رادیو پارس _ با تعیین وقت برای دادگاه تجدیدنظر چهار تن از فعالین مدنی، آرش صادقی، گلرخ ابراهیمی، نوید کامران و بهنام موسیوند، این دادگاه در اول دی ماه سال جاری برگزار خواهد شد.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، اول دی ماه پرونده چهار تن از فعالین مدنی، آرش صادقی، گلرخ ابراهیمی، نوید کامران و بهنام موسیوند در شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر استان تهران بررسی خواهد شد و این در حالی است که دادگاه آرش صادقی در مرحله بدوی بدون حضور وکیل و دادگاه همسر او، گلرخ ابراهیمی غیابا و در شرایطی که وی در بیمارستان بستری بوده برگزار شده است.
بنا به همین گزارش و در ارتباط با دادگاه بدوی آرش صادقی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، گفته شده که صلواتی رئیس این شعبه اجازه پرونده خوانی به وکیل آقای صادقی یعنی امیر رئیسیان را نداده و رئیسیان نیز با این استدلال که حضور وی در روز دادگاه صادقی، تائیدی بر برگزاری دادگاه این فعال مدنی با وکیل است، از شرکت در دادگاه وی خودداری میکند. گزارش رسیده به خبرگزاری هرانا در ادامه می افزاید که صلواتی، رئیس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به آرش صادقی پیشنهاد کرده که از بین وکلای تسخیری یک وکیل را برای خود برگزیند که صادقی با اشاره به حق قانونی خود برای انتخاب وکیل از این کار استنکاف کرده است.
همچنین دادگاه گلرخ ابراهیمی، همسر آرش صادقی نیز به دلیل ابتلای خانم ابراهیمی به تومور شکمی، با وجود ارائه مدارک، عدم توانایی راه رفتن خانم ابراهیمی در آن زمان و وجود تست بیهوشی ایشان و همچنین بستری بودن خانم ابراهیمی بدون حضور متهم برگزار شده و صلواتی با این استدلال که عدم حضور خانم ابراهیمی برای وقت کشی است، به دلایل ارائه شده توجه نکرده و بدون تعویق، دادگاه را برگزار کرده و غیابا حکم را صادر کرده است.
روز شنبه سی و یک مرداد حکم بدوی چهار تن از فعالین مدنی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به آنان ابلاغ شد، آرش صادقی به خبرنگار هرانا گفته که وی طی این حکم به پانزده سال حبس محکوم شده و همچنین بنا بر این حکم گلرخ ابراهیمی به شش سال حبس و نوید کامران و بهنام موسیوند نیز هر کدام به ۱۸ ماه حبس محکوم شدند.
آرش صادقی پیشتر در گفتگوی کوتاهی با گزارشگر هرانا گفته بود: “تقریبا برای همه اتهامات اشد مجازات صادر شده است، هفت سال و نیم برای اجتماع و تبانی علیه نظام، ۳ سال برای اتهام توهین به بنیانگذار انقلاب، ۳ سال برای تشکیل گروه و ۱۸ ماه برای اتهام تبلیغ علیه نظام، در مجموع ۱۵ سال حبس که قرار است در مرحله تجدید نظر ماده ۱۳۴ اعمال شود.”
این در حالی است که اشد مجازات اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی در قانون مجازات اسلامی پنج سال و اشد مجازات تبلیغ علیه نظام نیز یک سال است و به نظر می رسد قضات با محاسبه و اعمال سلیقه ای ماده ۱۳۴ اقدام به صدور حکم می کنند.
به گفته آرش صادقی محمل ورود همه اتهامات فعالیت های مسالمت آمیز نظیر دیدار با خانواده های زندانیان، شرکت در تجمعات مسالمت آمیز و مصاحبه های وی بوده است.
گفتنی است آرش صادقی و نوید کامران، پیش از این نیز سابقه بازداشت و زندانی شدن با اتهامات مشابه را داشته اند.
آرش صادقى، گلرخ ابراهیمی، نوید کامران و بهنام موسیوند آخرین بار پانزدهم شهریورماه سال ۱۳۹۳ در محل کار بازداشت و پس از مدتی با تبدیل قرار بازداشت تا صدور و قطعی شدن حکم آزاد شدند.
یغما گلرویی پس از بازداشت در انفرادی های بند ۲۰۹ به سر می برد
«یغماگلرویی» شاعر، ترانهسرا و نویسنده که پیش تر در صبح روز دوشنبه ۹ آذر ماه سال جاری از سوی ماموران امنیتی در منزل بازداشت شده بود ، در انفرادی های بند ۲۰۹ زندان اوین نگهداری می شود.
به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، پیش تر «آتنا حبیبی»، «همسر یغما گلرویی»، شاعر و ترانهسرای ایرانی، در شبکه اجتماعی اینستاگرام از بازداشت این ترانهسرا در روز دوشنبه، ۹ آذرماه ۱۳۹۴، خبر داده .
این شاعر و ترانه سرای ایرانی در ماههای اخیر ترانهای با عنوان «شعر رهایی» با صدای خود اجرا کرد که مضمونی اعتراضی به وضعیت زنان در ایران داشت.
