بایگانی نویسنده: امیری

مریم اکبری منفرد؛ ۶ سال محرومیت از رسیدگی پزشکی و مرخصی

reza amiri

رادیو پارس   – زندانی سیاسی مریم اکبری منفرد همچنان و پس از شش سال زندان از حق رسیدگی پزشکی و مرخصی محروم است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران مریم اکبری منفرد، زندانی سیاسی و از شهروندان معترض به نتیجه انتخابات در سال ۸۸، پس از شش سال از بازداشت و زندان همچنان از حق مرخصی و حق رسیدگی پزشکی محروم است.

جعفری همسر این زندانی سیاسی در ارتباط با وضعیت جسمانی او به خبرنگار هرانا گفت: “خوب نیست مریض است.” او در ارتباط با همکاری دستگاه قضایی برای رسیدگی به وضعیت پزشکی همسرش ادامه داد: “میخواهم از دادستانی وقت دکتر بگیرم. ما را اذیت می کنند. دو هفته پیش نامه ای برایشان بردم که او را به آزمایشگاه بفرستند. بازهم نفرستادند. امروز باید بریم نزد دادیار ناظر زندان یعنی آقای خدابخش تا ببینیم دو هفته دیگر به ما وقت می دهند یا خیر. ما را اذیت می کنند. ”

مریم اکبری منفرد دارای سه فرزند دختر است. همسر این زندانی سیاسی در این ارتباط با هرانا گفت: “سه تا دختر بچه دارد. بچه کوچک من ۴ ساله بود که مادرش بازداشت شد و در حال حاضر ده ساله است. بچه بزرگ من می بیند که دیگر بچه ها مادر دارند. خدا شاهد است که دو ساعت التماس کردیم که قانع شده اند تنها برای دو ساعت چون فرزند من کنکور داشت بتواند با مادرش صحبت کند.”

جعفری همسر مریم اکبری منفرد در پاسخ سوالی در ارتباط با اینکه این زندانی سیاسی تا امروز مرخصی داشته است یا خیر اظهار داشت که: ” از سال ۸۸ تا امروز حتی به مدت یک ساعت مرخصی نداشته است. یک میلیارد و خورده ای وثیقه گذاشتم و به مدت دو سال این وثیقه را خواباندیم بازهم به او مرخصی ندادند. با اینکه خودشان گفته بودند وثیقه بگذار. یک میلیارد و صد و پنجاه میلیون تومان وثیقه گذاشتم. دو سال هم سند خواباندم. بازهم به ایشان مرخصی ندادند.”

او با اظهار نگرانی در ارتباط با وضعیت این زندانی سیاسی ادامه داد: “زیاد باید اینقدر برویم تا از رو بروند. این هفته اگر قبول نکنند هفته دیگر می رویم. باید اینقدر برویم تا مجبور بشوند مسئله را پیگیری کنند. نمی شود که قبول نکنند. بالاخره ایشان بیمار است. دندان پزشکی ایشان هنوز تمام نشده است. ایشان بیمار است و حالت لاغری هم ناشی از آن است. تنها کاری که توانستیم بکنیم انتقال هفت، هشت روزه ایشان به بیمارستان میلاد بوده که کیسه صفرای ایشان را خارج کرده و عمل کردند.”

مریم اکبری منفرد که در دی ماه سال ۱۳۸۸ و پس از حوادث عاشورای ۸۸ بازداشت شد، در ۱۱ خرداد ۱۳۸۹ و توسط صلواتی، قاضی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شد. اتهام این زندانی سیاسی محاربه از طریق عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران است. اتهامی که او بارها آن را رد کرده است.

اکبری منفرد که در زندان رجائی شهر طی دوران محکومیت می کرد، در اردیبهشت ۹۰ به همراه ۸ زن زندانی دیگر به زندان قرچک ورامین منتقل شد. او در آنجا و پس از اعتراض به شرایط زندان و نوشتن نامه های متعدد به مراجع تقلید، مسئولان نظام و احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد به بند زنان زندان اوین منتقل شد و تا امروز در آنجا تحمل محکومیت می کند. دو برادر مریم اکبری منفرد در سالهای ۶۰ و ۶۳ به اتهام ارتباط و عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران توسط دادگاه های انقلاب در ایران اعدام شدند. برادر کوچک او و خواهر دیگرش نیز در سال ۶۷ و موج اعدام زندانیان سیاسی در تابستان آن سال اعدام شدند. اکبری منفرد پیشتر در نامه ای به احمد شهید از قول قاضی صلواتی خطاب به خود گفته بود که: “تو جور خواهر و برادرهایت را می کشی.”

شعارنویسی مجدد روی دیوار یک خانواده بهایی در تهران / تصویر

به گزارش اخبار اقلیتهای مذهبی به نقل ازخبرگزاری هرانا عوامل ناشناس در فاصله کمتر از دوهفته، دو بار یک خانواده بهایی در تهران را با شعارنویسی روی دیوار منزل تهدید کردند.
صبح روز جمعه شانزدهم مرداد، افراد ناشناس برای دومین بار اقدام به شعارنویسی های نفرت پراکنانه روی دیوار خانواده اقدسی از ساکنین بهایی خیابان سازمان برنامه در غرب تهران نمودند.
پیشتر نیز در سوم مردادماه افرادی با درج شعار مرگ روی دیوار این خانواده باعث ناراحتی و نگرانی آنان شده بودند که به پلیس ۱۱۰ گزارش و صورت جلسه شد ولی هنوز عوامل آن مشخص نشده است.
به گفته خانواده اقدسی به جز دو مورد اخیر طی این سال ها هیچ مزاحمتی برای آنان پیش نیامده و ارتباط خوبی با همسایگان دارند.
نوشتن شعارهای تهدیدآمیز علیه بهائیان در شهرستان ها موضوع چندان تازه ای نیست ولی مورد مشابهی در تهران تا کنون گزارش نشده است. نفرت پراکنی علیه بهاییان بعضاحتی از تریبون های رسمی و تلویزیون و فتاوای برخی مراجع تقلید نیز تکرار می شود و نیروهای امنیتی و قضایی نیز تاکنون علیه این نفرت پراکنی ها اقدام خاصی انجام نداده اند.

