بایگانی/آرشیو برچسب ها : خبری

نوجوانی از سیستان و بلوچستان قهرمان آسیا شد اما پول بلیط بازگشت به شهرش را ندارد

 

علی اشکانی سرمربی تیم ملی کشتی فرنگی نوجوانان ایران اعلام کرد که امید آرامی کشتی‌گیر استان سیستان ‌و بلوچستان از روستایی در نزدیکی زابل، موفق شد به مدال طلای آسیا برسد اما حتی پول بلیت هواپیما برای بازگشت به شهرش را ندارد.

اشکانی در گفتگو با خبرگزاری ایسنا افزود که آرامی با سن کمش همیشه مجبور است یک شبانه روز با اتوبوس در مسیر باشد.

مربی کشتی فرنگی نوجوانان ایران افزود: وقتی پای صحبت‌های امثال او در تیم ملی بنشینی واقعا گریه‌ات می‌گیرد که این کشتی‌گیران چه مشکلاتی دارند.

اشکانی که تیمش با شش مدال طلا، یک نقره و یک برنز قهرمان آسیا شده است، گفت: قزاقستان، قرقیزستان و هندوستان در هر وزن دو کشتی‌گیر داشتند اما ایران به خاطر مشکلات مالی فقط یک نفر داشت.

مربی ایرانی بیان داشت: مشکلات مالی تا حدی است که حتی به کشتی‌گیرانی که طلا گرفته‌اند نتوانستیم ریالی پاداش دهیم. هر کشوری آرزوی چنین ورزشکارانی را دارد اما مسئولان ما یک تشکر خشک و خالی هم از آن‌ها نمی‌کنند.

جناب اقای مهندس كورش زعيم عضو هيئت اجرايى همبستگى براى دموكراسى و حقوق بشر صبح امروز در تهران بازداشت شد. آقاى زعيم نايب رييس شوراى مركزى جبهه ملى ايران نيز ميباشد.

رادیو پارس –       جناب اقای مهندس كورش زعيم عضو هيئت اجرايى همبستگى براى دموكراسى و حقوق بشر صبح امروز در تهران بازداشت شد.
آقاى زعيم نايب رييس شوراى مركزى جبهه ملى ايران نيز ميباشد.

کورش زعیم در سال ۱۳۱۸ خورشیدی در کاشان به دنیا آمد. مادربزرگ وی، نواده ملا احمد نراقی و محسن فیض کاشانی بود. او عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران بود.

آثار متعددی از کورش زعیم در زمینه‌های علمی مثل “خود آموز ساختمان”، “کتابدستی ریاضیات”، “راهبرد زنده مانی”، “زیست انرژی” و تاریخی از جمله “بزرگان کاشان”، “امپراتوری شوروی به کجا می‌رود؟” و “تاریخچه جبهه ملی از پیدایش تا کودتای ۲۸ مرداد” انتشار یافته‌است. چندین اثر ادبی نیز از جمله “آزادی و مسوولیت روشنفکران “نوشته کارل پوپر توسط او ترجمه شده‌است.

کورش زعیمی با تأسیس کانون اندیشه و سخن و با پژوهش در زمینه‌های اقتصادی، کشاورزی و صنعتی به عنوان یک پژوهشگر نیز فعالیت کرده‌است. او بارها توسط مأموران جمهوری اسلامی بازداشت و بازجویی و زندانی شده‌است

نرگس محمدی به اعتصاب غذای خود پایان داد

نرگس محمدی

نرگس محمدی، زندانی سیاسی پس از گفتگو با فرزندان خود به اعتصاب غذا پایان داد.

به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، ساعاتی پیش نرگس محمدی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین که به دلیل جلوگیری مسئولین زندان از گفتگو با فرزندان خود دست به اعتصاب غذا زده بود، به اعتصاب غذای خود پایان داد.

