اخبار

۶۱۷۹ نفر بازمانده از تحصیل در شهرستان نیکشهر

رادیو پارس ـ    ـ معاون عمرانی فرماندار نیکشهر در جنوب سیستان و بلوچستان گفت که شش هزار و ۱۷۹ نفر در این شهرستان بازمانده از تحصیل هستند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایرنا، سلیم کدخدا اظهار داشت: “۷۹۶ نفر از مجموع بازماندگان از تحصیل در بخش مرکزی، دو هزار و ۱۸ نفر در بخش بنت و سه هزار و ۳۶۵ نفر در بخش های لاشار و آهوران این شهرستان سکونت دارند”.

وی آمار بازماندگان از تحصیل این شهرستان را نسبت به جمعیت ۱۳۴ هزاری نفری آن نگران کننده دانست.

معاون فرماندار نیکشهر افزود: “ادارات آموزش و پرورش نیکشهر، بنت و لاشار باید اقدامات لازم برای شناسایی، ثبت نام و تحصیل بازماندگان از تحصیل را انجام دهند”.

وی بیان کرد: “برخی از بازماندگان از تحصیل به دلیل فقر مالی خانواده ها قادر به ادامه تحصیل نیستند”.

وی از وجود بیش از ۲۰۰ مدرسه کپری، کانکس “کلاس پیش ساخته آهنی”، خشتی گلی و فرسوده در شهرستان نیکشهر انتقاد کرد و افزود: “اینگونه مدارس از استانداردهای لازم آموزشی برخوردار نیستند”.

معاون عمرانی فرماندار نیکشهر با بیان اینکه هنوز صدها دانش آموز دختر و پسر به وسیله خودروهای وانت بار از سطح روستاها به مراکز بخشها و دهستانها جابجا می شوند، خاطرنشان کرد: “متاسفانه حذف وانت بار علیرغم پیگیری های مکرر امکانپذیر نیست”.

کدخدا حذف مدارس غیراستاندارد، ارتقای شاخص های آموزش و پرورش، استفاده از مینی بوس برای جابجایی دانش آموزان، جذب و باسوادکردن بازماندگان از تحصیل و اختصاص سرانه دانش آموزی را خواستار شد.

وی گفت: “مدارس فاقد برق، آب و حصارکشی مشکلات زیادی را برای دانش آموزان ایجاد کرده است”.

یونس اربابی مدیر آموزش و پرورش نیکشهر نیز گفت: “مشکلات حوزه آموزش و پرورش نیکشهر جمع بندی و برای پیگیری بیشتر به مسوولان ذیربط انتقال داده شده است”.

بخشداران بنت، لاشار و مرکزی نیکشهر که مشکلاتشان را یکسان می دانند، نیز خواستار ارتقای شاخص های آموزش و پرورش شدند و بیان کردند: “وجود مدارس غیر استاندارد در مناطق روستایی مشکلات زیادی برای دانش آموزان ایجاد کرده است و از هوشمندسازی مدارس نیز خبری نیست”.

در شهرستان نیکشهر بیش از ۳۱ هزار دانش آموز در بیش از ۵۰۰ مدرسه سال تحصیلی جدید را آغاز خواهند کرد.

سال تحصیلی جدید در حالی در شرف آغاز است که یک کارت زرد و یک استیضاح بی‌نتیجه، همراه با اعتصاب‌ها و اعتراض‌های گسترده معلمان، سال تحصیلی پیشین را به سالی پر تنش‌ برای آموزش و پرورش ایران تبدیل کرد.

Reza amiri

سال تحصیلی جدید در حالی در شرف آغاز است که یک کارت زرد و یک استیضاح بی‌نتیجه، همراه با اعتصاب‌ها و اعتراض‌های گسترده معلمان، سال تحصیلی پیشین را به سالی پر تنش‌ برای آموزش و پرورش ایران تبدیل کرد.

13471_604

در آستانه سال جدید تحصیلی، دست‌کم سه فعال صنفی معلمان بازداشت شدند.

بیشتر بخوانید: سخنگوی کانون صنفی معلمان ایران بازداشت شد

پس از تحریم‌ها

علی‌اصغر فانی، وزیر آموزش و پرورش، تیر ماه امسال در گفت‌وگویی با خبرگزاری کار ایران (ایلنا)، گفته است: «اثرگذاری توافق هسته‌ای در پیشبرد امور کشور بدیهی است و آموزش و پرورش هم به عنوان یک نهاد در کنار سایر ارکان نظام یقینا متاثر از این توافق و تفاهم خواهد بود.»

علی‌اصغر فانی، وزیر آموزش و پرورش

او ضمن تشکر از علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، و تیم مذاکره کننده هسته‌ای گفته است: «ما امیدواریم با لغو تحریم‌های ظالمانه‌ای که نسبت به ملت ایران در این سال‌های اخیر اعمال می‌شد، بتوانیم در حوزه آموزش و پرورش با پویایی بیشتر، تلاش بیشتر و در اختیار گرفتن منابع بیشتر، خدمات بهتر و در خور مردم را در حوزه تعلیم و تربیت ارائه دهیم.»

آیا آموزش و پرورش از تحریم‌ها تاثیر پذیرفت؟

تحریم‌های اقتصادی‌ای که در هشت سال گذشته بر ایران اعمال شد و هم‌اکنون، بعد از توافق جامع هسته‌ای، فرایند لغو آن‌ها آغاز شده است، آن‌قدر تاثیرگذار بود که بسیاری از تحلیل‌گران آن را یکی از عوامل اصلی نشستن جمهوری اسلامی پشت میز مذاکره و تعلیق بخش زیادی از فعالیت‌هایی هسته‌ای‌اش می‌دانند.

تحریم‌ها فروش نفت ایران را مختل کرد، دانشجویان ایرانی خارج را از کشور را با مشکل نقل‌ و انتقلات مالی مواجه کرد، ورود دارو به ایران را تحت تاثیر قرار داد، صنعت خودروسازی کشور را به مرز نابودی کشاند و زندگی عادی میلیون‌ها شهروند ایرانی را با چالش روبه‌رو کرد.

بخش زیادی از طبقه متوسط سقوط کردند و عده اندکی با رانت و به نام «دور زدن تحریم» یک‌شبه ره صدساله رفتند.

می‌گویند بعد از انقلاب ۵۷، هیچ واقعه‌ای به اندازه تحریم‌ها در زیر و رو شدن ساختار طبقاتی کشور تاثیرگذار نبوده است. تاکنون اما کمتر کسی از تاثیر احتمالی تحریم‌ها بر نظام پر مشکل آموزش و پرورش صحبت کرده است.

تا قبل از آغاز تحریم‌ها، آموزش و پرورش با مشکلات عمده مالی روبه‌رو بود. کمتر سالی در تاریخ جمهوری اسلامی بوده که آموزش و پرورش بدون کسری بودجه آن را پشت سر گذاشته باشد. در سال ۱۳۸۷، در حالی که هنوز تحریم‌ها جدی نشده بودند، آموزش و پرورش با ۸۰ درصد کسری بودجه مواجه بود.

دست‌کم یک دهه قبل از آغاز تحریم‌ها در کشور، معلمان ایران در کنار کارگران و پرستاران، تنها گروه‌های صنفی‌ای بودند که به شکل مستمر و پیگیر به وضعیت معیشتی خود اعتراض می‌کردند و اخبار «جنبش معلمان ایران» همواره در رسانه‌ها پوشش داده شده است.

آموزش و پرورش، هرچند به شکل مستقیم تحت تاثیر تحریم‌ها نبوده است، اما با آغاز تحریم‌ها و کاهش رشد اقتصادی و کاهش درآمدهای نفتی دولت، بیش از گذشته با کسری بودجه روبه‌رو شده است.

تورم غیرقابل کنترل بعد از آغاز تحریم‌ها و افزایش نیافتن حقوق معلمان برابر با نرخ تورم، مشکلات معیشتی آن‌ها را تشدید کرد. همچنین از آن‌جا که ۹۵ درصد بودجه آموزش و پرورش صرف حقوق کارکنان می‌شود، به دلیل کسری مدوام بودجه، پرداخت حقوق معلمان با تاخیرهای گاه چند ماهه همراه شد.

آموزش و پرورش در سال ۹۳، نزدیک به چهار هزار میلیارد تومان کسری بودجه داشت و هنوز مشخص نیست در سال جاری تحصیلی این مشکل ادامه داشته باشد یا نه.

