بایگانی/آرشیو برچسب ها : reza amiri

اطلاعیه مطبوعاتی سازمان “با هم علیه مجازات اعدام” درباره نرگس محمدی

ecpn-narges-mohammadi
سازمان بین المللی «با هم علیه مجازات اعدام» با انتشار اطلاعیه ای مطبوعاتی حکم حبس نرگس محمدی، فعال حقوق بشری که برای لغو مجازات اعدام در ایران تلاش میکرد را شدیدا محکوم کرد. این سازمان خواستار رسیدگی پزشکی و آزادی خانم محمدی شد.
متن کامل این بیانیه را که توسط هرانا ترجمه شده را در ادامه بخوانید؛
اطلاعیه مطبوعاتی سازمان با هم علیه مجازات اعدام
“سازمان با هم علیه مجازات اعدام” زندانی شدن نرگس محمدی فعال حقوق بشری که برای لغو مجازات اعدام در ایران فعالیت می کرد را شدیدا محکوم می کند.
باوجود بیماری شدید، نرگس محمدی با شجاعت در زندان اوین تهران با درخواست تماس تلفنی با فرزندانش دست به اعتصاب غذا زد. وی به مدت یک سال صدای فرزندانش را نشنیده بود. بعد از بیش از دو هفته اعتصاب غذا مسئولین به درخواستش پاسخ مثبت دادند. با این حال او به طور ناعادلانه همچنان زندانی است.
نرگس محمدی نائب رئیس مرکز دفاع از حقوق بشر (کانون مدافعان حقوق بشر) و وکیل است. او متهم به همکاری با گروه لگام شده است. لگام گروهی است که بسیاری از فعالین مدنی را گردهم آورده تا برای لغو مجازات اعدام تلاش کنند. این اتحاد از سال ۲۰۰۶ در ایران (کشوری که بیشترین سهم اعدام نسبت به جمعیتش را در دنیا دارد) غیرقانونی تشخیص داده شده است. وی همچنین به “اجتماع و تبانی علیه جمهوری اسلامی” و تبلیغ علیه نظام” نیز محکوم شده است.
سازمان با هم علیه مجازات اعدام در مورد شرایط جسمانی رو به وخامت وی نگران است. مدیر کل سازمان با هم علیه مجازات اعدام، رافائل چنویل هزان در این باره می گوید: ” وضعیت نرگس محمدی بیانگر احترام بسیار پایین حکومت ایران به جامعه مدنی خودش و در کل به حقوق انسانی است. ما می خواهیم نرگس محمدی از امکانات اولیه درمانی برخوردار شود.”
حمایت از نرگس محمدی در کانون توجه نشست اسلو در ۲۳ ژوئن ۲۰۱۶ بود. این توجه در مراسم اختتامیه ششمین کنگره جهانی علیه حکم اعدام انجام شد. نشستی که توسط سازمان با هم علیه مجازات اعدام سازماندهی شده بود. نهایتا در یازدهم جولای ۲۰۱۶ صدهزار ایرانی در کمپین توئیتری آزادی نرگس محمدی شرکت کردند. زید رعدالحسین کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد نیز بر حق مسلم درمان وی تاکید کرد.
اطلاعات بیشتر:
به نظر می آید وضعیت بازداشت نرگس محمدی تلاشی برای رعب آفرینی توسط دولت و سیستم قضایی بوده و به عنوان اهرمی برای سرکوب سیاسی استفاده شده است. پیش از این در اکتبر سال ۲۰۱۵ دولت ایران در مورد وضعیت نرگس محمدی مورد انتقاد قرار گرفته بود. نرگس محمدی در زمان حبسش بایستی تحت عمل جراحی قرار می گرفت که با دستبند به تخت بیمارستان بسته شد و نهایتا بعد از ۱۰ روز برخلاف توصیه های پزشکان به زندان بازگردانده شد.
نرگس محمدی در موارد متعددی توسط جامعه بین المللی به دلیل تعهد دائمی اش به حقوق بشر مورد تقدیر قرار گرفته است. در ماه می ۲۰۱۶ در شهر پاریس مدالی به نرگس محمدی اهدا ش

موج جدید فشارها بر شهروندان بهایی شیراز”

 

