت: “نیمى از فعالان رسته عایق رطوبتى به مشاغل کاذب روى آورده‌اند و برای امرار و معاش و گذران امور خانواده مشاغلى مانند بار فروشى و دست فروشى میوه را انجام مى دهند”.

پرویز حسین‌پور با بیان اینکه بازار مصالح ساختمانى شیراز نسبت به سال گذشته هیچ رونقى نداشته است، افزود: “افزایش قیمت مصالح ساختمانى در شیراز سبب شده کار براى فعالان این صنف دشوار شود، به‌طورى که قیمت محصولاتى مانند گچ کازرون به صورت هیجانى افزایش یافته است و گرانى این محصول نارضایتى مردم را به دنبال دارد”.

رئیس اتحادیه فروشندگان مصالح ساختمانى شیراز گفت: “زمانى که ساختمان‌سازى در شیراز رونق داشت اوضاع صنف مصالح ساختمانى خوب و مناسب بود، اما در چند سال گذشته تاکنون ۶۰ درصد از ۹۰۰ عضو فعال اتحادیه مصالح ساختمانى به دلایل متعدد از ادامه فعالیت صرف نظر کرده و پروانه خود را باطل کرده‌اند”.

وى با اشاره به اینکه قیمت سیمان در سال جارى با افزایش ۱۰ درصدى مواجه بوده است، ادامه داد: “صحبت‌هایى مبنى بر گرانى و افزایش ۳۰ درصدى قیمت این محصول در محافل گوناگون عنوان مى‌شود این در حالى است که قیمت سیمان از تنى ۱۸۰ هزار تومان به ۲۴۰ هزار تومان رسیده است”.

وى با بیان اینکه رکود در ساخت و ساز باعث شده که بازار مصالح ساختمانى شیراز با کسادى بى سابقه‌اى مواجه شود، گفت: “این مهم در سال ۹۷ سبب تعطیلى ۲۵ درصد از واحدهاى فروش مصالح ساختمانى در شیراز شده و این در حالى است که از سال ۹۵ تاکنون به دلایل متفاوتى مانند رکود در صنعت ساختمان، حدود ۵۰ درصد از فعالان این صنف مغازه‌هاى خود را تعطیل کرده‌اند”.

رئیس اتحادیه فروشندگان مصالح ساختمانى شیراز با اشاره به اینکه مصالح ساختمانى یکى از فاکتورهاى گرانى مسکن به شمار مى‌رود، تصریح کرد: “مسایل زیادى دست به دست هم داده که قیمت ساختمان در شهر شیراز افزایش پیدا کند”.

وى با بیان اینکه قیمت گچ نسبت به سال گذشته ۶۰ درصد گران شده است، خاطر نشان کرد: “برای رفع این بحران مکاتبات زیادى را با سازمان صمت استان انجام دادیم اما متاسفانه تاکنون هیچ پاسخى از سوى این سازمان به ما اعلام نشده است”.

حسین پور با بیان اینکه قیمت ماسه هم با افزایش ۱۰۰ درصدى در سال جارى مواجه شده، ادامه داد: “نابسامانى‌هاى موجود در بازار تنها عامل گرانى مصالح ساختمانى محسوب مى‌شود، چرا که محصولاتى مانند سیمان، گچ، ماسه و …. هیچ ارتباطى با ارز و نرخ دلار ندارند”.

رئیس اتحادیه فروشندگان مصالح ساختمانى شیراز خاطر نشان کرد: “قیمت یک کامیون ماسه حدود ۱۴۰ هزار تومان بود اما در حال حاضر قیمت این محصول ۳۵۰ هزار تومان افزایش پیدا کرده است”.

معوقات مزدی کارگران کارخانه قند فسا

به گزارش تسنیم، کارگران کارخانه قند فسا ۳ ماه است که حقوق خود را دریافت نکردند و با وجود اعتراض‌های متعدد و تجمع در تاریخ ۲۸ فروردین و وعده‌های مسئولان این شهر هنوز مطالبات‌شان پرداخت نشده است.

