بایگانی/آرشیو برچسب ها : عقیدتی‌

ممانعت وزارت اطلاعات از ملاقات آمنه عیسی زاده با خانواده

آمنه عیسی زاده دختر اهل سنت بازداشت شده سیریکی از بازداشتگاه وزارت اطلاعات بندرعباس با خانواده تماس گرفت .اما به خانواده اجازه ملاقات با وی داده نشد.
این دختر ۲۱ساله روز ۲۹ مهر ماه توسط مامورین امنیتی به اتهام فعالیت در شبکه هی اجتماعی از خانه خود بازداشت شد.
وی روز ۲۵ مهرماه با خانواده خود تماس گرفت ولی وزارت اطلاعات مانع ملاقات وی با خانواده شد.
بازداشت این دختر بلوچ با واکنش و همدردی زیادی در شبکه های اجتماعی همراه بوده است کاربران شبکه های اجتماعی با ایجاد هشتگ من آمنه هستم خواهان آزادی وی شدند.

نگاهی اجمالی به وضعیت ۹ شهروند بهایی محکوم به حبس طولانی در تهران و کرج

Bild zeigt 9 Personen , Personen, die lachen , Text

فریبا کمال آبادی، جمال الدین خانجانی، مهوش ثابت، عفیف نعیمی، سعید رضایی، بهروز توکلی و وحید تیزفهم هفت عضو هیئت اداری جامعه بهایی موسوم به “یاران ایران” بعلاوه عادل نعیمی و فرهاد فهندژ، ۹ شهروند بهایی هستند که با احکام حبس ۱۰ سال در زندان‌های رجایی‌شهر کرج و اوین تهران دوره حبس بلند مدت خود را سپری می کنند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، «یاران ایران» نام گروهی است که فعالیت‌های اداری جامعه بهایی را در ایران هدایت می‌کردند. این گروه جایگزین «محفل ملی ایران» شد که در واقع نظام اداری و تشکیلاتی بهاییان بود. این محفل با فشارهای حکومت ایران تعطیل شده‌ بود. فریبا کمال آبادی، جمال الدین خانجانی، مهوش ثابت، عفیف نعیمی، سعید رضایی، بهروز توکلی، هفت مدیر جامعه بهایی بعلاوه عادل نعیمی و فرهاد فهندژ، جمعا ۹ شهروند بهایی هستند که با احکام حبس ۱۰ ساله در زندان‌های رجایی‌شهر کرج و اوین نگهداری می‌شوند.

گزارش پیش رو به معرفی این زندانیان عقیدتی و شرح اجمالی سرگذشت آنان به هدف تنویر افکار عمومی و جلب توجه مدافعان حقوق بشر می پردازد؛

مهوش شهریاری ثابت در پانزدهم اسفند ۱۳۸۶ توسط ماموران امنیتی در مشهد بازداشت‌ شد. بعد از بازداشت به سلول‌های انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل ‌شد. در اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۷، شش تن دیگر از بهاییان عضو گروه «یاران ایران» با اتهاماتی مشابه با اتهامات مهوش ثابت بازداشت ‌شدند. ثابت در طی ۲۰ ماه اولیه بازداشت‌اش تفهیم اتهام نشد و اجازه تماس با وکیل هم نداشت. در ۲۳ بهمن ۱۳۸۷، دادسرای امنیت تهران از صدور قرار مجرمیت برای مهوش ثابت و شش تن دیگر از مدیران جامعه بهایی به اتهام «جاسوسی برای اسرائیل، توهین به مقدسات و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» خبر داد. آن‌ها در ۲۲ خرداد ۱۳۸۹، به اتهام «جاسوسی، توهین به مقدسات، تبلیغ برعلیه نظام و رواج فساد فی الارض» به بیست سال زندان محکوم شدند. این درحالی ‌بود که مهوش ثابت به همراه فریبا کمال‌آبادی، جمال‌الدین خانجانی، عفیف نعیمی، سعید رضایی، بهروز توکلی و وحید تیزفهم در آخرین جلسه دادگاه خود و در اعتراض به غیرعلنی و غیرحقوقی بودن رویه دادگاه، حاضر به حضور در دادگاه نشدند.

در ۲۴ شهریور ۱۳۸۹، دادگاه تجدید نظر پس از حذف اتهاماتی چون جاسوسی و همکاری با دولت اسرائیل، این حکم را به ۱۰ سال کاهش‌ داد. این حکم به صورت شفاهی به وکیل خانم ثابت ابلاغ ‌شد. اما نهایتا حکم دادگاه تجدید نظر از سوی دادستان کل کشور، برخلاف شریعت تشخیص داده‌ شد و مجددا به ۲۰ سال افزایش ‌یافت.

این حکم در آذرماه ۱۳۹۴ با اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی به ده سال تقلیل پیدا کرد.

در مرداد ۱۳۸۹ پس از ابلاغ حکم دادگاه بدوی، مهوش ثابت و شش عضو دیگر جامعه بهاییان به زندان رجایی‌شهر منتقل ‌شده بودند. در پی انتقال این گروه به زندان رجایی شهر، مهوش ثابت به همراه فریبا کمال آبادی به بند ۲۰۰ زندان گوهردشت کرج فرستاده ‌شدند. در سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۰ این دو در پی انحلال بند زنان زندان رجایی‌شهر به زندان قرچک ورامین منتقل‌ شدند، اما دو هفته بعد مجددا به زندان اوین برگردانده‌شدند.

