بایگانی نویسنده: امیری

عفو بین الملل در ارتباط با دو فعال مدنى تبریز؛ شکنجه به اتهام سوزاندن پرچم

reza amiri

          رادیو پارس– سازمان عفو بین الملل طى بیانیه اى صدور حکم حبس براى طه کرمانى و حسین على محمدى را محکوم کرد، این دو فعال مدنى به اتهام سوزاندن پرچم جمهورى اسلامى ایران، هر کدام به ده سال حبس محکوم شده اند.           رادیو پارس   _ ارگان خبرى مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، عفو بین الملل اظهار نگرانى کرده است که این مجازات ها “ناعادلانه”، “با انگیزه سیاسى” و “بر اساس اعترافات تحت شکنجه” صادر شده باشد.

طه کرمانى و حسین على محمدى به ظن سوزاندن پرچم جمهورى اسلامى ایران، به “تحریق اموال عمومى به قصد مقابله با حکومت اسلامی” و “توهین به مقدسات” محکوم شده اند، استدلال قضات براى ورود اتهام توهین به مقدسات، وجود کلمه الله در مرکز و حاشیه پرچم بوده است، این دو فعال مدنى اتهامات را رد کرده اند.

طه کرمانى به عفو بین الملل گفته است که در طول بازجویى مرتبا به شکل هاى مختلف، تحت فشار بوده، کتک خورده و شکنجه شده است. این سازمان در پایان از مسئولین جمهورى اسلامى خواستار آزادى این دو فعال و رسیدگى و تحقیق درباره ادعاهاى شکنجه در این پرونده و پیگرد مسئولین احتمالی آن شده است.

به گزارش هرانا، حمید باقرپور ریاست شعبه سوم دادگاه انقلاب تبریز این دو فعال مدنی را به اتهام “توهین به مقدسات اسلامی” و “تحریق اموال عمومی به قصد مقابله با حکومت اسلامی”، به ده سال حبس در مرحله بدوی محکوم کرده بود. این دو فعال مدنی پیش‌تر نیز به اتهام تبلیغ علیه نظام و توهین به رهبری، به دلیل نشر مطالبی در نشریه “سوسما” و وبلاگ “سوسوزگول”، از سوی شعبه سوم دادگاه انقلاب تبریز، به ٣ سال حبس محکوم شده بودند که در دادگاه تجدید نظر نیز عیناً تأیید شد.

این فعالین در حالی هر کدام مجموعاً به ۱۳ سال حبس محکوم شده‌اند که استناد دادگاه در خصوص اسنادِ دال بر محکومیت اتهامات انتسابی، اعترافات مربوط به دوران بازجویی قید شده است و دادگاه زیر عنوان این‌که دلایل متهمین نافی گزارش اداره کل اطلاعات تبریز نبوده ایشان را مجرم شناخته است. این در حالی است که کرمانی و علی‌محمدی الوار در جلسه دادگاه هر دو ضمن رد اتهامات وارده خبر از اعمال شکنجه روحی، روانی و جسمی در بازداشتگاه انفرادی اداره اطلاعات در دوران بازجویی داده و خواستار رسیدگی قضایی و انجام تحقیق و تفحص از وضعیت بازداشتگاه و روال بازجویی اداره مذکور شده بودند.

سید طه کرمانی، فعال مدنی، ١٣ آبان ٩٢ بازداشت و پس از گذراندن دوران بازجویی، به زندان تبریز منتقل شد، وی ٢۶ فروردین ٩٣ پس از بیش از پنج ماه بازداشت موقت، با قرار وثیقه ٣٠٠ میلیون تومانی آزاد شد. حسین علی‌محمدی الوار نیز که به همراه آقای سید طه کرمانی و با اتهامات مشابه بازداشت شده بود، در آخرین مورد، دهم اسفند سال گذشته بازداشت و به زندان تبریز منتقل شد، وی هم اکنون در بند ١٢ محکومین زندان مرکزی تبریز و بدون اجرای اصل تفکیک جرائم نگهداری می‌شود، این پرونده هم اکنون منتظر رسیدگی در مرحله تجدید نظر و صدور حکم قطعی است.

taha kermani hosein ali mohammadi

مهدی خدایی، روایتگری صادق / یادداشتی از زندان

reza amiri

       رادیو پارس  -یکی از زندانیان محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین با تاکید بر ضرورت معرفی بهتر زندانیان و فعالان عرصه مدنی طی نگارش نامه ای که نسخه ای از آن در اختیار هرانا قرار گرفته سعی نموده تا بر اساس مشاهدات خود به معرفی سید مهدی خدایی، فعال حقوق بشری که اخیرا پس از پنج سال و نیم حبس از زندان آزاد شده بپردازد، متن نامه وی عینا در پی می آید؛

اغلب آن‌هایی که زندان سیاسی پس از ۸۸ را در اوین و به طور مشخص بند ۳۵۰ تجربه کرده‌اند، می‌توانند گواهی دهند که سید مهدی خدایی از جمله زندانیان تاثیرگذار بر روابط شکل گرفته مابین افراد و طیف‌های مختلف زندان بوده است.

