بایگانی/آرشیو برچسب ها : عقیدتی‌

مادر محمدصابر ملک‌رییسی:‌ «گفتند پسر فراری‌تان را تحویل دهید تا این پسرتان را آزاد کنیم»

محمدصابر ملک‌رییسی، زندانی بلوچ که از هشتم آذرماه دست به اعتصاب غذا زده است، همچنان محروم از رسیدگی درمانی در قرنطینه زندان اردبیل به سر می برد.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، مادر محمدصابر ملک‌رییسی به کمپین گفت که از هشتم آذر ماه ۱۳۹۶ که فرزندش در بند قرنطینه زندان اردبیل دست به اعتصاب غذا زده تماس تلفنی‌اش با خانواده قطع شده و خانواده او در نگرانی شدید و بی‌خبری از وضعیت این زندانی بلوچ به سر می‌برند.
محمدصابر ملک‌رییسی، فرزند دادعلی در حال حاضر ۲۳ ساله و اهل شهرستان چابهار، در سال ۱۳۸۸ هنگامیکه ۱۵ سال داشت، توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شد. او ابتدا در اداره اطلاعات زاهدان بازجویی و پس از آن به زندان زاهدان منتقل شد. محمدصابر ملک‌رییسی سپس به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی و محاربه» به «۱۵ سال زندان در تبعید» محکوم و پس از قطعی شدن حکم ۱۷ سال زندان ابتدا به زندان ارومیه و سپس به زندان اردبیل تبعید شد.
گل بی بی ملک رئیسی، مادر محمدصابر ملک رئیسی گفت که فرزندش پس از اعتراض به توهین‌ها و بدرفتاری‌های مسولان زندان، مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفته و بینایی یک چشمش را از دست داده است.
خانم ملک رئیسی گفت: «محمدصابر در بند قرنطینه زندان اردبیل است و پس از اینکه او را کتک زده و شکنجه کرده اند اعتصاب غذا کرده است. تلفن زد و گفت او را زده‌اند و اعتصاب غذا می‌کند اما بعد دیگر از هشتم آذر ماه تا الان هیچ خبری از او نداریم. تلفن نکرده و با وضعیتی که داشت نمی‌دانیم چه بلایی سر او آمده است.»
مادر محمدصابر ملک رئیسی گفت: «من هر دری زدم، هیچ کسی به من جواب نداد. رفتم اطلاعات چابهار، رفتم اطلاعات زاهدان، رفتم دادگستری زاهدان و هیچ کسی جوابی به ما نمی‌دهد. اطلاعات زاهدان که رفتم به پلیس ۱۱۰ گفتند آمد که جمع کنید بروید اینجا جای شما نیست. نهایت گفتند بروید زندان اردبیل. ما چابهار زندگی می‌کنیم و اردبیل خیلی خیلی دور است. توان مالی ندارم  بروم. مریض هستم من این همه راه را نمی‌توانم بروم. پدر محمدصابر هم فلج است و مانده‌ام چه باید بکنم.»
گل بی بی ملک رئیسی گفت که از اطلاعات زاهدان به او گفته‌اند پسر دیگرش را تحویل دهد تا محمدصابر را آزاد کنند. او گفت: «محمدصابر من ۱۵ سال داشت که او را رفتند. به خاطر برادرش او را گرفتند. ما شناسنامه او را یک سال بزرگتر گرفتیم به خاطر مدرسه اما ۱۵ سال داشت. برادرش فراری است. من هم خبر ندارم کجا است. اطلاعات زاهدان به من گفتند عبیدالرحمن را بیاور محمدصابر را ببر. من چگونه بدانم کجا است؟ از دست اطلاعات فراری است به او گفته بودند باید با اطلاعات همکاری کند او هم فرار کرد ده سال است از او بی خبر هستم که کجا است. بعد آمدند محمدصابر را به جای او گرفتند و بردند. گروگان بردند. بچه من اهل درس و مشق بود درس می خواند و فقط ۱۵ سال داشت نباید زندان می رفت باید الان دانشگاه می رفت اما ۸ سال است که بی گناه زندان است.”
مادر محمدصابر رئیسی گفت: “بچه ۱۵ ساله من دو سال بازداشتگاه اطلاعات بود. ما چابهار زندگی می کنیم. از اطلاعات چابهار بردند اطلاعات زاهدان و دو سال آنجا بود. بعد ما خبر نداشتیم بردند زندان اردبیل. ۸ ماه ما هیچ خبری از او نداشتیم که بچه ما مرده یا زنده است. بعد از ۸ ماه زنگ زد و گفت من زنده هستم زندان اردبیل هستم من از خوشی گریه می کردم که بچه من زنده است.  حالا هم که ۱۳ روز است در اعتصاب غذا است و من خبری از او ندارم. دو سال است او را ندیده ام. زندان اردبیل دور است مریض هستم نمی توانم این همه راه بروم. در این سالها فقط دو بار توانسته ام بروم اردبیل ملاقات کنم. ما هیچ کسی را ندا ریم. وکیل هم ندارد. ما بلوچ هستیم ما ایرانی هستیم. چرا با ما این کار را می کنند؟”
