بایگانی نویسنده: امیری

اعدام گروهی در زندان کرمان؛ احراز هویت ۶ تن از اعدام‌شدگان

صبح روز جاری دست کم ۱۲ زندانی در زندان کرمان اعدام شدند که تا زمان تنظیم این گزارش هویت ۶ تن از آنان توسط هرانا احراز شده است. اتهام عمده اعدام شدگان مربوط به جرایم مواد مخدر بوده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سحرگاه امروز پنجشنبه ۱۵ آذرماه ۹۷، حکم اعدام دستکم ۱۲ زندانی در زندان کرمان اجرا شد.

هرانا هویت شش تن از این افراد را “عبدالغنی قلندرزهی، یعقوب قلندرزهی (از طایفه شه بخش و هر دو از اهالی گوهرکوه شهر خاش)، به همراه دو هم پرونده ای آنان که صرفا با نام خانوادگی شه بخش (ساکن یکی از روستاهای اطراف شهر خاش) شناسایی شده اند در کنار جلیل خدابخش و یوسف جلال‌الدین که از بابت پرونده های جداگانه ای” با اتهامات مربوط به جرایم مواد مخدر به اعدام محکوم شده بودند احراز کرده است.

عضو خانواده یکی از این اعدام شدگان در این خصوص به هرانا گفت: “عبدالغنی قلندرزهی، یعقوب قلندرزهی و دو هم پرونده ای دیگر آنان حدود هفت سال پیش در ارتباط با یک پرونده مواد مخدر بازداشت و به اعدام محکوم شدند. یکی از این افراد در یک تعمیرگاه در کهنوج بازداشت شد و سه تن دیگر در مکانی دیگر. هر چند سه نفر مورد اشاره سابقه درگیری مسلحانه با ماموران را داشتند اما در هنگام دستگیری و بازداشت اسلحه‌ای با خود نداشته‌اند.”

به گفته شاهدان از مقابل زندان کرمان، اجساد تحویل داده شده حاصل اعدام جمعی امروز به خانواده ها بالغ بر ۱۲ پیکر بود با اینحال هویت عمده اعدام شدگان به دلیل عدم شفافیت و اطلاع رسانی دستگاه قضایی تا زمان تنظیم این گزارش مشخص نشده است.

بنا بر گزارش نهادهای بین‌المللی، ایران به تناسب سرانه جمعیت و میزان اعدام، رتبه نخست اعدام شهروندان خود در دنیا را دارد.

نهاد آمار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران به روال هر ساله همزمان با ۱۰ اکتبر (۱۸ مهرماه)، روز جهانی مبارزه علیه مجازات اعدام گزارش یک ساله خود از وضعیت اجرای حکم اعدام در ایران منتشر کرد. بنا بر این گزارش، در بازه زمانی یکساله (مهر ۹۶ تا مهر ۹۷) حکم اعدام ۲۵۶ نفر در ایران به اجرا در آمده است که از این تعداد ۱۵ نفر در ملاء عام اعدام شدند.

همچنین ۶۸ درصد اعدام‌های صورت گرفته در ایران توسط دولت یا نهاد قضایی اطلاع رسانی نمیشوند که اصطلاحاً آن را اعدام “مخفیانه” می‌خوانند.

محرومیت از درمان پنج زندانی محبوس در زندان مسجدسلیمان

پنج تن از زندانیان محبوس در زندان مسجد سلیمان، با وجود بیماری‌های مختلف و وضعیت نامناسب جسمی از دریافت خدمات درمانی و اعزام به بیمارستان محروم مانده اند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، پنج تن از زندانیان محبوس در زندان مسجد سلیمان، از دریافت خدمات درمانی و اعزام به بیمارستان محروم هستند.

هویت این زندانیان “رحمان عساکره، على حلفى ۵۱ ساله، حسن (حسون) عبداللهی، ۳۲ ساله، احمد عبداللهی (کعبی)، ۳۱ ساله و حسین طائی” توسط هرانا احراز شده است.

یک منبع مطلع در خصوص وضعیت رحمان عساکره به گزارشگر هرانا گفت: “رحمان عساکره از بیماری‌های گوارشی، کلسترول و فشار خون رنج می‌برد و از دریافت خدمات پزشکی و اعزام به بیمارستان محروم است”.

رحمان عساکره از فعالین عرب اهوازی و از اعضای موسسه الحوار (گفتگو) شهر رامشیر به اتهامات “محاربه با خدا، افساد فی‌الارض، اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام” در شعبه ۲ دادگاه انقلاب اهواز به ریاست قاضی سید محمد باقر موسوی محاکمه شد. وی با وجود رد اتهامات انتسابی خود در دادگاه به ۲۰ سال حبس تعزیری و تبعید در زندان مشهد محکوم شد. حکم صادره علیه این فعال فرهنگی عرب در تاریخ ۱۹ تیر ۱۳۹۱ به وی ابلاغ شد.  این زندانی در سال‌های اخیر از زندان مرکزی مشهد به زندان مسجد سلیمان منتقل شده است.

آقای عساکره فارغ‌التحصیل رشته شیمی است و همزمان با تعدادی دیگر از اعضای انجمن الحوار در تاریخ نهم اسفند ۱۳۸۹ بازداشت شد.

علی حلفی، شهروند عرب اهل حمیدیه دیگر زندانی بیمار محبوس در این زندان نیز از دریافت خدمات درمانی محروم مانده است.

علی حلفی فرزند عبدالنبی متولد ۱۳۴۵ که از مشکلات دستگاه گوارشی رنج می‌برد، در زمان بازداشت دچار شکستگی دنده‌های سینه شد و به ناچار در سال‌های حبس حداقل یک بار تحت عمل جراحی قرار رفت.

آقای حلفی در سال ۸۴ توسط نیروهای امنیتی در پرونده موسوم به “انفجار در خیابان سلمان فارسی اهواز” بازداشت شد. وی از متهمان اصلی پرونده نبود.

علی حلفی اهل شهرستان حمیدیه، در سال ١٣٨۴ بازداشت شد. وی پیش‌تر به اتهامات “اقدام علیه امنیت ملی، محاربه باخدا و افساد فی الارض” از سوی شعبه یک دادگاه انقلاب اهواز به ۳۰ سال حبس در زندان گناباد محکوم شد.آقای حلفی از بیماری زخم معده و عفونت روده‌ها رنج می‌برد.

علی حلفی برای مدت یکسال در زندان کارون اهواز و ده سال در زندان گناباد از توابع استان خراسان رضوی به صورت تبعیدی ایام حبس خود را تحمل کرد. وی در نهایت در تابستان سال ۹۵ به زندان مسجد سلیمان در استان خوزستان منتقل شد.

در حالی که علی حلفی حدود نیمی از حبس خود را تحمل کرده است، علیرغم درخواست‌های مکرر و نیاز به دریافت خدمات پزشکی، مسئولان زندان تاکنون با هیچ یک از درخواست‌های او برای مرخصی استعلاجی موافقت نکرده‌اند.

در مرداد ماه سال گذشته هرانا در گزارشی به آخرین وضعیت علی حلفی در دوازدهمین سال حبس پرداخته بود.

همچنین حسن (حسون) عبداللهی، احمد عبداللهی (کعبی)، ۳۱ ساله و حسین طائی دیگر زندانیان بیمار محبوس در این زندان هستند که از دریافت خدمات پزشکی و اعزام به بیمارستان محروم هستند.

