بایگانی/آرشیو برچسب ها : حقوق‌بشر

مدت‌هاست که از بازدداشت رستمی (مدیر سایت عماریون) و رضا گلپور می‌گذرد. تیمی که در سالهای اصلاحات علیه اصلاح طلبان و بعدها در مواجهه با جریان مشایی موارد زیادی را مطرح کردند که ادعا می شد اسناد اطلاعاتی است. عبدالرضا داوری از اعضای رسانه‌ای جریان احمدی‌نژاد که در زندان به سر می‌برد در پیام که از طریق همسرش بر روی کانال وی منتشر شد از اتهام این فرد پرده برداشته و می‌نویسد: امروز در کتابخانه بند ۴ زندان اوین، (رضا – گ) نویسنده کتاب جنجالی (ش – الف) را دیدم.
می گفت با اتهام |جاسوسی برای اسرائیل، تبانی و اجتماع اسلحه علیه امنیت ملی و توهین به رهبری| حدود ۸ ماه است که بازداشت موقت بسر می برد. (رضا – گ) می گفت توسط سازمان اطلاعات سپاه بازداشت شده و حدود ۶ ماه در بند دوالف زندانی بوده است.
مورد (رضا – گ) بسیار عجیب است. او که زمانی نویسنده محبوب حاج حسن شایانفر، رئیس دفتر پژوهش های روزنامه کیهان بود و گزارش های جنجالی اش علیه اصلاح طلبان و اطرافیان دکتر احمدی نژاد سرلوحه سایت عماریون و جزو منابع درسی دوره های بصیرت افزایی برادران بود، اینک توسط همان برادران با اتهام جاسوسی برای اسرائیل، اقدام مسلحانه علیه امنیت ملی و توهین به رهبری در بند است و در انتظار دادگاهی که تیرماه به ریاست قاضی صلواتی برگزار خواهد شد.
مهمترین موضوع در مورد او اتهام جاسوسی برای اسرائیل و اقدام مسلحانه است. تیم او که خود سالها بود دیگران را متهم به جاسوسی می کرد، حالا به همان اتهام بازداشت شده و عجیب‌تر اینکه هیچ کس و هیچ نهادی درباره این اتهامات برای مردم توضیح نمی دهد. در این مورد هرگز رفتاری که با دیگران شده بود را شاهد نیستیم. اعترافات او هرگز بر روی صفحات تلویزیون نشانده نمی شود . اگر اعترافات او منتشر شود در آن صورت بسیاری از اصولگرایان باید نسبت به گذشته خود توبه کنند. چرا که حرفهایی که در این سالها علیه اصلاح طلبان مطرح می کردند بیشتر واگویه‌های دروغ‌هایی بود که از سوی این تیم به فضای رسانه ای و سیاسیون به عنوان اسناد تزریق می شد.
فراموش نکنیم که الله کرم که امروز در مورد آتش به اختیار بود در عدم ورود زنان به ورزشگاه بیانیه می‌دهد روز ثبت نام برای انتخابات شوراها از گلپور نام برده و به سبب همکاری‌های گذشته با او گفته: دونفر افشاگری کردن گلپور و ایشان (یاشار سلطانی) اما حالا ایشان (سلطانی) بیرون است .

