مقالات

“انتخاب!” گذشته از نتایجی که شرکت کردن یا شرکت نکردن در “انتخابات” بهمراه دارد؛

این جالب است که کسانی که تمام عمر خود را به بی عملی و بی تفاوتی در برابر همه چیز می گذرانند تصور می کنند که می شود با دو، سه هفته پیگیری برای انتخاباتی چهارساله و با یک رای می شود کل کشور را اصلاح کرد و به بقیه می گویند شرکت نکردن در انتخابات یعنی انفعال و بی عملی!
خیر! بی عملی یعنی بیست و چهار ساعت شبانه روز و هفت روز هفته هر زور و هر فسادی را نگاه کنید و خود نیز با آن همراه شوید و بگویید “به من چه” و بهانه بیاورید که “کاری از دستتان بر نمی آید” و بعد تصور کنید که می توان در دو هفته، همه چیز چهارسال قبل و بعد را جبران کرد.
در این میان تبلیغات جریانات و افرادی برجسته شده است که بارها از احساسات جوانان برای پیشبرد اهداف خود سوءاستفاده کرده اند و سپس جوانانی را که خود به میدان کشیده بودند در میانه راه رها کرده و بر خلاف شعارهایشان تغییر مسیر داده اند. کسانی که به چیزی بجز قدرت فکر نمی کنند و البته نسل جدید و جوانان ایران دیگر کمترین رغبتی به هیچکدام آنها ندارند.

*
مشخص است که “مشکل” چیز دیگریست. ما فقط به بخشی از این مجموعه اعتراض نداریم؛ به کل آن معترضیم.
ما به بی عملی و بی تفاوتی مردم نسبت به همه چیز، معترضیم. به محرومیت و محدودیت و فقر و بی سوادی سیستماتیک، و به انتخاب بین بد و بدتر معترضیم. به عادی بودن دروغ و دزدی و ظلم در میان مردم، معترضیم. به جنگ طلبی هایی که بزودی تمام کشور را در خود می بلعند، معترضیم.

کسی که افراط می کند تا تفریط نکند، نخواهد مرد. ما نه به تندروهای به ظاهر هم فکر و راه حل های انقلابیشان امید داریم و نه از تندروهای سمت دیگر و فتواهای خونینشان می ترسیم. ما به تندروی در هر جبهه ای و به جبهه ها و جبهه گیری های نمایشی معترضیم.
اعتراض و تغییر، از بی تفاوت نبودن شروع می شوند، از اقدام و از علم و آگاهی تا امید به آینده و زندگی…
اینجا جایی است که باید انتخاب کرد: بین همراه شدن با ظلم و فساد و نداری و یا اقدام برای تغییر آنچه نباید باشد.

*
انتخاب سیاستمداران از طریق رای گیری یعنی ایجاد دموکراسی سیاسی که با توجه به وضعیت فعلی، در بهترین حالت می تواند به پیشرفت هایی محدود ختم شود و به هیچ وجه ضمانتی بر بهبود شرایط و پیشرفت های ملموس اجتماعی و اقتصادی نیست.
در یک بازه زمانی چهار ساله — با توجه به شرایط و محدودیت ها و عملکردی که مردم و فعالین حوزه های مختلف و خود حاکمیت داشته و دارند — تقریبا هیچ امکانی برای یک سیاستمدار وجود ندارد تا به گسترش آزادی های اجتماعی و بهبود اقتصاد و فرهنگی که مشکلاتی ریشه ای دارند، بپردازد. وعده های محال در مورد برطرف کردن مشکلات عمده مردم در زمانی کوتاه، تنها از دهان دروغ گویانی خارج می شود که خود عامل این مشکلات هستند.

سعید حسین زاده موحد ۹۶/۲/۹

توهين وتوطئه هاي پشت پرده شبكه اطلاعات(ولايت) عليه مولانا عبدالحميد

نويسنده :احسان فتاحي
توطئه هاي پشت پرده وزارت اطلاعات
١:اجازه وفرستادن مولانا عبدالحميد جهت رايزني
٢:تهديد مولانا عبدالحميد ازسوي داعش وابسته به ايران
٣:فحش وناسزا گفتن علماي شيعه در شبكه ولايت در قم به مولانا عبدالحميد
شیخ‌الاسلام مولانا عبدالحمید عصر روز ۲۶ اسفند سال ٩٥ با چراغ سبز حكومت جمهوري اسلامي پس از چندين سال ممنوع الخروجي ،هم زمان با اختلافات ميان حكومت سعودي و ايران اتفاق افتاد. مولانا برای شرکت در نشست «مجمع فقه اسلامی»، ایران را از طریق کشور امارات به مقصد مکه مکرمه ترک کردند.
مولانا عبدالحمید در کنفرانس این مجمع که از یکشنبه 29 اسفند به مدت سه روز متوالی برگزار شده بود، شرکت داشتند.
مولانا مفتی محمدقاسم قاسمی ریاست دارالافتای دارالعلوم زاهدان نیز ایشان را در این سفر همراهی كرده بودن.
این سفر به دعوت رسمی دبیرکل انجمن جهان اسلام (رابطةالعالم‌الإسلامی) و با حسن نیت و همکاری مسئولین جمهوري اسلامي صورت گرفته بود.
در اين سفر مولانا از إبراز وحدت وهمدلي بين ايران و سعودي وحجاج هم سخن گفته بود.
كمتر از ده روز كه گذشته بود از سفر مولانا عبدالحميد به عربستان سعودي
گروه تروریستی داعش با انتشار ویدیویی به زبان فارسی، علمای اهل سنت را به «ترور» و «حذف فیزیکی» تهدید کرده بود.
 در حالی علمای اهل سنت ایران از جمله «مولوی عبدالحمید»، «مولوی گرگیچ» و «شیخ خطیبی» را به ترور تهدید کرد که «مولوی عبدالحمید» با هدف «تقریب» مواضع سیاسی ایران و عربستان و «کاهش خصومت» میان دو کشور در عربستان سعودي رفته بود.
حالا بعداز بازگشت مولانا و تحديدات پشت صحنه واعلام علني كردن دشمني داعش و خودرا متحد اهل سنت كردن ايران ودشمني با مولانا
از طرفي ديگر آخوندهاي شيعه در قم و به خصوص به ركيك ترين صورت به مولانا عبدالحميد حمله وفحاشي كردند.
گفته شده لایه‌هایی از نیروهای امنیتی و حاکمیتی ایران نیز خواهان حذف فیزیکی «مولوی عبدالحمید» و جایگزینی رهبری هم‌سو با سیاست‌های روحانیون و مراجع تقلید شیعه در کشور هستند.
برخی کارشناسان مسائل منطقه معتقدند نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی در شورای فرماندهی داعش نیروهای وابسته‌ای دارند که اخبار تحرکات و اهداف احتمالی این گروه را به آنان مخابره می‌کنند. گفته شده یکی از دلایل امنیت ایران در میان کشورهای منطقه، راهبری امنیتی ایران در شورای فرماندهی داعش است.
لذا ما از تمامي سازمانها ورسانه ها خواستاريم كه عكس العمل خود را در اين باره اعلام ومحكوم كنند،نسبت به فحاشي وناسزا گويي ملايان جمهوري اسلامي وهمچنين شبكه ولايت كه در قم قرار دارد مركز آن، با وجوداينكه حكومت ايران نزديك به ٤٠سال از وحدت سخن ميگويد ،اما وجود چنين شبكه هايي با خزانه ملت اداره ميشود وبه اعتقادات اهل سنت وبزرگان آنان توهين ميشود واين بار اول وآخر آنها نبوده.
واميدواريم كه نقش هاي شوم اداره اطلاعات حكومت اسلامي آخوندي. وداعشي آشوبشان به خودشان برگردد، ودستان آلوده آنها روزبه روز بر ملا شود براي جهانيان .
احسان فتاحي

فشارها بر اهل سنت از اول انقلاب با اهدف سیاسی و از پیش تعیین شده صورت گرفته و ادامه داشته است

نوشته مهدی نخل احمدی

فشارها بر اهل سنت از اول انقلاب با اهدف سیاسی و از پیش تعیین شده صورت گرفته و ادامه داشته است , هر چند میزان و تنوع این فشارها در دولتهای محتلف به اقتضاء رویکردهای دولتها متفاوت بوده است اما آنچه همیشه ثابت و لایتغیر به نظر میرسد نظر و دیدگاه هسته ی سخت قدرت در جمهوری اسلامی نسبت به اهل سنت و نحوه ی برخورد و رفتار با آنهاست . این هسته ی قدرت که عموما متمرکز در نهادهای تحت نظر رهبری هستند در پیرو دیدگاه انقلابی سال 57 , ایدئولوژی برتری را ساخته و سایرین را از هرگونه حق و صلاحیتی مصلوب میکنند . این گروه با گنجاندن مذهب رسمی در قانون اساسی عملا تمامی پیروان ادیان و مذاهب دیگر را به عنوان شهروندان درجه چندم قلمداد نمودند . این هسته ی سخت قدرت در طول استمرار نظام جمهوری اسلامی ایران راهکارها و طرح های متنوع و زیادی در به حاشیه راندن اقلیتهای قومی و مذهبی و خصوصا اهل سنت در ایران اجرا نموده است . سلب بسیاری از حقوق شهروندی و قانونی از اهل سنت , عدم به کارگیری نخبگان اهل سنت در مناصب دولتی و حاکمیتی , محدودیت در داشتن نمایندگان در مجلس و ریاست جمهوری و سایر نهادها , عدم دسترسی به رسانه و محروم نگه داشتن مناطقی که اهل سنت بیشتر در آنها ساکن هستند بخشی از این طرحها میباشد . یکی دیگر از این پروژه ها فشار بر مدارس دینی و علماء اهل سنت و ایحاد محدودیتهای جدی برای آنهاست .
طرحی که ابزارهای مختلفی در جهت سرکوب اهل سنت و علماء طراز اول آن در دست داشته ویکی از آنها طرح ساماندهی مدارس اهل سنت زیر نظر و مدیریت بیت رهبری و التزام به امر ولایت فقیه که بر خلاف عقیده اهل سنت میباشد .به دلیل اینکه این طرح مورد مخالفت جدی قاطبه ی علماء اهل سنت قرار گرفت به همین منظور بسیاری از علما را تحت فشار و تعدادی از مدارس اهل سنت را تحت مدیریت خود گرفته اند و این طرح کماکان با فشار برمابقی علما و مدارس در حال تحمیل است و بیشتر مانعین و مخالفین از میان راه به صراحت برداشته میشوند بطوری که بسیاری از علماء و حق گویان مخالف این طرح در سطح جامعه اهل سنت مورد توبیخ و تهدید ـ بازدشت ـشکنجه و یا ترور گشتند . از دیگر طرح های حاکمیت در محدود کردن اهل سنت کنترل امنیتی بر مدارس دینی و علماء میباشد . تا جایی که در ماههای گذشته حتی از سفر یکی از عالی مقام ترین علماء اهل سنت مولوی عبدالحمید به شهرها و استاهای ایران ممانعت به عمل آورده و ایشان و بسیاری دیگر از علماء از سفر در داخل و خارج کشور منع گشته اند . به گفته ی مولانا عبدالحمید این نگاه تنگ نظرانه به دنبال قطع تعاملات بین علماء اهل سنت و ایحاد نوعی گسست و پراکندگی در میان علماء و جامعه اهل سنت میباشد . از دیگر محدودیتهای اعمال شده بر علماء اهل سنت را میتوان به کنترل شدید بر سخنان امامان مساجد و تحمیل محورهای سخنرانی برای ایشان میباشد . به گفته ی برخی از علما و امامان جمعه , نیروهای امنیتی پیش از جلسه ی سخنرانی با تماس و تهدید خواستار بیان موضوعات مورد نظر ایشان از تریبون مسجد میباشند . البته در بسیاری موارد علماء اهل سنت با تحمل آزارهای بسیار و قبول خطر , زیر بار این تهدیدها و ارعاب ها نرفته و در سخنان و خطبه های خود بر مظلومیت اهل سنت تاکید داشته اند . آخرین مورد این اجحافات به علماء را میتوان بازداشت مولوی فضل الرحمن کوهی , امام جمعه پشامک از طرف مسئولین دادگاه انقلاب عنوان نمود . این روحانی اهل سنت در روزهای گذشته انتقاداتی بر موضوع سوء استفاده ی سپاه پاسداران از فقر مردم بلوچ و اجبار ایشان برای شرکت در جنگ سوریه به نفع دولت فعلی آن داشته است که ظاهرا بر مذاق حاکمان در ایران خوش نیامده است . این رویه قطعا در دراز مدت نتایجی به جز افزایش میزان نارضایتی در میان اقلیتها و اهل سنت نخواهد داشت و این نارضایتی همواره نمی تواند همراه با رویکردی مسالمت آمیز باشد .