این زندانی سیاسی پیش‌تر در نامه‌ای گفته بود:”۲۶ تیرماه فرزندانم از ایران رفتند و من از ٧ تیرماه در اعتصاب غذا هستم تا پس از یک سال اجازه بدهند با فرزندان خردسالم، که امکان ملاقات و دیدار با آن‌ها را ندارم، تماس تلفنی داشته باشم. وقتی اعتصاب غذایی‌ام را شروع می‌کردم، تصورم این بود که تا چند روز بعد با خواسته‌ام موافقت خواهد شد. اگر خواسته‌ام یک مطالبه سیاسی یا امنیتی بود قطعاً چنین فکری نمی‌کردم. اما درخواست من یک درخواست انسانی بود که خودم و همبندی‌هایم به پاسخ زودهنگام مسئولان امیدوار بودیم. “

دادگاه انقلاب اسلامی تهران نرگس محمدی را به ۱۶ سال حبس تعزیری محکوم کرده است. بر اساس رأی دادگاه او در مورد اتهام «تشکیل و اداره گروهک غیرقانونی لگام» (لغو گام‌به‌گام حکم اعدام) به تحمل ۱۰ سال حبس، در مورد اتهام «اجتماع و تبانی به‌قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور» به تحمل پنج سال حبس و در مورد اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» به تحمل یک سال حبس محکوم‌شده است.

اما بر اساس ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی احکام صادرشده علیه نرگس محمدی، یکجا گرد آمد و او به ۱۰ سال حبس محکوم شد. ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی می‌گوید هرگاه عناوین ارتکابی بیش‌تر از سه جرم نباشد، حداکثر مجازات تعیین‌شده برای یک جرم اعمال می‌شود.

ماموران انتظامی گلستان جاوید ( قبرستان بهائیان ) قروه را تخریب کردند

ماموران امنیتی گلستان جاوید ( قبرستان بهائیان ) قروه را تخریب کردند

خبرگزاری بام– ماموران نیروی انتظامی استان کردستان، ساختمان های گلستان جاوید ( قبرستان بهائیان ) را تخریب و بیش از ۳۰۰ درخت گلستان جاوید را بریدند.

به گزارش بام، ارگان خبری بنیاد اکبر محمدی به نقل از بهایی نیوز، ماموران انتظامی استان با احضار یکی از شهروندان بهایی به نام خلیل اقدامیان به دادگستری کل استان کردستان اعلام کردند که وی می بایست تا پنج روز دیگر به دادگاه مراجعه کند.

این شهروند بهایی پس از مراجعه به اداره جهاد کشاورزی استان متوجه می شود که “تمام ساختمان و محوطه قبرستان بهائیان تخریب و بیش از ۳۰۰ اصله درخت ۲۰ ساله نیز بریده و ریشه های آن از خاک نیز کنده شده است.”

یکی از شهروندان بهایی اعلام کرد”گلستان جاویدی که با هزینه ریال به ریال بهاییان قروه و به مبلغی حدود شصت،هفتاد میلیون تومان احداث شده بود امروز ساعت ۵ صبح توسط ماموران دولت اسلامی نابود شد.”

پیشتر نیز بسیاری از محل دفن شهروندان بهایی که به گلستان جاوید معروف هستند توسط مسئولین جمهوری اسلامی تخریب شده است.

