بایگانی/آرشیو برچسب ها : حقوق‌بشر

صدور حکم اعدام برای یک متهم در زندان سنندج پس از هفت سال بلاتکلیفی

یک زندانی در زندان مرکزی سنندج، پس از هفت سال بلاتکلیفی، با اتهام «قتل و سرقت مسلحانه» به اعدام و حبس محکوم گشته است.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، شعبه اول دادگاه کیفری سنندج شورش مرادی را به اتهام «قتل و سرقت مسلحانه» و با استناد به «علم قاضی» به اعدام و ۱۵ سال حبس محکوم کرده است.
گفتنی است، علم قاضی در قوانین ایران الزاماً بر پایه اسناد و مدارک مدون نیست.
پرونده این زندانی در سال ۸۷ مفتوح گشته و وی طی هفت سال گذشته به‌صورت بلاتکلیف در زندان سنندج نگهداری شده است.

درخواست پول از زندانیان در ازای انتقال داخلی آنان در زندان زاهدان

مسئولین زندان زاهدان برای انتقال زندانیان از بندی به بند دیگر هزینه یک‌میلیون تومانی دریافت می‌کنند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، در زندان زاهدان، زندانیانی که درخواست انتقال از بندی به بند دیگر زندان را داشته باشند، می‌بایست مبلغ یک‌میلیون تومان به محسن خواجه، مدیر داخلی زندان مرکزی زاهدان، پرداخت کنند.
برخی از زندانیان به خاطر وجود یکی از بستگانشان در بندهای دیگر زندان مرکزی زاهدان تقاضای انتقال می‌کنند.
کمپین فعالین بلوچ همچنین گزارش کرده است؛ محسن خواجه سهمیه و جیره نان زندانیان را کم کرده است و خودش نان وارد کرده و به قیمت ۳۰۰۰ تومان به زندانیان می‌فروشد.
زندانیانی که واریزی و توانایی خرید نان ندارند بعضاً “گرسنه می‌خوابند”.
پیش‌ازاین خانواده یکی از زندانیان در تماس گفته بود: “ما مجبور هستیم همیشه برای عزیزان خود که در زندان هستند پول ارسال کنیم تا برای خودشان از بوفه زندان غذا تهیه کند”
این خانواده که نخواست نامشان فاش شود افزود:” بسیاری از زندانیان که خانواده آنها توانایی مالی ندارند و نمی‌توانند برای عزیزان خود پول ارسال کنند مجبورند در گرسنگی بمانند چون در زندان به‌اندازه کافی به آنها غذا نمی‌دهند”

بازداشت دو شهروند بوکانی از سوی نیروهای امنیتی

نیروهای امنیتی دو جوان بوکانی را طی روز های گذشته دستگیر و به مکان نامعلومی منتقل کرده اند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، سعید رشید زادە، ٢۶ سالە و آمانج قربانی، ٢٩ سالە، روز دوشنبە ٧ فروردین ماه در منازل شخصی خود از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شده اند.
بنابر گزارش هەنگاو، منازل آنها نیز از سوی نیروهای امنیتی و اطلاعاتی تفتیش شدە است.
علی‌رغم پیگیری‌های مداوم خانوادە این دو شهروند، تاکنون دلیل بازداشت و محل نگهداری آنها مشخص نگشته است.