یکی از کارگران قدیمی این کارخانه از وضعیت نامناسب کارگران خبر داد. وی از ذکر نامش در گزارش واهمه دارد و می‌گوید: “می‌ترسم همین آب باریکه را نیز در سن ۵۰ سالگی از دست بدهم”.

به گفته این کارگر تا پیش از واگذاری به بخش خصوصی حمایت بیشتری از کارگر می‌شد و امنیت شغلی برای کارگران فراهم بود اما از دی ماه ۹۵ که به بخش خصوصی واگذار شده، هر روز یک مشکل داریم.

بر اساس گفته‌های کارگران نظارتی بر فعالیت کارخانه نیست و صاحبان کارخانه نیز هر ۲ تا ۳ ماه دستمزد کارگر را پرداخت نمی‌کنند. کارگر با سابقه گزارش ما نیز بر این امر صحه می‌گذارد و از عدم پرداخت حقوق از فروردین امسال سخن می‌گوید که با پایان یافتن خردادماه ۳ ماه می‌شود که کارگران کارخانه قند فسا حقوقی دریافت نکردند.

این وضعیت در حالی است که همه ما شاهد افزایش بی‌سابقه قیمت‌ها در جامعه هستیم. به نظر می‌رسد مشکل کارخانه قند فسا تنها ناتوانی در پرداخت حقوق کارگران نیست. بر اساس اظهارات کارگران در یک سال گذشته کارخانه با همه ظرفیت خود کار نکرده است. آنان می‌گویند: از سال ۹۷ تولید نداشته‌ایم و یک ماه کامل کار نکردیم.

به گفته کارگر کارخانه قند فسا در مجموع کارخانه شاید ۲۰ نفر واقعا کاری برای انجام دادن داشته باشند و صاحبان کارخانه برای اینکه به مسئولان شهرستان و استان بگویند، کارخانه فعال است آن را تعطیل اعلام نمی‌کنند.

وی با بیان اینکه برخی از کارگران تنها راه درآمدشان همین راه است، می‌افزاید: “کارگران کارخانه قند فسا نه درآمدی دارند و نه راه چاره‌ای بارها هم اعتراض کردیم و حتی مقابل فرمانداری هم تجمع کردیم اما نتیجه نداشته است”.

کارگران از عدم حمایت از سوی نماینده و فرماندار شهرستان به شدت گلایه دارند چراکه به گفته آنان این ۲ مسئول نقش مهمی در واگذاری کارخانه به بخش خصوصی داشتند و در ابتدای این امر وعده دادند که اوضاع کارگران بهتر از گذشته می‌شود.

به گفته کارگر کارخانه قند فسا بسیاری از کارگران سن بالایی دارند و نزدیک به ۲۰ سال است که در این کارخانه سابقه کار دارند و اگر بخواهند با اینجا تسویه کنند، نمی‌توانند شغل دیگری انجام دهند.

با وجود تماس‌های مکرر در طول یک هفته گذشته با فرماندار شهرستان فسا و مدیر کارخانه قند فسا هیچ یک پاسخگو نبودند تا هم درباره معوقات کارگران و هم ادعای نیمه تعطیل بودن کارخانه اظهار نظری کنند.

فعالیت کارخانه قند فسا از سال ۹۲ متوقف شد و ۱۵۰ کارگر بیکار شدند اما این کارخانه در سال ۹۶ به بخش خصوصی واگذار شد و با سرمایه‌گذاری ۴۲ میلیارد تومانی فعالیت خود را مجددا از سر گرفت.

فسا شهرستانی واقع در استان فارس می‌باشد.

