مقالات

اکبر اعتماد : ایران با توافق لوزان در بارۀ برنامۀ هسته ای، تسلیم زورگوئی قدرت های بزرگ شده است

amiri  reza
تاریخ پخش شنبه ۱۱ ژوئیهٔ ۲۰۱۵
اکبر اعتماد : ایران با توافق  لوزان در بارۀ برنامۀ هسته ای، تسلیم زورگوئی قدرت های بزرگ شده است

میهمان این هفتۀ «چهره ها و گفتگوها» فیزیکدان و کارشناس علوم و فنآوری هسته ای و نیز مدیریت علمی و آموزشی است. او، اما، بیش و پیش از همه به «پدر برنامۀ هسته ای ایران» شهرت یافته و در این زمینه علاوه بر دانش، بینش پایدار و استوار نیز دارد.

میهمان این هفته، اکبر اعتماد است و از آنجا که این گفتگو با مذاکرات هسته ای جاری میان تهران و کشورهای موسوم به ۱+۵ بر سر برنامۀ هسته ای ایران همزمان شده است، سخن را با او در همین باره آغاز می کنیم.

اکبر اعتماد همواره از یک برنامۀ مستقل و همه جانبۀ تحقیقات اتمی در ایران حمایت کرده است، موضع کشورهای غربی را مبنی بر اینکه جمهوری اسلامی ایران در تلاش دست یافتن به سلاح هسته ای است، «سوء ظن و بهانه» خوانده و دست یافتن به دانش و تکنولوژی هسته ای را حق غیر قابل انکار ایران دانسته است.

از همین روست که او توافق اصولی ۲ آوریل ۲۰۱۵ / ۱۳ فروردین ۱۳۹۴ را که در لوزان صورت گرفت و بر اساس آن برخی تاسیسات هسته ای ایران بطور کلی تغییر ماهیت خواهد داد، کارکرد و ظرفیت برخی دیگر کاملا محدود خواهد شد و برنامه های توسعه در این زمینه برای مدت نسبتا طولانی متوقف خواهد گردید زور گوئی ناموجه قدرتهای بزرگ می داند. از نظر اکبر اعتماد با به اجرا گذاشتن این توافق، دیگر چیز قابل توجهی از برنامۀ هسته ای ایران باقی نمی ماند.

اکبر اعتماد همچنین سیاست وبرنامۀ هسته ای ایران را پس از انقلاب اسلامی نا درست می خواند. تلاش بیش از اندازه برای غنی سازی اورانیوم را یک اشتباه استراتژیک توصیف می کند که خود یکی از عوامل عمده سوء ظن قدرتهای بزرگ به اهداف برنامۀ هسته ای ایران شد.

در این گفتگو، اکبر اعتماد از کودکی، دوران فعالیّت در ایرانِ پیش از انقلاب اسلامی و روزگارِ پس از آن در فرانسه و نیز امروزِ خود سخن می گوید وعشق خویش را به میهن نه تنها در کلمات که در بغض گلوی خود آشکار می کند.

در بارۀ میهمان هفته
نام او با دانش و برنامۀ هسته ای در ایران پیوند تنگاتنگ دارد. اکبر اعتماد موسس و نخستین رئیس سازمان انرژی اتمی ایران است که در سال ۱۳۵۳ بنیان نهاده شد. او پیش از آن مشاور فنی سازمان برنامه و بودجه و نیز مدیر دفتر انرژی اتمی همین سازمان بود. اکبر اعتماد چندی معاونت پژوهشی وزارت علوم و آموزش عالی را بر عهده داشت و در دوره ای نیز بر دانشگاه نو بنیاد بوعلی در همدان ریاست کرد.

وی در سال ۱۳۴۷ مبتکر ایجاد موسسۀ تحقیقات و برنامه ریزی علمی و آموزشی کشور شد و ریاست آنرا بر عهده گرفت و شش سال بعد با ایجاد سازمان انرژی اتمی ایران به این سازمان رفت.

اکبر اعتماد زادۀ همدان است. او در سال ۱۳۰۹ به دنیا آمد و پس از انجام تحصیلات متوسطه در دبیرستان البرز تهران برای ادامه آن به کشور سوئیس رفت. وی دارای درجۀ مهندسی الکترونیک، فوق لیسانس و دکترا در فیزیک اتمی از دانشگاه لوزان در سوئیس است. اکبر اعتماد پیش از آنکه به ایران باز گردد، چندی در انستیتوی فدرال سوئیس برای تحقیقات اتمی کار کرده بود. وی پس از انقلاب، ساکن فرانسه شد و با ایجاد یک دفتر مشاوره، پژوهش‌ها و کوشش‌های خود را بویژه در زمینۀ پیش اندیشیِ تحولات در تکنولوژی هسته ای دنبال کرد.

تیرباران یکی از نیک ترین و میهن پرست ترین رجال عصر پهلوی افتادم به جرم … به جرم انرژی هسته ای حق مسلم ماست!!

reza amiri

 

 

این تصویر را مدتها پیش پست کردم ولی امروز که این هارت و پورت های نظام را می بینم یاد تیرباران یکی از نیک ترین و میهن پرست ترین رجال عصر پهلوی افتادم به جرم …
به جرم انرژی هسته ای حق مسلم ماست!! آنهم توسط حکومت انرژی هسته ای حق مسلم ماست… البته این حق مسلم کجا و آن کجا!!
عباسعلی خلعتبری دو جرم دیگه هم داشت، اول امضای پیمان معروف ۱۹۷۵ الجزایر با عراق که بعدها دوباره (به عنوان یکی از مصادیق قراردادهای ضامن و شاهد غرور و مباهات یک کشورو ملت ) به اجرا در آمد، و بعد هم امضای قرارداد احداث نیروگاه اتمی بوشهر با این استدلال که ایران با وجود ذخایر عظیم نفت و گاز نیازی به نیروگاه اتمی ندارد و امضای این قرارداد مصداق تضییع بیت‌المال است.

Kooshan Mads Foto.

