آرشیو رادیو

طبرزدى: مبارزه حقوق بشرى مبناى “انقلاب دموكراتيك” است (١)

reza amiri

رادیو پارس    _حشمت اله طبرزدى از مخالفان مشهور جمهورى اسلامى معتقد است كه مبارزه مسالمت آميز و حقوق بشرى ، مبناى انقلاب دموكراتيك است.
طبرزدى كه اخيرا از زندان آزاد شده، تاكيد كرده كه اصلاح طلب نيست و بدنبال انقلاب دموكراتيك در ايران است.
او كه طى ١٦ سال گذشته زندان هاى مختلف جمهورى اسلامى را تجربه كرده ، به تبيين راههاى تحقق انقلاب دموكراتيك پرداخته و خاطرنشان مى كند كه مجموعه جنبش هاى اجتماعى جديد، از جمله جنبش هاى دانشجويي، كارگرى، معلمان، زنان، روزنامه نگاران و فعالان حقوق بشر، همگى يك مبارزه دموكراتيك نو را به راه انداخته اند.
طبرزدى با يادآورى دوران زندان مى گويد: بعد از وقايع ١٨ تير و كوى دانشگاه كه بازداشت و زندانى شدم، در زندان نيز به فعاليت خود ادامه داده و به همراه ديگر دانشجويان زندانى وزندانيان سياسي بيانيه ها و نامه هايي را امضا و منتشر مى كرديم و در مقابل، تعدادى از زندانيان دهه ٦٠ مخالف اينگونه كارها بودند و معتقد بودند كه تنها راه مبارزه، مبارزه مسلحانه است و روش بيانيه و اعتصاب و…. را قبول نداشتند و مى گفتند كه اينها سرگرمى است؛ البته همينها بعدا به ما و حركت هاى اعتراضى پيوستند و بيانيه ها را امضا مى كردند.
مدير مسوول “پيام دانشجو” كه در دوران زندان به همراه سيدمحمد سيف زاده و عبدالفتاح سلطانى و ٢٠ نفر ديگر از زندانيان سياسي و عقيدتى ، بزرگترين كمپين حقوق بشرى را پايه گذارى كرده است، تصريح مى كند: جنبش اجتماعى جديد، دموكراسى خواه و حقوق بشرى است و مبناى مبارزه دموكراتيك خود را اعلاميه جهانى حقوق بشر قرار داده است.
گفتنى است بزرگترين كمپين حقوق بشرى كه سال گذشته همزمان با روز جهانى حقوق بشر كليد زده شد، تا كنون با استقبال گسترده ايرانيان در داخل و خارج كشور مواجه شده است و چهره هايي چون نرگس محمدى، نسرين ستوده، محمد ملكى، عباس اميرانتظام، شيرين عبادى و مهرانگيز كار به اين كمپين پيوسته اند.
ادامه دارد…..

Javad Khoramis Foto.

انتقاد مولانا عبدالحمید از تخریب نمازخانه پونک تهران

 رادیو پارس _

نوشته شده توسط  فعال بلوچپنج شنبه, 08 مرداد 1394 10:52

مولانا عبدالحمید امام جمعه اهل سنت زاهدان با ارسال نامه‌هایی جداگانه به رهبر و رئیس جمهور ایران، ضمن انتقاد از تخریب نمازخانه اهل‌سنت، واقع در منطقه پونک تهران، خواستار «رسیدگی عاجل» به این موضوع شدند.

به گزارش کمپین فعالین بلوچ به نقل از سنی آن‌لاین، مولانا عبدالحمید در این نامه‌ها به «عدم برخورداری شهروندان اهل‌سنت تهران از مسجد» اشاره کردند و تخریب نمازخانه اهل‌سنت تهران و اقداماتی از این قبیل را «به‌دور از انتظار جامعه اهل‌سنت ایران» دانستند.

در بخشی از نامۀ امام جمعه اهل‌سنت زاهدان به رهبر ایران آمده است: «در شرایطی که افراط‌گرایی، تکفیر، تفرقه و خشونت در دنیا موج می‌زند و جهان اسلام نیازمند آرامش و سعه‌صدر است، برادران و خواهران اهل‌سنت چنین انتظاری نداشتند. این نوع برخوردها به دشمنان اسلام، عوامل خشونت‌طلب و افراط‌گرا فرصت می‌دهد تا به اختلافات دامن بزنند و مردم شریف و همیشه در صحنه اهل‌سنت را مأیوس کنند.»

