رضا امیری
مراسم تولد ریحانه جباری در منزل شخصی برگزار شد
رضا امیری
تصور دزديده شدن دروازه هاي يك مسجد، تصوري تقريباغيرممكن است كه سارقان در تهران، آن را به اقدامي ممكن تبديل كردند و روز گذشته، دروازه هاي مسجد تاريخي و قديمي سپهسالار تهران به سرقت رفت!
48949_187کیهان نوین: پس از آنكه در سال هاي اخير، دزديده شدن مجسمه هاي برنزي در نقاط مختلف شهر باب شد و هرگز هم مشخص نشد كه تكليف اين سرقت ها چه مي شود، اين بار سارقان سراغ درهاي يك مسجد تاريخي رفته و با دزيدن آن، اتفاقي تاسفبار را رقم زدند.
در اين سرقت، بخشی از دروازه تاریخی مسجد – مدرسه سپهسالار (مدرسه عالی شهید مطهری) مورد دستبرد قرار گرفت و دو لنگه چُدنی در ورودی غربی این بنای تاریخی و ارزشمند به سرقت رفت. شهرام شهریار، دوستدار میراث فرهنگی تهران با اعلام این خبر گفته در صحبتی که با آقای ناصری، مدیر مالی و حراست مجموعه شهید مطهری داشتم، این خبر توسط آنها تايید شده و برنزکاریهای روی درِ چُدنی مدرسه به سرقت رفته و آسیبهای جبران ناپذیری به این درِ ارزشمند وارد شده است.
دو لنگه چدنی درِ سرمهای این بنا که به سرقت رفته، با اَشکال مشبک و مارپیچ برنزی ویژهای تزئین شده بودند. تنها نمونه مشابه آن دروازه باغ ملی است که طرحهای گل و مرغ شبیه اژدها یا پرنده خیالی هما، طرح اسلیمی، شیر و خورشید و سر شیر به شکل زیبایی روی آن مشبک کاری شده است، که این دروازه هم در گذشته مورد سرقت قرار گرفته بود.
این مسجد و مدرسه با زیربنایی حدود هفت هزار متر مربع شامل دو شبستان، چهار ایوان عظیم، ۶۰ حجره در دو طبقه، یک گنبد بزرگ و سه گنبد کوچک، ۸ مناره، یک برج ساعت و ۶ محراب بنا شده است. عمارت تلفیقی از سبک معماری مسجد جامع اصفهان در قسمت هشتی و ورودی و مسجد اباصوفیه استانبول در نماسازی است.
در گذشته مسجد ۶ ورودی داشته که سه ورودی شمالی به علت احداث کتابخانه مجلس توسط هوشنگ سیحون در سال ۱۳۴۲ هجری خورشیدی مسدود و ارتباط این ضلع از بنا با باغ بهارستان قطع شد. همچنین ورودی غربی مسجد و مدرسه عالی که درب اصلی بنا محسوب میشود دارای جلوخان و سردر عظیم و در دولَتی آهنی با شکوه بزرگی است که در حاشیه خیابان بهارستان (شهید مصطفی خمینی) قرار دارد. این فضا مسئولیت جذب و تقسیم و راهنمایی به فضای اصلی مسجد را بر عهده دارد و ورود و خروج مدرسه عالی نیز از همین فضا صورت میگرفته است. ورودی غربی جلوخان متناسب، دید مستقیم به داخل صحن(حیاط مرکزی) ندارد و به واسطه دالان متحدالشکل به داخل صحن مدرسه عالی راه پیدا می کند.
سنندج صبح امروز:
مراسم به خاکسپاری کورش بخشندە از فعالان سرشناس جنبش کارگری و از چهرەهای مقاوم زندان






تیم ملی فوتسال بانوان ایران که با شایستگی موفق به قهرمانی در مسابقات ملتهای آسیا شده بودند در اقدامی عجیب از سوی فدراسیون فوتبال به جام جهانی اعزام نخواهند شد.