از رجال بزرگ و ایرانساز عصر پهلوی.عباسعلی خلعتبری.میگویند یکی از جرمهای او تلاش برای برپایی نیروگاههای هسته ای بوده! همین ملتی که انرژی هسته ای حق مسلمش شده سکوت کرد در برابر اعدام خلتعبری و رجال بزرگ سیاسی دیگر توسط جانیان اسلامی…ملتی که این جنایت آمیخته با سفاهت را هورا کشیدیم اگر خون بالا بیاوریم خیلی کم است.هنوز مانده …خیلی مانده تا سزای چنین حماقتهای وقیحانه ای را پس دهیم…به حکم قانون بدیهی طبیعت…
با ادای بزرگترین احترام به این بزرگمرد و بزرگمردانی از جنس او
زندگی نامه اش که توسط برنامه تونل زمان منتشر شده:
عباسعلی خلعتبری متولد سال ۱۲۹۱ در تهران بود. بعد از تحصیلات در ایران برای ادامه تحصیل به پاریس رفت و در رشته حقوق درجه دکترا گرفت و در وزارت امور خارجه مشغول به کار شد و طولی نکشید که خودش رو به عنوان یک دیپلمات شایسته معرفی کرد و در سال ۱۳۴۱ سفیر ایران در لهستان و بعد دبیر کل سنتو
(SENTO) ، سازمان پیمان مرکزی شد.
بین سالهای ۱۳۵۰ تا ۵۶، او بدون شک یکی از تاثیر گذارترین وزرای امور خارجه ایران در دوران شکوفایی اقتصادی ایران و اوج اهمیت و پرستیژ ‌بین المللی ایران بود و ۵ سال رو در کابینه هویدا و ۱ سال هم در کابینه جمشید آموزگار وزارت کرد.
او مسیول نو آوری ها و اصلاحات متعددی در وزارت خارجه بود که باعث شده بود در محافل داخل و خارج از کشور احترام خاصی نسبت به او وجود بیاد. آقای خلعتبری امضاکنندهٔ پیمان ۱۹۷۵ الجزایر بود که خط مرزی ایران و عراق را بر اروندرود مشخص کرد. مقامات وقت ایران، از قرارداد الجزایر به عنوان «پیروزی ملی» و «موفقیت بزرگ سیاست خارجی ایران» نام بردند. در ضمن قرارداد احداث نیروگاه اتمی بوشهر هم در زمان وزارت آقای خلعتبری امضا شد.
بعد از انقلاب دکتر خلعتبری به زندان افتاد و متاسفانه کسی نتونست به ایشون کمکی بکنه و دادگاه انقلاب او رو که در اون موقع ۶۶ سال داشت در فروردین سال ۱۳۵۸ محکوم به اعدام کرد و این حکم که توسط صادق خلخالی صادر شد در زندان قصر تهران به اجرا در آمد. اعدام او موجب اعتراض عده ای از ديپلماتهای خارجی و حتی بعضی از اعضای دولت مهدی بازرگان شد.
چیزی که جالبه کیفر خواست ایشونه. متهم بودن به فساد در زمین، قیام علیه حاکمیت ملی، و شریک جرم بودن در حکومت قبلی. ولی عباسعلی خلعتبری دو جرم دیگه هم داشت، اول امضای پیمان معروف ۱۹۷۵ الجزایر با عراق که بعدها دوباره به اجرا در آمد، و بعد هم امضای قرارداد احداث نیروگاه اتمی بوشهر با این استدلال که ایران با وجود ذخایر عظیم نفت و گاز نیازی به نیروگاه اتمی ندارد و امضای این قرارداد مصداق تضییع بیت‌المال است.

قمارِ دوسرباخت

reza amiri

 

 

رادیو پارس

 

در حالی که جمهوری اسلامی در آستانه‌ی به هراج گذاشتنِ استقلالِ نیم‌بندِ ایران می باشد، «بانیان امور» اخبار را طوری تنظیم کرده‌اند تا عموم تصور کنند که با این «توافقِ» احتمالی جمهوری اسلامی نورِ علی نور انجام داده است!

11659465_977378218968761_6828700240966912335_n

اما حقیقت این است که در پی این توافق احتمالی، استقلالِ نیم‌بندِ کشور طی «ترکمانچای اتمی» به طور کامل از دست خواهد رفت. بازدیدِ بی‌قید و شرط از مراکز نظامی همانا و افتادنِ عینی و عملیِ افسارِ مملکت به دست روسیه و چین طیِ معامله‌‌ای سراسر سود برای غرب و در نتیجه تاراجِ بیش از پیشِ کشور همانا! و این همان «طرح پساخامنه‌ای» است که امثالِ رفسنجانی و خاتمی به دنبالِ به اجرا گذاشتن‌اش هستند: «حفظِ نظام» به «هر قیمت»ی!

توافق با رژیمی که چیزی برای از دست دادن ندارد به جز خودِ «نظام»، ولو به بهای به حراج گذاشتنِ کشوری که آن رژیم هیچ‌گونه تعلق خاطر و عِرقی به آن نداشته، ندارد، و نخواهد داشت، را به عنوان «جشن ملی» معرفی می‌کنند؛ و برخی از مردم و به خصوص اصلاح‌طلبانِ حکومتی نیز از هم‌اینک بر طبلِ شادی می‌کوبند. ظریف‌الدوله در بالکنِ هتلِ محلِ مذاکرات مدام مثلِ دلقکِ سیرک رقاصیِ سیاسی می‌کند و وعده‌ی امروز و فردا می‌دهد. هیچ بعید نیست که رسانه‌های رژیم این بالکن را هم مثل بالکنِ حسینه‌ی جمارانِ خمینی تقدیس کنند؛ و از «وزیر خارجه» هم قهرمانی بسازند توخالی، و دو روز دیگر هم او را «امام ظریف» لقب دهند!

در صورت عدم توافق اما مردم را از «جنگ خارجی» می‌ترسانند؛ و این خوراکِ خبری را هر روز بیش از پیش در اذهان عمومی باورپذیرتر می‌کنند؛ و نمی‌گویند که «ای مردم! در پسِ پرده ما همین الان، نه فقط در خارج، که در داخل هم، در شرایطِ جنگی هستیم!» از اعدام‌های فله‌ایِ روزی ده نفر و انباشتِ زندانیانِ سیاسی و اجتماعی و سندیکایی و دانشجویی بگیرید تا حد زدن‌ها و دست و پا قطع کردن‌ها و چپاول‌ها و اختلاس‌ها و پارازیتها… اگر این اسمش جنگ نیست پس چیست؟!

بله، مردم را فریب می‌دهند، و در حالی که خونشان را در شیشه کرده‌اند بهشان وعده‌ی جشنِ به اصطلاح «ملی» می‌دهند؛ چنانکه سپاهیان گفتند چه توافق بشود چه نشود این جشن به هر حال برگزار می‌شود. چرایش را باید از خودشان پرسید: شما که مردم را اصولا آدم حساب نمی‌کنید، چرا حالا اینقدر روی «حمایتِ» مردم حساب می‌کنید؟ آیا تا به حال جز در «شرایطِ جنگی» چنین نیازی را احساس کرده بودید؟! بگویید در راستای «طرح پساخامنه‌ای»، به غیر از هراجِ کشور، روی چه چیزهای دیگری «قمارِ دوسرباخت» کرده‌اید؟!