مهدی خدایی در مدت زمان محکومیتش که بیش از پنج سال به طول انجامید، کتابی با عنوان “رویکردهای چندگانه به حقوق بشر” را تالیف و همزمان ترجمه‌ی “اطلس جهانی حقوق بشر” را نیز منتشر کرد. بخش اعظمی از کتاب “حقوق بشر و زنان” را هم تا زمان آزادی به فارسی برگردانده بود که هنوز ناتمام است. هم‌چنین مقاله‌ها و یادداشت‌های متعددی از او در این دوران انتشار یافت که همگی با محوریت حقوق بشر یا راهکارهایی در مقابله با موارد نقض حقوق بشر در ایران بودند.

یک سال سردبیری نشریه داخلی بند ۳۵۰، عضو موسس شورای فرهنگی بند، مسئولیت پخش فیلم‌های سینمایی در یک سال پایانی حبس، حضور در چندین اعتصاب غذا در اعتراض به بدرفتاری‌های منجر به شهادت هدی صابر، وضعیت وخیم پزشکی زندانیان بیمار و ماجرای حمله به بند ۳۵۰ در ۲۸ فروردین ۹۳ (که مدتی هم به سلول انفرادی منتقل شد)؛ برگزاری چندین کلاس درس با موضوع گفتگوی عمومی و حقوق بشر و هم‌چنین ارتباط دوستانه‌ی او با عموم زندانیان سیاسی و عقیدتی و حضور پررنگ او در اتفاقات بند و تجربه‌ی زندگی با چند تن از زندانیان شهید ۳۵۰ از جمله غلامرضا خسروی و هدی صابر و نیز ویژگی‌های مثبت اخلاقی و رفتاری وی می‌تواند نقطه‌ی روشنی در ذهن و قلب ما باشد که مهدی خدایی را روایتگری صادق از یکی از دوران‌های مهم زندان سیاسی در ایران معرفی کنیم. زندانی که بی شک تجربه‌ی گران سنگی برای آینده خواهد بود و فصل تازه‌ای از مبارزات مردم ایران را در سپهر سیاسی خویش گشوده است.

به قلم یکی از زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ اوین

mehdi

مهدی فراحی شاندیز برای انتقال به بند سیاسی – عقیدی زندان رجایی شهراز 21 تیرماه در اعتصاب غذا بسر می برد

reza amiri

مهدی فراحی شاندیز برای انتقال به بند سیاسی - عقیدی زندان رجایی شهراز 21 تیرماه  در اعتصاب غذا بسر می برد

  مهدی فراحی شاندیز از زندانیان سیاسی زندان رجائی شهر کرج که به اتهام سه بار توهین به رهبری جمعا به 9 سال زندان محکوم و هم اکنون در بند 10 آن زندان در حال گذراندن دوره ی حبس خود می باشدبرای انتقال به بنده 12 همان زندان از یکشنبه در اعتصاب غذا به سر می برد.

 

رادیو پارس     _ , مهدی فراحی شاندیز از زندانیان سیاسی زندان رجائی شهر کرج که به اتهام سه بار توهین به رهبری جمعا به 9 سال زندان محکوم و هم اکنون در بند 10 آن زندان در حال گذراندن دوره ی حبس خود می باشد خواستار انتقال به بنده 12 همان زندان شده است . مهدی فراحی شاندیز که تا کنون چندین بار به اتهام های سیاسی بازداشت و در سلول های انفرادی بسر برده است در روز کارگر سال 88 در پارک لاله دستگیر و همان شب ماموران اطلاعات با یورش به منزل مسکونی وی کلیه ی مدارک و وسایل شخصی و کتب و ی را ضبط و متعاقب آن به 9 ماه حبس محکوم که باز بیشترین مدت آن را در سلول های انفرادی 209 زندان اوین سپری و در بهمن 89 از زندان آزاد شده بود . وی پس از آزادی با مراجعات مکرری که به دادگاه انقلاب داشت در پی بازپس گیری مدارکی بود که ماموران اطلاعات در شب دستگیری وی از خانه به سرقت برده بودند ( گذر نامه ـ شناسنامه ـ کارت ملی ـ کامپیوتر و …)که در نهایت از مراجعه ی وی به شعبه ی مورد درخواست ممانعت بعمل آمده و پس از مقاومت وی مجددا دستگیر و در شعبه ی 28 دادگاه انقلاب به اتهام توهین به رهبری و اخلال در نظم به 3 سال حبس تعزیری محکوم می شود . در حالی که دوران حبس وی به اتمام رسیده بود دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ضمن ممانعت از آزادی وی مجددا پرونده ای دیگر تشکیل و بدون داشتن حق انتخاب وکیل دوباره به اتهام توهین به رهبری به 3 سال حبس دیگر محکوم می شود پس از این احکام که توسط قاضی صلواتی و مقیسه صادر شده بود مجددا پرونده ی با همان جرم برای وی تشکیل و بدون تفهیم اتهام و حتی حضور در دادگاه نامبرده به جرم توهین به رهبری به 3 سال حبس دیگر نیز توسط قاضی مقیسه محکوم می شود که حتی حکم صادره به وی هم ابلاغ نشده و در پرونده ی وی مستقیما منظور می شود . بدین ترتیب با سه پرونده جعلی , نامبرده با یک جرم به 9 سال حبس محکوم شده است . اگر چه طبق آئین نامه ی دادرسی نوین با تجمیع جرائم نامبرده می بایستی تاکنون از زندان ازاد میگردید متاسفانه هنوز در حبس بسر می برد.