‎اخبار اقلیتهای مذهبی‎s Foto.

آغاز مردادماه: جنجال در محاکمات؛ موج جدید اعدام‌ها

reza amiri

حقوق زندانی

۷ مرداد، تقی رحمانی، همسر نرگس محمدی، نسبت به خودداری مسئولان قضائی از مداوای وی اعتراض کرد. محمدی که به بیماری‌های مختلف تنفسی و عصبی دچار است نیازمند مراقبت‌های پزشکی خاص است که مسئولان زندان از آن جلوگیری می‌کنند. ۱۱ مرداد، خبرگزاری هرانا خبر داد که نرگس محمدی بدون پایان دوره درمان از بیمارستان بهزندان منتقل شده. وضعیت جسمی این زندانی سیاسی وخیم گزارش می‌شود.

411-300x164

۱۵ مرداد، محبوبه جوادی، مادر بهاره هدایت از تهدیدها و فشارها بر بهاره و همسرش خبر داد. همان روز امین احمدیان، شوهر بهاره هدایت نیز اعلام کرد که از نظر قانونی، هدایت می‌بایست خرداد گذشته آزاد می‌شود.

مین زمینی

۱۳ مرداد، بر اثر انفجار مین زمینی در یکی از توابع شهرستان سروآباد کردستان یک پسر ۱۳ ساله جان خود را از دست داد و پسربچه ۱۲ ساله دیگری نیز به شدت زخمی شد. همان روز، دو تن دیگر در اثر انفجار مین در شهرستان قصرشیرین مجروح شدند.

۳ مرداد، دکتر حسین محمدزاده، کارشناس و استاد دانشگاه در کردستان اعلام داشته که از سال ۱۳۸۵ بدین‌سو، بیش از ۳۷ درصد مصدومین مین در ایران را افراد زیر ۱۵ سال تشکیل داده‌اند. با گذشت سال‌ها از اجرای آتش‌بس میان ایران و عراق، کماکان مناطق بسیاری از استان‌های غربی کشور از مین پاک نشده‌اند.

محاکمات

۳ مرداد، سعید مرتضوی، دادستان سابق تهران و متهم درجه یک پرونده کهریزک، با تأخیر در حضور در دادگاه باعث ختم جلسه بدون دادرسی شد. رفتار مرتضوی در دادگاه‌های مختلف مرتبط با تخلفات وی توجه و انتقادات بسیاری را بر انگیخته است. به‌نظر می‌رسد که نظام قضائی ایران در مقابل مرتضوی تساهل بیشتری نشان می‌دهد. مانا نیستانی در کاریکاتوری که در وب‌سایت‌های خارج از کشور منتشر شد به این موضوع پرداخته.

mana_mortazaviedalat.jpg.815x460_q85-1

۱۰ مرداد، پرونده مصطفی عزیزی، نویسنده و تهیه کننده تلویزیون به دادگاه تجدید نظر ارسال شد. وی در دادگاه بدوی به جرم توهین به رهبری به هشت سال زندان محکوم شده.

۱۳ مرداد، حکم قطع دست راست و پای چپ یک سارق در زندان مشهد اجرا شد.

۱۴ مرداد، زید رعد الحسین، کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل، نسبت به صدور حکم اعدام برای محمدعلی طاهری، نظریه پرداز طب جایگزین در ایران، ابراز نگرانی کرد. روند بازداشت و رسیدگی به پرونده طاهری که بنیانگذار مکتبی به نام عرفان حلقه است نگرانی‌های بسیاری را نسبت به منصفانه بودن محاکمه وی در پی داشته. بنا به گزارشات، طاهری مدتی از دوران بازداشت را در سلول انفرادی سپری کرده.

۱۵ مرداد، سعید پورحیدر به پنج سال حبس محکوم شد. وی که یکی از متعرضان به نتایج انتخابات سال ۸۸ است، پیش از بازگشت به کشور در زمستان ۱۳۹۳ مدتی را در خارج از کشور گذرانده بود.

حقوق زن

۳ مرداد، معصومه ابتکار، معاون رئیس‌جمهور در مصاحبه با روزنامه قانون اظهار داشت که هرچند با حضور زنان در ورزشگاه‌ها موافق است، اما این موضوع را مطالبه اصلی زنان ایران نمی‌داند. او ایجاد امکانات ورزشی برابر برای زنان و مردان در کشور را از اهمیت بالاتر می‌داند.

