بایگانی/آرشیو برچسب ها : رضا امیری

گزارشی از وضعیت عمر فقیه پور، زندانی سیاسی محکوم به حبس ابد

عمر فقیه پور
عمر فقیه پور، زندانی سیاسی، هم اکنون هفدهمین سال از دوران محکومیت خود را در زندان رجایی شهر می گذراند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، عمر فقیه پور، زندانی سیاسی محکوم به حبس ابد، پس از گذشت ۱۷ سال، همچنان محروم از حق مرخصی، در زندان رجایی شهر نگهداری می شود و مقامات قضایی از اعطای آزادی مشروط نیز به وی خودداری می کنند. این درحالی است که این زندانی سیاسی بنا به تبصره ۱ ماده واحده قانون، شرایط لازم را جهت استفاده از آزادی مشروط دارد.
در تبصره ۱ ماده واحده قانون راجع به آزادی مشروط زندانیان، محکومان به حبس ابد پس از گذراندن ۱۲ سال از مدت حبس می‌توانند از آزادی مشروط استفاده کنند.
عمر فقیه پور در شهریور ماه ۱۳۷۸ بازداشت و به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و محاربه از طریق ارتباط با حزب دموکرات کردستان، در دادگاه انقلاب مهاباد به اعدام محکوم شد که این حکم، در دادگاه تجدید نظر با یک درجه تخفیف به حبس ابد کاهش یافت.
این زندانی سیاسی در ۱۷ سال گذشته در زندان‌های پیرانشهر، مهاباد و ارومیه نگهداری شده است و  هم اکنون در زندان رجایی شهر به سر می برد.

ضرب‌وشتم پدر یک زندانی امنیتی از سوی معاون دادستان

ایرج محمدی
 روز دوشنبه اول شهریورماه، پدر ایرج محمدی، زندانی امنیتی محبوس زندان مرکزی تبریز، در پی مراجعه به دادستانی تبریز توسط معاون دادستان استان آذربایجان شرقی، مورد ضرب‌وشتم قرار گرفت.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، پدر ایرج محمدی، زندانی امنیتی، در روز دوشنبه اول شهریور ماه، در پی مراجعه به دادستانی تبریز جهت پیگیری وضعیت فرزندش، از سوی معاون دادستان و مأموران مورد ضرب و شتم قرار گرفت و در پی آن به بیمارستان منتقل شد.
این زندانی امنیتی طی ۱۰ روز گذشته در اعتصاب غذا در انفرادی به سر برده و عدم تماس وی با خانواده، باعث نگرانی آنان در طی این مدت شده بود.
گفتنی است که ایرج محمدی در اثر شکنجه فیزیکی سخت مسئولین زندان تبریز مورد عمل جراحی قرارگرفته و پزشکان مجبور به تخلیه کردن بیضه راست وی گرفتند و وی قادر به داشتن فرزند نخواهد بود.
این زندانی امنیتی که پیش‌تر به علت شکنجه‌های روحی و عدم رعایت اصل تفکیک جرائم توسط مسئولین زندان تبریز دست به اعتصاب زده بود با برخورد شدید و شکنجه فیزیکی راهیِ بیمارستان شد.
ایرج محمدی، زندانی امنیتی، به اتهام «محاربه» به ۱۰ سال زندان و تبعید به زندان زاهدان محکوم می‌شود؛ اما در اقدامی غیرقانونی وی ۳ ماه پیش مجدداً به زندان تبریز تبعید و مورد شکنجه روحی و جسمی قرار می‌گیرد. این زندانی سیاسی از که به علت سکته مغزی نیازمند مصرف دارو می‌باشد؛ از زمان انتقال وی به زندان تبریز مسئولین جهت فشار بر این زندانی وی را از دسترسی به دارو منع کرده‌اند.
وی در حال گذراندن هشتمین سال از حبس خود می‌باشد؛ اما وضعیت جسمی این زندانی و فشار و شکنجه مسئولین اجازه تحمل ادامه حبس را از وی گرفته است.
Reza Amiri