شاید زمان آن رسیده باشد که دعواها و سهم خواهی های سیاسی و جناحی، به نفع مردم از اولویت اول خارج شوند!

Bildergebnis für ‫انتخابات شوراهای شهر و روستا‬‎

 

با نزدیک شدن انتخابات شوراهای شهر و روستا و حضور افرادی که برخی از آنها بدون هیچ گونه وابستگی به احزاب و جناح های سیاسی کاندیدا شده اند، دارای تخصص های علمی- تجربی لازم هستند و دغدغه جدی درباره معضلات اجتماعی و به ویژه اقشار حاشیه نشین دارند، همچنین باتوجه به ساختاری که تحت عنوان “لیست مورد حمایت احزاب و گروه های سیاسی” مختلف شیوع یافته است و در مواردی اشخاصی را صرفا” با توافقات سیاسی به جامعه معرفی می کند نه بدلیل دغدغه و تخصص آنها، به نظر می رسد که لازم است هشدارهایی جدی از جانب مردم و فعالان مستقل مدنی به گروه ها و جناح های سیاسی مداخله گر داده شود.
نتایج انتخابات به صورت عمده محصول بسیج اجتماعی، تحت تاثیر سیاست های انتخاباتی و نیروهای سیاسی- اجتماعی خواستار بهبود شرایط شهر و کشور است، از این رو درنظر گرفتن نقشی مطلق برای احزاب و تشکل های سیاسی در شکل گیری این تحولات، تنها منجر به تضعیف نیروهای مردمی می شود و لازم است که در این شیوه تجدید نظر شود.
انتخابات، میدانی برای کنش سازنده مردم است، حتی اگر دستاورد قابل توجهی در معیشت آنان نداشته باشد ومطالبه عمومی تمامی اعضا جامعه مدنی از هر قشری و با هر رویکردی، بهبود وضعیت موجود است.
از این رو امضا کنندگان این بیانیه بعنوان جمعی از نیروهای مردمی و فعالان مدنی در حوزه های مختلف، در مورد هرگونه لیست انتخاباتی که بر اساس تخصص، شایستگی، دارا بودن پایگاه مردمی قوی، پایبندی به رسالت خود در رسانیدن صدای طبقه محروم به مسئولان تهیه نشده باشد و معیار انتخاب افراد در آن بر اساس رایزنی های صرفا” سیاسی باشد، احساس خطر کرده و به همه احزاب هشدار می‌دهند اگر در پی اقبال یکپارچه و عمومی مردم هستند ضرورت دارد که از افراد مستقل و متخصصینی حمایت کنند که عملکرد و کنش های آنها بر زندگی مردم تاثیرگذار بوده است و حسن نیت خود را در بهبود اوضاع شهروندان و یا در تحلیل واقع گرایانه شرایط مردم اثبات کرده‌اند.
شاید زمان آن رسیده باشد که دعواهای سیاسی و قدرت خواهی های جناحی از اولویت اول خارج شوند و با بها دادن به مشکلات جدی مردم شهر و کشور، افراد مورد اعتماد جامعه در لیستی کارآمد و چندوجهی قرار بگیرند. همان‌هایی که هرگز دغدغه سهم‌خواهی و یا خودنمایی به قصد شهرت نداشته‌اند و اینک برای عملی کردن ایده های خود و کمک به بهبود وضعیت مردم، به کارزار انتخاباتی شوراها وارد شده اند. کسانی که دامنشان به فساد آلوده نیست، سهمی در تشدید مشکلات کنونی نداشته‌ اند و شجاعت لازم برای ایستادگی در مقابل فساد و رانت خواری را فارغ از هرنوع وابستگی تشکیلاتی و منافع سیاسی خود دارا هستند.

نقش زنان و نابرابری وتبعیض حقوقی درجامعه ایران

نوشته هانا امیری
امروزه زنان به عنوان نیمی از سرمایه‌های انسانی این کشور در جامعه حضور دارند اما همواره شاهد وجود نابرابری‌ها و تضییع حقوق آنان در جامعه هستیم. زنان جامعه ما، از دیرباز تاکنون با حضور فعالانه همپای مردان در جنبش مشروطه، انقلاب 57، جنبش ‌دانشجویی و اعتراضات مدنی88و دیگر رخدادهای کوچک و بزرگ، نشان داده‌اند که در درک خیر عمومی و حقایق اجتماعی توانا بوده و توانسته‌اند نقش تاریخی خویش را با تمام تبعیض ها به درستی ایفا نمایند. به یاد آوریم آن زمانی را که مردان و زنان دوشادوش یکدیگر در خیابان‌ها خواستار برچیده شدن ظلم و ناعدالتی بودند، آن روزها صدای طنین‌انداز آزادی و برابری و انسانیت آن‌چنان پرصلابت بود که ناله های دگم گروهی اندک شنیده نمیشد اما افسوس که امروز آن صدای ملکوتی و نگاه انسانی جای خویش را به همان ناله ها داده است. افسوس که حقوق زنان در زمینه‌ها‌ی مختلف اشتغال، تحصیل، ازدواج و موارد بسیاری از این دست هنوز مورد بی‌مهری قرار می‌گیرند. بهبود این شرایط منوط به عزمی همگانی برای تغییر وضعیت جامعه و به خصوص اهتمام جدی کار داران کشوراست. برنامه‌ریزی و سیاستگذاری در راستای تحقق این خواسته‌ها باعث استیفای حقوق بخشی از جامعه می‌شود که سال‌هاست در شرایط خفقان زده یا به آن‌ها توجهی نشده و یا فریادهای حق‌طلبانه‌شان با زور و سرکوب پاسخ داده شده است. آن‌چه که امروز می‌تواند زنان را از پستوی خانه‌ها، از فضای یأس و سرخوردگی، از غرق شدن در مد و رنگ و لعاب‌های ظاهری و از دلمشغولی‌های کاذب رها سازد و آنان را به شهروندانی فعال در عرصه‌ عمومی بدل سازد، توجه به حقوق انسانی آن‌ها، فراهم کردن بسترهای لازم جهت مشارکت هرچه بیشتر آنان در زندگی سیاسی-اجتماعی و تلاش در جهت از بین بردن ساختارهای بازتولیدکننده نگاه‌های جنسیتی است. از همین رو و مطابق با اصل بیست و یکم قانون اساسی مبنی بر ایجاد زمینه‌های مساعد جهت رشد شخصیت زن و احیای حقوق مادی و معنوی وی، باید بیشتر تلاش شود.

1) ایجاد فرصت‌های برابر شغلی
مطابق با اصل 28 قانون اساسی، هرکس حق دارد شغلی را که بدان مایل است، برگزیند. دولت موظف است برای همه افراد امکان اشتغال به کار و شرایط مساوی را برای احراز مشاغل ایجاد نماید. بی‌شک استفاده از تمام ظرفیت جامعه لازمه پیشرفت و توسعه هر کشوری است از این رو آحاد ملت فارغ از جنسیت، به عنوان سرمایه اصلی دگرگونی‌های اقتصادی و اجتماعی قلمداد می‌شوند این درحالیست که ورود زنان به عرصه کسب و کار همواره با مشکلات عمده‌ای روبرو بوده است و حتی با وجود آن‌که بخش بزرگی از دانشجویان کشور را زنانی تشکیل داده‌اند که منابع عظیمی صرف آموزش آنان و دادن مهارت‌های تخصصی می‌شود، اما عملاً با وجود شرایط نابرابر اجتماعی و فرهنگی و تداوم افکار نادرست در رابطه با قدرت ذهنی و جسمی زنان، امکان دستیابی آنان به مشاغل متناسب با شأن اجتماعی و سطح تحصیلات دانشگاهی با موانع بی‌شماری روبروست. حضور زنان در پست های مهم مدیریتی، نادر است. همچنین با توجه به آمار رسمی تعداد زنان بیکار در جامعه نسبت به مردان تفاوت چشمگیری دارد. لذا باید با فراهم آوردن زمینه‌های رشد و ترقی زنان و زدودن انگاره‌های مردسالارانه، اصل شایسته‌سالاری را معیار گزینش افراد در مشاغل و مناصب دولتی قرار داده شود

2) اصلاح قوانین تبعیض آمیز
تلاش برای اصلاح قوانین قضایی، سیاسی و اجتماعیِ ناقض حقوقِ شهروندیِ زنان، بایستی انجام شود. از جمله این حقوق می‌توان به حق طلاق، حق دستیابی به جایگاه‌های اجتماعی و مناصب سیاسی مانند مقام ریاست جمهوری یا قضاوت، حق برخورداری از شرایطی که در آن زنان به عنوان عضوی از جامعه همانند مردان برای حضور در عرصه‌های عمومی با محدودیت‌های قانونی مواجه نباشند، محدودیت هایی از قبیل تحمیل پوشش خاص و یا دخیل کردن معیارهای جنسیتی در ورود به اماکن عمومی همچون ورزشگاه‌ها. قوانینی ازین دست به تداوم نگاه جنسیتی در جامعه منجر شده و نه
تنها آزادی زنان را سلب کرده، اجتماع را به سمت تبعیض‌‌های بیشتری سوق داده است.
3) امنیت اجتماعی
با نگاهی کلی به وضعیت جامعه شاهد آن هستیم که زنان مورد انواع خشونت‌ها واقع می شوند؛ خشونت‌هایی از قبیل خشونت های روانی یا خشونت‌های جسمی. این شرایط به گونه‌ای است که حتی بسیاری از زنان با ترس در محیط‌های عمومی حاضر میشوند. رسیدگی کارداران کشور به این وضعیت نامطلوب اجتماعی و ایجاد فضای متعادل روانی و پایدار در جامعه از خواسته های اساسی زنان است.
4) از بین رفتن گزینش جنسیتی در حوزه آموزش
ایجاد شرایط مساعد و برابر جهت شکوفایی استعدادهای هر فرداز وظایف هردولتی است وباید در جهت از بین بردن نگاه‌های تبعیض‌آمیز در این حوزه تلاش بسیاری شود.