احمد شهید : اينك زمان تمركز روي حقوق بشر ايران است

reza amiri
رادیو پارس

گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد ، احمد شهید روز گذشته به دولت جمهوری اسلامی ایران و جامعه بین المللی فراخوان داد كه از فرصتي كه با توافق برنامه هسته اي       _ايران ايجاد شده است استفاده كنند و موضوع شرايط حقوق بشر در ایران رسيدگي كنند.
اقاي شهيد گفت : ” اين اميد قلبي من است كه نتيجه موفقيت آميز مذاكرات هسته اي كه ميتواند لغو تحريمهاي اقتصادي را امكانپذير كند ، به رئيس جمهور حسن روحاني اجازه دهد كه روي ديگر وعده هاي انتخاباتي اش متمركز شود بخصوص آنها كه مربوط به بهره مندي تمامي مردم ايران از حقوق بشر ميباشد .
گزارشگر ویژه از رژیم ایران خواست تا از هیچ تلاشی در پرداختن به نگرانی هاي طولاني مدت حقوق بشر كوتاهي نكند كه بارها و بارها توسط مکانیسم های حقوق بشر سازمان ملل، به ویژه درمورد افزایش اعدام های سال گذشته ،و افزایش محدودیت آزادی بیان و تجمع هاي مسالمت آمیز، حقوق زنان ، تبعیض علیه اقلیت های مذهبی و قومی، و محاكمه هاي در حال انجام روزنامه نگاران، وکلا و مدافعان حقوق بشر ، مطرح شده است.
آقاي شهيد مجددا به مقامات ايران درخواست داد تا با تعامل سازنده و معنا داري اجازه سفر و ديدار او از كشور را بدهند و تصريح كرد كه تمايل به همكاري با مقامات ايراني در مقابله با چالش هاي حقوق بشر در ايران دارد .

دکتر سعید مدنی، جامعه شناس و پژوهشگر ارشد علوم اجتماعی چهارمین سال حبس خود را در زندان رجایی شهر کرج و در بی خبری سپری می کند.