یک منبع مطلع از وضعیت این زندانیان به هرانا گفته است: “این افراد چندین بار به درمانگاه زندان مراجعه کرده‌اند اما هیچ‌گونه معالجه‌ای بر روی آنها صورت نگرفته است. با وجود پیگیری‌های مکرر در نهادهای قضایی و نامه‌نگاری با زندان مسئولان زندان با هیچ یک از درخواست‌های آنها برای مرخصی استعلاجی موافقت نکرده‌اند”.

لازم به یادآوری است، در سال ۱۳۹۴ افرادی ناشناس در صفی آباد دزفول سوار بر یک‌ دستگاه خودروی سواری پژو به محل تکیه هیات عزاداری قمر بنی‌هاشم این شهر هجوم آوردند و دو نفر را کشتند. چند روز بعد از این حادثه ۱۵ نفر از شهروندان عرب در روستاهای اطراف شوش توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.

حسن (حسون) عبداللهی و احمد عبداللهی (کعبی) از جمله بازداشت شدگان بودند که در تاریخ ۲۴ مهرماه ۱۳۹۴ توسط نیروهای امنیتی در منازل خود بازداشت و پس از پایان بازجویی‌ها به زندان مسجد سلیمان منتقل شدند.

آنها در نهایت با اتهامات “محاربه از طریق تشکیل گروه “چند الفاروق”، عضویت در گروه‌های مخالف نظام و همینطور تبلیغ علیه نظام” مورد محاکمه قرار گفتند. طی این پرونده هر یک از آنها به ۲۵ سال حبس تعزیری محکوم شدند.

هرانا، پیش‌تر در گزارشی به عدم رسیدگی پزشکی به زندانیان سیاسی عرب اهل استان خوزستان در زندان‌های مختلف کشور پرداخته بود.

گزارشی از آخرین وضعیت عباس واحدیان در پنجاه و ششمین روز بازداشت

عباس واحدیان شاهرودی، نویسنده و فعال مدنی ساکن مشهد از روز ۸ آذرماه علیرغم صدور قرار وثیقه توسط دادستان، از زندان این شهر به بازداشتگاه اداره اطلاعات منتقل شده است. پیشتر در تاریخ ۳۰ آبان‌ماه جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات مطروحه علیه این فعال مدنی در دادگاه انقلاب مشهد برگزار شده بود. اتهامات عنوان شده در جلسه دادگاه “اقدام علیه امنیت ملی و تلاش برای براندازی” بوده است. وی در تاریخ ۱۹ مهرماه توسط نیروهای امنیتی مشهد بازداشت شده بود.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، عباس واحدیان شاهرودی، نویسنده و فعال مدنی ساکن مشهد علیرغم صدور قرار وثیقه از روز ۸ آذرماه ۹۷ از زندان مشهد به بازداشتگاه اداره اطلاعات این شهر منتقل شده است.

یک منبع نزدیک به خانواده آقای واحدیان در این خصوص به هرانا گفت: “در تاریخ ۱ آذرماه روز بعد از دادگاه آقای واحدیان، دادستان به خانواده وی گفته است که قرار وثیقه ۳۰۰ میلیون تومانی صادر شده است. روز بعد که خانواده وی وثیقه را حاضر کرده و به دادستانی برده‌اند، حسن‌نژاد، دادستان مشهد از قبول وثیقه خودداری کرده و گفته که ۱۰ روز بعد مراجعه کنند و با گذشت بیش از ۱۴ روز از آن تاریخ علیرغم پیگیری‌های مکرر خانواده وی از ورود آنها به دادستانی جلوگیری می‌شود”.

وی همچنین افزود: “آقای واحدیان از ۱۰ روز قبل تماسی با خانواده خود نداشته و با مراجعه آنها به زندان، معاون زندان مشهد گفته است که آقای واحدیان از روز ۸ آذرماه به بازداشتگاه اداره اطلاعات منتقل شده و تاکنون به زندان بازنگشته و این موضوع در کنار جوابگو نبودن دادستانی باعث افزایش نگرانی خانواده وی شده است”.

لازم به ذکر است در تاریخ ۳۰ آبان‌ماه ۹۷، جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات مطروحه علیه “عباس واحدیان شاهرودی” نویسنده و فعال مدنی در شعبه ۹۰۳ دادگاه انقلاب مشهد برگزار شده بود.

اتهام عنوان شده علیه وی در جلسه دادگاه “اقدام علیه امنیت ملی” و “اقدام جهت براندازی نظام” بوده است.

پیش‌تر خانواده عباس واحدیان پس از گذشت ۴۲ روز در زمان انتقال وی به دادگاه در حالی که دستبند و پابند داشت موفق به دیدن وی شدند و به آنها گفته شده بود که وی فعلا در بند زندانیان ممنوع الملاقات زندان مشهد نگهداری می‌شود.

عباس واحدیان شاهرودی، نویسنده و فعال مدنی ساکن مشهد در تاریخ ۱۹ مهرماه ۹۷ توسط نیروهای امنیتی این شهر بازداشت شده بود.

پیشتر یک منبع مطلع ضمن تائید این خبر به گزارشگر هرانا گفته بود: “عباس واحدیان نویسنده اهل مشهد، اخیرا در ارتباط با کمک به خانواده‌های زندانیان به همراه تعدادی دیگر از فعالین مدنی مشهد فعالیت می‌کرد. از جمله جمع آوری کمک نقدی از طریق صندوقی جهت حمایت و کمک‌رسانی به خانواده زندانیان. با این حال مشخص نیست دلایل بازداشت ایشان مرتبط با این موضوع باشد”.

کتاب “بازگشت چنگیز خان مغول” از جمله آثار منتشر شده‌ی “عباس واحدیان شاهرودی” است که توسط انتشارات خاتم در مشهد منتشر شده است.

احضار و تهدید دست‌کم ۱۰ تن از کارگران معترض شرکت فولاد اهواز

روز چهارشنبه، دست‌کم ده نفر از کارگران معترض شرکت فولاد اهواز به صورت تلفنی به اداره اطلاعات این شهر احضار شده و پس از حضور در اداره اطلاعات تهدید شده‌اند که در صورت ادامه اعتراضات خیابانی و تجمع کارگران با آنها برخورد جدی‌تری صورت خواهد گرفت. کارگران شرکت فولاد اهواز طی هفته‌های اخیر به صورت متمادی با برگزاری تجمعات گسترده اعتراضی در سطح شهر اهواز و مقابل مراکز دولتی شهر خواهان رسیدگی به مطالبات خود شده بودند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز چهارشنبه ۱۴ آذرماه ۹۷، دست‌کم ده نفر از کارگران معترض شرکت فولاد اهواز به صورت تلفنی به اداره اطلاعات این شهر احضار شدند.

از هویت کارگران احضار شده تا لحظه تنظیم این گزارش اطلاعی در دست نیست.

به گفته منابع کارگری، کارگران پس از احضار از سوی ماموران وزارت اطلاعات تهدید شده‌اند که در صورت ادامه تجمعات برخورد جدی‌تری با آنها صورت خواهد گرفت.

با این حال منابع کارگری از تصمیم کارگران فولاد اهواز مبنی بر ادامه تجمعات اعتراضی از روز شنبه ۱۷ آذرماه خبر داده‌اند.

روز گذشته بیست و ششمین روز تجمعات اعتراضی کارگران شرکت فولاد اهواز در مقابل استانداری خوزستان، مقابل دفتر نماینده آیت‌الله علی خامنه‌ای در استان خوزستان و بازار نادری اهواز ادامه داشت. در روزهای اخیر این تجمعات حضور زنان و خانواده کارگران نیز افزایش داشت.