فریبا کمال‌آبادی از اعضای “یاران ایران” (مدیران جامعه بهایی) دو بار در سال ۸۴ دستگیر شد و بار سوم از سال ۸۷ دستگیر و در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران با اتهامات «جاسوسی برای اسرائیل، توهین به مقدسات و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» به ۲۰ سال حبس محکوم گردید. این شهروند بهایی با تقلیل حکم به ۱۰ سال، نهمین سال حبس خود را در بند زنان زندان اوین می‌گذراند.

فریبا کمال‌آبادی متولد ۲۲ شهریور ۱۳۴۱ در تهران که به دلیل اعتقادات مذهبی خود زندانی است. پدرش هم که پزشکی بهایی بود که در دهه ۱۳۶۰ بازداشت و شکنجه شد. فریبا در سال ۱۳۶۱ با «روح‌الله طایفی نصرآبادی» پیمان ازدواج بست که حاصل این ازدواج سه فرزند به نا‌‌م‌های ورقا، الحان و ترانه است. او که مانند سایر بهاییان پس از انقلاب اجازه تحصیل در دانشگا‌‌ه‌های رسمی کشور را نداشته، تحصیلات خود را در دانشگاه غیررسمی و مکاتبه‌ای بهایی ادامه داده است و از این دانشگاه کارشناسی مطالعات بهایی و کارشناسی ارشد مطالعات تکمیلی را دریافت کرده است.

جمال الدین خانجانی، متولد ۱۳۱۲ در سنگسر و ساکن تهران، در اردیبهشت ماه سال ۸۷ بازداشت و در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران با اتهامات «جاسوسی برای اسرائیل، توهین به مقدسات و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» به ۲۰ سال حبس محکوم گردید. این شهروند بهایی که از بیماری‌های زیادی به علت کبر سن رنج می‌برد، با تقلیل حکم به ۱۰ سال در زندان رجایی‌شهر کرج نگهداری می‌شود.
وی، کارخانه‌دار موفقی بود که بعد از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ تجارت خود را به خاطر بهائی بودن از دست داد. در کارخانه آجرسازی او که اولین کارخانه ماشینی از این نوع در ایران بود، پیش از آن که به اجبار بسته شود، چندصد نفر به کار اشتغال داشتند.

آقای خانجانی عضو سابق محفل ملی بهائیان ایران در سال ۱۳۶۳ بود که چهار نفر از ۹ عضو آن توسط حکومت ایران اعدام شدند.

بعدها آقای خانجانی توانست در زمینی که متعلق به خانواده‌اش بود مزرعه ای با تجهیزات ماشینی تأسیس کند، اما مسئولین دولتی محدودیت های متعددی برای او ایجاد کردند و ادارۂ مزرعه را با دشواری روبرو ساختند. این محدودیت‌ها به فرزندان و بستگان آقای خانجانی هم تعمیم داده شد از جمله جلوی پرداخت وام به آنها گرفته شد، محل‌های کسب آنها را بستند، داد و ستد تجاری آنها را محدود کردند، و از سفر آنها به خارج از ایران جلوگیری شد.

پیش از دستگیری اخیر در سال ۱۳۸۷، آقای خانجانی حداقل سه بار دستگیر و زندانی شده بود.

سعید رضایی متولد ۱۳۳۶ در آبادان، درسال ۱۳۵۵ به دانشگاه شیراز وارد و در رشته ماشینهای کشاورزی در سال ۱۳۵۹ فارغ التحصیل شد.

در سال۱۳۸۴ و در شهر شیراز توسط مأمورین امنیتی بازداشت و به بازداشتگاه ۲۰۹ اوین منتقل و پس از چندی به قید وثیقه آزاد می گردد. در سال ۱۳۸۵، تعدادی از جوانان به خاطر فعالیتهای انسان دوستانه یعنی کمک تحصیلی به دانش آموزان بی بضاعت در مناطق محروم شهر شیراز که با مجوز شورای شهر نیز انجام می گرفت دستگیرمی شوند. درهمان روز اول، جوانان غیربهائی آزاد می شوند ولی جوانان بهائی که بالغ بر۵۴ نفر بودند در حبس نگاه داشته می شوند که در میان آنان “مارثا” و”مأمن” دو دختر سعید رضائی نیز دیده می شوند.

درهمان سال وی به عضویت هیات مدیره ملی جامعه بهائیان ایران موسوم به “یاران ایران” درآمده و در اردیبهشت سال ۱۳۸۷ بار دیگر به وسیله ماموران امنیتی او و سایراعضاء این هیات بازداشت و به زندان اوین منتقل می گردند. نزدیک به ۴ماه را در سلولهای انفرادی بازداشتگاه ۲۰۹ گذرانیده و از ملاقات با خانواده و وکلای خود محروم می ماند. در این مدت و حتی در سالهای بعد با درد شدید از ناحیه کیسه صفرا دست به گریبان بوده است بعد از سپری شدن دوسال وچند ماه درهمان بازداشتگاه و پس از دادگاهی عجیب و غیرمنصفانه به حکمی کاملاً عجیب تر وغیرمنصفانه محکوم می گردد. شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی مقیسه برای هرکدام از “یاران ایران” از جمله سعید رضائی ۲۰ سال حبس را در نظر می گیرد، مجموعاً ۱۴۰ سال برای عضویت و خدمت به جامعه ای مذهبی و عقیدتی . پس از این حکم به زندان رجائی شهر منتقل و مدت ۶ماه با زندانیان عادی در بند۶ این زندان بوده و پس از آن به سالن ۱۲بند ۴، جایی که دیگر زندانیان عقیدتی سیاسی از جمله فعالین مدنی و روزنامه نگاران و سازمانها و احزاب مختلف در آن بسر می برند منتقل شد. حکم وی نیز به ۱۰ سال تقلیل بافت.

