آرشیو رادیو

عفو بین‌الملل خواستار توقف اجرای حکم اعدام سالار شادی‌زادی شد

 reza amiri

سازمان عفو بین‌الملل روز دوشنبه، پنجم مردادماه، با انتشار بیانیه‌ای از مقام‌های جمهوری اسلامی خواست تا از اعدام سالار شادی‌زادی، نوجوان متهم به قتل، خودداری کنند.

سالار شادی‌زادی که متهم به ارتکاب قتل در سن ۱۵ سالگی است قرار است با تأیید دیوان‌ عالی کشور، روز دهم مرداد (یکم اوت) در زندان رشت اعدام شود.

سالار شادی‌زادی در بهمن‌ماه ۸۵ (فوریه ۲۰۰۷) دستگیر شد و این دستگیری پس از آن انجام شد که جسد یکی از دوستان وی در حیاط خانه آنها پیدا شد و مقام‌های انتظامی او را به ضربه زدن به گردن فرد مقتول متهم کردند.

سازمان عفو بین‌الملل می‌نویسد که شرایط این قتل و جزئیات این اتهام برای این سازمان روشن نیست.

عفو بین‌الملل در بیانیه خود به دولت ایران یادآوری کرده‌ است که ایران میثاق بین‌المللی حقوق شهروندی و سیاسی را امضا کرده و در این میثاق اجرای حکم اعدام برای افراد زیر ۱۸ سال اکیداً ممنوع اعلام شده‌ است.

بر این اساس، سازمان عفو بین‌الملل از مقام‌های ایرانی خواسته است تا اجرای حکم اعدام سالار شادی‌زادی را «بلافاصله» متوقف کرده و به صدور حکم حبس برای او اکتفا کنند.

به نوشته عفو بین‌الملل، در ایران از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۴ میلادی دست‌کم ۷۲ فرد زیر سن قانونی به اتهام قتل اعدام شده‌اند و برای دست‌کم ۱۶۰ نوجوان زیر سن قانونی دیگر نیز حکم اعدام صادر شده‌ است.

سازمان عفو بین‌الملل در بیانیه‌ای که روز اول مرداد منتشر شد ضمن اشاره به این که در شش ماه گذشته حدود هفتصد نفر در ایران اعدام شده‌اند، هشدار داد که اگرایران با همین روند به اعدام کردن زندانیان ادامه دهد، تا پایان سال جاری میلادی، بیش از یک هزار نفر در ایران اعدام خواهند شد.

 

پوریا ابراهیمی فعال مدنی زندانی دیروز در پی عود بیماری تنفسی و عدم دسترسی به داروی آسم راهی بهداری زندان اوین شد.

     رادیو پارس _

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، این فعال مدنی زندانی که به دلیل ابتلا به بیماری آسم از اسپری ویژه استفاده می کند با عدم همکاری مسئولین زندان امکان دسترسی به این دارو را طی چند روز گذشته نداشته است و انتقال وی به بهداری زندان نیز به دلیل فقدان امکانات و دارو بی نتیجه بوده است.
پوریا ابراهیمی متولد ۱۳۷۳ که سابقه بازداشت و زندانی شدن قبلی نیز دارد، نوزدهم خرداد ماه بازداشت شد و ۲۷ خرداد ماه با اتهاماتی نظیر تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی در شعبه ۶ دادسرای اوین تفهیم اتهام شد، وی پس از بیست روز نگهداری در بند ۲۰۹ با پایان یافتن دوره بازجویی به بند هشت زندان اوین منتقل شد.
این فعال مدنی زندانی پیشتر نیز به اتهام تبلیغ علیه نظام، یک سال را در بند ۳۵۰ زندان اوین متحمل حبس شده بود.
به گزارش منابع هرانا، بند ۸ در حال حاضر یکی از بدترین بندهای زندان اوین است که تعداد زیادی از زندانیان سیاسی بر خلاف اصل تفکیک جرائم و در ازدحام همراه با مجرمین غیرسیاسی و بعضا خطرناک، در آن نگهداری می شوند و اعتراضات مکرر زندانیان و خانواده های آن ها نیز تا کنون بی نتیجه بوده است.

Saied Ohadys Foto.