در چهارمین آلبوم «شاهین نجفی» خواننده معترض ساکن آلمان با نام «هیچ هیچ هیچ» در ۱۰ اسفندماه ۱۳۹۰دو ترانه ازمجموع ده ترانه وی با نام «رانندگی در مستی » و «سگ هار»مربوط به این ترانه سرا بود.
ترانهٔ رانندگی در مستی که نام کتاب ترانهٔ «یغما گلرویی» است پس از مخالفت وزارت ارشاد به صورت مستقل از سوی « یغما گلرویی» در انتشارات زخمه در آلمان انتشار یافت.
همچنین در پاییز ۱۳۹۲ «شاهین نجفی» آلبومی با نام «ترامادول» منتشر کرد که قطعهای با نام «پونز» از «یغما گلرویی» در آن قرار داشت.
پیش تر در ۲۳ آبان ماه ۱۳۹۴ «یغما گلرویی» در گفتگویی با ایلا گفته بود:«مرکز موسیقی در ۱۰ سال گذشته هیچ نامی از من در هیچ آلبومی نیاورده است. ممکن است تعداد محدودی از شعرهایم در آلبومها خوانده شده باشد اما نام من مجوز نمیگیرد و الان هم اگر خوانندهای، آلبومی با اشعار من به دفتر موسیقی ارائه کند، مجوز نخواهد گرفت.»
«یغما گلرویی» چندی پیش نیز در خصوص متنی در روزنامه کیهان نوشت:
«کیهان حرف راست هم می زند»
به مبارکی و میمنت – برای یک بار هم که شده – «کیهان» تیتری جز دروغ درباره من منتشر کرده است!
البته عنوان «همکار خواننده مرتد» ابتدای این تیتر اشتباه است چون در پانزده سال گذشته من با بیش از دویست خواننده که اغلبشان در همین سرزمین مشغول فعالیتند همکاری کرده ام و خواننده مورد نظر ایشان تنها یکی از آن ها بوده و چند کار من را اجرا کرده.
فکر می کنم همان «شاعر هتاک» تیترهای قبلی برایم مناسبتر باشد و حالا به پشتوانه همین صفت «هتاکی» که خود این روزی نامه و سایت های تندرو و دروغباف امثال آن به من نسبت داده اند می خواهم بنویسم که این تیتر – به جز خطاب نسبت داده شده به من – کاملا صحیح است! من طلبکارم! عمر و جوانی و قریحه و استعدادم را از این تشکیلات سانسور و حذف طلبکارم.
بگذارید برای یکبار هم که شده تعارف های فروتنانه را کنار بگذارم.
من از بهترین های نسل خود در ترانه بوده و هستم.
این را ترانه هایم شهادت می دهند و لجن پراکنی هیچ روزی نامه ای نمی تواند کارنامه ام را نابود کند.
در تمام این سالها وقت و عمر خود را صرف معرفی و جا انداختن «ترانه» به عنوان شاخه ای مستقل از آفرینش ادبی کرده ام و با استقبال بی سابقه جوانان از ترانه و ترانه سرایی در این سالها – به کوری چشم دشمنان موسیقی و شعر – مزد خود را هم گرفته ام.
بخش عمده ای از دوران کاری ام را گرفتار ممنوعیت بوده ام و ساعتهای زیادی از زمانم را به جای آفرینش ادبی، صرف جنگیدن با این شرایط کرده ام تا صدای ترانه و موسیقی در تنگنا قرار داده شده ی این سرزمین باشم.
یکی از دلایل ممنوعیتم هم همین منتقد «دفتر موسیقی» و سیستم معیوب ممیزی آن بودن است که اغلب همکاران به باریکه آب مجوز دلخوش کرده ام به آن تن داده اند و صداشان هم درنیامده.
صدها مقاله در این مورد نوشته ام و تعداد زیادی مصاحبه کرده ام و تک تک آن ساعت ها که می توانستند صرف آفرینش ترانه و شعر شوند را از چرخه ای که «کیهان» هم یکی از چرخ دنده های زنگ زده ی آن است طبکارم. من موهای سیاهم، سلامتی ام، جوانی و بخشی از عمر و قریحه م را از این فضای مخرب استعدادسوز طلبکارم، حتی دقیقه هایی را که صرف نوشتن این سطرها کردم.
یغما گلرویی
تا کنون از علت بازداشت و اتهام منتسب داده شده به این شاعر و ترانه سرا اطلاعاتی در دست نیست.
محمود بهشتى لنگرودى در اعتصاب غذا
اعدام سه زندانی در میاندوآب
بنا بر اطلاع منابع هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سحرگاه بیست و هفتم آبان ماه ۱۳۹۴، حکم اعدام علی لاچینی به همراه دو زندانی دیگر در زندان میاندوآب اجرا شد.
اتهام هر سه زندانی، مرتبط با جرائم مواد مخدر عنوان شده است و از هویت دو تن دیگر اطلاعی در دست نیست.
على لاچینى به اتهام حمل مواد مخدر به اعدام و چهار سال زندان محکوم شده بود و یازدهم آبان ماه پس از تحمل مدت زندان در مهاباد، به زندان میاندوآب منتقل شد.