بنابرگزارش خبرگزاری بهایی نیوز هفت شهروند بهایی در روزهای گذشته در شیراز بازداشت شدند.
بنابر گزارش مجموعه خبری بهایی نیوز ماموران امنیتی شهر شیراز صبح روز یکشنبه دو شهروند بهایی به نام های نعیم قائدشرفی و نبیل تهذیب در تاریخ ۲۷ تیر ماه ۱۳۹۵ پس از تفتیش منزل و مصادره اموال آنها از جمله کتب، لب تاب ، گوشی به بازداشتگاه اطلاعات شیراز که به پلاک ۱۰۰ شناخته می شوند منتقل شدند.
در حالی این دو شهروند بهایی همزمان بازداشت شدند که صبح امروز نعیم قائدشرفی آزاد شده است و فردا به دادگاه جهت رسیدگی به پرونده احضار شده است.
بنابر اخبار رسیده به خبرگزاری بهایی نیوز روز شنبه ۲۶ تیرماه نوشین زنهاری، یکتافهندژسعدی، بهنام عزیرپور، سعید حسنی و رامین شیروانی نیز توسط ماموران امنیتی بازداشت و به بازداشتگاه اطلاعات شهر شیراز منتقل شده بودند.
منبع خبر :
( مجموعه خبری ‫#‏بهایی_نیوز‬ )

 

حکومتی که جوانان خود را معتاد میخواهد

reza amiri

از دیر باز در ایران وجهان افرادی برای لذت جویی به طرف مواد مخدر کشیده میشوند و این مسله در تمام کشورهای دنیا وجود دارد
ولی نوع برخورد با این پدیده مخرب در کشورهای مختلف متفاوت میباشد .
مواد مخدر یکی از پر سودترین تجارت ها در دنیا میباشد که همین مسئله باعث شده تا افرادی که نام آنها را قاچاقچی مواد مخدر مینامند
برای بدست آوردن سود فراوان به این کار روی میاورند که در ایران البته شرایط کاملا متفاوت میباشد چرا که با شرایطی که تعداد افراد
آلوده به مواد مخدر روز به روز رو به افزایش است . که به طور یقین تهیه این همه مواد برای مصرف کنندگان نمیتواند قاعدتا کار قاچاقچی و یا افراد عادی باشد و به طور حتم سازمانهایی در پشت پرده این جنایات ضد بشری علیه جوانان ایران وجود دارد
تا از این طریق هم به تجارت پر سود خود برسند و هم جوانان را آلوده مواد مخدر کنند تا بتوانند از این حربه برای کنترل جوانان و مردم استفاده کنند با توجه به این که امروزه مصرف موادهای صنعتی وشیمیایی جای خود را در بین جوانان از مواد سنتی مثل تریاک گرفته به دلیل راحتی در مصرف آن که نه بوی دارد و نه احتیاج به وسایل آنچنانی برای استفاده ندارد و زمان زیادی هم از شخص آلوده را در روزهای نخست آلودگی نمیگیرد باعث شده که اکثر جوانان به این نوع از مواد مخدر روی بیاورند .
متاسفانه امروزه بسیاری از دختران وزنان ما حتی از قشر دانشجو و تحصیل کرده هم به مواد مخدر آلوده شده اند وهر روز هم به این افراد اضافه میشود و درصد تخریب این گونه مواد مخدر مثل کراک شیشه و هروئین هم بسیار شدید میباشد و خیلی از افراد آلوده به این گونه موادهای صنعتی بعد از مدتی دچار توهم و بیماریهای روانی میشوند که در خیلی از موارد دیگر برای شخص آلوده امید به بازگشت به زندگی بسیار پایین میباشد که این در واقع خاسته این حکومت ضد بشری ایران میباشد .
جوانان ایران به علت نداشتن تفریحات مناسب و آزادیهای فردی و حتی سرخوردگی از طرف خانواده وجامعه و در نهایت حکومت به چنین راه هایی برای تخلیه خود روی می اورند.
من با چشم خود دیدم دخترانی نوجوان که پدر ویا برادر آنان و یا حتی خودشان برای تهیه مواد مصرفی خودمجبور به تن فروشی
شده اند .کم نیست محلاتی که به طور علنی اقدام به فروش مواد مخدر میکنند که خود دستگاه های قضایی و انتظامی ایران کاملا
