مادر ریحانه حاج ابراهیم: هفت سال و نیم زندان بدون یک روز مرخصی ظلم بزرگی است

ریحانه حاج ابراهیم دباغ
مادر ریحانه حاج ابراهیم دباغ که از عاشورای ۱۳۸۸ تاکنون بدون مرخصی در زندان به سر می‌برد گفت که این زندانی سیاسی از بیماری کولیت روده رنج می برد و وضعیت جسمانی وخیمی دارد اما همچنان از مرخصی محروم است.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از کمپین بین المللی، ریحانه حاج ابراهیم ۶ دی ماه ۱۳۸۸ همزمان با روز عاشورا بازداشت و به اتهام محاربه از طریق هواداری سازمان مجاهدین خلق از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی به اعدام محکوم شد. این حکم اما در دادگاه تجدیدنظر به ۱۵ سال زندان تبدیل شد.
پروانه طاهری، مادر ریحانه حاج ابراهیم گفت: «ابتدا اتهام محاربه زده بودند بعد که در دادگاه تجدیدنظر نقض شد متوجه شدیم چند اتهام وجود دارد از توهین به رهبری تا کمک به منافقین. همین طور چند سال چندسال حکم دادند و شد ۱۵ سال. بیشترین حکم اش هم ۷ سال و نیم است که براساس ماده ۱۳۴ باید همین فقط اجرا شود و در این صورت ریحانه بیش از ۷ سال و نیم است که در زندان است. یعنی اگر با اعمال ماده ۱۳۴ موافقت کنند ریحانه باید آزاد شود اما از تیر ماه ما را معطل کرده اند و جواب درستی نمی‌دهند.»
براساس ماده ۱۳۴ قانون جدید مجازات اسلامی «در جرائم موجب تعزیر هرگاه جرائم ارتکابی بیش از سه جرم نباشد دادگاه برای هر یک از آن جرائم حداکثر مجازات مقرر را حکم می‌کند و هرگاه جرائم ارتکابی بیش از سه جرم باشد، مجازات هر یک را بیش از حداکثر مجازات مقرر قانونی مشروط به اینکه از حداکثر به اضافه نصف آن تجاوز نکند، تعیین می‌کند. در هر یک از موارد فوق فقط مجازات اشد قابل اجراء است و اگر مجازات اشد به یکی از علل قانونی تقلیل یابد یا تبدیل یا غیرقابل اجراء شود، مجازات اشد بعدی اجرا می‌شود. در هر مورد که مجازات فاقد حداقل و حداکثر باشد، اگر جرائم ارتکابی بیش از سه جرم نباشد تا یک‌چهارم و اگر جرائم ارتکابی بیش از سه جرم باشد تا نصف مجازات مقرر قانونی به اصل آن اضافه می‌شود.»
او در عین حال از موافقت دیوان عالی کشور با تقاضای اعاده دادرسی در پرونده این زندانی سیاسی خبر داد و گفت: «شعبه ۲۱ دیوان عالی کشور با اعاده دادرسی موافقت کرده و حالا باید دوباره پرونده اش مورد رسیدگی قرار بگیرد برای همین با اینکه نیمی از حکم اش گذشته تقاضای آزادی مشروط نداده که تکلیف پرونده اش روشن شود اما ما امیدواریم حداقل ماده ۱۳۴ را اعمال کنند و ریحانه آزاد شود. او وضعیت جسمانی خوبی ندارد کولیت روده اش عود کرده و متاسفانه داروهایش هم جواب نمی دهد نیاز به درمان دارد و مرخصی هم که نمی تواند بیاید چون وثیقه خیلی سنگینی خواسته اند و ازتوان ما خارج است. از طرفی همسرش هم در زندان وضعیت خوبی ندارد و این هم تاثیر بدی روی ریحانه گذاشته است.»
ریحانه حاج ابراهیم در زندان اوین با احمد دانش پور مقدم ازدواج کرده است. مادر او گفت: «ما با خانواده دانش پور مقدم نسبت فامیلی داریم و ریحانه به مطهره بهرامی، مادر این خانواده کامپیوتر یاد می داد. روز عاشورا که ریختند خانه آنها، ریحانه انجا بود وهمه را با هم بازداشت کردند، خانم بهرامی و همسرش محسن دانش پور و پسرشان احمد دانش پور.یکی از بچه های این خانواده در کمپ اشرف عضو سازمان مجاهدین خلق بود و برای همین به همه حکم اعدام دادند. در تجدیدنظر حکم ریحانه شد ۱۵ سال و حکم خانم بهرامی شد ۱۰ سال اما محسن و احمد دانش پور همچنان با حکم اعدام در زندان هستند. در زندان ریحانه با احمد ازدواج کرد.»
خانم طاهری درباره وضعیت پرونده احمد و محسن دانش پور مقدم گفت: حکم آنها همچنان اعدام است تقاضای عفو داده اند اما گفته اند که پرونده های شان گم شده و هنوز وضعیت نامشخصی دارند. خانم بهرامی اما آزاد شده. از ۱۰ سال حکم، او ۵ سال زندان بود و به خاطر وضعیت وخیم جسمانی اش او را آزاد کردند.
پروانه طاهری خواهان آزادی دخترش شده و گفت: «وضعیت روده ریحانه طوری است که حتی از غذا خوردن عادی هم ناتون است ۷ سال و نیم زندان بدون حتی یک روز مرخصی ظلم بزرگی است و من امیدوارم مسولان حداقل به قانون خودشان توجه کنند و براساس قانون و ماده ۱۳۴ ریحانه را ازاد کنند.»