اما آیا پایان تحریم‌ها، معادل پایان دوران کسری بودجه آموزش و پرورش است؟

ابوالفضل رحیمی شاد

ابوالفضل رحیمی‌شاد، معلم و عضو سابق هیات مدیره کانون صنفی فرهنگیان تهران، معتقد است که با آغاز تحریم‌ها، آموزش و پرورش با مشکل جدیدی رو‌به‌رو نشده است که قبل از آن نبوده باشد و تنها بودجه‌‌ای که می‌توانست در شرایط عادی به آن تخصیص پیدا کند، کاهش یافت.

او به رادیو زمانه می‌گوید: «از این نظر تا عدم افزایش رشد اقتصادی و درآمد ملی، بعید است حقوق معلمان بیش از نرخ تورم سالانه که حتی در این چند سال معلمان از آن هم محروم بودند، افزایش بیشتری داشته باشد و اگر هم باشد قطعا نمی‌تواند میزان قابل توجهی باشد.»

فقر علیه تحصیل

درحالی که تحریم‌ها در دولت محمود احمدی‌نژاد، رییس‌ دولت سابق ایران، آغاز شد و تا پایان دوران او تاثیرش را گذاشته بود، وضعیت ارائه آمار در دولت او، بیشتر باعث سردرگمی مخاطبان و کارشناسان می‌شد.

به این ترتیب، آمار قابل اعتنایی در خصوص کودکان بازمانده از تحصیل وجود ندارد. از سال ۱۳۸۵ تا‌کنون، رسانه‌ها در گزارش‌های مختلف از ۱۴۰ هزار تا بیش از چهار میلیون کودک بازمانده از تحصیل در ایران سخن گفته‌اند.

در سرشماری سال ۱۳۹۰، نزدیک به ۱۸ میلیون نفر در رده‌ سنی بین پنج تا ۱۹ سال بودند، در حالی که در سال ۹۱ تعداد دانش‌آموزان کشور حدود ۱۲ میلیون نفر بوده است.

فاطمه قربان، معاون آموزش ابتدایی وزارت  آموزش و پرورش دولت دهم، در سال ۹۱ گفته بود که تنها پنج هزار نفر بازمانده از تحصیل شناسایی شد‌ه‌اند که «به همه‌شان امکانات لازم برای تحصیل داده شد.»

بهمن همان سال، رییس وقت مرکز آمار وزارت آموزش و پرورش گفت که ۱۴۵ هزار بازمانده از تحصیل شناسایی و به معاونت آموزش ابتدایی معرفی شده‌اند.

اوایل سال ۹۴ اما، صادق صادق‌پور، مدیرکل دفتر آموزش دبستانی وزارت آموزش و پرورش گفت: «۴۰ هزار کودک بازمانده از تحصیل به کلاس درس بازگشتند.»

مرکز پژوهش‌های مجلس ایران در سال ۱۳۸۵ تعداد کودکان بازمانده از تحصیل را سه میلیون و ۲۰۰ هزار نفر اعلام کرده بود. نهضت سوادآموزی هم در سال ۹۱ اعلام کرده بود که تا سال ۹۰، بیش از یک میلیون کودک به این آمار اضافه شده است.

اظهارنظرهای سردرگم کننده مسئولان دولتی در سال‌های اخیر، بسیار بیشتر از این‌ها بوده است و هنوز کسی نمی‌داند دقیقا چند کودک در ایران از تحصیل بازمانده‌اند.

در میان این اعداد و ارقام اما آن‌چه گم می‌شود، کودکانی هستند که در سال‌های تحریم اقتصادی، ناچار شدند تحصیل را رها کنند و وارد بازار کار شوند تا به تامین هزینه‌های خانواده‌‌شان کمک کنند و باری از دوش خانواده بردارند.

ناتوانی دولت از تامین بودجه آموزش و پرورش در سال‌های تحریم، باعث شد بخش زیادی از مدرسه‌های ایران به بخش خصوصی واگذار شود که نتیجه‌اش پولی شدن آموزش بود وبازماندن فقرا از تحصیل.

اعزام معلمان به خارج

یکی از دستاوردهای احتمالی توافق هسته‌ای، باز شدن درهای کشور به روی دنیاست. نزدیک به چهار دهه است که مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی راه هر نوع تبادل فرهنگی با غرب را بسته‌اند. به دنبال انقلاب سال ۵۷، تسخیر سفارت آمریکا توسط «دانشجویان پیرو خط امام»، جنگ و بعد ظهور احمدی‌نژاد، جامعه ایرانی روزبه‌روز بیشتر دچار انزوا شده است. تفاهم هسته‌ای، می‌تواند این انزوای فرهنگی را از طریق مناسبات سیاسی و فرهنگی بیرون از مرزهای جمهوری اسلامی، کاهش دهد.

وزیر آموزش و پرورش هم به این مساله اشاره کرده است: «صندوق ذخیره فرهنگیان تورهای آموزشی و بازدید از مراکز آموزشی سایر کشورها را پیش‌بینی کرده است که بنا داریم در پی تعامل با کشورهای مختلف، این حرکت‌ها را گسترش دهیم.»

او در گفت‌و‌گو با ایلنا گفته است: «این کار نه خیلی وسیع ولی به طور محدود شروع شده و خود همکاران فرهنگی ما که به مدارس خارج از کشور (قریب به ۸۰ مدرسه) برای تدریس اعزام می‌شوند، در عین حال که در مدارس جمهوری اسلامی کشورهای مختلف تدریس دارند، بازدیدهایی از مدارس همان کشورها و همچنین آشنایی با نظام آموزشی آن‌ها نیز دارند و موظف هستند در پایان ماموریت‌شان گزارشی از وضعیت آموزش و پرورش آن کشورها ارائه دهند.»

به گفته فانی، این گزارش‌ها بررسی می‌شوند و ماحصل آن در اختیار کارشناسان حوزه ستادی وزارت آموزش و پرورش قرار می‌گیرند «تا از این گزارش‌ها و دستاوردها، در برنامه‌ریزی‌های آموزشی استفاده شود.»

مشخص نیست که این ادعای وزیر چقدر جدی است، چرا که آموزش و پرورش خط قرمز روحانیون شیعه است و سال‌هاست برای کنترل آن و تحمیل آن‌چه «اسلامی‌سازی» می‌خوانند، از هیچ تلاشی فروگذار نمی‌کنند.

تابستان ۹۳، مدیرکل قرآن، عترت و نماز وزارت آموزش‌ و پرورش، گفته بود: «اجرای سند جامع تقویت و تعمیق فعالیت‌های اقامه نماز در مدارس، محوری‌ترین اقدام آموزش‌ و پرورش در سال تحصیلی ۹۳-۹۴ است.»

شواهد و قرائن حاکی از این است که حتی اگر اراده‌ای برای تعامل با جهان در دستگاه آموزش و پرورش وجود داشته باشد، زور بخش‌های محافظه‌کاری که می‌دانند «حفظ ارزش‌های اسلامی» در گرو «حفظ سنگر آموزش و پرورش» است، خواهد چربید.

اما اگر واقعا راه‌های این تعامل فرهنگی باز شود، چه خواهد شد؟

رحیمی‌شاد، به رادیو زمانه می‌گوید: «اگر معلمان بتوانند با همتایان خود در سایر کشورها ارتباط برقرار کنند و آشنا شوند و این آشنایی‌ها به دوستی منجر شود و این تعاملات تداوم یابد، طرفین به‌صورت متقابل با واقعیت‌های فرهنگی، سیاسی و اقتصادی یکدیگر آشنا شده و با توجه به ارتباط معلمان با جامعه از طریق دانش‌آموزان، نتیجه این تعاملات رفته‌رفته در جامعه منعکس خواهد شد. تعاملات معلمان در سطح جهانی در کاهش دشمنی کشورها و افزایش صلح و دوستی تاثیر خواهد داشت.»

این کارشناس آموزش، «آشنایی واقعی و از نزدیک با وضعیت و شرایط شغلی همتایان در سایر کشورها و آشنایی با نهادهای صنفی فعال در حوزه آموزش و ایجاد ارتباط بین این نهادها» را «تاثیر سازمانی» طرح فانی می‌داند و می‌گوید: «البته این کارکرد از نظر مسئولان سازمان منفی و ناخوشایند است.»

