بایگانی/آرشیو برچسب ها : رضا امیری

نوه خمینی: اعدام‌های ۶۷ “حاصل مدیریت امام” بود

چند روز پس از انتشار فایل صوتی سخنان آیت‌الله منتظری علیه اعدام‌های سیاسی سال ۶۷، روزنامه جمهوری اسلامی چاپ تهران، روز شنبه ٢٣ مرداد، متن سخنان علی خمینی، نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران را در دفاع از این اعدام‌ها منتشر کرده است.

به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از ار اف ای، علی خمینی، فرزند احمد خمینی یکی از متهمان اصلی اعدام‌های دهه ۶٠ گفته است: «ماجرای سال ۶۷ حاصل مدیریت امام» بوده است.
وی ادامه داده: «نظام باید با اینها چه می‌کرد؟ امروز یک عده دلسوز شدند می‌گویند چرا با اینها برخورد می‌کنید؛ چرا با منافقین برخورد کردید؛ چرا با بی‌حجاب برخورد کردید؛ چرا با کودن‌ها برخورد کردید؛ چه می‌کرد نظام با اینها؟ باید مبارزه می‌کرد، محکم هم باید برخورد می‌شد. الحمدالله شد و کشور آرامش را دید.»
وی آمار چندهزار نفری اعدام‌شدگان سال ۶۷ را «دروغ» خواند و گفت: «این عده معدودی را نظام با قدرت برخورد کرد و درست هم برخورد کرد و باید برخورد می‌کرد و درس عبرتی شد برای آیندگان».
آیت‌الله منتظری در سخنان خود در جلسه با هیئت قضایی که فایل صوتی آن به تازگی منتشر شده می‌گوید: «شخص احمدآقا پسر آقای خمینی هم از سه چهار سال قبل می‌گفت مجاهدین از روزنامه‌خوانش و مجله‌خوانش و اعلامیه‌خوانش همه باید اعدام بشوند».

ژیلا شهریاری، شهروند بهایی، در تهران بازداشت شد

ژیلا شهریاری
ژیلا شهریاری، شهروند بهایی ساکن تهران، روز ۲۲ مردادماه، توسط ماموران امنیتی استان بازداشت شد.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از بهایی نیوز، مأموران امنیتی ساعت ۳ بعداز ظهر روز گذشته ۲۲ مرداد به همراه دو ماشین سواری و یک وانت خانم ژیلا شهریاری را بازداشت و وی را به منزل خود در خیابان زنجان انتقال دادند. این مأموران پس از تفتیش منزل، تمامی کتب امری، شعائر مذهبی، سیستم کامپیوتر، لب تاب ، موبایل و تمامی کارتهای بانکی وی را ثبت و ضبط کرده و این شهروند بهایی را به مکانی نامعلوم منتقل کرده اند.
وی همسر برادر خانم مهوش ثابت (شهریاری ) یکی از مدیران جامعه بهایی ایران می باشد که هم اکنون در حال گذراندن دوران محکومیت خود در زندان اوین است.

موضع گیری مقامات وقت ایران درباره اعدامهای دهه ۶۰

دهه ۶۰

مطلب پیش‌رو بازخوانی گزارش سه سال قبل بی‌بی‌سی است در سالگرد اعدام‌های دهه ۶۰ بازنشر میشود. در پی اعتراض گروه‌های سیاسی به سیاست های نظام جمهوری اسلامی ایران، بسیاری از اعضا و هواداران آنها زندانی و یا در طول دهه ۶۰ اعدام شدند. آمارها حکایت از اعدام هزاران نفر در این دهه دارد. مقامات جمهوری اسلامی در دهه ۶۰ نسبت به این اعدام‌ها موضع‌گیری‌هایی داشتند که چندان با هم متفاوت نبود. در این میان تنها آیت الله حسینعلی منتظری به این اعدام‌ها اعتراض کرد که او نیز در پی افزایش اختلافاتش با آیت الله خمینی از سمت نائب ولی فقیه خلع شد.

به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، آنچه در زیر می خوانید، بخش هایی از اظهار نظر مقامات وقت ایران است، که عینا بدون ویرایش نقل می‌شود:

آیت الله خمینی در مردادماه ۱۳۵۸

“اگر بنا بود مانند سایر انقلاب ها در دنیا انقلاباتی که واقع شد، پشت سر انقلاب چند هزار فاسد را دار می زنند و آتش می زنند قضیه تمام می شود. می گویند شده رستاخیز، ما می خواهیم رستاخیز شود، یک حزب را چند حزب را که صحیح عمل می کنند می گذاریم و باقی همه ممنوع اعلام می کنیم، هر نوشته جاتی که اینها کردند و برخلاف مسیر اسلام است همه را از بین می بریم. بعد از آنکه به آنها فهماندیم که شما دیکتاتور هستید ما آزادی خواه بودیم، شما نگذاشتید، ما آزادی دادیم، حالا که اینطور شد ما انقلابی برخورد می کنیم، هر چه می خواهند، روزنامه های خارج بنویسند، اینها هم در خانه فریاد بزنند لاکن بیرون نمی توانند باید منزوی شوند، ما نمی توانیم مهلت دهیم، شرع جایز نیست، مهلت دهیم، ما خطا کردیم، دولت خطا کرد، همه ما خطا کردیم فکر کردیم با انسان سر و کار داریم، انسانی رفتار کردیم، اما با انسان سر و کار نداریم با حیوان درنده سر و کار داریم، نمی شود با حیوان درنده به ملایمت برخورد کرد، نمی کنیم دیگر.”

محمد موسوی بجنوردی که پس از انقلاب عضو شورای عالی قضایی بوده در دهه ۶۰ در یادداشتی که در سایت آفتاب چاپ شده می گوید:

“بازرس می‌فرستادیم مثل آقای مجید انصاری، این بازرس‌ها را به زندان‌ها برای سرکشی می‌فرستادیم تا ببینیم شرایط زندان‌ها چگونه است. چرا که من به جز عضویت در شورای عالی قضایی، عضو هیات چهار نفره عفو امام (بنده، آیت‌الله محمدی گیلانی، آیت‌الله ابطحی کاشانی و قاضی خرم‌آبادی) هم بودم. یکی از کارهای این هیات فرستادن بازرس به تمام زندان‌های کشور بود. تا بفهمیم که چه کسی اصلاح شده و کی اصلاح نشده است. مسجل می‌شد که کسی اصلاح شده او را عفو می‌کردیم.”

محمد محمدی گیلانی، حاکم شرع دادگاه های انقلاب در اوایل دهه ۶۰

“شورای عالی قضایی راجع به اعدام گروهک ها تصمیم گرفته است. قاضی نظر می دهد، یکی از مجتهدین دینی که شرایط اجتهاد در آنها است،به رویت می رساند. هوادار و سمپات ملغی است، آنچه معیار و میزان در محاکمه دادگاه شرع است، عبارت از عملی که این فرد به منصه ظهور رسانده عمل ملاک نقادی و محاکمه است، بهایی گروه جاسوس، فرقه جاسوس که برای سازمانهای استعماری جاسوسی می کنند و خسارتی که این فرقه ضاله بهایی از لحاظ اقتصاد وارد آورده است، الله اکبر؛ آنهایی که برای دادگاه محرز شده جاسوس اسرائیل هستند بر دادگاه، حاکم شرع واجب است به حکم قرآن این محاربین به سزای عمل خود برسند.”