مدیر دارالعلوم زاهدان همچنین در نامه‌ای که به دکتر حسن روحانی نوشته‌اند، به اوضاع بحرانی عصر حاضر اشاره کردند و گسترش افراط‌گرایی در جهان را معلول علت‌هایی همچون “عدم تحمل”، “عدم توجه به خواسته‌های برحق مردم” و “ندیدن واقعیت‌های موجود” دانستند.

در بخشی از این نامه، تخریب نمازخانه اهل‌سنت تهران «موجب جریحه‌‌دار شدن احساسات مسلمانان اهل‌سنت» عنوان شده و آمده است: «عدم تحمل یک نمازخانه معمولی و تخریب آن، در شهری‌که اجازۀ ساخت مسجد به شهروندان اهل‌سنت داده نمی‌شود و مطالبۀ سی‌وهفت سالۀ آنها پس از پیروزی انقلاب اسلامی ناکام مانده است، تنها جریحه‌‌دار نمودن احساسات جامعه اهل‌سنت ایران نیست، بلکه احساسات مسلمانان جهان را نیز جریحه‌دار می‌نماید.»

مولانا عبدالحمید تخریب نمازخانه اهل‌سنت تهران را اقدامی در راستای «خشنودی افراد تنگ‌نظر، کوتاه‌بین و افراطی» دانستند که در آن «رضایت پروردگار، منافع نظام جمهوری اسلامی، منافع ملی و وحدت امت اسلامی» در نظر گرفته نشده است.

لازم به ذکر است صبح امروز چهارشنبه 7 مرداد 1394 نمازخانه اهل‌سنت تهران واقع در منطقه پونک، توسط نیروهای شهرداری، با پشتیبانی نیروهای انتظامی و امنیتی تخریب شد.

انتقاد مولانا عبدالحمید از تخریب نمازخانه پونک تهران

 

بر پایه آخرین گزارش پزشکی قانونی ایران، در سه ماه نخست سال جاری تعداد ۶۶۶ نفر به علت سوءمصرف استفاده از مواد مخدر جان خود را از دست داده‌اند.

reza amiri

رادیو پارس _   _و به نقل از روابط عمومی پزشکی قانونی، در بین این تعداد، ۳۴۷ مورد مسمومیت حاد، ۲۲۰ مورد عوارض طولانی‌مدت و ۹۹ مورد مرگ ناشی از مصرف مواد روان‌گردان گزارش شده است.

بنا بر این گزارش،‌ در سه ماهه نخست سال ۹۳ آمار تلفات سوءمصرف مواد مخدر در کشور با رشد ۵.۴ درصدی مواجه بوده است در حالی که آمار تلفات در مدت مشابه سال قبل ۶۳۲ نفر بوده است.

همچنین در سه ماهه نخست سال جاری از کل تلفات سوءمصرف مواد ۵۹۶ نفر مرد و ۷۰ نفر زن بوده‌اند. در این مدت استان‌های تهران با ۱۸۶، خراسان رضوی با ۹۰ و اصفهان با ۴۸ فوتی به ترتیب بیشترین آمار تلفات سوءمصرف مواد را داشته‌اند.

در خرداد ماه امسال نیز ۲۱۴ مرد و ۲۳ زن بر اثر سوءمصرف مواد مخدر در ایران جان خود را از دست داده‌اند.

طبق گزارش پزشکی قانونی،‌ آمار مرگ‌های ناشی از سوءمصرف مواد در کشور از سال ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۲ با روندی نزولی روبه‌رو بوده است.

اما از سال گذشته این آمار سیری افزایشی در پیش گرفته به نحوی که آمار کلی تلفات اعتیاد در سال ۱۳۹۳ نسبت به سال قبل از آن، رشد یک درصدی و آمار تلفات اعتیاد در زنان با رشد ۲۸.۳ درصدی مواجه شده است.

بر اساس این گزارش،‌ در سال ۹۴ نیز این آمار همچنان روند افزایشی به خود گرفته است.

سال گذشته در گزارشی آمده بود که رشد اعتیاد بین نوجوانان زیر ۱۸ سال در ایران، در ده سال گذشته دوبرابر شده است.

حمید صَرّامی، مدیرکل تحقیقات و آموزش در ستاد مبارزه با مواد مخدر ایران، آذر ماه سال گذشته با اشاره به نتایج مطالعات «شیوع‌شناسی اعتیاد» در سال‌های ۱۳۸۱ تا ۱۳۹۰ گفته بود که طبق نتایجِ این مطالعه، شیوع اعتیاد بین نوجوانانِ زیر ۱۸ سال ۱۰۰ درصد بوده است. به گفته این مقام مسئول، سه درصد از معتادان ایران بین ۱۵ تا ۱۹ سال سن دارند.