یک منبع آگاه ۲۴ دی ماه ۱۳۹۵ گفته بود: «برادر بزرگ تر صابر در پاکستان است و به اتهام همکاری با جندالله تحت تعقیب وزارت اطلاعات است، صابر تابستان ۱۳۸۸ به پاکستان به دیدار برادرش رفته و در بازگشت به اتهام همکاری با جندالله و خروج غیرقانونی بازداشت شدهاست، خود صابر که فعالیتی نداشته و زمان بازداشت دانش آموز سال دوم دبیرستان بود و در منطقه چابهار هم سفر به پاکستان طبیعی است، خواهر صابر و همچنین یکی از پسرعموهایش هم در پاکستان زندگی میکنند و در آن منطقه این طرف مرز با آن طرف فامیل هستند و رفتوآمد دارند.»
گروه جندالله (به معنی لشگر خداوند) یک گروه مسلح با عقاید افراطی مذهبی است که که گرایش مذهبی خود را «سنی» عنوان و در منطقه سیستان و بلوچستان ایران فعالیت می کرد. دولت ایران این گروه را یک گروه تروریستی نامیده و در موارد متعددی آنان را به قتل و کشتار شهروندان و بمبگذاری در اتوبوس حامل اعضای سپاه پاسداران و ترور ۲۶ مهر ۱۳۸۸ نورعلی شوشتری فرمانده قرارگاه قدس سپاه پاسداران مستقر استان سیستان و بلوچستان متهم و عبدالمالک ریگی رهبر این گروه را پس از بازداشت، محاکمه و اعدام کرده است. این گروه همچنین مسئولیت انفجار یک خودروی حامل بمب در مسیر اتوبوس حامل نیروهای سپاه پاسداران در بلوار ثارالله زاهدان به تاریخ ۲۵ بهمن ۱۳۸۵ را بر عهده گرفت، انفجاری که طی آن دستکم سیزده نفر از اعضای سپاه پاسداران کشته و سی نفر مجروح شدند.
یک منبع مطلع اما ارتباط محمدصابر ملک رئیسی را با این گروه رد کرد، روند رسیدگی به پرونده صابر رئیسی را نقض مکرر قوانین خواند و گفت: «به کودک بودن صابر هیچ توجهی نشده است، حکم را دادگاه کیفری صادر کرده است در حالی که مرجع صالح رسیدگی دادگاه انقلاب بوده و مستند حکم هم فقط و فقط اعترافات زیر شکنجه یک کودک ۱۵ ساله است.»
این منبع همچنین گفت که مواد مربوط به اتهام محاربه که صابر بر مبنای آن محکوم شده، در قانون مجازات اسلامی تغییر کردهاست و طبق قانون مجازات اسلامی جدید صرف ارتباط با یک گروه مسلح محاربه محسوب نمیشود و برای اثبات جرم باید ارتباط موثر یا شرکت مستقیم در عملیات مسلحانه اثبات شود. به گفته این منبع طبق قانون جدید مجازات اسلامی پرونده محمدصابر ملک رئیسی باید مجددا در دیوان عالی کشور بررسی شود.
محمدصابر ملک رئیسی در نامه ای از زندان اردبیل اعلام نوشته است: «در روز چهارشنبه مورخ ۱۳۹۶/۹/۸ از سوی دفتر حفاظت و اطلاعات زندان مرکزی اردبیل مورد توهین به مذهب و مقدساتم قرار گرفتم و به افسرنگهبانی منتقل شدم که در آنجا رئیس اندرزگاه و افسرنگهبان وقت با باتوم دست و پایم را بستند و شروع به ضرب و شتم کردن و در عین حال که ضربات مشت و لگد به سر و صورتم می زدند به من و خانواده ام فحاشی و هتک حرمت می کردند، پس از کلی ضرب و شتم با همان حالت یعنی با دستبند و پا بند و بدنی کبود من را به قرنطینه منتقل کردند و یکی از زندانیان در قرنطینه که از یکی از عواملشان است را برای درگیر شدن با من اجیر کردند تا پرونده را دعوا و درگیری زندانی با زندانی جلوه دهند و تمام صدمات و کبودی وارد شده به بدنم را درگیری با زندانی نشان دهند. زندانی با فلاسک چای ضربه شدیدی به سرم وارد کرد که بی هوش شدم و با صورت به زمین برخورد کردم و تمام صورتم از ناحیه راست زخمی و کبود شد، جای شکر دارد بینی‌ام برای بار چهارم بدست رژیم و عمالش نشکست فقط خونی و کبود شده، بعد از این ضربات وقتی چشم باز کردم خود را در تخت بهداری زندان دیدم و مدتی فراموشی گرفته بودم و متوجه نبودم چرا در آن مکان می باشم و چه اتفاقی افتاده است، از دکتر و مسئولین بهداری جویای جراحت و انتقالم به بهداری شدم، گفتند بعد از درگیری و کشتن یک نفر به این حال افتادی، من نیز باور کردم و از اینکه مرتکب قتل شده بودم به شدت ترسیده و نگران بودم، تا اینکه همه چی یادم آمد که توسط زندانی که درگیر شدم مجروح شدم و فهمیدم موضوع دروغی مثل دروغ های دیگرشان است که به ملت می گویند، پس این دعوا را صورت جلسه کردند و از من خواستند از زندانی شکایت کنم، اما من زیر هیچ برگه‌ای را امضا نکردم و از هیچ کس جز پرویز سورآذر مسئول حفاظت و اطلاعات زندان مرکزی اردبیل و فرهاد نوروزی رئیس اندرزگاه و غفور صادق زاده افسرنگهبان زندان شکایت ندارم.»