صادق خلخالی، حاکم شرع انقلاب اسلامی، شهریورماه ۱۳۶۳ صبح آزادگان

“من با قاطعیت در گنبد وارد شدم، و یکی از کارهای برجسته و انقلابی در گنبد. ۹۴ نفر منجمله توماج، مختوم، واحدی و جرجانی را بنده اعدام کردم. ۹۴ نفر را اعدام کردم نه یک نفر را. می‌گویند قتل رهبران ترکمن عمدی بود، من توماج، مختوم، واحدی و جرجانی را بگذارم زنده بمانند که چه؟”

یوسف صانعی، دادستان، تیرماه ۱۳۶۲، روزنامه جمهوری اسلامی

“نکند امروز که آرامش داریم و مسئولین که امروز امنیت دارند، آن پدر و مادرهای ضد انقلاب از مسئولین سراغ آزادی فرزندانشان را بگیرند که هرگاه سراغ این مسائل رفتیم، سراغ قتلگاه حزب برویم [و با دیدن نمونه جنایات آنها، تصمیم به آزادی آنها نگیریم]. اینها توبه کنندگان نیستند، می آیند بیرون افعی می شوند. مسئولین مملکت و ملت یک وقت تحت تأثیر قرار نگیرند. هرگاه تحت تأثیر قرار گرفتید سراغ جنایت هایشان بروید.

زندانی بودن آنها مرضیّ خدایی [مورد رضایت خدا] است. حرکتی نشود که ما خدای نکرده علیه دادگاه انقلاب حرف بزنیم. امروز با تلاش برادران سپاه و کمیته ها و شهربانی و دادگاه های انقلاب بوده که ما هستیم و الّا آنها رحم ندارند.

[آنها] خائنین به مملکت هستند و به پدر و مادر خودشان هم رحم نمی کنند و باید به مجازاتشان برسند. من اینجا به عنوان یک مسئول قوه قضائیه دست آن عزیزانی را می بوسم و حاضرم کفش هایشان را جفت کنم که با دست های پرتوانشان ضد انقلاب را گرفتند و به دادگاه بردند و به مجازات رساندند. آفرین بر آنها. نکند ما به دادگاه های انقلاب بدبین شویم.”

یوسف صانعی در سخنرانی سال ۱۳۶۴ خطاب به گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی و هوادارانشان:

برگرفته از کتاب “بازخوانی دیدگاه های سیاسی و فقهی آیت الله صانعی”، امید حسینی

“آن روزی که علیه آنان به عنوان مفسد کیفرخواست صادر می شود، قوم و خویش‌ها به التماس نیفتند و فلان روحانی را نبینند”

“امید ضد انقلاب از اوین باید قطع باشد. اوین باید محیط ترس باشد. اوین باید محیط رعب باشد. این اشتباه است که بگوییم آقا هیچ کس نترسد، نه آقا! ضدانقلاب باید از اینکه می گویند می بریمت اوین لرزه بر تنش بیفتد.”

آیت الله خمینی، حکم اعدام زندانیان سیاسی سال ۱۳۶۷

“از آنجا که منافقین خائن به هیچ وجه به اسلام معتقد نبوده و هر چه می‌گویند از روی حیله و نفاق آنهاست و به اقرار سران آنها از اسلام ارتداد پیدا کرده‌اند، با توجه به محارب بودن آنها و جنگ کلاسیک آنها در شمال و غرب و جنوب کشور با همکاری‌های حزب بعث عراق و نیز جاسوسی آنها برای صدام علیه ملت مسلمان ما و با توجه به ارتباط آنان با استکبار جهانی و ضربات ناجوانمردانهٔ آنان از ابتدای تشکیل نظام جمهوری اسلامی تا کنون، کسانی که در زندان‌های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‌کنند، محارب و محکوم به اعدام می‌باشند و تشخیص موضوع نیز در تهران با رای اکثریت آقایان حجه‌الاسلام نیری دامت افاضاته (قاضی شرع) و جناب آقای اشراقی (دادستان تهران) و نماینده‌ای از وزارت اطلاعات می‌باشد، اگر چه احتیاط در اجماع است، و همین طور در زندانهای مراکز استان کشور رای اکثریت آقایان قاضی شرع، دادستان انقلاب و یا دادیار و نماینده وزارت اطلاعات لازم الاتباع می‌باشد، رحم بر محاربین ساده‌اندیشی است، قاطعیت اسلام در برابر دشمنان خدا از اصول تردیدناپذیر نظام‌اسلامی است، امیدوارم با خشم و کینه انقلابی خود نسبت به دشمنان اسلام رضایت خداوند متعال را جلب نمایید، آقایانی که تشخیص موضوع به عهده آنان است وسوسه و شک و تردید نکنند و سعی کنند اشداء علی الکفار باشند. تردید در مسائل قضایی اسلام انقلابی نادیده گرفتن خون پاک و مطهر شهدا می‌باشد.”

نامه احمد خمینی به آیت الله خمینی در مورد وضعیت زندانیان سیاسی که احکامشان در حال پایان است و پاسخ رهبر جمهوری اسلامی ایران:

“بسمه تعالی، در تمام موارد فوق هر کس در هر مرحله اگر بر سر نفاق باشد حکمش اعدام است. سریعا دشمنان اسلام را نابود کنید. در صورت رسیدگی به وضع پرونده‌ها در هر صورت که حکم سریعتر اجرا گردد همان مورد نظر است.”

نامه آیت الله منتظری به آیت الله خمینی پس از اطلاع از اعدام‌ها (کتاب خاطرات آیت الله منتظری که در آلمان منتشر شده است)

“آیا میدانید که جنایاتى در زندانهاى جمهورى اسلامى بنام اسلام در حال وقوعند که شبیه آن در رژیم منحوس شاه هرگز دیده نشد؟ آیا میدانید که تعداد زیادى از زندانیها تحت شکنجه توسط بازجویانشان کشته شده اند؟ آیا میدانید که در زندان (شهر) مشهد، حدود ۲۵ دختر بخاطر آنچه بر آنها رفته بود … مجبور به درآوردن تخمدان یا رحم شدند؟ آیا می دانید که در برخى زندانهاى جمهورى اسلامى دختران جوان به زور مورد تجاوز قرار می‌گیرند؟”

نامه آیت الله منتظری به عبدالکریم موسوی اردبیلی، رئیس شورای عالی قضایی:

“مگر قاضی های شما اینها را به ۵ یا ۱۰ سال زندان محکوم نکرده اند، مگر شما مسئول نبوده اید، آن وقت تلفنی به احمد آقا میگویید که اینها را مثلا در کاشان اعدام کنند یا در اصفهان. شما خودت میرفتی با آنها صحبت میکردی که کسی که مثلا مدتی در زندان است و به ۵ سال زندان محکوم شده و روحش هم از فعالیتهای منافقین خبر دار نبوده چطور ما او را اعدام کنیم.”

متن نامه حاکم شرع دادگاه انقلاب اسلامی خوزستان به آیت الله خمینی در مورد چگونگی اجرای احکام، ۲۳/۵/۱۳۶۷

“بسمه تعالی

حضرت آیت الله العظمی امام خمینی دامت برکاته

با عرض سلام، در رابطه با حکم اخیر حضرتعالی راجع به منافقین گرچه اینجانب کوچکتر از آنم که در این باره صحبتی بکنم ولی از جهت کسب رهنمود و من باب وظیفه شرعی و مسئولیت خطیری که در تشخیص موضوع به عهده می‎باشد معروض می‎دارد که بر سر نفاق بودن یا پافشاری بر موضع منافقین، تفسیرها و تحلیلهای گوناگونی می‎شود و نظرها و سلیقه ها بین افراط و تفریط قرار دارد که به تفصیل خدمت حاج احمد آقا عرض کردم و از تکرار آن خودداری می‎شود. من باب مثال در دزفول تعدادی از زندانیان به نامهای طاهر رنجبر – مصطفی بهزادی – احمد آسخ و محمدرضا آشوع با اینکه منافقین را محکوم می‎کردند و حاضر به هر نوع مصاحبه و افشاگری در رادیو و تلویزیون و ویدئو و یا اعلام موضع در جمع زندانیان بودند، نماینده اطلاعات از آنها سئوال کرد شما که جمهوری اسلامی را بر حق و منافقین را بر باطل می‎دانید حاضرید همین الان به نفع جمهوری اسلامی در جبهه و جنگ و گلوگاهها و غیره شرکت کنید، بعضی اظهار تردید و بعضی نفی کردند، نماینده اطلاعات گفت اینها سر موضع هستند چون حاضر نیستند که در راه نظام حق بجنگند. به ایشان گفتم پس اکثریت مردم ایران که حاضر نیستند به جبهه بروند منافقند؟ جواب داد حساب اینها با مردم عادی فرق می‎کند و در هر صورت با رای اکثریت نامبردگان محکوم شدند فقط فرد اخیر در مسیر اجرای حکم فرار کرد. لذا خواهشمند است در صورت مصلحت ملاک و معیاری برای این امر مشخص فرمایید تا مسئولین اجرا دچار اشتباه و افراط و تفریط نشوند.