هیچ یک از ارگان ها، مسئولین قضایى و منابع داخلی تا کنون درباره اجرای حکم اعدام این زندانیان اطلاع رسانى نکرده اند.
افزایش اقدامات در سازمان ملل برای آزادی جیسون رضائیان
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از رادیو فردا، از اقدامات تازه برای آزادی خبرنگار روزنامه واشینگتنپست، بهروزرسانی پرونده او در هیئتی در سازمان ملل متحد است. هدف، اعمال فشار بینالمللی بیشتر بر تهران برای آزادی جیسون رضائیان عنوان شده است.
پرونده اصلی در این مورد در ماه ژوئیه در کارگروه ملل متحد در امور بازداشتهای خودسرانه تشکیل شده بود.
بهروزرسانیهای تازه نشان میدهد که آقای رضائیان در وضعیت جسمانی نامناسبی به سر میبرد. او، به گفته واشینگتنپست «به خاطر افزایش بدرفتاریهای ایران»، از فشار خون و ناراحتیهای دیگر رنج میبرد.
از سوی دیگر برادر آقای رضائیان نیز ۱۱ آذر ماه از برنامه خود برای ارسال دادخواستی با بیش از ۵۰۰ هزار امضا به نمایندگی ایران در سازمان ملل متحد خبر داده است. این نامه خواستار «آزادی فوری و بیقیدوشرط» او شده است.
جیسون رضائیان از جمله ایرانیآمریکاییهای بازداشتی در ایران است که مقامهای ایالات متحده مکررا خواستار آزادی آنها شدهاند.
این روزنامهنگار ۵۰۰ روز پیش بازداشت شد.
قوه قضائیه ایران، در آغاز آذر ماه، مانند دفعات پیشین بدون اشاره به جزئیات، خبر داد که گرچه حکم جیسون رضائیان، به او و وکیلش ابلاغ نشده، اما او به زندان محکوم شده است.
اتهامات وارد شده به این خبرنگار «جاسوسی» و «اقدام علیه امنیت ملی» عنوان شده است.
واشینگتنپست و ایالات متحده این اتهامات را رد کرده، میگویند هیچ دلیلی برای بازداشت او وجود ندارد و روند محاکمه او نیز از هرگونه شفافیتی تهی بوده است.
وکیل روزنامه واشینگتنپست زندانی شدن و محاکمه رضائیان را «تئاتر سیاسی» توصیف کرده است.
تخصیص شعبه ویژه بدحجابی در دادگاه های خرم آباد
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایسنا، حسینرضا دلفان در جمع خبرنگاران، با اعلام خبر شعبه های ویژه بدحجابی گفت که بدحجاب ها به ده روز تا دو ماه حبس و یا جریمه نقدی محکوم خواهند شد.
وی با ذکر اینکه مردم لرستان معتقد و پایبند به اصول و عقاید شرعی هستند، اظهار کرد: “چنانچه اندک افرادی بخواهند مظاهر علنی بیحجابی را در جامعه اشاعه دهند، با برخورد قانونی و قاطع دستگاه قضا مواجه میشوند”.
این مقام مسئول با بیان اینکه “شعبه ویژهای به بحث بیحجابی و مظاهر آن اختصاص داده شده است” تصریح کرد: “در کوتاهترین زمان ممکن به پروندهها رسیدگی میشود”.
دلفان اضافه کرد: “کسانیکه بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند، از ۱۰ روز تا دو ماه حبس و یا به جزای نقدی محکوم میشوند”.
آغاز بزرگترین عملیات نظامی علیه داعش
دیپلماسی ایرانی: روسیه روز چهارشنبه عملیات بزرگ خود را در سوریه آغاز می کند. عملیاتی که قرار است با هماهنگی و مشارکت فرانسه علیه گروه های تروریستی صورت بگیرد و معادلات جاری در این کشور را کاملا تغییر دهد. قرار است سه روز قبل از آغاز این عملیات 69 فروند سوخو – 24 در کنار هواپیماهای پیشرفته استراتژیک بمب افکن توپولف 160 در مانوری هوایی که گفته می شود بزرگترین مانور نظامی در خاورمیانه خواهد بود، شرکت کنند. قرار است علاوه بر این جنگنده ها 30 ناو جنگی روسی که در سواحل سوریه، ترکیه و لبنان خارج از مرزهای منطقه ای مسقر هستند به همراه شش زیر دریایی و موشک های توماهوک کروز نیز در این مانور شرکت داشته باشند.
در همین رابطه روسیه از سوریه، لبنان، عراق و ترکیه خواسته است که روز چهارشنبه حریم هوایی خود را ببندند چرا که 69 فروند هواپیمای روسی در این روز مشغول مانور هوایی خواهند بود. به گفته مقام های روس این مانور مقدمه حمله بزرگی موسوم به «جنگ ویرانگر» علیه داعش است است که قرار است روز چهارشنبه آغاز شود. قرار است در این عملیات بزرگ، نیروهای دریایی و هوایی به همراه موشک های بالستیک دوربرد روسی از دریای بالتیک تا دریای مدیترانه مشارکت داشته باشند.