خواسته اصلی کارگران ”لغو خصوصی سازی، واگذاری شرکت به بخش دولتی، آزادی کارگران زندانی و پرداخت دستمزدهای معوقه” است.

احضار این کارگران در حالی صورت می‌گیرد که روز سه‌شنبه ۱۳ آذر نیز عسل محمدی، فعال کارگری و دانشجوی داروسازی واحد علوم دارویی دانشگاه آزاد تهران توسط نیروهای امنیتی در تهران بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.

از عسل محمدی مطالبی در حمایت از کارگران در سایت‌های مختلف منتشر شده است. خانم محمدی طی هفته‌های اخیر یادداشت‌های در حمایت از اعتراضات کارگران فولاد اهواز و نیشکر هفت‌تپه منتشر کرده بود.

اسماعیل بخشی و علی نجاتی، دو فعال کارگری و سپیده قلیان فعال مدنی که در جریان تجمعات اعتراضی هفته‌های اخیر کارگران مجتمع نیشکر هفت تپه بازداشت شده بودند نیز کماکان در بازداشت بوده و با وجود پیگیری وکیل و خانواده آنها اطلاع دقیقی از وضعیتشان در دست نیست.

طی هفته‌های اخیر همزمان با تجمعات اعتراضی کارگران فولاد اهواز و پیش از آن کارگران مجتمع نیشکر هفت تپه نیز در خیابان‌های شهر شوش با تجمعات مداوم خود خواستار رسیدگی به مطالباتشان شده بودند.

گروه ملی صنعت فولاد توسط گروه سرمایه‌گذار امیرمنصور آریا در اهواز اداره می‌شد. به گفته کارگران بعد از تشکیل پرونده قضایی برای متهم پرونده که اعدام شد، این واحد صنعتی زیر نظر قوه قضاییه قرار گرفت و بعد به بخش خصوصی منتقل شد.

کارگران فولاد خوزستان که در روزهای قبل مقابل استانداری تجمع کرده بودند، چند ماه است که حقوق نگرفته‌اند. آنها اواخر سال گذشته نیز در اعتراض به عدم دریافت حقوق، دست به تجمع اعتراضی زده بودند.

کارگران فولاد خوزستان در اعتراضات خود از کارکنان معترض شرکت نیشکر هفت‌تپه که آنها هم مدت‌هاست حقوق دریافت نکرده‌اند، حمایت کردند و خواهان آزادی بازداشت شدگان تجمعات نیشکر هفت تپه شدند.

خواهان عدالت هستم؛ نامه سرگشاده محمد صابر ملک رئیسی به علمای اهل سنت

– محمد صابر ملک‌ رئیسی زندانی سیاسی بلوچ سنی مذهب که حکم محکومیت ۱۵ ساله خود را بصورت تبعیدی در زندان اردبیل سپری می کند، نامه ای سرگشاده به علمای اهل سنت در استان بلوچستان نوشته است. وی در این نامه با تاکید بر بی گناهی و شرحی از شکنجه ها و بی عدالتی هایی که در این مدت بر وی گذشته است، تبعیض مذهبی در زندان را نوعی تخلف از قانون دانسته و از علمای اهل سنت با تاکید بر اینکه خواهان عدالت است، می خواهد نسبت به تحقق این مهم و برقراری شرایط مساعد تحمل حبس مطابق قانون، اقدامات لازم را در تعامل با مسئولین ذیربط انجام دهند.

متن کامل محمد صابر ملک رئیسی را در ادامه به نقل از هرانا بخوانید؛

“السلام علیکم و رحمه الله بر شما سروران بزرگوار؛

مولانا عبدالحمید اسماعیل زهی و مولانا عبدالرحمن ملا زهی و مولانا فضل الرحمن کوهی و دیگر علمای ربانی و حقانی بلوچستان

اینجانب زندانی سیاسی محمد صابر ملک رئیسی فرزند دادعلی ملک رئیسی مشهور به «مولوی داد رحمن سربازی» متولد ۱ بهمن ۱۳۷۰ می باشم که در سن ۱۷ سالگی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی در مورخه ۲/۷/ ۱۳۸۸ توسط ماموران وزارت اطلاعات در شهرستان چابهار دستگیر و بعد از دو سال بازداشت در بازداشتگاه موقت وزارت اطلاعات زاهدان توسط دادگاه انقلاب زاهدان محکوم به ۱۵ سال حبس در زندان اردبیل و دو سال حبس تعزیری به دلیل خروج غیر مجاز از کشور گشتم. فی الحال هشت سال است که در بند و ۵ سال است که در تبعید در زندان مرکزی اردبیل به سر می برم.

به استحضار شما بزرگواران می رسانم؛

اینجانب در سن نوجوانی و بدون هیچگونه اقدام و اعمال مجرمانه ای، در کمال بی رحمی و بی انصافی دستگیر و محاکمه گشته ام. من به خاطر دیدار با برادرم عبید الرحمن که به دلیل عدم همکاری با وزارت اطلاعات، مقیم پاکستان بود از مرز کشور به صورت غیرمجاز خارج شدم و به دیدار برادرم رفتم و بعد از دو روز از بازگشتم به کشور، همراه دو برادر بزرگترم دستگیر شدم و به بازداشتگاه وزارت اطلاعات زاهدان منتقل شدم.

از همان ورودم به بازداشتگاه وزارت اطلاعات با شکنجه های غیر انسانی و بی رحمانه روبرو شدم از جمله آنها بسته شدن به تخت شکنجه و به اصطلاح خودشان تخت معجزه بود که مجبور به اقرارهای  اجباری شدم. با داشتن سن کم و عدم توان تحمل آن شکنجه های وحشتناک به هدف و مقصد وزارت اطلاعات که پرونده سازی برای یکی از ما سه برادر برای تحت فشار گذاشتن برادرم عبید الرحمن بود، تن دادم. چون تاب و تحمل آن شکتجه های روحی و جسمی را نداشتم. چراکه نمی توانستم بیشتر از آن توهین و تحقیر و ناسزا به پدرم و تهدید به دستگیری پدرم و شکنجه شدنش و همچنین تهدید به شکنجه و قتل برادرهایم که دستگیر و در بازداشتگاه وزارت اطلاعات بودند، متحمل شوم. همچنین برای هرچه زودتر خلاص شدن من و برادرهایم از آن شرایط و شکنجه های وحشتناک تن به تمام خواسته های وزارت اطلاعات دادم.

وزارت اطلاعات بعد از تسلیم شدنم به خواسته هایشان برای من کلاس های معرفی اعضای گروه ریگی و آموزش های لازم آرمانی گروه گذاشتند. شب ها تا صبح در این کلاس ها که از طرف کارشناس پرونده انجام می گرفت، بی وقفه شرکت کردم. در آن زمان نمی دانستم منظور و هدف از این کار معرفی اعضای گروه ریگی با خصوصیات اخلاقی و هدف و مقصد تشکیل گروه و آرمان این گروه و همچنین نحوه و مکان های عملیات های انجام شده گروه با تصاویر برای چیست و چرا برای من با تمام جزئیات توضیح داده می شود.

اما بعد با مکتوب کردن دانسته هایم به خواسته کارشناس پرونده، متوجه شدم که هدف و مقصد وزارت اطلاعات از این کلاس های معرفی گروه ریگی و تشکیلاتش فقط جلوه دادن من بدون هیچ شبهه ای به عنوان یک عضو  آگاه، فعال و آموزش دیده گروه ریگی برای قضات و مقامات بالا بود. چون هم دستگیری به صورت فیلم و به صورت کتبی مدارک لازم تهیه شد.