رحیمی‌شاد در خصوص تاثیر این طرح در کیفیت آموزش می‌گوید: «آشنایی نزدیک با ساختار و محتوای نظام‌های مختلف آموزشی، روش‌های یاد‌دهی-یادگیری و تکنولوژی‌های به‌کار گرفته شده و محتوای دروس، به‌خصوص در کشورهای توسعه‌یافته یا کشورهایی مانند ترکیه که هم شباهت بیشتری با ما دارد و هم سرعت حرکت به‌ سوی توسعه در آن‌ها بیشتر است، می‌تواند کارگاه آموزشی مناسبی برای ما و احتمالا برای همتایان خارجی ما باشد.»

باید دید در دوران پساتحریم، علی‌اصغر فانی که تاکنون یک‌بار هم از پس مجلس مخالف دولتبرآمده است، آیا می‌تواند هم بر مشکلات مالی آموزش و پرورش غلبه کند و هم پنجره آموزش و پرورش را به روی دنیا بگشاید تا در برابر هواداران آموزش ایدئولوژیک بایستد.

آغاز سال تحصیلی با اعتصاب

در آستانه آغاز سال تحصیلی، این مسائل معیشتی هستند که همچنان فضای آموزشی کشور را تحت تاثیر قرار می‌دهند. بازداشت محمدرضا نیک‌نژاد و مهدی بهلولی، فعالان صنفی معلمان در روز نهم شهریور ماه و دستگیری محمود بهشتی لنگرودی، سخنگوی کانون صنفی معلمان ایران، در روز ۱۵ شهریور و یک روز پس از صحبت‌های او در جلسه مشترک کانون معلمان و محمدباقر نوبخت، معاون رییس‌جمهوری ایران، نشان از این دارد که حاکمیت نگران ادامه اعتراض‌های صنفی در سال تحصیلی پیش رو است.

برخی فعالان و گروه‌های صنفی، از معلمان دعوت کرده‌اند در روز ۱۳ مهرماه، روز جهانی معلم، دست به اعتصاب بزنند.

سعید رضوی فقیه، زندانی سیاسی که در زندان رجایی شهر به سر می‌برد، به سه سال و نیم حبس تازه محکوم شد.

 Reza amiri

سعید رضوی فقیه، زندانی سیاسی که در زندان رجایی شهر به سر می‌برد، به سه سال و نیم حبس تازه محکوم شد.

saeed razavi

رادیو پارس ـ   _سایت کلمه شامگاه یکشنبه ۲۹ شهریور گزارش داد که رضوی فقیه از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی به اتهام «توهین به رهبری» به دو سال حبس، به اتهام «تبلیغ علیه نظام» به یک سال حبس و به اتهام «توهین به خبرگان» به شش ماه حبس محکوم شده است.

مدت حبس یک ساله پیشین سعید رضوی فقیه پنج ماه قبل به پایان رسیده بود اما به دلیل این پرونده تازه در زندان نگه داشته شد.

سعید رضوی فقیه، عضو پیشین شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، در سال ۸۸ و به دلیل سخنرانی در یک نشست در همدان به اتهام «جرایم امنیتی»، از سوی دادگاه انقلاب تهران به یک سال حبس تعزیری محکوم شد. او در زمان صدور این حکم در خارج از کشور به سر می‌‌برد.

رضوی فقیه در اسفند ۱۳۹۲ پس از بازگشت به ایران برای گذراندن یک سال محکومیت به زندان رجایی شهر منتقل شد.

او هفته گذشته در اعتراض به ارائه نشدن خدمات درمانی مناسب به او و خودداری از اعزامش به بیمارستان دست به اعتصاب غذای خشک زد.

این زندانی سیاسی هفته گذشته در نامه‌ای به رئیس زندان رجایی‌شهر، افزون بر اعتراض به برخورد پزشکان و کوتاهی آن‌ها در درمان، از «فشار برای پرداخت هزینه داروهای تجویز شده» خبر داده بود.

بازداشت‌های خودسرانه و مخفی نگاه داشتن محل بازداشت زندانیان سیاسی که از سوی مسوولان حکومت ایران مورد استفاده قرار می‌گیرد، نقض فاحش قوانین بین‌المللی است. این روش از مصادیق «ناپدید» کردن اجباری است.