reza amiri

 
رادیو پارس  _، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، دکتر سعید مدنی طی دو پرونده مجموعا به نه و نیم سال حبس تعزیری محکوم شده است که با احتساب ایام بازداشت های قبلی حدود ۵ سال آن را سپری کرده است.
سعید مدنی قهفرخی، دکتری جرم شناسی از دانشگاه ساتورن پاسیفیک آمریکا، آخرین بار در دی ماه ۱۳۹۰ بازداشت شد و حدود یک سال در بند ۲۰۹ زندان اوین تحت بازجویی بود و پس از آن به بند ۳۵۰ اوین منتقل شد، وی از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباسی به شش سال زندان در تبعید و ۱۰ سال اقامت اجباری در بندرعباس محکوم شد، این حکم در شعبه ۵۴ دادگاه تجدیدنظر کاهش چندانی نیافت و به شش سال حبس و ده سال اقامت اجباری در بندرعباس تبدیل شد که ۴ سال حبس باید در زندان بندرعباس تحمل شود، با قطعی شدن حکم وی به زندان رجایی شهر کرج تبعید شد.
عضویت و همکاری با کانون مدافعان حقوق بشر، تأسیس و عضویت در کمیته پیگیری بازداشت های خود سرانه، تأسیس و عضویت در کمیته دفاع از انتخابات آزادی و عادلانه و منصفانه، تأسیس و عضویت در شورای فعالان ملی ـ مذهبی، انتشار مقالات متعدد در نقد نظام، همکاری با شورای هماهنگی راه سبز و انتشار مقالات متعدد در تائید جنبش سبز، بخشی از فعالیت هایی بودند که این جامعه شناس به دلیل آن محکوم شد.
دکتر مدنی پیش از بازداشت اخیر دو مرتبه طی سال های ۱۳۷۳ به دلیل سردبیری مجله ایران فردا به مدیریت مهندس عزت اله سحابی و نیز سال ۱۳۷۹ به اتهام تاسیس، عضویت و همکاری با شورای فعالان ملی- مذهبی بازداشت شده بود.
اولین بازداشت این فعال ملی مذهبی پس از انقلاب در سال ۱۳۷۳ و به دلیل مسئولیت سردبیری ایران فردا و انتشار مقالات انتقادی که آخرین آن نقدی بر استراتژی ایران در جنگ با عراق بود، وی در مقاله ای از ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر و پس از باز پس گیری سرزمین های اشغال شده ایران به عنوان خطای استراتژیک روحانیون و نظامیان یاد کرده بود و به همین دلیل به مدت دو ماه در انفرادی های زندان توحید “کمیته مشترک ضد خرابکاری سابق” بازجویی شد.
سعید مدنی برای دومین بار در سال ۱۳۷۹ توسط اطلاعات سپاه و به همراه با جمعی از اعضای شورای فعالان ملی ـ مذهبی به دلیل فعالیت های سیاسی و مطبوعاتی بازداشت شد و پس از یک سال آزاد شد که شش ماه آن را در انفرادی نگهداری می شد.
متعاقب این پرونده و در سال ۱۳۸۲ طی حکمی از سوی قاضی حداد -از متهمان بازداشتگاه کهریزک- به ۶ سال حبس و ۱۰ سال محرومیت اجتماعی محکوم شد که در شعبه ۲۹ دادگاه تجدیدنظر به ریاست قاضی زرگر حکم قطعی به سه سال و نیم حبس تعزیری و ۱۰ سال محرومیت اجتماعی تغییر یافت.
مطابق مجموع این احکام این جامعه شناس باید ادامه چهار سال حبس را در بندرعباس تحمل کند و پس از آزادی نیز ضمن تبعید ۱۰ ساله به بندرعباس، به مدت ۱۰ سال نیز مشمول محرومیت اجتماعی باشد، اگرچه مطابق قانون مجازات جدید اغلب این احکام قابلیت اجرا نخواهد داشت.
دکتر سعید مدنی به عنوان جرم‌شناس و پژوهشگر مسایل اجتماعی تاکنون مقالات و کتابهای بسیاری در زمینه اعتیاد، خشونت علیه کودکان و زنان، حقوق کودکان و سایر مباحث در زمینه مسایل اجتماعی منتشر کرده است.
ترجمه “روانشناشی و تغییرات اجتماعی”، “به سوی نظام جامع رفاه اجتماعی ایران”، “خشونت علیه کودکان در ایران”، “آسیب شناسی حقوق کودکان در ایران”، “اعتیاد در ایران” و “گزارش وضعیت اجتماعی در ایران” برخی از کتاب هایی هستند که از این پژوهشگر علوم اجتماعی منتشر شده اند، چندی پیش نیز آخرین کتاب وی درباره “روسپیگری در ایران” نیز پس از نزدیک به سه سال و با حذف بخشهایی از آن از سوی وزارت ارشاد مجوز انتشار دریافت کرد.

 

 

 

هفت سال بدون یک روز مرخصی( بهروز توکلی )

reza amiri

پس از گذشت هفتیمین سالگرد بازداشت هفت تن از یاران ایران تاکنون مدیران جامعه بهایی ایران از مرخصی زندان برخوردار نشده اند. بهروز توکلی یکی از مدیران جامعه بهایی ایران است که برای اولین بار در سال 1385 بازداشت شده بود.

ایشان به همراه خانم فریبا کمال آبادی جهت سرکشی به کلاس های بهایی به مشهد اعزام شده بودند که در ترمینال مشهد این دو مدیر جامعه بهایی بازداشت می شوند.

فشار و شرایط زندان با وجود مشکلات جسمی آقای توکلی موجب آن می شود ایشان پس از نشستن های مداوم و بازجویی پس دادن دچار مشکلات شدید مفصل شده و همچنین کلیه های ایشان دچار آسیب شدید شود.

ایشان پس از آزادی از زندان مشهد که مدت 4 ماه آن تنها در سلول انفرادی حضور داشت بار دیگر به عنوان یکی از مدیران جامعه بهایی به فعالیت خود ادامه می دهد.

آقای توکلی مجدد در بیست و پنجم اردیبهشت ۱۳۸۷ باری دیگر دستگیر و روانه زندان شدند.ولی اینبار به همراه پنج نفر دیگر از گروه یاران ایران خانم فریبا کمال آبادی و آقایان جمال الدین خانجانی، عفیف نعیمی سعید رضایی و وحید تیزفهم دستگیر و روانه زندان اوین شدند و نفر هفتم خانم مهوش ثابت نیز که چند ماه قبل در مشهد دستگیر شده بودند نیز به زندان اوین فرستاده شدند. این هفت شهروند بهایی چندین ماه تحت بازجویی قرار داشتند و از ملاقات با خانواده محروم بودند تا آنکه اولین ملاقات در ۱۸ شهریور ۸۷ صورت گرفت.