همچنین وزیر کشور ایران نیز سال گذشته در جلسه غیرعلنی مجلس با اشاره به وجود صد هزار «معتاد خیابانی» در کشور هشدار داده بود که یک میلیون و ۴۰۰ هزار کودک در خطر اعتیاد به مواد مخدر قرار دارند.

به گفته عبدالرضا رحمانی فضلی، مصرف شیشه، یک ماده مخدر شیمیایی خطرناک، در ایران تنها در عرض دو سال از زیر چهار درصد به ۲۲ درصد رسیده است.

آقای رحمانی فضلی با اشاره به اینکه یک درصد دانش‌آموزان یا معتاد هستند یا مواد مخدر را تجربه کرده‌اند، گفته بود که در سال ۱۳۹۲ دو هزار و ۸۲۶ باند مواد مخدر و ۳۹۵ آشپزخانه تولید شیشه که عمدتاً در تهران و کرج فعال بوده‌اند منهدم شده است.

 

تخریب بخشی از نماز خانه پونک اهل سنت تهران ویژگی

reza amiri
رادیو پارس _      _نوشته شده توسط  فعال بلوچ
چهارشنبه, 07 مرداد 1394 15:07

صبح امروز چهارشنبه 7 مرداد ماموران امنیتی و نیروی انتظامی و شهرداری تهران بدون اعلام قبلی با حضور در محل نمازخانه اهل سنت واقع در منطقه پونک تهران که یکی از روحانیان اهل سنت بلوچ امامت آن را به عهده دارد اقدام به تخریب بخشی از این نمازخانه کردند.

به گزارش کمپین فعالین بلوچ، شاهدان عینی گفته اند که در هنگام اقدام ماموران به تخریب بخش بیرونی نمازخانه، کلیه مسیر های ورودی و خروجی به منطقه پونک توسط نیروی انتظامی کنترل شده و از نزدیک شدن مردم به نمازخانه جلوگیری شده است.

ماموران نیروی انتظامی و شهرداری با این ادعا که ساخت سقف موقت در حیاط نمازخانه و افزوده شدن حیاط به اصل نمازخانه غیر قانونی و بدون مجوز بوده آن را تخریب کرده اند.

نمازخانه پونک با امامت مولوی عبیدالله موسی زاده استاد پیشین دارالعلوم مکی زاهدان است که در سالهای گذشته بارها با ممانعت و تهدید مواجه شده است.

سال گذشته و همزمان با شرکت مولانا عبدالحمید امام جمعه اهل سنت زاهدان در کنفرانس بین المللی وحدت اسلامی در تهران و انتشار پیامهای در شبکه های مجازی جهت شرکت وی در نماز جمعه نمازخانه پونک ماموران امنیتی از حضور ایشان ممانعت کرده و پس از آن نماز خانه را پلمپ کردند اما با فک پلمپ این نمازخانه اما مردم اجازه اقامه نمازهای عیدیدن و جمعه را نداشته اند.

لازم به ذکر است، تخریب این نمازخانه درحالی اتفاق افتاده است که اهل‌سنت تهران از داشتن مسجد در تهران محروم هستند و نمازهای خود را در منازل استیجاری (نمازخانه) برگزار می‌کنند.

Weniger anzeigen

حق شناس: منتظر اظهارنظر مقام‌های قضایی درباره اتهام گرامی‌مقدم هستیم

reza amiri
رادیو پارس _     ـ عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی گفت که این فعال سیاسی در تعطیلات عید فطر بعد از ورود به تهران در فرودگاه امام متاسفانه بازداشت شده‌ و به زندان منتقل شد٬ اما درباره اتهام‌ها و تفهیم اتهام همچنان منتظر اظهارنظر مقام‌های رسمی قضایی هستیم.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایلنا، حق‌شناس درباره آخرین وضعیت اسماعیل گرامی‌مقدم گفت: “این فعال سیاسی در تعطیلات عید فطر  بعد از ورود به تهران در فرودگاه امام متاسفانه بازداشت شده‌ و به زندان منتقل شد٬ اما درباره اتهام‌ها و تفهیم اتهام همچنان منتظر اظهارنظر مقام‌های رسمی قضایی هستیم”.

لازم به ذکر می باشد، این عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی، پس از بازداشت در فرودگاه امام خمینی، به زندان اوین منتقل شد و ساعاتی پس از بازداشت در تماسی تلفنی با برادر خود، اعلام کرد که توسط وزارت اطلاعات بازداشت شده است.

اسماعیل گرامی مقدم پس از پلمپ دفتر حزب اعتماد ملی در انتخابات سال ۱۳۸۸، برای تحصیلات تکمیلی به هندوستان و مالزی رفت.