خشونت پلیس این بار جوان دهدشتی را به کما فرستاد؛ قطع امید پزشکان

خبرگزاری هرانا – سجاد توفیقیان سه‌شنبه شب ۱۵ تیرماه در دهدشت از توابع یاسوج درپی مورد ضرب‌وشتم قرار گرفتن با «باتوم برقی» توسط دو مامور نیروی انتظامی در بیمارستان «امام سجاد» یاسوج بستری شد و مدتی بعد به کما رفته است. به گفته خانواده وی، پزشکان از وی قطع امید کرده‌اند.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سجاد توفیقیان جوان دهدشتی که توسط ماموران نیروی انتظامی مضروب شده بود در بیمارستان امام سجاد یاسوج به کما رفت و پزشکان از وی قطع امید کرده‌اند.
یک منبع نزدیک به خانواده توفیقیان با اعلام این‌ خبر در گفتگو با گزارشگر هرانا گفت: “یک شب قبل از عید فطر سجاد توفیقیان به همراه دو خواهر زاده اش جهت زیارت با موتور به امامزاده حمزه در منطقه گردشگری سر فاریاب راهی شدند که در بین راه دو نفر از مامورین نیروی انتظامی از پاسگاه سرفاریاب در سی کیلومتری دهدشت به نام های آقایان مسکینی و جعفریان با ایشان برخورد کرده و ضمن ضرب و شتم شدید با باتوم برقی و ضربه های مهلک به سر و بدن وی ایشان را بشدت مضروب ساختند و بعد از ضبط موتور و کلیه وسایل شخصی از محل دور شدند.”
این منبع مطلع در ادامه خاطرنشان کرد: “بلافاصله بدلیل شدت جراحات، خواهرزاده ها ضمن اقدام جهت اعزام سجاد به مراکز درمانی، به پاسگاه چرام مراجعه و شکایتی مطرح نمودند که به دلیل تعطیلات به روز شنبه موکول شد.”
منبع نزدیک به خانواده توفیقیان هم‌چنین در مورد وضعیت جسمی این شهروند در اثر ضرب‌وشتم ماموران نیروی انتظامی گفت: “ضربات بی رحمانه مامورین فوق به حدی بود که  وی در بیمارستان درمانی امام سجاد یاسوج در کمال بی گناهی متاسفانه به کما رفته و پزشکان معالج تا این لحظه از ایشان قطع امید کرده اند.”
وی درپایان تاکید کرد: “خانواده توفیقیان درحال حاضر به شدت تحت فشار هستند که با رسانه‌ها صحبت نکنند و مساله در خود پاسگاه پلیس حل می‌شود. امروز نیز مسئولان محلی و استانی از جمله آقای عدل هاشمی نماینده کهگیلویه در مجلس و همچنین رییس دانشگاه علوم پزشکی به ملاقات رفته اند و قول پیگیری داده اند.”

خودداری مسئولین قضایی از اعطای مرخصی به بهنام ابراهیم زاده

بهنام ابراهیم زاده۶

بهنام ابراهیم زاده، فعال کارگری محبوس در بند دو زندان رجایی شهر، علیرغم ارائه مدارک همچنان در انتظار اعطای مرخصی به سر می برد.

به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، مسئولین زندان رجایی شهر از اعطای مرخصی به بهنام ابراهیم زاده، فعال کارگری، خودداری می کنند. این درحالی است که فرزند این زندانی محبوس در رجایی شهر به بیماری سرطان مبتلا بوده و هم اکنون در یکی از مراکز درمانی بستری می باشد.

گفتنی است که تمامی مدارک لازم جهت صدور مرخصی برای بهنام ابراهیم زاده به دادستانی ارائه گشته اما این فعال کارگری همچنان در زندان محبوس و از حق ملاقات با فرزند خود محروم می باشد.

بهنام ابراهیم‌زاده، فعال کارگری که از سال ۱۳۸۹ در بازداشت به سر می برد، در مردادماه ۱۳۹۴ علیرغم پایان دوران محکومیت ۵ ساله خود، در پی پرونده سازی جدید از سوی مسئولین به ۷ سال و ۱۰ ماه و ۱۵ روز حبس تعزیری و چهارصدوپنجاه هزار تومان جریمه محکوم شد.

اتهام او «اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت داخلی و خارجی» و «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و همچنین «فک قرار بازداشت» و «استفاده از تجهیزات ماهواره و پاسور» عنوان شده و به دلیل فعالیت های او در زندان صادر شده است.

بهنام ابراهیم زاده، فعال کارگری که سابقه چندین دستگیری را دارد، در آخرین بار، در بیست و دوم خردادماه ۱۳۸۹ بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. وی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی، بدون حضور وکیل، به بیست سال حبس تعزیری محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدیدنظر به ۵ سال کاهش یافت.

بهنام ابراهیم‌زاده برخلاف اصل تفکیک جرائم دربند زندانیان عادی زندان رجایی شهر نگهداری می‌شود. لازم به توضیح است که در بند عمومی زندانیان جرائم مواد مخدر و جرائم خطرناک نگهداری می‌شوند و بعضاً زندانیان سیاسی پس از انتقال به این بند امنیت جانی ندارند و مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرند.