حقوق بشر

۵ مرداد، وزارت خارجه آمریکا در گزارش سالیانه خود پیرامون قاچاق انسان، ایران را مبداء‌، مسیر و مقصد قاچاق انسان، از جمله برای روسپی‌گری قلمداد کرد. طبق این گزارش، کودکان و جوانان افغان در ایران به بیگاری گرفته می‌شوند، زنان ایرانی برای روسپی‌گری به کشورهای خلیج فارس فروخته می‌شوند و تعداد متکدیان و روسپیان جوان در شهرهای ایران در حال افزایش است.

۶ مرداد، وب‌سایت ویکی‌لیکس به اتهامات مطرح شده توسط برخی رسانه‌ها در ایران علیه احمد شهید واکنش نشان داد. اخیرا، برخی رسانه‌ها در ایران اعلام کرده بودند کهاحمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل در زمینه حقوق بشر در ایران، از دولت عربستان پول دریافت کرده تا وضعیت حقوق بشر را تیره نشان دهد. وب‌سایت ویکی‌لیکس از نویسندگان این مطالب در ایران خواست تا لینک سند مورد اشاره‌شان را منتشر کنند.

اعدام

۱ مرداد، یک محکوم متهم به تجاوز به عنف در اصفهان و سه نفر دیگر با اتهام مشابه در ایلاماعدام شدند.

۵ مرداد، دو زندانی در زندان قزل‌حصار و نه زندانی در ندامتگاه مرکزی کرج با اتهامات مرتبط با مواد مخدر اعدام شدند.

۷ مرداد، سه نفر متهم به تجاوز به عنف در ملاء عام در کرج به دار آویخته شدند.

۸ مرداد، پنج تن در شهر کرمان در ارتباط با جرائم مواد مخدری اعدام شدند. به گزارش هرانا، یکی از این افراد زن بوده.

۹ مرداد، یک زندانی مواد مخدری در زندان مرکزی اردبیل به دار آویخته شد، همان روز چهار زندانی نیز در اصفهان اعدام شدند.

۱۰ مرداد، دو زندانی جرائم مواد مخدر و یک متهم به قتل در رشت اعدام شدند.

۱۲ مرداد، یک زندانی مواد مخدر در اقلید فارس در ملاء عام اعدام شد.

۱۳ مرداد، سه زندانی با جرائم مرتبط با مواد مخدر در رفسنجان اعدام شدند.

۱۴ مرداد نیز چهار زندانی با جرائم مشابه در یزد اعدام شدند.

در دوهفته گذشته، سازمان عفو بین‌الملل طی بیانیه‌ها و هشدارهایی خواستار توقف اجرای حکمسالار شادی‌زادی شد. این خلافکار نوجوان، هنگام وقوع جرم تنها ۱۵ سال داشته. طبق قوانین ایران، اعدام افراد زیر ۱۸ سال ممنوع است، اما قضات در کشور راه‌هایی پیدا می‌کنند که خلافکاران نوجوان را اعدام کنند.

شعر عشق یعنی

       reza amiri

شعر عشق یعنی

افکارم پریشان است
مرغ دلم سرگردان است

اعضای وجودم از خودم نالان است
گویی در قفس دنیا دیگر جایی برایم نیست

از خودم میپرسم زندگی بی عشق چیست
پاسخ این سوالم را چه جوابیست؟

عشق یعنی من و تو با هم برابر باشیم
عشق یعنی من و تو ز حال هم با خبر باشیم

عشق یعنی من وتو خالی از حسادت باشیم
عشق یعنی در سختیها در اوج رفاقت باشیم

عشق یعنی در جهان شاهد ظلم نباشیم
عشق یعنی برای آزادی بیان به دنبال جرم نباشیم

عشق یعنی شاهد خود فروشی زنی برای نان نباشیم
عشق یعنی شاهد اشک کودکی برای نان نباشیم

عشق یعنی شاهد این همه فقر نباشیم
عشق یعنی در بند مادیات غرق نباشیم

عشق یعنی در اوج قدرت انسان باشیم
عشق یعنی برای ذره ای انتقاد در زندان نباشیم

عشق یعنی شاهد تبعض نژادی نباشیم
عشق یعنی در راه نقض حقوق بشر جهادی نباشیم

عشق یعنی به دنبال تبعیض دین نباشیم
عشق یعنی به خاطر عقیده در پی اعدام آن و این نباشیم

عشق یعنی پا روی حق گذاشتن از برای رهبر نباشیم
عشق یعنی آقای خود بودن به دنبال سرور نباشیم

عشق یعنی برای گمراهی خلق به دنبال عکسی در ماه نباشیم
عشق یعنی به دروع شاهد یا علی گفتن در بدو تولد رهبر نباشیم

عشق یعنی برای زندگی خویش به دنبال فتوای رهبر نباشیم
عشق یعنی برای آزادی ملک خویش به دنبال هر خر نباشیم