فائزه هاشمی: برخی اصلاح‌طلبان به مردم خیانت کردند

1291724.jpg
عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی گفت‌: ما باید بر ای انتخابات پیش رو خودمان را ارزیابی کنیم و شورایعالی اصلاح‌طلبان بر اساس تجربیات گذشته و با برنامه‌ریزی منسجم عمل کند تا به پیروزی برسیم.
به گزارش ایسنا،‌ فائزه هاشمی عصر روز سه‌شنبه طی سخنانی در نشست «احزاب و آینده اصلاحات» که در محل ساختمان حزب اراده ملت ایران ( حاما) برگزار شد، با بیان این‌که «ما به عنوان اعضای شورای مرکزی احزاب ، نقش احزاب را چندان جدی نگرفته و آموزش لازم را نیز نداده‌ایم» اظهار کرد: با همه مشکلات احزاب توانسته‌اند در کشور موفق عمل کنند اما معمولا بعد از پیروزی‌های سیاسی، وجود تشکیلات و احزاب کمتر جایگاه جدی در اداره امور داشته است.
وی افزود: یکی از مسائل قابل توجه در کشورهای توسعه یافته این است که دو حزب اصلی در آن کشورها وجود دارد اما تعدد احزاب در کشور ما تبدیل به یک مشکل شده است.
وی با بیان این‌که «وجود احزاب فراوان در کشور سبب می‌شود که انسجام لازم در فعالیت‌های سیاسی به دست نیاید» اظهار کرد: در جامعه ما احزاب اصلاح‌طلبی که عضو شورای هماهنگی جبهه اصلاحات هستند، 22 حزب‌ هستند و تعدادی از احزاب نیز خارج از این شوراها هستند و در مقابل تعداد احزاب اصولگرا هم کمتر از احزاب اصلاح‌طلب نیست و ما در خانه احزاب بیش از 250 حزب داریم. این مسأله باعث می‌شود انسجام لازم در فعالیت‌های سیاسی اتفاق نیفتد.
این عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران با اشاره به تجربه اصلاح‌طلبان در انتخابات هفتم اسفندماه 94 اظهار کرد: تشکیل شورایعالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان در انتخابات 94 حرکت مثبتی بود اما ایراداتی هم داشت که در نهایت همین که توانستیم دور هم جمع شویم یک حرکت رو به جلو بود.
در سال 92 هم این حرکت هماهنگ در جریان اصلاحات اتفاق افتاد و اصلاح‌طلبان منسجم شدند.
وی هم‌چنین با اشاره به تجربه انتخابات سال 84 اظهار عقیده کرد: ما در انتخابات 84 به وحدت نرسیدیم.
وی با بیان این‌که «اصلاح‌طلبان تا زمان برگزاری انتخابات 94 بسیار خوب پیش رفتند و اکثریت مردم را با خود همراه کردند» ، ابراز عقیده کرد: اصلاح‌طلبان با برنامه‌ریزی می‌توانستند در مجلس دهم فراکسیون اکثریت را تشکیل دهند اما دچار تفرقه شدیم و بخشی از اصلاح‌طلبان از آقای لاریجانی حمایت کردند ، همانطور که بخشی از دولت نیز از آقای لاریجانی حمایت کرد و متاسفانه این تجربه ، برای ما تجربه تلخی شد.
این عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران با تاکید بر این‌که «اصلاح‌طلبان می‌توانند در انتخابات 96 به پیروزی برسند» اظهار کرد: ما باید بر ای انتخابات پیش رو خودمان را ارزیابی کنیم و در شورای عالی اصلاح‌طلبان بر اساس تجربیات مثبت و منفی گذشته ، نقاط ضعف را برطرف و با برنامه‌ریزی منسجم عمل کنیم تا به پیروزی برسیم.
وی هم‌چنین با تحلیل وضعیت فعلی جریان اصولگرا اظهار عقیده کرد: جریان اصولگرایی هنوز نتوانسته به وحدت برسد و افق روشنی پیدا کند، حتی تعدادی از اشخاص اصولگرا در حال بررسی این موضوع هستند که در انتخابات 96 از آقای روحانی حمایت کنند و این نشان می‌دهد اصولگرایان چهره شاخصی در انتخابات آینده ندارد.
وی گفت: مردم در انتخابات گذشته پاسخ خوبی به ما دادند که این نشانه آگاهی عمومی و حرکت مردم به سمت بلوغ است. اما برخی از اصلاح‌طلبان در انتخابات هیأت رئیسه مجلس به این حمایت مردم خیانت کردند.
Reza Amiri

گزارشی از وضعیت یاشار دارالشفا؛ دانشجوی نخبه زندانی

یاشار دارالشفاء

یاشار دارالشفا فعال دانشجویی با وجود وضعیت وخیم جسمی همچنان در زندان اوین و محروم از رسیدگی درمانی به سر می‌برد. 

به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، یاشار دارالشفا که به دلیل ضرب‌وشتم در حین دستگیری، از ناراحتی شدید کمر رنج می‌برد، تاکنون چندین‌بار برای عکس‌برداری و مداوا به بیمارستان‌های خارج از زندان منتقل شده اما هر بار بدون تکمیل مراحل درمان به دلیل کارشکنی‌های مسئولان به زندان برگردانده شده است. این در حالی است که پزشکی قانونی تاکید کرده که این دانشجوی زندانی می‌بایست تحت معاینه متخصص مغز و اعصاب و رسیدگی پزشکی در خارج از زندان باشد.

یاشار دارالشفا متولد ۱۳۶۱ و دانشجوی نخبه دانشگاه تهران در پی اعتراض‌ها به نتایج انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۸۸ طی دو مرحله بازداشت از سوی وزارت اطلاعات در ماه‌های آبان و بهمن، در مجموع به مدت ۵۴ روز در بازداشت موقت و در بندهای ۲۴۰ و ۳۵۰ به سر برد.