از همه مهمتر اینکه جلوه دادن من به عنوان یک فرد که به هدف انجام دادن عملیات وارد کشور شده ام بود. در صورتیکه من بعد از تمام شدن تعطیلات تابستان مدارس و رسیدن به درس و مشقم، به کشور و خانه ام بازگشتم و هیچ مقصد و هدف خاصی را دنبال نکردم. همچنین در جلسات دادگاه برای قضات خاطرنشان کردم که علیرغم پرونده سازی و اعترافاتم در وزارت اطلاعات بنده مرتکب هیج اقدام یا عمل مجرمانه ای نشدم و فقط به دیدار برادرم که مقیم پاکستان بود رفته ام و بعد هم بدون هیچ مقصود عملیاتی وارد کشور شده ام. حتی اینکه زیر شکنجه مجبور به این اقرارها شدم را گفتم و توفیقی به حالم نکرد.

با کمال ناباوری و تاسف از سوی دادگاه گناهکار محسوب شدم و محکوم به ۱۷ سال زندان و تبعید گشتم و به زندان مرکزی زاهدان منتقل شدم. زندانی که امید من و خانواده ام برای حداقل خلاص شدن از شکنجه های روحی و جسمی و اعدام شدنم و  از شر وزارت اطلاعات و فشارها و تهدیدهایش بود، شوم.

اما زهی خیال باطل!

چون زندان نیز به نوعی بازداشتگاه وزارت اطلاعات بود. منتها به شکل وحشی تر و متنوع تر. به هیچ وجه کمتر از بازداشتگاه وزارت اطلاعات نبود. من در زندان زاهدان بارها به دلایل مختلفی در تک سلول های قرنطینه زندان با پابند و دستبند با بدترین حال ممکن به سر بردم.

و نیز یکبار توسط زندانی که از طرف حفاظت زندان تحریک شده بود، در قرنطینه با دستان دستبند شده و بدون داشتن هیچ راه دفاعی تا حد بیهوشی کتک خوردم. بعد با بدن خون آلود در گوشه هواخوری قرنطینه انداخته شدم. بینی ام که از ضربات مشت و لگد آن زندانی شکسته بود و نیز خون زیادی هم از دست داده بودم، به خاطر عدم تشکیل پرونده پزشکی، هرگز به پزشک نشان داده نشد. در همان حالم تمام روز در هواخوری رها شدم.

از جریان ۵ خرداد ۱۳۹۱ که سرکوب زندانیان به طرز وحشیانه بود که از سوی گارد ویژه شهر زاهدان  سازمان زندان ها صورت گرفت، الحمدلله خود شما بزرگواران در جریان کامل هستید و حتما هم از موضوع شروع اعتراضات هم خبر دارید. آن هم توهین حفاظت سازمان زندان های استان به ساحت پاک پیامبر و نقض حقوق و کرامت انسانی زندانیان بود. که ما زندانیان سیاسی و دیگر زندانیان همراه ما را تا سرحد مرگ با ضربات مشت و لگد و باتون و گاز اشک آور همراهی و سرکوب کردند. ما با بدترین حال ممکن جسمانی با دستنبد و پابند و بدون آب و غذا و با بی رحمانه ترین وضع ممکن، بدون مداوای جراحات وارده که بر اثر همان سرکوب دچار شده بودیم در قرنطینه زندان به مدت دو ماه همراه نوع دیگر شکنجه های روحی و جسمی از جمله توهین و تحقیر و بی خوابی به سر بردیم. بعد از آن، سی و یک نفر از ما به زندان های مختلف کشور تبعید شدیم.

من همراه سه نفر دیگر به زندان مرکزی شهر اردبیل تبعید شدم. شهر اردبیل یک شهر مذهبی و از مراکز تفکر صفویت و شیعیان تندرو می باشد، که مردم اش هیچ شناختی از ما اهل سنت به جز تفکری که از رسانه های صدا و سیما و رسانه های ارتباط جمعی دیگر تبلیغ و پخش می شود، اطلاع دیگری ندارند، به همین خاطر در تبعیض مذهبی هستیم و بارها مورد توهین و تحقیر و حتی ضرب و جرح از سوی مسئولین زندان و زندانیان متعصب و جاهل قرار گرفته و به قرنطینه منتقل شده ایم.

بدترین این ها، رمضان سال ۱۳۹۳ بود که با تحریک زندانیان متعصب بند مواد مخدر از سوی مسئولین زندان، من و سه نفر از زندانیان سنی و سیاسی، بدست ۶۰ الی ۷۰ نفر از زندانیان جاهل و تحریک شده بند مواد مخدر تحویل داده شدیم. تا حد مرگ کتک خوردیم. از آنجایی که به تصویر کشیدن موضع ما اهل سنت در صدا و سیما  و فیلم های مختارنامه و امام علی (رض) و امثال این فیلم ها که نقش منفی فیلم و دشمنان اسلام را از ما اهل سنت به تصویر کشیده اند و همچنین به اعتقادات و مقدسات ما به صورت واضح اهانت می شود، مثل اهانت به صحابه پیامبر حضرت معاویه (رض) در فیلم مختارنامه به صراحت توسط نقش اول فیلم مختار ثقفی مورد لعن و نفرین قرار می گیرد. و نیز در رسانه های ارتباط جمعی دیگر مثل روزنامه هایی همچون همشهری و کتاب هایی مثل آنگاه که هدایت شدم، اشک قلم و زندگانی عایشه که به زندگی ام المومنین عایشه (رض) می پردازد، صراحتا مورد انتقاد و از مخالفان اسلام قلمداد می شویم.

با این توضیحات در نظر بگیرید که در این شهر با تفکر و دیدگاه مورد اشاره از ما به عنوان مخالفان اسلام یاد می کنند. ضربه زدن به ما را ضربه زدن به دشمنان حضرت علی (رض) و حضرت حسین بن علی (رض) می دانند. هم در زبان و هم در عمل نیت و قصد خود را بارها به ما نشان داده اند. مثل زیر باد کتک مسئولین زندان با دست و پای بسته قرار گرفته شدن، و یا بدست زندانیان جاهل و تحریک شده سپرده شدن و یا در هوای سرد زیر صفر درجه به میله حیاط بسته شدن و یا مورد توهین و تحقیر قرار گرفته شدن و تفتیش عقاید شدن و مورد القاب نامربوط قرار گرفته ایم.

حال از شما بزرگواران خواهشمندم و استدعا دارم، به عنوان رهبران دینی و علمای برجسته ی بلوچستان و نماد وحدت مسلمین اهل سنت و اهل تشیع به مسئولین استانی و کشوری ذیربط یادآور شوید وقتی که یکی را دستگیر، محاکمه و به زندان محکوم می کنید، باید به فکر تحمل زندانش با شرایط طبق قانون هم باشید. زمانیکه تنها جای قانون در کتاب قانون باشد و مجریان قانون خود نقض کننده قانون باشند، پس چرا باید شخصی توسط آنان دستگیر و محاکمه شود؟

ما خواسته غیرمعقول و غیر منطقی نداریم. زمانیکه دستگیر و محاکمه شده ایم، باید طبق قانون با ما برخورد کنند و جایی برای تبعیض وجود ندارد، چراکه قانون برای همه یکسان است و سنی و شیعه، فارس و بلوچ و ترک و مخالف نظام و غیر مخالف نظام ندارد. برخورد تبعیض آمیز در هر زمینه و به هر منظور که باشد، جرم محسوب می شود و از لحاظ قانون متخلف و خاطی باید تنبیه شود اما علیرغم مکاتبات ما و خانواده هایمان، هیچ وقت شاهد اجرای قانون نشده ایم. ازسوی مسئولین هیچ اقدامی برای فریاد رسی و برخورد با متخلف از قانون صورت نگرفته.