از آن اطلاع دارند اما هیچ گونه اقدامی در جهت جمع آوری آن انجام نمیدهند علت آن هم بر همگان واضح است . در جایی که دختران سرزمین را بخاطر پوششان مورد باز خواست قرار میدهند چگونه است که این گونه ساده از کنار  این مسائل که تبدیل به یکی از بزرگترین معضلات در جامعه شده است میگذرند .امروزه تهیه مواد مخدر برای مصرف کننده بسیار سهل وآسان شده است و در خیلی از این مکانها افراد سود جو خود اقدام به ساخت وتولید مواد مخدر میکنند و چون این افراد معمولا از نظر علمی اطلاعاتی در این زمینه ندارند و یا راحت بگوییم برایشان اهمیت ندارد موادی که تولید میکنند از نظر کیفیت پایینتر از نوع اصلی آن میباشد به علت اینکه از ترکیباتی که برای ساخت این موادها استفاده میکنند مته ریال بسیار درجه پایین و یا حتی گاها فاسد شده میباشد که خود این مسئله درصد تخریب را در شخص مصرف کننده بالا میبرد.
که در خیلی از موارد بخاطر همین افرادی جان خود را در دم از دست داده اند .که متاسفانه حکومت ایران با پنهان کاری و سرپوش گذاشتن بر این مسئله باعث رشد روز افزون این پدیده در ایران شده است .
در ایران کمپ های ترک اعتیاد وجود دارد که معروف به کمپ اجباری میباشند و افرادی که خود قبلا آلوده به مواد مخدر بودند اقدام به راه اندازی چنین مکانهایی کرده اند که معمولا پولی از خانواده های افراد مبتلا به اعتیاد میگیرند و افراد را با ضرب شتم به آنجا برده  و آنان را با توهین و تحقیر مجبور به ترک میکنند که خود این مسئله اثرات به مخرب روانی برای شخص دارد که به محض این که از کمپ خارج میشوند دوباره به طرف مواد مخدر کشیده میشوند چه بسا خیلی هم از گذشته بدتر میشوند.به طور کل این گونه مشکلات باید زیر بنایی حل بشود در غیر این صورت مثل یک مسکن است که فقط برای مدتی درد را ساکت میکند.
اما حکومت ایرا از این مسلئه چند جانبه استفاده میکند
حکومت ایران همانطور که میدانیم افرادی را به عنوان قاچاقچی مواد مخدر اعدام میکند که خود این کار در نهایت برای سرپوش گذاشتن به این که به جامعه بگوییند در واقع مبارزه با مواد مخدر میکنند در صورتی که همان طور که گفتم وارد کننده اصلی مواد مخدر خود حکومت ایران در صدر آن سپاه میباشد .و بهره برادری دیگری که از این داستان میشود یعنی اعدام افراد نشانگر این است تا ایجاد رعب و وحشت در جامعه بکنند برای اهداف سیاسی .جوانان را آلوده به مواد میکنند تا اگر زمانی به آگاهی برسند نتوانند از حق خود دفاع کنند چون اعتیاد همه چیز را از انسان گرفته
و در مقابل همه چی خنثی میکند .به طور کل حکومت ایران از این حربه برای نابودی ایران و اهداف سیاسی خود استفاده میکند
و این فعالان حقوق بشری هستند که باید بکوشند تا مردم جامعه را نسبت به این حرکات سیاسی رژیم ضد بشری
اگاه سازند .و طبق اطلاعیه جهانی حقوق بشر همه افراد باید از سلامتی جسمی و روانی برخوردار باشند و حکومتها باید در
راه سلامتی افراد جامه خود بکوشند
نوشته شده : رضا امیری
Bildergebnis für ‫آمار اعتیاد در ایران‬‎Bildergebnis für ‫آمار اعتیاد در ایران‬‎Bildergebnis für ‫آمار اعتیاد در ایران‬‎ Bildergebnis für ‫آمار اعتیاد در ایران‬‎Bildergebnis für ‫آمار اعتیاد در ایران‬‎Bildergebnis für ‫آمار اعتیاد در ایران‬‎Bildergebnis für ‫آمار اعتیاد در ایران‬‎