گفتنی است که این زندانی سیاسی تاکنون چندین بار در اعتراض به عدم رعایت اصل تفکیک جرائم در زندان دست به اعتصاب غذا زده است.

جلوگیری از اعزام ناهید گرجی به مرخصی استعلاجی

مسئولین قضایی مشهد از اعزام ناهید گرجی به مرخصی درمانی جلوگیری می‌کنند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران،  ناهید (ام‌البنین) گرجی، زندانی سیاسی که از بیماری‌های دیابتی و قلبی رنج می‌برد و نیازمند رسیدگی توسط پزشک متخصص را دارد؛ این در حالی است که مسئولین زندان وکیل‌آباد مشهد و قاضی پرونده از اعزام این زندانی سیاسی جلوگیری می‌کنند.
پیش‌تر خانواده این زندانی سیاسی اعلام کرده بودند که مسئولین از تحویل دارو به این زندانی سیاسی جلوگیری می‌کنند.
لازم به ذکر است، زندان وکیل‌آباد مشهد فاقد بند سیاسی بوده و این زندانی زن به همراه زندانیان عادی و بعضاً خطرناک نگهداری می‌شود.
این زندانی پنجاه‌ساله که به دلیل فعالیت در شبکه‌های اجتماعی توسط شعبه سوم دادگاه انقلاب مشهد به ۵ سال حبس محکوم‌شده و از نوزده اردیبهشت ۹۵ در بندزنان زندان وکیل‌آباد مشهد محبوس است.
در تاریخ ۲۰ مهرماه سال ۱۳۹۳، ناهید گرجی با مراجعه مأمورین امنیتی به خانه‌اش در مشهد بازداشت شد، مأمورین پس از بازرسی منزل و ضبط وسایلی مانند کامپیوتر و تلفن همراه او را به انفرادی‌های وزارت اطلاعات منتقل کردند. او حدود ۶ ماه در سلو‌ل انفرادی وزارت اطلاعات و زندان وکیل‌آباد مشهد نگهداری و در ۲۳ فروردین ۱۳۹۳ با سپردن وثیقه آزاد شد. پس از آزادی به دلیل مشکلات روحی و روانی ناشی از بازداشت و انفرادی طولانی در بیمارستانی در مشهد بستری شد. شعبه سوم دادگاه انقلاب مشهد ناهید گرجی را به اتهام تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی به‌قصد اقدام علیه امنیت ملی به ۵ سال حبس تعزیری محکوم کرد، این حکم در دادگاه تجدیدنظر به ۳ سال حبس تعزیری کاهش یافت و ناهید گرجی در نوزدهم فروردین‌ماه ۱۳۹۵ برای اجرای حکم راهی زندان وکیل‌آباد مشهد شد.

نادر داستان پور که در اثر ضرب و شتم پلیس کشته شده است مرگ جوان تهرانی در بازداشتگاه پلیس بر اثر عواقب ضرب‌وشتم

نادر داستان پور که در اثر ضرب و شتم پلیس کشته شده است مرگ جوان تهرانی در بازداشتگاه پلیس بر اثر عواقب ضرب‌وشتم
نادر داستان‌پور شهروند تهرانی بر اثر عوارض ناشی از ضرب‌وشتم حین بازداشت از جمله آسیب مغزی و عدم انتقال به بیمارستان در بازداشتگاه کلانتری ۱۲۷ نارمک جان خود را از دست داد. این شهروند تهرانی روز پنج شنبه سوم تیرماه بازداشت و روز بعد اعلام شد در بازداشتگاه فوت کرده

Hesam Shahsavaris Foto.