گزارشی از آخرین وضعیت رامین حسین پناهی، در بازداشتگاه اطلاعات سپاه

خبرگزاری هرانا – رامین حسین پناهی، زندانی سیاسی که ابتدای تیرماه سال جاری توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود به تازگی از بازداشتگاه وزارت اطلاعات به سپاه پاسداران تحویل داده شده و پرونده او به شعبه اول دادگاه انقلاب ارجاع شده است. آقای حسین پناهی در چهارمین ماه بازداشت برای اولین بار اجازه ملاقات با خانواده خود را یافت.
به گزارش هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، فعال سیاسی رامین حسین پناهی که اول تیرماه سال جاری توسط نیروهای امنیتی حوالی شهر سنندج به صورت زخمی بازداشت شده بود با گذشت چندین ماه از بازداشت و گردش پرونده کماکان به زندان منتقل نشده است.

امجد حسین پناهی، برادر رامین در این خصوص به گزارشگر هرانا گفت:”اداره اطلاعات سنندج رامین را تحویل اطلاعات سپاه داده و هم اکنون در بازداشتگاه اطلاعات سپاه بسر میبرد و از طرفی پرونده وی در شعبه اول دادگاه انقلاب شهر سنندج به ریاست  قاضی سعیدی مفتوح است با اینحال تلاش خانواده برای استخدام وکیل تاکنون با کارشکنی های مسئولان قضایی-امنیتی راه به جایی نبرده است.”

این منبع مطلع در ادامه گفت:”رامین بە محاربه از طریق اقدام علیە امنیت ملی و عضویت در کوملە متهم شده است.”
پیشتر در ۹ تیرماه ، سازمان عفو بین الملل که مقر آن در لندن است با انتشار بیانیه ای، بازداشت رامین حسین پناهی و چهار عضو خانواده اش را به مثابه ” ناپدید شدن اجباری” خواند و خواستار آشکارا شدن سرنوشت و محل نگهداری آنان و همچنین شفاف سازی در رابطه با وضعیت رامین حسین پناهی که پس از واقعه سنندج بصورت زخمی بازداشت شده است شد. این سازمان از مقامات ایرانی خواست هر چه سریعتر به آزادی سایر افرادی که صرفا بخاطر نسبت خانوادگی با رامین حسین پناهی بازداشت شده اند اقدام کند.

خانواده حسین پناهی نیز در همین رابطه در تظلم خواهی خود به گزارشگر حقوق بشر سازمان ملل، خانم اسما جهانگیر نامه ای نوشتند.

لازم به یادآوری هرانا پیشتر گزارش کرده بود روز جمعه مورخ اول تیرماه نیروهای سپاه پاسداران یک فعال سیاسی به نام رامین حسین پناهی را در حوالی سنندج به ضرب گلوله زخمی و دستگیر کردند.
پس از واقعه روز جمعه در سنندج نیروهای امنیتی به بازداشت تعدادی از اقوام رامین حسین پناهی پرداختند از جمله در همان روز واقعه، ۱ تیرماه ۱۳۹۶، زبیر، احمد و افشین حسین پناهی، برادر رامین در منزل شخصی خود بازداشت شد.
مورخ ۳  آبان ماه آخرین جلسه دادرسی به اتهامات احمد، زبیر و افشین حسین پناهی، سه متهم یک پرونده که نسبت خویشاوندی با یکدیگر دارند در محل شعبه یکم دادگاه انقلاب سنندج به ریاست قاضی سعیدی برگزار شد.در این جلسه زبیر و احمد حسین پناهی به ترتیب به تحمل ۶ و ۵ سال حبس محکوم شدند. افشین حسین پناهی دیگر متهم این پرونده نیز به تحمل ۸ سال و نیم زندان محکوم شد.
پیش تر امجد حسین پناهی، برادر افشین حسین پناهی در این رابطه به گزارشگر هرانا گفته بود “هر سه این افراد متهم به تبلیغ علیه نظام و همکاری با گروههای کرد مخالف نظام از طریق مشارکت در برگزاری مراسم عید نوروز شدند.”

بازداشت فعالان سنی مذهب در استان گلستان

طی دو ماه گذشته دست کم دو تن از فعالان اهل سنت از سوی اداره اطلاعات استان گلستان بازداشت شدند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، نیروهای امنیتی وزارت اطلاعات حاج محمد رحیمی و سعید محمدی، دو تن از شهروندان اهل سنت ترکمن را دستگیر کرده اند.
حاج محمد رحیمی فرزند مولام ساکن کلاله بیش از ۵۵ روز است که در بازداشت اداره اطلاعات استان گلستان به سر می برد.
یک منبع مطلع به فعالان حقوق بشر ترکمن صحرا گفت: «محمد رحیمی فرد آرامی است و در یک رنگ فروشی در کلاله شاگردی میکرد ۵۵ روز قبل توسط اداره اطلاعات استان گلستان بازداشت و به اطلاعات گرگان منتقل شد.»
این منبع مطلع در ادامه گفت: «این طلبه ترکمن در هنگام بازجویی تحت شکنجه روحی و فیزیکی قرار گرفته و طی ۱۵ روز گذشته ابتدا به دادگستری گنبد سپس به زندان گنبد منتقل شده است.»
علی در ادامه سخنان خود افزود: «معاون دادستان گنبد با نام محمد تاجیک بازپرس پرونده اش است و برای این طلبه ترکمن وثیقه ی ۵۰ میلیون تومانی صادر کرده ولی همچنان با وجود تامین وثیقه توسط خانواده اش معاون دادستان هنوز برای آزادی اش اقدامی اش نکرده و بازپرس وثیقه را قبول نمیکند.»
منبع نزدیک به خانواده رحیمی اضافه کرد: «این طلبه ترکمن در بدو ورود به زندان توسط مسئولین زندان مورد توهین و ضرب و شتم قرار گرفته است.»
به گفته این منبع مطلع «وی در اتاق ۳ قرنطینه زندان گنبد در کنار قاچاقچیان و متهمان به درگیری در فضایی بسیار آلوده نگهداری میشود.»
همچنین گزارش شده پس از دستگیری محمد رحیمی یک فعال مذهبی دیگر با نام سعید محمدی حدود یک ماه قبل توسط ماموران اطلاعات استان گلستان دستگیر شده است.
یک منبع مطلع در این خصوص به توهرا گفت: «سعید طلبه حوزه علمیه و یک فعال مذهبی اهل سنت است یکماه است توسط اطلاعات دستگیر و به اطلاعات گرگان برده شد.»
این منبع مطلع در ادامه افزود: «سعید محمدی تاکنون هیچگونه موارد افراط گری دینی و یا سابقه کیفری نداشته است.»
گفتنی است تا هنگام تهیه این گزارش از وضعیت سعید محمدی اطلاعی در دست نیست.