این فعال دانشجویی در مرداد‌ماه ۱۳۸۹ از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی با اتهامات «اجتماع و تبانی»، «تبلیغ علیه نظام» و «توهین به رهبری» در مجموع به هفت سال حبس تعزیزی محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدید‌نظر به ۵ سال و ۶ ماه کاهش یافت. همچنین درخواست اعاده دادرسی این دانشجوی زندانی نیز از سوی دیوان عالی کشور رد شد.

 او از جمله زندانیانی است که در وقایع ۲۸ فروردین‌ماه سال ۱۳۹۳ در بند ۳۵۰ زندان اوین مورد ضرب‌وشتم مأموران گارد زندان قرار گرفت و به انفرادی‌ بند ۲۴۰ اوین منتقل گردید.

 وی از تاریخ ۱۵ آبان‌ماه سال ۱۳۹۱ جهت اجرای حکم زندان در بند ۳۵۰ زندان اوین نگهداری می‌شود

Reza Amiri

شنویه، سردشت، بوکان و جوانرود؛ بازداشت شهروندان

بازداشت

طی روز‌های گذشته، دستکم ۹ تن در شهرهای اشنویه، سردشت، بوکان و جوانرود از سوی نیروهای امنیتی دستگیر شده اند.

به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، در روز‌های گذشته یک شهروند در اشنویه، سه شهروند در سردشت، چهار شهروند در بوکان و یک تن در جوانرود توسط مأموران وزارت اطلاعات بازداشت شدند.

حکیم شجاعی، شهروند ۲۲ ساله، در ۲۸ مردادماه، توسط نیروهای اطلاعات در اشونیه بازداشت شده و از زمان بازداشت تا کنون با خانواده خود تماسی نداشته است.

از سویی دیگر سه کولبر به نام‌های علی مولان نیا، احمد مولان نیا و علی علیزاده که جهت تمدید کارت مرزنشینی به اداره ی مربوطه مراجعه کرده بودند، در منطقه ی آلان سردشت توسط نیروهای انتظامی دستگیر و به بازداشتگاه ناجا انتقال یافته اند.

همچنین روز جمعه‌ ۲۹ مردادماه، چهار شهروند بوکانی در مسجد «امام غزالی» بوکان بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند. از هویت این شهروندان اطلاعی در دست نیست.

حیدر کنعانی، شهروند ۲۹ ساله و ساکن شهرستان جوانرود، نیز در روز شنبه ۳۰ مردادماه توسط نیرو‌های امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است.

از اتهامات شهروندان دستگیر شده تا زمان انتشار این خبر اطلاعی در دست نیست.

Reza Amiri

دهم شهریور ماه؛ برگزاری دادگاه برای حشمت الله طبرزدی

حشمت طبرزدیدادگاه حشمت الله طبرزدی، دبیر کل جبهه دموکراتیک ایران، در تاریخ دهم شهریور ماه ۱۳۹۵، در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب برگزار خواهد شد.

به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، طبق ابلاغیه یی که وکیل حشمت طبرزدی در روز یکشنبه ۳۱ مردادماه دریافت کرده است، حشمت طبرزدی جهت رسیدگی به اتهامات “اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرائم علیه امنیت کشور” و “فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران” در روز دهم شهریور ماه ۱۳۹۵ در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب محاکمه خواهد شد.

گفتنی است که فعالیت‌هایی مانند راه اندازی کمپین حقوق بشری در زندان رجایی شهر و کمپین معیشت و دیگر فعالیت‌های وی به عنوان دلایل اتهامات ایشان در کیفرخواست مطرح شده است.

این فعال سیاسی، پیش تر، در تاریخ ۲۸ اردیبهشت‌ماه بازداشت و روز چهارشنبه ۲۳ تیرماه با قرار تودیع وثیقه۲۰۰ میلیونی تومانی تا زمان تشکیل دادگاه از زندان اوین آزاد گردید.

نیروی امنیتی وابسته به وزارت اطلاعات با پرونده‌سازی برای این فعال سیاسی که بعد از آزادی خود در فعالیت‌های کاملاً مدنی به مبارزه با فقر بر خواسته بود، خواستار توقف فعالیت‌های وی شده‌اند.

حشمت‌الله طبرزدی، دبیر جبهه دمکراتیک ایران که سابقه چندین بازداشت و حبس را دارد، آخرین بار در سال ۱۳۸۸ بازداشت و به ۹ سال زندان محکوم گردید. وی پس از ۵ سال و نیم حبس در زندان رجایی شهر کرج، در آبان ماه سال جاری از زندان آزاد شد.