به گزارش روزنامه لبنانی الدیار، ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه زمانی تصمیم گرفت که عملیات جنگ ویرانگر علیه داعش را آغاز کند که ثابت شد داعش عامل سقوط هواپیمای مسافربری روسی در صحرای سینا بوده است. قرار است این حملات علاوه بر سوریه شامل بمباران مواضع داعش در لیبی و سینا در مصر نیز بشود و هیچ کس نمی داند قرار است حد و مرز آن تا کجا ادامه یابد. روس ها می گویند تنها چیزی که می دانند این است که این جنگ باید به حضور داعش در سوریه پایان دهد. در همین رابطه رئیس ستاد ارتش روسیه با رئیس ستاد ارتش فرانسه تماس گرفته و عملیات هماهنگی با او در این عملیات را انجام داده و قرار است جنگنده های فرانسوی و نیروی دریایی فرانسه همانند یک متحد در کنار روسیه در جنگ علیه داعش شرکت کنند. او همچنین از هم تای فرانسوی اش خواست که هماهنگی لازم میان خلبان ها صورت بگیرد تا حادثه ای هوایی میان هواپیماهای روسی و فرانسوی رخ ندهد. در همین رابطه خلبان های روسی و فرانسوی و همچنین افسرهای نیروی دریایی روسیه و فرانسه جلساتی را با یکدیگر برگزار کردند تا هماهنگی های لازم با یکدیگر را انجام دهند تا این عملیات نظامی با موفقیت انجام شود. قرار است فرانسه با حدود 40 جنگنده رافائل و 20 جنگنده میراژ در این عملیات شرکت کند. انتظار می رود این عملیات گسترده بتواند تحولی شگرف در شرق دریای مدیترانه ایجاد کند.
از هفته گذشته جنگنده بمب افکن های توپولف 160 روسی به اضافه جنگنده های سوخو از جمله نسل پنجم سوخو – 35 شبانه روز در حال بمباران مواضع داعش در سوریه هستند و مراکز جبهه النصره در ادلب، حلب و اطراف حمص را بمباران کرده اند. بنا به گفته مقامات روسی در عملیات «جنگ ویرانگر» قرار است تمامی نقاطی که اثری از داعش و جبهه النصره و عناصر تروریستی وابسته به آنها وجود دارد، بمباران شود و جنگنده های روسی و فرانسوی به هیچ تروریستی رحم نکنند. پیش بینی می شود بعد از این عملیات گروه های تروریستی به سمت عراق فرار کنند و عمده تمرکزشان از سوریه به عراق انتقال یابد.
روسیه روز شنبه از دولت عراق خواسته بود حریم هوایی اقلیم کردستان را ببندد و تمامی پروازهای هواپیماهای مسافربری به فرودگاه های اربیل و سلیمانیه را متوقف کند چرا که می خواهد عملیاتی بزرگ علیه داعش و جبهه النصره آغاز کند. دولت روسیه همچنین از دولت بغداد خواسته است اجازه حمله به مواضع گروه های تروریستی در عراق به ویژه در موصل را بدهد که بغداد با آن موافقت کرده است. ارتش عراق نیز اعلام کرده است به زودی عملیات آزادسازی موصل و رمادی را آغاز می کند.
در همین رابطه مذاکراتی میان روسیه با مصر در جریان است تا قاهره به مسکو اجازه دهد به مراکز داعش در صحرای سینا نیز حمله کند. در مورد لیبی، گویا روسیه و فرانسه قصد ندارند از لیبی اجازه بگیرند تا به مراکز داعش در این کشور به ویژه در شهر سرب حمله کنند. بنا به گزارش ها داعش در لیبی حضوری گسترده و قدرتمند دارد.
قرار است جنگنده بمب افکن های توپولف 160 بمب های دو تنی بر مراکز داعش فرو بریزند تا مقرهای آنها را به طور کامل ویران کنند. در عین حال روسیه تصمیم دارد تمامی مراکز فرماندهی و انبارهای تسلیحاتی و همچنین مراکز آموزشی داعش را کاملا ویران کند و گفته است اگر در مرکزی حتی یک نیروی داعشی وجود داشته باشد هم آن مرکز را با خاک یکسان خواهد کرد.
در مقابل، داعش صدها نیروی خود را به همراه خانواده هایشان از رقه به موصل در عراق انتقال داده تا به این ترتیب خود را آماده این جنگ کند. ولادیمیر پوتین، رئیس جمهوری روسیه گفته است: «ما امپراطوری هایی هستیم که داعش نمی تواند ما را تکان دهد. اگر مردان ما نتوانند با داعش بجنگند بهتر است زنانمان به میدان های جنگ بروند و مردان به آشپزخانه ها بروند و آشپزی کنند. جنگ ما علیه داعش بی رحمانه خواهد بود. داعش خواهد دید که پاسخ حمله به هواپیمای مسافربری روسی چیست. داعش خواهد دید چگونه جنگنده های روسی بی رحمانه و بدون هر گونه ملاحظه ای مراکزش را ویران خواهند کرد.»