حال اینجانب برای رساندن شرایط گذشته خودم و زندانیان دیگر تبعیدی به شما بزرگواران عزیز نامه نوشته ام و خواهشمندم به درخواست ما توجه نمایید. تا اقدامات لازم را برای بهبود شرایط ما زندانیان غریب انجام دهید و باز دوباره هم می گویم، من بی گناهم و مرتکب هیچ جرمی نشده ام. به خاطر عدم همکاری برادرم، گروگان هستم.

با گفتن این حرفها، گله و شکایت از تقدیر و سرنوشت ندارم، بلکه خواهان عدالت و موضع روشن شما عزیزان بزرگوار از عدالت هستم.

با سپاس فراوان از صمیم قلب برای شما بزرگواران

زندانی سیاسی، محمدصابر ملک رئیسی

زندان مرکزی اردبیل، بند هفت

کشته و زخمی‌شدن دو کولبر در مناطق مرزی ارومیه

یک کولبر از اهالی ارومیه در نتیجه‌ی شلیک مستقیم نیروهای مرزبانی در ارتفاعات کیله‌شین اشنویه جان خود را از دست داده و یک تن دیگر هم در حادثه‌ای مشابه در ارتفاعات مرزی ارومیه زخمی شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از مرکز دموکراسی و حقوق بشر کردستان، روز چهارشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۷، یک کولبر به نام «عبدالقادر صالحیان» فرزند جمیل، ساکن دیزج مرگور ارومیه در میان جمعی از کولبران در ارتفاعات مرزی کیله‌شین اشنویه هدف شلیک مستقیم نیروهای مرزبانی قرار گرفته و جان خود را از دست داد.

همزمان گروهی دیگر از کولبران در ارتفاعات مرزی دالامپر ارومیه در کمین همین نیروها افتاده و پس از گشودن آتش، یک تن به نام «عمر نبی‌زاد» از اهالی همین منطقه از ناحیه‌ی کمر دچار مصدومیت شدید شده و سپس جهت رسیدگی پزشکی، به مراکز درمانی ارومیه منتقل شد.

در هر دو مورد، تیراندازی به سوی کولبران به ظن حمل کالای قاچاق و بدون اخطار قبلی صورت گرفته است.

کولبری، شغلی کاذب و مشقت‌بار است که مردم مناطق مرزی در پی فقدان فرصتهای شغلی به آن روی می‌آورند و سالانه دهها تن در مواجهه با خطرات طبیعی و یا در پی شلیک نیروهای مرزبانی کشته و‌ یا زخمی می‌شوند.

بر اساس گزارش سالیانه منتشر شده مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در طول سال ۱۳۹۶، گزارش قتل ۴۶ کولبر (باربر مرزی) و زخمی شدن ۵۸ تن آنان توسط نیروهای مرزبانی و انتظامی ثبت شده که عمدتا این تلفات انسانی در مناطق کردنشین گزارش شده است.

بر اساس این آمار، در کنار افرادی که هویت آنان به عنوان کولبر روشن شده، ۲۲۴ شهروند هدف تیراندازی نیروهای انتظامی و مرزبانی قرار گرفتند.

زندان رجایی‌شهر؛ انتقال سعید شیرزاد به بیمارستان و آسیب دیدگی کلیه ها

سعید شیرزاد، زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی‌شهر کرج اوایل این هفته در پی درد شدید کلیه به بیمارستان مدنی کرج اعزام شد. پس از انجام سونوگرافی مشخص شد که کلیه‌ی راست این زندانی تا ۸ سانتی‌متر کوچک شده و کلیه‌ی چپ وی نیز کیست دارد. این وضعیت در پی عدم رسیدگی پزشکی در زندان و همچنین ممانعت از اعزام وی به مراکز درمانی خارج از زندان به‌وجود آمده است. سعید شیرزاد در سال‌های اخیر  بارها دست به اعتصاب غذاهای طولانی‌مدت زده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سعید شیرزاد، زندانی سیاسی که پنجمین سال از حبس خود را در زندان رجایی‌شهر می‌گذراند، ماه‌هاست از درد شدید کلیه رنج می‌برد. وی علی‌رغم مراجعات پیاپی‌ به بهداری زندان و درخواست از دادستانی مبنی بر اعزام به متخصص کلیه در نهایت اوایل هفته‌ی جاری به صورت اورژانسی به بیمارستان مدنی کرج اعزام شد.

یک منبع مطلع از وضعیت این زندانی به گزارشگر هرانا گفت: “با گذشت چندین ماه از وضعیت نامناسب جسمی سعید شیرزاد، این زندانی اوایل هفته‌ی جاری به بیمارستان مدنی کرج اعزام شد، پس از انجام سونوگرافی مشخص شد که کلیه‌ی راست وی بیش از حد و تا اندازه‌ی ۸ سانتی‌متر کوچک شده است که این اندازه بیست‌وپنج درصد از حد نرمال کوچک‌تر است. از طرفی با اینکه اندازه‌ی کلیه‌ی چپ وی نرمال و ۱۱ سانتی‌متر است، اما داری کیست است. در واقع هر دو کلیه‌ی این زندانی در وضعیت نامناسبی هستند”.

این منبع افزود: “سعید شیرزاد سال گذشته بارها به دلیل درد کلیه به بهداری مراجعه کرده است، بهداری زندان هم از دادستانی درخواست کرده که این زندانی را به بیمارستان خارج از زندان و به پزشکان متخصص اعزام کند؛ اما دادستانی از قبول این درخواست امتناع کرد تا اینکه اوایل هفته‌ی جاری در پی وضعیت نامناسب و درد شدید کلیه‌ها به صورت اورژانسی از زندان به بیمارستان اعزام شد”.

سعید شیرزاد در تیرماه سال جاری به‌خاطر دیسک کمر و التهاب شدید اسپاسم در ناحیه‌ی پایین کمر و با وجود تاکید پزشکان متخصص و بهداری زندان مبنی بر نیاز به تحت درمان بودن و اعزام به بیمارستان، از دریافت این خدمات محروم شده بود. این زندانی اکنون از لحاظ جسمی در وضعیت بدی به سر می‌برد و دچار بیرون‌زدگی مهره‌ی ستون فقرات و آب‌آوردگی کمر شده است. با این‌حال بیشتر از سه ماه است که دادستانی از صدور مجوز برای اعزام او و سایر زندانیان زندان رجایی‌شهر کرج به بیمارستان جلوگیری می‌کند و در این مدت از رسیدگی به وضعیت حسن صادقی، آرش صادقی، مجید اسدی و شهرام پورمنصوری در حالی که نیاز فوری به رسیدگی پزشکی و خدمات درمانی دارند، جلوگیری شده است.

آرش صادقی کنشگر مدنی محبوس در زندان رجایی شهر کرج است که از چندی پیش مشخص شد به نوع بدخیم سرطان استخوان به نام کندرو سارکوم مبتلا شده است. هرانا پیش‌تر گزارشی در باره‌ی آخرین وضعیت سلامتی این زندانی تهیه کرده است.