بهروز توکلی متولد ۱۳۳۰ در مشهد و ساکن تهران، از مدیران سابق جامعه بهایی ایران در اردیبهشت ماه سال ۸۷ بازداشت و در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران با اتهامات «جاسوسی برای اسرائیل، توهین به مقدسات و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» به ۲۰ سال حبس محکوم گردید. این شهروند بهایی با تقلیل حکم به ۱۰ سال در زندان رجایی‌شهر کرج نگهداری می‌شود.

بهروز توکلی، تا اوائل دهه ۱۹۸۰ (۱۳۶۰) به عنوان مددکار اجتماعی به کار مشغول بود. اما در این زمان به علت اعتقاد به آئین بهائی از کار دولتی اخراج شد. آقای توکلی پیش از دستگیری اخیر نیز به طور متناوب بازداشت و مورد آزار قرار می‌گرفت. وی سه سال پیش از بازداشت، برای مدت چهار ماه، بدون هیچ جرمی، در سلول انفرادی زندانی بود که در نتیجه دچار مشکلات جدی کلیوی و مفصلی شد.

آقای توکلی فارغ‌التحصیل رشتۀ روانشناسی است. او پس از اتمام دو سال خدمت سربازی (در رتبۀ ستوانی)، و گذراندن دوره های آموزشی تکمیلی، در رشته مراقبت از معلولین جسمی و ذهنی متخصص شد و تا زمانی که، به علت بهائی بودن، از کار برکنار شد به کار دولتی اشتغال داشت.

آقای توکلی، هنگامی که هنوز دانشجوی دانشگاه بود، به عضویت در شورای حاکمۀ محلی بهائی (محفل روحانی محلی) در شهر مشهد انتخاب شد و بعد از آن در شورای محلی دیگری در شهر ساری خدمت کرد. این نهادهای مشورتی در اوائل دهۀ ۱٩۸٠ (۱٣۶٠) به دستور دولت تعطیل شد. وی همچنین در چند کمیته جوانان عضویت داشت و در اوائل دهۀ ۱٩۸٠ به عضویت هیئت معاونت در آمد. بعد از آن که آقای توکلی از شغل دولتی خود محروم شد، برای تکفل خانواده و امرار معاش، یک کارگاه کوچک نجّاری در شهر گنبد تأسیس کرد و در همان شهر، کلاس‌هائی نیز برای مطالعات بهائی برای جوانان و بزرگسالان به راه انداخت.
وحید تیزفهم متولد ۱۳۵۲ در ارومیه و ساکن تهران، از مدیران سابق جامعه بهایی ایران در اردیبهشت ماه سال ۸۷ بازداشت و در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران با اتهامات «جاسوسی برای اسرائیل، توهین به مقدسات و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» به ۲۰ سال حبس محکوم گردید. این شهروند بهایی با تقلیل حکم به ۱۰ سال در زندان رجایی‌شهر کرج نگهداری می‌شود.

وحید تیزفهم، عینک ساز و صاحب مغازۀ عینک سازی در شهر تبریز، تا اوائل سال ۲٠٠۸ (۱٣۸۷) در آن شهر زندگی می‌کرد و پس از آن به تهران نقل مکان نمود.

او در شهر ارومیه متولد شد و کودکی و جوانی خود را در آنجا گذراند. پس از کسب دیپلم در رشتۀ ریاضی در سن ۱۸ سالگی به تبریز آمد تا در رشتۀ عینک سازی به تحصیلات خود ادامه دهد. وی بعداً در مؤسسۀ عالی معارف بهائی، وابسته به مؤسسه آموزش عالی بهائی (علمی آزاد)، نیز در رشتۀ جامعه شناسی به تحصیل مشغول شد.

عفیف نعیمی شهروند بهایی و از مدیران سابق جامعه بهایی ایران در اردیبهشت ماه سال ۸۷ بازداشت و در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران با اتهامات «جاسوسی برای اسرائیل، توهین به مقدسات و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی» به ۲۰ سال حبس محکوم گردید. این شهروند بهایی که از بیماری‌های زیادی از جمله مشکل انعقاد خون، بیهوشی های دوره ای، ناراحتی شدید غدد لنفاوی و تورم حاد در ناحیه‌ی گلو در زندان رنج برده، با تقلیل حکم به ۱۰ سال در زندان رجایی‌شهر کرج نگهداری می‌شود.

فرهاد فهندژ، متولد ۱۳۳۸ در تربت حیدریه و ساکن گرگان در تاربخ ۲۶ مهرماه سال ۹۱ در منزل خود دستگیر و بعد از هفت ماه بلا تکلیفی در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به اتهام «تبلیغ آیین بهایی و اداره تشکیلات بهایی» توسط قاضی مقیسه به ۱۰ سال حبس محکوم شد.