دلنوشته بابک دادبخش به دخترش از زندان؛ نمی توانم عدالت را گدایی کنم

بابک دادبخش، شهروند ساکن تهران در آبان ۹۷ توسط پلیس امنیت تهران بازداشت و به وزارت اطلاعات تحویل داده شد. این زندانی در ایام بازداشت شرایط متفاوتی را در بازداشتگاه‌های مختلف از جمله ۲۰۹ اوین و فشافویه تهران سپری کرده و همچنین به دلیل مشکلات اعصاب و روان برای مدتی در آسایشگاه نگهداری شده است. آقای دادبخش که به اتهامات سنگینی مانند فساد فی الارض و محاربه متهم شده نامه ای خطاب به دخترش شرحی از زندگی خود و چرایی محکومیتش به زندان ارایه داده است. وی در بخشی از این نامه با انتقاد به محرومیت اش از حقوق اولیه به عنوان یک زندانی و اشاره به وضعیت نامناسب اجتماعی ایران می گوید “شرمنده ام که نمی توانم عدالت را گدایی کنم و یا با پول و یا با تک تلفنی مطیع شوم. شرمنده ام که تو را در زمانی تنها گذاشتم که دیگر فقرا حق درس خواندن ندارند. حق دانشگاه رفتن ندارند. حق مریض شدن ندارند…”.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، بابک دادبخش، شهروند ساکن تهران که از آبان ماه سال گذشته در بازداشت به سر می برد با نگارش نامه‌ای خطاب به دخترش درد دل می کند و وضعیت زیستی و دلایلی که نهایتا وی را به شرایط کنونی سوق داده است، را شرح می دهد.

در بخشی از نامه آمده است: “خلاصه بزرگ شدیم. پدربزرگت کارگر رسمی شهرداری ناحیه ۴ شوش بود. بیمار شد و بعد از چند روز از دنیا رفت، مادر بزرگت هم مدتی بعد از رفتن پدربزرگ، ما را تنها گذاشت. من ماندم و دو عمه ات و عمویت. کاری بلد نبودم. دولت هم حق و حقوق پدر بزرگ را پس از مرگش نداد. کارگر شدم ولی نمی شد دخترها را تنها گذاشت. از سر اجبار شدم پاسور فروش، مال خر و نوچه هر کسی که تکه نانی بدهد تا ببرم خانه. ولی در قلب آلودگی ها با عمو فرمان بودم. به هیچ آلودگی‌ای آلوده نشدیم. اما علی رغم آلوده نشدن تا دلت بخواهد سابقه های ریز و درشت و خرده خلافکاری دارم. بعد از مدتی شدم عشق اسلحه، عشقی که بین من و عمو فرمانت سالیان سال تقسیم شد. عشقی که کاش تبدیل می شد به پرنده بازی، عتیقه بازی، عشق به حیوان…، عشق اسلحه، عشقی که بخاطرش سه بار مجازات شدم و امروز مرا از عزیزترین و تنها کسم جدا کرد”.

وی در نهایت اینگونه به دخترش توصیه می کند: “خلاصه دخترم اگر عمرم به دنیا بود و دروغ پردازی و پروژه سازی دستگاه امنیتی در مورد پدرت شکست خورد و عدالت و انصاف پیروز شد مثل دو تا پدر و دختر خوشبخت با هم زندگی خواهیم کرد ولی اگر با مشکلات(پرونده سازی ها) و مریضی هایی که من دارم عمرم به دنیا نبود، دستت را از دست عمه ات رها نکن. همیشه به خاطرات خوب فکر کن. دخترم اگر تا بزرگ شدنت این حکومت سرنگون شده بود به آینده ات خوشبین باش و با کارگری هم که شده درس بخوان و زندگی کن. ولی اگر ظلم پایدار بود، دخترم من را فراموش کن و به چند تکه عکس بسنده کن و از این وطن که زورگویان ادعای تملکش را دارند برو”.