وی چند سالی است که از مشکل عدم بینایی مناسب شدیدا رنج می‌برد و بیم آن می رود که در دوران بازداشت، از دسترسی به درمان مناسب و تخصصی محروم شود.

پیشتر محسنی اژه‌ای، سخنگوی دستگاه قضایی، در فروردین ماه گذشته گفته بود که “برخی افراد که در جریان انتخابات ۸۸ در مظان اتهام بودند و به خارج از کشور گریخته بودند” در اسفند ماه گذشته “به صورت غیابی محاکمه و محکوم شده‌اند”.

با روی کار آمدن دولت حسن روحانی٫ امید برای بازگشت بسیاری از فعالین سیاسی که طی دوران پس از حوادث ۸۸ از کشور خارج شده بودند، پر رنگ شده بود.

همچنین حسن روحانی طی یک دستور “کمیته‌ای برای بازگشت فعالان سیاسی خارج از کشور به ایران” تشکیل بود، اما عملا این دستور، با احکام قضایی صادره از سوی قوه قضائیه٬، با ابهام روبرو و عملا بی اثر گردید.

esmail gerami moghadam

یک “مصوبه عجیب” و تجمع دختران دانشجوی پزشکی علیه آن

       رادیو پارس _  ـ حدود ۱۵۰ دانشجوی دختر پزشکی در اعتراض به یک مصوبه وزارت بهداشت مقابل این وزارت‌خانه تجمع کردند، به گفته آنان، تعهد خدمت دختران مشمول قانون تخصیص سهمیه هشت سال است ولی پسران تنها دو سال تعهد خدمت دارند.

رادیو پارس _   _به نقل از تابناک، روز دوشنبه ۵ مرداد حدود ۱۵۰ دانشجوی دختر پزشکی مقابل ساختمان وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی تجمع کردند.

اعتراض این دانشجویان به طرح تعهد خدمت دانشجویان مشمول قانون تخصیص سهمیه بوده است.

به گفته یکی از معترضان، در حالی که این تعهد خدمت برای دانشجویان پسر تنها دوسال است، دانشجویان دختر موظف به گذراندن دوره هشت ساله تعهد خدمت هستند.

پرونده اعتراض این دانشجویان، به گفته آنها، دو سال و نیم است که در دیوان عدالت اداری مفتوح است اما اخیرا خبردار شده‌اند که این پرونده از دستور کار این نهاد بیرون آمده است.

یکی از تجمع‌کنندگان گفت: “دیوان موعد ۲۷ بهمن ماه سال گذشته را زمان رسیدگی به این پرونده اعلام کرده بود، ولی با درخواست مهلت وزارت بهداشت آن را به تعویق انداخت؛ البته وزارت بهداشتی‌ها از همان ابتدا این اعتراض را فاقد موضوعیت می‌خواندند و حتی درخواست مختومه شدن پرونده بدون رسیدگی به آن را نیز به دیوان ارسال کرده بودند”.

به گفته این دانشجوی پزشکی، مسئولان وزارت بهداشت در ابتدا از برخی تعهد خدمت ۱۲ ساله و از گروهی دیگر تعهد هشت ساله گرفته بودند اما حالا این زمان را برای همه هشت سال اعلام کرده‌اند در حالی که دانشجویان پسر تنها دو سال تعهد خدمت دارند.

معترضان خواستار آن هستند که “اطاله دادرسی” که به گفته آنان وزارت بهداشت باعث آن بوده مانع رسیدگی به این پرونده نشود.

البته خبرنامه دانشجویان ایران به نقل از یک منبع آگاه نوشته که این دانشجویان دختر به علت نمره‌های پایین به وزارت بهداشت تعهد خدمت ۱۰ ساله داده بودند و حالا وزارت بهداشت برای آنان تخفیف هم در نظر گرفته است.

هنوز هیچ مقام رسمی از سوی وزارت بهداشت درباره این مصوبه توضیحی نداده است.

این تجمع با دخالت حراست وزارت بهداشت و جمع آوری پلاکاردهای دانشجویان و توقیف دوربین‌های فیلمبرداری آنان، پایان گرفت.

ETERAZ DANESHJOYAN

واکنش ویکی لیکس به ادعای پول گرفتن احمد شهید از عربستان

reza amiri

  • 27 ژوئیه 2015 – 05 مرداد 1394

سایت ویکی لیکس نسبت به ادعای انتشار سندی در این سایت افشاگر راجع به پرداخت پول توسط عربستان سعودی به احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در مورد ایران، واکنش نشان داد. ویکی لیکس، در حساب توئیتر خود، از متهم کنندگان آقای شهید خواست لینک سند ادعایی خود در این سایت را نشان دهند.