پارک معتادان؛ ورود افراد سالم ممنوع /

reza amiri
رادیو پارس _   ـ دیدن صدها زن و مردی که وسط چمن‌های پارک در روز روشن و در یکی از شلوغ‌ترین مناطق تهران این‌طور آزادانه پایپ را کنار لب می‌گذارند و فندک اتمی زیرش می‌چرخانند و از لب پایپ شیشه‌ای دودزده کام می‌گیرند، اگرچه سخت است ولی واقعی است.

رادیو پارس _  _به نقل از تسنیم، اگرچه آرام قدم‌هایمان را روی زمین می‌گذاریم ولی به‌محضی که از کنارش رد می‌شویم چرت نشئگی‌اش پاره می‌شود، روسری‌اش را روی موهای فرفری و خرمایی‌اش جابه‌جا می‌کند و گره‌اش را زیر گردنش محکم‌تر می‌بندد، با دست‌های لرزانش می‌خواهد چند تار موی وزوزی سمج را زیر روسری جا بدهد ولی موهای وز خشک شده و به هم چسبیده‌اش، دوباره سر جایشان برمی‌گردند؛ او هم چندان مته به خشخاش نمی‌گذارد.

پایپ شیشه‌ای هنوز دستش است که نگاهش به کیف دستی زیر و رو شده‌ای که با آسترهای پاره، در گوشه‌ای رها شده، می‌افتد و بنا می‌کند به جیغ و فریاد، همزمان با تلفظ غلیظِ فحش‌های رکیک مردانه، حجم انبوهی از هوا را از دهانش بیرون می‌دهد و شروع می‌کند به ناله و نفرین به همان شیوه زنانه‌اش، سر آخر هم عاق و نفرین دنیا و آخرت را حواله هم‌سفره‌ای‌هایی می‌کند که کیفش را خالی کرده‌‌اند.

جیغ و ناله زن میانسال که همه دار و ندارش را از کف داده، گرچه سوزناک است و بلند، ولی تنها برای لحظه‌ای ملودی تق‌تق صدای صدها فندک اتمی را خاموش و نگاه بی‌حالت و منجمد زن و مردهای حلقه زده به دور زرورق‌های سربی و پایپ‌های شیشه‌ای را با خود همراه می‌کند، غائله همان‌جا و در همان لحظه تمام می‌شود و دوباره بازی گروهی دود، شیشه، دوا و زرورق شروع می‌شود، از این میان فقط چند متلک رکیک و نیشخند، دست زن شوم‌بخت را می‌گیرد.

اگرچه غریبه‌ایم و وصله ناجور ولی نه غریبه بودنمان و نه ناجور بودن وصله حضورمان کنار صدها زن و مرد عملی این پارک، باعث نمی‌شود تا پایپ شیشه‌ای یا لوله فلزی و زرورق، حتی برای ثانیه‌ای کنار گذاشته شود؛ از کنارشان که می‌گذری، تنها برای لحظه‌ای صدای ملودی تق‌تق فندک‌ها قطع می‌شود و نگاه‌های سنگین، خیره و پرسشگر، سر تا پایت را ورانداز می‌کند ولی دوباره با همان ریتم، ملودی قبلی از نو نواخته می‌شود، تق تق.

باورش سخت است دیدن صدها زن و مردی که در روز روشن و درست در یکی از شلوغ‌ترین مناطق تهران، این طور آزادانه پایپ را کنار لب می‌گذارند و فندک اتمی زیرش می‌چرخانند و از لبِ پایپ شیشه‌ایِ دودزده، کام می‌گیرند؛ امنیتشان آن قدر «پایدار» است که حتی موادفروشان هم بدون واهمه از حضور یک غریبه ــ بدون ترس از احتمالِ مأمور بودن غریبه‌ها ــ او را مشتری تازه‌ای می‌بینند و بساط شیشه و هروئین اعلایشان را برایش می‌گسترانند و بر سر غر زدن تازه‌وارد غریب، گوی سبقت از هم می‌قاپند.