5) ایجاد سازمان‌های مردم‌نهاد فعال در حوزه زنان
سازمان‌های مردم‌نهاد در تکوین جامعه مدنی و دادن آگاهی‌های عمومی به اقشار مختلف جامعه نقشی اساسی ایفا
می‌نمایند. این در حالی است که نه تنها کمک‌هایی از سوی دولت به این نهادها تا به حال نشده است، بلکه فعالین این حوزه با برخوردهای سرکوبگرانه مواجه می‌شوند.
6) عدم ترویج نگاه_ابزاری و مالکانه به زن
استفاده از زنان به عنوان ابزارهایی در جهت افزایش سود از سوی شرکت‌های تجاری به معنای تنزل شخصیت انسانی زنان است. همچنین حفظ ساختارهای سنتی مقوم نگاه مالکانه به زن نیز در راستای به بند کشیدن آنان است که تعالی و رشد آن‌ها را با موانع بزرگی روبرو می‌کند.
7) توانمندسازی فکری و اقتصادی زنان
زنان همواره از محدودیت‌های مالی و نبود بسترهای لازم جهت ارتقای مهارت‌های زندگی و آگاهی‌های اجتماعی رنج برده‌اند به گونه‌ای که این شرایط گسترش بزه‌کاری‌های اجتماعی را هموار ساخته است. این وضعیت در خصوص زنان مناطق محروم و کمتر توسعه یافته شهری و زنان روستایی با مشکلات مضاعفی مواجه است.

آمار وارقام اعدام ها در سال ١٣٩٥.(٢٩٢نفراعدام

Bildergebnis für ‫احسان فتاحي‬‎
گردآورنده :احسان فتاحي
اعدام فروردين(١٦مرد،٢زن =١٨)
 در فروردين سال ٩٥ باید به اعدام دست‌کم ٧نفر محکوم به اعدام (قصاص) در زندان رجایی‌شهر کرج و همچنین اعدام ٧نفر زندانی شامل پنج مرد و دو زن در ارتباط با جرائم مواد مخدر در زندان مرکزی بیرجند و به دار آویخته شدن ٤نفر زندانی در زندان ارومیه اشاره کرد.یکی از موردتوجه‌ترین و بحث‌برانگیزترین گزارش‌ها در این زمینه اعدام رشید کوهی، متهم جرایم مواد مخدر بدون حق تجدید نظر بود.
در فروردین‌ماه ۹۵سال در کنار تمام اعدام‌های صورت گرفته، شاهد بخشش و نجات  محکومین به قصاص بودیم که نجات یک محکوم به اعدام پس از ۱۰ سال وآزادی ۸ زندانی محکوم به اعدام در استان گلستان ازجمله آنها بود.
اعدام ارديبهشت:(٢٣نفراعدام)
 در اردیبهشت‌ماه سال ۹۵ تعداد بی‌شماری از زندانیان نسبت به ماه گذشته اعدام شدند.  اعدام دراین ماه باید به اعدام ١نفر زندانی درملاعام در مازندران، اعدام ٨نفر زندانی درزندان مرکزی زاهدان، اجرای حکم اعدام دست‌کم ٤نفر زندانی در زندان قزلحصارکرج، اجرای حکم اعدام دست‌کم ٤نفر زندانی درزندان رجایی‌شهر و همچنین اعدام ٦نفر زندانی در زندان مرکزی ارومیه اشاره کرد.
یکی از مورد توجه‌ترین وبحث‌برانگیزترین گزارش‌ها دراین زمینه اعدام شش نفر مخفیانه درسال۹۳ درزندان یزد بود.
دراردیبهشت‌ماه۹۵ درکنار تمام اعدام‌های صورت گرفته شاهد بخشش و نجات محکومین به قصاص بودیم که گذشت و بخشش از قصاص یک متهم درتهران، بخشش پنج محکوم به اعدام در کرمان و ارومیه، رهایی نجوان ازاعدام و همچنین گذشت از قصاص یک دختر هجده ساله ازجمله آنها بود.
اعدام خرداد ماه (٢٠نفراعدام)
  درخرداد‌ماه سال  ۹۵تعداد قابل توجهی از زندانیان اعدام شدند.  دراین ماه باید به اعدام ١نفر زندانی در ملاء عام در کوار، اعدام ١نفر زندانی در ملاء عام در مازندران، ١نَفَر زندانی در ملاء عام در شیراز، اعدام ۱۱ زندانی در زندان رجایی شهر کرج، اعدام ٢نفر زندانی در ملاء عام در شیراز، اعدام دستکم ٤نَفَر زندانی در محوطه زندان مرکزی بندرعباس اشاره کرد.
درخرداد‌ماه ۹۵ در کنار تمام اعدام‌های صورت گرفته شاهد بخشش و نجات محکومین به قصاص بودیم که توقف حکم اعدام ۷ متهم موادمخدر بعد از احراز پشیمانی، رهایی ازچوبه دار یک کودک-مجرم پس ازهفده سال، رهایی از کابوس ۷ ساله طناب دار از جمله آن‌ها بود.
اعدام تيرماه (٢٥نفر اعدام)
 درتیر‌ماه سال ۹۵ تعداد قابل توجهی از زندانیان اعدام شدند. دراین ماه باید به دست‌کم ۹ نَفَر زندانی درزندان قزلحصار اعدام شدند، اعدام ٥نفر متهم جرائم مواد مخدر در زندان اراک، اعدام ٢نفر زندانی در رشت، گزارش تکمیلی؛ افزایش تعداد اعدام .شدگان رجایی شهر به ۶ نفر، ٣نفر زندانی در ندامتگاه کرج اعدام شدند اشاره کرد.
اعدام مرداد ماه (٣٦نفراعدام(
 درمرداد‌ ماه سال  ۹۵ تعداد قابل ‌توجهی از زندانیان اعدام شدند. در این ماه باید به تایید دست كم  ٢٥ نَفَر از زندانیان سنی مذهب  وهمچنين محمد عبدالهی و چند زندانی دیگر در ارومیه اعدام شدند، ٦نَفَر زندانی در زندان مرکزی ارومیه اعدام شدند، رضا سبزواری مامور سابق پلیس در مشهد اعدام شد، إجرائي اعدام شهرام اميري دانشمند هسته ايي واجرای حکم اعدام ٣نَفَر زندانی ‘پرونده حمیدیه’ در اهواز اشاره کرد..
اعدام شهريورماه (٣١نفراعدام)
در شهریورماه سال ۹۵ تعداد قابل‌توجهی از زندانیان اعدام شدند. ازاعدام در این ماه باید به اعدام ٧نفر زندانی در یزد، اعدام ٥نفر زندانی در هرمزگان، اعدام دست کم ۱۲ نَفَر زندانی در ندامتگاه کرج و اعدام ۷ نَفَر ملوان در زندان بندرعباس اشاره کرد..
اعدام مهر (٢٠نفر اعدام)
 در مهر‌ماه سال ۹۵ تعداد قابل‌توجهی از زندانیان اعدام شدند ،دراعدام در این ماه باید به اعدام ۸ نَفَر زندانی در زندان مرکزی ارومیه، ١نفر زندانی در ملاء عام در نیشابور اعدام شد،  اعدام  ۱۱ نفر در زندان رجایی‌شهر ، اعدام پرشمار زندانیان در قزل حصار کرج اشاره کرد.
اعدام آبان (٩نفراعدام)
 در آبان‌ماه سال ۹٥ تعداد قابل‌توجهی از زندانیان اعدام شدند ،در اعدام در این ماه باید به اعدام ۵ نَفَر زندانی در کرمان، دست‌کم اعدام  ٢نفر زندانی در زندان سلماس، اعدام ٢نفر زندانی در زندان پارسیلون خرم آباد، اشاره کرد.
 اعدام آذر ماه (١٦نفر اعدام )
در آذرماه ۹۵ تعداد قابل‌توجهی از زندانیان اعدام شدند ،در این ماه باید به اعدام ۱۰ زندانی در زندان رجایی شهر،دستکم ۶ زندانی در ندامتگاه مرکزی کرج اعدام شدند، اشاره کرد.
اعدام دي ماه (٢٥ اعدام ،١كودك= ٢٦اعدام))
 در دي ماه سال ۹۵ تعداد قابل‌توجهی از زندانیان اعدام شدند ،در این ماه باید به اعدام  دستکم  ۱۶ نَفَر زندانی در رجایی شهر و ندامتگاه کرج ، ٤نفر زندانی در مشهد اعدام شدند، اعدام ١نفر کودک-مجرم در کرمان، و اعدام دستکم ٣نفر زندانی در زندان مرکزی قزوین ودو نَفَر در ايلام اشاره کرد.
اعدام بهمن ماه (١٨نَفَراعدام)
 در بهمن ماه سال  ۹۵ تعداد قابل‌توجهی از زندانیان اعدام شدند. در این ماه باید به دستکم ۸ نَفَر زندانی در زندان رجایی شهر کرج اعدام شدند، اعدام ۷ نفرزندانی در زندان قم؛ دادرسی ناعادلانه دستکم ١نفر زندانی اعدام شده و ٢نفر زندانی در ملاء عام در بندرعباس اعدام شدند اشاره کرد.
اعدام اسفندماه (٥١نفراعدام)
در اسفندماه سال ٩٥تعدادفراوان و قابل توجهي از زندانيان اعدام شدند.در اين ماه بايد به دستكم٤ نفر زنداني در ديزل آباد كرمانشاه، ١نفربلوچ در شيراز و٦زنداني در بيرجند ، ١نفر زنداني در قروه،٦زنداني در زندان اروميه،١نَفَر زنداني در بندرعباس ٥نفر مرددرشاهرود،٢نفر زن درزندان مركزي رشت، ١نفر در همدان،٣زنداني در قزلحصاركرج، ١زنداني دربوئين الزهرا قزوين،٢زنداني در گرمسار سمنان، ٢نفردرزندان مركزي اروميه، ٢زنداني در محوطه زندان ساري،١زنداني در مراغه ،٥نفر بلوچ در زندان مركزي زاهدان و ١نفردر چابهار،١زنداني در ملأ عام در يزد،٣نفر زنداني در قزوين چوبين در،١نفر زنداني در سمنان،٢زنداني در عادل آباد شيراز.در طول اسفندماه اعدام شدند.
پي نوشت:
١: لازم به ذكر است تمامي اين آمارها طبق آمارها و گزارشات خبرگزاري هاي مختلف جمع آوري شده است از جمله خبرگزاري هرانا  وسازمان حقوق بشر ايران وبنياد برومند وإحسان فتاحي فقط آن را گردآوري نموده وتك تك لينك افرادهاي اعدامي در خبرگزاري هرانا و سازمان حقوق بشر موجود است.
٢: در هركدام از اين ماه ها با بخشش اعدام ومجازات از طرف والدين قصاص وموارد ديگري انجام شده است.
٣: همچنين احتمال ازاينكه اعدام هايي مخفيانه صورت گرفته باشد  دور از انتظار نيست و بعضي اخبار در اين مورد شايد درج نشده باشد و يا خود حكومت جمهوري اسلامي ايران إعلام نكرده باشد.
منابع
.بنیاد برومند، تارنگارتخصصی حقوق بشر درایران، عفو بین الملل، کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، خبرگزاری هرانا کانون مدافعان حقوق بشر کردستان، کردپا، کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، رادیو کوردانه، آژانس خبری موکریان، سازمان حقوق بشر ایرانن، ماف نیوز، شبکه حقوق بشر کردستان، آسو روژهلات، روژی کورد، سنی نیوز، هنگاو، کوردستان میدا و کورد و کودستان، روژ نیوز، کانون حمایت از خانواده جان باختگان، بگونه، کانون مدافعان حقوق بشر در ایران، کمپین فعالین بلوچ، رادیو فردا، صدای آمریکا، بی بی سی فارسی، کیهان لندن، کیهان نوین، رادیو زمانه، رادیو فرهنگ، حزب کمونیست، گزارشگران بدون مرز، آزادی بیان، کمپین بین المللی نه به اعدام، ایران پیک، سایت میهن، زیتونه، دویچه وله، العربیه فارسی، جوانه ها، نه به زندان نه به اعدام،، سازمان حقوق بشر کردستان.آژانس خبر ایران، آزادی بیان، صدا نیوز، سازمان دیدبان حقوق بشر، تحلیل روز، سایت سویدوند وابسته به ژنو، خودنویس، دیدگاه، عرفان نیوز، خبرگزاری صدای مسیحیان، سحام نیوز، سحبانیوز، روژهلات تایمز، شورای شمس، زاگرس پوست، خبر گر، سایت راه کارگر، سایت ملیون ایران، خبر کلمه فارسی، کانال نور، وصال حق، کانال توحید، خبرنگاران آزاد کردستان، سایت بهانیوز، پژواک ایران، گُویا نیوز، سایت عصرآنارشیسم، جنگ خبر، همبستگی ملی، عصر نو، مجاهدین خلق، ایرانگولبال، خبر نامه ملی ایرانیان، فضوله محله، نشریه راوی، اسرائیل تایمز، رادیو اسرائیل، رادیو کوچک، کانال ایران فردا، رادیو فرانسه، رادیو پارس، کانال من و تو، بالاترین، برنامه تبلت، فضوله محله، کانون دفاع از حقوق بشر در ایران، وسایر وبلاگ و سایت و رسانه های دیگر.
٢٩اسفندماه ١٣٩٥شمسي(١٩مارچ ٢٠١٧ميلادي)
احسان فتاحي