شاهین سرتیپی /

افشای ثروت فرزندان خامنه ای توسط هاشمی رفسنجانی

 

دستگاه قضایی تحت امر خامنه ای اخیرا پسر رفسنجانی را به 10 سال زندان محکوم کرد. (حمله به پسر، برای زدن پدر). رفسنجانی نیز متقابلا تهدید کرد که برخی اسرار نظام را افشا می کند. به نظر می رسد رفسنجانی این کار را با افشای گوشه ای از دزدیها و ثروت فرزندان خامنه ای آغاز کرده است.

سایت صراط نیوز نزدیک به حسین شریعتمداری اخیرا نوشته بود: دقیقا زمانی تهدید به افشای اسناد و اسرار نظام از سوی هاشمی مطرح می شود که قوه قضاییه اقدام به قرائت کیفرخواست مفصل مهدی هاشمی می کند و این نشان از بازی پیچیده ای دارد.
افشای ثروت فرزندان خامنه ای

روزنامه «القدس العربی» چاپ لندن در گزارش مفصلی در باره ثروت فرزندان ولی فقیه نوشت: ثروت فرزندان خامنه‌ای میلیاردها دلار برآورد می‌شود که بیشتر آن در بانکهای انگلیس و سوریه و ونزوئلا است.

این منبع نوشت: ثروت مجتبی دومین پسر خامنه ای به سه میلیارد دلار بالغ می‌شود که بیشتر آن ‌را در بانکهای امارات و سوریه و ونزوئلا و برخی کشورهای آفریقایی سپرده است.

به نوشته این روزنامه، پسر خامنه‌ ای دست روی اراضی گسترده‌ ای در شهر مشهد گذاشته و آنها را به ملک خصوصی خود تبدیل کرده است. و این در حالیست که شهردار تهران محمد باقر قالیباف چندین هکتار از زمین های دولت را در بهترین منطقه عباس آباد تهران و دیگر نقاط به او هدیه کرده است.

مسعود سومین پسر خامنه ‌ای است که مسئول بسیاری از مؤسسات متعلق به رهبر جمهوری اسلامی است. مسعود چیزی بیش از 400 میلیون دلار در بانکهای فرانسه و انگلستان و صد میلیون دلار هم در بانکهای تهران دارد. مسعود همچنین مالک انحصاری فروش تولیدات شرکت رنو فرانسه در ایران است.

کوچکترین پسر رهبر میثم است. او با دختر یکی از مشهورترین تجار بازار ازدواج کرده است. او در کارهای تجاری از جمله شریک برادرش مسعود در شرکت رنو است. وی همچنین مسئول اجرایی برخی موسسات وابسته به دفتر رهبر انقلاب است،

بشری دختر خامنه‌ای با پسر رئیس دفتر خامنه‌ای محمد گلپایگانی ازدواج کرد. او از زمان طفولیت مورد توجه بسیار زیاد والدینش بود، زیرا اولین دختر در خانواده است، این خانواده آن‌قدر او را نازپروده کرده بود که حین خروج از مدرسه، مسیری که اتوموبیل او در آن حرکت می ‌کرد را می ‌بستند، و نگهبان جلوی در مدرسه مستقر می ‌شد، و دو نگهبان هم پشت در کلاس در مدت زمانی که کلاس برقرار بود می ‌ایستادند. ثروت بشری را 100 میلیون دلار برآورد می‌ کنند.

اما دردانه دیگر هدی، کوچکترین فرزند بین دختران و پسران خامنه است. او با فردی از خانواده مذهبی سرشناس ازدواج کرده است، هدی توجه زیادی به لباس و مد و زیور آلات دارد، او در خانه‌اش یک سالن آرایش زنانه دارد، که به ‌دلیل ترددات زیادی که به این مکان هست حفاظت می‌شود، ثروت او معادل ثروت خواهرش بشری یعنی 100 میلیون دلار برآورد شده است.

حسن مشهورترین دایی خامنه‌ای است، او پیمانکار تلویزیون دولتی جمهوری اسلامی، و مسئول خرید دوربین ها و لوازم برقی و ماشین‌آلات مونتاژ آن است، وی همچنین نماینده انحصاری شرکت سونی ژاپن در سراسر ایران است، مجموع خریدهای صداوسیما از شرکت سونی سالانه بین 50 تا 60 میلیون دلار است. مبلغ معاملات این شرکت در جمهوری اسلامی نیز به 600 میلیون دلار می ‌رسد که 7 درصد از آن را دایی حسن به جیب می زند.

طبق گزارش رویتر علی خامنه ایی به امپراطوری 95 میلیارد دلاری تبدیل شده است .البته فساد در تمام بدنه حکومت اسلامی مشهود است .

 

 

نگرشي بر زندگي اجتماعي اقليت هاي مذهبي در اواخر عصر صفوي هنگامي كه اعراب مسلمان به ايران حمله كردند