وی همچنین گفت: «بر اساس اطلاعات امنیتی روسیه و تصاویر ماهواره ای که از مراکز داعش به دست آمده است، عملیات جنگ ویرانگر از روز چهارشنبه با هماهنگی هواپیماهای فرانسوی آغاز خواهد شد و بی وقفه ادامه خواهد یافت. بر اساس اطلاعات ما داعش موشک های زمین به هوا در اختیار ندارد بنابراین نمی تواند هیچ کدام از هواپیماها و جنگنده های ما را هدف قرار دهد. فرماندهان نظامی روسیه به خوبی از موشک هایی که داعش در اختیار دارد، باخبرند.»
ناظران انتظار دارند عملیات مشترک روسیه و فرانسه علیه داعش دو هفته به طول بینجامد و طی آن مواضع داعش به طور کامل ویران شود و هیچ اثری از آن حتی در روستاها و شهرها باقی نماند. بعد از این حمله کوبنده پیش بینی می شود ارتش سوریه به همراه متحدان خود عملیاتی همه جانبه برای پس گرفتن مناطق اشغال شده توسط داعش انجام دهند. روس ها همچنین تصمیم دارند از بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه بخواهند که اجازه دهد «ارتش آزاد» و گردان های موسوم به «جیش الفتح» و «جیش الاسلام» و «احرار الشام» که عموما آموزش دیده نیروهای امریکایی هستند به مراکز داعش یورش ببرند و آنها را از مناطق مختلف سوریه بیرون برانند. انتظار می رود این نبرد زمینی دست کم یک ماه طول بکشد و به دنبال آن توانایی های نظامی داعش کاملا از بین برود. در همین رابطه دستور داده شده است که از نیروهای داعش هیچ اسیری گرفته نشود و هر جا که به دام افتادند فورا اعدام شوند چرا که قصد ندارند زندانی شبیه گوانتانامو برای داعش ایجاد شود. ولادیمیر پوتین دستور داده است که نمی خواهد هیچ اثری از داعش باقی بماند و حتی خودروهای آنها نیز باید از بین بروند.
درخواست ۹۰ روزنامهنگار برای آزادی روزنامهنگاران بازداشتشده
رادیو پارس –
در این نامه آمده است که این روزنامهنگاران به اتهام واهی و تکراری همکاری با رسانههای خارج از کشور بازداشت شدهاند: «حتی رییس جمهوری اسلامی ایران نیز این بازداشتها را “پروندهسازی” نامیده است. این بازداشتها که با طرح اتهامات بیپایه توسط رسانههای منتسب به نهادهای امنیتی و نظامی همراه شده، مغایر قوانین داخلی کشور و قوانین بینالمللی است که جمهوری اسلامی ایران به اجرای آنها متعهد است.»
حسن روحانی روز چهارشنبه ۱۳ آبان، در جلسه هیات دولت در صحبتهای خود به مناسبت سالروز اشغال سفارت آمریکا در واکنش به بازداشت این روزنامهنگاران در راستای پروژه «مقابله با نفوذ سپاه»، گفته بود: «بیخودی نرویم یکی دو نفر را به بهانهای بگیریم و پروندهسازی کنیم، بعدش هم بگوییم این خط، خط نفوذ است.»
همچنین: وعده روحانی به همسر روزنامهنگار بازداشتی: پیگیر ماجرا هستیم
رییس جهموری ایران، روز یکشنبه ۱۷ آبان و در مراسم افتتاح بیست و یکمین نمایشگاه مطبوعات هم گفت که «از برخی نشریات میتوان فهمید فردا چه کسی بازداشت یا توقیف میشود و ریختن آبروی چه کسی در دستور کار است.»
صادق لاریجانی، رییس قوه قضاییه، به این صحبتهای روحانی واکنشی سریع نشان داد و حرفهای روحانی را مصداق افترا خواند.
در نامه سرگشاده روزنامهنگاران معترض به بازداشت چهار نفر از همکارانشان در ایران آمده است: «قانون اساسی بر آزادی رسانهها و آزادی بیان همه شهروندان و از جمله روزنامهنویسان تصریح کرده و فعالیت حرفهای روزنامهنگاری را به رسمیت شناخته است. همچنین برای متهمان، حقوقی قانونی در نظر گرفته شده که در این بازداشتها رعایت نشده است.»
در همین زمینه: ادامه بیخبری از وضعیت پنج روزنامهنگار بازداشت شده
امضاکنندگان این نامه از جمله فرج سرکوهی، مسعود بهنود، نوشابه امیری، علی اصغر رمضانپور، احمد رأفت، سیامک قادری، توکا نیستانی و …، با تاکید بر حق آزادی عقیده و بیان (تصریح شده در اعلامیه جهانی حقوق بشر)، این حق را سلب ناشدنی دانستهاند و گفتهاند که بر اساس این اعلامیه، همه متهمان تا پیش از اثبات جرم در دادگاه علنی و عادلانه، بیگناه تلقی میشوند.
آنها بازداشت غیرقانونی روزنامهنگاران و نقض حقوق قانونی آنها را محکوم کردهاند و از مراجع مسئول خواستهاند تا هرچه سریعتر این چهار روزنامهنگار زندانی را آزاد کنند.