حسن صادقی، زندانی محبوس در زندان رجایی‌شهر به دلیل تحمل شکنجه‌های اعمال شده در زمان بازداشت و شرایط بد زندان به بیماری‌های بسیاری از جمله آب‌سیاه چشم، شکستگی هر دو پاشنه پا، عفونت دستگاه گوارشی و زخم شدید معده مبتلا شده است.

مجید اسدی، زندانی محبوس در سالن ۱۰ زندان رجایی شهر از التهاب ستون فقراتش رنج می‌برد و به مرور در پی عدم رسیدگی بهداری زندان و ممانعت از اعزامش به بیمارستان یکی از مهره‌های ستون فقراتش تغییر شکل داده است. همچنین دادیار زندانیان سیاسی و امنیتی زندان رجایی‌شهر در آبان ماه سال جاری از اعزام شهرام پورمنصوری برای جراحی کمر ممانعت به عمل آورده است.

سعید شیرزاد، فعال سیاسی، در دوازدهم خردادماه ۱۳۹۳، در محل کار خود در پالایشگاه تبریز بازداشت و ابتدا به زندان اوین منتقل شد و پس از مدتی به زندان رجایی شهر کرج تبعید شد.

این زندانی سیاسی پس از چندین مرتبه تعویق دادرسی، نهایتاً شهریورماه ۱۳۹۴ از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی و با حضور وکیل او امیرسالار داودی پس از گذشت پانزده ماه از تاریخ بازداشتش، به اتهام «ﺍﺟﺘﻤﺎﻉ ﻭ ﺗﺒﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﻗﺼﺪ ﺍﻗﺪﺍﻡ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﮐﺸﻮﺭ» به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شد.

جلسه دادگاه تجدیدنظر سعید شیرزاد ۲۶ فروردین‌ماه ۱۳۹۶ پس از گذشت حدود یک سال و نیم از تاریخ دادگاه بدوی در فضایی پرتنش در شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر استان تهران مستقر در دادگاه انقلاب، برگزار شد.

همین‌طور لازم به اشاره است، سعید شیرزاد پیش‌تر در ٣١ مردادماه ۱۳۹۱، زمانى که براى امداد و کمک‌رسانی به مردم زلزله زده آذربایجان شرقی به اهر رفته بود، در ماجرای موسوم به “امدادرسانان کمپ سرند” بازداشت و پس از گذراندن ١٩ روز با قید کفالت از زندان آزاد و مدتی بعد به یک سال حبس تعلیقی از بابت آن محکوم شد.

مدت محکومیت این زندانی سیاسی با اجرایی شدن حکم یک سال حبس تعلیقی از بابت پرونده‌ای قدیمی به شش سال حبس افزایش یافت. وی درحالی‌که حبس ۶ ساله خود را تحمل می‌کرد با دو پرونده جدید دیگر روبرو شد که یکی از آنها که برگرفته از اعتراض سعید شیرزاد و هم بندیانش در پی انتقال زندانیان سیاسی به بندی فوق امنیتی در زندان رجایی شهر کرج بود. وی در این پرونده توسط شعبه ۱۱۶۲ دادگاه کیفری ۲ تهران به شش ماه حبس تعزیری محکوم شد.

هرانا پیش‌تر در مهرماه سال جاری طی گزارشی به مشکلات بند زندانیان سیاسی در زندان رجایی شهر کرج ازجمله عدم  رسیدگی پزشکی به زندانیان پرداخته بود.

این خبرگزاری پیش‌تر نیز در گزارشی به بررسی آخرین وضعیت سعید شیرزاد و پرونده‌های مفتوحه علیه وی پرداخته بود.

یادداشت امیر رئیسیان، وکیل دادگستری، خطاب به امیرسالار داودی و آرش کیخسروی دو وکیل در بند

امیر رئیسیان، وکیل دادگستری، ضمن انتقاد از بازداشت وکلای دادگستری، در یادداشتی خطاب به امیرسالار داودی و آرش کیخسروی دو وکیل در بند گفته است که “اینکه وکلا را فقط به خاطر دفاع از حقوق موکلین و حقوق مردمان چه در دادگاه و چه بیرون دادگاه بازداشت کنند، هم بازداشت حقوق انسان است و هم بازداشت اعتبار دستگاهی که قرار است عدالت را تضمین کند”.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در ماه‌های اخیر موج جدیدی از فشارهای امنیتی و قضایی بر روی وکلای دادگستری آغاز شده و بر تعداد وکلای بازداشتی و زندانی افزوده شده است. اغلب این احضار، بازجویی و بازداشت‌ها در ارتباط با پرونده موکلان آنها بوده است. دو تن از آنها امیرسالار داودی و آرش کیخسروی هستند.

امیرسالار داودی، وکیل دادگستری محبوس در زندان اوین است که در تاریخ ۲۹ آبان‌ماه سال جاری توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به این زندان منتقل شد. ایشان پس از تفهیم اتهام “اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی” و صدور قرار بازداشت یک‌ماهه کماکان در زندان به سر می‌برد.

این وکیل دادگستری تاکنون وکالت بسیاری از پرونده‌های زندانیان و متهمین سیاسی از جمله پرونده سعید شیرزاد، سهیل عربی و زینب جلالیان را بر عهده داشته است.

آرش کیخسروی دیگر وکیل بازداشتی است که پیش‌تر در تاریخ ۲۷ مردادماه سال جاری همراه با قاسم شعله سعدی، دیگر وکیل دادگستری، در پی حضور در تجمعی اعتراضی در اعتراض به نظارت استصوابی و قرارداد دریای خزر در مقابل ساختمان مجلس شورای اسلامی بازداشت و به زندان تهران بزرگ منتقل شدند.

این دو وکیل دادگستری پس از گذشت سه روز با لباس زندان و پابند و دست‌بند به دادسرای اوین منتقل شده و پس از تفهیم اتهام و صدور قرار بازداشت یک ماهه به زندان تهران بزرگ بازگردانده شدند. پیش‌تر پیام درفشان وکیل مدافع آرش کیخسروی، وکیل بازداشتی گفته بود که عناوین اتهام موکلم از یک به چهار عنوان افزایش یافته است. قاسم شعله سعدی در تاریخ ۱۳ آذرماه با تودیع وثیقه ۳۰۰ میلیونی و کفالت ۱۰۰ میلیون تومانی که جمعاً ۴۰۰ میلیون تومان می‌شود، از زندان آزاد شد.

امیر رئیسیان وکیل دادگستری امروز یادداشتی خطاب به دو دوست و همکار خود امیرسالار داودی و آرش کیخسروی نوشته است.

نسخه ای از یادداشت امیر رئیسیان که برای نشر در اختیار هرانا قرار گرفته است در ادامه می‌آید:

نامه‌ای به امیرسالار داودی، آرش کیخسروی؛

و وکلای دربندِ حقِ دفاع

سلام رفیقانم؛

می‌دانم که این روزها ارتباط شما با بیرون از زندان قطع شده است، مگر به تماسی که روشن است آن هم چندان اسباب اطلاع از بیرون زندان نیست و اغلب ابزاری برای ماست که بفهمیم لااقل حال جسمی بدی ندارید. و میدانم که اینها را کسی به شما نشان نمی‌دهد که بخوانید. اما نمیدانم چرا دستم رفت که برایتان اینها را بنویسم، شاید از این جهت که از دست ما برنمی آید برای رهایی رفیقمان، همکارمان و عزیزمان کار دیگری بکنیم.