حاکم شرع دادگاه انقلاب اسلامی خوزستان – محمد حسین احمدی

رونوشت : حضرت آیت الله العظمی آقای منتظری مدظله”

نامه دیگر آیت الله منتظری به آیت الله خمینی

” سه روز قبل قاضی شرع یکی از استانهای کشور که مرد مورد اعتمادی میباشد با ناراحتی از نحوه اجرای فرمان حضرت عالی به قم آمده بود. میگفت مسئول اطلاعات یا دادستان (تردید از من است) از یکی از زندانیان برای تشخیص این که سر موضع است یا نه پرسید، تو حاضری سازمان منافقین را محکوم کنی؟، گفت آری، پرسید حاضری مصاحبه کنی؟، گفت آری، پرسید حاضری برای جنگ عراق به جبهه بروی؟، گفت آری، پرسید حاضری روی مین بروی؟، گفت مگر همه مردان حاضرند روی مین بروند، وانگهی از من تازه مسلمان نباید این همه انتظار داشت. گفت معلوم میشود تو هنوز سر موضعی، و با او معامله سر موضع انجام داد، و این قاضی شرع میگفت من هر چه اصرار کردم تصمیمات به اتفاق آرا باشد و اکثریت پذیرفته نشد، و نقش اساسی را همه جا مسئول اطلاعات دارد و دیگران عملا تحت تاثیر میباشند”

بنابر مندرجات کتاب خاطرات آیت الله منتظری، وی با حسینعلی نیری، قاضی شرع اوین، مرتضی اشراقی، دادستان و مصطفی پور محمدی، نماینده وزارت اطلاعات صحبت می‌کند و به آنها می‌گوید:

” گفتم الان محرم است حداقل در محرم از اعدامها دست نگه دارید. آقای نیری گفت ما تا الان ۷۵۰ نفر را در تهران اعدام کرده ایم ، ۲۰۰ نفر را هم به عنوان سر موضع از بقیه جدا کرده ایم کلک اینها را هم بکنیم بعد هر چه بفرمائید.”

عبدالکریم موسوی اردبیلی، ۱۴ مرداد ۱۳۶۷ در نماز جمعه تهران

“جمع کثیری از ایران رفته اند آنجا (عراق) برای خودشان بساط و دستگاه و سازمان درست کرده اند، یک جمعی هم در ایران در زندان هستند. مردم بر علیه اینها چنان آتشی هستند، قوه قضایی در فشار بسیار سخت افکار عمومی است که چرا اینها را محاکمه می کنید، اینها که محاکمه ندارند. حکمشان معلوم، موضوعش معلوم و جزایش نیز معلوم می باشد، قوه قضایی در فشار است که اینها چرا محاکمه می شوند، قوه قضایی در فشار است که چرا تمام اینها اعدام نمی شوند و یک دسته شان زندانی می شوند.”

علی خامنه ای، رئیس جمهور؛ روزنامه رسالت ۱۶ آذرماه ۶۷

“مگر ما مجازات اعدام را لغو کردیم؟ نه! ما در جمهوری اسلامی مجازات اعدام را داریم برای کسانی که مستحق اعدامند… این آدمی که توی زندان، از داخل زندان با حرکات منافقین که حملهٔ مسلحانه کردند به داخل مرزهای جمهوری اسلامی … ارتباط دارد، او را به نظر شما باید برایش نقل و نبات ببرند؟ اگر ارتباطش با آن دستگاه مشخص شده، باید چه کارش کرد؟ او محکوم به اعدام است و اعدامش هم می‌کنیم. با این مسئله شوخی که نمی‌کنیم.”

محمد موسوی خوئینی‌ها، دادستان‌ کل کشور، ۳۰ دی ۶۷

“ما از بالا رفتن آمار اعدام‌ها واهمه‌ای نداریم.”

علی اکبر ولایتی، وزیر خارجه، بهمن ۶۷

“در این کشور کسانی که (اقدام به مبارزهٔ مسلحانه می‌کنند) باید کشته شوند و این قانون است. زندانیانی که در این ماه‌های اخیر اعدام شده‌اند مجاهدین خلق بوده‌اند که سعی داشتند به داخل ایران پیشروی کنند. سایر اعدام شدگان نیز به قتل شخصیت‌های سیاسی اعتراف کرده بودند”

مجید انصاری رئیس سازمان زندان‌ها، روزنامه کیهان اردیبهشت ۶۸

“عده‌ای از زندانیان در زندان تشکیلات داشتند که پس از عملیات مرصاد کشف شد. لذا اینان که تعداد بسیار کمی بودند پس از عملیات اعدام شدند.”

علی‌محمد دستغیب پس از اعتراضات به نتایج انتخابات ریاست جمهوری۱۳۸۸ در گفت و گو با جرس

“پس از پایان عملیات مرصاد تعداد زیادی از زندانیان اعدام شدند، بنده با آنکه چند مرتبه آن را مطالعه کردم، اما ابهامات این کار برایم رفع نشد، و به درستی متوجه علت این اعدام های گسترده نشدم.”

رحیم پورازغدی، از سخنرانان محافل مذهبی ایران (سخنرانی در میان دانشجویان دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی)

“۱۵ هزار نفر را بین سال‌های ۶۰ تا ۶۷ قصابی کردند. گروه تروریست از سال ۵۹ آدمکشی کردند. اعلام جنگ مسلحانه کردند. کسانیکه در سال ۶۰ تا آخر جنگ در خیابان ها می گشتند، هر دختری که حجاب داشت، یا پسری که ریش و محاسن داشت را بدون اینکه بپرسند مسلسل در می آورند و می کشتند، کسانی که در سبزی فروشی، مغازه می رفتند و عکس امام در آن بود ،نارنجک می انداختند، هر قانونی در دنیا می گه حکم اینها اعدام است. خونشان به جنایت آلوده بوده. گروه‌های مسلحی که ارتباط با سازمان جاسوسی داشتند را چی کارش می کردند، اگر اعدام نمی کردند، خائن بودند.”

ربیع الله کمری، عضو شورای مرکزی اعتماد ملی ۲۹ مهر ۱۳۸۸

“منافقانی که در سال ۶۷ اعدام شدند، در واقع به سزای عمل خود رسیدند، چون با دست زدن به عمل مسلحانه در مقابل نظام اسلامی ایستادند و پاسخشان همین بود که اعدام شوند.”

میرحسین موسوی، نامزد ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸

“بنده به هیچ وجه نه نقشی داشتم نه اطلاعی، حتی با اینکه یکی از اعضای هیات سه نفره منصوب به نماینده وزارت اطلاعات بود و قاعدتا وزیر اطلاعات می بایست من و دولت را در جریان می گذاشت، آقای ری شهری حتی کلمه ای را هم راجع به این موضوع نگفت، نه در هیات دولت، نه به طور خصوصی به شخص بنده، ما در بی اطلاعی محض بودیم و وقتی هم خبر دار شدیم، سعی در جلوگیری داشتیم. اینکه بنده نقش داشتم خلاف واقع است و اصلا به ما اجازه ورود به این موضوع را نمی دادند. با این حال این جنایتی است که رخ داد و واقعیت این است که هنوز هیچ کسی از ابعاد واقعی آن خبر ندارد و شاید در آینده بتوان بیشتر و جامع تر به این واقعه و ابعاد آن پرداخت.”