۸۰ ضربه شلاق به دلیل مصرف مشروب؛ روایت دختری ۲۸ ساله در مشهد

%d8%b4%d9%84%d8%a7%d9%82-%d9%88-%d8%ac%d8%b1%db%8c%d9%85%d9%87-%d9%85%d8%a7%d9%84%db%8c
دختر ۲۸ ساله ای در مشهد در پی شرکت در یک مهمانی دستگیر و به دلیل مصرف مشروب متحمل ۸۰ ضربه شلاق و جریمه مالی گشته است.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، روایت این دختر جوان از زمان دستگیری که در صفحه مسیح علینژاد، روزنامه نگار آزاد منتشر شده است، در پی می آید:
”من یک دختر بیست و هشت ساله تولد دوستم در مشهد به جرم شرب خمر بازداشت شدم. لحظه ورود مامورا به خونه رو هیچ وقت یادم نمیره. مامورا بدون نشون دادن حکم وارد خونه شدن همه مرد بودند. ما رو بردند کلانتری محل و بعد همه مون رو فرستادن پزشکى قانونى براى تست الکل وبعد فرستادنمون منکرات یک جاى وحشتناک با کلى ماموراى زن که رفتارهاشون خیلى بدتر و زننده تر از آقایون بود.
مامور زنى که مسئول اونجا بود به من گفت شلوارتو در بیار بشین پاشو برو وقتى من گفتم راحت نیستم خجالت میکشم جلوی شما لباسمو در بیارم با لحن تحقیر آمیزی گفت جلوی پسرا که خوب لباساتونو در میارین… بعد از دو روز بازداشت و رفتن به دادگاه به قید سند آزاد شدیم ولی دو سال و چند ماه بعد حکممون اومد.
هشتاد ضربه تازیانه بعنوان حد شرب سه میلیون ریال جزاى نقدى در حق دولت به جهت اتهام ارتکاب فعل حرام از طریق شرکت در مجلس لهو ولعب. حکم وقتی به دستم رسید دنیا رو سرم خراب شد باورم نمیشد هرچى نزدیک به روز اجرا میشد من حالم بدتر میشد.
روزی که برای اجرای حکم شلاق راهی زندان شدن بدترین روز زندگیم بود. توى زندان اجرا شد با پاهاى زنجیر شده و دست هاى دستبند زده. اول مثل کسی که قتل و جنایت کرده باشه از من عکس گرفتن انگشت نگارى شدم و بعد فرستادنم ورودیِ بانوان که از اونجا قرنطینه کاملا دیده میشد یک اتاق سه در چهار با یک صندلی. هنوز عمق فاجعه رو درک نکرده بودم تا اینکه یک خانم میانسال با هیکل درشت با یک خانم جوانتر وارد شدند و ازم پرسید جرمت چیه ؟ هنوز من دهانم باز نشده بود که با یک لحنه بعد گفت: رابطه؟ صدام از گلوم در نمیومد صندلى رو بر عکس کرد گفت بشین لباساتم در بیار، گفت فقط یک لایه لباس تنت باشه من نشستم روى صندلى با گوشه چشم شلاق کلفت چرمى توى دست زن دیدم تو دلم گفتم دلش نمیاد محکم بزنه اما با اولین ضربه نا خواسته از جا پریدم دیگه اشکام امون نمیداد ولی صدام در نمیومد دوست داشتم داد بزنم …
معنى یک تا هشتاد رو من اون روز زیر ضربه هاى مامور زندان فهمیدم ، میزد و میگفت ذکر بگو خدا گناهاتو ببخشه.وقتی بلند شدم پشتم داغ بود داشتم میسوختم. فقط یک به یک طرف پشتم شلاق زده بود.
بیرون زندان یک دوست خیلى خوب و عزیز ایستاده بود داشت اشک میریخت وقتى دیدمش اونقدر دلم پر بود که بى اختیار داد میزدم نه از درد از اون همه توهین که گفتنش توى این چند خط هرگز نمی تونه گویای درد و حقارت و حس بی پنهاهی توی کشور خودت باشه ..
کجاى دنیا یک ادمو بخاطر شادى کردن بخاطر تولد شلاق میزنن؟”

گزارشی از آخرین وضعیت مصطفی سلیمی زندانی سیاسی محکوم به اعدام

mostafa-moustafa-salimi-300x191

– مصطفی سلیمی زندانی سیاسی محکوم به اعدام، به تازگی در چهاردهمین سال حبس خود از زندان سقز به زندان مرکزی سنندج تبعید شده، این امر مشکلات عدیده‌ای را برای وی و خانواده او بوجود آورده است. گفتنی است دلیل تبعید وی «مدت زیاد حبس تحمل شده» عنوان شده است.

به گزارش ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، مصطفی سلیمی زندانی سیاسی محکوم به اعدام، حدودا از پنج ماه پیش به دلیل «مدت زیاد حبس تحمل شده» از زندان سقز به زندان مرکزی سنندج منتقل شده است.

یک منبع نزدیک به خانواده این زندانی سیاسی درمورد مشکلات ایجاد شده درپی این انتقال، به گزارشگر هرانا گفت: “هنگام انتقال به آقای سلیمی اجازه ندادند وسایل شخصی‌اش را با خود ببرد و در آن‌جا بدون وسایل با اولین مشکلات روبرو شده. از سوی دیگر خانواده او در روستاهای سقز زندگی می‌کنند. برای ملاقات با او باید از روستا به سقز بیاییند و سپس از آن‌جا به سنندج که این زمان و هزینه زیادی می‌برد. آقای سلیمی چهارده سال است که در زندان نگهداری می شود و خانواده او پیش از این نیز با مشکلات مالی مواجه بودند. این مشکلات و مخصوصا عدم ملاقات باعث شده فرزند پسر او دچار افسردگی شود.”

این منبع مطلع در مورد نظر مسئولان قضایی محلی دراین‌باره نیز توضیح داد: “آقای رستگار رئیس حفاظت اداره کل [زندان‌های سنندج] مخالف نگهداری آقای سلیمی در زندان سقز است وگرنه به گفته قاضی ناظر بر زندان، از نظر قضایی مشکلی وجود ندارد که وی در زندان سقز باشد.”

منبع نزدیک به خانواده سلیمی هم‌چنین در پایان در مورد آخرین وضعیت پرونده و حکم اعدام مصطفی سلیمی تصریح کرد: “درحال حاضر پرونده در معاونت قوه قضائیه نزد آیت الله حصاری قرار دارد.”

مصطفی سلیمی متولد چهارم تیرماه ۱۳۴۶، پیمانکار شرکت گاز، مورخ هفدهم فروردین ۱۳۸۲ بازداشت و با اتهاماتی چون «محاربه»، «سرقت مسلحانه» و «عضویت در احزاب مخالف کرد» توسط قاضی گودینی محاکمه و به اعدام محکوم شد.

این زندانی سیاسی در این مدت چهارده سال، چندین بار در اعتراض به «ناعادلانه بودن حکمش» دست به اعتصاب غذا زده است.

واکنش تند عالی‌ترین مقام نظامی ایران به پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات آمریکا

۲۰ آبان ۱۳۹۵

سرلشکر محمد باقری، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران

سرلشکر محمد باقری، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران

رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران در یک سخنرانی با ادبیاتی تند درباره دونالد ترامپ صحبت کرد و به او توصیه کرد با فرمانده ملوانان آمریکایی دستگیر شده توسط سپاه پاسداران ایران دیدار داشته باشد.

محمد باقری، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران روز پنج‌شنبه ۲۰ آبان در مراسم بزرگداشت یکی از فرماندهان سپاه، با اشاره به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا گفت: «آن فردی که تازه به قدرت رسیده حرف‌های بزرگ‌تر از دهانش زده. البته در موقع تبلیغات شکر زیادی می‌خورند.»

عالی‌ترین مقام نظامی ایران خطاب به رئیس جمهوری منتخب ایالات متحده آمریکا گفت: «بگذار از راه برسی، از فرمانده نیروی دریایی و فرماندهان آن روز بپرس که نیروهایت روی قایق‌ها به چه روزی افتادند.»

اشاره آقای باقری به بازداشت ۱۰ سرنشین دو شناور ارتش آمریکا توسط واحدهای گشتی نیروی دریایی سپاه در دی ماه سال گذشته است.

ملوانان آمریکایی در کمتر از ۲۴ ساعت آزاد شدند اما این موضوع مورد استفاده تبلیغاتی نیروهای تندرو در ایران قرار گرفت و باعث انتقادات زیادی از دولت باراک اوباما توسط چهره‌های جمهوری‌خواه شد. دونالد ترامپ نیز یکی از منتقدان رویه دولت آقای اوباما در این موضوع بود.

سایر واکنش‌های مقامات ایران

علاء‌الدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس اما مواضع پیش از این آقای ترامپ را «انتخاباتی» دانست وتاکید کرد: «بعید به نظر می‌رسد ترامپ دوران تبلیغات ترامپ دوران ریاست جمهوری باشد.»

این نماینده اصولگرای مجلس همچون برخی دیگر از مقامات ایران، پیروزی آقای ترامپ را یک «نه» به سیاست‌های آمریکا در کشورهایی مانند عراق، افغانستان و یمن دانست.

به گفته او «با توجه به اینکه برجام یک تعهد بین‌المللی است هر دولتی در آمریکا مکلف به عمل کردن به آن است.»

پیش از این و در نخستین ساعات اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، حسن روحانی و محمد جواد ظریف نیز به این انتخاب واکنش نشان داده بودند.