این واکنش، ساعاتی پس از آن صورت گرفت که بسیاری از خبرگزاری و رسانه های ایرانی خبری را نقل کردند که موضوع آن، انتشار سندی در ویکی لیکس در مورد رشوه گرفتن گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل از عربستان برای تهیه گزارش های جهت دار علیه ایران بود.

احمد شهید امروز دوشنبه ۵ مرداد، در مصاحبه با بی بی سی فارسی گفت خوشحال است که سایت ویکی لیکس از منتشرکنندگان این اتهام خواسته تا ادعای خود را ثابت کنند چون سند ادعایی آنها در هیچ کدام از مدارک افشا شده توسط این سایت وجود نداشته است.

آقای شهید تاکید کرد که بودجه فعالیت های او برای تهیه گزارش از وضعیت حقوق بشر ایران، توسط سازمان ملل تامین می شود.

وی همچنین با ذکر اینکه دستگاه های رسمی ایران “تقریبا همه آنچه در گزارش هایش ذکر می شود را قبول دارند” گفت: “مثلا ادعای من درباره اینکه نزدیک به هشتاد درصد اعدام ها در ایران به خاطر مواد مخدره مورد تایید ایران است، یا اینکه رهبران بهایی در ایران زندانی هستند و نوجوانان اعدام می شوند توسط دولت ایران رد نمی شود.”

گزارشگر سازمان ملل افزود: “اختلاف آنها با من در اینجا است که آنها قبول ندارند که این کارها نقض حقوق بشر است.”

او گفت که گزارش‌هایش، عمدتا با استناد به قوانین جمهوری اسلامی ایران، گفته های مقام ها و رسانه های رسمی و مصاحبه هایی تنظیم شده که “جزئیات آنها در گزارش ها ذکر می شود”.

احمد شهید، از چهار سال پیش به عنوان گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در مورد ایران انتخاب شده و طی این مدت، حق سفر به این کشور را نداشته است.

شورای حقوق بشر سازمان ملل، در فروردین ماه گذشته ماموریت وی به عنوان گزارشگر ویژه حقوق بشر را به مدت یک سال دیگر تمدید کرد.

آقای شهید چهارمین گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران است. پیش از او موریس کاپیتورن، رینالدو گالیندوپل و آندریاس آگوییلار این مسئولیت را به عهده داشته‌اند.

هر چهار گزارشگر ویژه حقوق بشر، از عدم همکاری مقام‌های ایرانی در تهیه گزارش های خود انتقاد کرده‌ و از سوی رسانه های رسمی این کشور، به همکاری با دشمنان جمهوری اسلامی ایران متهم شده اند.

عفو بین‌الملل خواستار توقف اجرای حکم اعدام سالار شادی‌زادی شد

 reza amiri

سازمان عفو بین‌الملل روز دوشنبه، پنجم مردادماه، با انتشار بیانیه‌ای از مقام‌های جمهوری اسلامی خواست تا از اعدام سالار شادی‌زادی، نوجوان متهم به قتل، خودداری کنند.

سالار شادی‌زادی که متهم به ارتکاب قتل در سن ۱۵ سالگی است قرار است با تأیید دیوان‌ عالی کشور، روز دهم مرداد (یکم اوت) در زندان رشت اعدام شود.

سالار شادی‌زادی در بهمن‌ماه ۸۵ (فوریه ۲۰۰۷) دستگیر شد و این دستگیری پس از آن انجام شد که جسد یکی از دوستان وی در حیاط خانه آنها پیدا شد و مقام‌های انتظامی او را به ضربه زدن به گردن فرد مقتول متهم کردند.

سازمان عفو بین‌الملل می‌نویسد که شرایط این قتل و جزئیات این اتهام برای این سازمان روشن نیست.

عفو بین‌الملل در بیانیه خود به دولت ایران یادآوری کرده‌ است که ایران میثاق بین‌المللی حقوق شهروندی و سیاسی را امضا کرده و در این میثاق اجرای حکم اعدام برای افراد زیر ۱۸ سال اکیداً ممنوع اعلام شده‌ است.

بر این اساس، سازمان عفو بین‌الملل از مقام‌های ایرانی خواسته است تا اجرای حکم اعدام سالار شادی‌زادی را «بلافاصله» متوقف کرده و به صدور حکم حبس برای او اکتفا کنند.