یاران ایران ابتدا در انفرادی نگهداری می شدند و پس از سه ماه و نیم حبس انفرادی در شهریور ماه به بند عمومی منتقل شدند.اما حکومت ایران تحمل حضور یاران ایران را در بین دیگر زندانیان پیدا نمی کند و پس از گذشت یک ماه، از سایر زندانیان مدیران جامعه بهایی را جدا می کنند و پنج نفر آقایان در یک سلول و دو نفر خانم‌ها به سلول دیگر منتقل گردیدند.

وکلای یاران ایران خانم ها شیرین عبادی و مهناز پراکند و آقایان عبدالفتاح سلطانی و هادی اسماعیل زاده بودند. خانم عبادی که خیلی تحت فشار بود و بارها به عناوین مختلف تهدید شده بود قبل از محاکمه یاران ایران مجبور به ترک ایران شد. اولین جلسه دادگاه در روز سه شنبه ۲۲ دی ماه به طورغیرعلنی برگزار شد. در ۱۷ مرداد ماه ۸۹ شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران، هر کدام از هفت مدیر جامعه بهایی ایران را به بیست سال حبس که شدید ترین محکومیت حبس که تاکنون برای زندانیان عقیدتی صادر شده، محکوم کرد. بیست و هفتم اردیبهشت امسال یاران ایران از جمله آقای بهروز توکلی هفتمین سال زندانی شدن خود را بدون حتی یک روز مرخصی پشت سر گذاشتند.

مسئولان زندان و قوه قضائیه با وجود اطلاع از شرایط جسمی آقای بهروز توکلی همچنان به ایشان اجازه مرخصی نداده اند.

موارد اتهامی که قوه قضائیه ایران به یاران ایران وارد می کند و این موارد که پیشتر نیز توسط 7 تن از مدیران ایران مردود دانسته شده بود جاسوسی برای اسرائیل، فعالیت تبلیغی علیه نظام ، راه اندازی و گسترش تشکیلات غیرقانونی، همکاری با رژیم غاصب و اشعالگر قدس ، مشارکت در جمع آوری اسناد طبقه بندی شده و ارائه آن به بیگانگان با هدف بر هم زدن امنیت کشور، تبانی و اجماع با هدف بر هم زدن امنیت کشور، تبانی و اجماع با هدف اقدام علیه امنیت داخلی و خارجی ایران، مخدوش کردن چهره جمهوری اسلامی ایران و افساد فی الارض که اتهام آخر از سوی مکارم شیرازی مطرح شد.

آقای بهروز توکلی در سال ۱۳۳۰ متولد شده است. او بعد پایان تحصیلات دبیرستانی در رشته روانشناسی در دانشگاه به تحصیلاتش ادامه داد. بعد از فارغ التحصیلی و انجام خدمت نظام وظیفه و گذراندن دوره های تکمیلی برای مراقبت معلولین جسمی و ذهنی به عنوان مددکار اجتماعی شروع به کار کرد و تا قبل از اخراج از خدمات دولتی دراین سمت مشغول به کار بودند. آقای توکلی با خانم طاهره فخرتوسکی ازدواج کرده اند که حاصل این ازدواج دو فرزند پسر می باشد که در سال های ۱۳۵۶ و ۱۳۶۳ متولد شده اند و در حال حاضر دارای نوه ای نیز هستند که زمانی که آقای توکلی در زندان بودند متولد شده است و ایشان از زندان نامه ای خطاب به نوه کوچک خود نوشته اند.

بوكان امروز؛ محکوم کردن حادثه اسیدپاشی در بوکان و اعتراض به گسترش پدیده خشونت علیه زنان

reza amiri

رادیو پارس _همزمان با جشن هسته ای، بار دیگر اسید پاشی‌های سازمان یافته به صورت زنان آغاز شد

بر اساس گزارشات رسیده به کمیته کردستان حزب کمونیست کارگری شب ۲۴ تیرماه سه زن جوان توسط چند نفر در محلهای جداگانه در شهر بوکان مورد حمله اسید پاشی قرار گرفتند. بنا به گزارش رسیده این سه زن که در برخی اخبار منتشره شده چهار نفر بالای بیست سال ذکر شده اند، سریعا به بیمارستان منتقل شدند. ماموران رژیم اعلام کرده اند که تا کنون یک نفر در این رابطه دستگیر شده است. همه مردم در ایران میدانند که سنت ضد انسانی اسید پاشی به صورت زنان همزمان با سرکار آمدن رژیم اسلامی در ایران بود که به یک پدیده شوم و ضد زن تبدیل شد. اینبار نیز مردم شهر بوکان انگشت اتهام را بسوی عوامل رژیم نشانه رفته اند. علی اسماعیل نژاد برادر یکی از قربانیان اسید پاشی که در خارج از ایران زندگی میکند در مصاحبه با یکی از سایتهای خبری میگوید: ” پیشتر نیز، خانواده‌ام از سوی نهادهای امنیتی حکومت اسلامی ایران تحت فشار قرار گرفته بودند.” کمیته کردستان حزب این اقدام ضد انسانی علیه زنان را محکوم میکند و اعلام میکند جمهوری اسلامی مسبب جنایتهای سیستماتیک علیه زنان است. همچنین کمیته کردستان حزب از مردم مبارز و آزاده بوکان میخواهد اجازه ندهند جیره خواران رژیم و جریانات مرتجع مذهبی فضای ارعاب فراهم کنند. در مقابل این توحش اسلامی باید ایستاد. با حضور در مقابل مراکز و نهادهای رژیم و در سطح شهر باید دست به تجمع اعتراضی زد و خواهان معرفی و محاکمه علنی عاملان و آمران این اقدام جنایتکارانه شد.