بچه تهران قدیم که باشی، آدرس سر راست است، پارک دروازه غار؛ اگر بچه تهران قدیم هم نباشی کافی است پی میدان هرندی و پارک خواجوی کرمانی را بگیری، بوستانی بزرگ در قلب محله هرندی با یک زمین بزرگ چمن، یک کتابخانه بزرگ، چمنکاری‌های وسیع و صدها زن، مرد، دختر و پسر معتاد و مواد فروشی که گله‌گله روی چمن‌ها، جا خوش کرده‌اند، دختر و پسرهایی که یا شیشه و هروئین می‌فروشند، یا می‌کشند و یا هر دو.

از کنار مرد میانسال و پسر جوانی که به دیواره پله‌های قسمتی از پارک تکیه داده‌اند و از زور نشئگی، توان سر بلند کردن ندارند می‌گذریم و از لابه‌لای معتادانی که در حال مصرف هروئین و شیشه‌اند، رد می‌شویم و به ۸ ــ ۷ دختر و پسر ۱۷ تا ۳۰ ساله‌ای که در گوشه‌ای از پارک و روی سنگ‌فرش و زیر سایه‌بانی نشسته‌اند نزدیک می‌شویم؛ پسر ۲۶ ــ ۲۵ ساله‌ای که یک پایش در گچ است، وسط نشسته و با یک دستش توله سگی را نوازش می‌کند و با دست دیگرش فندک را زیر پایپ زردشده‌اش می‌چرخاند، دختر جوانی که گلنار صدایش می‌کنند از کیفش پایپ شیشه‌ای جدیدی در می‌آورد و او هم با دیگر پسرها مشغول بازی با توله‌سگ سیاه و سفید و دود می‌شود.

با صدای خش‌دار مردی که “غریبه” خطابمان می‌کند رویمان را برمی‌گردانیم و با کنجکاوی نگاهش می‌کنیم، می‌گوید: “شیشه می‌خواید یا دوا” آن‌قدر صریح و رک می‌پرسد که ناخودآگاه سرمان را به‌نشانه رد دعوتش، تکان دهیم و می‌گوییم: “ممنون، اهلش نیستم”، با بی‌خیالی سرش را می‌چرخاند ولی با همان صراحت می‌گوید: “پس اینجا واینسا”، آن‌قدر چکشی و رک جمله کوتاهش را برایمان دیکته می‌کند که ناخودآگاه به‌سمت ساختمانی که تنها پناهگاه در آن میان به نظر می‌رسد، کشانده می‌شویم.

وارد کتابخانه‌ای می‌شویم که اگرچه ترکیب ناموزونی است در وسط معرکه معتادان، ولی در میانه این ناامنی، کنج امنی است برای ما؛ خنک است و پر از کتاب ولی دریغ از دختربچه یا پسربچه‌ای که حتی از روی کنجکاوی، کتابی را ورق بزند؛ کتابخانه‌ای که تنها بخش جذاب آن برای اهالی، آب‌‌سردکنی است که هر از گاهی میزبان یکی از معتادانی می‌شود که از شدت گرما، مجبور شده بازی دود و نشئگی را به کناری بگذارد و گلویی تازه کند.

خروج از ساختمان کتابخانه و ورودِ دوباره به محوطه پارک، سنگینی نگاه جستجوگر مردها و زن‌هایی را به‌دنبال دارد که بودن تو را در آنجا، به‌مثابه ورود بی‌اجازه به خانه و قلمروشان تعبیر می‌کنند، مردها و زن‌هایی که رد نگاهشان را خیره خیره تا خروجی پارک بدرقه‌ات می‌کنند تا مطمئن شوند از قلمرو امن‌شان خارج شده‌ای.

از پارک خارج می‌شویم ولی وضع خیابان‌های مجاور هم چندان بهتر از وضع داخل پارک نیست، کمتر کوچه و پس‌کوچه‌ای را می‌توان یافت که در قرق تعدادی از معتادان و موادفروشان نباشد، در یکی از خیابان‌های اطراف، ۳۰ ــ ۲۰ زن و مرد، در سایه دیواری کز کرده‌اند و گروه گروه مشغول بازی گرت “گرد” و شیشه خود هستند.

یکی از اهالی محل که ۲۵ سالی هست در این محل کسب و کار می‌کند، با اشاره به عادی شدن وضعیت معتادان بی‌مکان در این منطقه، می‌گوید: “متأسفانه این وضعیت برای ما عادی شده است و نه تنها در این منطقه، بلکه در بسیاری از خیابان‌های جنوب تهران، می‌بینیم که معتادها به‌راحتی کنار خیابان‌ها در حال تزریق و مصرف مواد مخدر هستند”.