مصطفی پور محمدی وزیر دادگستری دولت یازدهم در سال ۱۳۹۲

“اینکه من در دهه ۶۰ لیستی از اعدامی ها را نزد آیت الله منتظری برده ام و ایشان مخالفت کرده اند قطعا دروغ است، من در وزارت اطلاعات یک روز پست امنیتی نداشتم. در دوسال اول چون می خواستم در جبهه باشم با اصرار آقای ری شهری وارد وزارت اطلاعات شدم و مسئول ضد جاسوسی شدم بنده در آن حوزه که تازه نیمه امنیتی است تنها دو سال حضور داشتم. بنابراین درگیر اعدامها نبودم.”

پرونده مصطفی فتحی زاده به دادگاه کیفری یک استان خوزستان ارجاع شد

خبرنگار پیک شوشتر مصطفی فتحی زاده
پرونده مصطفی فتحی زاده، خبرنگار پیک شوشتر و ایلنا، پس از بررسی در شعبه ۱۰۱ کیفری شوشتر به دادگاه کیفری یک استان خوزستان ارجاع داده شد.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، جلسه رسیدگی به پرونده مصطفی فتحی زاده، صبح روز چهارشنبه ۲۰ مردادماه، در شعبه ۱۰۱ کیفری دادگاه شوشتر برگزار گشت و قاضی پرونده طی این جلسه به دلیل عدم صلاحیت دادگاه، پرونده را دادگاه کیفری یک استان خوزستان ارجاع داد.
مصطفی فتحی زاده، پیش تر با شکایت مدیر کتابخانه های عمومی شوشتر به مراجع قضایی احضار گشته و از سوی قاضی شعبه سوم دادیاری دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان شوشتر، به «افتراء و نشر اکاذیب» تفهیم اتهام شده است.
گفتنی است که مدیر کتابخانه های عمومی شهرستان شوشتر در پی انتقادات مصطفی فتحی زاده به دادگاه شکایت کرد است. این درحالی است که پرونده این خبرنگار خارج از دادگاه مطبوعات و بدون حضور هیات منصفه در حال بررسی می باشد.

فرهاد سلمانپور ظهیر به بند هفت اوین منتقل شد

فرهاد سلمانپور ظهیر copy

فرهاد سلمانپور ظهیر، زندانی امنیتی محکوم به ۲۶ سال حبس، از بند هشت اوین به بند هفت منتقل شده است.

به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، فرهاد سلمانپور ظهیر، زندانی امنیتی که پیش تر در بند هشت اوین نگهداری می شد، طی هفته گذشته به بند هفت انتقال یافته است. این زندانی امنیتی بعد از هفت سال حبس با تودیع وثیقه ۳ میلیارد تومانی در تاریخ ۲۷ تیرماه به مرخصی ۱۳ روزه اعزام شد و این انتقال پس از بازگشت وی به زندان صورت گرفته است.

فرهاد سلمانپور ظهیر در دی‌ماه ۱۳۸۸ بازداشت و در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی، به اتهامات «اقدام علیه امنیت کشور»، «افشای اسناد محرمانه مربوط به سپاه پاسداران»، «تبلیغ علیه نظام» و «توهین به رهبری» جمعا به ۲۶ سال حبس تعزیری حبس تعزیری و تبعید به شهرستان شیروان-چرداول پس از اتمام حبس به مدت ۲۰ سال و نیز محرومیت دائمی از حق عضویت در نهادهای انقلابی نظیر نیروی مقاومت بسیج و همچنین انفصال دائم از خدمات و مشاغل دولتی» محکوم شده است.

گزارشی از آخرین وضعیت پرونده ابراهیم عیسی پور، زندانی سیاسی محکوم به اعدام

ابراهیم عیسی پور

ابراهیم عیسی پور، زندانی سیاسی محکوم به اعدام، در پنجمین سال حبس در خطر اجرای حکم اعدام قرار دارد.

به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، درخواست اعاده دادرسی، ابراهیم عیسی پور، زندانی سیاسی محبوس در زندان تبریز که به اعدام محکوم می باشد، از سوی دیوان عالی کشور رد شده است. این درحالی است که اعترافات تحت شکنجه تنها مدرک موجود در پرونده وی بوده و رأی دادگاه مهاباد با دخالت و اعمال فشار بازجویان پرونده بر قاضی صادر شده است.

ابراهیم عیسی پور اهل شهرستان سردشت در تاریخ ۱۶ تیر ۱٣۹۰، از سوی نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت و پس از یک ماه و نیم بازجویی و شکنجه در سلولهای انفرادی، به زندان مهاباد منتقل شد. سپس، این زندانی سیاسی پس چندین ماه حبس در زندان مهاباد به زندان ارومیه انتقال یافت.

وی در یک پرونده مشترک با سیروان نژاوی در تاریخ ۲٣ فرودین ۱٣۹۱، از سوی دادگاه انقلاب شهر مهاباد به اتهام همکاری با یکی از احزاب کرد به اعدام محکوم شد که این حکم در شعبه ٣۱ دیوان عالی کشور تأیید و به اجرای احکام زندان ارومیه ابلاغ شد.

این زندانی سیاسی به همراه پنج تن دیگر از زندانیان سیاسی به نام های سیروان نژاوی، سامان نسیم، على افشارى، حبیب الله افشارى و یونس آقایان، در اواخر بهمن ماه سال ۹۳، جهت اجراى حکم اعدام از بند ١٢ زندان ارومیه به مکان نامعلومى منتقل شد. پس از شش ماه بی خبری مشخص شد که ابراهیم عیسی پور و سیروان نژاوی به زندان تبریز منتقل شده و روز یکشنبە هجدهم مردادماە ١٣٩۴، حکم اعدام سیروان نژاوی در زندان تبریز به اجرا درآمده است.

ابراهیم عیسی پور هم اکنون در زندان مرکزی تبریز با حکم قطعی اعدام نگهداری می شود.

شهرام امیری، پژوهشگر اتمی ایرانی، اعدام شد

شهرام امیری copy

صبح روز چهارشنبه، ۱۳ مردادماه، شهرام امیری، پژوهشگر اتمی ایرانی، اعدام شد.

به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، شهرام امیری، پژوهشگر اتمی ایرانی که از عربستان به آمریکا رفته بود، پس از بازگشت به ایران به حبس و تبعید محکوم شد اما خانواده وی طی روز های اخیر خبر اعدام وی را در صبح روز چهارشنبه، ۱۳ مردادماه تأیید کرده اند. گفته می شود که جسد شهرام امیری پس از اعدام از تهران به کرمانشاه منتقل و دفن شده است.

شهرام امیری، پژوهشگر و متخصص رادیو ایزوتوپ‌های پزشکی در دانشگاه صنعتی «مالک اشتر» وابسته به نیروهای نظامی ایران، در سفر حج در خرداد ۱۳۸۸ در عربستان ناپدید شد و نزدیک به یک سال بعد، در ۲۲ تیر ۱۳۸۹ به دفتر حفاظت منافع ایران در واشنگتن رفت و دو روز بعد به ایران بازگشت. در این مدت، چندین ویدئو با سخنان متناقض از او منتشر شده بود از جمله این‌که توسط مقامات سازمان سیا در عربستان ربوده و به آمریکا منتقل شده بود.

اتاق خبر در این رابطه می افزاید؛ رامین مهمانپرست، سخنگوی وقت وزارت خارجه ایران در واکنش اعلام کرده بود امیری را عربستان به امریکا تحویل داده؛ مقامات آمریکا همان زمان گفتند این شهروند ایرانی در ایالات متحده پناهنده شده است.

مدتی پس از بازگشت شهرام امیری به ایران، یک مقام آگاه به خبرگزاری فارس گفته بود این یک جنگ اطلاعاتی بین سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا و ایران بود که طراحی و مدیریت آن توسط ایران انجام شد.