درخواست گلرخ ایرایی برای بازبینی حکم ۶ سال زندان خود و حکم ۱۹ سال زندان همسرش آرش صادقی

خانواده آرش صادقی خواهان بازبینی پرونده این زندانی سیاسی و محاکمه او با حضور وکیل هستند.
گلرخ ایرایی، همسر آرش صادقی، فعال سیاسی، به کمپین بین المللی حقوق بشردرایران گفت که دادگاه تجدید نظر حکم شش سال زندانش برای اتهاماتی چون توهین به مقدسات و تبلیغ علیه نظام را تایید کرده است ولی او هنوز احضاریه‌ای برای اجرای حکم دریافت نکرده، اما هر زمان ممکن است او را برای اجرای حکم به زندان منتقل کنند.
آرش صادقی، دانشجوی محروم از تحصیل دانشگاه علامه طباطبایی است که به ۱۰ سال زندان محکوم شده است و هم اکنون در بند ۸ زندان اوین به سر می برد.
گلرخ ایرایی به کمپین گفت:‌«من اصلا دادگاه بدوی نداشتم. جلسه اول فقط آرش را پذیرفتند. من ، بهنام و نوید را نپذیرفتند جلسه دوم دادگاه هم من بیمارستان بودم و جراحی سنگینی کرده بودم، تمام مدارک پزشکی را هم به دادگاه ارائه داده بودند و آقای صلواتی نپذیرفت و دادگاه را به صورت غیابی تشکیل داد. یعنی من به صورت غیابی محاکمه و به ۶ سال زندان محکوم شده ام.»
خانم ایرایی در خصوص اتهامات خود که مبنای صدور شش سال حکم زنداه بوده است گفت:‌ «وقتی برای تفتیش به خانه ما رفتند یکسری سررسید حاوی دست نوشته های من بود که از خانه ما بردند. یکسری داستان و شعر بود که هیچ کجا انتشار نداده بودم نه در فضای مجازی و نه در هیچ محفلی خوانده نشده بود. برمبنای این دست نوشته ها و همچنین یکسری از پست های فیسبوکی ام که در حمایت از شاهین نجفی بوده به من اتهام توهین به مقدسات زدند و ۵ سال حکم دادند. یک سال هم بابت تبلیغ علیه نظام که به ارتباط با خانواده های کشته شدگان و خانواده های زندانیان استناد کردند. حتی تماس های تلفنی هم برای شان خیلی مهم بود. یکسری عکس و ویدئو از خودم داشتم از تجمعات ۸۸ که هیچ کجا منتشر نشده بود و من حتی در فیسبوک خودم هم نگذاشته بودم اما استناد کردند به مجموع اینها و به من اتهام تبلیغ علیه نظام و حکم یک سال دادند. در دادگاه تجدیدنظر، آقای رئیسیان، وکیل ما از سایت رسمی آقای خامنه ای استفتای ایشان را پرینت گرفته بودند و ارائه دادند که آقای خامنه ای گفته بوده اگر اهانتی به مقدسات در فضای شخصی و در خفا اتفاق بیفتد و عمومی نباشد به حالت مجرمیت نمی تواند دربیاید و از لحاظ قانونی اهانت تلقی نمی شود. اما با وجود اینکه وکیل من برگه را روی پرونده من گذاشتند اما بازهم اشد مجازات را برای اهانت به مقدسات به من دادند و حکم عینا در دادگاه تجدیدنظر تایید شد.»
آرش صادقی، ۱۸ خرداد ماه سال جاری و در حالی که برای پی گیری وضعیت پرونده خود و همسرش به دادسرای اوین مراجعه کرده بود بازداشت و برای اجرای حکم به زندان اوین منتقل شد. او به اتهام اجتماع و تبانی (۷ و نیم سال)، اهانت به بنیانگذار جمهوری اسلامی (۳ سال)، نشر اکاذیب در فضای مجازی (۳ سال) و تبلیغ علیه نظام (یک و نیم سال) و در مجموع به ۱۵ سال زندان محکوم شده است.

گلرخ ایرایی به کمپین گفت که نگهداری همسرش در زندان براساس «تفکیک جرایم» در مورد او رعایت نشده و همسرش با زندانیان عادی در زندان اوین به سر می برد: «یک تعدادی هم از زندانیان سیاسی در بند ۸ هستند که تعدادشان خیلی کم است که به صورت متمرکز دور هم نیستند یعنی در یک اتاق نیستند بلکه بین زندان های عادی و در سالن های مختلف پخش شده اند. خیلی از این بچه ها کف خواب هستند یا توی حسینیه می خوابند و جای مشخصی ندارند.»