عصر چهارشنبه ۱۹ آبان به وقت تهران، حسن روحانی در جلسه هیات دولت ایران در اولین واکنش به انتخاب ترامپ گفت نتیجه انتخابات آمریکا، نشان التهابات و نبود ثبات داخلی آمریکا است اما اثری در سیاستهای جمهوری اسلامی ایران ندارد.

وی همچنین با اشاره مستقیم به توافق هسته ای ایران و کشورهای پنج به علاوه یک از جمله آمریکا، امروز دیگر آمریکا توانایی استفاده از ایران‌هراسی و ایجاد اجماع جهانی ‏علیه ایران را ندارد.

موضع آقای روحانی مشابه وزیر خارجه ایران است. محمد جواد ظریف، وزیر خارجه ایران که در سفر اروپایی به سر می برد به پیروزی ترامپ ظهر چهارشنبه واکنش نشان داد و گفت آمریکا «موظف به اجرای برجام خواهد بود.»

وی افزود: در امور داخلی دیگر کشورها دخالت نمی کنیم. این انتخاب مردم آمریکاست.

از سوی دیگر، بهرام قاسمی، سخنگوی وزارت خارجه ایران نیز گفت: عملکرد و سیاست‌های اجرایی دولت آینده آمریکا از مواضع انتخاباتی مهمتر است و ملاک ارزیابی خواهد بود.

علی مطهری نائب رئیس مجلس شورای اسلامی ایران نیز به طور ضمنی از انتخاب ترامپ استقبال کرده است.

آقای مطهری گفت: ترامپ برای ایران مفیدتر است تا کلینتون. وی گفت دموکرات‌ها بابرنامه ریزی دقیق حرکت می کنند و با پنبه سر می برند.

تداوم اعتصاب غذای رسول رضوی و مرتضی مرادپور؛ محرومیت از حق تماس و ملاقات

رسول رضوی و مرتضی مرادپور، دو زندانی در اعتصاب غذا، محروم از حق ملاقات و تماس در ندامتگاه مرکزی کرج نگهداری می شوند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، رسول رضوی و مرتضی مرادپور که هم اکنون در آستانه سی‌و نهمین و هجدهمین روز از اعتصاب غذا به‌سر می‌برند، روز سیزدهم آبان ماه از زندان تبریز به ندامتگاه مرکزی کرج تبعید شده و از حق ملاقات با خانواده و تماس با آنان محروم می باشند. دادیار ناظر زندان تبریز پیش تر به خانواده این دوفعال مدنی اعلام داشته بود که این زندانیان به زندان رجایی شهر کرج منتقل شده اند.
رسول رضوی از ۱۲ مهرماه سال جاری در اعتراض به «احکام صادره دادگاه انقلاب و فشار نیروهای امنیتی در خصوص روند پرونده‌اش» دست به اعتصاب غذای نامحدود زده است.
رسول رضوی در تیرماه سال ۱۳۹۴ از سوی شعبه سوم دادگاه انقلاب تبریز به اتهام تبلیغ علیه نظام به ۱ سال حبس تعزیری محکوم شد. گفته می‌شود که حکم شش ماه حبس او که قبلاً با عفو مشروط بخشیده شده بود دوباره به اجرا گذاشته‌ شده است.
آقای رضوی در شهریورماه سال جاری بار دیگر بدون محاکمه و به‌صورت غیابی، از سوی شعبه دوم دادگاه انقلاب تبریز به ۱۳ ماه حبس محکوم گردید.
این فعال مدنی پیش‌تر نیز در اعتراض به بلاتکلیفی پرونده خود به مدت ۲۸ روز در اعتصاب غذا به‌سر برده بود.
همچنین مرتضی مرادپور از ۴ آبان‌ماه سال جاری در اعتراض به «عدم اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی در پرونده خود و ممانعت از آزادی خود» اقدام به اعتصاب غذا کرده است.
گفتنی است که مرتضی مرادپور روز سه‌شنبه ۱۱ آبانماه در بند ۱۲ زندان مرکزی تبریز پس از اعتراض به عملکرد مسئولان بند، مورد ضرب و شتم ماموران انتظامات قرار گرفت و برای مدتی دچار بیهوشی شد.
مرتضی مرادپور به همراه برادر خود فردین مرادپور و چندین نفر دیگر از فعالان مدنی در جریان راهپیمایی خانوادگی ۱خرداد۸۸ در تبریز بازداشت و پس از نزدیک به شش ماه به صورت موقت به قید وثیقه آزاد شد. وی در دادگاه انقلاب تبریز به اتهام اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم بر علیه امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام به ۳ سال حبس تعزیری محکوم گشت.
این فعال مدنی در روز ۲۸اردیبهشت۹۴، از سوی مأموران امنیتی در محل کارش بازداشت و برای گذراندن دوران محکومیت خود به زندان مرکزی تبریز منتقل شد.

اسماعیل عبدی، دبیرکل‌ پیشین کانون صنفی معلمان تهران بدون ارائه حکم در منزلش توسط مأموران امنیتی بازداشت شد.

 

esmaeil-abdi

به گزارش خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران (هرانا) صبح چهارشنبه، ۱۹ آبان، شش تن از مأموران امنیتی در حالی‌که از ارائه کارت شناسایی و مجوز امتناع کرده‌اند، اسماعیل عبدی، عضو هیأت مدیره کانون صنفی معلمان تهران و معلم ریاضیات مدارس اسلامشهر را در منزل شخصی‌اش دستگیر کرده‌اند.

پیش‌تر دادگاه تجدید نظر حکم شش سال حبس اسماعیل عبدی را تأیید کرده بود.

اسماعیل عبدی، دبیر پیشین کانون صنفی معلمان تهران، اسفند ۱۳۹۴ به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به شش سال حبس محکوم شده بود.

او ششم تیر ۱۳۹۴ و پس از مراجعه به دادستانی برای پیگیری موضوع ممنوع‌الخروجی‌‌اش دستگیر شد. گذرنامه عبدی را در خرداد ۱۳۹۴ و هنگامی که قصد داشت برای شرکت در هفتمین کنگره سازمان جهانی معلمان به ارمنستان برود، در فرودگاه توقیف کرده و از او خواسته بودند به دادسرا مراجعه کند.

اسماعیل عبدی، یک بار دیگر نیز در سال ۱۳۹۰ دستگیر و به ۱۰ سال زندان محکوم شده بود. اجرای این حکم اما سپس برای پنج سال تعلیق شد.

عبدی از کنشگران شناخته شده سندیکایی ایران در سطح جهانی است. پس از دستگیری او، کنگره آموزش و پرورش بین‌الملل، برای آزادی بدون قید و شرط‌ش کمپینی به راه انداخت که بیش از ۱۲هزار نفر آن را امضا کردند.