این روزنامه‌نگار پیش‌تر مدیرمسئول نشریاتی همچون «پیام دانشجو»، «ندای دانشجو»، «هویت خویش» و «گزارش روز» بوده

Reza Amiri

صدور حکم هفده سال و نیم حبس تعزیری برای دو فعال سیاسی در اهواز

جابر سخراوى و مهدى خانى پور
جابر سخراوى و مهدى خانى پور، فعالان سیاسی اهل شهر اهواز، از سوی شعبه ۱۶ دادگاه تجدید نظر اهواز به ریاست قاضی سعید کوشا به جمعا ۱۷ سال و نیم حبس محکوم شدند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، جابر سخراوى و مهدى خانى پور که پیش تر به اتهام «اقدام علیه امنیت کشور» از طریق محاربه از سوی شعبه ۴ دادگاه انقلاب جمعا به ۲۰ سال حبس تعزیری محکوم شده بودند، پس از برگزاری دادگاه تجدید نظر با کاهش حکم اولیه، به ترتیت به ۱۲ سال و شش ماه حبس تعزیری و پنج سال حبس تعزیری محکوم گشتند.
گفتنی است که هم زمان با برگزاری دادگاه این دو فعال سیاسی، ۹ تن دیگر نیز به نام های على خنافره، اسماعیل رحیمیان، رسول دحیماوى، ابراهیم دحیماوى، على بیت سیاح، عارف صرخى، عبدالکاظم حیدری،شکرالله صخراوى و محمد خانى پور، در شعبه ۱۶ دادگاه تجدید نظر اهواز محاکمه شده اند اما تا کنون حکم آنان ابلاغ نگشته است.
جابر سخراوى، از اهالى شهر اهواز و مهدى خانى پور، از اهالى روستاى تلبومه در شمال اهواز، در تاریخ چهارم فروردین ۱۳۹۳ توسط اداره اطلاعات بازداشت شدند و به مدت ۳ ماه در بازداشت‌گاه اداره‌ی اطلاعات تحت بازجویی و شکنجه قرار گرفتند. این دو تن بعد از پس از بسته شدن زندان کارون، هم اکنون در زندان شیبان محبوس می باشند.
شایان ذکر است که جابر سخراوى که از تومور مغزى رنج مى‌برد، به علت شکنجه‌های اعمالی در زمان بازداشت دچار فلجی سمت راست بدن شده و هم اکنون در وضعیت نامساعد جسمانی به سر می برد.

نهادهای مدنی قلابی در ایران: چه می‌کنند و چه نمی‌کنند؟

جنبش‌های اسلامگرا و در پی آن دولت‌های اسلامگرا جریان‌هایی واکنشی و مبتنی بر ارعاب وارهاب هستند به این معنا که در مطالبات عموم شهروندان ریشه ندارند و تنها تامین منافع بخش کوچکی را با تمسک به خشونت هدف قرار می دهند. آنها هیچ ایده و نهاد و فکر‌ و راهبرد و تاکتیک تازه‌ای عرضه نکرده‌اند. هرچه این جنبش‌ها (غیر از رسم و رسوم قبایل عرب ۱۴۰۰ سال پیش) دارند از کمونیسم و فاشیسم و استالینیسم وام گرفته شده است. البته با دقت تمام از ایده‌ها و ساختارهای دمکراسی و لیبرالیسم غربی پرهیز کرده‌اند یا اگر عناصری در آموزه‌های برخی از روشنفکران آنها وجود داشته آنها را به تدریج تصفیه کرده‌اند.

آنها همچنین در برابر رقبای سیاسی خود در داخل و دولت‌ها و مجامع بین المللی در غرب در شرایطی نمونه‌های قلابی نهادها و ایده‌ها و راهبردهای دمکراسی‌ها را درست کرده‌اند تا خود را در شرایطی که قدرت مطلقه را به دست نگرفته‌اند مدرن جلوه دهند تا از نردبان قدرت بالا رفته و آن را فرو اندازند و در جامعه‌ی جهانی دمکرات و حقوق بشری و مدنی جلوه گر شوند (در شرایطی که هنوز قدرت قاهره در مجامع بین المللی در اختیار آنها نیست؛ اگر همانند داخل کشور قدرت را یکسره از آن خود سازند این کارها فراموش می شود.)

مردمسالاری، حقوق بشر اسلامی، حاکمیت قانون، تفکیک قوا، مجلس شورا و انتخابات در جمهوری اسلامی همه قلابی هستند چون هم محتوا، هم روش‌ها و هم نتایج مورد نظر از آنها از نوع نظام‌های اقتدارگرا و تمامیت خواه است. در این نوشته به مواردی از نهادهای مدنی قلابی که توسط نیروهای امنیتی و نظامی و دستگاه‌های تبلیغاتی جمهوری اسلامی ساخته و پرداخته شده‌اند اشاره می‌کنم.

مسافران ژنو

حقوق بشر از حوزه‌هایی است که جمهوری اسلامی می خواهد فضای اعتراضی آن نسبت به اقدامات نظام را گل آلود سازد. این امر در دوره‌ای با تشکیل ستاد حقوق بشر قوه‌ی قضاییه یا برساختن حقوق بشر اسلامی صورت گرفت اما چندان موفق نبود. سیاست جدید جمهوری اسلامی که بعد از جنبش سبز شکل گرفت که مبهم سازی نهادی در این حوزه است.