معدن طلای آق‌ دره ؛ از شلاق و خودکشی کارگران تا ضرب‌ و شتم خانواده‌ها

تجمع روستاییان آق‌دره که در اعتراض به بیکاری شدید صورت گرفته بود، پس از بیست روز با دخالت خشونت آمیز نیروی انتظامی و درگیری با تجمع‌کنندگان به پایان رسید.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، روز پنجشنبه ۲۵ خردادماه تعدادی از اهالی روستای آق‌ دره دست به تجمع زده بودند که با حمله نیروی انتظامی، تعدادی از آنان مجروح شدند.
آژانس خبری موکریان به نقل از یکی از روستائیان که نخواسته نامش فاش شود نوشت: « این معدن در مراتع روستاهای ما واقع شدە است. بیشتر کارگران شاغل در این معدن غیربومی هستند. فقط چند نفر از اهالی روستاهای ما در این معدن کار می‌کنند آن‌ هم با قراردادهای فصلی. ما به نشانه اعتراض به بیکاری شدید، از بین رفتن مراتع‌مان و قراردادهای فصلی، دست به تحصن زدیم. اعتراض ما مسالمت‌ آمیز و خواسته‌هایمان برحق است.»
با وجود این رسانه‌های دولتی از جمله خبرگزاری کار ایران (ایلنا) در روایتی متفاوت از این حادثه گزارش دادند که تجمع دائمی معترضان منجر شده بود تا این واحد معدنی برای انجام وظایف خود با مشکل مواجه شود و فعالیت‌های آن به حالت نیمه تعطیل دربیاید.
ایلنا در این گزارش اشاره‌ای به نقش نیروی انتظامی در مصدومیت معترضان نکرد و نوشت: «از قرار معلوم ماجرای این درگیری که با مداخله عوامل انتظامی خاتمه یافته است».
این درحالی است که جلال محمودزاده، نماینده مجلس شورای اسلامی در نامه‌ای به حسن روحانی، رئیس‌جمهوری تأیید کرد که نیروی انتظامی مردم «بی‌پناه» روستای آق دره را که برای به‌کارگیری جوانان بیکار خود تحصنی مسالت‌آمیز انجام داده بودند را مورد ضرب و شتم قرار داده.
اغلب متقاضیان کار در این معدن شهروندان چهار روستای انگورد، آق‌دره اولیا، وسط و سفلی هستند.
رادیو زمانه در این خصوص نوشته است؛ کارگران این معدن طلا به صورت فصلی به کار گرفته می‌شوند. عمده عملیات استخراج از معدن طلای آق‌دره هر سال بهار به صورت فصلی آغاز و تا حوالی زمستان ادامه دارد و در نتیجه قرارداد این کارگران نیز موقتی است.
به گفته نماینده مهاباد در مجلس شورای اسلامی، «این حرکت نیروی انتظامی باعث مجروح شدن جمعی از اهالی، زنان و کودکان آق دره تکاب شده».
اکنون انتشار عکس‌ و فیلم‌‌ از روستاییان جوینده کار و خانواده‌هایشان که در این تجمع اعتراضی آسیب‌دیده‌اند با واکنش گسترده افکار عمومی مواجه شده.
این نخستین بار نیست که معدن طلای آق دره با کارگران درگیر می‌شود.
شرکت پویا زرکان به عنوان پیمانکار معدن طلای آق دره دی ماه سال ۹۳، ۳۵۰ کارگر فصلی این معدن را اخراج کرد. این کارگران در اعتراض به این اقدام کارفرما در محوطه معدن تحصن کردند که به درگیری با نگهبانان انجامید. به دنبال این اعتراض دستگاه قضایی با شکایت کارفرمابه اتهام «ایجاد اغتشاش» علیه ۱۷ نفر از کارگران اعلام جرم کرد.
به دنبال این درگیری‌ها، کارگران این واحد معدنی به اتهام «ممانعت و بازداشتن مردم از انجام کسب و کار با ایجاد هیاهو و جنجال»، «توهین به نگهبان شرکت»، «تخریب لباس و توقیف غیر قانونی نگهبان» و «تخریب عمدی تابلوی شرکت» محاکمه و محکوم شدند.
بعدتر اجرای حکم شلاق کارگران این معدن طلا با واکنش‌گسترده شبکه‌‌‌های اجتماعی مواجه شده بود.
علاوه بر این اخراج کارگران معدن طلای آق دره در چند سال گذشته، با اقدام به خودکشی سه کارگر همراه بود. مقام‌های محلی و وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی اقدام به خودکشی این سه کارگر را تکذیب کردند اما خبرگزاری کار ایران با یکی از کارگرانی که اقدام به خودکشی کرده بود گفت‌وگو کرد.

دلنوشته پدر آرش صادقی « در کنار دخترم گلرخ و پسرم خواهم ایستاد ؛ شاید این بار شهد شیرین شهادت نصیبم شود.»