عشق یعنی دوست داشتن همه آدمها
عشق یعنی زندگی کردن بدون سیاستها

سروده رضا امیری

توزیع نابرابر ثروت در دوران پسا تحریم٬ حمید آقایی

reza amiri

توزیع نابرابر ثروت در دوران پسا تحریم٬ حمید آقایی

حمید آقایی

جریان عبور ثروت که قاعدتا باید از طرف اغنیا به سوی فقرا ساری و جاری باشد بر عکس می شود و سربالا حرکت می کند. جریانی که موجب تمرکز بیشتر و بیشتر ثروت در دست اغنیا و تهی دست ترشدن فقرا می گردد. حتی اگر مطابق محاسبات معمول اقتصادی و مالی، کشورهای مزبور رشد محدود چند درصدی از خود نشان دهند.
در این زمینه رئیس دولت جمهوری اسلامی حسن روحانی در یک گفتگوی تلویزیونی با سیمای جمهوری اسلامی ایران تاکید می کند: با لغو تحريم ها، قرار نيست ارز حاصل از بازگشت دارايی های بلوکه شده ايران در خارج، و يا در آمد ناشی از افزايش صادرات نفت، برای گشودن دروازه های کشور بر روی انبوه واردات به کار افتد و اقتصاد کشور به همان وضعيتی گرفتار بيآيد که در دوره سلف او. وی در ادامه می افزاید: ايران به سرمايه و تکنولوژی خارجی نياز دارد و از اين راه می تواند صادرات غير نفتی اش را به بازار های جهانی بيشتر و متنوع تر کند. حسن روحانی چند بار تاکيد کرد که هدف اصلی ايران در مبادلات با قدرت های صنعتی، جذب سرمايه گذاری است. (نقل به مضمون سایت ایران فردا، مقاله فریدون خاوند)

تصوری که حسن روحانی از نظام اقتصاد جهانی دارد بخوبی در همین دو جمله آشکار می شود. پندار وی از اقتصاد جهانی بر افکار و دیدگاه های سنتی و قدیمی از نقش سرمایه و گردش آن در سطح جهان استوار است، که در چهارچوب آن، جهان به دو بخش شمال و جنوب تقسیم می شد، جنوب مواد اولیه صادر می کرد و می فروخت، و شمال در عوض، کالاهای مصرفی تولید و به کشورهای جنوب صادر می نمود. البته اگر این سنت و رویه در جمهوری اسلامی مرسوم بوده، و بویژه در دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد به اوج خود رسید، بعلت حاکمیت بازار و سرمایه داری رانتی، تجاری و سنتی بر اقتصاد ایران و نیز حضور دلالهای منطقه ای در حاشیه خلیج فارس بوده است؛ وگرنه، سرمایه داری جهانی امروزه اتفاقا در پی سرمایه گذاری در کشورهای پیرامونی خود و ادغام نظام های مالی این کشورها در بانک جهانی و شبکه های جهانی بورس می باشد.

اما با توجه به اینکه دولت های غربی بخوبی به منافع، اهداف و برنامه های سهام داران خود و نهادهای بزرگ مالی جهانی آگاه هستند و در صورت فراهم شدن زمینه های سیاسی در پی اجرای آنها برمی آیند، و با فرض به اینکه پس از توافق جامع هسته ای، جمهوری اسلامی از انزوای بین المللی خارج خواهد شد و دربهای کشور بسوی سرمایه گذاران خارجی باز می شوند، احتمال می رود که شهرک های بی رونق و سوت و کور صنعتی کشور جان تازه ای بگیرند و چرخه تولید و مصرف کشور باردیگر به حرکت در آید. احتمالا بانک ها نیز از نقدینگی و تضمین های لازم برای پرداخت حقوق و یا وام برخوردار خواهند شد و حقوق ها سر وقت پرداخت خواهند گردید. حتی فرض را بر این بگذاریم که اصلاحات بنیادی و ساختاری به منظور نوسازی چرخ و دنده های تولید و صنعت کشور نیز آغاز شوند و سرمایه گذاری های خارجی نیز محدود به حوزه نفت و منابع زیر زمینی نگردند.
اگرچه این مفروضات در یک شرایط عادی و روابط باز و آزاد با جهان غرب کاملا محتمل و قابل تحقق می باشند، اما همین مفروضات در نظام جمهوری اسلامی و در زیر چطر حاکمیت ولایت فقیه و روحانیون و مراجع وابسته به آن، و با وجود بختک سنگین آقازاده های رانت خوار و برادران قاچاقچیِ عادت کرده به کالاهای وارداتی از چین بسیار ایده الیستی و تئوریک می نمایند. اما با این حال بگذارید کمی خوشبین باشیم و فرض را بر تحقق این سناریو بگذاریم.

به این معنی که جمهوری اسلامی و اقتصاد ایران بتدریج وارد چرخه اقتصادی غرب و کشورهای پیشرفته صنعتی خواهند شد و شرکتهای بزرگ تولیدی و تجاری به بازار ایران راه خواهند یافت و وابستگی به نفت نیز رو به کاهش می گذارد.
شاید این سناریو برای جمهوری اسلامی بسیار نو و حتی دگرگون کننده باشد، اما به هیچ وجه سناریوی جدیدی نیست و سالها است که در کشورهای در حال توسعه به اجرا در می آید. مکانیزم آن نیز بسیار ساده است، وام دهندگان بین المللی سرمایه های لازم را از طریق موسسات مالیِ جهانی و بشکل وام، در اختیار کشورهای نیاز مند قرار می دهند، و سپس با رژیم های سخت مالی، حداقل دو برابر آنچه را که وام داده اند باز پس می گیرند.

در واقع جریان عبور ثروت که قاعدتا باید از طرف اغنیا به سوی فقرا ساری و جاری باشد بر عکس می شود و سربالا حرکت می کند. جریانی که موجب تمرکز بیشتر و بیشتر ثروت در دست اغنیا و تهی دست ترشدن فقرا می گردد. حتی اگر مطابق محاسبات معمول اقتصادی و مالی، کشورهای مزبور رشد محدود چند درصدی از خود نشان دهند. و یا حتی اگر بجای وام، از درآمدهای نفتی برای مشارکت در سرمایه گذاری های داخلی استفاده شود، همانطور که تجربه کشورمان و سایر کشورهای نفت خیز منطقه نشان می دهد، مشاهده خواهیم کرد که جریان تمرکز ثروت همچنان راه خود را بسوی ثروتمندان و منابع مالی جهانی و سهام داران ادامه می دهد.