کاریکاتور تلخ / بهایی نیوز

reza amiri
کاریکاتور تلخ / بهایی نیوز

پس از گذشت سه روز و ممانعت از دفن یکی از شهروندان بهایی ایران به نام “باجی خانم محمدی فرد” و پس از تهدید به بازداشت و فشار بر خانواده ایشان و ممانعت از دفن وی در گلستان جاوید سنندج ، در نهایت به اجبار ماموران امنیتی ایشان را در شهرستان قروه به خاک سپردند.

پیشتر نیز ماموران امنیتی ایران مانع از دفن شهروندان بهایی در ایران شده بودند.

مادر سعید زینالی: با دنیا مذاکره می‌کنید، جواب مرا هم بدهید

reza amiri
شکایت از خامنه ای در مجلس خبرگان بایگانی شد

مجلس خبرگان رهبری، شکایت مادر سعید زینالی از آیت الله خامنه ای را بایگانی کرد. اکرم نقابی که ۴ ماه پیش از رهبر جمهوری اسلامی به نهادی که وظیفه نظارت بر رفتار وعملکرد رهبری را شکایت دارد برده بود، به روز می گوید که نامه اش را به او پس داده اند.

بیست و سه تیرماه، شانزدهمین سالگرد بازداشت سعید زینالی بود؛ فارغ التحصیل رشته کامپیوتر دانشگاه تهران که در سال ۷۸ و تنها ۵ روز بعد از ۱۸ تیر و واقعه کوی دانشگاه، در منزل شخصی و مقابل چشمان پدر و مادرش بازداشت شد. بعد آن، جز یک تماس تلفنی کوتاه در اوایل بازداشت، هیچ خبری از این دانشجو و سرنوشت اش در دست نیست.

اکرم نقابی، مادر سعید زینالی که در این ۱۶ سال از نهادهای مختلف پی گیر وضعیت و سرنوشت فرزندش بوده، فروردین ماه شکایت به مجلس خبرگان رهبری برد و همان زمان به روز گفت که هرکجا مراجعه کردیم در نهایت گفتند باید از طریق بیت رهبری پی گیری کنی، بیت رهبری هم هیچ پاسخی به ما نمی دهد، برای همین ناچار شدیم از رهبری به مجلس خبرگان رهبری شکایت کنیم.

او اکنون خبر از بایگانی شدن و بی نتیجه ماندن شکایت اش می دهد. در همین راستا رفته ام سراغ برخی اعضای مجلس خبرگان رهبری تا از آنها سئوال کنم رسیدگی به شکایات از رهبری وظیفه قانونی آنها است. چرا شکایت مادر سعید زینالی رسیدگی نشد؟

احمد خاتمی، عضو هیات رئیسه مجلس خبرگان رهبری اما حاضر به پاسخگویی نیست و فتوا می دهد که گفتگو و صحبت با “خارجی ها” حرام است.

دفتر محمد یزدی، رئیس کنونی مجلس خبرگان رهبری از چنین شکایتی ابراز بی خبری می کند؛آن هم در حالی که مادر سعید زینالی می گوید نامه شکایت او توسط دفتر آیت الله یزدی بایگانی شده است.

اسدالله ایمانی، عضو دیگر مجلس خبرگان رهبری اما با ابراز بی خبری از چنین شکایتی می گوید:مجلس خبرگان مرجع رسیدگی به تظلمات نیست.

می گویم : اما شکایت از رهبری است و شما به عنوان اعضای مجلس خبرگان موظف به رسیدگی و نظرات بر رفتار و عملکرد رهبر هستید. این عضو مجلس خبرگان می گوید: باید نامه بدهند من بررسی بکنم. مجلس خبرگان که مرجع رسیدگی به تظلمات نیست. معمولا دادگاه رسیدگی می کند.

او می افزاید: نامه به شخص خودم بنویسند من رسیدگی میکنم من مسئول آنجا که نیستم مسئول خودم هستم.