شایان ذکر است، این شهروند بهایی در سال ۱۳۶۲ (در سن ۲۴ سالگی) نیز دستگیر و به ۶ سال حبس محکوم شده بود. وی به دلیل شرایط نامساعد زندان پیشین مبتلا به بیماری های گوارشی است.

عادل نعیمی متولد ۱۳۳۱ در تهران و همسرش الهام فراهانی (نعیمی) از جمله بازداشت‌شدگان روز ۲۱ تیر ماه سال ۹۱ بودند. مأموران ساعت‌ها خانه آن‌ها را بازرسی و بسیاری از اموال خصوصی، کتاب‌ها، عکس‌ها و سی‌دی‌هایی که مربوط به آیین بهایی بودند را ضبط کردند. دوم مرداد ماه همان سال، شمیم نعیمی، پسر ایشان هم به دادسرای شهید مقدس، مستقر در زندان اوین احضار شد که پس از مراجعه، او را هم بازداشت کردند. پس از حدود یک ماه، الهام و شمیم تا زمان برگزاری دادگاه به قید وثیقه آزاد شدند، اما پدر خانواده هم‌چنان در انفرادی ماند تا این‌که پس از حدود سه ماه، به بخش عمومی منتقل و پس از چندی به زندان رجایی شهر برده شد.

چهارم اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۲ خورشیدی، جلسه دادگاه عادل نعیمی به همراه هفت شهروند بهایی ساکن گرگان و گنبدکاووس که به زندان رجایی شهر منتقل شده بودند، هم‌زمان برگزار شد.

هر چند در این پرونده، ارتباطی میان زندانیان بهایی گرگان با عادل نعیمی وجود نداشت، اما شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه‌ای به پرونده این افراد در یک جلسه رسیدگی کرد.

اتهامات وارده به این هشت شهروند بهایی عبارت بودند از: «تبلیغ علیه نظام»، «تشکیل و اداره تشکیلات غیرقانونی بهایی» و «عضویت در تشکیلات غیرقانونی بهایی».

طبق رأی صادر شده برای عادل نعیمی، او به ۱۱ سال حبس و متهمان دیگر به ۵ تا ۱۰ سال حبس محکوم شدند. همگی این افراد در حال گذراندن دوران حبس‌شان در زندان رجایی شهر هس

مهوش ثابت ( شهریاری) پس از پایان مرخصی به زندان اوین بازگشت

به گزارش خبرگزاری بهایی نیوز دقایقی پیش در تاریخ ۲۴ مهرماه ۱۳۹۵ مهوش ثابت شهریاری پس از ده روز مرخصی به زندان اوین بازگشت.
بنابر گزارش مجموعه خبری بهایی نیوز مهوش ثابت یکی از مدیران جامعه بهایی ایران پس از ۹ سال به مرخصی ۴ روزه آمده که پس از تمدید به ۶ روز و با پیگیری خانواده وی دوران مرخصی این شهروند بهایی به ۱۰ روز به طول انجامید و وی دقایقی پیش جهت گذراندن ادامه دوران محکومت خودبه زندان منتقل شد.
پیشتر مهوش ثابت شهریاری در تاریخ ۱۴ مهر ماه ۱۳۹۵ پس از گذشت بیش از ۹ سال برای اولین به مرخصی آمده بود.

Bild zeigt 1 Person , Personen, die lachen , Text

۶ سال حبس و بلاتکلیفی محمد علی طاهری

 

محمد علی طاهری، بنیان گذار عرفان حلقه، نزدیک به شش سال است که همچنان به صورت غیرقانونی در زندان اوین نگهداری می شود.
محمد علی طاهری، بنیان گذار عرفان حلقه که از دو هفته پیش در اعتراض به بلاتکلیفی خود دست به اعتصاب غذا زده است، از سال ۱۳۹۰ در زندان به سر برده و علیرغم اتمام حکم پنج سال حبس تعزیری و صدور قرار منع تعقیب برای پرونده جدید، همچنان از آزادی وی ممانعت به عمل می آید.
خواهر این زندانی عقیدتی می گوید : حتی مسولان به خودشان این زحمت را نداده اند که برای نگهداری او حکم بازداشت موقت صادر کنند. همین طور غیرقانونی در زندان نگهش داشتند که نشان دهند آنها اگر بخواهند می توانند در هر شرایط غیرقانونی فردی را در زندان نگه دارند. من به شدت نگران وضعیت او هستم. شش سال است که در انفرادی های زندان اوین به سر می برد و این بدترین شکنجه برای یک انسان است. برادرم در اعتراض به آزاد نشدنش دست به اعتصاب غذا زده و این چندمین اعتصاب غذای او در طی این سالهاست.