این مقام آگاه در ادامه افزوده بود: «ما در هدف‌گذاری خود به دنبال این بودیم که از درون سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا اطلاعات خوبی را بدست بیاوریم و در مقطعی که آقای شهرام امیری در آمریکا بود، توانستیم ارتباطی را با وی در اواخر سال ۸۸ برقرار کنیم و اطلاعات بسیار ارزشمندی از این طریق به دست آمد و در عین حال ایشان مدیریت و راهنمایی نیز شدند. به دلیل آنکه اطلاعات شهرام امیری به خاطر فشردگی زمانی و ملاحظات خاص از طریق ارتباط از راه دور قابل دریافت نبود، در بازگشت به میهن اسلامی این اطلاعات منتقل شد و دستگاههای اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران هم اکنون جزئیات ارزشمندی از سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا در اختیار دارند که پیروزی بسیار بزرگی است.»

شهرام امیری۲

پس از آن، اخباری منتشر شد که شهرام امیری در طول مدت اقامت‌اش در ایالات متحده برخی اطلاعات مربوط به پرونده اتمی ایران را به مقامات آمریکا ارائه داده است؛ اطلاعاتی که برای واشنگتن چندان ارزشمند هم نبودند.

امیری در بازگشت به ایران مورد استقبال مقامات از جمله حسن قشقاوی قرار گرفت اما مدتی پس از ورود به ایران دستگیر و بازداشت شد.

مقامات ایران در ابتدا این اخبار را تکذیب می‌کردند. چندی بعد، سعید جلیلی، دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی در گفتگو با مجلی آلمانی «اشپیگل»، آن‌را تائید کرد و گفت: «او در جریان یک سفر خارجی ربوده شده و یک سال را خارج از مرزهای ایران گذرانده بعد او برگشت و حالا ما داریم از او تحقیق می‌کنیم که چه اتفاقی برایش افتاده است.»

شهرام امیری در نهایت به اتهام «تماس و برقراری ارتباط مجرمانه با کشورهای متخاصم و اقدام علیه امنیت ملی و در اختیار گذاردن اطلاعات طبقه بندی شده به دشمن»، به ده سال حبس و پنج سال تبعید به خاش محکوم شد؛ اتهامی که ادعای مقامات جمهوری اسلامی درباره این‌که امیری با هماهنگی آنها در سیا نفوذ کرده بود را رد می‌کرد.

هنوز مشخص نیست به چه علت این پژوهشگر ایرانی که بر اساس رای دادگاه به حبس و تبعید محکوم شده بود، اعدام شده است. مادر شهرام امیری درگفتگو با اتاق خبر گفت چند روز پیش برای ملاقات با شهرام با آنها تماس گرفتند، زمانی که خانواده برای ملاقات از کرمانشاه به تهران رفتند، مطابق معمول با چشم بسته و وَن به منزل محل نگهداری فرزندش منتقل نشدند و به «یک پادگان» رفتند. منظور مادر شهرام امیری احتمالا زندان اوین یا رجایی‌شهر کرج است. خانم امیری می‌گوید در زمان ملاقات، این شهرام بود که به او گفت دیدارشان، «ملاقات آخر» است و او قرار است اعدام شود؛ موضوعی که خانواده را شوک زده کرد.

جسد شهرام امیری پس از اعدام به کرمانشاه منتقل و دفن شد.

۳۷ نفر را بردند و گفتند حکم‌ات اعدام است و امضاء می گرفتند

محمد سیف‌زاده
محمد سیف زاده، وکیل و عضو موسس کانون مدافعان حقوق بشر، نسبت به اعدام گروهی از زندانیان عقیدتی واکنش نشان داد و تاکید کرد«محاکمات هیچ محمل و توجیه قانونی نداشته چه آنکه آنها در مرجعی غیر قانونی و غیر صالح و توسط قضاتی غیر قانونی و غیر صالح ، بدون داشتن حق دفاع کامل ، محکوم و مجازات شده اند.»
به گزارش زیتون، این زندانی سیاسی سابق که مدتی را با اعدامی ها در زندان رجایی شهر کرج به سر برده است با اشاره به سوابق رفتاری اعدامی ها، به نقل از یکی از آن ها روند برگزاری دادگاه  را گزارش کرده و نوشته است «آنچه امروز دیدیم هیچ شباهتی به هیچ دادگاهی حتی قرون وسطی نداشت ، حق دفاع نبود ، اسامی و حکم را نوشته بودند ، ظرف حدود یک ربع این زندانی ۳۷ نفر را بردند و گفتند حکمت اعدام است و امضاء می گرفتند»
متن کامل  روایت محمد سیف زاده  از وضعیت محکومان به اعدام و دادگاه آن ها که در صفحه فیس بوک او آمده، به این شرح است:
خبر اعدام گروهی از هموطنان را شنیدم که بسیار تکان دهنده و تاسف بار است خاصه آنکه آنها را بشناسی و سالها بعنوان مشاور در زندان با آنان حشر و نشر داشته باشی . آنها از خیل زندانیانی بودند که در سال ۹۰ ابتدا ” القاعده ” بعد ” تکفیری ” سپس “سلفی ” و دست آخر ” داعش ” نامیده شدند . از بند ۳۵۰ زندان اوین تا سالن ۱۲ تبعیدگاه رجایی شهر نزدم می آمدند ، مشاوره حقوقی می گرفتند و عموما برایشان لایحه می نوشتم و بعضا وکیل می گرفتم ، در حد توانم که خود ، زندانی بودم از هیچ کمکی مضایقه نداشتم . شبی افسر نگهبان آمد و گفت: امروز صبح بچه های سالن ۱۰ را بردند دادگاه ، بیش از ۳۰ نفر و همه را برگرداندند ، در همان جلسه به همه حکم اعدام دادند ، خواهش میکنم بروید با آنها صحبت کنید . به سالن ۱۰ رفتم ، همه بچه های اهل تسنن جمع شدند و به گرمی با هم صحبت کردیم : از اسلام ، قرآن ، حضرت محمد ، حقوق بشر و … . یکی دو تا از بچه ها گفتند ما از اعدام نمی ترسیم ولی آنچه امروز دیدیم هیچ شباهتی به هیچ دادگاهی حتی قرون وسطی نداشت ، حق دفاع نبود ، اسامی و حکم را نوشته بودند ، ظرف حدود یک ربع این زندانی ۳۷ نفر را بردند و گفتند حکمت اعدام است و امضاء می گرفتند . خدا می داند آن شب تمام بدنم از درد و تب می سوخت و آنها را دلداری می دادم که اعدامها خواهد شکست . تعدادی از آنها قسم به خداوند متعال خوردند که در هیچ ترور و عملیاتی شرکت نداشته اند و من به صداقت و اسلامیت آنها باور و ایمان داشته و دارم . آنها از قرآن کمتر جدا می شدند ، هفته هایی که بعد از ظهر هواخوری داشتند نماز ظهر و عصر را به جماعت می خواندند و من دو سه باری با آنها نماز خواندم . رویه دلداری برای احکام غیر عادلانه روزهای بعد تا آزادیم ادامه داشت . در بین آنها بعضا از یک خانواده ، دو یا سه نفر به اعدام محکوم شده اند . ما بعنوان جریان رسمی حقوق بشری ( کانون مدافعان حقوق بشر ) با اعدام مخالف هستیم با آنکه در جریان کامل پرونده ها نیستم اما آنچه بیشتر دردآور است آن است که این محاکمات هیچ محمل و توجیه قانونی نداشته چه آنکه آنها در مرجعی غیر قانونی و غیر صالح و توسط قضاتی غیر قانونی و غیر صالح ، بدون داشتن حق دفاع کامل ، محکوم و مجازات شده اند . آنان از خیل شهیدان هستند که نهال آزادی و استقلال و دگراندیشی و حتی اسلامیت را ِآبیاری کردند . براستی به زعم قرآن مجید : بای ذنب قتلت ؟ ( به کدامین گناه کشته شدند ؟؟!! ) این غم جانکاه را به ملت ایران و خانواده محترم جان باختگان عزیز تسلیت عرض نموده و بامید روزی هستم که هیچ ایرانی بلحاظ تفکر و اندیشه تحت تعقیب و مجازات قرار نگیرد .