میثاق جهانی در حمایت از همه افراد علیه ناپدید کردن اجباری «بازداشت، دستگیری، ربودن یا هر شکل دیگر محروم کردن از آزادی از سوی ماموران دولت یا اشخاص یا گروه‌هایی که با مجوز، حمایت، رضایت و یا عدم مخالفت دولت، انجام می‌شود» را ممنوع کرده است.
به گزارش رادیو فرهنگ به نقل از سازمان غیر دولتی «سودویند» در همین راستا اولین رویداد جانبی نهاد غیر دولتی سودویند در حاشیه سی امین نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل در ارتباط با بازداشت‌های خودسرانه و برده داری نوین در جمهوری اسلامی ایران برگزار شد.
اولین سخنران این رویداد که در مقر سازمان ملل در شهر ژنو برگزار شد، «دایان علایی» نماینده جامعه جهانی بهاییان در سازمان ملل بود. او در ابتدای سخنرانی خود از سازمان غیز دولتی «سودویند» بخاطر این دعوت که از ایشان به عمل آمده بود، قدردانی کرد.
سخن گوی جامعه بهاییان در ابتدای سخنرانی خود گفت: متاسفانه دستگیری‌های خودسرانه برای بهاییان در ایران مسئله‌ای نیست که‌‌گاه گاهی اتفاق بیفتد، تمام دستگیری و شکنجه‌هایی که برای جامعهٔ بهایی رخ می‌دهد، در ایران خودسرانه است.
از سال ۲۰۰۵ بیش از ۸۲۰ مورد دستگیری بهاییان صورت گرفته است. در جمهوری اسلامی ایران ۷۴ تن بهایی درزندان بسر می‌برند. علت دستگیری‌ها و شکنجه‌های این افراد تنها باورهای مذهبی آن هاست.
نماینده «جامعه جهانی بهاییان در مقر سازمان ملل در ژنو» افزود: اتهاماتی که در پرونده بهاییان ثبت می‌شود، اتهام اقدام علیه امنیت ملی است که اتهام سنگینی تلقی می‌شود. یکی دیگر از اتهامات مطرح شده به بهاییان توهین به مقدسات وهمچنین جاسوسی و همکاری با دولت متخاصم بخصوص اسراییل است. دولت جمهوری اسلامی ایران حتی ارائه گزارش در خصوص نقض حقوق بشر در ایران را نیز جاسوسی تلقی می‌کند. تمام این دستگیری‌ها نقص حقوق بشر است.
دیگر دستگیر شدگان در این جامعه افرادی هستند که به علت همکاری با مؤسسه آموزش عالی بهاییان «در زندان به سر می‌برند که در واقع به این معنی است که این افراد می‌کوشند تا به افرادی که نمی‌توانند به دلیل باورهای خود در دانشگاه‌ها ادامه تحصیل دهند خدمات آموزشی و پرورشی ارائه می‌دهند.
دومین سخنران «نیما‌پور یعقوب» فعال حقوق بشر ایرانی سخرانی خود را در ارتباط با اعمال محدودیتهای درمانی، اعدام تدریجی زندانیان سیاسی در ایران ارائه کرد.
این دانشجوی زندانی سابق در ابتدای سخنان خود گفت: در شرایطی صد‌ها زندانی سیاسی در زندان‌های ایران محبوس هستند که بسیاری از آنان اغلب به دلیل شکنجه‌های روحی و جسمی و شرایط نامساعد زندان از بیماری‌هایی خطرناک رنج می‌برند.
او در ادامه افزود: رویکرد جمهوری اسلامی در مقابل این مساله، گروگان گرفتن سلامت زندانیان سیاسی در مقابل تبعیت آنان از خواسته‌های نظام است. در حقیقت نظام، زندانیان را بین انتخاب سلامت خود و زیستن از یک سو و خفت و خواری از سوی دیگر تحت فشار قرار می‌دهد. روندی که در بسیاری موارد به مرگ زندانیان سیاسی منجر شده است.
یکی از زندان‌هایی که شمار زیادی از زندانیان سیاسی را در خود جای داده است، زندان رجایی‌شهر کرج است. این زندان در حقیقت تبعیدگاه بسیاری از زندانیان سیاسی بوده و در مواردی نیز به قتل‌گاه آنان تبدیل شده است.
پور یعقوب با اشاره به اینکه اسامی افرادی نظیر «افشین اسانلو»، «علیرضا کرمی‌خیرآبادی»، «مهدی زانیه»، «منصور رادپور»، «امیر حسین حشمت‌ساران» و «پیام اسلامی» گفت: در تمامی موارد فوق نیز علت فوت توسط بهداری زندان سکته مغزی و یا قلبی تشخیص داده شده است.
آخرین قربانی این جنایات سازمان‌یافته، شاهرخ زمانی است که روز ۲۲ شهریور ماه توسط هم‌بندان‌اش در زندان رجایی‌شهر کرج در حالی در اتاق‌اش پیدا شد که ساعاتی پیش از آنجان خود را از دست داده بود.
وی همچنین اضافه کرد: شاهرخ زمانی پیش از بازداشت و در خارج از زندان یک لحظه آرام و قرار نداشت و با روحیه سرشار خود همگان را به پیوستن به صفوف مبارزه دعوت می‌کرد، همواره لبخندی دل‌نشین بر لب داشت و یک لحظه نیز در ضرورت تغییر نظام موجود در ایران تردید نکرد. هنگامی که از کارگران سخن می‌گفت، می‌شد به وضوح دید که دردی جان‌کاه روح‌اش را می‌خراشد، هنگامی که از مصائب جامعه ایران مانند کلیه‌فروشی برای امرار معاش حرف می‌زد، خشمی بی‌‌‌نهایت در چشمان‌اش موج می‌زد.
وی بار‌ها و در نامه‌های متعدد به نهادهای حقوق بشری از زندان رجایی‌شهر کرج به عنوان «قتل‌گاه» نام برده و تصریح کرده بود که زندانیان در این زندان در معرض مرگ تدریجی قرار دارند. خود وی در حالی که از مهر ماه ۱۳۹۳ در نوبت آزمایش‌‌ام آر آی بود، هرگز برای این آزمایش به خارج از زندان اعزام نشد، در حالی که از بیهوشی‌های لحظه‌ای رنج می‌برد.
تمامی این واقعیت‌ها نشان از آن دارد که شاهرخ زمانی به طور تدریجی اعدام شده و مسولیت جان وی بر عهده مقامات جمهوری اسلامی است.
سومین سخنران این برنامه «سهیلا هادی‌پور» بود. ایشان فعال حقوق زنان است و همچنین در زمینه حمایت از پناهجویان به صورت داوطلبانه با سازمان عفو بین الملل در آلمان همکاری می‌کند و در مورد «برخورد‌ها و احکام فراقانونی برای حذف دگراندیشان در ایران» سخنرانی نمود.
او سخنان خود را با این سخنان آغاز کرد: ۳۶ سال است که نفوذ، دخالت و اقتدار روز افرزون نیروهای امنیتی و سپاه پاسداران و همچنین برخی از روحانیون در بخش‌های مختلف سیاسی و اقتصادی و اجتماعی کشور به ویژه قوه قضایی عرصه را به مردم ایران تنگ کرده است. ایجاد تفرقه، تبعیض و تفتیش عقاید و دستگیریهای خوسرانه واجرای احکام فراقانونی شکنجه قصاص واعدام کارنامه ۳۶ ساله حاکمیت ایران است.
او همچنین بازداشت کارگران، معلمان، پرستار، دانشجو، روزنامه نگاران، وکلا، قضات، مدافعان حقوق کودک وزنان، نخبگان و شاعرانی که خواهان برابری عدالت و خواهان حقوق از دست رفته خود و دیگران است را از دیگر نمونه‌های بارز خفقان و نقض حقوق بشر در ایران دانست.
وی افزود: قرار گرفتن موضوع حقوق بشر در ایران در راس مذاکره هااست پیش از آنکه دیر شود. براساس گزارش سازمان غیر دولتی ایرانیان مقیم خارج از کشور توافق هسته فرصتی برای انعکاس دادن مسائل حقوق بشر در ایران است.
این فعال حقوق زنان با اشاره به پرونده محمد علی طاهری در ادامه گفت: تاکنون بسیاری از سازمان جهانی مدافع حقوق بشر خواهان لغوحکم اعدام وآزادی فوری محمدعلی طاهری شدند. ازجمله می‌توان از گزارشگر ویژه سازمان ملل احمدشهید نامبرد او می‌گوید پرونده آقای طاهری نقاط مبهم بسیارفراوانی دارد. به همین دلیل با استاندارهای بین المللی به هیچ وجه هم خوانی ندارد. در حقیقت جرایم ادعایی در حقوق بین اللمل حکم اعدام نیست.
«پویان سوداگری» فعال دانشجویی که در سال ۱۳۹۰ دستگیر و پس از ۵ ماه انفرادی در زندان اوین با قرار و ثیقه آزاد و در دادگاه انقلاب به ۱۶ سال زندان و تبعید محکوم شد، دیگر سخنران این رویداد جانبی بود و در ارتباط با موضوع «سخنرانی در رابطه دستگیری والدین و تاثیر آن بر کودکان» سخن گفت.
این فعال دانشجویی در آغاز سخنرانی خود گفت: یکی ازموضوعاتی که در حوزه حقوق بشر، بسیار کم به آن پرداخته شده و به دلایلی که می‌توان حدس زد در داخل ایران امکان چندانی برای مطالعه عمیق علمی یا پژوهش می‌دانی و دانشگاهی روی آن وجود ندارد، تاثیر زندانی شدن یا اعدام والدین یا اعضای درجه یک خانواده بر روی کودکان است.
او ادامه داد: طبق اعلام خبرگزاری تسنیم در ۲۰ خرداد ۱۳۹۴ حدود ۱۵۰ هزار زندانی متاهل که هم اکنون دوران محکومیت خود را در زندان‌ها ی جمهوری اسلامی می‌گذارنند.
به گفته مدیر عامل انجمن خیریه حمایت از زندانیان کودکان این زندانیان جدای از حدود ۴۲۷ کودکی هستند که همراه با مادران خود در زندان‌ها زندگی می‌کنند و به صورت روزمره و دایمی در معرض انواع آسیب‌ها و مشکلاتی قرار دارند که عموم زندانیان بزرگسال با آن‌ها مواجه‌اند.
دستگیری یا بازداشت یک فرد در ایران که در اینجا بحث ما بیشتر روی زندانیان سیاسی متمرکز است، معمولا بسته به اهمیت فرد، پس از یک دوره کوتاه یا بلند تعقیب و مراقبت صورت می‌گیرد. برای افزودن بر شوک حاصل از دستگیری و ضربه نخستین ناشی از آن، این دستگیری‌ها به صورت ناگهانی و با خشونت و هجوم به خانه، محل کار یا در مسیر تردد فرد صورت می‌گیرد.
دوره دوم پس از دستگیری، دوره بی‌خبری از فرد دستگیر شده است که بسته به کیفیت رابطه کودک با وی، تاثیرات خردکننده‌ای روی روح و روان او برجای می‌گذارد. در این دوره دیگر اعضای خانواده بسته به سن و سال و میزان تحمل کودک واقعیات را برای وی بیان می‌کنند. بی‌قراری، گوشه گیری و بهانه جویی از شایع‌ترین اختلالاتی است که در این دوره در رفتار کودک مشاهده می‌شود.
این زندانی سیاسی سابق افزود: درحاکمیت نظام جمهوری اسلامی، مته‌مان سیاسی بازداشت شده، تا مدت‌های طولانی- که ‌گاه تا چند سال نیز می‌رسد- از برقراری ارتباط با خانواده‌شان محرومند. درموارد متعددی حداقل در روز‌ها و ماه‌های نخست دستگیری، بستگان فرد دستگیر شده از اینکه او در کجا نگهداری می‌شود یا حتی در بازداشت کدام نهاد یا سازمان امنیتی است و حتی اینکه عزیزشان زنده است یا نه، بی‌خبر نگهداشته می‌شوند.
سخنران دیگر این رویداد «رضا امیری» فعال حقوق بشر بود که در ارتباط با «بازداشت‌های خودسرانه در ایران» نکاتی را مطرح کرد. او با طرح این سوال صحبت‌های خود را شروع کرد که بازداشت خودسرانه چیست؟ مفهوم بازداشت خودسرانه وسیع‌تر از بازداشت غیر قانونی‌ است. بر اساس استاندارد‌های بین المللی بازداشت خودسرانه علاوه بر موارد بازداشت غیر قانونی‌، موارد بازداشت بر خلاف عدالت را هم شامل می‌شود. بازداشت‌هایی که سواستفاده از قانون و قدرت قضایی هم صورت بگیرد مشمول بازداشت‌های خودسرانه است آنچه که در ایران در سالهای گذشته اتفاق افتاده است هنوز هم ادامه دارد نه تنها زیر پا گذاشتن استاندارد‌های بین المللی است بلکه قوانین خود جمهوری اسلامی هم زیرپا گذاشته می‌شود، نمونه اخیر و آشکار آن، تبرئه قاضی مرتضوی در پرونده کهریزک بود که نقض آشکار ماده ۵۷۵ قانون مجازات اسلامی است.
این فعال حقوق بشر افزود: دستگیری جمعی‌ روزنامه نگاران و اعضای تشکل سیاسی، تعطیلی روزنامه‌ها و بستن دفا‌تر تشکل‌های دانشجویی، تشکل‌های کارگری، معلمان و قطع صدای اعتراض آنان، در سالهای گذشته پیوسته اتفاق افتاده است. هدف از این گونه بازداشت‌های جمعی‌ خاموش کردن فریاد‌ها در برابر سیاستهای غلط و ادامه سلطه سیاسی گروهی خاص که تعلق نظری و عملی‌ به شخص رهبری دارند، بر اقشار مختلف مردم می‌باشد با خاموش کردن صدای اعتراض بدیهی‌ است که آنان با خیال آسوده تری به چپاول منابع اقتصادی مردم مشغول خواهند ماند.
آنچه که اشاره شد تنها بخشی از مواردی است که نظام حاکم با بهره از قوه قهریه خود در مواجه با مخالفان سیاسی و فکری خود اعمال می‌کند، سطح رعایت حقوق شهروندی در مساله حبس و بازداشت و سایر رفتارهای قضایی، در مواردی دیگر بسیار نازل‌تر از آنچه ذکر شد هم می‌باشد. قوه قضائیه وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران نه تنها توجهی به میثاق‌های بین المللی ندارند و به صورت علنی هم مسئولان آن‌ها در مواردی اعلام کرده‌اند، بلکه به قوانین مصوب خود جمهوری اسلامی هم کاملا بی‌ اعتنا است، این عامل باعث می‌شود تا وضعیت، بیش از حد تصور برای شهروندان غیر قابل پیش بینی‌ شود و پیوسته شهروندان در وضعیت غیر قابل پیش بینی‌ و سرنوشت نامعلوم در ازای فعألیت اجتماعی خود قرار بگیرند.
آخرین سخنران لیلا سعادتی روزنامه نگار و فعال حقوق بشر است که در زمینه آسیب‌های اجتماعی مواد مخدر زنان و مهاجران فعالیت می‌کند.
موضوع او بحث در ارتباط با زنان و کودکان زیر ۲۰ سال و برده داری نوین بود.
لیلا سعادتی در ابتدای سخنرانی خود گفت: سوء مصرف مواد مخدر و همچنین خرید و فروش آن در یک جامعه، تبعات متعدد و فراوانی در پی دارد اما یکی از آسیب‌ها و تبعاتی که برای بخشی از جامعه جبران ناپذیر است، شکل جدید و معاصری از برده داری، سوء استفاده و فحشا است که کودکان، نوجوانان و زنان قربانیان آن محسوب می‌شوند.
طبق آمارهای رسمی ۹ درصد جمعیت معتادان کشور را زنان تشکیل می‌دهند و باز هم طبق آمار‌ها تعداد زیادی از کودکان کار درگیر مواد و ایدز هستند.
او ادامه داد واقعیت این است که وضعیت دختران و پسران زیر ۲۰ سال در کشور اسفناک است. ایران هیچ پروتکل و برنامه‌ای درباره پیشگیری، درمان و محافظت از دختران و پسران زیر ۲۰ سال ندارد. همه ماده‌های قانونی و برنامه‌های موجود مربوط به افراد بالای ۲۰ سال است. برای همین کمپ‌ها و شلترهایی که معتادان را پذیرش می‌کنند، از پذیرفتن افراد زیر ۲۰ سال خودداری می‌کنند و اگر هم این افراد را پذیرش کنند فقط برای چند روز است دوباره آن‌ها به پارک‌ها و محیط‌های پرخطر بر می‌گردند.
این فعال در حوزه آسیب‌های اجتماعی افزود: مسئولان کشور باید در ابتدا پروتکل و برنامه‌ای برای کمک و درمان اعتیاد دختران و پسران زیر ۲۰ سال تنظیم کنند. ان جی‌ای او‌ها آماده همکاری با دولت در این زمینه هستند. همچنین باید پناهگاه‌ها و شلترهای مخصوص برای آن‌ها ایجاد شود و بعد از آنکه آن‌ها اعتیاد خود را ترک کردند مورد حمایت‌های قانونی و بلند مدت قرار بگیرند که دوباره به پارک‌ها و مناطق پرخطر بر نگردند. تا زمانیکه ایران برنامه‌ای برای این گروه از معتادان ندارد، همچنان فضا را برای مافیای مواد مخدر و مافیای کودکان کار و همچنین شوهران و پدران معتاد امن می‌کند که دختران و پسران نوجوان را مورد سوء استفاده و فحشا قرار دهند.
نگاهی بر بازداشت های خودسرانه و اشکال نوین برده داری در ایران