با دست، دختر جوانی را نشان می‌دهد و می‌گوید: “می‌بینید، هنوز سرحال و سرِپا است؛ همه‌شان همین‌طورند، روزهای اولی که می‌آیند جوانند و سرحال‌، بر و رو و آب و رنگی دارند ولی بعد از چند ماه، می‌شوند مثل مرده متحرک، تکیده و داغون؛ بالاخره این‌ها ناموس‌اند، نمی‌شود نشست و دست رو دست گذاشت ولی چه‌کاری از دست ما برمی‌آید، این‌ها معمولاً جایی برای خواب ندارند و هر شب برای تأمین جای خواب و موادشان مجبورند به یکی از این موادفروش‌ها التماس کنند”.

وی با گلایه از بی‌توجهی پلیس به وضعیت این منطقه تأکید می‌کند: “وقتی من از اینجا به پلیس زنگ می‌زنم، اهمیت نمی‌دهند و اصلاً نمی‌آیند تا رسیدگی کنند ولی شما هیچ‌گاه چنین وضعیتی را در خیابان‌های شمال شهر مثل نیاوران نمی‌بینید”.

او که دل پردردی دارد و باور نمی‌کند که خبرنگاری برای تهیه گزارشی از وضع محله‌شان، پا به این منطقه گذاشته با ناباوری می‌گوید: “کاری از دست شما هم برنمی‌آید، مگر درمان این معتادها چقدر هزینه دارد، چقدر پول در موضوعات مختلف هزینه می‌شود، سالانه چقدر هزینه فوتبال می‌شود”.

دست زمختش را به ته‌ریش زبر و سفیدش می‌کشد و ادامه می‌دهد: “مطمئنم که از دست شما هم کاری برنمی‌آید. اگر روزی توانستید یکی از وزرا و مسئولان را اینجا بیاورید که از نزدیک با این مشکلات مواجه شوند شاید بتوانی کاری کنی ولی”، ادامه صحبتش را می‌خورد و باز تکرار می‌کند: “اگر توانستی روزی یکی از وزرا و مسئولان را اینجا بیاوری”.

نمی‌دانم از هرم گرما و تیغه تیز آفتاب است که گوش‌هایمان داغ شده یا حرف‌های مردی که تأکید دارد هیچ وزیر و مسئولی پایش را در محله‌ای که خیلی‌ها می‌گویند “ته دنیا است” نمی‌گذارد، هرچه هست مهم دخترها و پسرهایی هستند که جوانی‌شان در کوچه‌ پس‌کوچه‌های این منطقه دود می‌شوند، به‌قول پیرمرد “هرچه باشد این‌ها ناموس‌اند، مگر می‌شود دست روی دست گذاشت”.

7

اجازه سکونت اتباع خارجی تنها در۲ بخش استان قزوین

         رادیو پارس _ ـ معاون اشتغال و کارآفرینی اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان قزوین گفت که اتباع خارجی تنها در بخش مرکزی و کوهین استان قزوین اجازه سکونت دارند.

رادیو پارس _  _به نقل از صدا و سیما، معاون اشتغال و کارآفرینی اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان قزوین گفت: “اتباع خارجی ساکن در خارج از این محدوده، به استناد ماده ۱۸۱ قانون کار مشمول جریمه نقدی تا پنج برابر حداقل دستمزد به ازای هر روز و حبس کارفرما از ۹۰ تا ۱۸۰ روز می شوند”.

ناصر شفیع آبادی افزود: “هم اکنون ۱۶ هزار تبعه بیگانه در این استان به عنوان پناهنده سکونت دارند که ۴ هزار و ۵۰۰ نفر آنان به عنوان نیروی کار، مشمول دریافت مجوز کار هستند، این افراد باید از طریق دفاتر کفالت ثبت نام کنند و تشکیل پرونده دهند”.