کوروش زعیم: امنیت زندانیان در بند عمومی زندان اوین تأمین نمی‌شود

کوروش زعیم، زندانی سیاسی محبوس در بند هشت زندان اوین که هم‌اکنون در مرخصی درمانی به سر می‌برد، در گفت‌وگویی تأکید کرد که تدابیر امنیتی برای حفظ جان زندانیان در بندهای عمومی زندان اوین اعمال نمی‌شود.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، کوروش زعیم که دوره حبس را در بند عمومی زندان اوین (بند هشت) طی می‌کند، اظهار می‌دارد که در این بند زندانیان مالی و بزهکاری و سیاسی و امنیتی همه باهم هستند و مسئله امنیتی آنجا اعمال نمی‌شود.
وی به رادیو فردا گفت که این یک مرخصی درمانی است چون یک عمل جراحی در بیمارستان داشته و برای گذراندن دوران نقاهت در خانه پنج روز مرخصی گرفته که روز چهارشنبه ۹ فروردین این مرخصی تا پس از سیزده بدر تمدید شده است.
این فعال سیاسی با اشاره به یک محکومیت سه ساله تعلیقی در سال ۹۰ و حکم یک سال حبس تعزیری در سال ۹۴ و بعد تبدیل حکم سه سال تعلیقی به تعزیری می‌گوید که مجموعاً به چهار سال حبس محکوم شده که اکنون حدود هشت ماه و نیم در زندان بوده است.
این عضو برجسته جبهه ملی ایران در پاسخ به این پرسش که آیا با کوشندگان حقوق بشر و زندانیان سیاسی سرشناس همبند بوده است، به «آرش صادقی» و شرایط وخیم سلامت وی پس از هفتاد روز اعتصاب غذا اشاره می‌کند و بیانیه‌ای که به نشانه پشتیبانی از او در زندان صادر کرد با این عنوان که «بابی سندز ایران نامش آرش است».
کوروش زعیم درباره امکان آزادی پیش از پایان دوره محکومیتش می‌گوید در صورت ادغام دو مورد محکومیتش که هر دو را در پیوند با فعالیت خود در جبهه ملی ایران می‌داند با سپری شدن یک سوم دوره محکومیت امکان آزادی مشروط وجود دارد.
این کنشگر سیاسی تاکنون بارها بازداشت و زندانی شده است.
کوروش زعیم آثاری را تألیف و ترجمه کرده است که انتشاریافته‌اند.

ناامنی در زندان رجایی شهر؛ نقص عضو شدن یک زندانی در پی درگیری

طی روزهای اخیر و در پی درگیری‌ها و ناآرامی‌هایی در بند یک زندان رجایی شهر، یک زندانی به نام “داریوش تقیان” به دلیل ضرب‌وجرح دچار نقص عضو شده است؛ همچنین در درگیری‌های دیگری در بندهای چهار و شش، تعدادی از زندانیان به‌شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و به دستور مسئولین به انفرادی منتقل شدند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، در پی تشویق و تحریک زندانیان عادی از سوی مسئولان رندان رجایی شهر، درگیری‌هایی در بند یک این زندان در بین زندانیان رخ داده که در جریان آن یک زندانی به نام “داریوش تقیان” به‌شدت مورد ضرب‌وجرح قرار گرفته و از ناحیه بیضه دچار نقص عضو شده است.
ضرب و شتم این زندانی، از سوی دو زندانی دیگر در بند یک زندان رجایی شهر، به نام‌های “فرهاد خضری” و “داریوش سلطانی” و به تحریک و تشویق مسئولین صورت گرفته است.
از سویی دیگر، در یک درگیری دیگر در بند شش زندان رجایی شهر، تعدادی زندانی به نام‌های عباس سرمدی، مرتضی کریمی، ناصر هشترودی، پیمان احمدی و محمد آزاد، ضرب و شتم شده و از اندرزگاه شش به سلول‌های انفرادی بند ده انتقال یافتند.
این زندانیان به خاطر تنش و درگیری با “محمد جعفری” که ارتباط نزدیکی مسئولان زندان ازجمله “داریوش امیریان” دارد، همچنان در انفرادی زندان نگهداری می‌شوند.
در بند چهار نیز طی روزهای گذشته میان زندانیان درگیری رخ داده که آسیب جدی از آن گزارش نشده است.
درگیری و خشونت در زندان رجایی شهر کرج اتفاقی سابقه‌دار است و باندهای مافیایی فعال در این زندان که احتمالاً از سوی برخی مسئولان زندان حمایت می‌شوند هم این زندان را به یکی از خطرناک‌ترین زندان‌های ایران تبدیل کرده است.
شرایط زندان رجایی شهر در حالی چنین گزارش می‌شود که علی‌اصغر جهانگیر، رییس سازمان زندان‌ها، دوازدهم اسفند ماه سال ۹۴ و در حاشیه سی و یکمین اجلاس شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو گفت که «امروز زندان‌های ایران ازنظر رعایت حقوق زندانیان در سطح بسیار بالایی قرار دارد و نه تنها در منطقه خاورمیانه بی‌نظیر است، بلکه در سطح دنیا نیز کم‌نظیر است.»