 reza amiri
 نگرشي بر زندگي اجتماعي اقليت هاي مذهبي در اواخر عصر صفوي هنگامي كه اعراب مسلمان به ايران حمله كردند و ايران را اشغال كردند ايرانيان به صورت مردمي كه تحت انقياد اعراب و مسلمانان هستند به حساب آمدند.عده اي از ايرانيان به زور يا به ميل خود مسلمان شدند و داراي مزاياي محدودي شدند و عده اي هم كه مي خواستند دين و آيين خود را حفظ كنند مجبور بودند قوانين سنگيني را اجرا كنند تا در كشورشان بمانند. عصر صفوي عصر شگفت انگيزي در تاريخ ايران است.اين دوران با تاجگذاري شاه اسماعيل آغاز و با فتح اصفهان توسط محمود افغان به پايان مي رسد.در اين عصر براي اولين بار شيعه اثني عشري مذهب رسمي ايران مي شود،شاه اسماعيل مي پنداشت كه براي پياده كردن مذهب شيعه دوازده امامي در ايران وظيفه الهي بر عهده او واگذار شده است و او مي بايد تمام مردم ايران را به هر صورتي و به هر بهايي به اسلام و مذهب شيعه در آورد كه در اين راه مي توان به قتل عام مردم تبريز،طبس و مرو اشاره كرد. با استقرار حكومت مذهبي در ايران امكان وجود و ابراز ديگر اعتقاد ها و انديشه ها وجود نداشت و تمام نظام حكومت در خدمت مذهب قرار گرفت. مساله تابعيت و مليت عوض شد ،سني مذهب ،بلوچ،كرد،هراتي ،خراساني و ترك ايراني ديگر تابع دولت صفوي نبودند آنها مي بايست شيعه اثني عشري مي شدند و يا از محدوده دولت صفوي خارج مي گشتند. به هر روي عصر صفوي در ايران با استقرار حكومتي بر مبناي يك مذهب مجاز و يك نوع عقيده و انديشه جايي براي دگرانديشان نبود و اقليت هاي مذهبي ايراني،يعني يهوديان و زرتشتيان هم جاي مناسبي در نظام فكري دولت صفوي نداشتند.اين عصر را ميتوان يكي از تاريكترين دوران زندگي يهوديان ،زرتشتيان و حتي سني مذهبان در ايران دانست. يكي از اسفبارترين رويداد هايي كه براي يهوديان در ايران رخ داد در عصر صفوي است.شاه عباس دوم با تحريك مستقيم محمد بيك اعتماد الدوله و بر مبناي فتواي مذهبي يكي از علماي شيعه فرمان داد كه تمام يهوديان ايران بايد تغيير دين دهند و قبول اسلام كنند در غير اينصورت از خانه هاي خود و شهر ها إخراج خواهند شد.دليلي كه براي اين فرمان آورده شد اين بود كه مسلمانان اعتقاد داشتند يهوديان نجس هستند و زندگي آنها در كنار مسلمانان موجب نجس شدن آنها ميگردد. در آن دوران نزديك به بيست هزار خانواده يهودي در ايران مجبور به پذيرش اسلام شدند.يهوديان تنها اقليت مذهبي نبودند كه در زمان شاه عباس دوم از اصفهان اخراج شدند بلكه اين فرمان براي ارمنيان اصفهان هم اجرا شد.طي اين فرمان ارمنيان از شهر اصفهان اخراج شدند كه عده اي به جلفاي اصفهان كوچانده شدند و عده اي هم مجبور شدند به محله اي ماربانان كه محله اي ارمني نشين در نزديكي جلفا بود نقل مكان كنند. انگيزه اخراج ارمني ها با انگيزه هايي كه بر ضد يهوديان آوردند كمي تفاوت داشت در مورد يهوديان نجس بودن خود آنها را دليل آوردند ولي در مورد ارمني ها نجس كردن آب را بهانه كردند و تفاوت ديگر اين بود كه به يهوديان حكم شد كه تغيير دين بدهند و مسلمان شوند ولي در مورد ارامنه فقط دستور اخراج از شهر را دادند. در ماجراي پذيراندن اسلام به يهوديان دو فرد نقش اساسي و عمده داشتند: ١-شاه عباس دوم ٢-محمد بيك اعتماد الدوله وزير اعظم كه او از سال ١٠٦٤ تا ١٠٧١ قمري به مدت ٧ سال عهده دار صدراعظمي شاه عباس دوم بود و فاجعه اي كه براي يهوديان در سال ١٠٦٦ رخ داد و اخراج ارمنيان از اصفهان در زمان صدر اعظمي او به وقوع پيوست.حكم نجس بودن يهوديان و دستور اخراج ارمنيان و يهوديان و مجبور كردن يهوديان براي تغيير دين يك مساله شرعي است و بدون فتواي يكي از علماي مذهبي صفوي اين كار إمكان پذير نبود و خود اعتماد الدوله يك عالم مذهبي نبود كه بتواند فتواي مذهبي صادر كند. ولي عالمان بلند پايه صفوي كه در حدود سال١٠٦٦ قمري زندگي مي كرده اند عبارتند از:علي نقي كمره اي -محمد تقي مجلسي-ملا محمد باقر سبزواري -ملا محسن فيض كاشاني شيخ بهائي عاملي معروف به شيخ بهائي يكي از علماي شيعه كه در عصر صفوي وظايف،شرايط و احكامي را براي اهل ذمه بيان كرد.او در سال ٩٥٣ قمري در جبل عامل (جنوب لبنان امروزي)به دنيا امد و در سال ١٠٣٠ قمري در گذشت.او تقريبا ٣٥ سال پيش از واقعه سال ١٠٦٦ قمري فوت مي كند.