محمدعلی طاهری، مؤسس «عرفان حلقه»، ۶۰ ساله و متولد کرمانشاه است. او در سال ۱۳۸۰ موسسه‌ای به نام «عرفان حلقه» با تمرکز فرادرمانی و طب مکمل در تهران تأسیس کرد. آقای طاهری چندین کتاب نوشته که از سوی وزارت ارشاد مجوز گرفته‌اند و همچنین چند دوره کلاس در دانشگاه تهران و دانشگاه علوم پزشکی تهران در خصوص طب مکمل داشته است. دانشگاه طب سنتی ارمنستان در اردیبهشت سال ۱۳۹۰، به محمدعلی طاهری دکترای افتخاری اعطا کرد.او در سال ۱۳۸۹ برای اولین بار به اتهام اقدام علیه امنیت کشور از سوی نیروهای وزارت اطلاعات دستگیر و برای ۶۷ روز در زندان اوین تحت بازجویی قرار گرفت. او پس‌ از آن با قرار وثیقه آزاد شد اما مجدداً در تاریخ ۱۴ اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۹۰ بازداشت شد و به اتهام توهین به مقدسات، اتهام فعل حرام و رابطه نامشروع به دلیل «تماس با مچ دست‌ زن نامحرم در زمان عمل فرادرمانی»، دخالت در امر پزشکی، تحصیل مال نامشروع، توزیع آثار سمعی– بصری و استفاده غیرمجاز عناوین علمی ـ پزشکی جمعاً به ۵ سال حبس، ۷۴ ضربه شلاق و ۹۰۰ میلیون تومان جریمه نقدی محکوم شد.
اما آقای طاهری در تابستان ۱۳۹۳ مجدداً برای اتهام مفسد فی‌الارض که قبلاً در پرونده‌اش بررسی‌شده بود، بازجویی شد. دادگاه او در اسفندماه سال ۱۳۹۳ برگزار شد و درنهایت در خردادماه سال ۱۳۹۴ به اتهام فساد فی‌الارض از طریق منحرف کردن افراد به اعدام محکوم شد. با اعتراض وکلای آقای طاهری، پرونده او برای بررسی مجدد به دیوان عالی کشور فرستاده شد.
خواهر محمدعلی طاهری اظهار کرده بود حکم اعدام او از سوی شعبه ۳۳ دیوان عالی کشور لغو شده و پرونده برای رسیدگی مجدد به شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب فرستاده‌ شده است.

#Freetaheri
#طاهری

Bild zeigt 2 Personen , Text

دهمین روز از اعتصاب غذای فعال ملی رسول رضوی در زندان تبریز

۲۲۷۹۳_l16x9

رسول رضوی، فعال ملی-مدنی آزربایجان که در اعتراض به احکام غیرقانونی علیه وی دست به اعتصاب غذا زده است، در دهمین روز اعتصاب غذا به سر می‌برد. وی از ۱۳ مهر ماه ۱۳۹۵ با انتشار یک فایل صوتی شروع اعتصاب غذای خود را اعلام کرده بود.

رسول رضوی در این فایل صوتی گفته است: در اعتراض به بی‌عدالتی‌ها چند ماه پیش (اردیبهشت ۹۵) دست به اعتصاب زده بودم که با دخالت ریش سفیدان حرکت ملی آزربایجان و خانواده ام و از طرف دیگر قول و قرارهای مقامات قضایی اعتصاب بیست و هشت روزه ام را شکستم که تا به حال هیچ اقدامی در مورد “حکم های غیرقانونی” صورت نگرفته است.

وی اضافه کرده است: از ۱۳ مهر ماه ۱۳۹۵ دست به اعتصاب غذا میزنم چون راهی جز این در اعتراض به این ظلم ها و نا عدالتی ها برایم باقی نمانده است.

رسول رضوی از فعالین شناخته شده حرکت ملی آزربایجان در جریان اعتراضات ضدنژادپرستی ۱۸ آبان ۹۴ علیه برنامه فتیله در تبریز دستگیر شد.

قاضی پرونده قبلی ایشان در مورد دستگیری وی در جریان “اعتراض به دولت کمونیستی چین به دلیل کشتار تورکان اویغور” طی حکم غیابی حکم ۱ سال زندان برای وی صادر کرد.

حکم یک‌سال حبس برای رسول رضوی به‌صورت غیابی صادر شده و این فعال به دلیل حبس، اجازه حضور در دادگاه را نداشت. در دادگاه مذکور دو تن دیگر که در همان اعتراضات بازداشت شده بودند، تبرئه گردیدند.

وی همچنین در آذرماه ۹۲ نیز بازداشت شده بود و تیر ماه سال ۹۳ باقرپور رئیس شعبه سوم دادگاه انقلاب تبریز رسول رضوی را به اتهام تبلیغ علیه نظام به یک سال حبس تعزیری محکوم نموده بود.

آمنه عیسی زاده 21 ساله شهروند اهل سنت بلوچ آزاد کنید

آمنه عیسی زاده 21 ساله شهروند اهل سنت بلوچ اهل روستای خرگوشی شهرستان سیریک به اتهام انتقاد از مراسم مذهبی ایام محرم در شبکه های اجتماعی 19 مهر بازداشت شد و خانواده از وضعیت وی بی اطلاع اند

 

حادثه عاشورا وبيست سوال بي جواب

سالهاس كه براي اين گريه وزاري ها ذهن مرا مشغول كرده !!