حالا که این را گفتم بگذارید اول حرف هایم از این کمدی روزگار بگویم که در وضعیت یک زندانی، چشم امید مردمی به حمایت و پشتیبانی وکلا و حقوقدانان مسئولی چون شماست اما چقدر تلخ است که کسانی در این کشور هستند که تلاش میکنند به مردمِ امیدوار، القا کنند که قانون معنی ندارد، که دفاع حقوقی یک وکیل هیچ اهمیتی ندارد، که این وکلا برای خودشان هم کاری از دستشان بر نمی آید، چه رسد به موکلین‌شان.

می‌بینید؟ شما و دیگرانی مثل شما که برای مردمِ بی پناه، وکیل و پناه بوده‌اید باید در حالتی قرار بگیرید که خیال مردم از بعضی چیزها راحت شود. مثلا خیال نکنند بازی در زمین حقوق و قانون است. مثلا مردم نباید خیال کنند می‌توانند از خودشان و حق شان دفاع کنند. «وکیلِ مدافع» باید به سجن افتد که هیچ وکیلی به دفاع فکر نکند و از آغاز کنار بازجو و بازپرس و دادستان و قاضی مردم را محکوم و مقصر فرض کند و تنها از موکلش توبه یا بندبازی بخواهد. انگار اینطور راحتتر می شود هزینه حق خواهی و مطالبه گری را بالا برد، نمیدانم، انگار اینطور فکر میکنند، اما چرا به این فکر نمی‌کنند که وقتی وکیلی به علت دفاع از حقوق موکل‌اش و نه حقانیت موکل‌اش مواخذه شود یعنی اثرگذار بوده، یعنی بازی تواب سازی یا بند بازی را به هم زده، یعنی امید هست به قانون، امید هست به حساب و کتاب. چرا بعضی ها متوجه نیستند که اگر دفاع حقوقی از یک متهم اثرگذار باشد معنی‌اش این است که مملکت شهر هرت نیست و قانون دارد و این معنی، «اعتبار عدالتخانه» است…

راحتتان کنم اینکه وکلا را فقط به خاطر دفاع از حقوق موکلین و حقوق مردمان «چه در دادگاه و چه بیرون دادگاه» بازداشت کنند، هم بازداشت حقوق انسان است، هم بازداشت اعتبار دستگاهی که قرار است عدالت را تضمین کند.

آری همه اینها را خودتان میدانید، مگر در مورد بند و حبس «شرفِ وکالت، عبدالفتاح خان سلطانی» و دیگر «وکلای مدافع» همین حکایت نبود. مگر سلطانی اعتبارِ دادخواهی را نیندوخت و مگر مرتضوی‌ها اعتبار دادرسی را ملکوک نکردند؟! بگذریم.

عزیزان ما؛ رفیقان ما؛

تنها این را بدانید که ما هیچ روزی از شما غافل نمی‌شویم. جدا از دلتنگی‌های عاطفی که گاهی امان آدم را می بُرَد و می دَرَد، هر روزی که یک وکیل در حبس باشد انگار تکه ای از بدنِ حرفه‌ای و مسئولیت اجتماعی همه وکلا کنده شده است. لااقل میشود گفت اغلب اوقات حال ما چنین است که وقتی همکارمان برای دفاع از حق در حبس باشد دادگاه رفتن و دفاع کردن و حق ستاندن با همه شیرینی‌اش، مزه تلخی دارد که زهرِ آخرِ کار است.

عزیزان؛

این روزها، ما منتظریم که دوباره تک تک شما را این بیرون ببینیم و با هم بحث کنیم از امور صنفی… با هم مخالف باشیم و در مقابل هم برهان بیاوریم… اما با همه اختلاف نظرها مطمئن باشیم از شرافت حرفه ای و خیالمان تخت که همه ما خیرخواه صنفیم، خیرخواه عدلیه ایم، خیرخواه ملتیم، خیرخواه «ایران جانمان» هستیم.

امیر رئیسیان، وکیل دادگستری

۱۵ آذر ۱۳۹۷″

زندان اوین؛ ممانعت از مرخصی و مخالفت با آزادی مشروط محمد مهاجر

قاضی ناظر بر زندان اوین با درخواست آزادی مشروط و همینطور مرخصی محمد مهاجر، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین علیرغم این که ۲۷ ماه از محکومیت ۳۰ ماهه خود را پشت سر گذاشته است مخالفت کرد.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، محمد مهاجر زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین علی‌رغم اینکه ۲۷ ماه از محکومیت ۳۰ ماهه خود را پشت سر گذاشته از مرخصی و آزادی مشروط محروم است.

یک منبع مطلع در این خصوص به گزارشگر هرانا گفت: “محمد مهاجر زندانی محبوس در سالن ۱۰ اندرزگاه ۸ زندان اوین که به اتهام «توهین به رهبری» به دو سال و شش ماه حبس محکوم شده است، تاکنون ۲ سال و سه ماه از محکومیت خود را پشت سر گذاشته است؛ با این حال محمد جواد رستمی قاضی ناظر بر زندانیان سیاسی مانع از آزادی مشروط و اعزام وی به مرخصی می‌شود. آقای رستمی در جواب درخواست وی گفته است «می‌توانم موافقت کنم ولی نمی‌خواهم»”.

لازم به یادآوری است در خردادماه سال جاری نیز با آزادی مشروط این زندانی سیاسی و دو هم‌پرونده‌ای دیگر وی به نام‌های علیرضا توکلی و محمدمهدی زمان صالح با دخالت وزارت اطلاعات جلوگیری شده بود.

همچنین در تاریخ ۶ اردیبهشت ۱۳۹۷ نیز از اعزام این زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین به مرکز درمانی جلوگیری شده بود. این در حالی است که وی نامه موافقت دادستانی و دادیار ناظر بر زندان را داشته و هزینه‌های درمان نیز به عهده خودش بوده است.

لازم به یادآوری است، ، محمد مهاجر، علیرضا توکلی و محمد مهدی زمان صالح، سه تن از فعالان تلگرامی هستند که در سال ۹۵ بازداشت و هر کدام به ۱۲ سال حبس تعزیری محکوم شدند. حکم زندان این افراد پس از اعتراض در دادگاه تجدیدنظر با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی اتهام توهین به مقدسات به عنوان اشد مجازات برای آنها در نظر گرفته شده و حکم هر کدام به ۵ سال حبس تعزیری تقلیل یافته بود.

حکم حبس این زندانی سیاسی در اسفندماه سال ۹۶ در جریان عفو عمومی از ۵ سال به دو سال و شش ماه حبس کاهش پیدا کرد.

هرانا پیشتر نیز در گزارش‌های مختلف از کارشکنی و رفتار توهین آمیز و سلیقه‌ای مسئولین زندان اوین علی‌الخصوص آقای رستمی، دادیار ناظر بر زندانیان سیاسی و امنیتی زندان اوین خبر داده بود.

معوقات مزدی کارگران در ۳ واحد صنفی

رئیس کمیسیون خدمات شهری شورای شهر همدان از معوقات مزدی ۲ ماهه کارگران شاغل در شهرداری همدان خبر داد و گفت که “طبق مصوبه شورای شهر پرداخت حقوق کارگران قبل از حقوق کارکنان است اما شهرداری این مصوبه را اجرا نمی کند”. همچنین نائب رئیس کانون هماهنگی شورای اسلامی کار خوزستان گفت که “کارگران شهرداری‌ها در همه شهرهای استان خوزستان مطالبات مزدی پرداخت نشده دارند”. در خبری دیگر کارگران شاغل در کارخانه «روغن نباتی جهان» ۹ ماه معوقات مزدی پرداخت نشده دارند و کارفرما اخیرا مطالبات بیمه کارگران به تامین اجتماعی را ناقص پرداخت کرده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از مهر، رئیس کمیسیون خدمات شهری شورای شهر همدان گفت: “حقوق ۲ ماه اخیر کارگران فضای سبز شهرداری همدان درحالی پرداخت نشده که مصوبه شورای شهر پرداخت حقوق کارگران قبل از حقوق کارکنان است”.