او همچنین در خصوص اتهامات همسرش که برای او ۱۹ سال زندان به همراه آورده است گفت:‌ «براساس قانون، کسانی که بیش از یک بار بازداشت شده و تعدد بازداشت داشته باشند و همچنین کسانی که اتهامات شان بیش از ۳ اتهام باشد، یک و نیم برابر حکم برای هر اتهام برای آنها صادر می شود. آرش بیش از یکبار بازداشت شده بوده و اتهامات اش هم بیش از ۳ اتهام بود برای همین همه اتهامات یک و نیم برابر حساب شد. مثلا حکم اتهام اجتماع و تبانی، ۵ سال است اما یک و نیم برابرش شد ۷ و نیم سال که به آرش دادند. بقیه اتهامات هم به همین منوال، مجموعا ۱۵ سال شد اما ۴ سال هم حکم زندان تعلیقی از قبل داشت که اقای صلواتی آن را هم ابلاغ کرده و ۱۹ سال حکم را به اجرا گذاشتند.»

آرش صادقی از سال ۸۸ چهار مرتبه بازداشت و با قرار وثیقه یا کفالت آزاد شده بود. او اولین بار در تیرماه ۸۸، بار دیگر در اسفند ۸۸، و برای سومین مرتبه در دی ماه سال ۹۰ بازداشت و هر مرتبه پس از چندی آزاد شد. او در شهریور ۹۳ بار دیگر به اتفاق گلرخ ایرایی، همسر و بهنام موسیوند و نوید کامران، دو فعال سیاسی دیگر بازداشت و هرچند با قرار وثیقه آزاد شدند اما محکومیت های سنگینی از شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب دریافت کردند.

در حال حاضر آرش صادقی و بهنام موسیوند در زندان اوین به سر می برند و برای نوید کامران احضاریه فرستاده شده است. این دو نفر به اتهام تبلیغ علیه نظام هرکدام به یکسال زندان محکوم شده اند. به گفته خانم ایرایی، بهنام موسیوند، حکم دو سال زندان تعلیقی از قبل داشته که این حکم نیز حالا به اجرا درآمده است.

همسر آرش صادقی در پاسخ به این سوال که شما و همسر و دوستان‌تان چرا بازداشت شدید و مستندات اتهاماتی که به شما منتسب کردند چه بود، گفت: «فعالیت هایی که ما داشتیم بیشتر در فضای مجازی بود. با خانواده های کشته شدگان و خانواده های زندانیان سیاسی در ارتباط بودیم و یکی از چیزهایی که خیلی توی بازجویی هم اشاره می کردند، ارتباط با زندانیان بود. بچه هایی که در بندهای عمومی بودند و امکان تلفن داشتند تماس می گرفتند و از اتفاقاتی که می افتاد با آرش حرف می زدند و آرش در فیس بوکش می نوشت. مثلا اعزام به بیمارستان داشتند انجام نمی شد یا نیاز به مرخصی استعلاجی داشتند و انجام نمی شد. وقتی خواسته های برحق شان انجام نمی شد تماس می گرفتند با آرش و او هم در صفحه فیسبوکش منعکس می کرد. این را نشر اکاذیب در فضای مجازی قلمداد کردند و خیلی فشار آوردند که دروغ نوشتید و قصد برهم زدن نظم داشتید و .. کلا فعالیت های ما، فعالیت های فیسبوکی بود و ارتباطاتی که داشتیم، می گفتند سیاه نمایی می کنید و منظورشان اشاره به بچه هایی بود که کشته شده بودند و از اینکه در مراسم آنها ما یا هر کس دیگر شرکت کند چه در حد یک عکس، چه در حد انعکاس دادن آن مراسم، بسیار برای شان سنگین است و نمی توانند تاب بیاورند. بابت مجموعه این فعالیت ها سراغ آرش آمده بودند که به بازداشت ما سه نفر هم منجر شد.»