به گزارش “ورزش سه“، بانوان فوتسالیست ایران که علیرغم تمام مشکلات و موانع و البته کمبود امکانات موفق شده بود نگاه رسانههای داخلی و خارجی را بعد از قهرمانی در آسیا به خود جلب کنند با تصمیم علی کفاشیان به مسابقات جام جهانی اعزام نخواهند شد. این مساله به دلیل عدم انجام هماهنگی لازم در زمان مناسب برای اعزام این تیم صورت گرفته است.

علی کفاشیان، رییس فدراسیون فوتبال ایران با اعلام این خبر در حاشیه فستیوال استعدادیابی دختران زیر ۱۲ سال کشور درباره اعزام تیم ملی فوتسال به مسابقات جام جهانی نیز اینطور توضیح داد: به دلیل آنکه کشور گوآتمالا در ایران سفارتخانه ندارد و برای گرفتن ویزا این کشور مجبوریم به آلمان سفر کنیم، اما مشکل اساسی دیگر این بود برای سفر به آلمان هم نیازمند گرفتن ویزای شنگن هستیم.
وی ادامه داد: از سوی دیگر تا شروع مسابقات زمان زیادی باقی نمانده است و عملاً نمیتوانیم ویزای آلمان و ویزای گوآتمالا میزبان جام جهانی فوتسال بانوان را برای تیم ملی فوتسال بانوان تهیه کنیم و در نتیجه سفر تیم ملی فوتسال بانوان که قهرمان آسیا هستند به جام جهانی لغو شده است.

به گزارش “اشپیگل آنلاین” بحران پناهجویان چهره آلمان را دگرگون میکند. نفرت به آلمان بازگشته و هماکنون موجی از خشونتها با انگیزه سیاسی این کشور را فراگرفته است.
گزارش “اشپیگل آنلاین” تحت عنوان “چهار هفته در پاییز” تصویری ناخوشایند از آلمان پس از رسیدن موج اخیر پناهجویان به این کشور ارائه میکند. این گزارش تصریح میکند که نفرت به آلمان بازگشته است، ولی این نفرت فقط در شعارهای سیاسی خلاصه نمیشود، بلکه از آن بسی فراتر میرود.
نه تنها پناهجویان، بلکه داوطلبان یاریرسانی به آنان، ماموران پلیس، سیاستمداران و حتی روزنامهنگاران هدف حملاتی با انگیزههای سیاسی قرار میگیرند. عدهای با تصاویری وحشتناک سیاستمداران را به حلقآویز کردن تهدید میکنند.
بیشتر بخوانید: وزیر کشور آلمان به هواداران پگیدا: دنبال فریبکاران نروید
حملات به اقامتگاههای خالی از سکنهای که برای پناهجویان در نظر گرفته شده، از ماهها پیش آغاز شده است، اما اکنون مستقیما به خود انسانها هم حمله میشود. مقامات امنیتی معتقدند که خشونتهای موجود ابعادی تازه به خود گرفته است. اداره کل آگاهی آلمان بعید نمیداند که اگر این روند همچنان ادامه یابد، بزودی نخستین قربانیها را بر جای بگذارد.
تنها در همین چند روز گذشته حملات زیادی به پناهجویان صورت گرفته است. همچنین داوطلبان کمک به آنان، روزنامهنگاران و ماموران پلیس نیز هدف حملات بودهاند. چند هفته بیشتر از حادثه حمله به هنریته رکر، شهردار کلن، در جریان یک کازار انتخاباتی نمیگذرد. او در پی حمله مهاجمی که انگیزههای راست افراطی داشت، با کارد به شدت مجروح شد.
آیا جمهوری وایمار تکرار میشود؟
“اشپیگل آنلاین” میپرسد که آیا خطر بازگشت به دورانی مانند جمهوری وایمار که سرشار از درگیریهای خشونتآمیز سیاسی بود آلمان را تهدید میکند؟ و خود میافزاید، حتما هنوز راه درازی تا رسیدن به چنین وضعیتی وجود دارد، ولی ابعاد پرخاشگری در آلمان بسیار نگرانکننده است.
این گزارش سپس برای مستند کردن ادعای خود فهرستی از حملات اخیر با انگیزههای احتمالا سیاسی ارائه کرده است. برای نمونه در روزهای گذشته به شماری از پناهجویان حمله شده و آنان را تا حدی کتک زدهاند که ناچار به انتقال به بیمارستان شدهاند.