بدين ترتيب نقش مستقيمي در واقعه آن سال براي يهوديان نداشته است ولي زندگي و ديدگاه هاي او از اين نظر مورد بررسي قرار مي گيرد كه ديدگاه هاي او باعث ايجاد محدوديت و فشار هاي بسياري بر يهوديان و زرتشتيان در زمان شاه عباس اول شدبه طوري كه بعد ها نظراتي كه او در مورد اهل ذمه ارائه كرده است تشابه بسيار زبادي با ديدگاه هاي ديگر علماي شيعه پس از عصر او دارد و پايه اي شده است براي محدوديت هاي بعدي اهل ذمه. شيخ بهايي داراي تاليفات بسياري است كه يكي از آثار فقهي او كتاب جامع عباسي است كه به زبان فارسي است.احكام اهل ذمه در كتاب جامعه عباسي را به اختصار به شرح زير مي باشد: شيخ بهايي عاملي باور داشت كه جهاد با يهوديان ،مسيحيان و زرتشتيان واجب است تا آن كه آنان مسلمان شوند و يا اين كه پرداخت جزيه را طبق شرايطي بپذيرند. شرايط و احكام جزيه به اختصار: -هر فرد ذمي بايد پرداخت جزيه را قبول كند و سالانه آن را پرداخت نمايد. -مقدار جزيه توسط امام يا نايب امام در آخر هر سال تعيين مي گردد. -اهل ذمه ملزم به پيروي از احكام مسلمانان هستند. -مسلمانان را نبايد از راه به در كنند. -پرستش گاه و عبادت گاه در كشور هاي اسلامي ايجاد نكنند. -كتاب هاي ديني خود را با صداي بلند نخوانند و ناقوس كليسا را به صدا در نياورند. -خانه هاي خود را بلند تر از خانه مسلمانان نسازند. -بايد لباس هاي متفاوت با لباس مسلمانان بپوشند. -در جاده ها راه نروند بلكه بايد از جاده ها منحرف شوند. -حق خريد و فروش و تملك قران را ندارند. و اما ديدگاه هاي ديگر شيخ بهايي در مورد اهل ذمه(به اختصار) ١-او اعتقاد داشت كه كافران چه اهل ذمه باشند و چه حربي نجس هستند. ٢-فروختن كتاب قران به كافر حرام است. ٣-رفتن به مجلس عروسي كافر مكروه است. ٤-گواهي اهل ذمه بر مسلمانان درست نيست. ٥-كشتن يهودي ،مسيحي،زرتشتي كفاره ندارد. ٦-در محاكم شرعي ،مسلمان را ميتوان بر اهل كتاب مقدم داشت. يكي ديگر از علماي آن عصر شيخ علي نقي كمره اي شيرازي اصفهاني است كه در سال ١٠٦٠ در گذشت و اما ديد گاه هايش: ١-دين و سياست از يكديگر جدا نيست. ٢-امور قضاوت در حيطه و اختيار مجتهدان است و رجوع به غير ايشان رجوع به طاغوت محسوب ميشود. كمره اي در عقايد شيعه صفوي خود بسيار إفراطي بود تا حدي كه اعتقاد داشت اهل سنت مانند كفارند و نمي توان با آن ها ازدواج كرد و حتي غذاي آنان مانند غذاي يهوديان ،مسيحيان نجس مي باشد. محمد تقي مجلسي(١٠٠٣ تا١٠٧٠) او نيز اقداماتي براي نشر حديث هاي شيعه كرد.اقدام او به نگارش شرحي بر كتاب ( من لا يحضره الفقيه) شيخ صدوق در عالم شيعه از ارزش خاصي برخوردار است.كتاب هاي او يكي به عربي به نام روضه المتقين و يكي فارسي به نام لوامع صاحبقراني نگاشت. او شكر خداي را به جا مي اورد و معتقد بود كه نعمت عظيمي است كه در زمان او در تمام اصفهان يك مسلمان سني يافت نمي شود و در مورد يهوديان نظر مساعدي نداشت،ارتباط و نشست و برخاست با آنان را عذاب الهي براي مسلمانان مي پنداشت. او عقيده داشت كه اهل ذمه براي طلب باران بيرون نروند و اعياد خود را ظاهر نسازند. با مسلمانان در تجارت شريك نشوند. بر مبناي فتواي اين شخص ،شاه عباس دوم فرمان داد كه ارمنيان و يهوديان از شهر اصفهان اخراج شوند. ملا محمد باقر سبزواري(١٠١٧-١٠٩٠) سبزواري به حكمت علاقه مند بود و به آثار حكماي يونان توجه داشت و بر خلاف بسياري از علماي شيعه اعتقاد بر طهارت اهل كتاب داشت. ملا محسن فيض كاشاني او بر خلاف پاره اي از علماي صفوي كه عقيده داشتند سياست بايد كلاًً تابع شرع باشد معتقد بود كه سياست به دو نوع شرعي و عرفي تقسيم مي شود.سياست عرفي يا سياست ضروريه سياستي است كه تنها به حفظ اجتماعي ضروري انسان ها مي پردازد او اين سياست را به نام سياست دنيويه هم تعبير كرده است. او اعتقاد داشت كه سياست گاهي از شرع فرمان مي گيرد و گاهي هم به شرع نه مي گويد. سلطنت شاه سليمان (١٠٧٧-١١٠٥) پس از مرگ شاه عباس دوم فرزند او شاه سليمان به سلطنت رسيد.در زمان شاه سليمان فشار بر اهل ذمه بيشتر شد.به عنوان مثال كليسا ها و راهبان مسيحي تا زمان شاه سليمان از پرداخت ماليات معاف بودند ولي در زمان شاه سليمان طبق فرماني كه او در سال ١٠٨١ قمري صادر كرد بر كليسا ها ماليات بست ،مالياتي كه از توان پرداخت ارمنيان خارج بود و در زمان شاه سليمان زرتشتيان كرمان را از داخل شهر اخراج كردند و آنان را مجبور كردند كه در خارج شهر مسكن گزينند. محمد باقر مجلسي نماد خشك انديشي او فرزند كوچك محمد تقي مجلسي است .