شغالان بیشه از شیران گرفتند

شغالان بیشه از شیران گرفتند
سگان پست ایران را گرفتند

به نام دین به خاک ُ خون کشیدند
جفا کردند و ایمان را گرفتند

قدومِ نحس شان سرما به ما داد
ز ما شوقِ بهاران را گرفتند

گلستان ها مبدل شد به خشکی
شکوهِ آن دیاران را گرفتند

خدا را مثلِ ما بازیچه کردند
پلنگِ تیز دندان را گرفتند

زنان را بهرِ شهوت صیغه کردند
به جرمِ عشق مردان را گرفتند

وطن سی سال شد مانند غربت
برادر جان ز ما نان را گرفتند

چنان ما را شکست این زندگانی
برادر جان ز ما جان را گرفتند

به مانند خران در گل اسیریم
ز ما قانونِ انسان را گرفتند

غم و اندوه شد در خانه مهمان
ز ما شادیِ آسان را گرفتند

شده یک آرزو فریادُ شورش
که رستم های ایران را گرفتند

شده در آسمان پرواز ممنوع
توان و خونِ یاران را گرفتند

بیا ای هم وطن هنگامِ جنگ است
شکوهِ سرزمینت را گرفتند

سکوتت یک خیانت هست بر خویش
زمینِ نازنینت را گرفتند

نامه تبریک سهیل عربی برای تولد دخترش:

dein ProfilbildReza Amiri

 

به گزارش رادیو پارس _به نقل از منبع موثق

سه ﺳﺎﻝ ﺍﺯ ﺣﺒﺲ هفت سال و شش ماه سهیل عربی ﮔﺬﺷﺖ ؛ اما همچنان با درخواست آزادی مشروط و حتی مرخصی او موافقت نشده است.

ﺑﻪ ﺟﺮﻡ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩ ﺍﺯ ﻧﻈﺎﻡ ﻭ مذهب

ﺳﻬﯿﻞ ﻋﺮﺑﯽ

ﻣﺘﻮﻟﺪ ۱۳۶۴/۵/۳۰

ﻓﺎﺭﻍ ﺍﻟﺘﺤﺼﯿﻞ ﺭﺷﺘﻪ ﻋﮑﺎﺳﯽ

ﻣﺘﺎﻫﻞ ﻭ ﺩﺍﺭﺍﯼ ﯾﮏ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺭﻭﮊﺍﻥ

ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺩﺭ ﺁﺗﻠﯿﻪ  ﻋﮑﺎﺳﯽ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺑﻪ ﮐﺎﺭ ﺑﻮﺩ ؛ﺗﺎ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺷﺎﻧﺰﺩﻩ ﺁﺫﺭ ﻣﺎﻩ ﻧﻮﺩ ﻭ ﺩﻭ ﺩﺭ ﻣﻨﺰﻝ ﺗﻮﺳﻂ ﻧﯿﺮﻭﻫﺎﯼ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ ثارالله ﺳﭙﺎﻩ ﺩﺳﺘﮕﯿﺮ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻪ بند امنیتی ۲اﻟﻒ اطلاعات ﺳﭙﺎﻩ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﺷﺪ .

ﭘﺲ ﺍﺯ ﺩﻭﻣﺎﻩ ﺑﺎﺯﺟﻮﯾﯽ ﺗﻮﺳﻂ ﺍﻃﻼﻋﺎﺕ  ﺳﭙﺎﻩ ﺩﺭ ﺷﻌﺒﻪ ﺩﻭﺍﺯﺩﻩ ﺩﺍﺩﺳﺮﺍﯼ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺷﺮﺡ ﺫﯾﻞ ﺗﻔﻬﯿﻢ ﺍﺗﻬﺎﻡ ﺷﺪ .

ﯾﮏ : ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﺗﺒﻠﯿﻐﯽ ﻋﻠﯿﻪ ﻧﻈﺎﻡ ﺑﺎﺳﺘﺘﺎﺩ ﻋﮑﺲ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺳﻬﯿﻞ ﻋﺮﺑﯽ ﺍﺯ ﺭﺍﻫﭙﯿﻤﺎﯾﯽ ﻫﺎﯼ ﺳﺎﻝ ﻫﺸﺘﺎﺩ ﻭ ﻫﺸﺖ ﻭ ﺳﺮﮐﻮﺏ ﻣﺮﺩﻡ ﻣﻌﺘﺮﺽ ﺗﻮﺳﻂ ﻧﯿﺮﻭﻫﺎﯼ ﺑﺴﯿﺞ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻋﮑﺴﻬﺎﯾﯽ ﺑﺎ ﺳﻮﮊﻩ ﻫﺎﯼ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﺍﺯ ﺳﻄﺢ ﺷﻬﺮ ﻣﺜﻞ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﻧﺎﻣﻨﺎﺳﺐ ﮔﺸﺖ ﺍﺭﺷﺎﺩ ﺑﺎ ﻣﺮﺩﻡ ؛ﻓﻘﺮ ؛ ﺍﻋﺘﯿﺎﺩ ﻭ …

ﻭ ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﻧﻮﺷﺘﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ ﻫﺎﯼ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩﯼ

ﺩﻭ : ﺗﻮﻫﯿﻦ ﺑﻪ ﻣﻘﺎﻣﺎﺕ

ﮐﻪ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺑﻨﺎ ﺑﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﻭﮐﻼ ﻫﯿﭻ ﮔﻮﻧﻪ ﻣﻄﻠﺐ ﺗﻮﻫﯿﻦ ﺁﻣﯿﺰﯼ ﺩﺭ ﭘﺮﻭﻧﺪﻩ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﺻﺮﻓﺎ ﻣﻘﺎﻻﺕ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩﯼ ﺭﺍ ﺗﻮﻫﯿﻦ ﺗﻠﻘﯽ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ .

ﺳﻪ : ﺗﻮﻫﯿﻦ ﺑﻪ ﺑﻨﯿﺎﻥ ﮔﺬﺍﺭ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﻭ ﺭﻫﺒﺮ ﺍﺯ ﻃﺮﯾﻖ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻭ ﺩﺭﺝ ﮐﺎﺭﯾﮑﺎﺗﻮﺭ

ﻣﺜﻞ ﻣﻮﺭﺩ ﻗﺒﻞ

ﭼﻬﺎﺭ : ﺍﻫﺎﻧﺖ ﺑﻪ ﻣﻘﺪﺳﺎﺕ

ﮐﻪ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﺑﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﻭﮐﻼ ﺻﺮﻓﺎ ﻧﻘﻞ ﻗﻮﻝ ﻭ ﺑﺎﺯﻧﺸﺮ ﺍﺣﺎﺩﯾﺚ ﮐﻤﺘﺮ ﺩﯾﺪﻩ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻣﻘﺎﻻﺗﯽ ﺑﺎ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺳﮑﻮﻻﺭﯾﺴﻢ ﺭﺍ ﺗﻮﻫﯿﻦ ﺗﻠﻘﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ .

ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﺗﻤﺎﻡ ﺑﺎﺯﭘﺮﺳﯽ ﺑﻪ ﺑﻨﺪ ۳۵۰ ﺍﻭﯾﻦ ﻣﻨﺘﻘﻞ ﺷﺪ ﻭ ﺧﺮﺩﺍﺩ ﻣﺎﻩ ﺳﺎﻝ ﻧﻮﺩ ﻭ ﺳﻪ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﺳﯿﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﺍﺗﻬﺎﻡ ﺳﺐ ﺍﻟﻨﺒﯽ ﺩﺭ ﺷﻌﺒﻪ ﻫﻔﺘﺎﺩ ﻭ ﯾﮏ ﮐﯿﻔﺮﯼ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﺑﻪ ﺭﯾﺎﺳﺖ ﻗﺎﺿﯽ ﺧﺮﺍﺳﺎﻧﯽ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻨﺎ ﺑﻪ کیفر ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﻩ ﺩﺍﺩﺳﺘﺎﻥ ﻭ ﺣﮑﻢ ﻗﺎﺿﯽ ﻭ ﺩﻭ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﻣﺴﺘﺸﺎﺭﺍﻥ ﺳﻬﯿﻞ ﻋﺮﺑﯽ ﺑﺎﺑﺖ ﺳﺐ ﺍﻟﻨﺒﯽ به اعدام ﻣﺤﮑﻮﻡ ﺷﺪ .