فردِ مؤنّث حتّی از داشتنِ عکسی دراعلامیه‌ی ترحیمش محروم است!

Bildergebnis für ‫اعلامیه ی ترحیم‬‎

 

نوشته< هانا امیری

🚺نیمه‌یِ سنگین‌ترِ زمین🚺
(تأمّلی درباره‌ی مفهومِ ناکامی و امرِ جنسی)
۱. گاهی برخی واژه‌ها، بدل به استعاره شده و مخاطب با خوانشِ آن، معنایی جز آن‌چه در ظاهرِ واژه است را درمی‌یابد. به عنوان نمونه هنگامی که شاعر از “شیری که در میدانِ نبرد می‌جنگد” سخن می‌گوید، ما می‌فهمیم که او در واقع از فردی شجاع سخن می‌گوید که بی‌هراس به صفِ دشمن زده است. شیر؛ استعاره‌ای شده برای بیانِ شجاعت. حال، اگر ناگهان به ما خبر دهند که “در
تصادفی سهمگین، جوانی ناکام از دنیا رفت” چه برداشت‌هایی از این عبارت خواهیم داشت؟ تحلیل‌هایی که از این جمله استخراج می‌شود به شرحِ زیر خواهد بود:
در تصادفِ روی داده، یک فردِ مذکّر جانش را از دست داده است.
آن فردِ مذکّر، هنوز ازدواج نکرده بوده است.

گمان نمی‌کنم مناقشه‌ای در این دو تحلیلِ به دست آمده از جمله‌ی خبریِ بالا وجود داشته باشد. چرا که در جامعه‌ی ایرانیِ امروزِ ما، در هیچ‌ اعلامیه‌ی ترحیمی برای یک فردِ مؤنّث، به روشن‌سازی وضعیّت او پرداخته نمی‌شود. فردِ مؤنّث حتّی از داشتنِ عکسی دراعلامیه‌ی ترحیمش نیز عموماً محروم است و به جایِ تصویرِ او، عکسی از یک گل که باز هم استعاره‌ای است برای نمایاندنِ جنسیّتِ او، بهره برده می‌شود. همچنین دیده نشده (حدّاقل من ندیده
و نشنیده‌ام) که برایِ یک فردِ مؤنّث که جانش را از دست داده، وصفِ ناکام به کار گرفته شده باشد.
این موضوع، بیان‌گرِ دو تحلیلِ مهم است:

کامرواییِ مردان، در وقوعِ “ازدواجِ دائم” فهمیده شده است. گو اینکه با وقوعِ ازدواجِ دائم، مرد؛ سلطانِ بلامنازعی بر سرزمینی خواهد شد که زن، نام دارد و او مجاز و قادر خواهد بود تا هرگونه که خواست با آن زن، رفتار کند. نهادِ ازدواجِ دائم برایِ مردان، بستری آماده تلقّی شده برایِ ارضایِ کامرانی و کامروایی و حتّی اگر او همه‌گونه بهره‌مندی در زندگی را تجربه کرده
و امّا از این موضوع، متمتّع نشده باشد، همانا ناکام از دنیا رفته است.
فردِ مؤنّثی که جانش را از دست داده، هیچ‌گاه ناکام خوانده نمی‌شود، چرا که او اساساً ابزاری است برای رساندنِ مرد به کامروایی. کامکاریِ او
فاقدِ موضوعیّت است. زن در چنین محملی، طریقیّت داشته و صرفاً به عنوان یک ابزار نگریسته می‌شود. برای یک ابزارِ فاقدِ هویّت نیز چه تفاوتی می‌کند تصویرِ خودش را در اعلامیه‌ی ترحیمش بگذارند یا عکسی از یک گل یا
هر پدیده‌ی دیگر را؟ او “مستوره” است و “محجوب” و “مخفی”. بیهوده نبوده که چنین تخلّص‌هایی نیز به جبرِ تاریخی برای خویش برمی‌گزیده‌اند زنانِ نویسنده و شاعرِ قرن‌های گذشته.

۲. رعایتِ اصلِ کرامتِ ذاتی (Dignity) اقتضا می‌کند که حیثیّتِ هر فرد، محترم باشد. نگاهِ ابزاری به فرد، او را در بهره‌مندی از کرامت، دستخوشِ ناملایمت‌های فراوان خواهد ساخت. صدرِ اصل بیست و یکمِ قانونِ اساسیِ جمهوریِ اسلامیِ ایران مقرّر داشته که “دولت موظّف است حقوقِ زن را در تمامِ جهات با رعایتِ موازینِ اسلامی تضمین نماید…” نمی‌توان و نباید تفسیری از مفهومِ “موازینِ اسلام” ارائه داد که زن را بدل به ابزار کرده و او را از کرامتِ ذاتی‌اش تهی سازد. از جمله مواردِ مناقشه برانگیز در نظامِ حقوقیِ ایران، موضوعِ “تمکینِ جنسیِ زن” و همبستریِ او با شوهر است. نخست آن‌که باید توجّه داشت، ازدواج؛ قراردادی منعقده و مکانیکی میانِ زن و
مرد نیست که زن را یکباره و برایِ همیشه به تملّکِ مرد درآورد. باید کوشید تا این برداشتِ ارتدوکسیکال و متعصّبانه از نهاد ازدواج در جامعه‌ی ایرانی، تصحیح گردد. در موضوعِ خاصِ همبستریِ زن و مرد، باید این نکته را مورد توجّه قرار داد که وجودِ عنصرِ “رضایتِ طرفین” برای وقوعِ چنین امری، همواره و در هر مرتبه مورد نیاز است. “عدم رضایت”ِ یکی از طرفین، همبستریِ زوجین را بدل به مصداقِ “تجاوز” خواهد کرد. هم‌اکنون در بیش از ۱۰۴ کشورِ
دنیا، نزدیکیِ بدونِ رضایتِ زن توسّط همسر، جرم‌انگاری شده و امکانِ پیگیردِ قانونی دارد.
در حوزه‌ی عمومی؛ آن هنگام که قانون به انتها می‌رسد، اخلاق آغاز می‌شود. اگر هنوز ما در جامعه‌ی ایرانی، به دلایل و علل گوناگون، به محملِ قانونیِ مزبور نرسیده‌ایم، به جا و رواست که درباره‌ی “اخلاقی‌سازیِ نهاد خانواده و ازدواج” تامّل کرده و پاسخی برای موضوعِ مذکور بیابیم. بی‌گمان؛ عاقبت جوینده یابنده بوَد.

منشور حقوق شهروندی

نوشته رضا امیریDein Profilbild, Bild könnte enthalten: 1 Person

آقای حسن روحانی رئیس جمهور ایران در ۲۹ آذر ۱۳۹۵ در طی‌ یک مراسمی از منشور حقوق شهروندی که در ۱۲۰ ماده تدوین شده بود رو نمایی و امضا کرد. آقای روحانی بسیار پر حرارت در مورد این منشور سخنرانی‌ کرد و برخی‌ از مواد آن را هم اعلام کرد، البته لازم به ذکر است که این منشور شهروندی از شعارهای انتخاباتی آقای روحانی بود که در ۱۰۰ روز اول دولت هم پیش‌نویس آن منتشر شد و حال که به ماه‌های پایانی دوره ریاست جمهوری ایشان نزدیک

مئ‌‌شویم به نظر می‌رسد که آقای روحانی با مطرح کردن این منشور گامی‌ به سوی انتخابات آتی برداشته است.