وی افزود: “۱۵۰ تبعه دیگرهم به عنوان پناهنده ساکن هستند که طبق فراخوان وزارت کار باید برای دریافت کارت مجوز کار تا ۱۱ شهریور به معاونت اشتغال ادارات کار مراجعه کنند”.

صدور این کارت برای مشمولان ۱۸ تا ۶۰ ساله، ۲۸۷ هزار و ۵۰۰ تومان هزینه دارد.

معاون اداره کل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان گفت: “غیر از نیروهای کار، بقیه اتباع خارجی شامل زنان، افراد در حال تحصیل و افراد بالای ۶۰ سال و یا زیر ۱۸ سال، کارت آمایش یا اقامت دارند و نیازی به مراجعه برای دریافت کارت اقامت ندارند”.

atbae khareji

ویدئو؛ قمه بر پیکر آزادی بیان

reza amiri

  رادیو پارس _ – اکران فیلم “رستاخیز” به کارگردانی احمد درویش به دلیل اعتراضات تندروها برخی شخصیت های مذهبی لغو شد، ویدئوی زیر صحنه کوتاهی از این اعتراضات را نشان می دهد که زنی در اعتراض به اکران این فیلم اقدام به “قمه زنی” می کند، این فیلم که با هزینه ای نسبتا زیاد و با مجوز وزارت ارشاد ساخته شد و مجوز اکران نیز گرفت، به دلیل نشان دادن چهره بازیگر نقش “حضرت عباس” مورد اعتراض واقع شده است.

ghamezani rastakhiz

معلمان اخراجی کردستان : روحانی حضور ما استقبال نیست ! اعتراض است

معلمان اخراجی کردستان : روحانی حضور ما استقبال نیست ! اعتراض است

reza amiri

رادیو پارس _ _یکشنبه 4 مرداد در جریان استقبال از روحانی که به سنندج رفته بود ،معلمین اخراجی که از سالهای
1359 به بعد به دلایل واهی اخراج شده اند واکثر آنان محرومیت اجتماعی دارند (به دلیل انفصال از آموزش وپرورش) با پلاکارد سیاه که در آن ازطرف معلمین اخراجی خواسته هایشان نوشته شده بود در مسیر ایستادند واعلام کردند که ،
این حرکت ما اعتراض است واستقبال نیست ،
در جریان این حرکتها با توجه به اهمیت موضوع وازدحام نیروهای بسیجی وحمله اطلاعاتی ها به این گروه مظلوم، خانم معلمی اخراجی مصدوم گردید که با آمبولانس اورا به بیمارستان منتقل ومشخص شد که پایش شکسته است .
نهایتا نیروهای سرکوبگر انتظامی پلاکاردهایشان را جمع وآنها را متفرق نمودند .
شایان ذکر است که جامعه معلمین اخراجی استان کردستان اعتراضات خود را از سال 1393 همراه با جامعه فرهنگیان ایران آغاز نموده اند وجز محرومترین ومظلوم ترین قشر در کردستان بوده وحدودأ 2000 نفر می باشند .

Nadia Naderis Foto.

جمعی از مردم سنندج در جریان سفرروز گذشته حسن روحانی به این شهر با در دست داشتن پلاکارد و دست نوشته هایی با متن”مسکن من کو؟”

رادیو پارس _
جمعی از مردم سنندج در جریان سفرروز گذشته حسن روحانی به این شهر با در دست داشتن پلاکارد و دست نوشته هایی با متن”مسکن من کو؟” خواستار رسیدگی به وضعیت مسکن شدند.
همچنین جمعی از معلمین خواستار آزادی معلمین زندانی و رسیدگی به وضعیت معلمین اخراج شده شدند.
جمهورى اسلامى با روحانى و بدون روحانى همان رژیم اعدامهاى دسته جمعى است، همان رژیم زندان ،ضرب و شتم ، شکنجه و تجاوز