نابودی ۵۳ هزار درخت خیابان ولیعصر

Reza amiri
رادیو پارس ـ   ـ رئیس کمیته محیط زیست شورای شهر تهران درباره علل نابودی درختان خیابان ولیعصر توضیحاتی ارائه کرد.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایلنا، محمد حقانی در خصوص کاهش تعداد درختان ولیعصر تهران با یادآوری اینکه در سال ۱۳۵۹ مصوبه‌ای تحت عنوان قانون حفظ و گسترش فضای سبز توسط شورای انقلاب تصویب شد، گفت: “متعاقب تصویب این قانون آیین‌نامه اجرایی آن نیز توسط هیات وزیران مصوب شد که از نظر من بهترین و جامع‌ترین قانونی است که اگر کامل اجرا می‌شد، امروز با برخی مشکلات مواجه نبودیم”.

وی ادامه داد: “در این خصوص دو موضوع مطرح است. یکی تهیه شناسنامه برای باغات در کل کشور به این معنی که درخت یا باغ به عنوان موجودی زنده باید مانند انسان شناسنامه داشته باشد و در این شناسنامه تعداد درختان، بن درخت، سن درخت، گونه درخت، طرز چینش درختان در باغ و مساحت باغ مشخص شود”.

حقانی افزود: “طبق قانون کارکنان شهرداری با مجوزی که به عنوان ضابطین قانون می‌توانند از محاکم قضایی دریافت کنند، اجازه دارند وارد باغ شده، آمارگیری کرده و مطالب را به امضای مالک باغ برسانند”.

رئیس کمیته محیط زیست شورای شهر با بیان اینکه همچنین شهرداری‌ها موظف بودند که تمامی درختان حاشیه معابر، بزرگراه‌ها و خیابان‌های شهر را شماره‌گذاری و پلاک‌کوبی کنند، اظهار کرد: “این دو اقدام در دو شهراجرا شد اما در شهر تهران هیچ وقت اجرایی نشد و اگر هم اقدامی صورت گرفت، بعد از مدتی به دلیل عدم ادامه کار توسط مدیریت بعدی متوقف ماند”.

وی خاطرنشان کرد: “اینکه در چه تاریخی چه تعداد درخت در طرفین خیابان ولیعصر به عنوان بزرگ‌ترین محور طبیعی و بزرگ‌ترین خیابان منطقه خاورمیانه وجود داشته است و در حال حاضر چه تعداد درخت در این خیابان وجود دارد، مشخص نیست”.

حقانی با تاکید بر اینکه خیابان ولیعصر ۱۷ کیلومتر طول داشته و از میدان راه‌آهن تا میدان تجریش ادامه دارد، گفت: “بر اساس گزارش‌هایی که در دست دارم، در ابتدای کاشت درخت در طرفین خیابان ولیعصر در طول آن ۴ ردیف درخت با فاصله نیم متر کاشته شده است، به عبارت دیگر در هر طرف خیابان دو ردیف درخت کاشته شده است، اما باید به این نکته توجه کرد که در آن زمان ساخت و ساز‌ها در خیابان ولیعصر به این شکل و ترتیب نبوده است و به قصد بیابان‌زدایی ۱۷ کیلومتر درختکاری صورت گرفته و آنچنان که می‌گویند حدود ۶۰ هزار اصله درخت در طرفین خیابان کاشته شده است”.

عضو شورای شهر تهران بیان کرد: “بر اساس گزارش‌هایی که اخیرا به دست من رسیده از ۲۲ هزار درخت باقی مانده ۱۱ هزار و این روز‌ها نیز تنها بیش از ۷ هزار درخت در این خیابان باقی مانده است”.