بیشتر بخوانید: شرکت هزاران تن از مردم کلن در تظاهرات علیه نیروهای ضدخارجی
در شهر وایمار عدهای که نقاب بر چهره داشتند و به چوبهای بیسبال مسلح بودند به دو پناهجوی سوری حمله کردهاند. در ماگدهبورگ دهها افراطی راستگرای با چوبهای بیسبال به شماری از پناهجویان سوری حمله کردهاند. به گفته یک سیاستمدار حزب سبزها این حمله چنان سنگین بوده که میتوان گفت هدف مهاجمان از آن کشتن یا آسیبزدن جدی به پناهجویان بوده است.
در پیرنا واقع در نزدیکی درسدن گروهی ۲۵ نفره به دو مرد مراکشی و لیبیایی حمله و آنان را مجروح کردهاند. در حملهای در فرایتال واقع در نزدیکی درسدن به یک اقامتگاه پناهندگان، یک جوان ۲۶ ساله سوری بر اثر پرتاب مواد محترقه به داخل اتاقش بشدت مجروح شده است. فهرست این حملات طولانی است.
فقط پناهجویان هدف حملات نیستند
افزون بر آن، این گزارش نمونههایی از حملات نیروهای دارای انگیزههای خارجیستیز به داوطلبان یاریرسان به پناهجویان ارائه داده است. عاملان در مواردی هم این افراد را تهدید کرده و به خودروهای آنان سنگ پرتاب کردهاند.
نمونههایی نیز از حملات به روزنامهنگاران ارائه شده است. جمعه گذشته (۳۰ اکتبر) به هلموت شومان روزنامهنگار “تاگس اشپیگل” در منطقه شارلوتنبورگ برلین از پشت سر حمله شده است. مهاجم در حال حمله او را “خوک کثیف چپی” نامیده بود.
گفتنی است که شومان در مقالهای در این روزنامه پرسیده بود: “آیا این واقعا کشور ماست؟”. او در این نوشته از برخی احزاب و سیاستمداران راست و محافظهکار آلمانی و نیز جنبش “پگیدا” به خاطر سیاستهایشان در قبال پناهجویان انتقاد کرده بود.
بیشتر بخوانید: درگیری نئونازیها با پلیس آلمان در مقابل اقامتگاه پناهجویان
همچنین شماری از روزنامهنگاران بارها در جریان گزارشدهی از تظاهرات “پگیدا” مورد تعرض قرار گرفته و تهدید شدهاند. برای نمونه مارکوس دگریش، مقالهنویس “اشپیگل” در جریان تهیه گزارش از تظاهرات هواداران حزب دست راستی “آلترناتیو برای آلمان” مورد توهین و آزار قرار گرفت و عدهای به او تف کردند.
“اشپیگل آنلاین” در گزارش خود همچنین به حملاتی که نیروهای دست راستی به ماموران پلیس داشتهاند، اشاره کرده و نمونههایی از شهرهای میرانه و فرایبرگ در ایالت زاکسن آلمان ارائه کرده است.
در نخستین ساعت روز ١١ آبان ١٣٩۴ در حالی که ماموران شخصی پوش اطلاعات سپاه پاسداران چهار روزنامهنگار را بازداشت و به محل نامعلومی منتقل میکردند، همزمان ارگانهای مطبوعاتی سپاه پاسداران تسنیم، فارسنیوز و … یک بار دیگر خبر « کشف باند نفوذ آمریکایی در مطبوعات کشور» را منتشر کردند.
این بازداشتها پس از سخنرانیهای علی خامنهای از این میان سخنرانی بیست و پنج شهریور وی برای فرماندهان سپاه پاسداران انجام گرفتهاند، رهبر جمهوری اسلامی در این سخنرانی نسبت به “نفوذ سیاسی و فرهنگی آمریکا در کشور” هشدار داد.
آفرین چیتساز، ستون نویس روزنامه دولتی ایران، احسان مازندارنی مدیر مسئول روزنامه فرهیختگان, سامان صفرزایی همکاری بسیاری از رسانهها و از این میان اندیشهپویا، و عیسی سحرخیز روزنامهنگار مستقل و مدیر مسئول چندین نشریه اطلاحطلب، پس از بارزسی منازلشان بازداشت و به محل نامعلومی منتقل شدهاند.