انتشار چنین منشوری که در آن مجموعه‌ای از قوانین مربوط به حقوق شهروندان مصرح در قوانین ایران گرد آماده است

به نظر می‌رسد چیز جدیدی نیست

مقایسه با اعلامیه جهانی‌ حقوق بشر

،و در واقع در مقایسه با اعلامیه جهانی‌ حقوق بشر که در سال ۱۹۴۸ تدوین شده است فاصله زیادی دارد، و مهمترین اصل آن که عدم تبعیض است یعنی‌ همه انسانها بی‌ هیچ تمایزی از هر سان که باشند ،اعم از نژاد، رنگ، جنسیت، زبان ،مذهب ،عقاید سیاسی یا هر عقیده دیگری ،خاستگاه اجتماعی و ملی وضعیت دارایی ، محل تولد ،یا در هر جایگاهی باشد سزاوار تمامی‌ حقوق مطرح در این اعلامیه میباشند،و این اصل در منشور حقوق شهروندی آقای روحانی نادیده گرفته شده است.به طور مثال حق پوشش زنان  و یا تغییر دین است

قانون اساسی‌ جمهوری اسلامی

با توجه به این که اکثر مواد آن از قانون اساسی‌ جمهوری اسلامی بر گرفته شده است که به آن ایرادات بسیاری وارد

است،به طور مثال در اصل ۱۲ و ۱۳ قانون اساسی‌ آمده که دین رسمی‌ کشور اسلام است و مذهب شیعه آثنا آشری ۱۲ امامی می‌باشد و علل ابد غیر قابل تغییر می‌باشد و در واقع با این تعریف انسانها درجه بندی میشوند و افرادی که پیرو این مذهب باشند از امتیازات بیشتری نسبت به دیگر مذاهب برخوردار هستند و این تناقض دارد با منشور حقوق شهروندی که در اعلامیه جهانی‌ حقوق بشرمی‌باشد

تناقضات منشور حقوق شهروندی آقای روحانی

به طور مثال در ماده ۱۰ منشور حقوق شهروندی آقای روحانی آمده است توهین تحقیر یا ایجاد تنفر نسبت به قومیتها و پیروان ادیان و مذاهب و گروه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی ممنوع است.در حالی‌ که در ایران شاهد نقض سیستماتیک حقوق شهروندی پیروان بهائی اعم از اخراج از دانشگاه در مقاطعی حتا دبستان پلمپ محل کسب دستگیری فشار و سرکوب هستیم این گونه فشارها حتا بر پیروان ادیان و یا مذاهبی که در قانون اساسی‌ جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته شده و برای آن هم حقوقی تعریف شده هر چند ناچیز اعمال میشود.

ضمانت اجرایی

تناقض در این منشور به وضوح دیده میشود .اما نکته‌ای که وجود دارد با تمام این نقایص ضمانت  اجرایی ندارد  و با

وجود خوشبینی‌های ابراز شده از طرف آقای روحانی شاید خود ا‌و بهتر بداند که ابراز اطمینان از همکاری سایر قوا با منشور حقوق شهروندی بیشتر به یک شوخی‌ میماند چرا که اگر قوای مورد نظر ا‌و تمایلی به حفظ حقوق شهروندان داشتند چرا تا کنون اقدامی در این راستا انجام نداده‌اند. بنا به گفت دست اندرکارن تهیه این منشور عمده مطالب این منشور از قوانین فعلی‌ ایران یا معاهده هایی که ایران از امضائ کنندگان آن است گرد آوری شده است بنابرین مشخص  است که تمایلی به رعایت این قوانین در میان بخشهایی از حاکمیت که دست بالا را در ساختار قدرت ایران دارند وجود ندارد

وضعیت حقوق بشر ایران در مجامع بین‌المللی

موضوع دیگری که می‌توان به آن اشاره کرد دولتمردان جمهوری اسلامی و در راس آنها ریس جمهور وزیر خارج ایران نیز هر گاه در مجامع بین‌المللی با انتقادی از وضعیت حقوق بشر در ایران رو به رو شده اند همچون دولتهای پیشین از استقلال دستگاه قضایی ایران و تفکیک قوا سخن رانده و با فرافکنی از زیر بار مسئولیت شانه خالی‌ کرده اند .

وعده‌های  انتخاباتی

به نظر می‌رسد آقای روحانی به دنبال این هست تا به یکی‌ دیگر از وعده‌های  انتخاباتی خود در کنار وعده اصلی‌ خود که به سرانجام رساندن پرونده هسته‌‌ای ایران بود می‌باشد و از سوی دیگر با تاکید به حقوق شهروندی به دنبال جلب آرا برای  دوره  بعد  می‌باشد .آقای روحانی به خوبی‌ میداند که در نظام ولایت فقیه که رئیس دستگاه قضا رسما اعلام کرده که به دنبال اجرای منویات رهبر است.و در نتیجه منشور حقوق شهروندی تازه نوشته شده آقای روحانی اساساً بی‌ نتیجه می‌باشد

آمار نقض حقوق بشر در دره آقای روحانی

پرونده حقوق بشری ایران  در طول این مدت از ریاست جمهوری آقای روحانی خود نشان دهنده این است که آقای

روحانی چقدر تلاش کرده برای این که بتواند جلوی نقض حقوق بشر در ایران را بگیرد

آمار اعدام در سال ۲۰۱۶ بیش از ۱۰۰۰ نفر

سرکوب و دستگیری فعالان حقوق بشر و سیاسی

تبعیض نسبت به اقلیت‌های مذهبی‌ با توجه  به شعارهای انتخاباتی همچنان وجود دارد

وضعیت محیط زیست کماکان رو به تخریب

آمار کارتون خواب‌ها فقط در تهران به گفته خانم ملاوردی ۲۰۰۰۰ نفر که تقریبا یک سوم آن زنان هستند

آماری که ارائه شد آمار رسمی‌ خود دولت می‌باشد و قطعاً آمارهای غیر رسمی‌ فراتر از این می‌باشد و این در واقع بخشی از نقض حقوق بشر و حقوق شهروندی می‌باشد که در دولت آقای روحانی به آن توجهی‌ نشده است

آمار وارقام اعدام ها از سال ٥٧تا ٩٥ (٦١هزار اعدام)

 

ehsan fatahiyan fetahi rojikurd
نويسنده وگردآورنده: احسان فتاحي

آمار وارقام اعدام ها از سال ٥٧تا ٩٥ (٦١هزار اعدام)