١: سوال اول : مگر مسلمانان به زندگي بعداز مرگ معتقد نيستند ،مگر مطابق دين اسلام اين زندگي دنيايي زندگي فاني رفتني نيست وبا مرگ زندگي ابدي باقي شروع نمي شود

پس اين گريه ها براي چيه؟؟؟

٢: سوال دوم: امام حسين شهيد شده  وجاي شهدا در بهشت مگر نيست يعني در حقيقت در حادثه عاشورا زندگي ابدي امام حسين در بهشت آغاز شده ،آيا اين گريه داره ؟؟؟

٣: سوال سوم: چرا به مناسبت اين حادثه جشن گرفته نمي شود يعني بالاخره براساس داستان هاي نوشته شده از اين واقعه يكي پيدا شده به جاي اينكه بگويد بله قربان وبه جاي اين كه چشم را روي حقيقت ببنده وبه جا ومقام برسد،گفت نه!

پاي عقيده اش هم جانش را خرج كرد.

٤: چند نَفر امروز هستند از جان كه هيچ بلكه از يه مشت پول به خاطر انسانيت وحق مي گذرند؟؟؟

٥: در كتب رواياتي صحيح مگر نه اينكه حسين به زينب مي گوييد من كشته شدم ،لباس سياه نپوش ،گريبان پاره نكن،وا ويلا سرنده، آيا زينب بيشتر به برادر نزديك تَر است يا ما؟؟؟

٦: در صحيح ترين سند چرا پيامبر اسلام گفته بيش از سه روز عزا داري نكنيد اما ملايان وخرافات چيان مذهبي سه روز را به هفته وچهلم و سالگرد تبديل كردند؟؟؟

٧: چرا فرزندان حسين فقط علي اصغر علي اكبر وعباس برادرش اسم دارند بقيه ٧٢اسمي ندارند وآيا فرزندي به گواهي تاريخ به اسم علي اصغر وجود داشته يانه ؟ وچرادر بازار ملا اسمي از اين ياران گفته نمي شود ؟؟؟

٨: چرا همانند حسين گفت اگر دين نداريد آزاد مرد باشيد لااقل   زندانيان سياسي را آزاد نمي كنيد كه آزادمرد باشيد شما ها كه نه آزاده هستيد نه دين داريد؟؟؟

٩: چرا ٣٦٠روز سال مثل يزيد زور گفته مي شود ،پول جمع مي شود وبخاطر يه مشت پول هم هر حقي پنهان مي شود؟؟؟

١٠: آيا با اين پنج روز عزاداري وگريه كه همه مي دانيم واقعي نيست ، تمام ظلم و قضاوت هاي آخوندها توجيح مي شود؟؟؟

١١: آيا در كشوري كه اين همه آدم در كنار خيابان ها زندگي مي كنند وكليه فروشي وتن فروشي و بي كاري و وجنايت ومواد مخدر و بسياري ديگر كه مثنوي هفتاد پند مي شود

نيازي به اين همه عزاداري مي باشد؟؟؟

١٢: آيا نيازي نيست كه ما براي كشور خود عزاداري كنيم كه از جهان عقب افتاده ايم ، كشوري كه مركز مهد وتمدن چند هزار ساله بوده؟؟؟

١٣: آيا يزيد بيشتر كشت يا ملايان صفوي وامروزي ولايت فقيه ؟؟؟

١٤: آيا حسين براي پدر ومادر خويش هم اينطور عزا داري مي كرد؟

١٥:آيا سند صحيحي وجود دارد؟كه يك امام آن زمان بازي هاي امروزي را نمايش داده باشد ؟؟؟

١٦: آيا حسين كه در روز عاشورا نه آب داشت نه غذا شمايي كه خود را شيعه او مي دانيد اون روز حاضر هستيد نه آب بخوريد نه غذا ، يا به دليل گوشت نخوردن در يك سال آن روز را گوشت مي خورديد !!!!

١٧: آيا خامنه ايي وسران يزيد اين زمان همچون اسد وپوتين و حزب الله ومقتدا صدر و نوري مالكي ورهبر كره شمالي و مراجع شكر فروش قم ومشهد ونجف وكربلا و آخوندها واطلاعات وجاش هاي امروزي وسايرين دزدان نجومي

آيا تا به حال گذاشته اند كسي از آنهاانتقادي كوچك داشته باشند؟؟؟يا همانند شمر سر مي برند ؟؟؟ واگرم كسي انتقاد داشته همان طور نبوده كه با اعدام وجنايت وآدم كشي وزنداني طولاني مدت همراه بوده!!!

١٨: آيا ميلياردها خرج و مصارفي كه در اين ده روز دُكان داري مصرف مي شود خرج بازسازي كشور كنند بهتر است يا خرج مداح عرعركننده  ؟؟؟

١٩: آيا بچه هاي امروزه در خاورميانه كه كشت مي شوند توسط شما ويارانتان همانند فرزندان حسين هم مگر نيستند كه بي گناه توسط استكبار از بين مي روند؟؟؟

٢٠: آيا واکنش حوزه به اختلاسهای به املاک نجومی، به فساد اداری به رشوه خواری ها به  فقر و فلاکت به کلیه فروشی ، به داستان سرایی های جنسی یالثارات به فحاشی های زنجیره ای مداحان چگونه بوده؟؟؟ آیا شما سراغ دارید که این آخوند های حکومتی اشاره ای گذرا به فساد، فاسدان حاکم بکنند و از ما بخواهند که حسینی عمل کنیم،؟

قطعا این گونه نبوده و این گونه نخواهد شد.

التماس تفكر!!!

احسان فتاحي

یک شهروند سنی مذهب به نام علی ماوت در اعتراض به بلاتکلیفی در سلول‌های انفرادی بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه در اعتصاب غذا به سر می برد.