در روزهای گذشته خبرهایی در مورد صادر شدن قرار وثیقه برای عیسی سحرخیز و احسان مازندرانی منتشر شده است، اما تا لحظه تنظیم این گزارش (چهارشنبه ۱۱ آذر)، هنوز خبری از آزادی این روزنامهنگاران نیست.
سیدمحمود علیزاده طباطبایی، وکیل مدافع احسان مازندرانی، مدیرمسئول بازداشت شده روزنامه فرهیختگان، روز دوشنبه نهم آذر ماه درباره وضعیت پرونده او به خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) گفته بود که بازپرس پرونده قرار وثیقه صادر کرده است: «صبح امروز وثیقه ارائه شده کارشناسی شد و سپس آن را به شعبه ۱۲ دادسرای فرهنگ و رسانه ارائه کردیم.»
او گفته بود که هنوز تصمیمی برای قبول این وثیقه نگرفته است. با توجه به اینکه چهارشنبه یازدهم آذر، اربعین امام سوم شیعیان و از روزهای تعطیل رسمی در ایران است، بعید به نظر میرسد تا روز شنبه، ۱۴ آذر، تغییری در وضعیت روزنامهنگاران بازداشت شده از جمله احسان مازندرانی به وجود بیاید.
واکنشها ادامه دارد
در تازهترین واکنشها به بازداشت روزنامهنگاران، خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا)، روز دوشنبه نهم آذر ماه، از قول احمد خاتمی، عضو مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه موقت تهران نوشت: «اخیرا روزنامهنگارانی که به جرم همراهی با آمریکا بازداشت شدهاند، در اعترافات خود عنوان کردهاند از برخی مقاله میگرفتند، به آنها پول میدادند و بعد مقاله را دستکاری کرده و در اختیار روزنامههای آمریکایی قرار میدادند که این مسائل بسیار مهم است که باید نسبت به آن بیدار باشیم.»
این اظهارات در حالی مطرح شده است که هنوز هیچ دادگاهی برای این روزنامهنگاران برگزار نشده و نسبت دادن «جرم» به آنها از نظر حقوقی نادرست است.
از سوی دیگر علی مطهری، نماینده اصولگرای مجلس ایران، روز دوشنبه نهم آذر ماه در دانشگاه سهند تبریز گفت که با اصل بازداشتها در صورت وجود مستندات مخالف نیست، «اما وقتی وزارت اطلاعات داریم، نباید سایر نهادها این کار را بکنند. رییس جمهوری هم میتواند به عنوان رییس قوه مجریه و مجری قانون اساسی، طبق قانون اساسی اخطارهایی را بدهد، خصوصا که این کار به بهانه نفوذ انجام شد.»
او هشتم آذر ماه هم در دانشگاه تهران گفته بود که نباید کاری خلاف قانون اساسی در کشور صورت بگیرد.
این نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی، دوم آذر هم در تذکری به وزیران اطلاعات و دادگستری، خواستار توضیح آنها درباره بازداشت برخی روزنامهنگاران از سوی اطلاعات سپاه شده بود و یک روز بعد هم گفته بود که نگران است این بازداشتها مربوط به انتخابات باشد.
برخی تحلیلگران پیام این بازداشتها را خواست حاکمیت در نشان دادن استواری و عدم تغییر در سیاستهای داخلی دانستهاند و تاکید بر اینکه نرمش تنها در سیاست خارجی است و اینکه قرار نیست تغییری در داخل ایجاد بشود و امتیازی به جامعه مدنی داده شود.
بیانیه ی کانون نویسندگان ایران هفدهمین سالگرد قتل محمد مختاری و جعفر پوینده
در هفدهمین سالگرد قتل محمد مختاری و جعفر پوینده، یاد عزیز آن جان باختگان راه آزادی را گرامی می داریم. مرگ جانگداز آن جان های عاشق با گذشت این همه سال هنوز بر جسم و جان آزادی خواهان ایران و جهان آتش می زند. سهل است، حتی یادآوری این داغ شرربار روح و روان انسان های آزاده را می سوزاند، و ای بسا برخی کسان، از همین رو، مصلحت را در دم فروبستن و سوختن و ساختن با این داغ بدانند. اما کانون نویسندگان ایران، هم به عنوان مدافع پیگیر آزادی بیان و ادامه دهنده ی راه پوینده و مختاری و همه ی رهروان راه آزادی و هم در مقام جوینده ی حقیقتِ کل قتل های سیاسی – عقیدتیِ موسوم به زنجیره ای، نه تنها سوختن دراین داغ را به جان می خرد و بر این فاجعه ی اجتماعی چشم نمی بندد بلکه درعین مقاومت در برابر هرگونه ستم و سرکوب با صدایی هرچه رساتر برای ستمدیدگان این فاجعه دادخواهی می کند. کانون بر آن است تا زمانی که این غده ی سرطانی همچنان در دل جامعه ی ایران جا خوش کرده و جولان می دهد، تا زمانی که صداهای دادخواهانه و اعتراضی همچنان با داغ و درفش و سرکوب و خفقان رو به رو می شوند، هیچ انسانی نمی تواند خود را آزادی خواه بنامد مگر آن که برای جراحی و از میان برداشتن این غده ی انسان سوز و دیگر بسترهای آزادی ستیزی در جامعه ی ایران به پا خیزد.