سازمان دفاع از قربانیان خشونت، انجمن ملل متحد ایران، انجمن حمایت از زنان و کودکان پناهنده، موسسه مطالعات و تحقیقات زنان، موسسه خیریه حمایت از آسیب دیدگان اجتماعی، بنیاد کودک و مرکز توسعه صلح پایدار از جمله نهادهایی بودند که به همراه هیئت رسمی جمهوری اسلامی در شانزدهمین اجلاس جهانی حقوق بشر در ژنو حاضر شده بودند. یک هیئت ۲۰ نفره ایرانی که خود را نمایندگان جامعه مدنی در ایران و اعضای نهادهای فوق معرفی می کردند در ژنو حاضر شدند و به دفاع از عملکرد جمهوری اسلامی در حوزه حقوق بشر و جامعه مدنی پرداختند. این هیئت صرفا بر موضوع نقد و سیاسی سازی حقوق بر تمرکز داشت. به عنوان نمونه این هیئت یک نشست تحت عنوان اسلام هراسی برگزار کرد. این موضوع از موضوعات تبلیغاتی اسلامگرایان برای عادی سازی موضوع تروریسم در غرب و زیبا جلوه دادن چهره‌ی اسلامگرایان بوده است.

دیدبان شفافیت و عدالت

جمعی از مقامات جمهوری اسلامی که همه سابقه‌ای طولانی در سوءاستفاده از قدرت و پنهانکاری و مدیریت نهادهای سرکوب را داشته‌اند و تغییری نیز در باور و رفتار و کردار آنها صورت نگرفته دور هم جمع شده و سازمانی به نام دیده‌بان شفافیت و عدالت تاسیس کرده‌اند تا با فساد در جمهوری اسلامی مبارزه کنند. اعضای هیئت موسس این نهاد همه از اعضای نهادهای انتصابی حکومت (رادیو و تلویزیون دولتی، سپاه، مجمع تشخیص مصلحت) بوده و برخی با حذف استصوابی رقبا به مجلس راه یافته‌اند. ده عضو موسس (احمد توکلی، احمد امیرآبادی، محمد دهقانی، محمود فرشیدی، الیاس نادران، مرتضی نبوی، اسماعیل کوثری، حسین نجابت، پرویز سروری، و محمد حسین حسین زاده) این نهاد همه عناوین، قدرت، و ثروت خود را از نزدیکی و وفاداری به قدرت در جمهوری اسلامی کسب کرده‌اند. این گروه نظامی- امنیتی- تبلیغاتی و فاسد مدعی هستند که می خواهند با فساد و عدم شفافیت مبارزه کنند. جالب است که این گروه انتخاب‌های شخصی آدم‌ها در لباس و غذا و سبک زندگی را نیز در زمره‌ی مواردی که می خواهند با آنها مبارز کنند- فساد فرهنگی- قرار داده‌اند (اساسنامه ماده ۹ بند ۱۲). شگفت انگیز است که گروهی از افراد که هر روز وفاداری خود را به فاسدترین و غیر شفاف ترین فرد کشور (ولی فقیه) اعلام می کنند و هرچه دارند از سوء استفاده از قدرت قاهره‌ی آنهاست ادعای مباره با فساد و غیر شفافیت دارند. سازمانی که دیده بان شفافیت است در دو سالی که از عمر آن می گذرد (دقیقا مثل ولی فقیه همه‌ی اعضای آن) یک صفحه کاغذ در مورد هزینه‌ها و مخارج خود عرضه نکرده است.

کارزارهای تبلیغاتی

برساختن نهادهای مدنی توسط نهادهای حکومتی و دولتی متمرکز است بر برنامه‌های تبلیغاتی جمهوری اسلامی. به عنوان نمونه در موضوع اسرائیل دهها ستاد و تشکیلات تحت عنوان «سازمان مردم نهاد» توسط سپاه و بسیج و نهادهای مذهبی تاسیس شدند تا کارهای تبلیغاتی را سازمان دهند. مجمع فعالان و سازمان های مردم نهاد حامی آزادی قدس (شامل بر ستاد پاسداشت شهدای جهان اسلام، موسسه‌ی زیتون، موسسه فرهنگی آرماگدون) در حیطه‌ی تبلیغات ضد اسرائیلی عمل می کند. بودجه‌ی این نهادها از طریق سازمان تبلیغات اسلامی و سپاه تامین می شود. انجمن دفاع از قربانیان تروریسم تبلیغات سیاسی علیه سازمان مجاهدین خلق را هدایت و اجرا می کند. هیچ یک از این «سازمان‌های مردم نهاد» با شفافیت محل تهیه‌ی بودجه‌ی خود را اعلام نکرده‌اند.