اکرم نقابی، مادر سعید زینالی اما در مصاحبه با روز توضیح می دهد: نزدیک ۴ ماه می گذرد، هر دفعه رفتم گفتند نامه شما رفته قم چون آقای یزدی آنجا هستند و هفته ای یک روز اینجا می آیند. باید از آنجا پی گیر باشی. شماره آنجا را به من دادند،من از آنجا مرتب پی گیری کردم، در نهایت گفتند شما باید بروی از طریق قوه قضائیه پی گیری کنی. گفتم من ۱۶ سال است هزار بار از طریق قوه قضائیه اقدام کرده ام اما متاسفانه پرونده بایگانی شده. امید من این بود که حداقل شما جواب مرا بدهی. گریه و زاری کردم، گفتند یک هفته صبر کن. یک هفته صبر کردم، بعد گفتند ما کاری نمی توانیم بکنیم، نامه شما را بایگانی کردیم. من عصبانی شدم گفتم نامه مرا پس بدهید. هفته پیش پنج شنبه نامه مرا پس فرستادند.

او می افزاید: دوباره نامه بردم بیت رهبری، نامه مرا قبول نکردند. حالا نمی دانم دیگر از کجا باید اقدام کنم. حتیاز آقای یزدی وقت ملاقات خواستم، ندادند، از آقای روحانی هم وقت ملاقات خواستم که وقت ندادند.

او سپس به جلسه ای که در پادگان سپاه داشته اند اشاره می کند و می گوید: از سپاه محمد رسول الله ما را دعوت کردند، من با پدر سعید رفتیم، کمی با ما صحبت کردند و قرار شد پی گیر شوند و به ما جواب دهند. گفتند تمام مدارک ها و جاهایی را که نامه داده بودید بدهید. همه را تحویل اینها دادیم. ببینیم اینها چیکار می کنند، اگر کاری کردند که هیچ، اگر نکردند می روم جلوی بیت رهبری می نشینم، تحصن می کنم. آخر مگر می شود؟ به من می گویند بچه ات را فراموش کن. مگر من می توانم فراموش کنم؟ از دنیا می خواهم کمک ام کند. با دنیا مذاکره می کنند جواب من را هم بدهند حداقل بگویند سعید مرده.

مادر سعید زینالی می گوید: ۱۶ سال گذشت وارد هفدهمین سال شدیم و هیچ خبری از سعید من نیست. یک حال بدی دارم در این ماه، می گویم، خدایا آنهایی که در این ماه عزیز قرآن به سر شده اند صدای من مادر را نمی شنوند؟ از حضرت علی می خواهم کمک ام کند،جواب من مادر را بدهد. نمی دانم باید عزا بگیرم، نمی دانم باید جشن بگیرم، دوستان لطف می کنند سالگرد بازداشت سعید می آیند دیدن ما. باور کنید این روزها دیگر دیوانه شده ام، نمی دانم چکار باید بکنم.

خانواده آقای زینالی از ۱۶ سال پیش تاکنون برای گرفتن خبری از فرزندشان به همه مراکز امنیتی و قضایی مراجعه کرده اند اما هیچ پاسخ درستی به آنها داده نشده است.

اکرم نقابی، مادر سعید زینالی ۳۰ تیرماه ۹۰ به “روز” گفته بود: نه به ما می گویند سعید زنده است و نه می گویند مرده. من دیگر هیچ از خدا نمیخواهم فقط می خواهم جنازه بچه ام را ببینم و دفن اش کنم. دگر چه می توانم بخواهم؟

او توضیح داده بود: مدام می گویند در حال پی گیری هستیم تا به حال نگفته اند سعید کجا است و چه بر سر او آمده، آیا زنده است یا مرده. فقط از دفتر آقای نقدی آن موقع به ما گفته بودند که بچه ات را واحد عملیات ما گرفته و بیخود نیایید هر موقع لازم بود خودمان تماس می گیریم. اما هیچ خبری نشد. بعد که آقای قالیباف شد فرمانده نیروی انتظامی از دفتر او سرهنگ فاطمی زنگ زد و گفت عکسی از سعید بیاورید تا پی گیری کنیم. پدرش عکس او را برد، گفتند پی گیری می کنیم، هفته دیگر ملاقات کنید هفته بعد رفتیم گفتند همین روزها ملاقات می دهیم اما بعد گفتند دست ما نیست و متاسفیم. چهار سال قبل آقای سالارکیا گفت با وزارت اطلاعات صحبت کرده اند و قرار است به ما ملاقات دهند تا سعید را ببینیم. رفتیم دفتر آقای مرتضوی گفتند ده روز دیگر بیایید. هی ده روز، ده روز تمدید کردند. اخر سرهم گفتند بروید هر موقع لازم بود خودمان تماس می گیریم، فعلا به خود ما هم اجازه نمیدهند و… تمام این سالها اندازه یک کارتن ما فقط شماره نامه داریم که به ارگان های مختلف از بیت رهبری، وزارت اطلاعات، وزارت کشور و دادستانی و هر جایی که فکر کنید نوشته ایم و رفته ایم پی گیری کرده ایم و در نهایت هم به نتیجه ای نرسیده ایم.