سیدحسن نصرالله: به دریافت کمک مالی از ایران می‌بالیم؛ تهران هم‌پیمانان خود را نمی‌فروشد

reza amiri
  رادیو پارس _
دبیرکل حزب‌الله لبنان می‌گوید که این گروه شبه‌نظامی شیعه، دریافت حمایت‌های مالی از ایران را «مایه افتخار» خود می‌داند و هم تهران و هم حزب‌الله به این حمایت می‌بالند.
به گزارش خبرگزاری “تسنیم” سیدحسن نصرالله، در سخنان تازه‌ای تاکید کرده که «حزب‌الله هیچ پروژه مالی در اختیار ندارد» و «حمایتی که تهران از این گروه به عمل می‌آورد، برایش کافی است».
او هم‌چنین نگرانی بزرگ منطقه را «ایران بعد از توافق هسته‌ای» دانست و با بیان این‌که «ایران هم‌پیمانان خود را رها نمی‌کند» افزود: «در سال ۲۰۰۶ سخن از این می‌گفتند که تهران از حزب‌الله به‌عنوان ابزاری برای خدمت به پروژه هسته‌ای استفاده کرده است و حتی گفتند که تهران، حزب‌الله را بعد از امضای توافق خواهد فروخت و ما همواره می‌گفتیم که ایران چنین نیست و سوریه هم، چنین نیست. امروز واقعیت نمایان شده است، چه‌ کسی در این زمینه راستگو و چه‌ کسی دروغگو بود؟»
نصرالله‌ ادامه داد: «جان کری می‌گوید ایران حاضر نشد در برابر امور دیگر به‌جز مسأله هسته‌ای مذاکره کند؛ بنابراین نه کسی چیزی فروخت و نه کسی چیزی خرید، بنابراین شما بیچاره و بینوا هستید، بروید و در اوضاع خودتان جستجو و تأمل کنید. امام خامنه‌ای موضع ایران در قبال امریکا و در قبال جنبش‌های مقاومت را بار دیگر مورد تأکید قرار داد؛ و حزب‌الله در این تأکیدها جایگاه ویژه‌ای داشته است.»Bildergebnis für hassan nasrallah

 

مرگ یک کارگر در مشهد

مرگ یک کارگر در مشهد

      reza amiri

رادیو پارس   ـ به دلیل فقدان ایمنی در حین کار، یک کارگر ساختمانی به اثر ریزش آوار زیر خاک مدفون و جان خود را از دست داد.

رادیو پارس     _به نقل از ایرنا، مدیر حوزه دوم عملیات سازمان اتش نشانی مشهد از کشف جسد کارگر ساختمانی مدفون شده در زیرآوار پس از شش ساعت کاوش خبر داد.

مجید شادی افزود: “در حادثه ای که ظهر امروز در بلوار سازمان آب رخ داده بود، دو کارگر ساختمانی در عملیات بهسازی یک تالار قدیمی بر اثر ریزش آوار زیر خاک مدفون شده بودند”.

وی با بیان اینکه یکی از این کارگران در لحظات اولیه از زیر آوار به بیرون منتقل شد، تصریح کرد : “جسد بی جان کارگر دوم که در عمق زمین ناپدید شده بود، پس از شش ساعت کاوش و خاکبرداری در عمق ۱۱ متری زمین کشف و به سطح زمین منتقل شد”.

ظهر امروز در حادثه ریزش خاک و نخاله در یک پروژه ساختمانی، دو کارگر در عمق ۱۰ متری زمین زیر آوار محبوس شدند که یکی از آنها بر اثر مصدومیت به بیمارستان منتقل شد و دیگری جان خود را از دست داد.

marg kargar dar mashhad

زمینخواری ۶۰۰۰ میلیاردی دانشجو

reza amiri
یکشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۴
جزئیات یک پرونده فساد استاندار پیشین تهران

      رادیو پارس  –

یک ماه پس از افشاگری رئیس سازمان امور مالیاتی کشور از پرونده زمینخواری کامران دانشجو در زمان تصدی استانداری تهران، روزنامه اعتماد در گزارشی از وجود یک پرونده زمینخواری دیگر در لواسان به ارزش تقریبی ۶۰۰۰ میلیارد تومان خبر داد و از معاون سابق استانداری وقت، به عنوان یکی از عوامل این فساد یاد کرد.