نهادهای قلابی بدیل

محدوده‌ای از فعالیت‌های فرهنگی نیست که گروهی تلاشی برای تاسیس نهادی در چارچوب آن کرده باشند و نهادهای امنیتی و نظامی و نزدیکان بیت و ولی فقیه در آن نهادهای موازی و مدنی قلابی ایجاد نکرده باشند. انجمن سینمایی دفاع مقدس (در مقابل خانه‌ی سینما)، قرارگاه عمار (در مقابل همه‌ی نهادهای فرهنگی و هنری)، انجمن قلم ایران (در مقابل کانون نویسندگان ایران)، هیئت اسلامی هنرمندان (در مقابل خانه تئاتر یا انجمن موسیقی)، انجمن روزنامه نگاران مسلمان (در مقابل انجمن صنفی روزنامه نگاران)، مجمع ناشران انقلاب اسلامی (در تقابل با اتحادیه ناشران تهران)، اتحادیه‌ی انجمن‌های اسلامی دانش آموزان (در این محدوده نگذاشتند نهاد مستقلی شکل بگیرد)، جامعه اسلامی دانشجویان (در مقابل دفتر تحکیمی که به اصلاح طلبان گرایش داشت)، و صدها نهاد مکتبی دیگر همه نهادهای دولت ساخته‌ای هستند که نه در بودجه، نه در مرامنامه و اساسنامه و نه در تصمیم گیری مستقل بوده‌اند.

در محدوده‌هایی که نهاد قلابی ساخته نشده علت آن بوده که نهاد ظاهرا مدنی کاملا دولت‌ساخته بوده است مثل سازمان نظام مهندسی، سازمان نظام پزشکی و کانون وکلا. دولت در انتخابات این نهادها کاملا دخالت دارد و نظارت استصوابی خود را اعمال می کند.

تاریخ سازی

اسلامگرایان برای اصیل جلوه دادن فعالیت نهادسازی قلابی تمام نهادهای دینی موجود مثل روحانیت، مساجد و اوقاف را نهاد دینی معرفی می کنند. برخی از این نهادها مثل اوقاف هرگز نهاد مدنی نبوده‌اند. اوقاف در ایران همیشه تحت نظر حکومت اداره می شده است. نهادهای دیگر مثل برخی حوزه‌های علیمه یا مساجد ممکن است قبل از حکومت دینی نهاد مدنی (مستقل از حیث بودجه، اداره و سازمان) بوده باشند اما در دوران حکومت دینی ذره‌ای از استقلال در آنها مشاهده نمی شود.

ویژگی‌ها

نهادهای مدنی قلابی چهار ویژگی دارند:

اکثر این نهادها فصلی هستند و وقتی کارکرد خاصشان که سرکوب دیگر نهادها یا بدنام کردن آنهاست به انجام رسید محو می شوند. فعالیت این نهادها نیز فصلی است. بخشی از این نهادها شبانه توسط یک نفر خلق می شوند تا به نیازی استعجالی پاسخ دهند مثل نهادی که برای موضع گیری در موضوع کشمیر خلق شد. مرکز دانشجویی حقوق بشر جمهوری اسلامی ایران (صلح زیبا) تنها در مورد کشتن مسلمانان در کشمیر اظهار نظر می کند البته بلافاصله بعد از موضوع گیری فرمانده سپاه در این مورد. این نهاد ظاهرا حقوق بشری مثل دهها نهاد حقوق بشری دیگر که برای نمایش در سطح بین المللی و مجامع جهانی ساخته شده‌اند کاملا در جای پای مقامات نظامی و امنیتی و دینی حکومت حرکت می کنند چون بر اساس پروژه‌های خاص حکومت تعریف شده‌اند. خلق این نهادها درست مثل ثبت شرکت‌هایی است که نزدیکان به مقامات برای بهره برداری از رانت‌های حکومتی یک شبه بر می سازند؛

کار اکثر این نهادها علی رغم دست و دل بازی حکومت در تامین هزینه‌ها نمی گیرد چون تشکیل دهندگان بعد از مدتی به بخش دولتی و حکومتی می روند. در آن بخش منابع بیشتری برای فساد و تاراج وجود دارد. نهادهای دولتی برای پرداخت به این نهادها محدودیت‌هایی دارند و در مواردی دست آنها در رقابت‌های سیاسی رو شده است (مثل پرداخت ۵۰۰ میلیون تومانی به سایت زاکانی یا پرداخت به سایت سینمایی نزدیک به شمقدری و دوستان)؛

این نهادها در همان محدوده‌ای که کار می کنند نمی توانند حرفه‌ای و منصفانه عمل کنند. به عنوان نمونه نهادهای قلابی تبلیغاتی از بازداشت خبرنگار رادیو و تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی در اسرائیل شکایت می کنند اما نمی گویند که اسرائیل غیر ممکن است در ایران خبرنگار داشته باشد؛ و

این نهادها به دلیل وابستگی به حکومت و تغذیه از آن نمی توانند نسبتی با حقوق و رفاه مردم یا حقوق صنفی و حرفه‌ای داشته باشند. در مرامنامه‌ها و اساسنامه‌ها و فعالیت این نهادهای قلابی حتی یک نقطه‌ی روشن در دفاع از حقوق شهروندان، گروه‌ها و شهروندان ایرانی نمی توان یافت. آنها فقط برای تداوم حکومت استبدادی و تمامیت خواه و حفظ منافع گروه‌ها و افرادی خاص ساخته و پرداخته شده‌اند.