تبعیضات مذهبی –قومی – فرقه ای و سیاسی

sunni

       ایران کشوری است با پهنه گسترده ای که در جای جای آن اقوام وگروههای اجتماعی با ادیان و مذاهب و فرهنگ های متفاوت زندگی می کنند که متاسفانه بعد از بدست گیری نظام سیاسی در تقریبا پانصد سال پیش توسط شیعه جعفری توسط شاه اسماعیل صفوی که طومار هزار ساله پادشاهان سنی مذهب را در این کشور در هم پیچید و با ریختن خون صدها هزار نفر از مردم این کشور بجرم سنی بودن نظام شیعی را برپاکرد یا به امروز تمامی گروههای دینی و مذهبی نه تنها  به لحاظ جمعیتی در اقلیت قرا گرفتند از حقوق حقه خود محروم گشته و تا به امروز نیز قویتر از قبل ادامه دارد .
        از همان تاریخ به بعد و به خصوص بعد از پیروزی انقلاب به اصطلاح اسلامی تمامی گروههایی که به آنها اقلیت اطلاق میشود که شامل مسلمانان اهل سنت حنفی  شافعی  حنبلی و مالکی  مسلمانان شیعه اسماعیلی و زیدی و بهاییان و مسحیان و یهودیان و … که مجموعا بیش از سی درصد جمعیت کشور را دارا هستند حق داشتن سازمان سیاسی حق فعالیت گسترده مذهبی و تبلیغات مذهبی حق داشتن وزیری در کابینه  حق کاندیتاتوری ریاست جمهوری و حتی معاونت یک وزارتخانه و یا کارمند بلند پایه یکی از ادارات مانند فرماندار یا استاندار واستخدام در نیروهای نظامی با تنگ نظری بسیار انجام می شود به نحوی که مثلا” در شهری که بیش از هشتاد در صد آن اهل سنت هستند تعداد کار کنان اهل سنت بومی و غیر بومی از پنج در صد تجاوز نمی کند چه رسد به کل کشور .
       این اقلیتها بخصوص اهل سنت حتی از داشتن یک مسجد در تهران که بیش از هفتصد هزار نفر اهل سنت در آن زندگی میکنند محروم هستند و حق ایجاد آن را ندارند و در شهرهای بزرگ دیگر نیز به همین نحو حداقل اقلیتهای دیگر نظیر مسیحیان  یهودیان زرتشتیان و… مراکز دینی و مذهبی خاص خود را در تهران و اغلب شهرهای بزرگ ایران دارند .
         از دیگر تبعیضات و ظلمها عدم اجازه ادامه تحصیل در برخی رشته های خاص تحصیلی توست جوانان متعلق به اقلیتها بخصوص اهل سنت و همین طور در تمام مراکز نظیر فرم ثبت نام در دانشگاهها  فرمهای ثبت نام اشتغال در مراکز دولتی و دادگاهها و غیره علاوه بر مشخصات فردی حتما قسمت در خصوص دین و مذهب هم هست ( که واقعا در اکثر آنها جز برای گزینش و نگاه گزینشی و تبعیض آمیز  ضرورت دیگری ندارد ) وجود دارد .
           بخصوص بعد از جنگ و ادغام نیروهای کمیته و ژندار مری از بکار گیری جوانان اهل سنت در سپاه  نیروی انتظامی و نهاد های وابسته به آنها بشدت جلوگیری میشود و جهت استخدام در ارتش و دیگر نیروهای نظامی نیز بسیار با سختی امکان پذیر است .
          در کل وضعیت اهل سنت در قبل از انقلاب به دلیل عدم نگاه مذهبی به سیاست بسیار بهتر از وضعیت بعد از انقلاب است . استخدام در دستگاههای دولتی و نظامی برای اهل سنت و همچنین دیگر اقلیتها امکان پذیر بود تحصیل در تمام رشته های موجود دانشگاهی برای همگان از جمله اقلیتها آزاد بود و در استخدامها نگاه گزینشی مذهبی وجود نداشت .
         متاسفانه بعد از انقلاب و بعد از مرگ خمینی و بدست گیری حکومت توسط خامنه ای و خلاصی از جنگ زمان گرفتن انتقام از اقلیت های دینی و مذهبی و همچنین مخالفین سیاسی فرا رسید که افراد بزرگوار زیادی را به کام مرگ کشاند و قتلهای زنجیره ای را رغم زد که در این بین بسیاری از بزرگان و علما و جوانان فعال اهل سنت فدای ایده ومذهب خود شدند که لیست برخی از این بزرگان که توانستم جمع آوری کنم جهت اطلاع شما خوانندگان عزیز قید میکنم تا عمق فاجعه مذهبی را در ایران درک نمایید . به نقل از وبلاگ جامعه اهل سنت ایران سال 84 و مدارک فوق بعد از سال 84 تا کنون .
                 فهرست شهدا و علما و جوانان اهل سنت ایران که همگی
 بوسیله نظام فرقه گرای حاکم ایران برحسب تسلسل تاریخی که همگی بجرم عقیدتی و سنی بودن ترور و یا اعدام شدند .              
1- بهمن شکوری : از مبارزان اهل سنت طالش بود که در سال 1986 در زندان اوین با دهان روزه اعدام شد و اتهامش این بود که به عتبات عالیات توهین کرده یعنی قبر پرستی را نمی پذیرفت و در آن موقع تهمت وهابیت  تهمت رایج فعالان اهل سنت بود و ایشان تقریبا در دهه پنجم عمرش بود .                
2- شیخ عبدالوهاب خوافی : از جامعه اهل سنت خراسان که از مدرسه دینی در پاکستان فارق التحصیل شده و در دهه دوم عمرش یعنی حدود بیست سالگی شهید شد و در زندان دادگاه ویژه روحانیت در سال 1990 و به اتهام عقیدتی و بر طبق معمول وهابیت بود.
3- شیخ قدرت الله جعفری : از فرزندان اهل سنت خراسان که از مدرسه ای دینی در پاکستان فارغ التحصیل شده بود و بعد از بازگشت به ایران زندانی شد و سپس در سال 1990 در سن بیست سالگی اعدام گردید .
4- شیخ ناصر سبحانی : از علمای اهل سنت کردستان بود در سال 1992 به تهمت وهابیت بعد از شکنجه های فراوان در سن سی سالگی به جرم عقیدتی اعدام گردید .
5- دکتر علی مظفریان : از پزشکان و جراح مشهور قلب در شیراز بود که در عهد شاه در بندر لنگه تغییرمذهب داده و از تشیع خارج شد و عقیده اهل سنت را پذیرفته بود و بعد از انقلاب در شیراز با همکاری اهل سنت شیراز منزلی را خریداری و با اجازه رسمی به مسجد تبدیل کرده بود که ایشان در آنجا خطبه میخواند که بعد از مدتی دستگیر شد وبعد از شکنجه های شدید در زندان و گرفتن اعترافات موهون در زندان اعدام گردید .
علامه احمد مفتی زاده : از رهبران مذهبی و سیاسی مشهور کردستان و موسس اولین جنبش اهل سنت در ایران بعد از انقلاب بود که شورای مرکزی اهل سنت ( شمس ) نام گرفت و به خاطر مواضع روشن و بدون نفاقی که می گرفت و مخالفت علنی با خمینی در حین سخنرانی در حسینیه ارشاد بسوی او تیراندازی شد و بعد از آن دستگیر و پس از حدود ده سال زندان وبعد از اینکه امراض متعددی در زندان دچارش کرده بودند و از مرگش مطمئن بودند اورا از زندان آزاد کردند ولی از رفتن او به خارج برای درمان جلوگیری کردند . بعداز چند ماه در سال 1993 به رحمت ایزدی پیوست .
7- شیخ محمد صالح ضیایی  
       از رهبران و علمای بزرگ اهل سنت ببندر عباس که یک مدرسه دینی را بنانهاده  اداره میکرد که سازمان اطلاعات خواستار تعطیل کردن آن شده بود ولی شیخ از این کار امتناع ورزیده بود. آنها به شیخ گفته بودند دانشجویان که شما برا تحصیل به مدینه فرستاده اید برای ما از موشکهای صدام خطرناک ترند سرانجام در سال 1992 بعد از چند روز بازجویی ایشان را به طرز فجیعی در بیابان به شهادت رسانده و قطعه قطعه کرده بودند تا شاهدی از عدل علوی سربازان مجهول امام زمان  اطلاعات باشد.