آزیتا رفیع‌ زاده، زندانی بهایی ، با پایان مرخصی به زندان اوین بازگشت

روز چهارشنبه نهم فروردین ماه، آزیتا رفیع‌زاده، زندانی بهایی، با پایان مرخصی نوروزی به زندان اوین مراجعه کرد.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، آزیتارفیع‌زاده که پیش‌تر در سی‌ام اسفندماه ۹۵ به مرخصی نوروزی آمده بود، روز چهارشنبه نهم فروردین ۹۶ با پایان دوره مرخصی به زندان اوین بازگشت.
گفتنی است که همسر این زندانی بهایی، پیمان‌کوشک‌باغی، در زندان رجایی شهر تحمل حبس می کند و در ایام نوروز از حق مرخصی محروم بوده است.
در اواخر خردادماه سال ۱۳۹۰ به دنبال یک برنامه هماهنگ، دستگاه امنیتی برای تعطیلی موسسه علمی بهاییان، به منازل مدیران و تعدادی از اساتید این موسسه مراجعه کرد که از‌جمله منزل خانم رفیع‌زاده و همسرش، پیمان‌کوشک‌باغی نیز مورد تهاجم و تفتیش قرار گرفت و کلیه کتاب‌های اعتقادی و مکتوبات دیگر، وسایل الکترونیکی از جمله لپ‌تاپ و کامپیوتر شخصی‌اش ضبط شد. این دو تن در روز بعد نیز به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی از طریق عضویت در موسسه آموزشی ـ علمی بهاییان» برای بازجویی به دادسرای اوین فراخوانده شدند.
دادگاه آزیتا رفیع‌زاده و همسرش، در اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۹۴ تشکیل گردید و از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه، به اتهام “عضویت در تشکیلات غیرقانونی بهائیت با هدف اقدام علیه امنیت کشور از طریق فعالیت غیرقانونی” در موسسه آموزشی (BIHE) به ترتیب به تحمل ۴ و ۵ سال حبس تعزیزی محکوم شدند که این حکم در مهرماه سال ۱۳۹۴ در دادگاه تجدیدنظر نیز تأیید شد.
خانم رفیع‌زاده در آبان‌ماه سال ۹۴ پس از دریافت ابلاغیه اجرای حکم، خود را به دادسرای اوین معرفی کرد.
آزیتا رفیع‌زاده متولد اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۵۹، کارشناس ارشد رشته کامپیوتر و مدرس موسسه آموزشی عالی بهاییان، هم‌اکنون در بند زنان زندان اوین مدت حبس خود را می‌گذراند.

وکیل سینا دهقان، جوان ۲۱ ساله محکوم به اعدام: پرونده موکلم در مرحله اعاده دادرسی قرار دارد