متن کامل این نامه که جهت انتشار در اختیار هرانا قرار گرفته در ادامه می‌آید:

“سلام به عزیزترین و نجیب ترین وارث ملکه قلبم، آماندای عزیزم

عزیزم دور نبود همان دوران که من و تو و مادر و برادرت در اوج خوشبختی کنار هم بودیم، ولی دست تقدیر نگذاشت که شیرین ادامه دهیم. شرمنده ام که در سوگ مادرت تک فرشته رویاهای دست نیافتنی ام و برادر کم زبانت تو را تنها گذاشتم. گلم شاید این هم یکی از آزمون های الهی ست. چگونه با تویی که هنوز ۸ سال داری درد و دل کنم! چگونه از خاطراتم با تو صحبت کنم! چگونه بگویم که با بی رحم ترین و بی عدالت ترین افراد طرفم! چگونه تو را امانت بسپارم به عمویی که نداری! به پدر بزرگ و مادر بزرگی که نداری! به که بسپارم جز خدا که مطمئنم نزول و وقوع این بلا بی حکمت نیست. گلم شرمنده که به من مثل سایر زندانیان ملاقات حضوری نمی دهند. شرمنده که نیستم وقتی که زمین می خوری و چشمت به دنبال دستی می گردد تا دستت را بگیرد، نیستم. دخترم فقیر بودیم ودر فقیرترین محله شهر، بزرگ شدیم. والدین مان زحمتکش و شرافتمند بودند و در دوران خود آموخته بودند نجابت را، قناعت را. چه بگویم از دوران کودکی، دورانی که می گفتند شاهی بود و شاهزاده های مثل قصه، من و مرحوم عمو شهرام ات کوچک بودیم و در محله دروازه غار کوچه رجب‌علی خیاط مستاجر بودیم. بعدش رفتیم گود عرب ها، روبروی باشگاه کارگران. هنوز خوب یادم هست مادر بزرگ و پدر بزرگت ما را می بردند سالن باشگاه کارگران برای دیدن فیلم هندی(سنگام).
خلاصه بزرگ شدیم. پدربزرگت کارگر رسمی شهرداری ناحیه ۴ شوش بود. بیمار شد و بعد از چند روز از دنیا رفت، مادر بزرگت هم مدتی بعد از رفتن پدربزرگ، ما را تنها گذاشت. من ماندم و دو عمه ات و عمویت. کاری بلد نبودم. دولت هم حق و حقوق پدر بزرگ را پس از مرگش نداد. کارگر شدم ولی نمی شد دخترها را تنها گذاشت. از سر اجبار شدم پاسور فروش، مال خر و نوچه هر کسی که تکه نانی بدهد تا ببرم خانه. ولی در قلب آلودگی ها با عمو فرمان بودم. به هیچ آلودگی‌ای آلوده نشدیم. اما علی رغم آلوده نشدن تا دلت بخواهد سابقه های ریز و درشت و خرده خلافکاری دارم. بعد از مدتی شدم عشق اسلحه، عشقی که بین من و عمو فرمانت سالیان سال تقسیم شد. عشقی که کاش تبدیل می شد به پرنده بازی، عتیقه بازی، عشق به حیوان…، عشق اسلحه، عشقی که بخاطرش سه بار مجازات شدم و امروز مرا از عزیزترین و تنها کسم جدا کرد.
در عوض همه رنج هایی که از بچگی کشیدم خدا مامانت را به من داد. بهترین زنی که تو کل عمرم دیده بودم. گلی از گل های باغ بهشت، زنی خارق العاده، انتهای نجابت و شرافت. گفتن و نوشتن از خوبی های مادرت در حد این قلم نیست. ای که صاحب زیباترین نامی، که مادرت برایت انتخاب کرد، شرمنده ام که در غیاب برادر نازنینت که در آغوش بهترین نقطه این کره زمین در بستر خاک آرام گرفت کنارت نیستم. دخترم یک ماه است که هر روز در نگهبانی زندان التماس می کنم که عکس ارسالی قبر مادر و برادرت را به من بدهند ولی راه به جایی نمی برم و از این حداقل هم، برای شکنجه هرچه بیشتر استفاده می کنند.
شرمنده ام که نمی توانم عدالت را گدایی کنم و یا با پول و یا با تک تلفنی مطیع شوم. شرمنده ام که تو را در زمانی تنها گذاشتم که دیگر فقرا حق درس خواندن ندارند. حق دانشگاه رفتن ندارند. حق مریض شدن ندارند و حق…
شرمنده ام علیرغم اتهام سیاسی که به من می زنند سیاسی نیستم. شرمنده ام با این که بچه دروازه غار هستم، بزدل و ترسو هستم و هیچ وقت نتوانستم مثل بچه های این بند از حقم دفاع کنم. نتوانستم بپرسم چرا من باید بر اثر فقر و بی کسی و احساس ضعف و نیاز و علاقه داشتن به چیزی که شاید در خیلی از کشورهای متمدن جرم نیست در زندان باشم و چرا نتوانستم راه قانونی برای داشتن این علاقه شخصی داشته باشم. راستی دخترم به تو نگفتم بخاطر عشق اسلحه حاضر شدم تکاور لشکر ۲۳ تکاوری بشوم. در سال ۷۱ در آزمون تکاوری شرکت کردم و نفر اول شدم، ولی بخاطر سابقه قصد خروج از مرز در سن ۱۵ سالگی، در این مجموعه پذیرفته نشدم. البته جای بعدی برای یک عاشق اسلحه بسیج محله بود که آنجا هم پذیرفته نشدم.
عاشق موتور بودم و دوست داشتم موتور سنگین داشته باشم و تو، مادر و برادرت را با آن به گردش ببرم. ولی چون باید مخبر می شدم یا مزدور و یا پلیس افتخاری از خیر آن عشقم هم گذشتم.
خلاصه دخترم اگر عمرم به دنیا بود و دروغ پردازی و پروژه سازی دستگاه امنیتی در مورد پدرت شکست خورد و عدالت و انصاف پیروز شد مثل دو تا پدر و دختر خوشبخت با هم زندگی خواهیم کرد ولی اگر با مشکلات(پرونده سازی ها) و مریضی هایی که من دارم عمرم به دنیا نبود، دستت را از دست عمه ات رها نکن. همیشه به خاطرات خوب فکر کن. دخترم اگر تا بزرگ شدنت این حکومت سرنگون شده بود به آینده ات خوشبین باش و با کارگری هم که شده درس بخوان و زندگی کن. ولی اگر ظلم پایدار بود، دخترم من را فراموش کن و به چند تکه عکس بسنده کن و از این وطن که زورگویان ادعای تملکش را دارند برو.