8- مولوی عبدالعزیز الله یاری : امام جمعه اهل سنت بیرجند بود که در سال 1994 بعد از چند روز بازجویی از طرف دادگاه ویژه روحانیت مشهد و شکنجه  بوسیله سوزن مسموم شده و به شهادت رسید .
9- دکتر مولانا احمد صیاد : ایشان تنها دکترای علوم حدیث در ایران بود که از فارغ الطحصیلان دانشگاه اسلامی مدینه منوره بود . بعد از بازگشت مدرسه علوم دینی کوچکی در اطراف کنارک بلوچستان بنا کرده بود که بعد از مدتی از طرف دادگاه ویژه روحانیت به اتهام وهابیت به پانزده سال زندان محکوم شد که پنج سال از آن را در زندان گذراند و درسال 1996 از زندان آزاد شد و برای چند روزی به امارات رفت بعد از بازگشت از امارات در فرودگاه بندرعباس توسط مامورین اطلاعات دستگیر شد  و بعد از سه روز جسدش در بیابان پیداشد . تاشاهدی دیگر از تطبیق وحدت اسلامی باشد که رژیم فرقه گرای منافق بدروغ مردم جهانرا بدان فریفته است .
10  مولوی عبدالملک ملازاده :
از رهبران و فعالان مذهب در بلوچستان و پسر بزرگ رهبر مذهبی بلوچستان مولانا عبدالعزیز (رح) بود که بعد از انقلاب همراه با چهارصد نفر از علمای اهل سنت در سراسر ایران در ارتباط با شورای شمس زندانی شدند و بعد از آزادی از زندان حرکت محمدی اهل سنت را ایجاد کرد و در نهایت از تدریس هم منع شد تااینکه ناچار به هجرت از وطن شد و در سال 1996 در شهر کراچی به وسیله مزدوران اطلاعات امام زمان ایران در روز روشن ترور شد .
11- مولوی عبدالناصر جمشید زهی :
ازجوانان مدنی بود که بعد از هجوم سپاه پاسداران به منزلش در خاش بلوچستان ناچار شد به پاکستان هجرت کند و در آنجا بعد از فراغت از تحصیل در دانشگاه تدریس میکرد که در سال 1996 به همراه مولوی عبدالملک در کراچی بویسیله اطلاعات ایران طرورشد.
12- شیخ فاروق فرساد : 
     از شاگردان و همکاران بارز علامه احمد مفتی زاده در کردستان بود بعد از سالها حبس به مدت پنج سال به رضائیه تبعید شد که بعد ازاتمام مدت تبعیدش در همانجا در سال 1996 ترورشد.
13- محمد ملا ربیعی :
      از علما و نویسندگان سرشناس کردستان و امام جمعه اهل سنت کرمانشاه بود که در سال 1996 به وسیله سازمان اطلاعات ترورشده و مسجدش نیز تعطیل گشت که بعد از آن تظاهراتی انجام گرفت و تعدادی در این تظاهرات کشته و زندانی شدند .
 14- دکتر مولانا عبدالعزیز کاظمی بجد :
       از فارغ التحصیلان و شاگرد اول دانشگاه اسلامی مدینه منوره بود که در سال 1996 فقط بخاطر سنی بودن و معتقداتش مثل بقیه شهدای علمای اهل سنت بعد از سه روز شکنجه وحشیانه از طرف مامورین اطلاعات زاهدان جسدش را در خیابانی انداخته بودند که آثار شنکجه در صورت و فک خرد شده اش هویدا بود .
  15- مولوی حبیب الله حسین بر :
         از علمای اهل سنت سراوان بلوچستان می باشد که در سال 1991 از طرف سازمان اطلاعات سراوان بعد از خروج از زندان به شرط همکاری ربوده شد و هیچ اثری از او بدست نیامد که احتمالا” ترور شده است
16 –  مولوی یار محمد کهرازهی :
      امام جمعه اهل سنت خاش ومدیر مدرسه دین مخزن العلوم خاش بطور مشکوکی در سال 1997 در گذشت که شواهد و قرائن و وضعیت و موقعیت این احتمال را تقویت مینماید که وی توسط ماموران اطلاعاتی رژیم کشته شده است .
17- مولوی عبدالستار
    روحانی سرشناس و امام جمعه اهل سنت خاش و مدیر سابق حوزه علمیه مخزن العلوم بعد از مراجعه به بیمارستان برای زخم کوچکی که در دستش بود بطر ناگهانی و مشکوک در گذشت که پذشکان رژیم بظاهر گفته اند که وی سکته قلبی کرده است . بعد از وی جانشینش مولوی یار محمد کهرازهی ( ریگی ) مرطب به اطلاعات احضار شده و مورد بازجویی و تفتیش عقاید قرار گرفته بود و مدرسه مخزن العلوم تخت فشار بوده تا طلاب غیر بومی را اخراج نماید که وی مقاومت کرده تا اینکه اطلاعات طلاب را دستگیر و بعد از زندانی کردن آنها را به منطقه شان بندر عباس عدوت داد ه است . موقیت زیر فشار مدرسه خاش و به شهادت رسیدن مدیر قبلی آن احضار مرتب مولوی یار محمد این یقین را تقویت نموده که وی نیز توسط اطلاعات مثل بقیه رهبران اهل سنت ایران ترور شده است .
18- مولوی نوردین غریبی :
      از شهدای و علمای اهل سنت خراسان و از فارق التحصیلان مدارس دینی پاکستان و دانشگاه اسلامی مدینه منوره است و به خاطر وضعیت نابسامان ایران و تطبع اطلاعات از شخص ایشان حتی در زمانی که در پاکستان بوده بناچار بعداز فارق التحصیلی به تاجیکستان رفته و در آنجا مشغول به تدریس شده بودند که در سال 1998 که در یک روز برای تدریس قرآن ار منزل خارج شده بودند دونفر از اطلاعات ایران ایشان را ترور کردند .
19- عبدالجبار فرزند نورمحمد :
      دانشجوی دانشگاه سیستان و بلوچستان در تاریخ 2/3/1999 به دلیل بحثهای مذهبی در دانشگاه بدست نیروهای اطلاعات دستگیر شد .
20- خدابخش صلاح زهی فرزند حسین :
      در 17/1/1999 همانطور که در بیانیه جامعه اهل سنت ایران آمده است در ایرانشهر دستگیر و به همدان برده شد و بعد از دوهفته شکنجه به اتهام انتصاب به مجاهدین اهل سنت اعدام شد .
21- انور مبارکی فرزند مولوی عبدالحق :
       در حین خدمت سربازی بوده که به وی تیر اندازی شده و بقتل رسید وهدف از این کار نشت رعب و وحشت بین اهل سنت منطقه بوده است و قابل ذکر است که به سه شهید اخیر از علما نبودند .
22- مولوی موسی کرمی :
       ایشان امام و خطیب مسجد شیخ فیض اهل سنت مشهد بود که این مسجد در سال 1991 بدستور خامنه ای خراب شد که ایشان بعداز مدتی ناچار به هجرت به افغانستان شده بود که در تاریخ 4/5/2001 بوسیله مواد منفجره در هنگام خروج از مسجد درشهر هرات ایشان و چهار نفر از همرانشان به شهادت رسیدند .والی هرات فورا اطلاعات ایران را متهم نمودو شکی نیست که اطلاعات ایران ایشان را ترور کرده بود چون از دست ایشان فراری بود ودشمن دیگری غیر از خونخواران نیز نداشد .
23- شمس الدین کیانی :
      طلبه اهل سنت که در 13/3/2000 بعد از ربودنش از اطلاعت زاهدان و تفتش عقایدش دست وپایش را بسته و بنزین روی اوریخته و زنده به آتش کشیده شد . تاعبرتی برای دیگران باشد . روزنامه اصلاحطلب خبر آن را منتشر نمود .
24- سوزاندن سه نفر از کردهای اهل سنت در شهر ماکو در سال 2000 که در نهایت منجر به استعفای نمایندگان کرد مجلس شد .
25- حاج نورمحمد ناروئی :
      ایشان از مبارزان طایفه ناروئی بود که از فعالان مسلح بلوچ بر علیه رژیم بود که در تاریخ که در تاریخ 28/6/2002 عناصر اطلاعات رژیم به خانه او در کویته پاکستان حمله کرده و در مقابل زن و رزندانش اورا به شهادت رساندند قابل ذکراست از طایفه ناروئی افراد بسیاری ترور و کشته شدند که از برسیها به حدود چهارصد نفر می رسند .
26- مولانا ابراهیم دامنی :
     از مفسران و علمای برجسته سیستان و بلوچستان که بدست عناصر اطلاعات در سانحه ساختگی تصادف بدرجه رفیع شهادت نائل گردیدند .