 

 

به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، علی ماوت که از خردادماه سال جاری در بازداشتگاه اداره اطلاعات ارومیه نگهداری می شود، در اعتراض به وضعیت بلاتکلیف خود در این بازداشتگاه و عدم رسیدگی به پرونده از هفته گذشته دست به اعتصاب غذا زده است.

وی به همراه ۱۰ شهروند سنی‌مذهب در خردادماه سال جاری بازداشت شده بود.

این شهروند بوکانی پبش تر نیز در سال ۹۱ بازداشت و به شانزده ماه حبس محکوم شده بود.

دستکم چهل شهروند بوکانی در روز پنج شنبه پانزدهم مهرماه از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شدند.

 

گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، مأموران امنیتی روز پنج شنبه پانزدهم مهرماه با مراجعه به منازل چندین تن از شهروندان بوکانی دستکم چهل تن از آنان را بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل کردند.

به گفته منابع محلی دلیل بازداشت این شهروندان فعالیت های مذهبی بوده است.

گلرخ و آرش دو گُل خوشبو راه آزادی و آزادگی (مادرکنارشماهستیم)

به قلم :احسان فتاحی

قلمم نمی نویسد…می ترسد…نقطه ای کم دارد…در وصف حال شما دو زوج آزاده…
ولی در ابیاتی می گویم باصدای بلند
آید آن صبحی که، صبح ظالمان گردد غروب
پتک آهنکوب محرومان شود عمامه کوب!!!!!
فریاد کن نام آزادی را و صادقانه دیوانگی کن
که اکنون سکوت مردابیست از سکوت و سکون
عزمم دو چندان می شود وقتی من و تو، “ما” شود
وقتی من و تو، “ما” شود عزمم هزاران می شود

دستگاه بی رحم ولایت فقیه چه میخواهد از این دو زوج جوان

شما بجای اینکه دست جوان ها را بگیرید که به پیشرفت وآزادی بیان وآرامش در زندگی وشغل مناسب هدیه دهید، فقط سرکوب وجنایت وزمین گیرکردن جوانان از راه مواد مخدر وفساد وبیکاری وبی بندباری را رواج داده اید در جامعه سوخته ایران.

وجدانتان کجاست ریاست های قضائیه ای ملایانی که دردادگاه های فرمایشی همانند قاضی صلواتی ومقیسه در عرض دو دقیقه ده ها نفر را به جوخه اعدام برده اید.
امیدواریم که أمثالی همچون این قاضی ها، روزگاری توسط ملت وخانواده های زندانیان سیاسی محاکمه شوند.

شماها که دم از راه حسین می زنید وخود را بصورت نمایش مضحک خاکی وتیکه تیکه می کنید برایش، چرا فرموده های حسین را هم گوش نمی دهید، که فرمود اگر دین ندارید لااقل آزاد مرد باشید،کدام دفعه شما سران ولایت فقیه مرد بودید که آزاده باشید، شما که نه دین دارید، نه انسانیت،

کارنامه شما فقط جنایت وچپاولگری وشعبده بازی واعدام وسنگسار و وخمس ومتعه وقبر پرستی و جنایت علیه ملت ایران بوده.
همین وبس !

روزگار عجیبی است!
شرم بر ما باد که با سکوتمان مهر تأیید بر این اعمال سفاکانه می زنیم و نفرین بر قلب هایی که چون سنگ سخت شده و نفرین بر دست ها و قدم هایی که واسطه عمل سوء و شنیع جدا کردن دو زوج جوان بی گناه از همدیگر شده اند. ”

واف بر ستم و ستم گر خاصه که این ستم بر دو زوج جوان مظلوم است روا داشته شود! فعال حقوق بشرباشیم یا نباشیم انسانیت وجه ممیزه ماست و ارجمندی این مقام را نه در قول بلکه در فعل و عمل تجربه کرده ایم. آموخته ایم که زن بالقوه عشق است و تا این سرشت به مرتبه فعلیت درنیاید انگار گم شده ای دارد و این «عشق» نه امری اکتسابی بلکه فطری و ذاتی است و این دو زوج جوان بری هستند از هرنوع جرم واختلاس گناه آنها فقط گفتن کلمه حق ودفاع از انسانیت وآزادی وآزادگی بوده اگر شمر ٧۴نفر را کشت، شما ها که سالهاست که تمام جوانان ملت شریف ایران را اعدام ونابود کردید کربلا در ایران است نه در نینوا!!!

جناب لاریجانی قاض القضات حکومت ولایت فقیه چگونه میشود شخصی که بیمار ودربیمارستان بستری بوده برای آن دادگاه غائبانه تشکیل داده شده، چرا شما ها نگذاشته اید که وکیل از پرونده این دو جوان دفاع کند این چگونه عدالت علویی می باشد که شما دم از آن زدید شماها آبروی علی راهم بردید خدا آبرویتان را ببرد شیادان تاریخ.

بانو گلرخ جان وآرش جانم شما از پشت میله های زندان و از پس این روزهای تلخی که نمیدانیم تا کجا ادامه خواهد داشت سربلند بیرون می آیید.
این روزگاری تلخ تبدیل به صبح آزادی میشود که رسیدنش را باور داریم.