به نوشته عفو بین‌الملل، در ایران از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۴ میلادی دست‌کم ۷۲ فرد زیر سن قانونی به اتهام قتل اعدام شده‌اند و برای دست‌کم ۱۶۰ نوجوان زیر سن قانونی دیگر نیز حکم اعدام صادر شده‌ است.

سازمان عفو بین‌الملل در بیانیه‌ای که روز اول مرداد منتشر شد ضمن اشاره به این که در شش ماه گذشته حدود هفتصد نفر در ایران اعدام شده‌اند، هشدار داد که اگرایران با همین روند به اعدام کردن زندانیان ادامه دهد، تا پایان سال جاری میلادی، بیش از یک هزار نفر در ایران اعدام خواهند شد.

 

پوریا ابراهیمی فعال مدنی زندانی دیروز در پی عود بیماری تنفسی و عدم دسترسی به داروی آسم راهی بهداری زندان اوین شد.

     رادیو پارس _

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، این فعال مدنی زندانی که به دلیل ابتلا به بیماری آسم از اسپری ویژه استفاده می کند با عدم همکاری مسئولین زندان امکان دسترسی به این دارو را طی چند روز گذشته نداشته است و انتقال وی به بهداری زندان نیز به دلیل فقدان امکانات و دارو بی نتیجه بوده است.
پوریا ابراهیمی متولد ۱۳۷۳ که سابقه بازداشت و زندانی شدن قبلی نیز دارد، نوزدهم خرداد ماه بازداشت شد و ۲۷ خرداد ماه با اتهاماتی نظیر تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی در شعبه ۶ دادسرای اوین تفهیم اتهام شد، وی پس از بیست روز نگهداری در بند ۲۰۹ با پایان یافتن دوره بازجویی به بند هشت زندان اوین منتقل شد.
این فعال مدنی زندانی پیشتر نیز به اتهام تبلیغ علیه نظام، یک سال را در بند ۳۵۰ زندان اوین متحمل حبس شده بود.
به گزارش منابع هرانا، بند ۸ در حال حاضر یکی از بدترین بندهای زندان اوین است که تعداد زیادی از زندانیان سیاسی بر خلاف اصل تفکیک جرائم و در ازدحام همراه با مجرمین غیرسیاسی و بعضا خطرناک، در آن نگهداری می شوند و اعتراضات مکرر زندانیان و خانواده های آن ها نیز تا کنون بی نتیجه بوده است.

Saied Ohadys Foto.

پارک معتادان؛ ورود افراد سالم ممنوع /

reza amiri
رادیو پارس _   ـ دیدن صدها زن و مردی که وسط چمن‌های پارک در روز روشن و در یکی از شلوغ‌ترین مناطق تهران این‌طور آزادانه پایپ را کنار لب می‌گذارند و فندک اتمی زیرش می‌چرخانند و از لب پایپ شیشه‌ای دودزده کام می‌گیرند، اگرچه سخت است ولی واقعی است.

رادیو پارس _  _به نقل از تسنیم، اگرچه آرام قدم‌هایمان را روی زمین می‌گذاریم ولی به‌محضی که از کنارش رد می‌شویم چرت نشئگی‌اش پاره می‌شود، روسری‌اش را روی موهای فرفری و خرمایی‌اش جابه‌جا می‌کند و گره‌اش را زیر گردنش محکم‌تر می‌بندد، با دست‌های لرزانش می‌خواهد چند تار موی وزوزی سمج را زیر روسری جا بدهد ولی موهای وز خشک شده و به هم چسبیده‌اش، دوباره سر جایشان برمی‌گردند؛ او هم چندان مته به خشخاش نمی‌گذارد.

پایپ شیشه‌ای هنوز دستش است که نگاهش به کیف دستی زیر و رو شده‌ای که با آسترهای پاره، در گوشه‌ای رها شده، می‌افتد و بنا می‌کند به جیغ و فریاد، همزمان با تلفظ غلیظِ فحش‌های رکیک مردانه، حجم انبوهی از هوا را از دهانش بیرون می‌دهد و شروع می‌کند به ناله و نفرین به همان شیوه زنانه‌اش، سر آخر هم عاق و نفرین دنیا و آخرت را حواله هم‌سفره‌ای‌هایی می‌کند که کیفش را خالی کرده‌‌اند.

جیغ و ناله زن میانسال که همه دار و ندارش را از کف داده، گرچه سوزناک است و بلند، ولی تنها برای لحظه‌ای ملودی تق‌تق صدای صدها فندک اتمی را خاموش و نگاه بی‌حالت و منجمد زن و مردهای حلقه زده به دور زرورق‌های سربی و پایپ‌های شیشه‌ای را با خود همراه می‌کند، غائله همان‌جا و در همان لحظه تمام می‌شود و دوباره بازی گروهی دود، شیشه، دوا و زرورق شروع می‌شود، از این میان فقط چند متلک رکیک و نیشخند، دست زن شوم‌بخت را می‌گیرد.