27- مولانا نعمت الله توحیدی وسه عالم برجسته همراه ایشان :
     از استادان و علمای برجسته سیستان وبلوچستان مدرسه علمی مکی زاهدان که بدست عناصر اطلاعات در صحنه ساختگی تصادف به شهادت رسیدن  .
28  مولانا عبدالعزیز ملازاده :
    رهبر بزرگ اهل سنت ایران و رئیس مدرسه مکی زاهدان که در ابتدای انقلاب بدنبال مخالفت با تصویب اصل دوازدهم قانون اساسی وترک اعتراض آمیز مجلس خبرگان دستگیر و به شهادت رسید .
29  ذکریا فاضلی :
     از گروه جماعت تبلیغ یکی ازشهرستانهای استان خراسان که در سال 1376 بدست نیروهای اطلاعاتی ترور شد .
30  صبحان فاضلی:
          از گروه جماعت تبلیغ یکی ازشهرستانهای استان خراسان و برادر ذکریا فاضلی که در سال 1376 به همراه برادر و دامادش به دست نیروهای اطلاعات ترور شد.
31  محمد رضا محمدی :
        از گروه جماعت تبلیغ یکی ازشهرستانهای استان خراسان و داماد اوشهید نامبرده که همراه ایشان در سال 1376 بدست نیروهای اطلاعات ترور شد .
32- عبدالرسول احمدی :
       حافظ قرآن که بعداز  تهمت انجام عملیات و پرتاب نارنجک به محل روضه خوانی در تربت جام در سال 1386 دستگیر و اعدام شد .
33- عبدالفتاح شیخ جامی :
        طلبه و حافظ قرآن که بعد از تهمت انجام عملیات و پرتاب نارنجک به محل روضه خوانی در تربت جام در سال 1386 دستگیر و همراه با دوستش اعدام شد .
34- برادران کبودانی :
        مولانا کبودانی از علمای برجسته شهرستان تربت جام همراه با برادرش حافظ کبودانی و پسر برادرش در تربت حیدریه در تاریخ 9/1/1389 بحالت فجیعی سر بریده شدند .
35- دستگیری مولوی عبدالرحمان سنگانی از علمای اهل سنت یکی ازشهرستانهای استان خراسان که بعداز فارغ التحصیلی از مدارس پاکستان به ایران آمد ولی مدت کمی بعد توسط اطلاعت  دستگیر و برای مدت طولانی از وضعیت ایشان اطلاعی در دست نبود و بعد از آزادی در صحنه تصادفی ساختگی به وضعیت روحی و جسمی بدی گرفتار شد و مجددا در تاریخ 20/10/88 مجددا توسط نیروهای اطلاعات دستگیر شده و به منطقه ای نامعلوم منتقل شد و تاامروز کسی از وضعیت ایشان اطلاعی ندارد  .
 36- حافظ حکیمی :
     از طلبه های مدرسه علمی در پاکستان بعد از مراجعه به ایران جهت شرکت در تعزیه پدرش در تاریخ 5/11/88 دستگیر و به محل نامعلومی منتقل شده و تاکنون کسی از وضعیت ایشان اطلاعی ندارد .
37  دستگیری و زندانی مولانا عبدالعلی خیرشاهی :
      از علمای برجسته اهل سنت خراسان بدلیل اعتراض به سخنان تفرقه افکنانه برخی از مشایخ شیعه و همچنین و پخش برنامه های تفرقه افکنانه در صداو سیما دستگیر و به شش سال زندان محکوم گردید .
       تمام کسانی که ذکر شد مجاهدانی بودند که بجرم اعتقاد به اهل سنت و تلاش در کسترش مذهب و دین پاک اسلام به شهادت رسیدند و نه تنها علما و دانشجویان و مبارزان اهل سنت بلکه از تخریب و تعطیلی مدارس و حوزه های علمیه و مساجد نیز دست برنداشتند که تعدادی را جهت اطلاع خوانندگان عزیزبه نقل از وبلاگ جامعه اهل سنت ایران اردیبهشت 84 قید مینمایم .
1-    مسجد اهل سنت مشهد که مشهور به مسجد شیخ فیض بود در سال 1993 میلادی مطابق با 1371 شمسی با خاک یکسان شد و به جای آن پارک تفریحی ساختند .
2-      مسجد اهل سنت اهواز تخریب شد .
3-      ازبنای مسجدچهارم آبان مشهد ممانعت به عمل آمد.
4-      مدرسه دینی امام شافعی درکردستان تخریب شد0
5-      مسجد قبا درتربت جام سالها تحت تصرف سپاه بود.
6-      مدرسه دینی اهل سنت طالش درسال 1992مصادره وشیخ قریشی امام جمعه آنجا زندانی شد.
7-      دهها مسجد کوچک دیگردرشهرها وروستاهای بلوچستان تخریب گشته.
8-      مسجدجامع کرمانشاه بدنبال ترورملامحمدربیعی امام جمعه آن مسجد تعطیل گشت.
9-      مدرسه وحوزه علمیه ومسجد اهل سنت ذابل تخریب شد .
10-  مسجد و مدرسه دینی نگور در بلوچستان در سال 1987 ویران شد
11-   مسجد حسنین شیراز که مصادره و به محل فروش فیلمهای ویدیوئی مبدل شد و امام جمعه آن نیز بسبب تغییر مذهب در عهد شاه از تشیع به تسنن بدست نیروهای اطلاعات زندانی و شکنجه و اعدام شد .
      علاوه بر تمام اینها در شهرهایی که جمعیت اهل سنت بیشتر است تا آنجاکه توان دارند زمینهای مرغوب اطراف شهرها را به بهانه زمین شهری غصب نموده و در اختیار غیر بومیان و کارمندان غیر بومی قرار داده تا آنها را در این شهرها ساکن  کنند و حمایتهای مالی و بانکی فراوانی از آنها کرده تا بتوانند موازنه جمعیت را در این شهرها به نفع تشیع به هم بزنند . و این حرکت در تمام شهرهای سنی نشین خراسان  بلوچستان استان مازندران- استان گلستان  استان هرمزگان  استان کردستان  استان فارس و… انجام می گیرد .
      البته تمام این مسائلی که عنوان شد در موارد دیگر هموطنان ادیان و مذاهب غیر رسمی نیز اعمال شده که میتوان به شهادت چند کشیش مسیحی و چند بزرگ از بهاییان بدست نیروهای اطلاعات نام برد .
       و تمام این رفتارها هرچند از دیدگاه انسانی و حقوق بشر و جامعه بین الملل محکوم است ولی از دولتی که حاکم آن ولی فقیه که جان ومال و ناموس تمام انسانها ی دنیا توسط امام زمان مجهول الهویه و ساختگی در ید قدرت او قراگرفته  خدا به او اجازه داده تاهرکه را بخواهد برای مصلحت نظام خود بکشد شکنجه کند  غصب کند و اموال بیت المال را به هر طریقی که صلاح بداند هزینه کند و به هرکس که بخواهد بدهد و از هرکه بخواهد بگیرد امکان پذیر و وظیفه مذهبی است .
       البته این رفتارهای تبعیض آمیز و بعضا” غیر انسانی مختص فقط اهل سنت نیست بلکه هر فردی را که یا جزء مذهب رسمی نبوده ویا ولایت فقیه را آن هم به طریقی که آقایان می پسندند قبول نداشته باشد همانطور که مثالهای مختلفی را قبلا” ذکر کردم مخالف امام زمان و پیامبر دانسته و کشتن اورا جهاد فی سبیل الله می دانند چه رسد به تبعیضات و رفتارهای دیگر .
      بعنوان مثال میتوان از اعضای سازمانهای مختلفی نظیر مجاهدین خلق  کمونیستها  نهضت آزادی  سازمان مجاهدین اسلامی و احزاب اصلاحطلب و نهضت سبز و…. نام برد که همگی دارای هسته مرکزی و اعضایی که اکثریت شیعه جعفری بوده و طبق قانون اساسی جزو مذهب رسمی کشور می باشند تشکیل شده و چه بلایی که سرشان نیاوردند و گناه تمام آنها فقط این بود که میخواستند از خق قانونی خود جهت سهیم شدن در حکومت استفاده کنند و افرادی چون آیت الله طالقانی  آیت الله منتظری  آیت الله خاتمی- آیت الله کدیور  آیت الله صانعی- آیت الله دست غیب  آقای مهدی هاشمی  آقای اکبر گنجی  اقای مهندس موسوی  آقای احمد خمینی فرزند امام  دکتر صحابی و آیت الله کروبی و….و بسیار دیگر که اگر بخواهیم نام ببریم خود رنج نامه ای بس طولانی است . تمام این افراد نه تنها تابع مذهب شیعه جعفری و مذهب رسمی کشور بر اساس قانون اساسی هستند بلکه همگی افرادی هستند که در شکل گیری و ادامه حکومت نظام نقش فعال و اساسی داشته و دارند .