گلرخ ایرایی افزود: «کل پرونده، پرونده سازی بود و به قدری مضحک نوشته شده بود که حتی از ارائه پرونده به وکیل هم خودداری کردند. هیچ ادله مشخصی نداشتند و هیچ چیز قابل استنادی در پرونده نبود. فقط در دادگاه تجدیدنظر که وکیل با آرش حضور داشت حدود ۴۰ صفحه از گردش کار کارشناسی تیم بازجویی را در اختیار اقای رئیسیان قرار دادند و تنها چیزی که آقای رئیسیان توانست از پرونده آرش بخواند همان گردش کار بازجویی بوده وگرنه پرونده را اصلا مطالعه هم نتوانست بکند. آرش در دادگاه بدوی که در دو جلسه در اردیبهشت و تیرماه ۹۴ تشکیل شد به تنهایی از خودش دفاع کرد و از پذیرفتن آقای رئیسیان در دادگاه خودداری کردند. از ابتدا بابت وکیل ما چندین بار تحت فشار قرار گرفتیم. ابتدا آقای پیمان عطار وکیل ما بودند که که ثارالله سپاه ایشان را تحت فشار قرار داد، بعد هم اقای رئیسیان که ایشان را هم تحت فشار قرار دادند گفتند وکیل خودمان داریم و ما نپذیرفتیم و نهایت آقای رئیسیان را نگذاشتند پرونده را بخواند و از آرش دفاع کند.»

همسر آرش صادقی که طی ۷ سال گذشته چهار بار بازداشت شده و در نهایت پس از پنجمین بازداشت برای اجرای حکم ۱۹ ساله، به اوین رفته است ادامه داد: «آرش بعد از بازداشت اول و دومی که داشت همچنان به رویه سابق اش ادامه داد هچنان اعتراض می کرد به خصوص اینکه تعداد زیادی از بچه هایی که بعد ۸۸ زندانی شده بودند از ایران خارج شده اند اما تعدادی که مانده اند الان بالای ۹۰ درصد به دانشگاه بازگشته اند، اما آرش از حق تحصیل محروم شده. علاوه بر آن اتفاقی که برای خانواده اش افتاد، مادرش فوت کرد و بابت این قضیه همیشه خانواده آرش از او شاکی بوده اند و حتی تا همین لحظه آرش را مسبب مرگ مادرش می دانند. رسما خانواده آرش متلاشی شد و همه کس خود را از دست داد. طبیعتا بابت همین می تواند همیشه معترض باشد که چرا یک عده شبانه ریختند خانه ما و با شکستن شیشه در، دست انداختند کلید را از داخل چرخاندند در را باز کردند و وارد خانه شدند. به آرش گفتند دزد بوده. خانواده آرش در شهرکی زندگی می کنند که همین الان هم ما اگر بخواهیم برویم باید دم در هماهنگ کنیم تلفنی هماهنگ کنند و اجازه بدهند تا وارد شهرک شویم. چطور ممکن است در چنین شهرکی ۴ مرد اینطور داخل خانه بریزند؟ کسانی هم که آن شب ریختند خانه آرش و مادر او فوت کرد چرا فقط وسایل شخصی آرش یعنی کیس کامپیوتر و دست نوشته ها و سی دی ها و کتاب های او را بردند؟ آرش همیشه این مسائل را مطرح کرده و پی گیر بوده است. آرش همیشه بابت وضعیت تحصیلی اش و بابت مرگ مادرش معترض و پی گیر بود. یک سال و نیم که بازداشت بود و مشخص نبود که کجاست، او را در انفرادی های طولانی مدت نگه داشته و تمام مدت می خواستند آرش را راضی کنند که تو از اینجا خارج می شوی می توانی به دانشگاهت برگردی، به زندگی عادی برگردی و هرشغلی که می خواهی داشته باشی اما پی گیر مساله مادرت نباش و هیچ اعتراضی بابت آن شب نداشته باش. آرش این را نپذیرفت. برای آرش فقط از دست دادن مادرش نبود. از دست دادن همه ارتباطات اش با کل گذشته و کل زندگی پیشین اش بود. متاسفانه آرش را خیلی سر این قضیه آزار دادند تا بازداشت آخری که داشتیم. ما بهمن ۹۲ ازدواج کردیم و شهریور ۹۳ بازداشت شدیم و حالا هم که آرش زندان است و من هم حکم‌ام تایید شده و منتظر هستم.»