اگرچه غریبه‌ایم و وصله ناجور ولی نه غریبه بودنمان و نه ناجور بودن وصله حضورمان کنار صدها زن و مرد عملی این پارک، باعث نمی‌شود تا پایپ شیشه‌ای یا لوله فلزی و زرورق، حتی برای ثانیه‌ای کنار گذاشته شود؛ از کنارشان که می‌گذری، تنها برای لحظه‌ای صدای ملودی تق‌تق فندک‌ها قطع می‌شود و نگاه‌های سنگین، خیره و پرسشگر، سر تا پایت را ورانداز می‌کند ولی دوباره با همان ریتم، ملودی قبلی از نو نواخته می‌شود، تق تق.

باورش سخت است دیدن صدها زن و مردی که در روز روشن و درست در یکی از شلوغ‌ترین مناطق تهران، این طور آزادانه پایپ را کنار لب می‌گذارند و فندک اتمی زیرش می‌چرخانند و از لبِ پایپ شیشه‌ایِ دودزده، کام می‌گیرند؛ امنیتشان آن قدر «پایدار» است که حتی موادفروشان هم بدون واهمه از حضور یک غریبه ــ بدون ترس از احتمالِ مأمور بودن غریبه‌ها ــ او را مشتری تازه‌ای می‌بینند و بساط شیشه و هروئین اعلایشان را برایش می‌گسترانند و بر سر غر زدن تازه‌وارد غریب، گوی سبقت از هم می‌قاپند.

بچه تهران قدیم که باشی، آدرس سر راست است، پارک دروازه غار؛ اگر بچه تهران قدیم هم نباشی کافی است پی میدان هرندی و پارک خواجوی کرمانی را بگیری، بوستانی بزرگ در قلب محله هرندی با یک زمین بزرگ چمن، یک کتابخانه بزرگ، چمنکاری‌های وسیع و صدها زن، مرد، دختر و پسر معتاد و مواد فروشی که گله‌گله روی چمن‌ها، جا خوش کرده‌اند، دختر و پسرهایی که یا شیشه و هروئین می‌فروشند، یا می‌کشند و یا هر دو.

از کنار مرد میانسال و پسر جوانی که به دیواره پله‌های قسمتی از پارک تکیه داده‌اند و از زور نشئگی، توان سر بلند کردن ندارند می‌گذریم و از لابه‌لای معتادانی که در حال مصرف هروئین و شیشه‌اند، رد می‌شویم و به ۸ ــ ۷ دختر و پسر ۱۷ تا ۳۰ ساله‌ای که در گوشه‌ای از پارک و روی سنگ‌فرش و زیر سایه‌بانی نشسته‌اند نزدیک می‌شویم؛ پسر ۲۶ ــ ۲۵ ساله‌ای که یک پایش در گچ است، وسط نشسته و با یک دستش توله سگی را نوازش می‌کند و با دست دیگرش فندک را زیر پایپ زردشده‌اش می‌چرخاند، دختر جوانی که گلنار صدایش می‌کنند از کیفش پایپ شیشه‌ای جدیدی در می‌آورد و او هم با دیگر پسرها مشغول بازی با توله‌سگ سیاه و سفید و دود می‌شود.

با صدای خش‌دار مردی که “غریبه” خطابمان می‌کند رویمان را برمی‌گردانیم و با کنجکاوی نگاهش می‌کنیم، می‌گوید: “شیشه می‌خواید یا دوا” آن‌قدر صریح و رک می‌پرسد که ناخودآگاه سرمان را به‌نشانه رد دعوتش، تکان دهیم و می‌گوییم: “ممنون، اهلش نیستم”، با بی‌خیالی سرش را می‌چرخاند ولی با همان صراحت می‌گوید: “پس اینجا واینسا”، آن‌قدر چکشی و رک جمله کوتاهش را برایمان دیکته می‌کند که ناخودآگاه به‌سمت ساختمانی که تنها پناهگاه در آن میان به نظر می‌رسد، کشانده می‌شویم.