او بسيار متعصب و خشك انديش بود و با هر دگرانديشي مخالفت ميكرد و نفوذ زيادي بر شاه سليمان داشت . خلاصه اقدامات او: -شكستن بت هنديان مقيم اصفهان -مخالف و ضد صوفيان بود .او صوفيان را به شدت تحت فشار و آزار قرار مي داد تا حدي كه مراكز آنان را بست و تمام مراسم و برنامه هاي آنان را ممنوع كرد. -موسيقي را حرام مي دانست. -او شاهنامه را قصه دروغ مجوسان مي شمرد. سلطنت شاه سلطان حسين (١١٠٥-١١٣٥) پس از مرگ شاه سليمان پسرش شاه سلطان حسين به سلطنت رسيد .او نيز هم زير نفوذ شخصيت فوق العاده نيرو مند و مؤثر محمد باقر مجلسي بود.اين دوران اوج گيري ستيز با دگرانديشان بود.او نوشيدن شراب را ممنوع كرد ولي خود به حد افراط شراب مي نوشيد.او دستور داد زرتشتيان ايران بايد به دين اسلام در آيند در آن هنگام زرتشتيان در محله اي به نام گبر اباد در جنوب جلفا زندگي مي كردند.طبق دستور شاه همگي آنها را به زور مسلمان كردند گروهي از روي ترس و عده اي با تشويق و وعده و سپس نام محل آنها را از گبر اباد به حسين اباد تغيير دادند. در اين دوره فشار بر يهوديان نيز افزايش پيدا كرد.شاه سلطان حسين سعي كرد كه ارمنيان را به دين اسلام در آورد به همين منظور براي خوار و خفيف كردن و تحت فشار قرار دادن آنها فرماني صادر كرد كه ارمنيان مجبور به اجراي آن بودند كه به چند مورد اشاره مي كنم: -آنها بايد چاك گريبان خود را از پشت ببندند. -سواره به بازار نروند. – در ايام باراني به بازار ودكان وارد نشوند تا مبادا خيسي لباسشان مسلمانان را نجس كند. -دستور داده شد كه مسيحيان بايد تابوت معدومان را حمل كنند. اين فشار ها و محدوديت ها سبب شد كه ارمنيان راهي كشور هاي ديگر از قبيل هند و روسيه شوند و همچنين فشار بر سني مذهبان افزايش و جور و ستمي كه حكمران دربار شاه سلطان در حق افغانان سني مذهب روا داشتند فتنه افغان ها را در پي داشت و اين فتنه از ارمغان هاي آن خشونت ها است. تبليغات و آثار ضد مسيحي و ضد يهودي در عصر صفوي در عصر صفوي با حضور كشيشان مسيحي در ايران ،جدال هاي رديه نويسي بين كشيشان و فقيهاي صفوي در گرفت.كشيشان مسيحي در خارج از ايران كتاب هايي در مورد مذهب اسلام منتشر مي كردند و فقيهاي صفوي هم كتاب هايي بر ضد دين يهود و مسيح مي نوشتند.آنها سعي مي كردند ثابت كنند كه اديان مسيح و يهود منسوخ شده است و در كتاب هاي انجيل و تورات تحريفاتي صورت گرفته است.
رديه نويسي در عصر صفوي آثار نوشتاري به جا مانده از عصر صفوي ،نشانگر اين است كه فقيهان زير رديه هاي بر ضد مسيحيت و يهوديت نوشته اند: ١-مير سيد احمد علوي عاملي از فقهاي عصر صفوي است او سه كتاب در مورد رد مسيحيت و يك كتاب در رد يهوديت نوشته است. الف:لوامع رباني در رد شبهات نصراني ب- مصقل صفا ج:لمعات ملكوتيه ٢-ظهرالدين تفرشي با كتاب نصره الحق در رد مسيحيت ٣-محمد خليل بن محمد اشرف قايني رساله اي با عنوان (رد نصارا) ٤-صالح بن حسين رساله اي با عنوان بيان الواضح المشهود من فضايح النصاري و اليهود نوشته است. با توجه به دشمني كه علماي صفوي در عصر صفويه با صوفيان داشتند رساله هاي بسياري هم در رد صوفيان نوشته شده است كه عبارتند از: ١-رساله رد صوفيه نوشته ملا محمد طاهر قمي ٢- رساله در رد جماعت صوفيان نوشته علي قلي جديد الاسلام ٣- مونس الا برادر در رد صوفيان نوشته شيخ الإسلام طاهر قمي ٤-سلوه الشيعة و قوت الشريعة نوشته سيد محمد بن محمد مير لوحي يكي ديگر از شيوه هايي كه در عصر صفوي به كار مي بردند تا اقليت هاي مذهبي را تحت فشار قرار دهند و آن ها را وادار به قبول اسلام كنند قانون ارث بود.قانون به اين صورت بود كه اگر يكي از أعضاي خانواده اقليت هاي مذهبي تغيير مذهب مي داد و مسلمان مي شد پس از مرگ بزرگ خانواده تمام ارث به فرد نو مسلمان مي رسيد و ديگر افراد خانواده از ارث محروم مي شدند.فقه اسلامي با دو ديدگاه كاملا متفاوت با موضوع ارث برخورد كرده است بيشتر فقهاي شيعه موافق دادن تمام ارث به وارث مسلمان هستند ولي بيشتر فقهاي اهل سنت معتقدند كه مسلمان از كافر ارث نمي برد . و اين بود گوشه اي از درد اهل ذمه و مشكلات و محدوديت هايي كه در آن دوران گريبان گير دگرانديشان ايران زمين بود. بر گرفته از كتاب درد اهل ذِِمه نوشته يوسف شريفي
نوشته شده توسط : نادر زندی
 