اکرم نقابی مادر سعید به اتفاق دخترش الناز زینالی، ۱۷ تیرماه ۸۹ بازداشت شدند. الناز با قرار کفالت و خانم نقابی با قرار وثیقه آزاد شدند.

مادر سعید زینالی آبان ماه ۹۱ هم در مصاحبه با “روز” گفته بود: یک ماه پیش از دادستانی به من زنگ زدند گفتند که سعید زینالی آزاد شده. نمیدانید چقدر خوشحال شدم چه حالی پیدا کردم. اما بعد انکار کردند. گفتند ما پرونده را دیدیم اشتباه شده. بعد گفتند نگران نباشید و ما پی گیر هستیم و خبرتان میکنیم. رفتیم دادستانی گفتند نماینده سپاه را خواسته ایم اینجا و با او جلسه می گذاریم و قضیه را روشن میکنیم. آقای خدابخشیان، دادیار ناظر زندان اوین بود که به پدر سعید گفته هر موقع میخواهیم جای سعید را پیدا کنیم و به شما اطلاعات بدهیم جایش را عوض می کنند. اما توضیح نداده که چه کسی جای سعید را عوض میکند، اصلا سعید دست چه کسی است؟ اصلا زنده است؟ در نهایت هم گفتند پرونده سعید، دست حاجی، یعنی آقای دولت آبادی است ایشان باید به شما جواب بدهند و وقت میدهیم با حاجی ملاقات کنید اما تا الان وقت نداده اند که بپرسیم چه بلایی سر بچه من آمده؟ من هم که نمی روم خودشان زنگ میزنند می گویند فلان روز بیا فلان جا درباره سعید صحبت کنیم. می رویم باز ما را بازی میدهند. میگویند درخواست ملاقات بنویس. می نویسیم می گویند خبر میدهیم و دیگر باز خبری نمی شود. دیگر بریده ام، نمیدانم چه باید بکنم، به کدام عدالت و کدام قانون شکایت ببرم. خودشان زنگ میزنند می روم میگویند یک ماه صبر کن. دو ماه صبر کن ما خبر میدهیم و مساله امنیتی است و…

 

ا گذشت بیش از دو سال از بازداشت و زندانی شدن اکبر امینی ارمکی، زندانی سیاسی بند ۳۵۰ اوین، هنوز تکلیف حکم قطعی وی نامشخص است.

reza amiri

 

 

رادیو پارس
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، پس از آن که در بهمن ماه سال ۱۳۹۳ اکبر امینی برای دومین بار و در زندان به ۵ سال حبس محکوم شد، وکلای وی ضمن تجدیدنظرخواهی خواهان تجمیع جرائم وی شدند که هنوز نتیجه این درخواست مشخص نشده است.
در بهمن ماه سال گذشته با ابلاغ حکمی جدید به وکیل اکبر امینی، حبس وی به ده سال افزایش یافت، شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی حکم بدوی ۵ سال حبس تعزیری را به وکیل اکبر امینی ا ابلاغ کرد که ۳ سال آن به آخرین نوبت بازداشت وی در خرداد ۹۲ مربوط بود و ۲ سال آن نیز محکومیتی تعلیقی که به اولین بازداشت این فعال مدنی در تیرماه ۱۳۸۸ باز می‌گشت و اکنون قطعیت پیدا کرده بود. اتهام امینی ارمکی در هر دو مورد اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی بود، آخرین جلسه محاکمه اکبر امینی ارمکی ۸ دی ماه برگزار شده بود و در آن جلسه، وکیل مدافع امینی با تاکید بر لزوم تجمیع پرونده‌های این زندانی سیاسی و اجتناب از صدور احکام تکراری، به طرح دفاعیات خود پرداخته بود.
این رای بدوی در حالی صادر و با اعتراض وکلا جهت تجدید نظر به شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران به ریاست قاضی زرگر ارسال شد که اکبر امینی ارمکی بنا به حکم ۵ سال حبس تعزیری در پرونده آبان ۹۱ سرای اهل قلم که توسط قاضی صلواتی و به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی صادر شده و قطعیت یافته بود، در بند ۳۵۰ زندان اوین محبوس بود.
به این ترتیب این زندانی سیاسی طی چهار سال، سه بار به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی محاکمه و جمعا به ده سال حبس محکوم شده است.
این فعال جنبش سبز، آخرین بار هفدهم خرداد ماه و چند روز قبل از انتخابات ۹۲ بازداشت شد و بیش از صد روز انفرادی و بازجویی‌های تحت فشار را در تابستان ۹۲ تجربه کرد، وی که طی سال های گذشته بار‌ها بازداشت شده است، عمدتا به دلیل اقدام جسورانه‌اش در ۲۵ بهمن ۸۹ در برافراشتن پرچم‌های سبز بر فراز یک جرثقیل در مقابل دادگاه انقلاب تهران شناخته شده است.

Saied Ohadys Foto.

Copyright © 2015 radiopars.org Designed by Arman Charostaei.