حقانی تصریح کرد: “گزارش‌های داده شده در این خصوص ضد و نقیض است، زیرا ماده قانونی که مقرر کرده درختان حاشیه بزرگراه‌ها، خیابان‌ها و معابر همگی باید پلاک کوبی شوند، اجرا نشده است. در حالی که زمانی که در اصفهان بودم، شناسنامه باغات شهر تهیه شد و درختان شهر اصفهان نیز در آن زمان پلاک‌کوبی شدند”.

رئیس کمیته محیط زیست شورای شهر با اشاره به اینکه در برنامه بودجه سال ۹۳ عددی را به شناسنامه‌دار شدن کل باغات تهران اختصاص دادیم، عنوان کرد: “تا جایی که اطلاع دارم؛ در حال حاضر سازمان بوستان‌ها در فضای سبز شهر تهران در حال انجام این کار است و قرار است؛ تا پایان سال ۹۴ این کار ادامه یابد”.

وی در ادامه با تاکید بر اینکه شهرداری بر اساس این برنامه موظف است، تا پایان سال ۹۴ باغات را شناسایی کرده و جهت تصریح و تایید باغ بودن به صحن شورا ارائه کند، اظهار کرد: “وقتی این سند در صحن شورا تصویب شود به عنوان یک سند محکم و فرادستی برای شناسایی باغات مطرح می‌شد و در محاکم دادگستری و قضایی قابل استناد خواهد بود”.

حقانی با تاکید بر اینکه درخت موجودی زنده است و همچون انسان نیاز به غذا، نور و هوا دارد، گفت: “به نظر من درخت از مظلوم‌ترین موجودات کره زمین است و وظیفه طبیعی درخت ‌آن است که سموم و آلاینده‌های هوا خصوصا گاز کربنیک را بگیرد و به جای این آلودگی به ما اکسیژن دهد”.

حقانی افزود: “اما ما این موجود زنده را که قاطعانه و بنابر حکم الهی پای وظیفه خود ایستاده است، قطع می‌کنیم و از بین می‌بریم و در حفظ و حراست و صیانتشان کوتاهی کرده و به اندازه کافی به آن‌ها هوا، آب و غذا نمی‌دهیم”.

حقانی با اشاره به ساخت و سازهای انجام شده در محور خیابان ولیعصر گفت: “در طول این خیابان مشاهده می‌کنیم که تا به حال کند و کوب‌های زیادی انجام داده، جدول گذاری کرده، پای درختان بتن ریزی کرده و درختان را از آب روان که پایشان جاری بوده است، محروم کرده‌ایم”.

حقانی با اشاره به اینکه در بر این خیابان و در طول محور، مجوز ساخت ساختمان‌های بلندمرتبه را داده‌ایم؛ تاکید کرد: “بلندی این ساختمان‌ها ضرر بزرگی را برای این درختان به دنبال دارد، از جمله آنکه شاخه درختان با ساختمان‌های مجاور برخورد کرده یا داخل ساختمان‌ها می‌رود به همین دلیل مالکان در جهت بریدن شاخه درختان اقدام می‌کنند که این موضوع از حجم سبزینگی درخت می‌کاهد”.

رئیس کمیته محیط زیست شورای شهر تهران با بیان اینکه درخت نیازمند نور است و با بلندمرتبه سازی در دو طرف خیابان درختان را از نور لازم و طبیعی محروم می‌کنیم، ادامه داد: “همچنین وقتی در بر خیابان ولیعصر اجازه بلندمرتبه سازی می‌دهیم، الزاما و ناچارا پارکینگ‌هایی در طبقات زیرزمین ایجاد می‌شوند که برای ساخت آن‌ها چندین متر خاکبرداری کرده و ریشه درختان ولیعصر تا چندین متر زیر این خیابان و ساختمان‌های مجاور آن قرار گرفته است”.

وی افزود: “همچنین وقتی گودبرداری‌های عمیق انجام می‌دهیم، تمامی این ریشه‌ها را قطع می‌کنیم در نتیجه آن‌ها را از غذایی که باید در دسترس داشته باشند محروم می‌کنیم. از دیگر سو ساختمان‌هایی که گودبرداری‌های عمیق انجام می‌‌دهند؛ برای مقاوم‌سازی دیوار‌هایشان میلگردهای فراوانی را به داخل خیابان ولیعصر برده و به همراه بتن و سیمان زیر ریشه درختان تزریق می‌کنند که این اقدام باعث می‌شود یا ریشه درختان قطع شده یا اطراف آن‌ها انبوه سیمان، ماسه و دیگر مواد جمع شده و در نتیجه درخت نتواند از مواد غذایی زمین استفاده کند”.

حقانی با اشاره به اینکه گودبرداری‌های عمیق مانع از دستیابی ریشه درختان به آب‌های زیرزمینی می‌شود، اظهار کرد: “درختان به ویژه درخت چنار در شهری همچون تهران نیاز به هوا دارد، اما هوای آلوده کنونی باعث شده که درختان سطح شهر در این آلودگی مستمر قدرت تبادل خود را از دست داده و منافذ روی برگ درختان که باید عمل تعریق و تعرق را انجام دهند، بسته شود که در نتیجه درخت نمی‌تواند آنطور که لازم است؛ وظیفه طبیعی خود برای پاکسازی هوا و تولید اکسیژن انجام دهد”.

عضو شورای شهر تهران با اشاره به وجود آب‌ها و پساب‌های آلوده‌ای که معمولا در جوی‌های دو طرف خیابان ولیعصر جاری است، گفت: “همچنین نمک پاشی‌های خارج از حد استاندارد توسط مناطق مختلف شهرداری در طول زمستان و در زمان یخ‌زدگی باعث شده که این نمک‌ها در قسمت‌های پایین‌دست پس از نفوذ به آب‌های زیرزمینی وارد آب‌های جاری دو طرف خیابان ولیعصر شوند و آب‌ها را شور کند که نمک زیاد نه تنها به درختان آسیب می‌زند بلکه باعث کوبیدگی زمین نیز می‌شوند”.

حقانی با اشاره به اینکه در حال حاضر شهرداری‌ها در کلانشهر‌ها منابع درآمدی پایدار ندارند، افزود: “تا زمانی که شهرداری‌ها به درآمدهای پایدار نرسیده و از عوارض قانونی استفاده نکنند و تا زمانی که خود را از عوارض تراکم فروشی، ساختمان‌فروشی و قانون‌فروشی جدا نکنند، متاسفانه در اکثر قریب به اتفاق کلان‌شهر‌ها و حتی شهرهای کوچک با مساله نابودی درختان رو به رو خواهیم بود”.

عضو شورای شهر تهران با بیان اینکه ما قانون داریم و باید بر اساس آن عمل شود، اظهار کرد: “ضروری است قرائت جدیدی از قانون انجام شود ما بر اساس قانون، طرح جامع و طرح تفصیلی داریم و هر چند ممکن است؛ این دو طرح مورد تایید برخی از کار‌شناسان نباشد و همچون سایر قوانین ایراداتی داشته باشند اما موظف به اجرای آن هستیم و ضروری است؛ قانون فروشی را کنار گذاشته و بر اساس طرح‌های جامع و تفصیلی عمل کنیم”.

محسن حاجی‌پور، عضو تیم کشتی فرنگی ایران که همراه با تیم ملی در آمریکا به سر می‌برد، پس از پایان رقابت‌ها به ایران برنگشته و «درخواست پناهندگی» کرده است.

 

محسن حاجی‌پور1

به گزارش تابناک، این کشتی‌گیر با اینکه در انتخابی وزن ۵۵ کیلوگرم اول شده بود اما با «فشار مقامات رده بالای فدراسیون کشتی» از مبارزه در مسابقات جهانی بازماند.

تابناک می‌نویسد: «ظاهراً این کشتی‌گیر ۲۷ ساله به همین دلیل انگیزه خود را از دست داده و یا شاید هم برای انتقام از مدیران فدراسیون دست به چنین عمل جنجال‌سازی زده است.»

تیم ‌ملی کشتی فرنگی ایران پس از کسب عنوان چهارمی در ر‌قا‌بت‌های جهانی لاس وگاس آمریکا بامداد یکشنبه ۲۲ شهریور به ایران بازگشت.