باگذاشته چهار ده از انقلاب اسلامي ايران مي خواهيم مروري به آماراين اعدامي ها بپردازيم از سال ١٣٥٧تا سال ١٣٩كه اين آمار بسيار وحشتناك مي باشد.
١: از بهمن ٥٧تا اسفند٥٨ /٤٣٨اعدام
با رأی دادگاه انقلاب اسلامی در ایران
در روز ۲۷ بهمن ۱۳۵۷ اولین گروه از سران نظام سابق که شامل ۴ ارتشبد ارتش شاهنشاهی ایران بود با حکم دادگاه انقلاب به ریاست صادق خلخالی به اعدام محکوم شدند.
بنا به گزارش سازمان عفو بین‌الملل از پیروزی انقلاب تا اسفند ۱۳۵۸ تعداد ۴۳۸ نفر توسط دادگاه انقلاب اعدام گردیده‌اند.
٢: در سال ٥٩ بيش از ٦٢٤نفر اعدام شدند.
یکی از مشهورترین اعدام‌های خلخالی اعدام ۹ نفر در مریوان در رابطه با “کوچ اعتراضی” بود. ورود ارتش به شهر مریوان در مرداد ماه ۵۹ با خروج اعتراضی مردم این شهر برای جلوگیری از وقوع جنگ روبرو شد. بر اساس گزارشهای موثق تقریبا تمام ساکنان مریوان به مدت دو هفته به اردوگاهی در خارج از این شهر پناه بردند. بعدها در این رابطه ۹ نفر از جمله دو برادر عضو یک خانواده تیرباران شدند.
٣: در بين سال هاي ٦٠  تا ٦٤  (١٤٧٩٤نفراعدام شدند)
طبق آمارهاي دقيقي كه جمع آوري شده است  بيش  از ١٤٧٩٤دربين سالهاي ٦٠تا٦٤اعدام شدند.
درجنگي كه بين ايران وعراق اتفاق افتاد تلفات آن را ميتوان طبق آمارهاي حكومت ايران بيان كرد.
۱۲۳٬۲۲۰ تا ۱۶۰٬۰۰۰ نفر کشته شده در نبرد و ۶۰٬۷۱۱ مفقود (بر اساس اعلام دولت ایران)
۲۰۰٬۰۰۰ تا ۶۰۰٬۰۰۰ نفر بر اساس آمارهای مستقل
۸۰۰٬۰۰۰ نفر کشته در میدان نبرد (بر اساس اعلام عراقی‌ها)
۳۲۰٬۰۰۰ تا ۵۰۰٬۰۰۰ نفر مجروح
۴۰٬۰۰۰ تا ۴۲٬۸۷۵ نفر اسیر
۱۱٬۰۰۰ تا ۱۶٬۰۰۰ نفر تلفات غیرنظامی
۶۲۷میلیارد دلار خسارت مالی
٥: در سال ٦٥و ٦٦ (١٤٥٦اعدام )
طبق خبرهاي واخبارهاي ثبت شده تخمين شده است كه در سال هاي ٦٥و٦٦ در حكومت اسلامي ايران نزديك به ١٦٧١ اعدام صورت گرفته باشد كه موثق ترين آن ١٤٥٦نفر ثبت شده است.
٦: اسامي اعدام كودكان وزنان اعدام شده ازسال٦٠تا ٦٧
٧: در سال ٦٧ (٤٤٨٤اعدام)
در تابستان ۱۳۶۷ واقعه‌ای بود که طی آن به فرمان سید روح‌الله خمینی، چندین هزار زندانیان سیاسی و عقیدتی در زندان‌های نظام جمهوری اسلامی ایران در ماه‌های مرداد و شهریور ۱۳۶۷ به شکلی مخفیانه اعدام و در گورهای دسته‌جمعی دفن شدند.به طور کلی جرم زندانیان همکاری با سازمان‌های مخالف نظام به خصوص سازمان مجاهدین خلق ایران و همچنین طیف‌های مختلفی از گروه‌های چپ، کمونیست و مارکسیست بود.تعداد قربانیان این واقعه نزد مراجع مختلف متفاوت و بین ۳۰۰۰تا ۴۴۸۲ نفر تخمین زده می‌شوند. گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد تعداد زندانیان سیاسی اعدام‌شده را دست‌کم ۱۸۷۹ نفر اعلام کرده‌است.
مقامات ارشد نظام جمهوری اسلامی ایران انجام اعدام‌ها را انکار نمی‌کنند، بلکه در قریب به اتفاق موارد از آن دفاع کرده‌اند و آن جنایت را برای حفظ نظام، لازم و ضروری شمرده‌اند.آیت‌الله منتظری، بلندپایه‌ترین مخالف اعدام‌ها بود و اعتراضات‌هایش به قیمت برکناری‌اش از جانشینی آیت‌الله خمینی و به حبس خانگی تا زمان مرگش انجامید.
قتل‌های زنجیره‌ای، به قتل برخی از شخصیت‌های سیاسی و اجتماعی منتقد نظام جمهوری اسلامی در دههٔ هفتاد خورشیدی در داخل و خارج از ایران گفته می‌شود که به گفتهٔ برخی منابع با صدور فتوی توسط روحانیون بلندپایه و توسط پرسنل وزارت اطلاعات در زمان وزارت علی فلاحیان (وزیر اطلاعات دوران ریاست‌جمهوری هاشمی رفسنجانی) و دری نجف آبادی (اولین وزیر اطلاعات در دولت محمد خاتمی) صورت گرفت.
گرچه در مجموع، قتل‌ها در طول چندین سال اتفاق افتاده و تعداد قربانیان به بیش از (هشتاد) نویسنده، مترجم، شاعر، فعال سیاسی و شهروندان عادی می‌رسد.
ودر بين اين ده سال از ٦٧تا ٧٧بيش از ٦٧٨٣اعدام صورت گرفته است در طول اين يك ده !
٩: حمله به كوي دانشگاه در سال ٧٨ (٧كشته)
هجده تیر یا وقایع کوی دانشگاه تهران به مجموعه ناآرامی‌ها و درگیری‌ها بین روزهای هجدهم تا بیست وسوم تیرماه ۱۳۷۸ میان دانشجویان، نیروهای انتظامی و افراد موسوم به لباس شخصی‌ها، اطلاق می‌شود.مجموعهٔ فعالان حقوق بشر در ایران ادعا دارد ۷ نفر در واقعه حمله به کوی دانشگاه کشته شده‌اندکه تاکنون فقط هویت عزت‌الله ابراهیم‌نژاد و فرشته علیزاده روشن شده‌است.شورای متحصنین در بیانیه ۲۶ تیر مرگ تامی حامی‌فر را نیز تأیید کردو سعید زینالی نیز از هنگام دستگیری توسط مأموران ناپدید شده است؛ همچنین چشم یک دانشجوی پزشکی بر اثر اصابت گلوله تخلیه، دست و پای عده‌ای شکسته و تعداد زیادی دانشجو ضرب وشتم شدند.از این حادثه به عنوان بزرگ‌ترین چالش جنبش دانشجویی در ایران بعد از انقلاب ۱۳۵۷ نیز یاد
می‌شود.
١٠: از سال ٧٨تا ٧٩
طبق آمار سازمان هاي حقوق بشري در طول اين نه سال اگر بر فرض حساب كرد هر سال در ايران حداقل ٥٦٠اعدام صورت گرفته باشد بر جمع نه سال مي شود ٥٢٢٠اعدام صورت گرفته است.
١١: ازخرداد٨٨ تا تير ٨٩ (١٥٢اعدام ، سياسي )
در پی اعلام نتایج دهمین دورهٔ انتخابات ریاست جمهوری ایران و اعلام پیروزی دوبارهٔ محمود احمدی‌نژاد، تظاهرات و راهپیمایی‌های بی‌سابقه‌ای در خیابان‌ها و میدان‌های تهران و همچنین شهرهای دیگر ایران، توسط معترضان به نحوهٔ شمارش آرا و حامیان میرحسین موسوی، رقیب اصلی احمدی‌نژاد در انتخابات، در ماه‌های خرداد و تیر ۱۳۸۸ به راه افتاد که بزرگترین راهپیمایی‌های اعتراضی در تاریخ ۳۰ سال جمهوری اسلامی ایران بود.
در جریان سرکوب معترضان توسط نیروهای پلیس و شبه‌نظامیان بسیج و سپاه پاسداران، به ویژه در روزهای ۲۵ و ۳۰ خرداد ۱۳۸۸، تعدادی از معترضین و عابرین کشته و مجروح شدند.
طبق آمار آژانس خبررسانی کُردپا، ٨١۴ مورد مجازات اعدام در سال نخست دولت روحانی به اجرا درآمده است که در مقایسه با بازه زمانی سال قبل (١٢ مردادماه سال ١٣٩١ تا ١٢ مرداد سال ١٣٩٢) با تعداد ۵۵٣ مورد، افزایش ۴٧ درصدی داشته است.
مجازات اعدام برای افرادی که هنگام ارتکاب جرم کمتر از ١٨ سال سن داشته‌اند، ١۶ مورد بوده که حکم اعدام تمامی آنان بعد از رسیدن به سن ١٨ سالگی به اجرا درآمده است.
با استناد به آمار ثبت‌شدە در مرکز آمار آژانس خبررسانی کُردپا، ١٩ تن از افراد اعدام شده زن بودە و همچنین حکم اعدام ۶٩٧ نفر از آنان به صورت گروه‌های ٢ تا ١۶ نفره و ١١٧ نفر از این افراد بصورت فردی اعدام شده‌اند.
طبق آمار ثبت‌شدە، تنها اسامی ٣۶٧ تن از افراد اعدام‌شدە طی یک سال اخیر معلوم می‌باشد و اسامی ٣۴٠ تن نامعلوم، ٨۵ تن تنها حروف اول نام و نام‌خانوادگیشان موجود است و همچنین ٢٢ تن از آن‌ها تنها اسم کوچکشان منتشر شده است.
همچنین طبق مشخصات افراد اعدام شده بطور کل ٧٣ نفر از آنها کُرد، ٢١ نفر عرب، ١۶ نفر بلوچ، ۵ تن ترک، ۴ نفر آذری و ٣ تفر تبعه افغانستان هستند.
محاربه ومفسد في الارض
در سال ٢٠١٣، ٢٩ نفر با اتهام محاربه و فساد فى الارض اعدام شدند. در بين اين افراد از كسانى كه با اتهام مبارزه مسلحانه دستگير شده بودند وجود داشت تا وابستگى به گروه‌هاى سياسى اپوزيسيون و متهمان به تروريسم. بيشتر اعدام شدگان اين دسته، از گروه هاى اتنیکی و از مناطق بلوچستان، كردستان و مناطق عرب‌نشين ايران بودند. برای جزئیات بیشتر به بخش “گرههای اتنیکی” مراجعه شود.
١٣: آمار اعدام در سال ١٣٩٣
احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران طی گزارشی اعلام کرده بود که “در سال ٢٠١۴، ٩۶۶ نفر در ایران اعدام شده‌اند که این تعداد بالاترین رقم اعدام در بیست سال گذشته است”.
براساس این گزارش “تعداد اعدام‌شدگان از ٩١ نفر در سال ٢٠٠۵ به ٩۶۶ نفر در سال ٢٠١۵ افزایش یافته است که حدود نیمی از آنها در رابطه با مواد مخدر اعدام شده‌اند. برخی از آنها پیش از رسیدن به سن قانونی ١٨ سالگی به اعدام محکوم شده بودند”.
همچنین آمده که “در سال گذشته زندان قزل‌حصار با ١۵۵ نفر و زندان رجائی‌شهر کرج با اعدام ١٠٩ نفر بیشترین تعداد اعدام‌ها را در ایران داشته اند”.
پیشتر نیز در همین رابطه سازمان عفو بین‌الملل در گزارشی اعلام کرده بود که رژیم اسلامی ایران از آغاز دی‌ماه ٩۴ تا تیرماه ٩۴، ۶٩۴ نفر را اعدام کرده است که طی این بازه زمانی حکم اعدام ٣٩ شهروند کُرد توسط دستگاه قضایی رژیم اسلامی ایران به اجرا در آمده است که از این تعداد ۴ زندان سیاسی کُرد جزو اعدام‌شدگان بود‎ه‎اند.
١٤: آمار اعدام در سال ١٣٩۴
اجرای احکام اعدام در سال ۲۰۱۵ نسبت به سال ۲۰۱۴ دست کم ۴۰٪ افزایش داشته است، هم چنین صدور احکام اعدام نیز با افزایش ۲۱۵٪ همراه بوده است. تعداد اعدام‌ها در ملاء عام ۳٪ نسبت به سال ۲۰۱۴ کاهش داشته است و اعدام زنان نیز ۵۰٪ کاهش را نشان می‌دهد.
همچنین به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، بر اساس این گزارش ۶۹٪ اعدام شدگان به اتهام جرایم مربوط به مواد مخدر در ایران اعدام شدند. ۲۱٪ به اتهام قتل، ۶٪ به اتهام تجاوز به عنف، ۱٪ به اتهام نامعلوم، و ۱٪ درصد نیز به اتهام محاربه و افساد فی الارض در ایران اعدام شدند.مجموماً از ۳۲۱ گزارش گردآوری شده ۳۴۲ مورد نقض حقوق برای ۱۴۷۱ شهروند به ثبت رسیده است.
١٥: آمار اعدام هادر سال ١٣٩۵
اعدام دست‌کم ٦٧١ زندانی از ابتدای سال ۲۰۱۶  و بالا رفتن آمار آن حقوق‌بشر ایران اعلام کرده بود ، ۵ مرداد ماه ۱۳۹۵: اعدام دست‌کم ۲۵۰ نفر از تاریخ ۱ ژانویه تا ۲۰ جولای سال جاری توسط سازمان حقوق‌بشر ایران به ثبت رسیده است. این آمار نشان می‌دهد به‌طور متوسط در هر روز بیش از ۱ نفر اعدام شده است.
همچنین در تاریخ ١٢مرداد ماه ٢٠زندانی اهل سنت کُرد درحالی که حکم آنها ناعادلانه بود به اجرا گذاشته شد واعدام شدند.
در هفت ماه اول سال میلادی گذشته (۲۰۱۵) بیش از ۷۰۰ نفر در زندان‌های مختلف ایران اعدام شدند، این آمار برای تمام سال به ۹۶۹ نفر بالغ شد که این بالاترین حد در طی ۲۵ سال گذشته بوده است.
باتوجه به گزارشات سازمان حقوق‌بشر ایران و آمارهایی که توسط این نهاد به ثبت رسیده است، جرائم مربوط به مواد مخدر و قتل عمد همچون سال‌های گذشته بالاترین میزان اعدام را به خود اختصاص داده بودند.
گفتنی است، در سال ۲۰۱۶ مقامات ایران اجرای حکم اعدام در مقابل دیدگان شهروندان از جمله کودکان را ادامه دادند. همچنین اعدام چندین مجرم نوجوان در میان اعدامیان این سال گزارش شده و سازمان حقوق بشر ایران هنوز در حال بررسی موارد ایشان است.
برخی از نکات مهم گزارش اخیر سازمان حقوق بشر ایران در خصوص اعدام‌ها بین ۱ ژانویه تا ۲۰ جولای ۲۰۱۶:
%۴۵ از اعدام‌ها توسط منابع رسمی در ایران گزارش شده‌اند.
%۴۷ از اعدام‌ها با جرائم مربوط به مواد مخدر صورت گرفته است.
%۳۹ درصد از اعدام‌ها با اتهام قتل عمد بوده است.
۱۹ تن در ملاء عام اعدام شده‌اند.
شایان ذکر است که سازمان حقوق بشر ایران در خصوص برخی از گزارشات اعدام همچنان در حال تحقیق است که به علت عدم تأیید قطعی در این آمار گنجانده نشده است.
همچنین در ١٢مرداد ماه سال ٩۵ بیش از سی نَفَر از جوانان اهل سنت اعدام شدند.  ١٨نفر دیگر آنها در آستانه اعدام هستند.
در کل طی شش ماه دوم سال ٩٥ بيش از ٣٨٦ اعدام  به ثبت رسیده که رسانه‌های رسمی و قوه قضائیه تنها ١٧٣ فقره از آن را اعلام کرده‌اند.
پيش بيني مي شود آمار دقيق اعدام در سال ٩٥بيش از نهصد نفربوده است.
١٦: اعدام بهائيان
 ابتدای انقلاب ۵۷ ایران تا به حال، ۲۰۲ نفر از بهائیان به خاطر اعتقادشان به دین بهائی، و یا ترویج و تبلیغ آن، توسط حکومت اسلامی اعدام شده‌اند.
١٧: اعدام اهل سنت
 در مورد اهل سنت  كه شهروند درجه دوم در ايران محسوب مي شود وبيشتر در مناطق مرزي  ساكن مي باشند.
در مورد آمار اعدام ها وكشتاروترور علما سني در طول اين چهار ده بسيار فراوان مي باشد كه قابل شمارش نيستند واكثريت اهل سنت از مليت هاي كورد وبلوچ وتركمن صحرا وعرب اهواز مي باشند
نتيجه گيري :
اگر ما تمامي اين آمار وكشتار واعدام ها وترور وتجاوز واعدام مواد مخدري ها و قتل هاي عمد و قوميت هاي ملي و مذهبي  در اين چهار ده از انقلاب اسلامي ايران كنار هم قراردهيم به رقم
فاجعه باري مي رسيم كه از گفتن آن بايد لرزيد!
ولي بصورت تقريبي ميتوان ٦١هزار نَفَر تخمين زِد !
منابع :
بنیاد برومند، تارنگارتخصصی حقوق بشر درایران، عفو بین الملل، کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، خبرگزاری هرانا
کانون مدافعان حقوق بشر کردستان، کردپا، کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، رادیو کوردانه، آژانس خبری موکریان، سازمان حقوق بشر ایرانن، ماف نیوز، شبکه حقوق بشر کردستان، آسو روژهلات، روژی کورد، سنی نیوز، هنگاو، کوردستان میدا و کورد و کودستان، روژ نیوز، کانون حمایت از خانواده جان باختگان، بگونه، کانون مدافعان حقوق بشر در ایران، کمپین فعالین بلوچ، رادیو فردا، صدای آمریکا، بی بی سی فارسی، کیهان لندن، کیهان نوین، رادیو زمانه، رادیو فرهنگ، حزب کمونیست، گزارشگران بدون مرز، آزادی بیان، کمپین بین المللی نه به اعدام، ایران پیک، سایت میهن، زیتونه، دویچه وله، العربیه فارسی، جوانه ها، نه به زندان نه به اعدام،، سازمان حقوق بشر کردستان.آژانس خبر ایران، آزادی بیان، صدا نیوز، سازمان دیدبان حقوق بشر، تحلیل روز، سایت سویدوند وابسته به ژنو، خودنویس، دیدگاه، عرفان نیوز، خبرگزاری صدای مسیحیان، سحام نیوز، سحبانیوز، روژهلات تایمز، شورای شمس، زاگرس پوست، خبر گر، سایت راه کارگر، سایت ملیون ایران، خبر کلمه فارسی، کانال نور، وصال حق، کانال توحید، خبرنگاران آزاد کردستان، سایت بهانیوز، پژواک ایران، گُویا نیوز، سایت عصرآنارشیسم، جنگ خبر، همبستگی ملی، عصر نو، مجاهدین خلق، ایرانگولبال، خبر نامه ملی ایرانیان، فضوله محله، نشریه راوی، اسرائیل تایمز، رادیو اسرائیل، رادیو کوچک، کانال ایران فردا، رادیو فرانسه، رادیو پارس، کانال من و تو، بالاترین، برنامه تبلت، فضوله محله، کانون دفاع از حقوق بشر در ایران، وسایر وبلاگ و سایت ورسانه های دیگر

