گفتگو با جناب جواد صنم راد در مورد رياست جمهوری ترامپ و سياست اقتصادیش.
برای دانلود فايل صوتی روی فلش کليک کنيد.
گفتگو با جناب جواد صنم راد در مورد رياست جمهوری ترامپ و سياست اقتصادیش.
برای دانلود فايل صوتی روی فلش کليک کنيد.

بیش از ۴۰ هزار نفر در روستای کمب که در حاشیه شهرستان چابهار سکونت دارند فاقد هرگونه امکانات رفاهی زندگی هستند.

فاجعه آتشسوزی و فروریختن ساختمان قدیمی پلاسکو در حاکمیت غارتگر آخوندی بهیقین نه اولین و نه آخرین از نوع خود میباشد. با نگاهی به آمار و ارقام حکومتی اکنون مردم ایران روزانه شاهد چنین آتشسوزیهایی هستند. سخن از سوانحی است که در پشت بسیاری از آنان دستان آلوده باندهای مافیایی حکومت و یا سپاه پاسداران برای غارت بیشتر اموال ملی قرار دارند.
همچنین باید خاطر نشان کرد که به عقیده بسیاری از کارشناسان، در صورت استفاده اصولی از مجموعه امکانات مهار آتش، برای نمونه بکار گیری از هلیکوپترهای آبرسانی، بهیقین آتشنشانی تهران در وضعیتی میبود تا از گسترش و نفوذ آتش به دیگر طبقات جلوگیری به عمل آورده و بدین سان از ریزش نهایی ساختمان جلوگیری نمایند.
نبود امکانات مدرن و همچنین دخالتهای نیروهای سرکوبگر رژیم در امر کمکرسانی به دلیل نزدیک بودن محل حادثه به بیت ولیفقیه یقیننا از دیگر عوامل مهم در گسترش آتش بودهاند.
صحنههای دردآور چشمان اشکبار آتشنشانان که با مجموعه امکانات محدود و مستهلک و بعضاً از کارافتاده، تلاش بیوقفهای برای مهار آتش به خرج داده بودند، بهیقین وجدانهای هر انسانی را بدرد میآورد. بهویژه آنکه بسیاری از آنان مرگ و زندهزنده سوختن همکاران و یاران را در مقابل چشمان خود تجربه کردند. بدنهای سوخته و نیمهسوختهای که اکنون در زیر خروارها آهن و بتن فروریخته مدفونشدهاند، بهخودیخود گویای این ابعاد این فاجعه دردناک است.
بهیقین نقش حکومت در این فاجعه انسانی قابل چشمپوشی نیست. یک عضو شورای ساختمان پلاسکو در این رابطه میگوید: «به دلیل اختیارات محدود، همه اخطارهای مبنی بر ایمن نبودن ساختمان به مالک اصلی یعنی بنیاد مستضعفان منتقل شده است؛ اما هیچ واکنشی از سوی مالک اصلی این ساختمان صورت نگرفت».(سایت حکومتی خبر ۲۴ ۲ بهمن ۱۳۹۵)
بر این منطق است که اکنون مردم تهران انگشت اتهام را از جمله بهسوی بنیادهای غارتگری همچون «مستضعفان» و یا قالیباف شهردار زمینخوار تهران دراز کردهاند؛ زیرا جامعه بهخوبی میبیند که با وجود اخطارهای مکرر از سوی کارشناسان و مهندسان نسبت به خطر قریبالوقوع ریزش این ساختمان با بافت بسیار فرسوده، متولیان حکومت دست روی دست گذاشته و به انتظار فاجعهای بودند که در نهایت طی روزهای گذشته به وقوع پیوست.
در این رابطه خانم مریم رجوی با ابراز همدردی مردم و مقاومت ایران با بازماندگان این فاجعه دلخراش، در پیامی از جمله تأکید کردهاند: «رژیم حاکم و بهطور مشخص خامنهای ولیفقیه آن مقصر مرگ دلخراش همه مردمی است که امروز در زیر آوار ماندند. او و رژیم تبهکارش بهخاطر اولویت دادن تام و تمام به ماشین سرکوب و اختصاص هزینههای عظیم به صدور جنگ و ترور به خاورمیانه بهویژه سوریه، شهرهای ایران را در برابر چنین حوادثی بیدفاع کرده و نهادهای امدادرسانی را ناتوان و مبتدی نگهداشته است».