خبرگزاری مهر گزارش داده که حاجی‌پور «بدون دلیل و هیچ اطلاع قبلی» از همراهی اعضای تیم ملی در بازگشت به ایران سرباز زد و «هنوز مشخص نیست او به عنوان پناهنده در آمریکا مانده یا با اعضای تیم کشتی آزاد به ایران باز می‌گردد.»

با این حال مهر نوشته که ماندن حسن بابک، مدیر تیم ملی کشتی فرنگی در آمریکا «حکایت از آن دارد که پناهندگی حاجی‌پور جدی است و بابک قصد دارد تا این فرنگی‌کار را به کشور بازگرداند.»

برخی منابع نزدیک به این کشتی‌گیر گفته‌اند که حاجی‌پور اعلام کرده قصد بازگشت به ایران را ندارد.

پیش از این نیز در سال ۱۳۹۳ عباس گلی گرمستانی ملی‌پوش کشتی آزاد ایران در آلمان تقاضای پناهندگی داده بود.

افسردگی ناهید گرجی در بازداشت و بی خبری

Reza amiri
رادیو پارس ـ    – وضعیت روحی ناهید گرجی در دوازدهمین ماه بازداشت و بی خبری “بد و مبتلا به افسردگی شدید” توصیف شده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، با گذشت بیش از یازده ماه از بازداشت ناهید گرجی در مشهد، و با توجه به وضعیت به شدت نابسامان روحی ایشان در بازداشتگاه، هنوز هیچ اطلاع دقیقی از وضعیت پرونده و اتهامات وی منتشر نشده و ایشان با توجه به وضعیت نابسامان روحی خود همچنان در بی خبری و بازداشت به سر می برد.

یک منبع مطلع در خصوص وضعیت روحی ناهید گرجی ضمن تاکید بر اینکه ایشان “اوضاع خیلی بدی از نظر روحی و روانی دارند” گفت که ناهید گرجی در بازداشت به “افسردگی بسیار شدید” و “اوضاع روحی نامتناسب” دچار شده و حتی ” پزشکان انتقال ایشان به بیمارستان روانی را تجویز کرده اند.”

ناهید گرجی ۱۹ مهرماه سال گذشته با مراجعه مأمورین امنیتی به خانه اش بازداشت و پس از بازرسی منزل به دادگاه انقلاب کوه سنگی مشهد و سپس به مکانی نامعلوم منتقل شد، پس از دو هفته برای ایشان قرار وثیقه ۴۰۰ میلیونی صادر شد، مبلغی که به گفته خانواده اش سنگین بود و از پس آن برنمی آمدند.

در هفدهم آذر ماه سال گذشته، هشت تن از نمایندگان پارلمان اروپا با انتشار یک نامه مشترک به فدریکا موگرینی، نماینده عالی اتحادیه اروپا در سیاست خارجی و امور امنیتی، نسبت به بازداشت ناهید گرجی ابراز نگرانی کردند و  از وی خواستند تا نگرانی‌های آنان در مورد این فعال مدنی را با دولت ایران در میان بگذارد و آزادی خانم گرجی را از آنان خواستار شود.

گفتنی است، نزدیکان خانم ناهید گرجی تنها فعالیت وی را در شبکه‌های اجتماعی همچون فیسبوک، وایبر و واتس آپ عنوان می‌کنند و همین موضوع را علت بازداشت ایشان می‌دانند.

تخریب قلعه ۳۰۰۰ ساله “مبارک” توسط خاک‌برداری نیروی دریایی در جاسک

رادیو پارس     ـ دهیار روستای کوه مبارک شهرستان جاسک از توابع “استان هرمزگان”، گفت که قلعه کوه مبارک شهرستان جاسک که پیشینه تاریخی و سابقه تمدنی آن به دوران ساسانیان بر می‌گردد، توسط یکی از ارگان ها در حال تخریب است.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایسنا، بوسیک، اظهار کرد: “وجود اتاقهایی با نام ساسانیان در مدخل و اطراف این توده کوه بیانگر قدمت تاریخی آن است، قلعه مبارک یکی از ارزشمند ترین بناهای باستانی استان است که متاسفانه در حال حاضر توسط یکی از ارگان‌ها در حال نابودی است”.

وی افزود: “نامه‌نگاری و پیگیری‌هایی برای جلوگیری از این فاجعه صورت گرفته اما هنوز اقدام موثری از سوی مسئولین استانی برای توقف این اتفاق رخ نداده است”.

دهیار روستای کوه مبارک جاسک عنوان کرد: “مردم منطقه کوه مبارک به نشانه اعتراض به این اقدام به مدت دو روز تجمع کردند که این حرکت خود جوش از سوی ارگان تخریب کننده این آثار تاریخی، حمله خوانده شد، در حالی که چنین چیزی وجود ندارد و مردم تنها به نشانه اعتراض به تخریب قلعه ۳۰۰۰ ساله کوه “مبارک” تجمع کرده بودند”.

وی تاکید کرد: “در حال حاضر این ارگان در حال تخریب قلعه مبارک و قبرستان ۳۰۰۰ ساله و قدمت دار آن است و تاکنون بیش از ۱۰ درصد پیش رفته‌اند و به خود قلعه نیز آسیب رسانده‌اند و همچنان در حال فعالیت هستند، در حال پیگیری این مسئله هستیم اما تاکنون هیچ اقدام موثری رخ نداده و این مکان در حال تخریب است”.

اتاق‌های ساسانی واقع در بخش مرکزی شهرستان بندر جاسک یکی از نقاط دیدنی استان هرمزگان در جنوب ایران است، این اتاق‌ها در آخر دماغه کوه مبارک واقع شده‌اند، دو اتاق از سنگ تراشیده وجود دارد که گویا از دوران ساسانی بازمانده‌ است.

گفتگو رادیو پارس :رضا امیری با خانم ندا مستقیمی زندانی سیاسی و از حامیان مادران پارک لاله که به تازگی آزاد شدند

        Reza Amiri

پنجشنبه ۱۹ شهریور ۱۳۹۴ خورشيدی  Bildergebnis für ‫ندا مستقیمی‬‎

 ضمن تشکر از شما که پذیرفتید با ما گفتگو داشته باشید.

خانم مستقیمی:زنده باشید

1- رادیو پارس.مختصری از بیوگرافی خود را و اینکه چرا دستگیر شدید را بگید؟

خانم مسقیمی: ندا مستقیمی هستم، سال 88 بعد از کشته شدن ندا آقا سلطان مادران کشته شده ها توی خیابون مورد حمله قرار میگیرند
و همه معترضین به سمت پارک لاله میرن و از اون روز به بعد قرار میشه شنبه ها ساعت 4 اونجا باشیم ، بعد از این قرار هر شنبه اونجا بودیم
تا اینکه بعد از چند ماه به پارک حمله کردن و همه را دستگیر کردند .و اسم اون گروه شد مادران پارک لاله ،بعد از مدتی ما برای همدردی با
خانوادا های کشته شده ها سر مزارشون میرفتیم که روز تولد امیر ارشد تاجمیر من و خانم حکیمه شکری و پدر شهید رمضانی دستگیر شده
و بعد از بازجویی از خونه ها به بند 209 اطلاعات برده شدیم. 1ماه بند انفرادی 209 بودم و با وثیقه 100 ملیونی آزاد شدم.
بعد از چند ماه دادگاهمون برگزار شد وقاضی مقیسه هر یک از ما را به 3 سال زندان محکوم کرد .و من به خاطر توهین به احمدی نژاد
100هزار تومان هم جریمه نقدی شدم.

رادیو پارس: آیا در زندان شما را مورد آزار و اذیت قرار میدادند؟

خانم مستقیمی: بله ، از نظر روحی شدید زیر بازجویهای بازجوهایم بودم.

رادیو پارس: و این از نظر جسمی به شما آسیب هم رسونده ؟

خانم مستقیمی: شدید هم خودم هم فرزندمچون جلوی چشمای بچه ام مرا دستگیر کردند، از نظر روحی شدید آسیب دیدم.
توی بازجویی حتما نباید آسیب جسمی دید اسیب روحی والفاظی که استفاده میکنند در برابر یک خانم اون از همه چیز بدتر است .

رادیو پارس :بله درک میکنم ، خب در این مدتی که در زندان بودید چه کسی از فرزند شما مراقبت میکرد؟

خانم مستقیمی : هر 2 بارکه دستگیر شدم مادرم

رادیو پارس : آیا اجازه ملاقات داشتید در اون مدت؟

خانم مستقیمی: بار اول فقط تلفن ، و بار دوم اجازه ندادند تا یک ماه نیم دخترم را ببینم و خیلی از نظر روحی داغون شدم،
حتی تا 10 روز عینک منو ندادن 10 روز لنز توی چشم من بود که عفونت کرد و به چشمم آسیب رسوند.