این روزنامه نوشت: “١٠٠ هكتار زمين به ارزش تقريبي ٦هزار ميليارد تومان كه در منطقه كلاك لواسان واقع است، از قالب كشاورزي خارج شده و پس از قطعه‌ قطعه شدن براي ساخت ويلا به افراد مختلف واگذار شده است. اين زمين‌خواري در قالب طرح تفصيلي لواسان و با موافقت اوليه شهرداري منطقه، توسط فردي كه توانسته موافقت استانداري را هم بگيرد بدون دريافت مجوز از وزارت جهادكشاورزي، كار ساخت را آغاز كرده است. بر اين اساس يكي از موارد مهم اين پرونده دخالت معاون استاندار وقت بود كه با انجام ساخت در اين منطقه بدون طي مراحل قانوني و در واقع برخلاف قانون تغيير كاربري اراضي موافقت كرد. دخالت استانداران در تغيير كاربري‌ها و دستور ساخت و ساز در اراضي ملي تنها مربوط به اين پروژه نيست و در طرح احداث فرودگاه بين‌المللي قم نيز با چنين روندي تخريب سه هزار هكتار از اراضي اين استان آغاز شد. اين در شرايطي است كه براي آغاز به ساخت طي مراحلي از جمله دريافت مجوز سازمان امور اراضي، مجوز وزارت نيرو و ديگر سازمان‌هاي مرتبط الزامي است. نكته حايز اهميت ديگر در اين پروژه آنكه اين ساخت و سازها در كنار سد لتيان انجام شده كه مي‌تواند مخاطرات زيادي را براي آب شرب مردم تهران فراهم آورد”.

قباد افشاري، رييس سازمان امور اراضي در این باره گفته است: “در حال حاضر دستور توقف طرح صادر شده است. پرونده اين فرد در مرحله بررسي قرار دارد و تا صدور حكم نهايي دادگاه براي تعيين تكليف اين اراضي بايد منتظر ماند. در قالب طرح تفصيلي منطقه لواسان اراضي حومه روستاها خرد شده و هر قطعه براي ساخت و ساز واگذار شده است.با موافقت اوليه شهرداري و استاندار وقت كار ساخت شروع شده است درحالي كه اين اراضي كاربري كشاورزي داشته و طبق قانون حق تبديل اين كاربري وجود ندارد. اين اراضي كه حدود ١٠٠ هكتار بوده است در منطقه كلاك لواسان و كنار سد لتيان واقع شده است. درحالي سازمان امور اراضي از توقف ساخت در اين اراضي خبر مي‌دهد كه اين اراضي براي كاربري كشاورزي از حيز انتفاع خارج شده و قابليت كشاورزي مجدد نخواهد داشت بنابراين حتي در صورت صدور حكم دادگاه به نفع سازمان امور اراضي و قلع و قمع زمين‌هاي منطقه اين اراضي قابل بازگشت نخواهد بود”.

او همچنين از يك زمين‌خواري ديگر توسط دانشگاه علم و صنعت خبر داده و گفته است: “در دولت گذشته با فشارهاي زيادي كه وجود داشت؛ مجوز ساختي براي دانشگاه علم و صنعت صادر شده بود كه ما توانستيم در كميسيون تجديد نظر مجوز صادر شده را لغو كنيم. در تمام اين سال‌ها كه با قوانين مختلف نه‌تنها از زمين‌خواري‌ها جلوگيري نشده بلكه قوانين خود عاملي براي زمين‌خواري شده است؛ سالانه ٣٠ هزار هكتار از اراضي در كشور تغيير كاربري مي‌دهد كه متاسفانه بخشي از اين زمين‌خواري‌ها نيز توسط خود دولت و مقامات صورت مي‌گيرد”.(لینک)

افشای رقم زمینخواری ۶ هزار میلیاردی که بر اساس شواهد و قرائن همان پرونده کامران دانشجو و معاون اش است، در حالی صورت می گیرد که قباد افشاری ماه گذشته از شکایت دولت از “ک.د وزیر احمدی نژاد” در این باره خبر داده بود.