حسین صادقی ، پدر آرش صادقی ، در دلنوشته ای از پرونده‌ سازی‌ها و فشارهای اعمال‌ شده بر خود و فرزندش از سوی سپاه در دوران بازجویی از این زندانی سیاسی سخن می‌گوید.
متن کامل این نامه که برای انتشار در اختیار تارنگار حقوق بشر در ایران قرار گرفته است، در پی می‌آید:
«دی‌ماه سال ۹۰ هنوز یک ماه از پایان دوران محکومیت پسرم نگذشته است که مجذ بازداشت می‌شود.
در آن مدت اندک آرش فعالیت خاصی ندارد و تنها جرم نانوشته‌اش پیگیری پرونده مادرش می‌شود.
در ماه‌های اول فکر می‌کنم قطعاً این بازداشتش چندان به طول نخواهد انجامید.
ماه‌ها از پس هم می‌گذرد و روزهای دوشنبه و پنج شنبه تنها مآمن من پا یادگار امام است و چشمی که به در زندان خشک می‌شود تا آرش را در پهنای آن ببینم، پنج شنبه‌ها روز ملاقات بند ۲۰۹ و دوشنبه روز ملاقات بند ۳۵۰ می‌باشد.
هر دوشنبه امیدوارم شاید آرش را به بند ۳۵۰ منتقل کرده باشند.
خانواده حسین رونقی، مهدی خدایی، و بابک داشاب را می‌بینم و پرس جو می‌کنم که آیا از آرش خبری دارند یا نه.
ماه‌ها می‌گذرد و بازداشت آرش به یک‌ سالگی خود می‌رسد. مانده‌ام درمانده که چه باید بکنم و اساساً اتهام آرش چیست که مستحق این عقوبت است. در این بین خانم مریم شفیع پور پیشنهاد مصاحبه با خانم مسیح علینژاد را به من می‌دهد. مانده‌ام بر سر دوراهی آیا این مصاحبه به شرایط آرش کمک می‌کند یا مشکلات او را در زندان تشدید خواهد کرد.
هر طور هست چون دستاویز دیگری ندارم پیشنهاد  مصاحبه با خانم علینژاد را می‌پذیرم. مصاحبه انجام می‌شود ولی متأسفانه فرد معلوم‌الحالی برای این مصاحبه حاشیه‌هایی را ایجاد می‌کند.
دخترم مریم شفیع پور برای پایان این حاشیه‌ها پیشنهاد یک ملاقات حضوری را می‌دهد می‌روم و می‌بینمش.
مریم عزیز پیشنهاد دیدار با آقای محقق داماد و چند تن از علمای قم و تزم خواهی در محضر آنها را می‌دهد.
می‌پذیرم حاضرم برای آزادی فرزندم هر کاری را انجام بدهم.
منتظر خبری از دخترم مریم هستم که در این گیرودار خبر بازداشتش را می‌شنوم، انگار همه امیدهایم آوار شده است، حالا تنهاتر از پیش هستم.
چند ماه دیگر می‌گذرد.
چند روز بعد از نشست خبری آقای اژه‌ای، فرد ناشناسی که چند بار قبل‌تر هم زنگ زده و خودش را کارشناس معرفی کرده و مرا به سکوت دعوت می‌کند، تماس می‌گیرد و می‌گوید پسرت به زودی آزاد خواهد شد و سه شرط تعیین می‌کند.
۱٫ عدم مصاحبه من و آرش با رسانه‌ها
۲٫ عدم ارتباط آرش با دوستان قبلی
۳٫ متقاعد کردن آرش به خروج از کشور
روی مورد آخر چند بار تأکید می‌کند و می‌گوید پاسپورتش را درست می‌کنیم به صورت قانونی از کشور خارج شود.
پیش شرط‌ها را می‌پذیرم.