در حقیقت، ثروت های ملی مانند نفت نیز در این فرایند، و بسرعت، تبدیل به سرمایه مالی و سهام می شوند و وارد چرخه مناسبات مالی جهانی می گردند، که بجای پر کردن فاصله بین غنی و فقیر هدفی جز پر کردن جیب ثروتمندان دنبال نمی کنند. واقعا ما در کدام کشور نفت خیز شاهد کم شدن فاصله بین غنی و فقیر و رشد طبقه متوسط بوده و یا هستیم؟ در جمهوری اسلامی نیز درآمد های ناشی از نفت بسرعت وارد بازار رشوه و رانت می شوند و مانند دود ناپدید می گردند.
در زمینه تمرکز نامتعادل و غیر عادی ثروت در دست عده ای معدود و درصد رشد بسیار بالای این تمرکز نسبت به رشد اقتصادی کشورها، توماس پیکه تی (Thomas Piketty) تحقیقات علمی و آماری بسیار جالب توجه ای کرده است که به تفصیل در کتاب معروف وی تحت نام سرمایه در قرن بیست و یکم (Capital in Twent-First Century) تشریح و تدوین شده اند. وی معتقد است که در نظام های سرمایه داری در سده های اخیر، بجز دوران کوتاه و استثنایی نیمه اول و اوایل نیمه دوم قرن بیستم، فرایند رشد و تمرکز ثروت (wealth) نامتعادل بوده است. مقایسه های آماری وی همچنین نشان می دهند که درصد رشد و تمرکز ثروت و درآمد همواره بیشتر از رشد اقتصادی (growth) بوده است. این بدین معنی است که حتی در کشور های پیشرفته غربی نیز علی رغم رشد اقتصادی چند در صدی، ثروت بطور نامتعادل و نابرابر توزیع شده و می شود، و ثروتمندان همواره ثرتمندتر و فقرا مرتب فقیرتر شده اند. بعبارت دیگر نابرابری در زمینه درآمد (income) در کشورهای مزبور از نیمه دوم قرن بیستم به بعد همواره روندی صعودی داشته است.

توماس پیکه تی در مقدمه کتاب خود تاکید می کند که پدیده نابرابری در توزیع ثروت و درآمد صرفا یک پدیده اقتصادی و جبری نیست بلکه تاریخ نشان می دهد که این نابرابری ها ریشه عمیق سیاسی نیز داشته و دارند. به این معنی که توزیع (روزافزون) نابرابر ثروت و درآمد، در دهه های اخیر، از اواخر قرن بیستم و قرن بیست و یکم، تحت تاثیر سیاست های مالی و مالیاتی نیز بوده اند، بطوریکه می توان با قطعیت گفت که نابرابری و بی عدالتی پدیده ایست اقتصادی، اجتماعی و سیاسی.

وی در عین حال بعنوان یک نتیجه بسیار مهم از تحقیقات خود، تاکید می کند که مقوله توزیع ثروت هم دینامیزمی بسیار قوی برای کاهش نابرابری در توزیع ثروت دارد و هم می تواند در جهت عکس یعنی افزایش نابرابری و بی عدالتی مورد استفاده قرار گیرد. وی این دینامیزم را، آنطور که من فهمیده ام، صرفا در رشد اقتصادی و افزایش تولید و یا حتی افزایش حقوق کارگران جستجو نمی کند. بجای آن سعی می نماید با تعریف وسیعتر و مبسوط تری از واژه هایی مانند ثروت و سرمایه (و بطور مشخص با استفاده از مفاهیم و مقولاتی مانند سرمایه های انسانی (human capital) و ثروت های غیر مادی هنگام توضیح این واژه ها) راه حل و آلترناتیوی جدیدی را برای حل مشکل نابرابری مزمن شده توزیع ثروت ارائه دهد.

به برداشت من، راه حل وی برای توقف رشد نابرابر و متمرکز ثروت (که همواره بیشتر و سریعتر از رشد اقتصادی بوده است) و توزیع برابر و عادلانه آن در میان اقشار مختلف جامعه، اجرای سیاست های مالیاتی رادیکال و پیشرو است. بعبارت دیگر برای خروج از گردونه باطل رشد اقتصادی، افزایش حقوق و سپس گرانی و تورم، که قدرت خرید مردم، با وجود افزایش حقوق ها، روز به روز کاهش می یابد، وی سیاست های مالیاتی شدیدی را برای گرفتن ثروت متمرکز در دست عده ای معدود و توزیع آن در سطح عموم را پیشنهاد می کند. همچنین وی بر تزریق آگاهی، توانایی، تخصص های علمی و صنعتی و در یک کلام علم و دانش کاربردی به تمام سطوح جامعه پافشاری می نماید، زیرا که سرمایه های انسانی ارزشمندترین سرمایه ایست که یک ملت میتواند و باید مستقلا در اختیار داشته باشد.