      گناه این آقایان چه بود جز مصداق این آیه که خداوند تبارک وتعالی می فرمایند :
 خداوند به شما ستم نمی کند هر ستمی به شما میرسد از خود شماست .
      یا میثاق این روایت که می فرماید : از ماست که بر ماست .
     و بد نیست مروری به قتلهای زنجیره ای داشته باشیم ت ببینیم که تنها این اهل سنت و یا دیگر گروهها و ادیان به اصطلاح غیر رسمی نیستند که آسیب دیده و بزرگان خود را از دست داده اند . بلکه بعد از اتمام جنگ جهت طولانی کردن عمر حکومت در پی سیاست قتل عام درمانی نه تنها دهها و بلکه صدها نفر از بزرگان و سیاسیون و علما و.. را از اهل سنت بلکه افرادی را از بزرگان مسیحی هم وطن و دیگر ادیان و مذاهب بلکه از افرادیکه عمرشان را صرف انقلاب و شخصیت های آن کرده و راه پله ترقی آقایان و آقازاده ها بودند نیز تلف شده و به آنها کوچکترین رحمی نشد .
      در کتاب عالی جناب سرخ پوش و عالیجناب خاکستری نوشته اکبر گنجی 1379 صفحه 77 :
در اینکه قتلهای زنجیره ای در دهه دوم انقلاب اغاز شد شک و تردیدی وجود ندارد . قتل زال زاده  تفضیلی  برازنده  میر علایی  کشیشهای مسیحی  روحانیون و روشنفکران اهل سنت را چگونه میتوان نادیده گرفت .
     تمامی این قتلها جهت در نطفه خفه کردن هرگونه جریان احتمالی در خصوص براندازی نظام یا تغییر در روند حکومت ولایت مطلقه فقیه و شخص آقای خامنه ای انجام گرفته و به همین دلیل همه این قتلها در دوران آقای رفسنجانی نه تنها علنی نشد بلکه تحت چتر حکومتی مخفی مانده و تا اواسط دوره حکومت خاتمی نیز ادامه یافت . هرچند در دوره خاتمی جریان علنی گردیده و جریان قتلها خاتمه یافت ولی هیچگاه مسئولین اصلی قتلها اعلام نشده و هرگز محاکمه نشدند و تنها چند نفر از عاملین اجرای دستوردر زندانها کشته شدند و بخصوص بعد از قتل سعید امامی که بدست اربابان خود بسزای اعمال ننگین خود رسید پرونده مسکوت ماند و دیگر هیچگاه بخصوص در دوران احمدی نژاد هرگز سخنی از آن به میان نیامد .
      وقتی به سرنوشت نامردگان می نگریم و می بینیم سردمداران حکومت چگونه سعی در انحصار قدرت و منابع اقتصادی و سیاسی داشته و در این راه از هیچ ظلمی روگردان نیستند و چگونه دوستان وهمکاران سابق خود را فدامی کنند و در جهت حذف آنها از هیچ چیز کوتاهی نکرده و آبرویشان را می برند  زندانی میکنند  میکشندوحتی تهمتهای بسیاز زشت و ناروا میزنند و دهها و بلمه صدها قتل را انجام میدهند بطوری که در زمان انجام پروژه قتلهای زنجیره ای تقریبا” در هرماه یک حداقل قتل اتفاق می افتاد که کسان زیادی که در مسائل مختلف  چپاول اقتصادی و سیاسی و… عاملین آنها بودند چطور سلاخی می کنند و بعد همه اینهارا به نام دین ومذهب و امام زمان تمام می کنند . پی به ماهیت الیگارشی سیاست نظام به اصطلاح اسلامی می بریم که حاضرند از هر سیاست زشت  کردا ر ناپسندی در جهت پایداری نظام و سلطه برمردم استفاده کنند و چطور به نام دین با استفاده از احساسات دینی . مذهبی مردم در جهت توسعه قدرت خود استفاده میکنند .
       و بگفته خمینی که به استناد از صحیفه نور جلد 4 صفحه 180 در کتاب تاریکخانه اشباح  آقای اکبر گنحی صفحه 154 آمده است .
هر فردی از افراد ملت حق دارد که مستقیما در برابر سایرین  زمامداران مسلمین را استیضاح کند و او باید جواب قانع کننده دهد در غیر این صورت اگر بر خلاف وظایف اسلامی خود عمل کرده باشد . خود بخود از مقام زمامداری معزول است .
ودر ادامه در همین کتاب در صفحه 154 و 155 مینویسد  :
همه ما مسئولیم نه مسئول برای کار خودمان بلکه مسئول کارهای دیگران مسئولیت من هم گردن شماست  مسئولیت شماهم گردن من است . اگر من پایم را کج گذاستم شما مسئولید اگر نگویید چرا پایت را کج گذاشتی با ید هجوم کنید  نمی کنید که چرا ؟
ودر ادامه مینویسد :
حضرت امام در زمانی که سر حدود اختیارات ولایت فقیه نزاع میرفت نوشت ( نباید ماها گمان کنیم که هرچه می گوییم و می کنیم کسی را حق اشکال نیست . اشکال بلکه تخطئه یک هدیه الهی است برای رشد انسانها ) .
    رهبر یا ولی فقیه یا هر فردی که به اساس قانون اساسی زمامدار حکومت است و در دوران بیست ساله حکومتش به دستورخود یا افراد تحت امرش چنین وقایع حولناک و وحشتناکی رخ داده و دهها و بلکه صدها نفر زندانی  شکنجه  اعدام شده و یا در جریان قتلهای زنجیره ای کشته شده اند و این همه ظلمها وستمها و فسادهای اقتصادی و اداری و سیاسی انجام شده آیا از شرایط رهبری خارج نشده و یا معزول نگشته است .
        و آیا رهبری که در دوران زمامداریش افرادی چون سعید امامی به مناسبی چنین مهم دست پیدا میکند و چنین فحایعی را می آفریند با آن ایده های تند و افراطی بطوری که در کتاب عالیجناب سرخ پوش و عالیجنابان خاکستری صفحه 126 و 127 می نویسد :
    بگفته روح الله حسینیان سعید امامی بر این عقیده بود که مخالفین جمهوری اسلامی باید از دم تیغ گذرانده شوند و در این زمینه ها تجربه داشت و به گفته آقای هاشمی رفسنجانی علی فلاحیان حاضر است جان بدهد برای این که تهدیدها را دور کند وقتی این دو در دوره عالیجناب سرخ پوش دست در دست یکدیگر نهاده ( تمیز ترین دوره اطلاعات شکل گرفت ) .
      جهت سلاخی مردم بکار گرفته میشود و حتی در دوره بعد از ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی یار و همسنگر قدیمی رئیس دولت وقت ولی فقیه جهت حفظ نظام سلطه و دیکتاتوری مطلقه فقیه علی رغم هشدار آقای ری شهری افرادی چون فلاحیان و سعید امامی بکار گرفته شده و چنان کشتارهای وحشیانه ووسیعی در داخل و خارج
از کشور انجام می شود . وچنان چپاول وسیعی منابع مالی کشور صورت گرفته آیا باز هم رهبر و ولی فقیه و آن رئیس جمهور طبق قانون اساسی و نظر امام خمینی حق حکومت دارند یا معزولند.  
       آیا در حکومت رهبر وولی فقیه که بخاطر به قدرت رسیدن فردی چون احمدی نژاد با آن همه تقلب و دروغ صدها نفر زندانی و دهها نفر کشته و اعدام و صدهانفر شکنجه و تجاوز به نوامیس انجام می شود آیا از مسئولیت ساقط نیست .
       تمام این بحث ها برای این بود که ثابت کنم که تمام رفتارها و حرکتها و سیاستهایشان نه برای کشور و نه بخاطر دین و مذهب است بلکه خاص جهت حکومت کردن و منافع مادی و سیاسی آن است وبس . و از دین استفاده ابزاری می نمایند و هرجاکه دین و یا منافع مردم برخلاف مصالح ومنافع آقایان باشد ولی فقیه می تواند مصالح حکومت اسلامی را مقدم بداند و با استفاده از زور و سرکوب و کشتار منافع مادی خود را تامین نماید.