حقوق بشر در ایران خطاب به سردمداران جمهوری اسلامی در راس آن علی‌ خامنه‌ای

 

حقوق بشر در ایران
خطاب به سردمداران جمهوری اسلامی در راس آن علی‌ خامنه‌ای سوال من و یا بهتر است بگویم جناب آقای خامنه‌ای نمی‌دانم آیا واقعا به گفته‌های خود در مورد دین و اخرت  اعتقاد دارید یا نه اگر دارید پس بدا به حالتان با این همه ویرانی که در کشور به وجود آوردید که مسول مستقیم تمام این مشکلات شخص خود شما هستید نمی‌دانم از کدامش بگویم
آقای خامنه‌ای شما که در سخنرانیهای خود دم از حقوق مردم میزنید چرا اینگونه از حقوق بشر  وحشت دارید مگر نه اینکه در کیش شما حقوق انسانها برابر است پسچگونه است که اینچنین از اجرای حقوق بشر ترس دارید و شاید خبر ندارید که چه بر سر مردم بی‌ دفاع ایران آورده‌اید که من برای نمونه چند مورد به شما خواهم گفت.
نبود عدالت اجتماعی در جامعه بیداد می‌کند سطح زندگی‌ مردم بسیار متفاوت شده است .کسانی‌ که به شما و حکومت شما وابسته هستند در سطح بسیار بالایی از رفاه اجتماعی به سر میبرند .و از همه نوع امتیاز و رانت برخوردار هستند که خود یقینا به آن واقف هستید با اختلاسهای وسیع که‌در سطح مدیران ارشد حکومت شما بوجود آمده
که صدای آن به گوش خود شما هم رسیده تا آنجا که برای حفظ آبروی حکومت خویش خواهان کش ندادن آن شده‌اید و این یعنی‌ پایمال شدن حق مردم بیگناه توسط شما.
شما با تصمیمهای غلط خود باعث نابودی کشور شده‌اید و همچنان بر آن اصرار می‌ورزید به طور مثال  در مساله هسته‌‌ی با بی‌ تدبیری شما و اطرافیان تان باعث نابودی سرمایه ملی‌ مردم و هدر دادن آن نه تنها هیچ به دست نیاوردهید بلکه با حمایت از شخصی‌ مثل احمدی‌ نژاد کشور ایران را به پرتگاه فرستادید که هم در حوزه اقتصادی و هم وجهه جهانی‌ ایران را به یک کشور حقیر تبدیل کردید که فشار مستقیم آن به اقشار ضعیف و کم درامد جامعه وارد شده است طوری که میبینیم جوانان زیادی با داشتن مدارک تحصیلی‌ بیکار در جامعه ونداشتن امید به آینده فقط زنده گانی میکنند .فقر در سطح جامعه بیداد می‌کند کارگرانی که با حداقل دست مزد برای سیر کردن شکم خانواده خود باید از صبح تا شب تلاش کند ولی‌ در آخر باز هم شرمنده خانواده میشود .ولی‌ بیت شما و اطرافیان شما با پولهای که حق این مردم مظلوم
هست در کشورهای دیگر هزینه می‌کنید تا به اهداف خود که همان اهداف تروریستی می‌باشد دنبال کنید .و فرزندان اطرافیان تان که به آقازده گان معروف  هستند با پولهای اختلاسی پدرانشان ماشینهای گران قیمت سوار میشوند  که قیمت هر یک از این ماشینها به طور حتم صدها خانواده را تامین می‌کند .
اگر شما در کشورهای دیگر نگران رعایت نشدن حقوق بشر هستید نگاهی‌ اول به کشور خود بیندازید که مردم با چه فلاکتی در کشوری که این همه سرمایه ملی‌ دارد زنده گانی  می‌کنند . که حاصل این همه مشکلات برای مردم جامعه بیماریهای روانی‌ و افسردگی در جامعه بوده است.
حکومت  شما با بوجود آوردن فضای امنیتی آسایش و آرامش را از مردم ایران سلب کرده است.جوانان به علت نداشتن تفریح هات مناسب به طرف مواد مخدر کشیده شده‌اند که آن هم به طور یقین خواسته خود این  حکومت    برای سرکوبی جامعه می‌باشد درصد اعتیاد در جامعه بسیار رو به افزایش است و این همه تهیه مواد مخدر مقدور نیست
مگر با حمایت مستقیم خود حکومت .به طوری که در مکانهایی به طور علنی تولید مواد مخدر میشود و دستگاه حکومتی شما کاملا به آن واقف هستند ولی‌ هیچ  واکنشی نشان نمی‌دهند .و فقط در زمانهای که احساس خطر می‌کنید تعدادی از بیچارگان این کار را در جهت اهداف سیاسی اعدام می‌کنید که همانا ایجاد رعب وحشت در جامعه هست .دستگاه امنیتی شما خود وارد کننده بزرگ مواد مخدر نه در ایران که در کّل دنیا می‌باشد .
از دیگر دستاوردهای حکومت شما به وجود آمدن خانه‌های فحشا و روسپی گری چه در داخل و چه در خارج از ایران می‌باشد که دختران جامعه برای تامین مخارج زندگی‌ مجبور به تن‌ فروشی  میشوند و شما گلوی خود را پاره  می‌کنید و دم از اقتصاد مقاومتی میزنید .
بسیاری از جوانان برای آینده بهتر مجبور به  ترک وطن میشوند که اکثر آنها هم در کشورهای دیگر به علت این که چهره ای که  حکومت شما از ایران و ایرانی‌ ساخته با مشکلات فراوانی‌ دستوو پنجه نرم می‌کنند که در خیلی‌ از موارد با رفتارهای زننده روبرو میشوند و به دیده تحقیر به آنها نگاه می‌کنند.
در حکومت  شما به اقوام و اقلیتهای دینی هیچ گونه احترامی که گذشته نمی‌شود بلکه خیلی‌ افراد وابسته به یک اقلیت مذهبی‌ و یا قومی هستند که توسط نیروهای امنیتی شما دستگیر میشوند و مورد شکنجه و آذر قرار میگیرند که به طور مثال میشود از بهائی و دراویش به‌ اهل سنت و نوکیشان مسیحی‌ نام برد .که هم‌اکنون در زندانهای شما هستند .
همه روز شاهد آذر اذیت زنان و دختران ایرانی‌ توسط نیروهای فاسد تحت امر شما هستیم که برای رسیدن به اهداف شوم خود به سرو صورت دختران اسید می‌پاشند که به نیروهای امر به معروف و نهی از منکر شهرت  دارند .
در زندانهای شما پر است از زندانیان سیاسی و عقیدتی‌ مثل معلمین نویسندگان و افرادی که کوچکترین انتقادی از حکومت شما کرده امروز در بند رژیم منحوس شما گرفتار است .
آقای خامنه‌ای این را بدان که ایران روزی از دست جلادانی چون تو آزاد خواهد شد و شما را در دادگاهای بین‌المللی محاکمه‌ خواهیم کرد
باید  نام   شما را گذشت ولایت وقیح چون وقاحت را به حد خود رسانیدهید وهنوز هم تحمیل فشارها را بر مردم بی‌ گناه میاورید و خواستار مقاومت مردم برای جاه طلبی خود در دنیا به خصوص در کشورهای منطقه هستید که آرزوی آن را باخود به گور خواهید برد.
 1908201_642742712523708_6624574433305833022_n
نوشته شده توسط رضا امیری
Bildergebnis für khamenei

یادبود قربانیان اعتراضات خرداد ۸۸ در «امید» (۳۰)

 

ترانه موسوی در هفتم تیر ماه ١٣٨٨ در حالی که مانتو و شالی سبز به تن داشت در تهران در نزدیکی مسجد قبا دستگیر شد. دوست ترانه که در این محل با او قرار داشت شاهد دستگیری او توسط مأموران دولتی بود. او در هنگام بازداشت مانتو سبز پوشیده بود و روسری سبز به سرداشت. جسد سوخته او را در کنار جادۀ میان کرج و قزوین رها شده بود. آخرین بار چندین نفر او را در جریان بازجویی در مقر بسیج دیده بودند. در اثر تجاوز وحشیانۀ مأموران بسیج اعضای تناسلی‌ ترانه به شدت مجروح شده بود. کشتن و سوزاندن ترانه برای پوشاندن این جنایت بوده است. مسئولان اتهام شکنجه و تجاوز را رد کرده اند و تا به ا امروز هیچکس پاسخگوی این جنایت نبوده است.

از روز ۳۰ خرداد ۱۳۸۸ و به دنبال اعلام حمایت آیت‌الله خامنه‌ای از احمدی‌نژاد در نماز جمعه ٢٩ خرداد ١٣٨٨خطبه‌های نماز جمعه و هشدار وی به معترضان مبنی بر اینکه مسئولیت هرج و مرج و تبعات آن به عهده خودشان است، سرکوب معترضان به انتخابات ریاست جمهوری شکل جدیدی به خود گرفت. در تجمعات ۳۰ خرداد و پس از آن، پلیس و نیروهای شبه‌نظامی به سرکوب معترضان پرداختند. هر گونه تجمع مردمی غیر قانونی اعلام شد و توسط پلیس و لباس شخصیها به خشونت کشیده شد. از جمله نیروهای بسیجی از پشت بام پایگاه مقاومت بسیج، جنب مسجد لولاگر بر روی معترضان آتش گشودند. در جریان این تیراندازی‌ها، تعدادی از مردم زخمی یا کشته شدند.آمار دقیقی از تلفات آن‌ روز در دست نیست. فیلم تیراندازی بسیجی‌ها از پشت بام مرکز نامبرده به سوی مردم در چهارم تیرماه ١٣٨٨ از کانال‌های خبری، ازجمله تلویزیون الجزیره پخش شد. فیلم‌های دیگری نیز که مردم با تلفن‌های همراه از این حادثه گرفته‌اند در سایت یوتیوب موجود است. این تصاویر به روشنی ٢ نفر را که مورد اصابت گلوله قرار گرفته‌اند، نشان می‌دهند. در واکنش به این حمله، پایگاه بسیج مسجد لولاگر از سوی مردم خشمگین به آتش کشیده شد. فردای آن روز، تلویزیون دولتی ایران از به آتش کشیده شدن این مسجد توسط «آشوبگران» در شب پیش به هنگام اذان مغرب و کشته شدن چند تن از نمازگزاران خبر داد. این در حالی بود که طبق تصاویر نشان‌داده شده، زمان وقوع این حادثه، روز بوده است.