در اثر بارندگی روز اخیر سقف کلاس درس مدرسه مسلم روستای اکبر آباد بخش مرکزی خاش فرو ریخت و خطر جانی دانشآموزان این مکان را تهدید میکند.
به گزارش کمپین فعالین بلوچ به نقل از تفتان ما، بارش باران و برف روزگذشته در شهرستان خاش منجر به تخریب و فرو ریختن سقف کلاس درس مدرسه مسلم روستای اکبرآباد بخش مرکزی این شهرستان شد.
ریزش ناگهانی قسمتی از سقف کلاس دبستان مسلم باعث رعب و وحشت دانش آموزان شد و بلافاصله این دانش آموزان با کمک معلمان کلاس درس را ترک کردند.
علی ای حال دانش آموزان اینگونه مدارس مجبور هستند همانند گذشته در این کلاس های غیر استاندارد و فرسوده ادامه تحصیل دهند و در حال حاضر جان ۳۰۰ دانش آموز این دبستان در خطر جدی است.
یکی از دانش آموزان این مدرسه با پریشانی و استرس گفت: ناگهان سقف کلاس ریزش کرد و تمام لباسهایم پر از گچ و گل شد و الان احساس ترس دارم و نمیتوانم به درستی به صحبت های معلم توجه کنم و هرلحظه احساس میکنم شاید سقف بر روی سرم ریزش کند.
گفتگو با جناب جواد صنم راد در مورد رياست جمهوری ترامپ و سياست اقتصاديش.
برای دانلود فايل صوتی روی فلش کليک کنيد.





چرا درباره ما سکوت میکنید
حسین رجبیان و کیوان کریمی، فیلمسازان و مهدی رجبیان و یوسف عمادی آهنگسازان و نوازندگان، چهار هنرمند محبوس در زندان اوین در آستانه برگزاری جشنواره فیلم فجر در نامه سرگشادهای خطاب به سینماگران و هنرمندان داخلی، از سکوت آنها نسبت به زندانی بودنشان انتقاد کردند.
آنها در نامه خود که تاریخ آن پنجشنبه ۳۰ دی است، گفتهاند هنرمندان خارجی از آنها حمایت کرده و خواهان آزادیشان شدهاند اما هنرمندان داخل کشور در برابر احکام قضایی و سرنوشت هنریشان سکوت اختیار کردهاند.
این چهار هنرمند «تن به مصلحتاندیشی و منفعتطلبی» را از «رسالت هنر» بهدور دانسته و نوشتهاند: «این چند خط را نگاشتهایم که عنوان کرده باشیم تمام آثارمان که در چند سال اخیر تولید و آماده ارائه بودهاند بهشکل مستقیم و غیرمستقیم مورد مصادره و توقیف قرار گرفتهاند و هیچیک از هنرمندان داخلی برخلاف واکنش هنرمندان تراز اول دنیا به احکام سنگین زندان و مصادره آثار هنریمان واکنشی نشان ندادهاند.»
این در حالی است که ۱۶۵ موسیقیدان، فیلمساز، هنرمند و کنشگر ایرانی که شمار بسیاری از آنها ساکن خارج از کشور هستند نزدیک به یک سال پیش با امضای بیانیهای به صدور احکام سنگین این هنرمندان اعتراض کردند و خواستار آزادی فوری و بیقید و شرط آنها شدند.
این بیانیه را کسانی چون جعفر پناهی، محسن نامجو، شهرنوش پارسیپور، مهرانگیز کار، شاهین نجفی، هانیبال یوسف، گروه آبجیز (صفورا و ملودی صفوی)،آسیه امینی، گروه ایندو (شادی یوسفیان و اردلان پایوار)، اروین خاچیکیان، رعنا منصور و حامد نیکپی امضا کرده بودند.
حسین رجبیان، ۳۱ ساله، بههمراه برادرش مهدی رجبیان ۲۶ ساله و یوسف عمادی، ۳۵ ساله مهرماه سال ۱۳۹۲ در دفتر کارشان در ساری بازداشت شدند. آنها ۱۸ روز در مکانی نامشخص نگهداری شدند و مورد شکنجه و بدرفتاری قرار گرفتند و سپس به سلولهای انفرادی بند دو-الف زندان اوین منتقل و بیش از دو ماه بازجویی شدند. این سه هنرمند در طول دوره بازجویی برای اعتراف تلویزیونی تحت فشار قرار گرفتند و بازجویان تهدیدشان کردند که در صورت عدم شرکت در اعتراف تلویزیونی، به حبس ابد محکوم خواهند شد.
این سه در دادگاه اولیه به شش سال حبس تعزیری و پرداخت ۲۰ میلیون تومان جریمه محکوم شده بودند، اما دادگاه تجدیدنظر تهران، محکومیت آنها را به سه سال حبس تعزیری، سه سال حبس تعلیقی و جریمه ۲۰ میلیون تومانی تبدیل کرد.
اتهام آنها «توهین به مقدسات» و «تبلیغ علیه نظام» است.
کیوان کریمی ۳۱ ساله نیز سال گذشته به دلیل ساخت مستندی درباره تاریخچه دیوارنویسیها و گرافیتیهای شهر تهران به نام «نوشتن بر شهر»، به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و «توهین به مقدسات» به شش سال حبس تعزیری و ۲۲۳ ضربه شلاق محکوم شده بود که حکم زندان او در دادگاه تجدید نظر به یک سال حبس تعزیری و پنج سال حبس تعلیقی تبدیل شد.
کریمی روز چهارشنبه سوم آذر و به دنبال تماسی تلفنی برای «ارائه پارهای توضیحات» به دادسرای زندان اوین تهران احضار شده بود که همانجا بازداشت و برای به اجرا گذاشته شدن حکم خود به زندان اوین منتقل شد.