رادیو پارس : شغل شما چی بود؟

خانم مستقیمی: من کارمند ترمینال جنوب اتوبوسرانی تعاونی یک بودم

رادیو پارس:آیا این برچسب زندانی سیاسی زندگی شما را تحت شعاع قرار داده؟

خانم مستقیمی :بله من دیروز رسما اخراج شدم برای من مشکلی نیست ولی زمانی که برای گرفتن برگه سوء پیشینه

اقدام کردم قاضی دادسرا ی انقلاب گفت شما تا 2 سال از حق و حقوق یه شهروند ایرانی محروم هستید ، الان من حضانت
یک دختر بچه گردنم هست و با این وضعیت دیگه جایی نمیتونم کار کنم .

رادیو پارس: بله متاسفانه حکومت فاسد ایران از این حربه برای تحت فشار گذاشتن افراد سیاسی چون شما استفاده میکنه.

خانم مستقیمی:تعجب من اینجاست اگه عفو خوردم این محرومیتها برای چیه

رادیو پارس: آیا شما قبل از انتخابات هم سیاسی بودید ؟

خانم مستقیمی: دورا دور ولی بعد از انتخابات فعالیتم بیشتر شد

رادیو پارس : میتونید بگید چه فعالیتهایی انجام میدادید؟

خانم مستقیمی : فعالیت خاصی نداشتم فقط برای همدردی با خانواده های کشته شده ها و زندانیان به خانوادشون سر میزدم

رادیو پارس : آیا هنوز هم این کار را میکنید ؟

خانم مستقیمی: نه

رادیو پارس: چرا ، شما را تحت کنترل دارند ؟

خانم مستقیمی: بله

رادیو پارس: آیا این مسئله باعث نشد به نزدیکان شما مثل برادر خواهر و یا اقوام نزدیک شما آسیب برسانند؟

خانم مستقیمی: نه مشکلی برای خانواده ام نبود ولی از نظر روحی بله همه آسیب دیدند چون دائم منتظر دستگیری
من بودند و چگونگی دستگیری برایشان مهم بود ، زمان دستگیری دومم به محل کارم آمدن و با کتک و فحش و بدترین
وضع منو با خود بردن .

رادیو پارس: با چه کسانی در زندان بودید ؟

خانم مستقیمی: هم بندی های من همه سیاسی و عقیدتی بودند

رادیو پارس : نظر شما در مورد آینده این حکومت چیست ؟

خانم مستقیمی: من نظر خاصی ندارم در این مورد ولی در حال حاضر مهمترین خواسته من آزادی زندانیان سیاسی و عقیدتی
و توقف اعدامهای بی شماره

رادیو پارس: آیا اعتقاد به اصلاحات دارید و یا اینکه برچییده شدن کل رژیم ؟

خانم مستقیمی :با اجازه این سوال را جواب نمیدم

رادیو پارس :باشه هر طور که راحتید ،با تشکر از شما در آخر اگر حرفی دارید برای گفتن بفرمایید ؟

خانم مستقیمی: فقط یک مورد مادران پارک لاله به عنوان مادران خاوران یاد شده اند ولی من به عنوان یک جنبش سبزی
در این گروه بودم نه چیز دیگری ، سپاس از شما

رادیو پارس : سپاس از شما و امیدوارم که در تمام مراحل زندگیتان موفق باشید همراه با فرزندتان

خانم مستقیمی : زنده باشید

تاریخ گفتگو :  پنجشنبه  10.09.2015

رضا اميری

تا به کی نظاره گر پرپر شدن جوانان بلوچ باشیم؟

رادیو پارس     -نوشته شده توسط  فعال بلوچ
پنج شنبه, 19 شهریور 1394 13:22
چند روز پیش بود که مادر عطاالله به خانه مان آمد و با شور و شعف وصف ناپذیری از مهیا شدن اسباب و وسایل عروسی پسرش، عطا سخن ميگفت.

خواهران و برادران عطا سخت در انتظار بودند تا هر چه زودتر مراسم عروسی برادرشان را جشن بگیرند، ولی خود عطا آرزو داشت افراد زیادی را در جشن عروسی اش دعوت کند و نهایت تلاشش را بکار ببرد تا میهمانان و مدعوینش را راضی کند، از این رو به مادرش قول داده بود تا همین یکبار به مرز برود و سود گازوئیل را صرف هزینه های مراسم کند.
عطا پس از این که با مادر خداحافظی کرد با پسر عمویش، ایمان که او نیز در شرف ازدواج قرار داشت و دانشجوی دانشگاه زابل درس بود، راهی مرز شد.
ارزوهای فراوانی در دل عطا و ایمان دور می زد و در مسیر راه از ترس ماموران امنیتی در بیم و امید بسر می بردند و پیوسته در مسیر راه به ماشینهایی که از سمت مخالف می آمدند چراغ می دادند و از امنیت راه اطمینان حاصل می کردند.
آنها پیوسته از امید به آینده، ازدواج، خانه، اقتصاد خوب و رفاه زندگی پس از ازدواج با هم صحبت می کردند و از این که حمل قاچاق و سوخت را زمینه مناسبی برای کار و کاسبی نمی دانستند رنج می بردند ولی چکار میکردند.
عطا و ایمان مسیر 120 کیلومتری ایرانشهر تا مهرستان را با بیم و امید فراوان طی کردند، یک چشم به جلو و دیگری به عقب، پس از ساعتها پنهان شدن در دره ها و رودخانه ها و چیزی به مقصد نمانده بود که ایمان به دوستش عطا اشاره کرد که گشت از پشت سر تعقیبمان کرده و دارد نزدیک می شود.
عطا از این مژده نامبارک، شوکه شده و با شدت تمام پا را بر پدال گاز می گذارد،
از یک جهت در تهدید گشت و از طرفی خطر واژگونی و تصادف با ماشینهای مقابل سراسر وجود عطای جوان را فرا میگیرد.
خطر گرفتار آمدن در چنگال ماموران از یک طرف و واژگون شدن و زنده زنده سوختن در آتش از طرفی دیگر آنها را سخت آشفته کرده بود.
ناگهان ماموران گشت چند گلوله را به سمت ماشین این دو جوان رعنا شلیک می کنند و بلافاصله ماشین به شعله ای از آتش تبدیل می شود.
آآآآآه چقدر سخت است بازگو کردن، به نظاره نشستن، و حتی اندیشیدن در چنین صحته هایی
اینها صحنه هایی هستند که روزانه در بلوچستان تکرار میشوند و هر روز دهها جوان با این شیوه به کام مرگ فرو می روند.
هر روز بلوچستان شاهد سوختن جوانانش در خروارهایی از بنزین و گازوئیل است.
روزی نیست که مادری به داغ فرزند دلبندش ننشیند.
روزی را نیست که فرزندانی شاهد از دست دادن پدرشان، آن هم با فجیع ترین وضع نباشند.
روزی نیست که زنانی با این وضع بی رحمانه بیوه نشوند و خانواده هایی داغدار نگردانند و جوانانی پرپر نباشند.
چه کسی باید جوابگوی این وضع ناخوشایند باشد؟
مگر این ماموران سنگدل و بی رحم، دل ندارند؟
مگر وجدان ندارند؟
مگر انسانیت در نهادشان مرده است؟
مگر به خشم و غضب الله اعتقاد ندارند؟
مگر مادر و خواهر و دختر ندارند؟
مگر از مکافات عمل غافلند؟
آیا این کسانی که در پس این صحنه ها قرار دارند و مدیریت می کنند از آه مظلومان نمی ترسند؟
چقدر آه و ناله و شیون برای از دست دادن عزيزانشان بلند شده و صدای کودکان و مادران و عزیزانشان از ابرها رد شده و عرش پروردگار را لرزه در آورده است.
آری الله شنواست و صدای مظلومان را میشنود و آن را اجابت می کند، دیر باشد یا زود و این ایمان و اعتقاد و باوز قلبی و یقینی ماست.
از دارندگان وجدانهای بیدار میخواهم این پیام را آن قدر پخش کنند تا به گوش این دژخیمان بی رحم برسد تا از این کارشان دست بکشند یا منتظر خشم الله باشند.
سارا چاریزهی _ دامن

Weniger anzeigen

Copyright © 2015 radiopars.org Designed by Arman Charostaei.