با آنکه اتهامهای این روزنامهنگاران را مسئولان قضایی اعلام نکردهاند اما رسانههای سپاه پاسداران تسنیم و یا خبرگزاری فارس نیوز، و صدا وسیمای جمهوری اسلامی به شکلی هماهنگ، حتا پیش از تأیید خبر بازداشت از سوی خانوادهها، با انتشار سابقه بازداشت برخی از این روزنامهنگاران در سال ١٣٨٨و برخی مسائل زندگی خصوصی آنها، اتهام بازداشتشدگان را از جمله “اقدام علیه امنیت ملی و برخی ارتباطات با بیگانگان” اعلام کردهاند.
نخستین بار نیست که روزنامهنگاران در ایران قربانی توهم همه دشمن پنداری رهبر جمهوری اسلامی و تسویه حسابهای جنگ قدرت جناحهای گوناگون حکومت جمهوری اسلامی میشوند. علی خامنهای در اردیبهشت ١٣٧٩دستور حمله به مطبوعات اصلاحطلبی را که در فردای انتخاب محمد خاتمی به ریاست جمهوری ایران، در سال ١٣٧۶ منتشر میشدند، صادر کرد. از آن پس، بیش از ٣٠٠ رسانه که آنها را “پایگاه دشمن خارجی در داخل کشور” نامیده بود، توقیف و دهها هزاران صفحه بر روی اینترنت سانسور شد، بیش از ۵٠٠ روزنامهنگار و وبنگار خودسرانه بازداشت، شکنجه و ناعادلانه به حبسهای سنگین محکوم شدند.
این سناریوهای خیالپردازانه کشف پی در پی “جاسوس” و “شبکههای جاسوسی” در میان مطبوعات و در نزدیک شدن به موعد انتخابات دیگر به طنزی غم انگیزی تبدیل شدهاست. مسئولان جمهوری اسلامی و در راس آنها علی خامنهای باید به نقض فاحش آزادی اطلاع رسانی که ناقض اصل ١٩ اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق بینالمللی حقوق سیاسی و مدنی است، پایان دهند.

غم وطن خوردن شده کار من
وای بر تو و روزگار تو
خیانت و اختلاس شده کار تو
من غم ملت خورم که ندارند نانی
تو غم لبنان و سوریه وغزه و به فکر آنی
فرزندان شما سوار ماشین آنچنانی
هی میخورید و ندارید سیرمانی
خوشا آنان که در این دنیا فهمی ندارند
ز ین بابت ز غم سهمی ندارند
آن دسته که دارند غصه و غم فراوان
بوود از برای زن و کودک بی نان
هیاهو هست فراوان از برای حق ایران
خمینی هم بود مدافع حق مستضعفان
ای که غم مردم تو را نیست
تو دانی حکمت این زندگی چیست
به هر آئین که گویی
نباشد خوب درویی
به ما گوییند نسل سوخته
گویی ما را با غم و درد خدا دوخته
تا که گویی حق من کو
شود حاکم خشمگین و چهره بر افروخته
به ما گویند نسل سوخته
گر کنیم اعتراض زنند بر تو انگ خود فروخته
به ما گوییند نسل سوخته
هزاران کودک جنگ چشم به در دوخته
نسلی که بهار و زمستانش یکی هست
نسلی که اعتیاد و فحشا در هم آمیخته
به ما گوبیند نسل سوخته
نسلی که از برای تغییر چشم به دست غرب دوخته
نسلی که حاکمانش وطن یک جا فروخته
نسلی از دویدن مثل سگ پا سوخته
سروده: رضا امیری

بنابر اظهارات منابعی که بستگان نزدیک آنها وارد این برنامه شده اند اکنون یک گروه ۲۵ نفری متشکل از جوانان منطقه فنوج و نیکشهر روز چهارشنبه ۲۹ مهر ۹۴ در ۴ دستگاه خودرو نظامی به تهران رسیده اند و طی تماس تلفنی که با بستگان خود داشته اند گفته اند که هم اکنون برای “آموزش” در یک پادگان نظامی هستند.