و اما دخترم، در مورد انتشار نامه ام در فضای مجازی باید بگویم مجبور بودم نامه ام را به این شکل به دستت برسانم. اگر من هم طبق قانون بازداشت متهمان در بازداشتگاه اوین بازداشت می شدم و امکان استفاده از امکانات پستی و سایر امکانات رفاهی دیگر متهمان را داشتم از فضای مجازی استفاده نمی کردم ولی چه کنم که با اعمال سلایق شخصی از زندان رجایی شهر و بندی سر در آوردم که از حداقل امکانات نیز برخوردار نیست.
از عمق وجود، دوست دار همیشگی ات، پدرت
بابک دادبخش/ خرداد ۹۸/ زندان رجایی شهر کرج”

لازم به یادآوری است بابک دادبخش پیش تر نیز در اوایل اردیبهشت ماه سال جاری طی نامه ای سرگشاده خطاب به رییس قوه قضاییه، ضمن تشریح شرایط زندگی و بازداشت خود، اتهامات مطروحه را واهی و ساختگی خوانده و خواهان رسیدگی این مقام قضایی به پرونده‌اش و پایان بی عدالتی شده است.

در تاریخ ۵ خردادماه نیز خواهر بابک دادبخش طی نامه ای خطاب به رییس قوه قضاییه، به شرح وضعیت زیستی برادرش خصوصا وضعیت سلامت روان وی پرداخته و معتقد است که وی نه محارب بلکه انسانی منزوی بوده که در خلوت خود دلخوشی‌هایی نیز داشته است و با توجه به اینکه مصداق اتهامات مطروحه در موردش وجود ندارد، بی گناه است.