دو روز قبل آزادی آرش مجدد این شخص تماس می‌گیرد و می‌گوید به آرش بگویید با وثیقه آزاد شده است تا قید و التزامی باشد بر سکوتش تا ساکت بماند و اضافه می‌کند ما به آرش گفته‌ایم با وثیقه آزاد می‌شود.
در آن روزها دلیل این موضوع برایم روشن نیست تنها هدفم آزادی و سلامت آرش است ولی بعدها می‌فهمم بحث طرح وثیقه پروژه‌ای بوده است برای زدن پسرم.
می‌پذیرم. هنوز باور ندارم آرش می‌خواهد آزاد شود. با خودم عهد می‌کنم نگذارم با کسی ارتباط بگیرد
آزاد می‌شود در اولین روزها سعی می‌کنم متقاعدش کنم به رفتن از ایران با این استدلال که اینجا جای زندگی نیست و حالا که محروم از تحصیل هم هستی برو و در خارج از کشور به تحصیلت ادامه بده. آرش نمی‌پذیرد.
به او میگویم با وثیقه آزاد شده است تا قیدی بر سکوتش باشد. تا چند وقت سکوت می‌کند.
متاسفانه عده‌ای خاص کارناوالی را با مصاحبه با علیزاده طباطبایی راه می‌اندازند در حالی که علیزاده طباطبایی هیچ وکالتی از طرف من و نه آرش نداشته و متأسفانه با جعل عنوان وکیل در رسانه مصاحبه می‌کند. البته به تازگی شکایتی علیه ایشان تنظیم کرده‌ام و قطعاً تا پایان و تا اعاده حیثیتت از فرزندم از بابت نشر اکاذیب و مصاحبه علیه پسرم با رسانه‌های امنیتی از این شکایت صرف‌نظر نخواهم کرد. ایشان باید بابت جعل عنوان وکیل و نشرر اکاذیب علیه آرش در دادگاه پاسخگوی موارد اتهامی باشند.
شرف و شرافت حزب و دسته گروه نمی‌شناسد.
عده قلیلی در جریان اعتصاب غذای آرش هم اقدام به لجن پراکنی علیه او کردند. کسانی که تجربه حتی یک روز زندان یا انفرادی را ندارند.
این نامه را نه برای پاسخ به آنها که از منظر روشن شدن اتفاقات آن سال‌ها (۹۰تا ۹۲) نوشتم تا مظلومیت آرش هر چه بیشتر نمایان شود سکوتم تا به امروز به این دلیل بود که امیدوار بودم با سکوتم شاید مشکلات فرزندم حل‌وفصل شود ولی وقتی بحث دروغ‌پردازی های رسانه‌های امنیتی علیه آرشش آغاز شد تصمیمم برای سکوت تغییر کرد.
قصد پاسخگویی به اراجیف عده‌ای معلوم‌الحال را نداشتم.
ولی درجواب دو نفر یکی علی علیزاده مفسر دیروز بی بی سی و مفسر این روزهای شبکه افق، و دیگری حسین درخشان جاسوس دیروز و تواب امروز میگویم در دهه شصت زمانی که شما در سواحل کشورهای آزاد دنیا در حال گرفتن حمام آفتاب بودید من و پدر عروسم در مقابل کشور متجاوز به خاکک میهنمان ایستادیم بدون هیچ چشمداشت و منتی.
گر چه شهد شیرین شهادت نصیبمان نشد و سرنوشت بر این بود تا بمانیم و این روزهای فلاک بار میهن را ببینیم و ما بشویم ضد انقلاب و مفسر شبکه افق و آقای تواب بشوند مدافع ایران و جمهوری اسلامی.
گرچه در جریان جنگ افتخار شهادت در راه میهنم نصیبم نشد ولی امروز در میدان دیگری باید با استبداد جنگید.
در کنار دخترم گلرخ و پسرم خواهم ایستاد شاید این بار شهد شیرین شهادت نصیبم شود.»