Reza Amiri

احتمال قریب الوقوع اعدام دو زندانی سیاسی

احتمال قریب الوقوع اعدام دو زندانی سیاسی
 انور رستمی و عبدالله سروریان، دو زندانی سیاسی کُرد به اتهام محاربه و همکاری با احزاب کُردی به اعدام محکوم شده اند.
به گزارش بام، ارگان خبری بنیاد اکبر محمدی؛ عبدالله سروریان، اهل سنندج چند سال پیش به قصد دیدار با یکی از اقوام خود به اقلیم کردستان سفر کرده بود، هنگام بازگشت در منطقه مرزی باشماخ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و در دادگاه نظامی سنندج به اتهام محاربه وهمکاری با احزاب کُرد به اعدام محکوم شد.
این زندانی سیاسی از زمان ابلاغ حکم اعدام از حق تماس با خانواده خود محروم بوده است.
انور رستمی، دیگر زندانى سیاسی در اردیبهشت ماه ۱۳۸۷ بازداشت و به اتهام محاربه از طریق همکاری با احزاب کُرد به اعدام محکوم شد. این زندانی سیاسی هم اکنون در زندان ماکو در خطر اجرای حکم اعدام به سر می برد.
Reza Amiri

خانواده نرگس محمدی چشم انتظار آزادی او هستند

نرگس محمدی
سرنوشت زندانیان سیاسی در ایران، خانواده های زیادی را تحت تاثیر قرار داده است؛از جمله خانواده نرگس محمدی، نایب رئیس زندانی کانون مدافعان حقوق بشر ایران را. بعد از همسرش، فرزندان دوقلوی او هم سال گذشته مجبور به ترک ایران شدند، تا در غیاب مادر زندانی، در شهر پاریس، با پدرشان زندگی کنند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از بی بی سی فارسی ، کیانا و علی، حالا در کنار پدر در تبعیشدان، کم کم به زندگی جدید خو گرفته‌اند؛ هر چند زندگی در خانواده سه نفره ، بدون مادر برای آنها سخت است.
این خواهر و برادر دوقلو، در آپارتمانی کوچک و نقلی، با دنیایی از آرزوهای بزرگ ،زندگی می‌کنند؛ کیانا اهل نقاشی است و علی عاشق بازیهای لگو.
آنها ۹ سال بیشتر ندارند، ولی از سه چهار سالگی شاهد هجوم ماموران امنیتی به خانه و دستگیری پدر و مادرشان بوده‌اند.
زندگی جدید را به خاطر امنیت و آرامش و حضور پدر در کنارشان دوست دارند، ولی می‌گویند بزرگترین آرزویشان این است که روزی هر چهار نفرشان با هم زندگی کنند.
آنها از زمان خروجشان از ایران، تا همین یک ماه پیش، از شنیدن صدای مادر محروم بودند تا اینکه، با اعتصاب غذای بیست روزه نرگس محمدی در زندان مقام‌های قضایی بالاخره، کوتاه آمدند و اجازه صحبت تلفنی او با فرزندانشان را صادر کردند.
علی می‌گوید: “برای من مهم نیست که ما در خانه‌ای کوچک زندگی کنیم، مهم این است که مادرمان پیشمان باشد و ما با هم زندگی کنیم.”
کیانا هم می‌گوید که یکی از بزرگترین آرزوهایش این است که روزی مادرش به فرانسه برود تا در کنار هم در” خانه‌ای ویلایی “زندگی کنند. او می‌افزاید: “جای مادر من در زندان نیست. چرا ما باید همیشه سه نفر باشیم. چرا نباید چهار نفر بشویم؟”
تقی رحمانی، که خود چهارده سال از عمرش را زندانی بوده، اکثرا در دهه‌های شصت، هفتاد و هشتاد، در نبود همسرش، سرپرستی بچه‌ها را به عهده دارد.
می‌گوید از شنیدن صدایش محروم است: “الان اجازه صحبت کردن به ما نمی دهند. استدلالشان خیلی مسخره است. واقعا نادرست است. می گویند چون من متهم فراریم و او محکوم ما حق حرف زدن نداریم.”
او بعد از سرکوب‌های سیاسی در ایران، علیرغم میل باطنی، تن به مهاجرت داد و در سال ۱۳۹۰ از ایران خارج شد و به فرانسه رفت.
“روز ۱۹ بهمن ۹۰ زنگ زدند گفتند به من گفتند که باید بیایی اوین خودتو معرفی کنی. خب من مدتها تصمیم به خروج داشتم. ولی نرگس حاضر به خروج نبود. من می‌خواستم راضیش کنم که با من خارج شود. او یک جمله ای گفت که برای من مهم بود. گفت که اگر از ایران خارج شوم و افسردگی بگیرم، آن وقت تو چه می‌گویی؟ واقعا من نمی توانستم کاری کنم. این می‌ شد خودخواهی.”
نرگس محمدی، اما با همه فشارها و تهدیدها، نه حاضر به ترک ایران شد و نه مهر سکوت بر لبانش زد.