حال اگر با این نگرش، مجددا به صحبت های تلویزیونی حسن روحانی نگاه کنیم، می توانیم یک اشتباه و نقص بسیار فاحش و خطرناک را در صحبت های وی مشاهده کنیم. حسن روحانی در خطوط کلی اقتصادی دولت خود برای دوران پسا تحریم هیچگونه اشاره ای به سیاست های مالیاتی برای کنترل ثروت و نقدینگی های متمرکز در دست تجار و رانت خواران ندارد، بلکه با اهداف پوپولیستی، فقط وعده رونق اقتصادی و گردیدن مجدد چرخه تولید، با استفاده از سرمایه گذاری های خارجی را می دهد. که حتی اگر این وعده ها نیز محقق شوند، سرنوشتی مانند دیگر کشورهای پیرامونی که با وجود رونق ظاهری اقتصادی و وفور کالا و محصولات، جریان توزیع ثروت و درآمد معیوب است و فقرا فقیرتر و ثروتمندان غنی تر می شوند و روز به روز از دامنه طبقه متوسط کاسته می گردد در انتظار ملت ما خواهد بود. فرایندی که در کنار تمرکز پول و سرمایه، حتی موجب تمرکز سرمایه ها و استعدادهای انسانی در یک بخش و طبقه خاص می شود.

ما امروزه شاهد تمرکز غیر عادلانه سرمایه های انسانی در کشورهای در حال توسعه و حتی پیشرفته غربی هستیم، که بدلیل توزیع نابرابر ثروت، فرزندان طبقه مرفه این کشورها از شانس و امکانات بیشتری برای برخورداری از تحصیلات عالی و تخصصی برخوردارند. بگونه ای که حتی می توان گفت که در یک روند طولانی مدت، نسلهای بعدی نیز بدلیل عدم برخورداری از شانس های برابر آموزشی، معمولا محبوس در کاست و طبقه خود می شوند و دچار عقب ماندگی فرهنگی و تخصصی مزمن می گردند.

در جمهوری اسلامی نیز شواهد بسیاری دال بر توزیع نابرابر ثروت های انسانی و عدم برخورداری از شانس برابر در استفاده از امکانات آموزشی وجود دارند، برای مثال سهمیه های آموزشی برای افراد خاص، امکانات استفاده از بورس های تحصیلی برای آقازاده های این نظام که اخبار و اسناد آن به یمن تضاد های جناحی فاش شد، و یا مدارس به اصطلاح غیر انتفاعی که هزینه سرسام آوری دارند و اقشار معمولی به هیچ وجه قادر به پرداختن این هزینه ها نیستند.

همچنین از نمونه های اخیر در توزیع نابرابر شانس های تحصیلی و آموزشی و حتی امکانات نابرابر برای زوج های جوانی که می خواهند بچه دار بشوند طرح جدید دولت جمهوری اسلامی در تشویق باردار شدن دکتر های زن در عوض کاهش مدت زمان طرح خدمت در مناطق محروم کشور است که دو نتیجه منفی و مخرب در پی دارد. یکی کاهش طرح خدمت در مناطق محروم و بنابراین کاهش خدمات بهداشتی و پزشکی در این مناطق، و دیگری تبعیض در استفاده از امکانات لازم و ضروری برای بچه دار شدن که عملا موجب نوعی اصلاح نژاد تحمیلی از طریق سیاست های حمایتی تبعیض آمیز می گردد. که البته در این رابطه رهبر جمهوری اسلامی قبلا پیشنهاد آنرا مبنی بر فراهم کردن امکانات لازم برای تشویق پزشکان زن به بچه دار شدن داده بود.

بهر صورت بنظر می رسد که حتی بر فرض باز شدن دربهای ایران بسوی جامعه بین الملل و برداشته شدن تحریم ها و آغاز رشد اقتصادی، بدلیل سیاست های تبعیض آمیز آموزشی و آمیزشی و وجود بختک های بزرگ مالی و رانتی که سیاست مالیاتی پیشرو را بر نمی تابند و شتاب و اشتیاقی که دولت روحانی و اصلاح طلبان هوادار و همراه او برای پیوستن به بازار جهانی از خود نشان می دهند درب گردش سرمایه و توزیع ثروت و درآمد همچنان بر همان پایه شناخته شده بچرخد و جریان توزیع ثروت همان مسیر شناخته شده از فقیر به غنی را طی نماید و نا برابری در توزیع ثروت راه همیشگی و سابق خود را دنبال کند.

مگر اینکه دولت حسن روحانی و دولت های بعدی جرات اجرای دو سیاست مهم را از خود نشان دهند و آنرا پی بگیرند. یعنی اجرای سیاست های مالیاتی رادیکال و پیشرو برای توقف روند تمرکز ثروت و توزیع عادلانه آن و دیگری تزریق برابر و عادلانه علوم و دانش کاربردی و تخصصی به همه سطوح جامعه ایران.

http://haghaei.blogspot.com

پس از توافق جامع جمهوری اسلامی و کشورهای ۱+۵ و مصوبه جدید شورای امنیت سازمان ملل و بدنبال آن پشتیبانی جامعه اروپا از توافقات اخیر هسته ای سفرهای مقامات بلند پایه اروپایی به ایران آغاز گرده است. اگرچه این رفت و آمدها در درجه اول اهداف، ارزش و اثرات سیاسی دارند و دال بر خروج تدریجی جمهوری اسلامی از انزوای بین المللی می باشند، اما قطعا در درازمدت اهداف اقتصادی و استراتژیک تری را دنبال می نمایند، که مهمترین آنها فراهم کردن امکانات سیاسی و اقتصادی لازم برای ورود ایران به بازار جهانی گردش ثروت و سرمایه است.