جمع آوری امضا در نماز جمعه برای جلوگیری از ورود بانوان به ورزشگاه


امروز جمع‌آوری امضاء در نماز جمعه برای جلوگیری از ورود بانوان به ورزشگاه و شکایت از وزارت ورزش در رابطه با حضور برخی از بانوان در مسابقات والیبال در شبکه‌های اجتماعی خبر ساز شده و مورد انتقاد کاربران شبکه‌های اجتماعی به خصوص بانوان قرار گرفته است.
یکی از کاربران طرفدار حضور بانوان در ورزشگاه‌های ایران، طومار نوشته است، طومار ما ۲۳ میلیون رای‌مان بود .
کاربر دیگری نوشته است، اولین مورد آتش به اختیار . و در پاسخ کاربر سومی گفته است: تحت‌تاثیر نباش دوست من این آغاز یک مسیر طولانیه. هیچ جای دنیا با یک انتخابات اوضاع گل و بلبل نشده.
و کاربر بعدی اشاره کرده است که بحث انتخابات نیست، چرا ما ملت نرفتیم تو نماز جمعه خواستار ورود بانوان به ورزشگاه بشیم؟

چرا از این تریبون‌ها استفاده نمی‌کنیم، همش دست اوناست!!
و کاربری در پاسخ به روزنامه شهروند که این خبر را توییت کرده است نوشته:« آتش به اختیار هستند اونجا همه، می‌ریزنن سرت تا می‌خوری می‌زنند.»

واکنش وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی نسبت به تحریم‌های جدید سنای آمریکا

بهرام قاسمی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، در واکنش به رای سنای آمریکا در تصویب مصوبه جدید تحریم‌های غیرهسته‌ای علیه ایران، واکنش نشان داد و اظهار داشت:« تصویب قانون جدید مربوط به تحریم‌های جدید علیه ایران در سنای آمریکا با توجه به عملکرد و سوابق این‌ مجلس در ضدیت و دشمنی با ملت ایران، غیرقابل پیش بینی نبود و در ادامه خصومت‌های ذاتی آمریکا با جمهوری اسلامی ایران به شمار می رود.»Bildergebnis für ‫واکنش وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی نسبت به تحریم‌های جدید سنای آمریکا‬‎

وی با اشاره به اینکه دولت آمریکا براساس برجام که یک سند بین‌المللی است، تعهداتی دارد که باید آنها را بطور کامل و با حسن نیت انجام دهد، گفت:« در این زمینه مقررات داخلی کشورها ملاک عمل نیست و دولت‌ها نمی توانند با توسل به چنین مقرراتی از زیر بار تعهدات قانونی خود شانه خالی کنند.‌»
سخنگوی وزارت امور خارجه تصریح کرد: جمهوری اسلامی ایران مفاد و متن این قانون و روند تصویب آن در مجلس نمایندگان و امضای احتمالی توسط رئیس جمهور آمریکا را با دقت زیر نظر و بررسی دارد و هیات نظارت بر اجرای برجام اقدامات متقابل و متناسب را برای تأمین منافع ملی کشور با قاطعیت اتخاذ خواهد کرد.

قاسمی ضمن دفاعی خواندن برنامه‌های موشکی ایران، تاکید کرد: «آنچه که در خصوص نیروهای نظامی و «توانمندی‌»های موشکی ایران در این طرح مطرح شده است کاملاً ناموجه و غیرقانونی است و اعلام می‌کنیم نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران «شجاعانه »از امنیت و منافع کشور خود دفاع خواهند کرد و چنین اقداماتی کوچکترین خللی در این راه ایجاد نخواهد کرد.
وی گفت: « برنامه‌های دفاعی موشکی جمهوری اسلامی ایران حتی با قطعنامه۲۲۳۱ سازمان ملل هیچگونه مغایرتی ندارد و هیچ اقدامی قادر نخواهد بود جمهوری اسلامی ایران را از حق دفاعی مشروع خود منع نماید.»

کمبود هفت هزار تخت برای بیماران روانی در بیمارستان‌های ایران

رئیس انجمن علمی روانپزشکان ایران از کمبود ۶ تا ۷ هزار تخت برای بیماران روانی در بیمارستان‌ها خبر داد.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از خبرگزاری ایلنا، مریم رسولیان گفته است حدود ۲۲ درصد از مردم نیاز به خدمات مشاوره‌ای دارند و تعداد بسیار زیادی از این ۲۲ درصد شامل کسانی می‌شوند که با اضطراب و افسردگی خفیف درگیر هستند.
به گفته او دست‌کم ۵ درصد از این آمار کسانی هستند که نیاز به بستری و مراقبت‌های ویژه روان درمانی دارند.
چندی پیش یکی از مسئولان اعلام کرد، بیماری‌های روانی در ایران بعد از بیماری‌های قلبی و عروقی و تصادف‌های جاده‌ای، بیشترین آمار را به خود اختصاص می‌دهند.