فاجعه ی قتل های سیاسی – عقیدتی در این سال ها بی شک از برخی جهاتِ مهم مورد اعتراض و نقد و ریشه یابی قرارگرفته است. اما زوایای پنهان و کتمان شده ی آن به علت فضای سنگین سرکوب و اختناق همچنان ناروشن باقی مانده، و آنان که جرأت ورود به این زاویه ها را به خود داده اند، از جمله ناصر زرافشان عضو کانون نویسندگان ایران و وکیل خانواده های قربانیان این قتل ها، متحمل هزینه هایی بس گزاف شده اند. رئیس وقتِ کمیسیون اصل نود مجلس بر همین زاویه ی کتمان شده انگشت گذاشت آن گاه که اعلام کرد: ما در بررسی قتل های زنجیره ای به جایی رسیدیم که جلوتر از آن نمی توانستیم برویم.
کانون نویسندگان ایران در این سال ها همواره بر چند نکته ی مهم و کلیدی تأکید کرده که می تواند این زوایای پنهان را تا حدود زیادی روشن کند. نخست این که شمار قتل های زنجیره ای بسی بیش از آن است که به کشتار چهار نفر یعنی پروانه اسکندری، داریوش فروهر، محمد مختاری و جعفر پوینده محدود شود. از آن زمان به بعد، علاوه بر ده ها نام دیگر، از این نام ها نیز به عنوان قربانیان قتل های زنجیره ای یاد شده است: غفار حسینی، احمد میرعلایی، علی اکبر سعیدی سیرجانی، احمد تفضلی، ابراهیم زال زاده، مجید شریف، پیروز دوانی، حمید حاجی زاده و فرزند خردسالش، کارون. افزون بر این، قرار بود شمار دیگری از نویسندگان را با اتوبوس به اعماق دره پرتاب کنند، کشتاری دسته جمعی که البته ناکام ماند. نکته ی دیگر آن که آمران این قتل ها را باید در رده هایی بالاتر از رده ی مأموران دست چندمی از نوع سعید امامی و مصطفی کاظمی و امثال آنها جست و جو کرد. همان مقدارِ بس ناچیز از اعترافات متهمان که به بیرون درز کرد نشانگر این حقیقت بی چون و چراست که تصمیم گیری در مورد این قتل ها فراتر از اختیارات کسانی بوده که به عنوان متهم معرفی شدند. اما وجه مهم دیگری که کانون بر آن تأکید کرده و همچنان می کند این است که خفه کردن مختاری و پوینده نه قتل معمولی بلکه جنایتی مضاعف است، به این معنا که در جریان آن علاوه بر سلب حق حیات از دو انسان، آزادیخواهی و دگراندیشی نیز به مسلخ کشیده شده است. به یاد داریم که اندکی پس از قتل های آذر ۱٣۷۷، دادستان سازمان قضایی نیروهای مسلح به عنوان مرجع رسیدگی به پرونده اعلام کرد متهمان درباره ی مقتولان ادعاهایی دارند که باید آنها را با استناد به ماده ی ۲۲۶ قانون مجازات اسلامی اثبات کنند. ماده ی ۲۲۶ قانون پیشینِ مجازات اسلامی چنین مقرر کرده بود: «قتل نفس در صورتی موجب قصاص است که مقتول شرعاً مستحق کشتن نباشد و اگر مستحق قتل باشد قاتل باید استحقاق قتل او را طبق موازین در دادگاه اثبات کند.» به این ترتیب، به گفته ی مرجع رسیدگی به پرونده، قاتلان ادعا کرده بودند که پوینده و مختاری و فروهرها را به دلایل شرعی کشته اند. این ادعا هیچ معنایی نداشت و ندارد جز آن که این انسان ها را به دلیل عقاید دگراندیشانه و فعالیت های آزادی خواهانه شان کشته اند. یادآور می شویم که برخی از متهمان در دادگاه همین ادعای «استحقاق کشته شدن» را درباره ی مقتولان مطرح کردند، و این با وجود تمام تلاش ها و ترفندهایی بود که پنهان کنندگانِ حقیقتِ قتل ها برای انصراف متهمان از طرح این ادعا به کار بستند، چرا که می خواستند و همچنان می خواهند مواد قانونی از نوع ماده ی فوق را، که به توحش و آدم کشی جنبه ی قانونی می دهند، محفوظ نگه دارند تا با استناد به آنها بتوانند به طور قانونی نیز صداهای آزادی خواهانه را در گلو خفه کنند. پنهان سازیِ عامدانه ی همین حقیقت است که، به نظر کانون نویسندگان ایران، جنایتی است دیگر – علاوه بر جنایت سلب حق حیات – در حق قربانیان قتل های زنجیره ای، از جمله دو نویسنده ی آزادی خواه و دو عضو صادق و پیگیر کانون نویسندگان ایران، محمد مختاری و جعفر پوینده. و ما همچنان دوره خواهیم کرد داستان روشنگرانه، هرچند دردناکِ، این جنایت مضاعف را بر سر هر کوی و برزن، تا آن زمان که پرده برافتد، ابعاد پنهان این جنایت برای مردم ایران و جهان سراسر آشکار شود، آمران و عاملان آن به سزای اعمال ننگین شان برسند و زمینه ی تکرار این توحش انسان ستیزانه از جامعه ی ایران رخت بربندد.