قربانیان هولوکاست

نوشته نیما حسابیان

Bildergebnis für ‫قربانیان هولوکاست‬‎

هفتاد و دو سال از آزاد سازی اردوگاه آشویتس (Auschwitz( بزرگترین و مجهزترین اردوگاه کار اجباری که در طول اشغال لهستان توسط نازی ها ساخته شده بود، می گذرد. مجمع عمومی سازمان ملل متحد در سال ۲۰۰۵ با صدور قطعنامه ای که به پیشنهاد کشورهایی همچون آمریکا، اسراییل و روسیه و حمایت ۱۰۴ کشور دیگر عضو، انکار هولوکاست را غیر قابل پذیرش و بیست و هفتم ژانویه، سالروز آزادسازی این اردوگاه را به یابود قربانیان آن فاجعه، روز جهانی یادمان هولوکاست نام گذاری کرد.  حسین قریبی نماینده ایران در این نشست مجمع عمومی سازمان ملل، اقدام آمریکا را در طرح قطعنامه ” یک اقدام فریبکارانه سیاسی” دانست و پس از ابراز مخالفت با آن، جلسه مجمع را ترک کرد. بدین ترتیب نام ایران بعنوان تنها مخالف صدور این قطعنامه ثبت شد.

 

هولوکاست چیست؟ آدولف هیتلر کیست؟

واژه هولوكاست (Holocaust)، به معناى «سوزاندن با آتش است كه به طور كامل از ميان برود» و واژه اى است يونانى كه از دو واژه Holos به معنى همه و Kaustus به معنى سوزاندن و نابود كردن تركيب شده است و در لغت، به معناى «همه سوزى» است و به کشتار دسته جمعی و نسل کشی نزدیک به یازده میلیون نفر بخصوص شش میلیون یهودی در طی جنگ جهانی دوم بدست آلمان نازی از۱۹۴۱ تا انتهای سال ۱۹۴۵ در اردوگاههای مرگ که آشویتس یکی از مهمترین آنها بود، اطلاق می شود. در سال ۱۹۳۳ کمپ‌هایی برای شکنجه و کشتن مخالفان سیاسی از جمله کمونیستها و سوسیال دمکراتها توسط نازی‌ها تشکیل شد. پس از مدتی از این کمپها به عنوان اردوگاه کاراجباری یهودیان استفاده می‌شد درسال ۱۹۴۲ دولت آلمان تصمیم به اجرای طرحی موسوم به «راه حل نهایی» گرفت که به موجب آن کمپهایی برای کشتار دسته جمعی یهودیان تأسیس شد. بسیاری از کولی ها، همجنسگرایان، مخالفان دولت آلمان نازی, بیماران و سربازان اسیر شده نیز در این اردوگاها به کام مرگ فرستاده شدند. کشتارها به شکل سازمان‌یافته در تقریباً همهٔ مناطق اشغال‌شده توسط آلمان که امروزه ۳۵ کشور اروپایی را تشکیل می‌دهند انجام می‌شدند. شدیدترین وجه آن‌ها در اروپای مرکزی و شرقی اعمال شدند، جایی که بیش از هفت میلیون یهودی در ۱۹۳۹ در آن زندگی می‌کردند. نزدیک پنج میلیون یهودی در آنجا جان خود را از دست دادند.

هیتلر به عنوان یک کهنه‌ سرباز نشان‌دار جنگ جهانی اول در سال ۱۹۲۰ به حزب نازی پیوست و در سال ۱۹۲۱ به ریاست آن رسید. او در سال ۱۹۲۳ به خاطر شرکت در کودتایی نافرجام به تحمل ۵ سال زندان محکوم شد و در همین دوران کتاب نبرد من را نوشت. او پس از آزادی از زندان، با ترویج ایده‌های ملی‌گرایی، ضدکمونیستی، یهودستیزی و ایراد سخنرانی‌های پرشور، حامیان بسیاری در کشور آلمان به‌ دست آورد. هیتلر در سال ۱۹۳۳ به مقام صدراعظمی رسید. او عامل شکست آلمان در آن جنگ جهانی اول را نه تنها در ابعاد نظامی که برآمده از خیانت‌ها و ساختارهایی می‌دانست که در جامعه وجود داشت و در این میان یهودیان و کمونیست‌ها نقش پررنگی داشتند. او در بخشی از این کتاب می‌نویسد: ” مارکسیست حقیقی که هدف اساسی آن خرابی اوضاع تمام کشورهای غیر یهودی بود در ماههای اول سال ۱۹۱۴ قیافه زشت خود را نشان داد.” و در بخشی دیگری از کتاب بعد از بررسی نقش یهودیان در اقتصاد آلمان‌ می‌گوید: “زالوها, پول‌های ارزشمند مردم آلمان را می‌گرفتند و کاغذهای بی‌ارزش به آنها می‌دادند”  و  “یهودی کسی نیست که آشتی پذیر باشد, باید همه را نابود ساخت.” آنچه مشخص است فارغ از نقش‌های متفاوتی که یهودیان در کشورهای مختلف داشتند اما برای هیتلر و دستگاه تفکری برآمده از تفکر فاشیستی, یهودی بودن کافی بود تا آنها نژادی پست دانسته و برای سلامت نژاد خود دست به یک بهداشت نژادی بزنند.