او افزوده بود: “در حال حاضر تخلفات تغییر کاربری غیرمجاز صورت گرفته در این منطقه به ۱۷۰ هکتار می‌رسد که به وسعت یک شهر است؛ اما سازمان امور اراضی به عنوان مسئول شناسایی و هماهنگی برخورد با زمین‌خواری در کشور با پروژه محمودیه موافق نیست. پرونده (ک-د) را به همراه اعلام جرم‌های متعدد از برخی شهرداران دولت گذشته به دستگاه قضایی ارسال کردیم. در سازمان اراضی با هیچ نهادی تعارف نداریم و پرونده های مربوط به تخلفات دولتی در حال رسیدگی است و هنوز حکمی برای آن صادر نشده است؛ مانند پروژه عباس آباد که توسط سازمان صداو سیما اجرا شده است که شاکیان این پرونده اداره منابع طبیعی و سازمان امور اراضی است”.(لینک)

ابعاد این پرونده زمیخواری در حالی رسانه ای شده که در سال ۹۳، همان مقام از طرح شکایت از استاندار وقت تهران به خاطر زمینخواری خبر داده بود.(لینک)

گفتنی لست، “ی.د” معاون وقت استاندار تهران در سال ۹۱ به دلیل همین پرونده زمینخواری محاکمه شده و در جلسه دادگاه گفته بود: “سیر مراحل طرح جامع تفصیلی را باید در ابتدا توضیح دهم، ۵۰ نفر این طرح را تصویب کردند و حالا من باید در بین آنها محاکمه شوم؟ این طرح مصوبه شورای عالی به ریاست وزیر مسکن است. این اتفاق سال ۸۲ رخ داد و وزارت مسکن برای این کار مشاوری را انتخاب کرد تا طرح تفصیلی لواسان را تهیه کند. در حالیکه مساحت طرح هادی لواسان ۳ هزار و ۳۰۰ هکتار است این میزان در طرح جامع به ۷۷۰هکتار کاهش یافته است. ۵۰ درصد از مساحت زمینها با توافق به شهرداری داده شد که در صورتی که 5 هزار میلیارد ریال من اختلاس کرده ام همین میزان نیز از سوی شهرداری گرفته شده است. در کجا به خاطر تغییر کاربری ۵۰ درصد زمین را می گیرند که این میزان با احتساب کم کردن مساحت بابت راه و دیگر موارد به حدود ۸۰ درصد می رسد. مالکین این زمینها آنها را از دو نهاد گرفتند که در طرح هادی در محدوده لویزان بوده و در طرح جامع از آن خارج شده است. ۲۰۰ قطعه ۲ هزار متری زمین در منطقه کلات وجود داشت که با توجه به قیمت زمین در آنجا ارزش آن ۱۵۰ میلیارد ریال می شود. حال نمی دانم چرا ارزش آن به ۵ هزار میلیارد ریال افزایش یافته است. همانطور که گفتم ۵۰ نفر در این ماجرا نقش داشته اند و حالا من گیر افتاده ام. سازمان جهاد کشاورزی خودش عضو کمیسیون ماده ۵ است پس چرا به این موضوع اعتراضی نکرد؟ سیر کار قانونی بوده و بدون هیچ تخلفی صورت گرفته است. اگر هم تخلفی بوده حقوقی بوده است. با این توضیحات هیچ اتهامی را در این زمینه قبول نمی کنم”.(لینک)

همین مقام یکی از متهمان پرونده فساد بیمه هم بود و در همان زمان قاضی پرونده درباره اتهامات اش گفته بودک “آقای “ی- د” ۴۸ ساله اهل خاش ساکن تهران سرپرست وقت معاونت فنی و عمرانی استانداری تهران از تاریخ ۲۸ آبان سال ۸۹ بازداشت است که سه جلد پرونده مستقیم مرتبط با اتهامات وی است. آقای “ی- د” متهم به اختلاس ۵ میلیارد ریالی در رابطه با پرونده انبارداران فجر شهرری، تصرف غیرمجاز در ۳۰ درصد عوارض دریافتی از اتباع افغانی به میزان ۵۹ میلیارد ریال، وصول وجه برخلاف قانون از معدن‌داران شن و ماسه استان تهران و مشارکت در اختلاس ۲۰۰ میلیون تومانی در این زمینه، تضییع حقوق دولت در رابطه با الحاق اراضی کلات به لواسان به میزان ۵۰۰ میلیارد تومان، تصدی بیش از ی شغل دولتی و عضویت در شبکه ماده ۴ قانون تشدید برخورد با مرتکبان اختلاس، ارتشا و کلاهبرداری است”.(لینک)

 

 

Copyright © 2015 radiopars.org Designed by Arman Charostaei.