دومین تجمع شبانه دانشجویان دختر دانشگاه اهواز و وعده‌های استاندار خوزستان

دانشجویان دختر خوابگاه معصومه دانشگاه چمران اهواز، دومین شب اعتراض خود را پشت سر گذاردند. پس از اعتراض شب اول، مسئولان تعدادی پنکه میان دانشجویان توزیع کردند و گفتند برای ۲۰۰ نفر محل اسکان دیگری درنظر گرفته شده اما دانشجویان حاضر به ترک خوابگاه‌ نشدند. استاندار خوزستان می‌گوید «تمام امکانات استان» را برای حل مشکل دانشجویان بسیج خواهد کرد.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، خبر ناکارایی سیستم سرمایشی خوابگاه‌ معصومه در هوای ۵۰ درجه اهواز انعکاس گسترده‌ای یافت. در فضای مجازی هشتگ “دانشجوپزی” ترند شد.
تعداد دانشجویان مستقر در خوابگاه حدود ۷۰۰ نفر است و  اعلام این که حدود ۲۰۰ محل اسکان موقت برای دانشجویان در محل خارج از خوابگاه در نظر گرفته شده است، مورد استقبال دانشجویان قرار نگرفت. تنها ۲ تا ۳ دانشجو از این پیشنهاد استقبال کرده‌اند.
روز پنجشنبه مسئولان بعنوان راه حل تعدادی پنکه میان دانشجویان مستقر در خوابگاه توزیع کردند.
رادیو زمانه در گزارشی نوشت: پنجشنبه شب دانشجویان مجددا مقابل خوابگاه تجمع اعتراضی برگزار کردند. غلامحسین خواجه رئیس دانشگاه که صبح پنجشنبه به خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) گفته بود سیستم سرمایشی معیوب خوابگاه را نمی‌توان قبل از پایان انتخابات خاموش و اصلاح کرد، در برنامه خبر ۲۰:۳۰ صدا و سیمای جمهوری اسلامی به توجیه مشکلات دانشجویان پرداخت.
دانشجویان از این سخنان او خشمگین شده و در تجمع اعتراضی خود شعار می‌دادند: ۲۰:۳۰باور نکن، رییس ما دروغ گفت!
رضا کریمی دبیر سابق شورای صنفی دانشگاه چمران اهواز در واکنش به سخنان رئیس دانشگاه دربرنامه ۲۰:۳۰ صدا و سیما حرفهای او را دروغ‌هایی خواند که «برای ادامه به روند گذشته» اظهار شده‌اند. کریمی نوشته است مشکل خوابگاه معصومه بارها با مسئولان دانشگاه در میان گذاشته شده بود.
دانشجویان بارها مسئولان را در جریان عدم کارایی سیستم سرمایشی خوابگاه گذاشته و خواهان اصلاح آن شده بودند اما توجهی به خواست آنان نشده بود.
افزایش دمای هوا و مصادف شدن آن با فصل امتحانات اعتراض دانشجویان به بی‌توجهی مسئولان را برانگیخت. آن‌ها چهارشنبه شب مقابل خوابگاه تجمع اعتراضی برپا کردند. حراست درها را به روی دانشجویانی که داخل ساختمان مانده بودند بست تا مانع از خروج و پیوستن آنان به تظاهرکنندگان شود.
غلام‌رضا شریعتی استاندار خوزستان در پی اعتراضات دانشجویان به رسانه‌های داخل ایران گفت از «تمام امکانات استان» برای حل مشکل دانشجویان استفاده خواهد کرد.