مهدوی فر: جامه قداست را از تن رهبری بیرون بیاوریم و انتقاد از وی را آزاد اعلام کنیم

 

?اربعین و زلزله
تاریخ این پیام دو سال پیش است۱۳۹۴?

اربعین حسینی و کشوری در شأن حسین (ع):

اگر ادعا می کنیم که ایران کشور امام زمان (عج) و نماد تشیع و افتخار امامان شیعه در دنیاست پس در این کشور باید همه چیزمان به همه چیزمان بیاید.

مگر امام صادق (ع) نفرموده است« یا معشر الّشیعه انّکم قد نسبتم الینا کونوا لنا زینا و لا تکونوا علینا شینا»؟
یعنی «ای شیعیان، شما به ما منسوب هستید پس مایه زینت ما باشید نه مایه آبروریزی ما»

اگر جمع کردن میلیون‌ها نفر عزادار حسینی در کربلای معلی و بازسازی عتبات عالیات نشانه سربلندی و اقتدار ایران است، در این صورت برای ما ایرانیان، در حالی که بزرگترین تولید کننده نفت جهان هستیم بعد از عربستان و بزرگترین تولید کننده گاز جهان هستیم بعد از روسیه، آیا در چنین کشوری:

وجود هزاران کودک خیابانی و هزاران کارتن خواب زن و مرد در پایتخت و همین طور در سایر شهرها نیز نشانه عزت و سربلندی است؟

آیا اقتصاد فلج و از هم پاشیده، علامت عزت و پیروزی است؟

آیا وجود میلیون‌ها جوان افسرده و مأیوس از ازدواج و اشتغال هم نشانه اقتدار است؟

آیا اینکه ما در صدر کشورهای معتاد جهان باشیم و بالاترین آمار اعدام را در میان کشورهای جهان داشته باشیم، این نیز اسباب افتخار ما در دنیاست؟

اینکه آموزش و پرورش ما قادر به ساخت مدرسه نیست و حتی در تأمین آب و برق و تلفن و گچ و تخته پاک‌کن مدارس ناتوان است و پول همه این‌ها و پول کپی کردن اوراق امتحانی را نیز از دانش آموزان می‌گیرد.

“اینکه به خاطر مقاوم نبودن ساختمان‌ها در ایران، با یک زلزله به قدرت تنها شش ریشتر گاهی هزاران کشته می‌دهیم و شهرها و روستاهای ما به تلّی از آوار تبدیل می‌شوند و آنگاه برای امداد و اسکان و درمان مردم، باید دست تکدّی به سوی دولت‌های ثروتمند دنیا دراز کنیم، کمااینکه در زلزله‌های گیلان و زنجان و بم چنین کردیم.”

اینکه هر ساله با بیست هزار کشته در کشتار جاده‌ای در میان کشورهای جهان رکورد می‌زنیم.

اینکه قوه قضائیه اعلام می‌کند سالیانه حدود پانزده میلیون پرونده مفتوح می‌کند، به این معنی که ما ایرانیان دو به دو با یکدیگر ستیز می‌کنیم و روح و روان یکدیگر را چنگ می‌زنیم.

اینکه هر ساله X تعداد از دختران و زنان ایرانی برای تن‌فروشی به کشورهای همسایه سفر می‌کنند و Y تعداد از دختران و زنان هموطن ما برای تأمین هزینه‌های غذا و پوشاک و مسکن و تحصیل خود یا فرزندانشان در داخل کشور تن‌فروشی می‌کنند، این نیز علامت اقتدار است؟

آیا فرار سالیانه هزاران نفر از نابغه‌ها و نخبه‌ها و المپیادی‌ها و تحصیل کرده‌های جوان کشورمان به آمریکا و کانادا و اروپا و سکونت دائمی آنها در آن کشورها و عدم بازگشت آنها به کشور نیز دلیلی بر سربلندی ماست؟

در بعضی از آمارها تعداد زندانیان کشور، در یکی دو سال قبل از پیروزی انقلاب را ده هزار نفر و در بعضی دیگر از آمارها تا هفده هزار نفر هم دیده‌ام.
جمعیت کشور از آن زمان تاکنون دو برابر شده است.
بنابر این اگر ما در طول این سال‌ها هیچ تبلیغ اسلامی نمی‌داشتیم و در هیچ شبکه‌ای از ده‌ها شبکه صدا و سیما آخوندها سخنرانی‌ نمی‌کردند و اگر در هیچ شهری و در هیچ دانشگاهی نماینده ولی‌فقیه نمی‌داشتیم و وضع کشور به همان منوال قبلی می‌بود در این صورت، جمعیت زندانیان ما الان به حداکثر ۳۴ هزار نفر رسیده بود.