در هفدهمین سالگرد قتل وحشیانه و تبهکارانه ی جعفر پوینده و محمد مختاری، روز جمعه ۱٣ آذر ۱٣۹۴ ساعت ۲.۵ بعد از ظهر مزار آن جان باختگان راه آزادی را در امام زاده طاهرِ کرج گلباران می کنیم.
کانون نویسندگان ایران
۱۰ آذر ۱٣۹۴

ادامه اعتصاب غذای زندانیان سیاسی رجایی شهر؛ مخالفت با انتشار علنی نام ضاربان
زندانیان سیاسی بند ۴ زندان رجاییشهرکرج که در اعتراض به حضور دو زندانی با سابقهی شرارت در این بند دست به اعتصاب غذا زدهاند تاکید میکنند که مایل به انتشار علنی نام این دو زندانی نیستند، زیرا که آنها را نیز قربانی سیاستهای مدیریت زندان جهت کنترل زندانیان میدانند.
به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی به نقل از کلمه، در سومین روز اعتصاب غذای پنج زندانیان سیاسی سالن ۱۲ بند ۴ زندان رجاییشهر و در پی اعتراض آنان به عدم امنیت جسمی و روانی در این سالن، تاکنون مقامات زندان کوچکترین اقدامی در این زمینه انجام ندادهاند.
روز شنبه ۷ آذر ماه سال جاری دو تن از زندانیان سالن ۱۲ بند ۴ زندان رجایی شهر که سابقه درگیری و شرارت دارند، پس از تهدید و ارعاب گروهی از زندانیان، با چاقو به آنها حمله کرده و آنان را مورد ضرب و شتم قرار دادند.
طی روزهای اخیر و پس از این ماجرا، فعالان سیاسی اجتماعی و زندانیان سیاسی سابق زندان رجاییشهر و اوین ضمن همدردی با اعتصابکنندگان غذا از آنها خواسته اند تا نام ضاربان خود را افشا کنند. با وجود این به نظر میرسد معترضان اساسا اعتراضشان متوجه ضاربان نیست بلکه آنها معترض به مدیریت سازمان زندانها و زندان رجاییشهر را به واسطه ایجاد ناامنی و تحمیل فشارهای متعدد بر زندانیان سیاسی عقیدتی و سوءاستفاده از ضعفهای برخی زندانیان هستند.
زندانیان معترض زندان رجاییشهر و حتی ضاربان آنان نیز خود به نوعی قربانیان ظلم و بی عدالتی نظام قضا از یک سو و مدیریت غیر اخلاقی زندان از سوی دیگر هستند.
زندانیان در اعتصاب معتقدند که اگر زندانیان بند ۳۵۰ زندان اوین ناچار شدند جهت حفظ و تامین امنیت جسمی و روانی خود و در اعتراض به تهدیدات و تحرکات عدهای از همکاران سابق دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی که به جرم جاسوسی به آنجا منتقل شده بودند، دست به اعتراض زنند و خواستار اخراج آنان از بند ۳۵۰ شوند، زندانیان اعتصابی رجاییشهر نیز جز تامین امنیت و آرامش در سالن ۱۲ بند ۴ خواسته دیگری ندارند.
آنها تاکید میکنند مدیریت زندان با حمایت، پشتیبانی و تحریک برخی زندانیان دارای نقطه ضعف و بریده و تطمیع آنان تلاش دارد با ناامن کردن غیررسمی فضای بند سیاسی فشار بر زندانیان سیاسی را تشدید و به این روش بند سیاسی زندان را مدیریت کند.
بنا بر این منطق و همینطور حفظ آبروی خانواده بیگناه ضاربان، اعتصابکنندگان زندان رجاییشهر تاکید کردهاند که تمایلی به انتشار نام ضاربان ندارند و هرگز اعتراض خود را به رفتار زشت و غیر قابل دفاع دو یا چند زندانی یا کشمکشهای شخصی تقلیل نمیدهند، بلکه آنان خواستار توقف رویههای جاری مدیریت زندان و تهدیدهای مستقیم و غیر مستقیم، آشکار و پنهان علیه جسم و روان و امنیت خود و همبندیانشان هستند.
همچنین اعتصابکنندگان «سعید مدنی»، «سعید رضویفقیه»، «کامران ایازی»، «بهزاد عربگل» و «جعفر اقدامی» تاکید کردهاند تا انتقال قطعی ضاربان از سالن ۱۲ بند ۴ و تامین امنیتشان به اعتصاب غذا ادامه خواهند داد.
بر اساس این گزارش حال جسمی «سعید رضویفقیه» که یکی از مضروبان حملهی روز شنبه است، نامساعد بوده و با توجه به سابقه دو عمل جراحی قلب و گزارشهای پزشکی قانونی مبنی بر بحرانی بودن و وخامت حال این زندانی سیاسی و تهیه نشدن داروهای تجویز شده برای وی، مخاطرات بیشتری او را تهدید میکند.