سردشت ؛ مرگ یک کولبر در پی شلیک مستقیم نیروهای انتظامی

روز گذشته، در پی شلیک مستقیم نیروهای انتظامی در منطقه مرزی سردشت به کولبران، یک کولبر کشته شد.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، روز گذشته چهارشنبه ۲۴ خرداد ماه ، در منطقه مرزی بیتوش از توابع سردشت ، ماموران مرزی اقدام به تیراندازی به تعدادی از کولبران مرزی کردند که بر اثر آن یک کولبر جان خود را از دست داد.
هویت این کولبر « سیروان عزیزی » ساکن « دولتانچک » سردشت ، احراز شده است.
یک منبع مطلع به شبکه حقوق بشر کردستان گفت: «این کولبر حامل چندین کارتن سیگار بوده و از فاصله نزدیک مورد تیراندازی مامورین قرار گرفته بود. نیروهای مرزبانی بعد از قتل این کولبر از محل گریخته و جنازه را بە حال خود رها کردە، و جنازە این کولبر بعدٲ توسط کولبران و اهالی منطقه از کوهستان به پزشکی قانونی سردشت منتقل شد.»
بر طبق آمار گرد‌آوری شده، در سال ۲۰۱۶ شهرستان سردشت با ۱۸ مورد قتل و آمار زخمی شدەگان مرگبارترین منطقه جغرافیای کردستان برای کولبران محسوب می‌شود و به دلیل عدم پیگیرد قضایی نیروهای نظامی که مرتکب به قتل کولبران هستند، هر ساله آمار کشتار کولبران رو به افزایش است.

کودک-مجرم در تهران به اعدام محکوم شد

  • پسر جوان که متهم است شش سال قبل در ایام نوجوانی دوست افغانستانی اش را قربانی سرقت طلاهایش کرده است پس از عدم شناسایی اولیای دم به درخواست رئیس قوه قضاییه به اعدام محکوم شد. اعدام کردن افرادی که در دوره کودکی یا نوجوانی مرتکب تخلف میشوند با نگرانی و اعتراض جامعه جهانی همراه است. ایران در زمینه اعدام کودک-مجرمان رتبه اول در دنیا را به خود اختصاص داده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از رکنا، فرشید ۲۲ساله متهم است شش سال قبل وقتی که ۱۶سال داشت یک پسر ۱۷ساله افغانستانی به نام عزیز را در یک ساختمان نیمه کاره در خیابان تهرانپارس تهران قربانی سرقت طلاهایش کرد.

با توجه به شناسایی نشدن اولیای دم ،رییس قوه قضاییه برای وی حکم قصاص خواست. به این ترتیب این متهم هفته گذشته پای میز محاکمه ایستاد.

وی در تشریح جزییات ماجرا گفت: “۱۶ساله بودم و می خواستم برای زندگی به ترکیه بروم اما خانواده ام مخالف بودند. به همین خاطر چندین بار با انها درگیر شدم. اخرین بار وقتی دعوا بین من و پدر و مادرم بالا گرفت عصبانی شدم و وسایلم را برداشتم و پیش عزیز که رفیقم بود رفتم .من با عزیز درد دل کردم و به او گفتم می خواهم برای زندگی به ترکیه بروم. او هم گفت پول و طلا دارد که می تواند همراه من برای زندگی به ترکیه بیاید. من که از شنیدن حرف های وسوسه شده بودم شبانه او را با بالشت خفه کردم… پول و طلاهایش را دزدیم. می خواستم مقدمات سفرم به ترکیه را فراهم کنم که از طریق ردیابی گوشی موبایلم بازداشت شدم”.

وی ادامه داد: “من حالا شش سال است که در زندانم. به خاطر بچگی دست به این قتل زدم و در کانون اطلاح و تربیت متوجه شدم که اشتباه بزرگی مرتکب شده ام”.

در ادامه جلسه وکیل وی درخواست کرد تا ماده ۹۱ قانون مجازات اسلامی جدید که امتیازی ویژه برای محکومان زیر ۱۸ سال قائل شده است در مورد این متهم اعمال شود.

قضات دادگاه اما دیروز پس از بررسی موشکافانه پرونده درخواست اعمال ماده ۹۱ را در مورد این متهم نپذیرفتند و حکم به قصاص وی صادر کردند.