شماها روزی سربلندان تاریخ حساب می شوید که بخاطر انسایت وآزادگی در برابر شیادان تاریخ ایستادگی کردیدواز میله های زندان رها پیدا می کنید و شادمان از متولد شدن تان، روزهای تولد وازدواج تان را به هم تبریک خواهید گفت.

آن روز هیچ مرزی در میان شماها نخواهد بود و زندان بانی همانطور که خود گفتید شغلی خواهد بود که منقرض شده است.

آن روز کتاب های تاریخ را از نو خواهند نوشت و شما دو گل خوش بو باغ آزادی بهترین زندگی را خواهید داشت.

اطلاعات سپاه با پرونده‌سازی برای این فعالان سیاسی که به دلیل شرکت در تجمعات صلح‌ طلبان در برابر زندان اوین جهت رسیدگی به وضعیت زندانیان بوده حکم صادر نموده است. اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی به‌صراحت تشکیل اجتماعات و راه‌پیمایی‌ها بدون حمل سلاح و به‌شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد، آزاد شمرده‌شده است؛ پرسشی که در این بخش از عدم احترام به قانون توسط شعبهٔ ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی پیش می‌آید این است که چگونه گروهی با حمل سلاح گرم وارد سفارت کشوری می‌شوند و مصون از هرگونه برخورد هستند اما شرکت در تجمعی که برای اجرای قانون اساسی و قانون زندان‌هاست با حکم ۱۹ ساله مواجه می‌شود.

آرش صادقی، فعال سیاسی بود و دانشجوی اخراجی دانشگاه علامه طباطبایی به همراه همسرش گلرخ ابراهیمی در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۳۹۳ توسط قرارگاه ثارالله اطلاعات سپاه بازداشت و یکم دی‌ماه سال جاری در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به اتهام «اجتماع و تبانی علیه نظام»، «توهین به بنیان‌گذار جمهوری اسلامی»، «تبلیغ علیه نظام» و «تشکیل گروه غیرقانونی» و همسرش به اتهام «توهین به مقدسات» و «تبلیغ علیه نظام» به ترتیب به پانزده سال حبس و شش سال حبس محکوم شدند.

فیلیپ لوتر، پژوهشگر و مسئول بخش خاورمیانه و شمال آفریقای سازمان عفو بین‌الملل اتهام و حکم صادر شده برای گلرخ ابراهیمی ایرایی را مضحک خوانده و گفته است: «اتهامات علیه گلرخ ابراهیمی ایرایی مضحک است. او به همین سادگی قرار است برای نوشتن یک داستان که حتی منتشر نشده است چندین سال زندانی شود. این مجازاتی علیه خلاقیت و آزادی بیان است.»

این مقام مسئول سازمان عفو بین‌الملل از مقام‌های قضایی در ایران خواسته است که به جای زندانی کردن یک زن جوان که با فعالیت صلح‌آمیز حقوق بشری مخالفت خود با حکم سنگسار را ابراز می‌کند، فعالیت او را به رسمیت بشناسند و این مجازات بیرحمانه را لغو کنند. است: «این بی‌‌رحمانه است که ایران اجرای سنگسار را قابل قبول می‌داند و آن را به نام حفاظت از اخلاق توجیه می‌کند.»

در این بیانیه همچنین آمده است که جمهوری اسلامی در آستانه ثبت رکوردی تازه در سرکوب نسل جدیدى از جوانان فعال حقوق بشر با استفاده از روش‌ها و تاکتیک‌های متفاوت ظالمانه و سرکوب‌گرانه است.

دفتر حقوق‌ بشر سازمان ملل‌ متحد و دیگر نهاد های حقوق‌بشری برای مدتهای طولانی از مقامهای رژیم ایران، خواسته‌ اند که آرش صادقی را آزاد کنند، اما هیچکدام موثرواقع نشده است. محکومیت او بیانگر این است که در ایران بطور فزاینده تحمل دفاع از حقوق‌ بشر پایین آمده است. ما از مقامهای رژیم ایران، مصرانه می‌ خواهیم فوراً این حکم را لغو کند وبجای زندان انداختن این دو زوج جوان زندگی را به آنها هدیه دهد.

ما با حمایت از خواسته‌های حقوقی و قانونی این دو زوج جوان از تمامی سازمان‌ها و نهادهای مدافع حقوق بشر، رسانه‌های جمعی، فعالان مدنی و سیاسی؛ واکنش مناسب و اقدام فوری نسبت به پرونده ناعادلانه گلرخ إبراهیمی ولغو حکم ١٩سال آرش صادقی را خواستاریم. ما امیدوار هستیم همگان نسبت به بیانیه جهانی حقوق بشر، کنوانسیون‌ها و پروتکل‌های الحاقی آن مسئولانه رفتار کرده و با پرهیز کردن از بی‌عملی و سکوت اختیار کردن‌های مصلحتی، هدف والای انسانی دفاع از حقوق بشر را بدون تبعیض عملی کنند.
گلرخ جان وآرش جان ما تاآخرین لحظه در کنارشماهستیم وبه بودن شما افتخار میکنیم.
به امید این که نظام جمهوری اسلامی در صدور حکم شما تجدیدنظر کنندوآبروی را به قوه قضائیه خود برگردانند.

احسان فتاحی
١۶مهر٩۵

Copyright © 2015 radiopars.org Designed by Arman Charostaei.