این منابع مسیر سفر نیروهای جذب شده را ابتدا زاهدان و از آن پس تهران عنوان کردند اما اطلاع دقیقی از نام و محل پادگان های سپاه در زاهدان و تهران نداشتند.
مشخصا این مجموعه ۲۵ نفری توسط یکی از بلوچ های بومی بازنشسته سپاه در منطقه فنوچ جمع آوری شده اند که بنابر خواست منبع، نام و مشخصات وی محفوظ می مانند.
افراد این مجموعه اعزام شده بین ۱۸ تا ۳۵ سال سن دارند و به هر کدام مبلغ ماهیانه ۲ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان در ازای ۴۵ روز ماموریت و ۴۵ روز دیگر استراحت تعلق می گیرد.
این منابع از تعداد دقیق افراد جمع آوری شده برای اعزام مطلع نبودند اما گزارش داده اند که آمار به مراتب بیشتر از این تعداد ذکر شده است.
منطقه فنوچ و نیکشهر از محروم ترین و کم برخوردارترین مناطق استان سیستان وبلوچستان هستند که اکثریت جمعیت این شهرستان ها را روستائیان تشکیل می دهند.
سپاه پاسداران از سال ۱۳۸۸ به طور رسمی برقراری امنیت استان سیستان و بلوچستان را به دست گرفته و به گفته سید باقر حسینی نماینده زابل در مجلس شورای اسلامی و از فرماندهان پیشین سپاه؛ هم اکنون نیروی انتظامی استان سیستان و بلوچستان زیر نظر سپاه فعالیت می کند.
سپاه پاسداران در مدت ۶ سال فعالیت با شعار “بومی سازی امنیت” اقدام به ساخت ده ها پایگاه بسیج و پادگان های سپاه نموده است که می توان گفت علاوه بر شهرها در اکثر روستاها و بخش های استان سیستان و بلوچستان یک پایگاه ساخته شده است که در هر پایگاه تا ۱۵ نفر نیرو جذب و به کار گرفته شده اند که حقوقی بین ۷۰۰ هزار تا ۱ میلیون ۵۰۰ هزار تومان به آنها پرداخت می کند.
سپاه همچنین با مسلح کردن طوائف هر یکی از این پاسگاه ها را به یکی از طوائف و یا معتمدان محلی سپرده و برای جذب نیرو از آنها کمک گرفته است.
به کثرت مشاهده شده است که زندانیان سابق، اشرار مسلح، و چه بسا افرادی که سابقه سوء داشته اند هم اکنون جذب سپاه شده و از حقوق و مزایای آن استفاده می کنند و چه بسا در اهداف و برنامه های پنهانی سپاه مورد استفاده قرار می گیرند.
در یک مورد فردی از منطقه “گورناگ” شهرستان سرباز که در آبان ماه سال ۱۳۷۸ بیش از ۶۰ نفر از نیروهای مسلح نیروی انتظامی و اطلاعاتی را در یک کمین ترور کرده و کشته بود هم اکنون اما به عنوان فرمانده پایگاه سپاه در منطقه گورناگ با بیش از ۱۵ نفر نیروی زیر دست برای سپاه پاسداران فعالیت می کند که به گفته مردم محل “بخاطر فقر و تطمیع وارد این ارگان شده است.”
در سالهای اخیر بسیاری از ائمه جمعه و جماعات نسبت به چگونگی عملکرد سپاه در تامین امنیت این استان مرزی انتقاد کرده اند.
این ائمه جمعه چون مولوی طیب ملازهی، امام جمعه مسجد نور ایرانشهر، مولوی محمد گل کرم زهی مدیر مدرسه دینی مخزن العلوم خاش، مولانا محمد حسین گرگیج، و… مشخصا سیاست مسلح کردن طوائف را ناکار آمد و دلیل اصلی افزایش جنگ های طائفه ای، انتقام جویی های شخصی و سرقت های مسلحانه در سالهای اخیر دانسته و خواستار جمع آوری سلاح گرم از بین عامه مردم شده اند.