مهدی شکیبا، وکیل تعیینی سینا دهقان، جوان ۲۱ ساله محکوم به اعدام، از انجام فرایند اعاده دادرسی در پرونده این زندانی عقیدتی خبر داد.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، مهدی شکیبا، وکیل تعیینی سینا دهقان، به کمپین بین المللی گفته که اصول آیین دادرسی در پرونده موکلش رعایت شده و در حال حاضر فرآیند اعاده دادرسی در حال انجام است.
مادر سینا دهقان نیز در ویدئویی گفت که روند رسیدگی به پرونده و اعاده دادرسی در حال انجام است.
مادر سینا دهقان همچنین گفت که فرزندش از ابتدا وکیل داشته و در حال حاضر نیز آقای مهدی شکیبا وکالت او را به عهده دارد.
گفتنی است که حکم اعدام سینا دهقان، جوان ۲۱ ساله زندانی در اراک به اتهام سب النبی (توهین به پیامبر اسلام) در دیوان عالی کشور تایید شده است.
یک منبع پیش تر در این باره گفته بود که دیوان عالی کشور اوایل بهمن ماه ۱۳۹۵ حکم اعدام سینا دهقان را که در شعبه اول دادگاه کیفری اراک صادر شده بود، عینا تایید کرده است.
سینا دهقان به دلیل نوشتن مطالب انتقادی در شبکه اجتماعی لاین در ۲۹ مهرماه ۱۳۹۴ در آخرین روزهای خدمت سربازی‌اش در پادگانی در تهران، از سوی سپاه پاسداران بازداشت و به زندان اراک منتقل شد و همچنان زیر سایه اعدام در این زندان نگهداری می‌شوند.
منبع مطلع همچنی گفت که نیروهای امنیتی و قضایی نسبت به عواقب منفی اطلاع‌رسانی به خانواده سینا دهقانی هشدار داده‌اند و با هشدار و قول آزادی آن‌ها را به سکوت وادار کرده‌اند: «به خانواده قول داده‌اند که اگر سر و صدا نکنید امکان شکستن حکم و آزادی بیشتر است و رسانه‌ای شدن به ضرر سینا است و متاسفانه آنها هم باور کرده‌اند و نه تنها خودشان اطلاع‌رسانی نمی‌کنند، بلکه مانع اطلاع‌رسانه‌ای دوستان سینا هم می‌شوند.»
طبق ماده ۲۶۲ قانون مجازات اسلامی اگر شخصی به پیامبر اسلام توهین کند مجازاتش اعدام خواهد بود اما ماده بعدی، ماده۲۶۴ به صراحت می‌گوید اگر متهم در دادگاه صرفا ادعا کند که حرف‌های توهین آمیز را بر اساس عصبانیت، نقل قول یا سهو قلم و سهو زده است، حکم اعدام او به مجازات ۷۴ ضربه شلاق تبدیل می‌شود.
منبع مطلع ضمن شرح چگونگی بازداشت سینا دهقان گفت که او بارها ابراز پشیمانی و توبه کرده است: «سال ۱۳۹۴ وقتی سینا ۱۹ ساله و سرباز بوده، کمپینی در شبکه لاین برای سه روز به راه انداخته، در این کمپین ظاهرا مطالبی خلاف دین اسلام و قرآن منتشر می شده اما سینا پس از دستگیری گریه کرده، بارها گفته اشتباه کردم و توبه می کنم. هر کسی در این دنیا اشتباه می کند. او هم در سن ۱۹ سالگی اشتباهی مرتکب شده، تنبیه هم حدی دارد. یک اشتباه سزوار مرگ نیست. اکنون یک سال است که او در بندی با مجرمان خطرناک به سر می برد و با اعدام هم مواجه است.»
این منبع درباره نحوه دستگیری سینا دهقان گفت: «سینا سرباز و دژبان پادگان بود، چهار روز مانده بود دوران سربازش تمام شود که ماموران حفاظت امنیت اراک به پادگان رفته و او را همانجا دستگیر کردند. بعد او را به خانه اش بردند و خانه را تفتیش کردند. سینا همانجا مرتب گفته که اشتباه کرده و توبه می کند. ماموران به خانواده اش گفتند که فقط او را برای چند سوال و جواب می برند و چند روز بعد آزاد می شود اما الان نزدیک یکسال است که در زندان مانده است. سینا پدربزرگش شهید گمنام جنگ ایران و عراق است. آیا این ها به حساب نمی آید؟»
سینا دهقان در شعبه یک دادگاه کیفری اراک به اتهام سب النبی به اعدام و به اتهام توهین به رهبری به ۱۶ ماه حبس محکوم شد. این اتهامات به دلیل راه اندازی یک کمپین و نوشتن مطالبی در شبکه اجتماعی «لاین» است. در این کمپین آنلاین مطالبی در مخالفت با اسلام، قرآن و تصاویری از قران سوخته منتشر شده است. دو متهم دیگر این پرونده سحرالیاسی اهل تهران و محمد نوری اهل اراک هستند.
این منبع در پاسخ به این سوال که آیا سینا دهقان اتهامش را پذیرفته است گفت: «متاسفانه در بازجویی‌ها به او گفته اند که اگر زیر برگه ها را امضاء کنی و اتهامات را بپذیری و بعد توبه نامه بنویسی، بخشوده و آزاد می شوی. سینا هم از سر بچگی هر چه خواستند امضاء کرده و اتهام را به گردن گرفته است. اما بعد برایش حکم اعدام صادر کردند. خودش بعدتر گفته من همه اینها را امضاء کردم به امید اینکه آزاد شوم. ظاهرا از او اعتراف تلویزیونی هم گرفته اند.»