آبجی موگرینی، از درخت نرو بالا!

 

۱۲/مرداد/۱۳۹۴ طنز خودنویس

عبید سن‌خوزانی

آبجی موگرینی، از درخت نرو بالا!
خانم موگرینی شما که خود را طرفدار حقوق بشر می‌دانی، چگونه حاضرشدی به زور دگنک جمهوری اسلامی این روسری نکبت را بر سرت بیندازی؟ زنان ایران را به زور و کتک و هزار گرفتاری دیگر، مجبور به این کار کردند، زنان شجاع و قهرمان ما، مدت‌های زیاد جان‌فشانی‌ها کردند، زندان‌ها تحمل کردند، شکنجه‌ها دیدند، به بسیاری از آن‌ها در خفا تجاوز شد، دسته‌دسته به خارج پناهنده شدند که خود را ازاین خفت و بقیه جنایات آن‌ها نجات دهند و بالاخره این رژیم روسری را با توسری و به ضرب چماق و میل‌گرد و اسید سولفوریک ودشنام‌های چارواداری و اخراج از کار و… بر سر آنها انداخت…

این‌هم درد دل من با خانم موگرینی، یا به‌قول این دوست‌مان حسن سه کله، خانم «لامبورگینی» که وقتی دیدم ده‌ها عکس او را این جمبوری ولایت فقیه ازنوع شیعه اثنا حشری به دنیا مخابره کرده، البته با چادر و چاقچور که به دنیا ثابت کند وای ددم یاندی، عجب اقتداری این جمهوری در دنیا پیدا کرده که حتا این خواهر صاحب اقتدار از کشور دشمن خاش‌پرست‌ها را هم تبدیل به یک پا خواهر محجبه معقول معروفه کرده‌ایم که فقط یه مقنعه کم دارد که مرا یاد آن خواهر چادر چاقچوری شعر معروف عارف قزوینی خدابیامرز بیندازد که فرموده بود:

…دم  کریاس در استاده بودم

زنی بگذشت ازآنجا با خش و فش…

خلاصه ما کارمان تمام شد اما علیامخدره هم‌چنان صورت خود را محکم گرفته بود که مبادا به اسلام لطمه‌ای وارد شده ستون آن، خدای ناکرده خم شود.

…ولی چون عصمت اندر چهره‌اش بود

…از اول تا به آخر چهره نگشود

خب آقا٬ نگشود دیگر، هم عارف راضی، هم همشیره راضی، هم عصمت و عفت، حالا گور پدر ناراضی.

من هم از لجم و از دلسوزی دیدن این عکس‌های علیامخدره «میگرنی» برداشتم یک نامه، البته از طریق سفارت ایتالیا، عینهون دکتر «فی الواقع» برایش نوشتم به این مضمون، شما که غریبه نیستید، واسه شما هم عینا این‌جا رونوشت آن‌را می‌آورم:

سفارت ایتالیا درتهران! لطفا این پیام من یا به‌قول خودتان این کامنت مرا برای این خواهر محجبه مقبوله ترجمه بفرمایید:

خانم موگرینی شما که خود را طرفدار حقوق بشر می‌دانی، چگونه حاضرشدی به زور دگنک جمهوری اسلامی این روسری نکبت را بر سرت بیندازی؟ زنان ایران را به زور و کتک و هزار گرفتاری دیگر، مجبور به این کار کردند، زنان شجاع و قهرمان ما، مدت‌های زیاد جان‌فشانی‌ها کردند، زندان‌ها تحمل کردند، شکنجه‌ها دیدند، به بسیاری از آن‌ها در خفا تجاوز شد، دسته‌دسته به خارج پناهنده شدند که خود را ازاین خفت و بقیه جنایات آن‌ها نجات دهند و بالاخره این رژیم روسری را با توسری و به ضرب چماق و میل‌گرد و اسید سولفوریک ودشنام‌های چارواداری و اخراج از کار و… بر سر آنها انداخت.

اما این زنان شجاع سرزمین ما سوگند خورده‌اند که دست از طلب ندارند، تا کام دل برآید، آن‌وقت شما به امید یک معامله چلغوزی که با جمهوری اسلامی قرار است انجام شود، حاضر شدی تن به این حقارت بدهی؟ جایی نوشتم باز هم تکرار می‌کنم، فرض کنیم همین خانم مرضیه افخم سخنگوی وزارت خارجه یا خانم مولارودی یا مولاوردی، مشاور رییس‌جمهور در امور زنان یا فرض کنید آن خانم معصومه خانم ابتکار، گروگان‌گیرسابق یا به قول خودش مترجمی که رسما اعلام کرده بود اگر از او بخواهند گروگانی را بکشد، البته فورا و بدون معطلی این کار را می‌کند، فرض کنیم، یعنی مَثَل‌اش را عرض می‌کنم، فرض کنیم آمدیم و یکی از این خانم‌ها را به عنوان سفیر درکشور زادگاه شما به «رم» فرستادند. آیا شما می‌توانید با هزار من سریشم خودمان یا چسب اوهوی خودتان، ایشان را متقاعد کنید که خواهر جان، این‌جا ایتالیاست، سرزمین متمدن‌هاست، کنار دریا ما ساحل ویژه لختی‌ها داریم، مشروب خوردن، مخصوصا «اپرتیف» آزاد است، لباس پوشیدن آزاد است، خانم بلند کردن آزاد است. اگر برویم میدان فردوسی رم و اول و آخر رهبر که نداریم، اما رییس جمهور و نخست‌وزیرمان را بشماریم، هیشکی با ما کاری ندارد. نخست‌وزیرمان دزدی کند، با اردنگی بیرونش انداخته بعد هم زندانی‌اش می‌کنیم، خلاصه خیلی کارا که نمی‌خواهم سر شما را درد بیاورم می‌کنیم. اما این‌جا عرق نمی‌خورم و کراوات نمی‌زنم، چادر از سر نمی‌اندازم و بقیه داستان‌ها نداریم‌ها! حالا شما برای احترام به ما و سنت‌های ما فقط یک ماه از این چهار سال مدت سفارت خود در این‌جا را به لباس ما ایتالیایی‌ها دربیایید که مردم دنیا ببینند شما چه اندازه به ما و فرهنگ ما احترام می‌گذارید، درعرض این یک ماه مقداری هم از این مشروبات الکلی ما، البته از نوع «شراباً طهورا»  به بدن بزنید و چون تازه ازدواج کرده‌اید، اگر خداوند تبارک و تعالی تفضلی درحق‌تان کرد و اولادی هم به شما عنایت کرد که اتفاقا شاه‌پسر از آب در آمد، اصلا شندولش را سر نبرید که مثلا  با ما قدری و مختصری و تا حدودی همگامی کرده باشید که باعث تشدید روابط دوستی و مودت فرهنگی دو کشور بشود. حالا شما خانم موگرینی، فکر می‌کنید عکس‌العمل این خانم‌ها، یا همین مرضیه خانم چه خواهد بود؟