بازداشت پرتعداد شهروندان سنی مذهب در مهاباد

   در پی وقایع اخیر در تهران، تعداد زیادی شهروند سنی مذهب در شهرستان مهاباد که گرایشات مذهبی و فعالیت در این زمینه داشتند دستگیر شده اند. این بازداشت ها بعضا شامل حال فعالان، مبلغان و شهروندان عادی سنی مذهب شده است. در سه مورد جمعیت پرتعدادی از شهروندان حاضر در مساجد و برنامه های مذهبی ویژه ماه رمضان بصورت گروهی دستگیر شده اند.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در پی وقایع اخیر در تهران، موج گسترده ای از بازداشت شهروندان سنی مذهب در کردستان یا نواحی کردنشین به راه افتاده است. در همین رابطه، گزارش ها حاکی از دستگیری دهها شهروند سنی مذهب در شهرستان مهاباد است.

منابع مطلع به گزارشگران هرانا در همین رابطه گفتند، دوشنبه، ۲۲ خردادماه ۱۳۹۶، با هجوم نیروهای امنیتی در زمان اقامه نماز تراویح (نمازی که اهل سنت در ماه رمضان می خواند) به مسجد رستم بگ واقع در شهرستان مهاباد، تعداد پرشماری که دهها تن تخمین زده میشود از حاضرین در این مسجد بازداشت شدند.

همچنین  گزارش شده است در همین روز به ترتیب ۱۳ و ۱۲ تن از شهروندان حاضر در مسجد محمد رسول الله و مسجد منطقه شیلان از توابع این شهرستان به شکل مشابهی بازداشت شدند.

به نظر می آید بازداشت دهها شهروند صرفا بر اساس اطلاعات قبلی و هدف مشخص صورت نمی گیرد بلکه به هدف کنترل کردن جمعیت های مذهبی و نوعی استراتژی هشدار و مراقبت از سوی دستگاه امنیتی باشد که در این مناطق به اجرا گذاشته شده است.

علاوه بر بازداشت های فله ای در اماکن مذهبی، در یکی دیگر از موارد “مصطفی شهرزوری” و اعضای خانواده وی در پی مراجعه نیروهای امنیتی در این شهرستان بازداشت شدند.

منبع نزدیک به خانواده آقای شهرزوری به گزارشگر هرانا گفت “روز ۲۲ خرداد نیروهای امنیتی به منزل مصطفی شهرزوری در مهاباد یورش بردند و نه تنها وی را بازداشت کردند بلکه کلیه اعضای خانواده حتی فرزندان خردسال وی را نیز همراه با مصطفی با خود بردند. از سرنوشت این افراد کماکان اطلاعی در دست نیست”

 

محمد معینی” و “جمال” که هر دو متاهل و دارای فرزند هستند و ” سالار عبداللهی”، اسامی سه تن دیگر از این بازداشت شدگان فله ای است که تاکنون احراز شده است، از سرنوشت و محل نگهداری این افراد کماکان اطلاعی در دست نیست.

سالار عبداللهی ۳۰ ساله که جزو بازداشت شدگان روزهای اخیر مهاباد است، برادر داود عبداللهی دیگر زندانی سنی مذهبی با اتهام “محاربه از طریق عضویت در گروههای مذهبی” است که نهمین سال حبس خود را به صورت “بلاتکلیف” در زندان رجایی شهر کرج می گذارند.

لازم به یادآوری است، طی ماههای گذشته و بطور خاص اردیبهشت ماه سال جاری تعدادی زیادی از شهروندان سنی مذهب بوکانی که گرایشات مذهبی و فعالیت در این زمینه داشتند دستگیر شده اند. این بازداشت ها بعضا شامل حال روحانیون و طلاب اهل سنت نیز شده است. با توجه به وقایع اخیر در تهران به نظر می آید موج گسترده تری از بازداشت ها در جریان است. در همین رابطه سه شهروند روز دوشنبه، ۲۲ خردادماه ۱۳۹۶ در بوکان دستگیر شدند. این گزارش را می توانید اینجا بخوانید.

Copyright © 2015 radiopars.org Designed by Arman Charostaei.