علی فتحی با بیان اینکه تاخیر در پرداخت حقوق کارگران فضای سبز شهرداری همدان تا ۲ ماه حقیقت دارد و ۲ ماه است که حقوق کارگران این بخش پرداخت نشده است و از مهرماه پرداختی صورت نگرفته است، گفت: “در این میان شهرداری منطقه ۴ قسمتی از حقوق مهرماه کارگران خود را پرداخت کرده و یک ماه معوقه پرداخت حقوق دارد”.

وی با اشاره به مصوبه شورای شهر همدان مبنی بر پرداخت حقوق کارگران قبل از پرداخت حقوق کارکنان شهرداری با انتقاد از اینکه شهرداری این مصوبه شورای شهر را اجرا نمی کند، گفت: “روز سه‌شنبه ۱۳ آذرماه بعدازظهر صحن شورای شهر همدان برگزار و بنده در نطق پیش از دستور به این موضوع اشاره می‌کنم”.

رئیس کمیسیون خدمات شهری شورای شهر همدان با بیان اینکه مصوبه ای شورای شهر باید توسط شهرداری انجام شود ولی این چنین نیست و در این راستا از شهردار و مدیر امور مالی توضیح می خواهیم، گفت: “واقعیت ها باید بیان شود”.

وی با اشاره به افزایش قیمت‌ها و پایین آمدن قدرت خرید مردم عنوان کرد: “با این وجود حقوق کارگران اضافه نشده و اگر همین حقوق اندک نیز به آنها پرداخت نشود جفا در حق آنان است”.

فتحی با بیان اینکه من از منطقه فقیر نشین همدان به شورا راه یافتم و حرف های کارگران را با پوست و گوشت لمس کرده ام، گفت: “اینکه حقوق کارگران پرداخت نمی شود اما ماهانه بن خریدی به مبلغ ۲۰۰ هزار تومان به آنها پرداخت می شود و انتظار داریم از شرایط حاکم نیز رضایت داشته باشند دور از انصاف است”.

فتحی با تاکید بر اینکه طبق پیگیری انجام شده و صحبت با معاون خدمات شهری شهردار همدان موضوع پرداخت نشدن حقوق کارگران پیگیری و بررسی شد، گفت: “طبق آنچه عنوان شده حقوق معوقه کارگران طی چند روز آینده پرداخت خواهد شد”.

معوقات مزدی کارگران شاغل در شهرداری‌های استان خوزستان

به گزارش ایلنا، نائب رئیس کانون هماهنگی شورای اسلامی کار خوزستان گفت: “کارگران شهرداری‌ها در همه شهرهای استان خوزستان به طور میانگین بالای سه ماه مطالبات مزدی پرداخت نشده دارند”.

«مصطفی نظری»، با اشاره به معوقات مزدی کارگران شهرداری‌های استان خوزستان گفت: “وضعیت شغلی کارگران شهرداری‌ها در استان خوزستان بسیار نامساعد است”.

وی افزود: “دیرکرد در پرداخت، در همه شهرداری‌های استان تقریبا وجود دارد و درواقع می‌توان گفت میانگین معوقات مزدی کارگران مجموعه شهرداری‌های استان بالای سه ماه است، به طوری که هر هفته شاهد تجمع کارگران شهرداری در یکی از نقاط استان هستیم”.

نائب رئیس کانون هماهنگی شورای اسلامی کار خوزستان به تجمع اعتراضی روزهای اخیر کارگران شهرداری بندر امام، آبژدان اندیکا و حمیدیه اشاره کرد و گفت: “این کارگران حدود ۷ تا ۹ ماه مطالبات مزدی پرداخت نشده دارند و بار‌ها نسبت به این عدم پرداخت اعتراض کرده‌اند”.

وی ادامه داد: “به عنوان نمونه‌ای دیگر می‌توان به کارگران شهرداری لالی اشاره کرد که بین ۹ تا ۱۱ ماه معوقات مزدی دارند”.

این فعال کارگری بی‌توجهی مسئولان شهرداری‌ها و مجموعه استانداری به مطالبات کارگران را علت اصلی بروز این کاستی‌ها و نارسایی‌ها دانست و گفت: “یکی از مشکلات، واگذاری پروژه‌ها و خدمات عمرانی به شرکت‌های پیمانکاری بدون اعمال نظارت‌های قانونی است”.

وی ادامه داد: “طبق قانون، شرکت پیمانکار مکلف است تا سقف سه ماه بدون پرداخت صورت وضعیت توسط کارفرمای مادر، مطالبات مزدی کارگران را پرداخت کند و علی‌القاعده باید این توانایی را در زمان مناقصه اثبات نماید، اما متاسفانه واگذاری‌ها بدون درنظر گرفتن این ضوابط قانونی انجام می‌شود”.

نظری در ادامه گفت: “واگذاری به پیمانکاران تنها بخشی از مساله است، چراکه کارگران قرارداد مستقیم شهرداری‌های خوزستان نیز با مشکل مشابهی مواجه‌اند و مطالبات مزدی آن‌ها نیز به موقع پرداخت نمی‌شود”.

به گفته وی، این وضعیت در حالی است که در خوزستان هم آب و هوا بیش از اندازه گرم است و هم وجود ریزگرد‌ها به یک عامل مزاحم برای انجام فعالیت‌های عادی مردم تبدیل شده است بنابراین دولت باید به کارگرانی که در چنین محیطی مشغول کارند، مزایای بیشتری اختصاص دهد.

معوقات مزدی کارگران شاغل در روغن نباتی جهان

به گزارش ایلنا، کارگران شاغل در کارخانه «روغن نباتی جهان» ۹  ماه معوقات مزدی پرداخت نشده دارند.

کارگران کارخانه «روغن نباتی جهان» در زنجان می‌گویند: “در حال حاضر به غیر از یک ماه معوقات مزدی پرداخت شده که مربوط به تیر ماه سال جاری است، هنوز دستمزد ۵ ماهه سال جاری و دیگر مطالبات مربوط به سال ۹۶ (یک ماه) و ۹۵ (سه ماه) خودرا از کارفرما طلبکاریم”.

بر پایه این اظهارات، علاوه بر معوقات یاد شده، کارفرما اخیرا مطالبات بیمه کارگران به تامین اجتماعی را ناقص پرداخت کرده است.

کارگران روغن نباتی جهان با بیان اینکه ۱۹ همکار اخراجی‌مان نیز به کار سابق خود بازگشته‌اند، در خاتمه افزودند: “طبق وعده کارفرما تقریبا هر ۱۵ روز یکبار باید یک ماه از مطالبات مزدی ۱۰ ماهه‌ی خود را دریافت کنیم”.

این کارگران می‌گویند: “روز شنبه هفته جاری (۱۰ آذر ماه) تقریبا سه روز بعد از پایان اعتراض صنفی دو هفته‌ای کارگران؛ آنها معادل یک ماه از مجموع ۱۰ماه معوقات مزدی خود را دریافت کردند”.

کارخانه روغن نباتی جهان یک ماه از مطالبات معوقه کارگران خود را پرداخت کرد.

Copyright © 2015 radiopars.org Designed by Arman Charostaei.