وارد کتابخانه‌ای می‌شویم که اگرچه ترکیب ناموزونی است در وسط معرکه معتادان، ولی در میانه این ناامنی، کنج امنی است برای ما؛ خنک است و پر از کتاب ولی دریغ از دختربچه یا پسربچه‌ای که حتی از روی کنجکاوی، کتابی را ورق بزند؛ کتابخانه‌ای که تنها بخش جذاب آن برای اهالی، آب‌‌سردکنی است که هر از گاهی میزبان یکی از معتادانی می‌شود که از شدت گرما، مجبور شده بازی دود و نشئگی را به کناری بگذارد و گلویی تازه کند.

خروج از ساختمان کتابخانه و ورودِ دوباره به محوطه پارک، سنگینی نگاه جستجوگر مردها و زن‌هایی را به‌دنبال دارد که بودن تو را در آنجا، به‌مثابه ورود بی‌اجازه به خانه و قلمروشان تعبیر می‌کنند، مردها و زن‌هایی که رد نگاهشان را خیره خیره تا خروجی پارک بدرقه‌ات می‌کنند تا مطمئن شوند از قلمرو امن‌شان خارج شده‌ای.

از پارک خارج می‌شویم ولی وضع خیابان‌های مجاور هم چندان بهتر از وضع داخل پارک نیست، کمتر کوچه و پس‌کوچه‌ای را می‌توان یافت که در قرق تعدادی از معتادان و موادفروشان نباشد، در یکی از خیابان‌های اطراف، ۳۰ ــ ۲۰ زن و مرد، در سایه دیواری کز کرده‌اند و گروه گروه مشغول بازی گرت “گرد” و شیشه خود هستند.

یکی از اهالی محل که ۲۵ سالی هست در این محل کسب و کار می‌کند، با اشاره به عادی شدن وضعیت معتادان بی‌مکان در این منطقه، می‌گوید: “متأسفانه این وضعیت برای ما عادی شده است و نه تنها در این منطقه، بلکه در بسیاری از خیابان‌های جنوب تهران، می‌بینیم که معتادها به‌راحتی کنار خیابان‌ها در حال تزریق و مصرف مواد مخدر هستند”.

با دست، دختر جوانی را نشان می‌دهد و می‌گوید: “می‌بینید، هنوز سرحال و سرِپا است؛ همه‌شان همین‌طورند، روزهای اولی که می‌آیند جوانند و سرحال‌، بر و رو و آب و رنگی دارند ولی بعد از چند ماه، می‌شوند مثل مرده متحرک، تکیده و داغون؛ بالاخره این‌ها ناموس‌اند، نمی‌شود نشست و دست رو دست گذاشت ولی چه‌کاری از دست ما برمی‌آید، این‌ها معمولاً جایی برای خواب ندارند و هر شب برای تأمین جای خواب و موادشان مجبورند به یکی از این موادفروش‌ها التماس کنند”.

وی با گلایه از بی‌توجهی پلیس به وضعیت این منطقه تأکید می‌کند: “وقتی من از اینجا به پلیس زنگ می‌زنم، اهمیت نمی‌دهند و اصلاً نمی‌آیند تا رسیدگی کنند ولی شما هیچ‌گاه چنین وضعیتی را در خیابان‌های شمال شهر مثل نیاوران نمی‌بینید”.

او که دل پردردی دارد و باور نمی‌کند که خبرنگاری برای تهیه گزارشی از وضع محله‌شان، پا به این منطقه گذاشته با ناباوری می‌گوید: “کاری از دست شما هم برنمی‌آید، مگر درمان این معتادها چقدر هزینه دارد، چقدر پول در موضوعات مختلف هزینه می‌شود، سالانه چقدر هزینه فوتبال می‌شود”.

دست زمختش را به ته‌ریش زبر و سفیدش می‌کشد و ادامه می‌دهد: “مطمئنم که از دست شما هم کاری برنمی‌آید. اگر روزی توانستید یکی از وزرا و مسئولان را اینجا بیاورید که از نزدیک با این مشکلات مواجه شوند شاید بتوانی کاری کنی ولی”، ادامه صحبتش را می‌خورد و باز تکرار می‌کند: “اگر توانستی روزی یکی از وزرا و مسئولان را اینجا بیاوری”.

نمی‌دانم از هرم گرما و تیغه تیز آفتاب است که گوش‌هایمان داغ شده یا حرف‌های مردی که تأکید دارد هیچ وزیر و مسئولی پایش را در محله‌ای که خیلی‌ها می‌گویند “ته دنیا است” نمی‌گذارد، هرچه هست مهم دخترها و پسرهایی هستند که جوانی‌شان در کوچه‌ پس‌کوچه‌های این منطقه دود می‌شوند، به‌قول پیرمرد “هرچه باشد این‌ها ناموس‌اند، مگر می‌شود دست روی دست گذاشت”.

7

Copyright © 2015 radiopars.org