تلفات ترافیکی در نوروز ۹۶: هر ۷۱ دقیقه یک نفر در جاده‌ها می‌میرد

جانشین فرمانده ناجا با اشاره به تلفات ترافیکی در نوروز امسال گفت: علی رغم کاهش‌ تلفات، هر ۷۱ دقیقه یک نفر در جاده‌های کشور جان خود را بر اثر تصادفات از دست می‌دهد.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، اسکندر مؤمنی، روز چهارشنبه ۹ فروردین گفت: “امارهای بدست آمده نشان می‌دهد که متأسفانه هر ۷۱ دقیقه یک نفر درجاده‌های کشور براثر تصادفات ترافیکی فوت می‌کنند و این درحالی بود که این آمار در سال گذشته هر ۶۰ دقیقه یکبار بود؛ ولی باید بدانیم کشته شدن حتی یک نفر درجاده‌ها امری بسیار تکان دهنده است.”
رادیو فردا در این خصوص نوشته است: تقی مهری، رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی، نیز روز چهارشنبه بدون اشاره به جزئیات اعلام کرد که تعداد کشته‌های حوادث رانندگی در نوروز ۹۶، نسبت به سال گذشته ۷ درصد کاهش یافته است.
وی اعلام کرد که سرعت غیرمجاز عامل ۲۳ درصد تصادفات و سبقت غیرمجاز عامل ۱۸ درصد از تصادفات نوروزی بوده است.
محمدحسین حمیدی رئیس پلیس راه ایران، نیز تعداد کشته‌های حوادث رانندگی از آغاز سفرهای نوروزی تا روز ۸ فروردین را ۱۹۵ نفر اعلام کرده است.
پیرحسین کولیوند، سرپرست اورژانس کشور، نیز روز چهارشنبه خبر داد که از ابتدای سفرهای نوروزی ۲۲ هزار و ۵۰۸ مصدوم تصادفات رانندگی به بیمارستان منتقل شدند.
همه ساله و در ایام نوروز تعداد سفرها و همچنین حوادث رانندگی افزایش پیدا می‌کند.
روز جمعه ۴ فروردین، دو تصادف زنجیره‌ای در اتوبان شهید شوشتری (مشهد- باغچه و بالعکس) و یک تصادف زنجیره‌ای در جاده چناران به قوچان رخ داد.
در تصادف‌های اتوبان شهید شوشتری بیش از ۱۳۰ خودرو با یکدیگر تصادف کردند، تصادفی که جان یک کودک خردسال به نام مهسا دولت‌آبادی را گرفت و ۸۹ نفر دیگر را روانه بیمارستان کرد. علت وقوع این حادثه «مه غلیظ» اعلام شده است.
پس از این رخدادها، دادسرای این استان رئیس پلیس راه و مدیرکل حمل و نقل جاده‌ای استان خراسان رضوی را احضار کرد.
بر پایه آمار نیروی انتظامی، در نوروز گذشته، ۴۰۸ نفر در تصادفات رانندگی کشته شده و ۶ هزار و ۱۳۸ نفر مجروح شده بودند.
همچنین بر اساس گزارشی که خبرگزاری ایسنا به نقل از آمار پزشکی قانونی منتشر کرده است، ۹۶۸ نفر در نوروز ۹۴ در حوادث رانندگی کشته شدند که نسبت به نوروز پیش از آن ۱۰٫۷ درصد کاهش را نشان می‌دهد.
پیش از این پژوهشکده بیمه مرکزی ایران اعلام کرده بود در میان ۱۹۰ کشور جهان، ایران پس از کشور آفریقایی سیرالئون، بالاترین مرگ و میر در جاده‌ها را دارد.