ﺍﮔﺮﭼﻪ ﻭﮐﻼﯼ ﺁﻗﺎﯼ ﻋﺮﺑﯽ ﻣﻌﺘﻘﺪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺍﯾﻦ ﺣﮑﻢ ﻭﺟﺎﻫﺖ ﻗﺎﻧﻮﻧﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﮔﻮﻧﻪ ﻣﻄﻠﺒﯽ ﮐﻪ ﻣﺼﺪﺍﻕ ﺳﺐ ﺑﺎﺷﺪ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﻻﺕ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﺻﺮﻓﺎ ﻧﻘﺪ ﻣﺬﻫﺐ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﻨﺎ ﺑﺮ ﺍﯾﻦ ﺩﺭﺧﻮﺍﺳﺖ ﺗﺠﺪﯾﺪ ﻧﻈﺮ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﺍﻣﺎ ﻗﺎﺿﯽ تجدیدﻧﻈﺮ ﻋﻠﯽ ﺭﺍﺯﯾﻨﯽ ﻧﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺣﮑﻢ ﺭﺍ ﺗﺎﯾﯿﺪ کرد ﺑﻠﮑﻪ ﯾﮏ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﺟﺮﻡ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﮔﺴﺘﺮﺩﻩ ﺩﺭ ﺟﻬﺖ ﺗﺤﺮﯾﮏ ﻣﺮﺩﻡ ﻋﻠﯿﻪ ﻧﻈﺎﻡ ﻭ ﺩﻋﻮﺕ ﺑﻪ ﺭﺍﻫﭙﯿﻤﺎﯾﯽ ﻭ ترویج ﺑﯽ دینی ﺑﻪ ﺍﺣﮑﺎﻡ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﮐﺮﺩ .

ﻭﮐﻼﯼ ﺁﻗﺎﯼ ﻋﺮﺑﯽ ﻣﺠﺪﺩﺍ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺍﻋﺎﺩﻩ ﺩﺍﺩﺭﺳﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻧﻪ ﻣﺎﻩ ﺗﻼﺵ ﻭﮐﻼ ﻭ ﻫﻤﺴﺮ ﺁﻗﺎﯼ ﻋﺮﺑﯽ ﻭ ﻓﺸﺎﺭ ﻧﻬﺎﺩﻫﺎﯼ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺸﺮﯼ و رسانه ای ﺣﮑﻢ ﺗﻮﺳﻂ ﻗﺎﺿﯽ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﻧﻘﺾ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺷﻌﺒﻪ ﻫﻢ ﻋﺮﺽ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﺷﺪ .

ﺩﺭ ﻧﻬﺎﯾﺖ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺗﺤﻤﻞ ﺩﻭﺳﺎﻝ ﺗﺤﺖ ﺣﮑﻢ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﻓﺸﺎﺭ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ وی ﻭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﺵ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﮐﯿﻔﺮﯼ ﯾﮏ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﺷﻌﺒﻪ ﺩﻩ ﺣﮑﻢ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺖ ﻭ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺳﺐ ﺍﻟﻨﺒﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﻓﺤﺎﺷﯽ ﺑﻪ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺻﻮﺭﺕ ﻧﮕﺮﻓﺘﻪ، وی را به ﺑﯿﺴﺖ ﻭ ﺩﻭ ﺳﺎﻝ و ﺷﺶ ﻣﺎﻩ ﺣﺒﺲ که ﺑﻪ ﺍﺳﺘﻨﺎﺩ ﻣﺎﺩﻩ ﻗﺎﻧﻮﻧﯽ ۵۱۳ ﮐﻪ ﺍﺷﺪ ﻣﺠﺎﺯﺍﺕ ﺩﺭ ﺁﻥ ﭘﻨﺞ ﺳﺎﻝ و هفت سال و شش ماه در صورت تعدد جرم ﺗﻌﯿﯿﻦ ﺷﺪﻩ ﻣﺤﮑﻮﻡ ﮐﺮﺩ !

ﮐﻪ ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺑﺎ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺗﺠﻤﯿﻊ ﺍﺣﮑﺎﻡ ﺣﮑﻢ ﺗﺒﺪﯾﻞ ﺑﻪ ﻫﻔﺖ ﺳﺎﻝ ﻭ ﺷﺶ ﻣﺎﻩ ﺣﺒﺲ ﺑﻪ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﺻﺪ ﺿﺮﺑﻪ  ﺷﻼﻕ ﻭ ﺩﻭ ﺳﺎﻝ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﺗﺤﻘﯿﻘﯽ ﺩﯾﻨﯽ اﺟﺒﺎﺭﯼ ﺩﺭ ﺩﻓﺘﺮ ﻣﺼﺒﺎﺡ ﯾﺰﺩﯼ ﻭ ﺩﻭ ﺳﺎﻝ ﻣﻤﻨﻮﻉ ﺍﻟﺨﺮﻭﺟﯽ ﺍﺯ ﮐﺸﻮﺭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﺗﻤﺎﻡ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺣﺒﺲ ﻣﺤﮑﻮﻡ ﮐﺮﺩ .

ﭘﺲ ﺍﺯ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﮐﯿﻔﺮﯼ ﺍﺳﺘﺎﻥ ﻧﻮﺑﺖ ﺑﻪ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﺍﻧﻘﻼﺏ ﺷﻌﺒﻪ ﭘﺎﻧﺰﺩﻩ  ﻗﺎﺿﯽ  ﺻﻠﻮﺍﺗﯽ ﺭﺳﯿﺪ ﺗﺎ ﺳﻬﯿﻞ ﻋﺮﺑﯽ ﺭﺍ ﻣﺤﮑﻮﻡ ﺑﻪ ﺳﻪ ﺳﺎﻝ ﺣﺒﺲ ﺑﺎﺑﺖ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﺗﺒﻠﯿﻐﯽ ﻋﻠﯿﻪ ﻧﻈﺎﻡ ﻭ ﺗﻮﻫﯿﻦ ﺑﻪ ﺭﻫﺒﺮﯼ ﮐﻨﺪ . ﺍﯾﻦ ﺣﮑﻢ ﮐﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﺩﻭ ﺭﻭﺯ ﺗﻮﺳﻂ ﺷﻌﺒﻪ ۵۴ ﺗﺠﺪﯾﺪ ﻧﻈﺮ ﻗﺎﺿﯽ ﭘﻮﺭ ﻋﺮﺏ ﺗﺎﯾﯿﺪ ﺷﺪ .

ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺩﺍﺩﮔﺎﻩ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ ﺭﺳﺎﻧﻪ ﺑﻨﺎ ﺑﻪ ﺍﺗﻬﺎﻡ ﺗﻮﻫﯿﻦ ﺑﻪ ﻣﻘﺎﻣﺎﺕ ﻧﻈﺎﻡ ﭘﺎﻧﺼﺪ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺟﺮﯾﻤﻪ ﻭ ﺳﯽ ﺿﺮﺑﻪ ﺷﻼﻕ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﺠﺎﺯﺍﺕ ﺩﺭ ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺖ .

ﮔﻔﺘﻨﯽ ﺍﺳﺖ ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﮔﺬﺷﺖ ﺳﻪ ﺳﺎﻝ ﻫﻨﻮﺯ ﻭﮐﻼﯼ ﺁﻗﺎﯼ ﻋﺮﺑﯽ ﻭ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺗﺠﻤﯿﻊ ﺍﺣﮑﺎﻡ ﭘﺮﻭﻧﺪﻩ ﻫﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﻣﻮﻓﻖ ﻧﺸﺪﻩ ﺍﻧﺪ .