اطمینان دارم برای احترام به یک نویسنده خیلی خوش‌قلم و شیرین زبانی مثل من حتما پاسخ مرا خواهید داد، اما پیش از آن‌که پاسخ شما به‌دست من برسد، من نظرم را پیشاپیش اعلام می‌کنم. من  فکر کنم این کار را همه این خانم‌های عاقل و بالغ، با کمال میل اجابت می‌کنند به‌شرطی که شما فورا به آن‌ها یک پناهندگی سیاسی بدهید، البته با حقوق ومزایا به یورو یا دلارآمریکایی!

خانم جان نکنید این کارها را، آبروی زنان دنیا، به ویژه زنان ایران را با این کارهای‌تان نبرید. گیرم دو سه کشور بدبخت عقب‌افتاده هم حاضر نشدند شما را به دیدار از کشورشان دعوت کنند، چرا پا روی حقوق زنان ایران می‌گذارید و آن‌ها را این اندازه آزار داده، منفعل می‌کنید؟ آیا شما مثلا برای رسیدن به هدف اصلی(!) دارید از هر وسیله‌ای استفاده می‌کنید؟ خانم جان شما هم واسه ما لنین شدی؟ مگر ندیدی چه بلایی سر آن لنین بدبخت در آوردند؟ دل‌ات برای استالین و کارهایش تنگ شده؟! شما فکر می‌کنید که مثلا با این کارِ شما، این‌ها دیگر زیر توافق نخواهند زد؟ نه والله آن‌ها چاره‌ای غیر از قبول توافق نداشتند زیرا رسیده بودند به آخر خط و به قول اخوان جان:

رسیده‌ام من و نوبتم به آخر خط

نگاهدار، بگو جوان‌ها سوار شوند

یا باید مثل آن گربه معروف بالای سه کنجی پشت‌بام، می‌پریدند و از بین می‌رفتند یا تن به قضا می‌دادند وهمین کار عاقلانه را می‌کردند که کردند، شما چرا برای آن‌ها خوش‌رقصی کرده تیغ به دست زنگی می‌دهید که صدای خود را برای ما مردم مورد ظلم واقع شده کلفت کنند که بفرما اینم از قهرمان‌های شما که یکی یکی دارند تسلیم می‌شوند. آن از اشتون خانم، این هم از موگرینی، فردا اگر ملکه انگلیس هم بیاید، گذشت آن کالسکه‌سواری زمان شاه و پز دادن در خیابان‌های تهران، باز چادر و چاقچور روسری سرش می‌کنیم و ازش یه دوجین عکس می‌گیریم و به خارج و مملکت خاش‌پرست‌ها مخابره می‌کنیم که دشمن بداند ما چقذه «اقتدار» داریم و با «دژمن» چه کارها می‌توانیم بکنیم و چه بلایی به سرش در آوریم، حالا با سایر قسمت‌های بدنش اصلا حرفش را هم نمی‌زنیم جانم که یه‌وقت ما را بی‌تربیت خطاب نکنی، شما که ما را خوب می‌شناسین!

خانم جان نکن ازاین کارا، نرو از این راه‌ها، از درخت نرو بالا، جورابت پاره می‌شه!

این اندازه خودت را کوچک و حقیر٬ چی؟! نکن جانم نکن!

Copyright © 2015 radiopars.org