بد نیست بدانید جمعیت زندانیان کشور، بین ۲۲۰ تا ۲۵۰ هزار نفر متغیر بوده است.

اکثر این زندانیان بر اثر فقر و بیچارگی و به خاطر سرقت و اعتیاد و قاچاق و خرده فروشی مواد مخدر به زندان افتاده‌اند.

آیا این تعداد زندانی یعنی نزدیک به دو برابر استانداردهای جهانی نیز در شأن کشور و ملت ماست؟

آیا همه این کاستی‌ها و ناراستی‌ها شایسته ملتی است که می خواهد هر ساله اربعین حسینی را با جمعیت میلیونی برگزار کند و اقتدار شیعه را به رخ جهانیان بکشد؟

از دیدگاه من نسخه نجات این است که:

۱) در کشور انتخابات آزاد برگزار کنیم و از این پس برای اداره کشور به عقل جمعی احترام بگذاریم.

۲) زندانیان بی‌گناه سیاسی را آزاد کنیم زیرا که در میان آنها بسیارند فرهیختگان و دانشمندانی که جرم اصلی آنها اعتراض به همین مفسده‌ها و بدبختی‌هاست، پس شایسته است که از فکر و اندیشه والای آنها برای مدیریت و سازندگی کشور استفاده کنیم و از ظلمی که در طی این سالها به آن‌ها روا داشته‌ایم توبه کنیم.

۳) دست از چاپلوسی برداریم و جامه قداست را از تن رهبری بیرون بیاوریم و انتقاد از رهبری و از سیاست‌های رهبری را آزاد اعلام کنیم.

۴) دخالت سپاه را از سیاست و از دیگر شؤون اساسی مملکت ممنوع کنیم و اگر به آنان نیازی داریم حضور آنان را فقط به پادگان‌های نظامی محدود کنیم.

✍️محمد مهدوی فر
تخریبچی و غواص دفاع مقدس

محمد نظری ؛ بیش از ۵۵ روز اعتصاب غذا در بیست و چهارمین سال حبس

 محمد نظری ، زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر کرج که علیرغم بیماری از ۸ مرداد ماه با مشارکت در اعتصاب جمعی زندانیان سیاسی این زندان اعتراض خود را آغاز کرده علیرغم پایان یافتن اعتصاب جمعی کماکان به اعتصاب خود بصورت فردی ادامه می دهد. او که در بیست و چهارمین سال حبس خود به سر می برد و وضعیت سلامتی نامناسبی دارد خواستار اعمال ماده ۱۳۴ (تجمیع احکام) در پرونده خود است که منجر به رهایی او از زندان می شود.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، محمد نظری، زندانی سیاسی زندان رجایی شهر که از بیماری قلبی و آرتروز گردن رنج می برد، از روز ۸ مردادماه در کنار سایر زندانیان سیاسی این زندان که به وضعیت غیرانسانی حاکم بر محیط خود معترض بودند اعتصاب غذایش را آغاز کرد.
آقای نظری علیرغم پایان اعتصاب غذای جمعی زندانیان کماکان با خواست رسیدگی به وضعیت حقوقی پرونده اش به اعتصاب خود ادامه می دهد.
این زندانی هفته گذشته برای مدت چند روز به سلول انفرادی منتقل شد و از زمان بازگشت مصرف هر گونه مواد کمکی مانند قند یا نمک را حذف کرده و با صرف محدود آب به این اعتصاب ادامه می دهد.

وی که از وضعیت سلامتی نامناسبی برخوردار است در کنار کاهش وزن و فشار خون با توجه به سن بالا و بیمارهای جسمی با ریسک و خطر روزانه جانی روبروست.