ﺑﻪ ﺩﻟﯿﻞ ﺗﻤﮑﯿﻦ ﺍﺯ ﺣﮑﻢ ﺍﺑﺘﺪﺍ ﯾﮏ ﺳﺎﻝ ﺗﺨﻔﯿﻒ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﺪ ﺍﻣﺎ ﭘﺲ ﺍﺯ ﮔﺬﺷﺖ ﯾﮏ ﺳﺎﻝ ﺗﺨﻔﯿﻒ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻪ ﺷﺪ ﻭ ﯾﮏ ﺳﺎﻝ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﺷﺪ .

همچنین ﻭﺛﯿﻘﻪ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﮐﻪ ﻭﺟﺎﻫﺖ ﻗﺎﻧﻮﻧﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﻣﺒﻠﻎ ﻭﺛﯿﻘﻪ ﺭﻭﺯﯼ ﺳﯽ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﺎﻥ میباشد ﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﻧﺪﺍﻧﯿﺎﻥ ﻋﺎﺩﯼ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ، ﺍﻣﺎ ﺑﺮﺍﯼ زندانیان ﺳﯿﺎﺳﯽ و عقیدتی به ازاء هر سال ﺻﺪ میلیون تومان ﺣﺴﺎﺏ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ .

محکومیت بر اساس ویکی پدیا:

اتهامات وی سب‌النبی و اهانت به امامان شیعه و همچنین سید علی خامنه‌ای و احمد جنتی و غلامعلی حداد عادل است. در پی این اتهامات عربی به اعدام محکوم گردید و حکم وی در روز ۴ آذر ۱۳۹۳ در دیوان عالی کشور به تایید رسید.

در حالی که رسانه های حکومتی، به سهیل اتهام تجاوز به «عنف» می زنند، سایت سحام نیوز متن دادنامه «سهیل عربی» را برای نخستین بار منتشر می‌کند و اعلام می‌کند مطابق نص صریح حکم دادگاه، اعدام سهیل عربی نه به خاطر تجاوز به عنف، بلکه به خاطر اتهام دیگری که «سب النبی» خوانده شده، می‌باشد.

موارد نقض حقوق بشر در پرونده سهیل عربی

آذر ماه ۱۳۹۳،سازمان حقوق بشری «عدالت برای ایران» طی یک گزارش تفصیلی به ارائه موارد نقض حقوق بشر در پرونده سهیل عربی پرداخته است. بر اساس این گزارش؛

– نقض اصل منع بازداشت خودسرانه با دستگیری بدون ارائه حکم

– نقض اصل ممنوعیت شکنجه با اخذ اقرار تحت فشار روحی و تهدید

– نقض اصول دادرسی منصفانه به دلیل عدم دسترسی به مشاوره حقوقی و محرومیت از ملاقات با وکلا

– نقض حق آزادی بیان و حق حیات به دلیل حکم اعدام به دلیل پست‌های فیس‌بوکی

– نقض حقوق شهروندی با ممانعت از تماس و ملاقات با خانواده

از جمله این موارد می باشد.

محکومیت

سهیل عربی، در دادگاه تجدید نظر، به ۹۰ ماه زندان و دو سال تحقیقات مذهبی برای اثبات پشیمانی و نجات از حکم اعدام محکوم شد. او می‌بایست ضمن گذراندن هفت سال ونیم زندان، برای حذف مجازات اعدام و اثبات ندامت خود، باید ۱۳ جلد کتاب در حوزه دین شناسی، مذهب شناسی و رفع شبهات دینی بخواند. در مرحله دوم باید از هر کتاب ۵ تا ۱۰ صفحه خلاصه تهیه کند. او همچنین در تماس با موسسه «در راه حق» و پژوهشکده امام خمینی باید پاسخ شبهات خود را بگیرد و پرسش و پاسخ ها را به صورت مکتوب به دادگاه ارائه کند. او همچنین باید مقاله ای با موضوع دین یا مذهب شناسی تهیه و برای نوشتن آن به ۵ تا ۱۰ کتاب رجوع کند. او باید طی دو سال و هر سه ماه یک بار گزارش تحقیقات خود را به دادگاه ارائه کند تا پس از اثبات پشیمانی اش برای دادگاه و تغییر در رفتارش از مجازات اعدام نجات یابد.

نامه تبریک سهیل عربی برای تولد دخترش:

دل آدمی دلایلی برای خود دارد که عقل ظاهربین عاجز از فهمیدنشان است.

رژانم. این روزها اندوهی که در ژرفای نگاهت بود بیشتر به چشم می آید؛ می دانم که این سومین نبودنم در جشن زادروزت افزون بر غم های دیگرت شده و هرچه بزرگتر میشوی نداشته هایی که دلیل بیشترش محبوس شدن من است برایت محسوس تر می شود و ذهنت درگیر چراهای بسیاری می شود.

بیا تا باهم سفری به گذشته ها بکنیم، شاید پاسخی برایت پیدا شود. برگردیم به روزی که من و نسترن بالاخره به هم رسیدیم، همسر شدیم و با همدلی به پیش رفتیم و خانواده ای ثروتمند نه از وسایل و پول که از عشق تشکیل دادیم. باهمان امکانات اندک سرشار از حس خوشبختی بودیم و خواستیم تو نیز شریک و همراه ما در ادامه زندگی باشی…

نام روژانو را برایت انتخاب کردیم. روژانو یعنی روز نو. به این امید که روزها برای نسل تو شود و نسل شما ”دیگر نسل سوخته نباشد.” با بی عدالتی ها و برای رسیدن به آزادی مبارزه کند. پاسخ اعتراض را با گلوله و باتوم و کهریزک نگیرد، به جرم نوشتن و انتقاد حبس و اعدام نشود…

اگرچه می دانم و می دانستم که راه دشواری برای رسیدن به آرزوهایم در پیش است.

دخترم، درک می کنم که در این سه سال دشواری فراوانی را تحمل کرده اید. برای تمام آن روزهایی که دوست داشتی باهم از مهدکودک برگردیم. برای تمام شب هایی که می خواستی و می خواستم برایت قصه بگویم. برای آن سه سفره هفت سینی که حسرت عیدی گرفتن از من به دلت ماند و برای تک تک لحظه هایی که کنارتان نبودم غمگینم.

امروز وارد هشتمین سال زندگی ات خواهی شد. صرف نظر از تمام آسیب های جبران ناپذیری که در این سه سال دیده ای، برای آنچه امروز هستی خوشحالم. خوشحال از اینکه به نیکی پرورش یافته ای.

یاد دارم روزی را که در ملاقات غمگین بودی و دلیلش این بود که در خیابان چند کودک کار را دیده بودی و مشاهده لرزیدن و دردهای ایشان پریشانت کرده بود؛ یا آن روز که از مادرت خواستی برایت کاپشن خیلی گران خریداری نکند زیرا نگران بودی دوستانی که توان خرید لباس نو ندارند، احساس آزردگی کنند.

خرسندم که نیک فهمیده ای درد دیگران درد ما هم هست.

چند روز دیگر مدرسه ها آغاز به کار می کنند و جشن کلاس اولی شدنت را خواهیم گرفت. آری کلاس اولی شدنت! گرچه برای من اینکه سه سال است در کلاس مقاوت و ایستادگی درس میخوانی و به گواهی همان غمگینی دیدن کودکان کار نمره ات بیست است دخترکم.

درس هایت را به خوبی خواهی آموخت و بزرگتر که شدی به تمام لحظه هایی که مقاومت کردیم و خم نشدیم افتخار خواهی کرد. روز های نو از آن ما است و تو نیز خواهی فهمید که با وجود تمام زجر هایی که کشیدیم و در اوج سختی ها خوشبخت بودیم، چرا که با عشق زیستیم.

با عشق زندگی کن دخترکم

زادروزت خجسته باد…

بابا سهیل

یازدهم امرداد ماه نود و پنج

Copyright © 2015 radiopars.org Designed by Arman Charostaei.