ماشین سرکوب و کشتار رژیم را چه کسانی هدایت می نمایند؟

ماشین سرکوب و کشتار رژیم را چه کسانی هدایت می نمایند؟

سپاه و روحانیت در سرکوب و کشتار مردم طی سی و شش سال گذشته نقش تعیین کننده ای را ایفا نموده اند. هرگونه اعدامی اعم از سیاسی یا غیر سیاسی که طی سی و شش سال گذشته در ایران رخ داده و یا در آتی رخ خواهد داد و از سوی دستگاه قضایی رژیم تائید گردیده و می شود، بدون تردید دستان مسترک سپاه و آخوندها در آن نقش داشته است.
بازجویان سپاه در زندانهای مخوف سراسر کشور رژیم هر شحصی را که در مسیر دیگری جز نظام حرکت کند، تفاوتی نمی نماید که این خط وی سیاسی ست یا غیر سیاسی ، دشمن نظام می شمارند و با امضا یا مهر خود حکم مرگ شخص را در همان ابتدای دستگیری اش صادر می نمایند.
اینکه گاها در دستگاه قضایی رژیم در رابطه با برخی از آزادیخواهان تجدید نظری صورت می گیرد، نه برای این است که این دستگاه با پرونده ساختگی بازجویان سپاه مخالفت ورزیده است. خیر بلکه خیلی بیشتر این تجدید نظر بدلیل نمایش تایید اعمال این جنایتکاران که در واقع می توان از انها بنام ماشین کشتار نظام نام برد، می باشد.
سالانه ماشن کشتار نظام یعنی بازچویان سپاه ، حکم اعدام صدها نفر را در ایران صادر می نمایند، بدون اینکه حتی گاها ثابت بشود که شخص واقعا مقصر بوده است، هیچکس نمی تواند به حکمی که این جنایتکاران برای قربانیان خود صادر می نمایند، تردید کند.
آخوندها دستگاه قضایی رژیم را در دست دارند، بدون اینکه آنها حتی از سواد قضایی برخوردار باشند، در دادگاههای چند دقیقه ای خود به استناد امضای پاسدار بازچو که برای مجرم پرونده ساخته است، حکم مرگ شخص را دوباره تایید می نمایند. این روند از همان ابتدای موجودیت رژیم در سیستم قضایی کشور نهادینه شده است و هنور حالتی پیش نیامده است، که آخوندهای حاکم شرع یا قضات رژیم به پرونده های ساختگی دستگاه مرگ نظام یعنی بازجویان سپاه کوچکترین اعتراضی بنمایند. برغم اینکه در بسیاری از موارد برای قاضی کاملا روشن است که پرونده و حکم صادر شده بازجو با معیارهای خود انها مطابقطی ندارد و مجرم حتی بی گناه است.

رژیم سیاه اندیش جمهوری اسلامی برای استمرار و پایداری خود به این ماشین کشتار بی حساب و کتاب و ضد بشری نیازمند است. این شگفت اور نیست که حتی به دفاعیه وکلایی که به استناد قوانین قضایی ضد انسانی اساسی خود در دانشگاههای کشور تربیت نموده است، نیز بهایی نمی دهد. حتی در مواقعی که انها ثابت نموده اند، مچرم بی گناه است . از سوی دستگاه قضایی اجازه نامه وکالت آنها سلب شده و حتی بسیاری از وکلای مدافع اکنون در زندانها ی مخوف رژیم بسر می برند.

هموطن مسئولیت پذیر،
تنهابدیل رهایی بخش از چنگال این لاتهای چاقوکش و ادمکش، ایجاد یک قدرت سازمان یافته اجتماعی ست. برای این منطور باید

دانش و اموزش سازماندهی و خودسازماندهی را به میان مردم ببریم.

خودسازماندهی یعنی در خانه و کوچه ، محله و خیابان ، کارخانه و اداره، دانشگاه و مدرسه جمع های مردمی را تشکیل بدهیم تا توسط آنها از منافع ضنفی خودمان دفاع نماییم.

خودسازماندهی یعنی چمعی را بوچود بیاوریم که قادر باشد، به طور سازمان یافته در مقابل خشونت سازمان یافته زورگویان به مقاومت متقابل برخیزد.

خودسازماندهی یعنی تبدیل شدن به شهروندانی که برای دفاع از حقوق مدنی خویش ازخلاقیت و توانایی یکدیگر بهره بگیرند.

خودسازماندهی یعنی بیرون جهیدن از پوسته فرد تنها، ناامید ، مایوس و فاقد قدرت و تبدیل شدن به یک شخص قدرتمند.

خودسازماندهی یعنی تلاش هدفمند و مداوم شهروند عادی برای بیرون کشیدن خود از ضعف ناشی از پراکندگی، در مقابل ارگانها و نهادهای سازمان یافته ی سرکوب و غارت حاکمیت.
خودسازماندهی یعنی نهادینه ساختن اعتماد بنفس داشتن درخود

بدون تردید قدرت اجتماعی سازمان یافته را با ذهنیت تنها نمی توان پدیدش آورد.
با تشکل و همکاری نیروهای کنشگر اگاه که اکنون بصورت پراگنده در ایران یابرون مرز فعالیت می نمایند می توان ورزنه ی بزرگی را در مقابل رژیم سیاه اندیش جمهوری اسلامی بوجود آورد.آندسته از کنشگرانی که خواهان تغییر رژیم می باشند در هرکجای دنیا که هستند باید بایکدیگر ارتباطی همسویه و ارگانیک برقرار نمایند باید همدیگر را پیدا نمایند و متشکلتر وارد سخنه مبارزه بشوند. باید بتوانند از نیروی اندیشه، تخصص، توانانی و ظرفیت های یکدیگر یاری بگیرند تا بتوانند به یک کل قدرتمند و اثر گذار تبدیل شوند.

Armin Armans Foto.

Copyright © 2015 radiopars.org Designed by Arman Charostaei.