لازم به یادآوری است محمد نظری روز سه شنبه ۹ خرداد ماه ۱۳۹۶، بیست و چهارمین سال حبس اش را بدون مرخصی و محروم از رسیدگی پزشکی آغاز کرد.
این زندانی سیاسی با وجود بیماری قلبی و آرتروز گردن به دلیل پروسه مبهم و پر ابهام اداری تاکنون از آزادی مشروط، مرخصی و رسیدگی پزشکی محروم مانده است.
یک منبع نزدیک به آقای نظری پیش تر در گفتگو با هرانا اعلام کرد: “محمد نظری که از بیماری قلبی و آرتروز گردن رنج می برد و در شرایط جسمی نامناسبی به سر می برد از اعزام به بیمارستان و رسیدگی پزشکی محروم مانده است. رئیس زندان رجایی شهر کرج در رابطه با عدم اعزام وی به بیمارستان مدعی شده است که دستور اعزام وی باید از سوی دادگاه انقلاب کرج صادر شود در حالی که دادگاه انقلاب کرج اعلام کرده است که دادگاه انقلاب ارومیه باید رسیدگی های لازم را در این مورد انجام دهد و همچنین دادگاه انقلاب ارومیه نیز اعلام کرده است که دادگاه انقلاب تهران باید دستور اعزام وی را صادر کند”.
هرانا پیشتر نیز گزارش کرده بود آقای نظری در نامه ای که در اختیار هرانا قرار گرفته است با اشاره به سابقه بیماری خود می نویسد “به خاطر مشکل قلبم بنا بر نظر رئیس بهداری و متخصص قلب زندان رجایی شهر کرج باید به بیمارستان اعزام می شدم اما دادگاه از صدور مجوز اعزام خودداری به عمل آورد و تا کنون هیچ گونه جوابی نداده است”.
این زندانی بیمار اردیبهشت ماه ۱۳۹۶ در نامه‌ای سرگشاده که به‌ دست این خبرگزاری رسیده می‌گوید: “در سال‌های اخیر با نامه نگاری‌های متعدد به روسای حکومت من جمله رئیس قوه قضائیه دادستان کل کشور، دادگاه مهاباد و حتی شخص وزیر اطلاعات، تلاش کردم تا از راه قانونی پیگیر وضعیت پرونده ام باشم. اما همگی آنها بی پاسخ ماندند تا اینکه چندماه پیش با پیگیری‌هایی که خانواده ام انجام دادند، معلوم شد هیچ کدام از نامه هایم به مراجع ذی‌ربط ارسال نشده اند و نامه هایم توسط آقای سیگاروئی مسئول اجرای احکام به دلایل مختلف گم شده اند که حتی نامه ای اخیرا از سوی مراجع قضایی برایم ابلاغ شده بود، توسط آقای سیگاروئی مفقود گردیده است. با اینکه مسئولین زندان دستور داده اند تا کپی نامه ام را بدهند اما مسئول اجرای احکام از دادن آن خودداری می کند”.
همچنین آبانماه سال ۱۳۹۵، محمد نظری با توجه به اینکه خانواده اش در استان آذربایجان غربی سکونت دارند درخواست انتقال به زندان ارومیه را کرده بود علیرغم موافقت دادگاه، با درخواست وی با دخالت نهادهای امنیتی مخالفت شد.
گفتنی است، محمد نظری زندانی سیاسی زندان رجایی شهر کرج شهریورماه ۱۳۹۱ در اعتراض به عدم آزادی خود دست به اعتصاب غذا زد و لبهای خود را به نشانه اعتراض دوخت.

محمد نظری فرزند حمدالله متولد ۱۳۵۰ در سال ۱۳۷۳ در بوکان به اتهام همکاری با یکی از احزاب اپوزیسیون کرد بازداشت و در حالی که اتهام وارده رد کرده بود و آن بر اساس اعترافات دروغین اخذ شده تحت شکنجه می دانست به اعدام محکوم شد که این حکم بعد از گذشت ۵ سال به تحمل حبس ابد تقلیل یافت. پس از بررسی مجدد پرونده در سال ۱۳۹۲ دادگاه انقلاب مهاباد و رئیس زندان رجایی شهر کرج با آزادی وی موافقت کردند. ولی تاکنون هیچ اقدامی درجهت آزادی وی صورت نگرفته است.

تداوم بازداشت زوج نو مسیحی در تهران

 سارا نعمتی و مهرداد هوشمند، زوج نومسیحی که مورخ ۲۰ شهریورماه در تهران بازداشت شدند کماکان در شرایط بلاتکلیفی در زندان اوین به سر می برند.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، نیروهای امنیتی در تهران پس از احضار سارا نعمتی و مهرداد هوشمند زوج نو مسیحی به دفتر پیگیری اداره اطلاعات این شهر ، اقدام به بازداشت آنان کردند. این نوکیشان مسیحی متهم هستند که در یک مراسم خاکسپاری مطابق شعائر و آیین مسیحیت در بهشت زهرا عمل کرده اند.
علیرغم گذشت بیش از ده روز از زمان بازداشت این افراد کماکان سرنوشت آنان در هاله ای از ابهام قرار دارد. تا زمان تنظیم این گزارش تنها خانم نعمتی اجازه تماس کوتاهی با خانواده خود یافته است که در آن ضمن بیان بازداشت بودن خود و همسرش گفته است که کماکان در حال “پس دادن بازجویی ها” هستند.

هرانا پیش تر گزارش کرده بود روز ۱۹ شهریورماه سال جاری در حالی که مراسم خاکسپاری در قطعه ۳۰۰ بهشت زهرا برگزار می شد، مهرداد هوشمند و همسرش سارا نعمتی بعنوان نوکیشان مسیحی در این مراسم مشارکت جستند.

این دو نوکیش مسیحی در طی مراسم به روش دینی خود به برگزاری مراسم و قرائت دعا پرداختند.
یک منبع مطلع در این رابطه به گزارشگره هرانا توضیح داد “در طول مراسم افراد غریبه ای به صحنه آمدند و از آقای هوشمند و همسرش حین مراسم فیلمبرداری کردند. آنان گویا پس از پایان مراسم مدارک شناسایی آقای هوشمند را از او مطالبه و ضبط کرده بودند.”
به گفته این منبع مطلع، روز بعد از مراسم این شهروند تهرانی و همسرش برای پس گرفتن مدارک و پاسخ به برخی سئوالات به دفتر پیگیری اداره اطلاعات احضار شدند.
مهرداد هوشمند و سارا نعمتی پس از چند ساعت بازجویی در همان محل بازداشت و سپس به زندان اوین منتقل شدند
لازم به یادآوری است هر چند قانون اساسی جمهوری اسلامی مسیحیت را بعنوان یکی از دین های رسمی کشور نام می برد با اینحال دستگاه امنیتی با مسلمانانی که دین خود را تغییر دهند و به کسوت مسیحیت درآیند برخورد می کند.