نرخ بی سوادی دختران ایرانی بیش از پسران است

رئیس سازمان نهضت سواد آموزی عنوان کرد که نرخ بی‌سوادی در دختران به دلیل مسائل عقیدتی، ازدواج زودهنگام، فاصله زیاد مدرسه تا منزل و غیره، بیش‌ از پسران است. به گفته وی، سال ۱۳۹۵، ۴۸۰ هزار نفر در نهضت سوادآموزی ثبت نام کردند که ۳۶۰ هزار نفر از این جمعیت یعنی حدود ۷۷ درصد خانم و مابقی آقا بودند که این آمار نشان می‌دهد نرخ بی‌سوادی و تمایل به ادامه تحصیل در دختران و زنان بیشتر است.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایرنا، علی باقرزاده رئیس سازمان نهضت سواد آموزی با بیان اینکه نرخ بی‌سوادی در زنان شایع‌تر از مردان است، گفت: “سال ۱۳۹۵، ۴۸۰ هزار نفر در نهضت سوادآموزی ثبت نام کردند که ۳۶۰ هزار نفر از این جمعیت یعنی حدود ۷۷ درصد خانم و مابقی آقا بودند که این آمار نشان می‌دهد نرخ بی‌سوادی و تمایل به ادامه تحصیل در دختران و زنان بیشتر است”.

به گفته وی، در سال‌های ۹۳ و ۹۴ نیز نرخ ثبت نام زنان در نهضت سواد آموزی به ترتیب ۷۸ و ۷۹ درصد بود.

باقرزاده با بیان اینکه سازمان نهضت سواد آموزی تلاش می‌کند نرخ زنان و دختران بازمانده از تحصیل را کاهش دهد، گفت: “نرخ بی‌سوادی در زنان و دخترانی که در جنوب کشور ساکن هستند، بیشتر است. از علل بی‌سوادی زنان در کشور می‌توان به ازدواج‌های زودهنگام، مسائل عقیدتی، نبود مدرسه، فاصله زیاد مدرسه تا منزل و … اشاره کرد”.
رئیس سازمان نهضت سواد آموزی در ادامه گفت: “در تمام دنیا نرخ بی‌سوادی زنان بیش از مردان است به گونه‌ای که آمارهای جهانی نشان می‌دهد یک سوم از بی‌سوادان جهان را مردان و دو سوم را زنان به خود اختصاص داده‌اند”.

سیاهی در دست های ما آلودگی و در دست مسئولین پاکی دیده میشود؛ نامه ای از زندان رجایی شهر

 قبل از نوروز، «احمدی» یک زندانی عادی در زندان رجایی شهر کرج از سر استیصال با طرح این سئوال که وی زندانی قانون است یا زندانی آقای مردانی ریاست این زندان؟، دست به اعتصاب غذای هفده روزه زده بود. این زندانی در نامه ی سرگشاده دیگری با شرح جزئی از مشکلات زندانیان و اجحاف مسئولین و دست اندرکاران زندان در حق آنها، دو نامه ای که برای رسیدگی به ادارات بازرسی و حفاظت اطلاعات کل زندانها نوشته بوده و توسط آقای مردانی از ارسال آنان جلوگیری بعمل آمده را به امید رسیدن به دست مسئولان در اختیار این خبرگزاری گذاشته است که در پی می آید.

متن کامل نامه جدید و تصاویر نامه های آقای احمدی را در ادامه به نقل از هرانا بخوانید؛