درخواست عفو بین الملل برای لغو احکام حبس هنرمندان و آزادی آنان

honarmandan
سازمان عفو بین الملل با معرفی کمپینی از تمامی هنرمندان دنیا خواست که با استفاده از FreeArtists# و ArtIsNotACrime# از مقامات ایرانی بخواهند که احکام حبس هنرمندان ایرانی را لغو و آنان را آزاد کنند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، سازمان عفو بین الملل در این بیانیه مشترک با هنرمندان گروه موسیقی «کیوسک» که در روز سه شنبه ۱۸ آبان ماه منتشر شده است، اعلام می دارد؛ مهدی رجبیان، موزیسین و حسین رجبیان، فیلمساز که هم اکنون محکومیت سه ساله خود را در زندان اوین سپری می کنند، با اتهاماتی همچون «توهین به مقدسات اسلامی» و «فعالیت غیرقانونی سمعی و بصری» محاکمه گشته و در آبان ماه سال جاری برای دومین بار دست به اعتصاب غذا زده اند.
در بیانیه همچنین آمده است؛ کیوان کریمی در پی فعالیت های هنری به اتهام «توهین به مقدسات» به ۶ سال حبس محکوم شده و در خطر اجرای حکم حبس قرار دارد.
فیلیپ لوتر، مدیر بخش خاورمیانه و شمال افریقا در سازمان عفو بین الملل، ضمن اشاره وضعیت نامساعد دوبرادر هنرمند در زندان اوین اعلام کرد: “مقامات ایرانی برای ساکت کردن هنرندان و جلوگیری از فعالیت های هنری شان با اتهامات ضد انقلابی و ضد اسلامی آنان را به حبس محکوم می کنند.”
سازمان عفو بین الملل در پایان با اشاره به وضعیت بیماری این دو برادر زندانی از مقامات ایرانی می خواهد تا فراهم کردن امکانات پزشکی و رسیدگی به این هنرمندان را در زندان تضمین کنند.

پایان اعتصاب غذای حسین علی‌محمدی در زندان تبریز

حسین علی‌محمدی
حسین علی‌محمدی، فعال مدنی محبوس در زندان مرکزی تبریز، پس از نه روز اعتصاب غذا، روز پنجشنبه ۲۰ آبان ماه به اعتصاب خود پایان داد.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، حسین علی‌محمدی، فعال مدنی محبوس در زندان مرکزی تبریز که در پی مورد ضرب وشتم قرار گرفتن به دستور مسئولین زندان اقدام به اعتصاب کرده بود، پس از نه روز با عذرخواهی مسئولین اعتصاب غذای خود را متوقف کرد.
اویان نیوز در این باره نوشت؛ حسین علی‌محمدی همچنان خواستار رسیدگی به شکایت خویش از عوامل ضرب و شتم می باشد.
گفتنی است که پیش تر«سلطانی» رئیس اندرزگاه بند ۱۲ محکومین زندان تبریز با همراهی دیگر ماموران انتظامات بند اقدام به ضرب و شتم شدید زندانیان سیاسی این بند کرده بودند. در پی این رویداد حسین علی‌محمدی از ناحیه سر دچار جراحات و خونریزی شده و مرتضی مرادپور نیز بیهوش شده بود.
این حادثه پس از اعتراض حسین علی‌محمدی به تحقیر یک زندانی تبعه کشور لهستان صورت گرفته است.
زندان مرکزی تبریز علی‌رغم تاکید اساسنامه داخلی سازمان زندانها مبنی بر اصل تفکیک جرائم، فاقد بند سیاسی بوده و محبوسین سیاسی-عقیدتی با زندانیان جرائم خطرناکی مثل قتل عمد و سرقت مسلحانه در یک محل نگهداری میشودند.
حسین علی محمدی روز ۱۳آبان۹۲ از سوی ماموران امنیتی در تبریز بازداشت و پس از نزدیک به ۶ ماه بازداشت موقت به قید وثیقه از زندان مرکزی تبریز آزاد شد.
این فعال مدنی از سوی شعبه سوم دادگاه انقلاب تبریز به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «توهین به رهبری» به ۳ سال حبس محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدیدنظر عینا تایید گشت.
پس از تایید حکم سه سال حبس تعزیری، این فعال مدنی اهل تبریز روز ۱۰اسفند۹۳ از سوی ماموران امنیتی بازداشت و برای تحمل محکومیت خود به زندان مرکزی تبریز منتقل گردید.