❇️سه تن از طلاب اهل‌سنت جان باختند

فوت ناگهانى در پرده ابهام!

سه تن از طلاب نوجوان اهل‌سنت حوزه علمیه فیض‌العلوم روستای “نسکند” شهرستان سرباز به دلایل نامعلومی سه‌شنبه‌شب (۲۷ شهریور ۱۳۹۶) وفات کردند.
به گزارش سنی‌آنلاین، مولوی عبدالله پاینده از اساتید این حوزه علمیه در گفت‌وگو با “سنی‌آنلاین” اظهار داشت: طبق معمول صبح سه‌شنبه طلاب را جهت ادای نماز بیدار کردم، اما ناگهان متوجه شدیم که متأسفانه سه نفر از طلاب نوجوان جانشان را از دست داده‌اند.
وی خاطرنشان کرد: هنوز علت درگذشت این افراد مشخص نشده است.
وی افزود: این افراد از طلاب شعبه حفظ به‌ نام‌های یاسین مزارزهی (۱۶ ساله)، عثمان شهرسان‌زهی (۱۲ ساله) و ابوبکر شهرسان‌زهی (۱۰ ساله) بود که متأسفانه هر سه نفر جانشان را از دست داده‌اند.
به گفته مولوی پاینده پس از اطلاع از این واقعه هماهنگی‌های لازم با پاسگاه و مرکز بهداشت روستا و شهرستان صورت گرفت و اجساد این سه نفر روز گذشته (سه‌شنبه) جهت کالبدشکافی و مشخص شدن علت مرگ به پزشکی قانونی ایرانشهر و سپس به زاهدان منتقل شده‌اند.
https://t.me/joinchat/AAAAADvDGSIr3cnGVtM94g

تفتیش پرتعداد منازل و بازداشت شهروندان بهایی در گیلان

 ماموران اداره اطلاعات در استان گیلان منزل حداقل ۱۱ خانواده بهایی و ۲ خانواده غیر بهایی اما دارای مراوده را مورد تفتیش قرار دادند. آنها ضمن تفتیش و ضبط برخی وسایل شخصی و کتب مذهبی ساکنین ، دست کم ۴ شهروند از جمله ۲ شهروند بهایی را نیز بازداشت کردند.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز بیستم شهریورماه سال جاری ماموران امنیتی وابسته به وزارت اطلاعات با حکم دادستانی طی چند اکیپ مجزا بصورت هماهنگ مبادرت به مراجعه و تفتیش منازل شهروندان بهایی در رشت، رضوانشهر، پره سر و منجیل از توابع استان گیلان کردند.
ماموران حاضر پس از تفتیش منازل، وسایل شخصی اعم از موبایل، تبلت، لب تاپ، کارتهای حافظه، کامپیوتر میزی و همینطور کتب مذهبی، تابلوها و عکسهای شخصیت های مذهبی آیین بهایی را نیز ضبط و با خود بردند.

بنا بر گزارشات دریافتی هرانا، منازل شهاب تایید٬ کیوان پزشکی٬ سیامک پور عبدالحمید٬ عارف اقدسی٬ حمید رحیمی٬ فرج اله فرهنگی و رامز هروی در شهر رشت مورد تفتیش قرار گرفتند.

گزارش شده است در زمان تفتیش منزل رامز هروی، علیرعم عدم حضور ساکنین در منزل، نیروهای امنیتی از زور استفاده کرده و با شکستن در وارد منزل شده و به تفتیش محل پرداخته اند.

منازل جهانگیر حسنی٬ بهادر حسنی و بابک سیاحی در رضوانشهر و پره سر دیگر اماکنی بودند که مورد تفتیش قرار گرفتند و در نهایت منزل خانواده حسین زاده در منجیل آخرین محلی بود که توسط ماموران امنیتی در روز بیستم شهریورماه در استان گیلان مورد تفتیش قرار گرفت.

این تفتیش ها دست کم در چهار مورد همراه با بازداشت شهروندان بهایی بود.

خانم ها سوسن بادوام(فرهنگی) و فریدا اسدپور (رحیمی) دو شهروند بهایی هستند که پس از تفتیش منزل بدون ذکر اتهام و دلیل خاصی توسط ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شدند و پس از طی پروسه اداری به زندان لاکان رشت منتقل شدند.

تا زمان تنظیم این گزارش کماکان خانم ها بادوام و اسدپور در همین محل بصورت بلاتکلیف نگهداری می شوند.

گزارش شده است در همین روز منازل دو خانواده غیر بهایی (با هویت محفوظ) که با شهروندان بهایی که منازل آنان تفتیش شده ارتباط داشتند نیز مورد تفتیش قرار گرفت که طی آن دو خانم بازداشت شدند، این افراد پس از انتقال به بازداشتگاه اداره اطلاعات و بازجویی سرانجام امروز مورخ ۲۸ شهریورماه از همین محل آزاد شدند.

پیش از این نیز در موارد متعددی شاهد بازداشت یا تهدید شهروندان غیربهایی بخاطر داشتن مراوده یا ارتباط با شهروندان بهایی بوده ایم.