او فعالیت های سیاسی را از دوران دانشجویی شروع کرد؛ اما فعالیت های سیاسی و حقوق بشری را به طور جدی، با کانون مدافعان حقوق بشر آغاز کرد، فعالیت هایی مثل کمک به خانواده زندانیان سیاسی و فعالیت در کمیته زنان این کانون.
پای خانم محمدی بارها به محاکم قضایی و انتظامی کشانده شد. در سال ۱۳۸۷ با تعطیلی کانون به دستور مقامات قضایی ایران، فشار بر اعضای کانون ادامه پیدا کرد. اعضای کانون تار و مار شدند، یا از ایران رفتند و یا از زندان سر درآوردند.
نرگس‌محمدی ،یک سال بعد ممنوع‌الخروج و بعد هم از کار اخراج شد.
شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل، و بنیانگذار کانون مدافعان حقوق بشر می‌گوید، پرونده کانون مدافعان حقوق بشر، از همان ابتدا در دست وزارت اطلاعات بود:
“همه اعضای کانون مدافعان حقوق بشر از دم رفتند زندن، البته به غیر از من که از ایران خارج شدم. بر مبنای گزارش های وزارت اطلاعات برای ما پرونده درست شد. گفته شد که کانون گروهی غیرقانونی است. حتی بازجوی همه اعضا هم از وزارت اطلاعات بود. خیلی ها امید داشتند رئیس جمهوری جدید تغییراتی در ساختار وزارت اطلاعات ایجاد کند که هنوز هیچ تغییری داده نشد. حتی بازجوی خانم محمدی هنوز همان کسی است که از اول بود. همان کسی از از اول گفته بود تا نشکنمت نمی‌گذارم بروی.”
نرگس محمدی، در دو پرونده جداگانه که هر دو بر اساس گزارش های وزارت اطلاعات ایران تشکیل شدند، در مجموع به ۲۲ سال زندان محکوم شده است.
یعنی در پرونده اول شش سال و در پرونده جدید به ۱۶ سال زندان محکوم شد. حکمی که سازمان ملل متحد آن را حیرت آور خوانده است.
اتهامهای خانم محمدی، شامل مواردی از جمله اقدام امنیت ملی، تبلیغ علیه نظام، تشویش اذهان عمومی و راه اندازی و فعالیت در گروه های غیرقانونی است. که منظور از این گروه ها، کارزار لگام یا کارزار لغو گام به گام اعدام و نیز کانون مدافعان حقوق بشر است.
خانم محمدی، به خاطر دیدار با کارتین اشتون، مسئول سابق امور خارجی اتحادیه اروپا، در سال ۹۳ در تهران، به اقدام علیه امنیت ملی متهم شد؛ نقد و بررسی منشور حقوق شهروندی حسن روحانی هم از دیگر اتهام های اوست.
تقی رحمانی که وزارت اطلاعات را مسول احکام سنگین همسرش می داند، می‌گوید: “چیزی که من از آقای روحانی می خواهم این است که وزارت اطلاعات پرونده نرگس را پس بگیرد. نرگس آزاد می شود. شاکی نرگس وزارت اطلاعات است. شاکی ملی مذهبی ها، وزارت اطلاعات است. وزارت اطلاعات آقای روحانی پرونده رو پس بگیره مساله اصلا تمام می‌شه.”
تاوان فعالیت‌های سیاسی و حقوق بشری برای نرگس محمدی و خانواده‌اش سنگین بوده است.
تقی رحمانی می‌گوید زندگی خانوادگی برای آنها مثل صفحه حوادث بوده است: “شما هر روز بلند می‌شی منتظری یک اتفاق تازه بیافتد. درست مثل این که سوار بر شنی. بچه‌های ما از سه چهار سالگی به این دستگیریها رسیدند. نرگس دستگیر شده. من دستگیر شدم. اینا تو رفتارهای کیانا هست. کیانا می‌گه ما همیشه سه نفریم. چرا چهار نفر نیستیم؟ این قسمتی از خواب‌های کیاناست. اینکه یک دیوی آمده و می‌خواهد من را بکشد. این استرس و نگرانی همیشه با اینها هست. حتی اینجا. درست است که اینجا در کنار من احساس امنیت بیشتری می کنند. ولی همیشه نگرانند که ممکن است یکی را از دست بدهند. مثلا وقتی می روم بیرون، چند بار تماس می گیرند و می پرسند کجایی.”
حس ناامنی و نگرانی شاید از مهمترین مشکلات فرزندان زندانیان سیاسی در ایران باشد.
در حالی که نرگس محمدی خانم محمدی، که از بیماری فلج عضلانی و آمبولی ریه رنج می‌برد، فعلا فرسنگ ها دورتر از آنها در زندان است.
اما فرزندان نرگس محمدی برای آزادی مادرشان روزشماری می کنند. روزی که دوباره چهار نفر شوند.
تا آن روز دوقلوهای خردسال، به شنبه ها دل خوش کرده اند و شنیدن صدای مادر از پشت خط تلفن.
Reza Amiri

Copyright © 2015 radiopars.org Designed by Arman Charostaei.