“گه گاه شاهد اتفاقاتی هستیم که ورای تصور و باورمان از محیط زندان می باشد، آن هم زندانی که نامش تغییر کرده و به ندامتگاه و گاهی نیز به نام دانشگاه خوانده می شود. زندانی که معلوم نیست باید در آن متنبه شد و یا تحریک و تهییج به جرائم و خطاهای آتی در زندانی که شاهد رفتار نابخردانه ی بعضی مسئولین خواهیم بود که این خود نشانگراین موضوع می باشند. شاید هستند افرادی که در جای خود قرار ندارند. آیا نباید ایشان بنا بر دانش و آگاهی نسبت به سمتی که به آنان واگذار می شود، انتخاب شوند و یا تنها داشتن بعضی روابط و یا اکتفا به سوابق سنوات برای واگذاری پست کافی است؟
آیا نمی توان همان‌گونه که برای ما زندانیان سخت گیری و گاهی اوقات اعمال فشار و قدرت نمایی صورت می گیرد، برای مسئولین و افراد دارای سمت و پست پرسنلی نیز مراقبت و در صورت احراز خطا تنبیه ومجازات در نظر گرفته شود. نه برای بنده مقصر؛ که برای دیگر هم‌بندی‌ها نیز جای سوال است: آیا از یک زندانی کوچکترین تخلفی مشاهده شود، همان‌گونه با او برخورد می شود که با یک پرسنل مقابله خواهد شد؟ جواب این سوال هر آنچه که هست قطعا آن نیست که ما در زندان می بینیم.

چراکه برای بنده و هم‌بندیان اثبات شده که سیاهی تنها در دست آلوده‌ی ما سیاه رنگ است و همین سیاهی در دستان رجال و ر‌ؤسا چیزی بحز سفیدی و پاکی نیست و این ما هستیم که درباب این آلودگی ها بازخواست و مواخذه می شویم. چرا بعد از اعتراض یک زندانی به اجحافی که در حقش صورت می گیرد، فورا شرایط تغییر می‌کند و پست‌هایی که باید مستقل از سازمان عمل کنند، به درخواست رئیسان و تنها به جهت حل و رفع مشکلات پیش آمده به آن ورود کرده و سعی در رفع آن دارند. حال اگر این‌قدر حقانیت داشته و هیچ‌گونه اجحافی نکرده اند، پس این همه تکاپو برای چیست؟

بنده با علم به این که همین چند خط نیز باعث کدورت مسئولین محترم خواهد شد، اما می‌گوییم تا شاید جای بعضی مسئولین بالاتر از این زندان توان و یارای رسیدگی، بررسی و در صورت اثبات مقابله با این معضل را در اولویت قرار دهند. قطعا هستند افرادی عالم و آگاه و با میزان کارایی بالا که در خود می بینند تا به این مهم رسیدگی کنند و حتما مستحضر و معطل خواهند بود که چه اتفاقاتی رخ داده، می دهد و همیشه در جریان خواهد بود.
این‌که با سلیقه مشخص یک مسئول (پایین ترین پست اداری تا مدیر زندان) اجحاف در حق زندانی صورت گیرد، حال آن‌که این زندانی زمانی خطایی کرده و نه خودش می داند و نه اینکه برای او مشخص می کنند که تا چه زمانی باید توان گذشته را بدهد. و با کوچکترین اتفاق این رای و نظر بر می گردد و به طرق مختلف و با اعلام از طرف بعضی کارمندان به زندانی گفته می شود: باشد تا به وقتش! حال باید دانست که این جمله چیست آیا یک تهدید است یا یک تلنگر به اینکه حواس جمع باشد. البته و انشاءالله ما زندانیان بر این باور خواهیم بود که این تلنگری هست از استاد به شاگرد. چرا که کار دیگری از دستمان بر نمی آید و همه چشم و امیدمان به این است که شاید روزی روزگاری مسئولی که هر چند با درد ما از نزدیک آشنا نیست اما قادر باشد با علم و آگاهی از نوع شغل و پست خود مشکلات ما را درک و انشاءالله گامی در رفع این مشکلات بردارد.
والسلام
زندانی: احمدی
زندان رجایی‌شهر کرج”

برای خواندن نامه پیشین این زندانی با موضوع فساد و بی قانونی در زندان رجایی شهر کرج، اینجا کلیک کنید.

تصاویر دو نامه ای که آقای احمدی برای رسیدگی به ادارات بازرسی و حفاظت اطلاعات کل زندانها نوشته بوده و توسط آقای مردانی از ارسال آن جلوگیری بعمل آمده را در ذیل مشاهده نمایید؛

Copyright © 2015 radiopars.org Designed by Arman Charostaei.