منتظر زندان و تکفیر و اعدام دکتر زیباکلام باشید

..
پاسخ تند دكتر زيبا كلام به آيت الله مصباح یزدی…
مصباح یزدی: “شیاطین در صدد تخریب روحانیت هستند.” !!
جواب زیبا کلام ….
آن یکی حضرت آیت الله که کارش تجارت لاستیک است، این یکی آیت الله هم که کارش تجارت شکر است، آن یکی امام جمعه هم که با نصف زنهای شهرستان شان رابطه غیرافلاطونی داشته، این یکی حضرت آقا هم که بالای منبر استندآپ کمدی مرغ و خروس اجرا می کند، آن یکی حجت الاسلام که تخصص اش جوراب استارلایت بوده،
قرائتی هم که 37 سال است اوپرا وینفری حزب الله شده، قرآنی را که در 23 سال نازل شد، سی و هفت سال تفسیر کرده هنوز به جزء دومش نرسیده، در عوض خودش کمدین شده.
آن یکی را هم که به اتهام زنای محصنه، رابطه نامشروع با اجنه، روابط ویژه با ارواح دستگیر کردند و این یکی هم که در اثر حمله آفتابه به دلیل اخلاق خانوادگی، وردست ناموسش بکلی دچار غیبت کبری شد، آن وقت آقای مصباح یزدی گفته که « شیاطین در صدد تخریب روحانیت هستند.»
شیطان غلط می کند این کارهایی را که علمای اسلام بلدند بکند. شیطان از این کارها بلد نیست. اگر محاکمه های دادگاه ویژه روحانیت را بفرستند برای بارگاه شیطان دودور آنها را بخواند، از شدت ناراحتی و غم و غصه سکته می کند. شیطان باید برود تازه جامع المقدمات را پیش شجونی بخواند و سیوطی را پیش پناهیان و لمعه را پیش طائب، تازه وقتی وارد درس خارج شد برود پیش آیت الله مصباح و از شدت خجالت از قم فرار کند و برود به جزایر برمودا.
طرف می گوید « شیاطین در صدد تخریب روحانیت هستند.» شیاطین اصلا قد این حرفها نیستند. حرف می زنید شما هم. به عقل جن می رسد که مثل آیت الله مصباح از قم سه دور کره زمین را دور بزند، برای اینکه هر کوبایی را مسلمان کند یک میلیون دلار از بیت المال پول بگیرد؟ که چی؟ که در کشور کوبا بعد از سی سال چهارصد تا مسلمان شیعه نماز بخوانند. آنوقت هر سال چهل هزار نفر توی قم بی دین بشوند؟
❇️شما اگر ماهی یک میلیون دلار در قم صرف رفاه مردم کنی مسلمان کم نمی آوری که بخواهی از کوبا مسلمان تولید انبوه کنی.
بعد معاون سیاسی استاندار تهران گفته: « نود درصد جوانان ما امروز به واسطه رفتارهای سیاسی ما از اسلام فاصله گرفته اند.» پس انتظار داشتی چکار کنند؟ انتظار داشتی وقتی یک دیوانه مثل احمدی نژاد می شود رئیس جمهور کشور، یک هیولا مثل احمد خاتمی می شود امام جمعه تهران، یک ابوالهول مثل علم الهدی می شود امام جمعه مشهد، از صبح تا شب علما در تلویزیون اباطیل می گویند و سالی چهارده ماه مملکت عزا و روضه خوانی است، جوانان مملکت به جای لاس و گاس بروند جمکران؟
دکتر صادق زیبا کلام ،استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران
https://t.me/joinchat/AAAAADvDGSIr3cnGVtM94g

کسب اولین اطلاع از شش بازداشت‌شده‌ی کرمانشاه در اداره‌ی اطلاعات

 

 

ماف نیوز: دست‌کم ۶ فعال مدنی که در کرمانشاه در روزهای گذشته بازداشت شدند، به بازداشتگاه اداره‌ی اطلاعات این شهرستان منتقل شده‌اند. این افراد به اتهام سازمان‌دهی تجمعات اعتراضی در حمایت از کولبران بازداشت شده‌اند.

به گزارش مرکز دموکراسی و حقوق بشر کردستان، طی روز ۱۶ شهریور ۱۳۹۶، جمعی از فعالین و ساکنین شهر کرمانشاه به نامهای «شهریار رستمی» نویسنده، «فرزاد سفره» شاعر، «فواد مظفری» کارشناس مدیریت، «ارسلان عباسی» لیسانس موسیقی و «شهریارطهماسبی» فعال زیست محیطی بازداشت شدند.

طی دو روز گذشته یکی دیگر از فعالان فرهنگی ساکن روستای صیادیان شهر گیلان‌غرب به نام «رسول صیادی‌منش» هم در همین ارتباط از سوی نیرهای امنیتی در منزلش بازداشت شده است.

مامورین وزارت اطلاعات، بعد از مراجعه به منازل این شش تن، بازداشت آنها را به اطلاع خانواده‌هایشان رسانده و کیسهای کامپیوتر و برخی از وسایل شخصی‌شان را به همراه خود برده‌اند‌. همچنین آنها از ارتباط با رسانه‌ها برحذر داشته شده‌اند.

این افراد به اتهام سازمان‌دهی تجمعاتی بازداشت شده‌اند که در تاریخ مذکور بە نشانە‌ی حمایت از کولبران در خیابان ششم بهمن کرمانشاه به صورت پراکنده شکل گرفت.

اولین تجمع در روز ۱۴ شهریور در بانه و در روزهای بعد از آن هم در سنندج، کرمانشاه و مهاباد تجمعاتی صورت گرفت که بازداشت پرشماری از فعالین مدنی و معترضین را در پی داشت و تاکنون هم چندین تن تحت بازجویی هستند.
https://t.me/joinchat/AAAAADvDGSIr3cnGVtM94g

Copyright © 2015 radiopars.org Designed by Arman Charostaei.