 

ریشه های هولوکاست

از دوران قرون وسطی اذیت و آزار یهودیان در سراسر اروپا جریان داشت. علت اصلی این حملات به یهودیان، دیدگاه کلیسا بود که یهودیان را در مصلوب شدن عیسی مسیح مقصر می شناخت. احساسات یهود ستیزانه ریشه در مشکلات اقتصادی نیز داشت. در قرون وسطی کلیسا مسیحیان را از رباخواری منع می کرد و حرفه بانکداری آن زمان به دست یهودیان می چرخید. مسیحیان که از یهودیان پول قرض می گرفتند از این رباخواران  منزجر بودند. این احساسات حتی تا دوران هیتلر بسیار رایج بود. مارتین لوتر   پایه گذار کلیسای پروتستان در سال ۱۴۵۳ نوشت که کنیسه های یهودیان را باید به آتش کشید، خانه هایشان را سوزاند و آنان را برای همیشه از آلمان اخراج کرد. پس از این دوران یهودیان از محیط اطراف خود در شهرهای اروپایی منزوی شده و در گتوها سکنی گزیدند. در اواخر قرن نوزرهم هزاران یهودی از شرق اروپا به آلمان گریختند تا از کشتار یهودیان که در لهستان و اوکراین و بخشهایی از روسیه در جریان بود در امان بمانند. افزایش جمعیت یهودیان آلمان احساسات ضدیهودی را که از قبل در این کشور بالا گرفته بود, به جوش و خروش رساند. با شکل گیری احزاب یهود ستیز، حتی دانشگاهیان و روشنفکران نیز آشکارا از ضرورت قلع و قمع یهودیان سخن می گفتند. همزمان نظریه های به ظاهر علمی- نژادی رواج گسترده ای یافت و افسانه نژاد آریایی در میان آلمانی ها ریشه دواند و در آنها روحیه برتری نژادی نسبت به سایر انسانها را تقویت نمود. به دنبال شکست آلمان در جنگ جهانی اول که از ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۸ به طول انجامید، احساسات ضدیهودی در این کشور به اوج رسید. سربازان شکست خورده آلمانی که از جبهه ها بازمی گشتند، از جمله سرجوخه ای به نام آدولف هیتلر، خانه نشینان بی درد را مسئول شکست آلمان محسوب می کردند. آنها سوسیال دمکراتها، سیاستمداران، انقلابیون و بطور خاص یهودیان را ملامت می کردند که  از پشت به ارتش آلمان خنجر زدند.

 

انکار هولوکاست

عبارت انکار هولوکاست یا تجدید نظر طلبی در هولوکاست در مورد تلاش هایی بکار می رود که به منظور نفی حقایق تثبیت شده درباره نسل کشی یهودیان اروپا به دست نازی ها صورت گرفته است. از جمله اظهارات انکارآمیز متداول می توان به این موارد اشاره کرد: کشتار حدود شش میلیون یهودی طی جنگ جهانی دوم هیچگاه رخ نداده  و یا بزرگ نمایی شده‌ است, نازی ها نه سیاست رسمی برای نابودسازی یهودیان داشتند، نه قصد این کار را و اینکه اتاق های گاز سمی و کوره های آدم سوزی اردوگاههای مرگ هرگز وجود نداشته است. مورخان و پژوهشگران تاریخی بر این نظر اجماع دارند که انکار هولوکاست ریشه در نفرت دارد و تلاش نفی کنندگان آن را برای عدم توجه به جنایتی که به صورت سیستماتیک در تاریخ رخ داده است می دانند.  آنها انکارگران را      شبه  مورخانی می خوانند که انگیزه خود را از ایدئولوژی یهود ستیزی می گیرند و به کلی نفی کننده دلایل و اسناد تکذیب ناپذیر تاریخی هستند. در میان مدافعان تجدید نظر طلبی، نیز طیف های گوناگونی وجود دارد. در حقیقت تجدید نظر طلبان را نمی‌توان یک گروه متقارن شمرد. گروهای نئونازی و رهبران آنها پس از پایان جنگ جهانی دوم جزء اولین گروههایی بودند که تبلیغات خود را مبنی بر دروغ و ساختگی بودن هولوکاست آغاز کردند. گروه دیگری که با هیاهوی زیاد ادعای تجدید نظر طلبی می کنند گروه نژاد گرای کوکلوس کلان هستند. از دیدگاه گرایش سیاسی نیز تجدید نظر طلبان  طیف هماهنگی نیستند و برخی کمونیست، سوسیالیست، چپ میانه رو، لیبرال و برخی دیگر محافظه کارند. رواج انکار هولوکاست در میان مسلمانان در سالهای اخیر را  می توان به چند عامل نسبت داد: پشتیبانی فزاینده برخی دولتها، گسترش اسلام رادیکال و نزاع اعراب و اسراییل. در میان انکارگران هولوکاست در غرب، روژه گارودی نفوذ زیادی در ترویج انکار هولوکاست و ادبیات یهودستیزانه در کشورهای مسلمان داشته است. گارودی یک روشنفکر مارکسیست فرانسوی و عضو پارلمان فرانسه از حزب کمونیست این کشور بود که بعدها اسلام روی آورد. هنگامی که دولت فرانسه گارودی را به خاطر تحریک به نفرت نژادی تحت تعقیب قرار داد، بسیاری در خاورمیانه وی را یک قهرمان خواندند. در برخی کشورهای دیگر خاورمیانه، این احزاب اصولگرا هستند که با انکار یا کمرنگ کردن هولوکاست می کوشند یهودی ستیزی را به عنوان عاملی در تشدید تنش روابط با اسراییل و آمریکا در جامعه شان دامن بزنند. در ایران نیز    تا اوایل دهه هفتاد، هولوکاست یک رویداد حقیقی به شمار می‌رفت و فیلم‌ها و سریال‌های غربی که درتایید هولوکاست ساخته        شده بودند، بدون هیچ توضیحی در شبکه‌های رسمی تلویزیون پخش می‌شد اما با رهبری آیت الله خامنه ای و انکار و افسانه وار توصیف کردن این واقعه  توسط او, حمله به این جنایت بشری آغاز شد. در سال ۱۳۷۵ سعید امامی معاون امنیتی وقت وزارت اطلاعات ایران در دانشگاه همدان اعلام کرد به کتاب‌هایی تاریخی دست یافته‌ است که نشان می‌دهد رقم واقعی کشته شدگان در هولوکاست ۲۵۰ هزار نفر بوده‌  و رقم شش میلیون یهودی کشته شده در هولوکاست جفنگ است.  محمود احمدی نژاد, رئیس جمهور پیشین ایران نیز از انکار کنندگان هولوکاست است و در بسیاری از سخنرانی هایش چه در داخل  و چه خارج ایران از جمله کنفرانس جهانی سازمان ملل علیه نژادپرستی درسوئیس و دانشگاه کلمبیا در آمریکا  بارها از واژه‌هایی همچون مشکوک و مبهم  برای اشاره به هولوکاست استفاده کرد. برگزاری کنفرانس و نمایشگاه کاریکاتور هولوکاست در تهران نیز بخشی دیگر از پروژه هولوکاست ستیزی جمهوری اسلامی است.  

 

قهرمان ایرانی هولوکاست

حدود سه دهه پیش از دنیا رفته اما تا همین چند سال قبل کمتر  کسی نامش را شنیده بود. حالا مدتی است نامش بر سر زبان‌ها افتاده و مثل اسکار شیندلر، صنعتگر آلمانی که بیش از ۱۰۰۰ یهودی را در طول هولوکاست با استخدام در کارخانه‌هایش نجات داد، هم یک قهرمان است. نامش عبدالحسین سرداری است. کاردار سفارت ایران در پاریس بوده و در دوران خدمت در این سفارتخانه با استناد به توافق‌نامهٔ حقوق شهروندی که بین دولت شاهنشاهی ایران و آلمان نازی منعقد شده بود جان عده قابل توجهی از یهودیان ایرانی را نجات دهد. علاوه بر این او توانست جان بسیاری از یهودیان غیر ایرانی مقیم فرانسه  را نیز با صدور پاسپورت ایرانی برای آن‌ها نجات دهد. با اشغال فرانسه توسط آلمان و خروج سفرای بسیاری از کشورها از این کشور از جمله سفیر ایران, سرداری تصمیم به ماندن در فرانسه بعنوان یک دیپلمات و به خطر انداختن جان خود برای کمک به یهودیان هموطن و غیر هموطن می کند. ایران با اینکه رسما در جنگ جهانی دوم بی طرف بود، ولی به حفظ روابط تجاری قدرتمند خود با آلمان علاقه داشت. این وضع برای هیتلر ایده آل بود. ماشین تبلیغاتی نازی ایرانیان را دارای نژاد آریایی خواند و از نظر نژادی با آلمانی ها یکی دانست. اما یهودیان ایرانی در پاریس همچنان با اذیت و آزار رو به رو بودند و خبرچینان اغلب، هویت آنها را به مقامات گشتاپو لو می دادند.  فریبرز مختاری در کتابش، “در سایه شیر”، درباره او می نویسد : ” سرداری در سوئیس دیپلم وکالت گرفته بود و برای همین می‌توانست با مقام‌های آلمانی از نظر حقوقی صحبت کند و مطالب قانونی را طوری پیش بکشد که نازی‌ها نتوانند آن را رد بکنند. او که دیپلماتی خوش رو و میهمان نواز بود و توانست با افسران و مأموران حکومت آلمان نازی روابط دوستانه ای برقرار سازد و با استفاده از تناقض‌های درونی و حماقت‌های ایدئولوژی نازی‌ها  و با بیان اینکه ایرانی های یهودی با یهودیت اروپایی پیوند خونی ندارند  توانست برای بیش از  ۲ هزار ایرانی یهودی، و چه بسا کسانی دیگر، از مقررات نژادی نازیها معافیت بگیرد و از روانه کردن آنها به اردوگاههای مرگ نازی ها جلوگیری کند. او همچنین با صدور پاسپورت های ایرانی که که در آنها مذهب دارندگان قید نمی شد و برای سفر در طول اروپا لازم بود، توانست به بسیاری از یهودیان ایرانی و غیر ایرانی کمک کند که به ایران بازگرند یا به کشورهای امن دیگر بروند.”

عبدالحسین سرداری  در سال ۱۳۶۰ در اتاقی کرایه ای در جنوب لندن در تنهایی درگذشت و این درحالی بود که حقوق بازنشستگی خود به عنوان سفیر و همچنین املاکش در تهران را به دنبال انقلاب اسلامی ایران از دست داده بود. او هرگز در مورد فداکاری های خود صحبت نکرد و مصرانه می گفت که وظیفه انسانی اش را برای هموطنانش و دیگران انجام داده است . آگاهی از کمک های او و صدها ایرانی دیگر به یهودیان ایرانی، فرانسوی و دیگر ملیت ها در زمان جنگ جهانی دوم تصویری انسانی و بشردوستانه از ایران و ایرانی ترسیم می کند. تصویری که رهبر و مقامات سیاسی کنونی ایران آن را بسیار مخدوش کرده اند.

 

منابع

۱- صفحه ویکی پدیا هولوکاست                                                                                     هولوکاست/ https://fa.wikipedia.org/wiki

۲- درباره انکار هولوکاست                                                                                         http://www.projetaladin.org/holocaust    

۳- آلمان و یهود ستیزی                                                                                                             http://www.projetaladin.org

۴- شیندلر ایرانی؛ ناجی یهودیان از دست نازی‌ها، برایان ویلر، بی‌بی‌سی فارسی                                           http://www.bbc.com/persian

Copyright © 2015 radiopars.org Designed by Arman Charostaei.