در ارتباط با بابک دادبخش گفتنی است، وی شهروند ساکن تهران است که در آبان ۹۷ توسط پلیس امنیت تهران بازداشت و به وزارت اطلاعات تحویل داده شد. این زندانی در ایام بازداشت شرایط متفاوتی را در بازداشتگاه‌های مختلف از جمله ۲۰۹ اوین و فشافویه تهران سپری کرده است. او همچنین برای مدتی در آسایشگاه امین آباد که مختص بیماران روحی-روانی است نگهداری شده . وی نهایتا در ۲۷ بهمن ماه ۹۷ به زندان رجایی شهر کرج منتقل شد اما به خاطر شرایط بسیار نامناسب جسمی و روحی ابتدا به بند بیماران روانی و صعب العلاج این زندان و مدتی بعد به سالن ۱۰ بند ۴ این زندان که به سالن زندانیان سیاسی معروف است منتقل شد. آقای دادبخش به اتهامات سنگینی مانند فساد فی‌الارض و محاربه متهم شده است.

گفته می‌شود که وضعیت سلامتی بابک دادبخش به شدت وخیم است و مسئولان زندان رجایی شهر نیز در زمینه رسیدگی پزشکی به وضعیت سلامتی روحی وی بی‌توجهی می‌کنند.

بابک دادبخش ۳۷ ساله، متولد و اهل اردبیل متاهل و دارای فرزند است پیش از این نیز در سالهای ۸۶ تا ۸۸ در زندان اوین به سر تحمل حبس کرده بود که با غیبت در زمان مرخصی کماکان با پرونده باز روبرو است.

فقدان ایمنی کار؛ مرگ یک کارگر در مازندران

امروز، در سایه فقدان ایمنی محیط و شرایط کار، یک کارگر معدن در استان مازندران بر اثر ریزش آوار جان خود را از دست داد. ایران در زمینه‌ی رعایت مسائل ایمنی کار در میان کشورهای جهان رتبه ۱۰۲ را به خود اختصاص داده ‌که رتبه بسیار پایینی است.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایرنا، امروز شنبه ۲۵ خرداد ۹۸ روابط عمومی مرکز فوریت های پزشکی مازندران، از مرگ یک کارگر بر اثر ریزش معدن در این استان خبر داد.

روابط عمومی مرکز فوریت های پیش بیمارستانی دانشگاه علوم پزشکی مازندران در تشریح این خبر بیان کرد، این حادثه حوالی ساعت ۱۸ امروز در معدنی واقع در جاده چمستان به آمل رخ داد.

بر اساس این گزارش، بلافاصله تیم پایگاه اورژانس بنفشه ده به محل حادثه واقع در که معدن همصفا نام دارد، اعزام شد.

در این حادثه یک مرد ۶۵ ساله که در حین کار در داخل معدن بود در اثر ریزش آوار بر روی سرش دچار خفگی شده بود که توسط افراد حاضر از داخل معدن خارج شد و تیم اورژانس هم پس از ورود به صحنه و ارزیابی مصدوم دریافتند که مصدوم فاقد هرگونه علائم حیاتی است و بلافاصله اقدامات پیشرفته احیا قلبی ریوی را آغاز کردند و این اقدامات در مرکز درمانی هم ادامه یافت ولی فایده ای نداشت.

وجود دهها معدن شن و ماسه و واریزه های کوهی در شهرستان های ۲۲ گانه مازندران علاوه بر مشکلات زیست محیطی، تجاوز به منابع طبیعی و ایجاد آلودگی‌های مختلف، در سال‌های اخیر مشکل جدیدی به نام ریزش به خاطر بهره برداری غیر اصولی نیز به استان اضافه کرده‌اند.

مسیر جاده آمل به چمستان ، جاده هراز و جاده سوادکوه بالاترین تراکم معادن شن و ماسه و واریزه های کوهی مازندران را دارند.

اواخر اردیبهشت ماه سال گذشته نیز ریزش معدن در منطقه لاویج شهرستان نور سبب مرگ یک کارگر و زخمی شدن سه نفر دیگر شده بود.

Copyright © 2015 radiopars.org Designed by Arman Charostaei.