خانم ایرایی همچنین گفت: «من و آرش با هم خیلی فکر کردیم که چه برنامه ای برای بعد از این می توانیم داشته باشیم اما هیچ کدام نتوانستیم راضی شویم که از ایران خارج شویم و همچنان به حکمی که به ما داده اند معترض هستیم. نه حق من این حکم است نه حق آرش. ما همچنان خواستار این هستیم که بازبینی مجددی در پرونده آرش بشود. دادگاه علنی که قطعا در تعریف اینها نمی گنجد. دست کم دادگاه اگر غیر علنی است وکیلی در کنار آرش باشد که بتواند پرونده را مطالعه کند. در پرونده یکسری چیزها را سرهم کرده اند، گروهکی را در توهم خود ساخته اند به نام گروهک آرش صادقی و یک افرادی که کاملا به هم بی ربط هستند. غیرسیاسی ترین افراد هم می توانند متوجه شوند که این افراد کاملا به هم بی ربط هستند و در یک مجموعه، ان هم زیر پرچم آرش صادقی نمی گنجند….ما اعتراض کردیم و گفتیم حتی به اندازه یک اس ام اس تلفنی برای ما پرینت بیاورید که با این افراد ارتباط داشته ایم یا در یک مجموعه بوده ایم. پرونده کاملا متوهمانه ای را تشکیل دادند و از ارائه به وکیل هم خودداری کردند. چیزی که ما الان می خواهیم این است که مجدد رسیدگی شود، وکیل حضور داشته باشد و به صورت عادلانه اگر کاری کردیم قطعا پای هزینه‌اش هم ایستاده ایم. اما این اوج بی عدالتی است که به این شکل پرونده سازی کنند و به این شکل هم حکم بدهند.»
منبع کمپین بین المللی حقوق بشر

با شکلیک مستقیم ماموران انتظامی دو کولبر کشته و سه تن دیگر به شدت زخمی شدند

kolbar
 برهان علم هولو و مصطفی مهرپور دو کولبر کرد در مرز چالدران درپی شلیک مستقیم نیروهای انتظامی کشته شدند. در این حادثه سه شهروند کولبر دیگر نیز به شدت زخمی شده اند.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، با شکلیک مستقیم مامورین انتظامی پنج کولبر کرد اهل روستاهای شوط، چالدران و ماکو کشته و زخمی شدند.
یک منبع نزدیک به این کولبران با اعلام این خبر به گزارشگر هرانا گفت: “این شهروندان برای امرار معاش در حال کولبری بودند که توسط مامورین نیروی انتظامی در مرز چالدران کشته و زخمی شدند.”
این منبع مطلع نام کشته شدگان را «برهان علم هولو و مصطفی مهرپور» عنوان کرد و افزود: “با شلیک مستقیم مامورین نیروی انتظامی این دو تن کشتە و سە شهروند دیگر به شدت زخمی شدند. همگی از اهالی روستاهای شوط، چالدران و ماکو بودند.”
کولبران (حمل کنندگان) به کارگران مرزی گفته می‌شود که برای کسب درآمد زندگی خود مجبور به حمل اجناسی می‌شوند. کولبران بیشتر در استان‌های آذربایجان غربی، کردستان و کرمانشاه مشغول به کولبری هستند. آن‌ها از روی ناچاری و در قبال دست‌مزد ناچیز اقدام به حمل و ورود کالای خارجی از نقاط غیر رسمی گمرکی می‌کنند.
به این ترتیب که کالای مورد نظر طبق تعریف دولت ایران قاچاق محسوب می‌شود بر روی پشت این شهروندان و یا از طریق حمل با حیوان بارکش از مناطق صعب العبور مرزی به داخل شهرها و روستاهای مرزی انتقال داده می‌شود.

Copyright © 2015 radiopars.org Designed by Arman Charostaei.