 

ردپای “سلطان شکر” در پرونده بنياد شهيد، زدوبندها برای جلوگیری از قرائت گزارش در مجلس

reza amiri
  رادیو پارس    -شرق: دست‌هايی در پشت‌پرده در حال فعاليت است تا گزارش بنياد شهيد در صحن علنی مجلس قرائت نشود. اين را امير خجسته صريح‌تر از هميشه مطرح کرده و به صراحت خبر داده که احتمال دارد اصلا گزارش بنياد شهيد در صحن علنی مجلس قرائت نشود. او در همين زمينه به «شرق» گفته: «برخی زدوبندها چندی است که آغاز شده و افرادی در تلاش‌ هستند تا جلوی قرائت گزارش در صحن علنی گرفته شود. حالا قضاوت با افکارعمومی است اما ما تا آخرين لحظه برای خوانده‌شدن تخلف‌های گسترده در بنياد شهيد در صحن علنی مجلس تلاش خواهيم کرد، دانستن تخلف‌های گسترده حق مردم است».خجسته درهمين‌حال به فارس خبر داد که «سيستم‌های حراستی و نظارتی اصلا درباره نظارت بر عملکرد بنياد شهيد کار نکرده‌اند و ردپای سلطان شکر در اين پرونده ديده می‌شود، هرچند شبکه‌های اقتصادی به‌طور مخوف حرکت می‌کنند و به هم وصل هستند. ما گله‌منديم و در گزارش هم آورده‌ايم، يا بی‌حال بودند يا اتفاق ديگری افتاده، آنان بايد کاملا مراقبت می‌کردند، اين مراقبت و نظارت متأسفانه نبوده است».او افزوده: «بدانيد دست‌هايی پشت‌پرده وجود دارد که بنده در جای خود اين دست‌های مخوف را بازگو خواهم کرد و به مردم خواهم گفت در اين مدت چه گذشته است».

 

“دو کلمه حرف حساب” را تاب بياوريد! درخواست جمعی از شاعران، نويسندگان و طنزپردازان برای آزادی فوری محمدرضا عالی‌پيام (هالو)

reza amiri

متن درخواست آزادی فوری و بی قيد و شرطِ محمدرضا عالی‌پيام (هالو) از سوی جمعی از شاعران، نويسندگان و طنزپردازان ايرانی

محمدرضا عالی‌پيام (متخلص به هالو)، شاعر‌ی‌ست که قلم‌اش را به طنز و در نقدِ هر آنچه بر حق نباشد می‌چرخاند؛ چرا که رسالت شعر آنجا که با چاشنی طنز همراه می‌شود همين است که انعکاس‌دهنده‌ی حقايق اجتماعی باشد و به جای خود، منتقد و معترض نسبت به ناملايماتی که بر جامعه‌‌اش رفته است. در عين حال، بايد توجه داشت که نقد هيچ‌گاه با نیّتِ خصومت نوشته نمی‌شود بلکه رسالتِ نقد در هر جامعه‌ای، حل مشکلات و بهبود اوضاع آن جامعه بوده و است و جز اين نيست که شاعر و طنزنويسی که به نقد دست به قلم می‌برد از آنجا که به دنبال اصلاحِ اوضاعِ مشکل‌آفرين است، حتی برای ظالمان زمانه‌‌اش نيز در قلب خود جايی دارد چرا که می‌خواهد با بازگو کردنِ مشکلات جامعه به طنز و به شيوه‌ای هنرمندانه، بر اذهان آنانی که خود بانی مشکلات بوده‌اند نيز تاثيری بگذارد مگر که چاره‌ای بيانديشند.

بیانیه ی کنشگران کارزار لگام

reza amiri
آزادی برای نرگس محمدی، لغو حکم اعدام محمدعلی طاهری!
• کنشگران کارزار لگام اعلام کردند از این پس روزهای شنبه در اعتراض به سیاست سرکوب، در برابر درب زندان اوین تجمع می کنند …

کنشگران کارزار لگام با انتشار اطلاعیه ای ضمن اعتراض به صدور حکم اعدام برای محمدعلی طاهری، تشدید اعدام ها و احکام ضدانسانی دیگر و ادامه ی بازداشت نرگس محمدی اعلام کردند که از این پس روزهای شنبه به اعتراض، در برابر درب زندان اوین تجمع می کنند.
متن این بیانیه را در زیر می خوانید:

خواهان آزادی نرگس محمدی و توقف اعدام در ایران هستیم.
مردم شرافتمند و انسان دوست ایران
چنانکه آگاهید شمار و سرعت اعدامها در ایران در دو سال اخیر به شدّتی بی سابقه فزونی یافته است و هم اکنون روزانه به طور متوسّط ٣ نفر به دار آویخته می شوند. این اعدامیان شامل نوجوانانی که در سنّ کمتر از ۱٨ سال مرتکب جرم شده اند، مخالفان سیاسی- عقیدتی و دگراندیشان نیز بوده اند. این وضعیّت همه ی ما کنشگران کارزار لگام را نگران کرده است.
در چنین شرایطی بنا به گفته ی وکیل پرونده ی آقای محمدعلی طاهری که به مکتبی عرفانی گرایش دارد به جرم دگراندیشی و ابرازعقیده ای مخالف با عقاید رسمی محکوم به اعدام شده و حکم اعدام او تأیید شده است.
صدور حکم اعدام آقای محمدعلی طاهری به واقع مفهومی بجز حذف آزادی اندیشه و بیان تا حدّ صدور حکم اعدام ندارد.
از دگرسو، بریدن دست و پای مجرمان بینوا و تأیید حکم نوجوانی که زمان اجرای حکم اعدامش چند روزی به تأخیر افتاده پیش آمده و احکام همانند دیگر نیز صادر شده است. صدور حکم اعدام برای نوجوانانی که در کمتر از سنین قانونی مرتکب جرم شده اند به هیچ وجه قابل پذیرش وجدان بشری نیست.
همزمان، نرگس محمّدی، کنشگر کارزار لگام و فعّال آزادی مدنی، با وجود بیماری سخت و نیاز به استراحت مطلق و مراقبت ویژه ِ پزشکی و داشتن دو فرزند خردسا ل، همچنان در زندان به سر می برد. وضعیّت دشوار نرگس محمّدی موجب نگرانی همه ی فعّالان حقوق بشر در ایران و جهان شده است.
ما، کنشگران کارزارلگام برای چندمین با ر این رفتار های سیاسی مخالف با روح انسانی و ناسازگار با ارزشهای بشری را محکوم می کنیم و به همه ی مسئولان نسبت به پیامدهای اجتماعی و اخلاقی چنین روشهایی هشدار می دهیم.
از این پس، هر شنبه از ساعت ٨ تا ۱۰ صبح، ما لگامیان با خواست آزادی هرچه زودتر نرگس محمّدی و همه ی زندانیان سیاسی- عقیدتی و لغو مجازات اعدام برای همه متّهمان در مقابل در ورودی زندان اوین گرد هم می آییم.

Saied Ohadys Foto.

سه تن از دگراندیشان مذهبی به نام های پیمان فتاحی، مرتضی رسولیان و امیررضا الماسیان ساعت ۲۳:۳۰ جمعه ۱۶ مرداد ماه در مهرشهر کرج بازداشت شدند.

reza amiri
رادیو پارس _بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز جمعه ۱۶ مرداد ماه سه تن از اعضای گروه موسوم به جمعیت آل یاسین، پیمان فتاحی، مرتضی رسولیان و امیررضا الماسیان در محل زندگی ایشان بازداشت شدند و هنوز از سرنوشت آنها اطلاعاتی در دست نیست. به گفته پریسا کی نژاد، سخنگوی جمعیت الاهیون (اِل یاسین) در انگلستان، پیمان فتاحی صبح شنبه ۱۷ مرداد بصورت زنجیر شده و با دست بند و پابند در محل ورودی دادگاه انقلاب استان البرز رویت شده است. کی نژاد دستگیری این سه تن را همراه با “با یورش مسلحانه و تهدید مکرر ایشان به تیراندازی” توصیف کرده است. همین منبع اعتقادات و تبلیغات مذهبی ایشان را به عنوان یکی از اصلی ترین دلیل این بازداشت دانسته است.
سخنگوی جمعیت الاهیون (اِل یاسین) در انگلستان، برخورد بازداشت کنندگان را خشن و همراه با حمله با اسلحه و رفتار خارج از عرف قانونی بازداشت کنندگان اعلام کرده است. بنا به گزارش شاهدان بازداشت، مطالب پراکنده ای از مأموران اطلاعاتی در بارۀ دوره های تعلیمات استاد، تفاسیر لیبرال و غیر سنتی از قرآن و کتاب مقدس، انتشار مخفیانه آموزش ها و سخنرانی ها، انتشار جریان های معنوی وارداتی در ایران [ مسیحیت نوین، کابالا، تولتک، عرفان دالایی لاما …] و اندیشه های مرتبط با لیبرال دموکراسی شنیده می شده است. منابع هرانا گزارش داده اند که این بازداشت نیز به مانند دفعات پیشین توسط معاونت مذاهب وزارت اطلاعات انجام گرفته است.

پیمان فتاحی که برای پنجمین بار از سال ۸۶ بازداشت می‌شود، پرونده مفتوحی با اتهامات اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام در دادگاه انقلاب دارد. در طول تمام این سالها هنوز هیچ دادگاهی برای او برگزار نشده و او تنها با بازداشت های مکرر وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی روبرو بوده است. شاگردان فتاحی از شکنجه های متعدد او در زندانهای جمهوری اسلامی خبر می دهند که تنها در یک مورد ۳۲ جلسه شکنجه در بازداشت دوم او در دی ماه ۱۳۸۷ می باشد.

Saied Ohadys Foto.

رسانه‌های غربی و اوضاع گل و بلبل ایران

reza amiri

اخیرا تغییری شگفت‌انگیز در گزارش‌‌های رسانه‌های آلمانی نسبت به رویدادهای ایران دیده می‌شود که ظاهرا در هماهنگی با وزش باد سیاست است. اما هم‌پیوندی با ژئوپولیتیک غرب، تنها در مورد ایران به چشم نمی‌خورد.

Iran - Gabriel - Zanganeh

وبسایت چپ-لیبرال  تاتس در تفسیری به قلم شارلوته ویدمان، آمیختگی رسالت روزنامه‌نگاری با نوسان‌های سیاسی را نقد کرده است. در این نوشته، هم‌پیوندی رسانه‌ها با روایت‌های مسلط و منطبق با ژئوپولیتیک غرب و نادیده گذاشتن پوسته زیرین رویدادها، نافی شرف روزنامه‌نگاری توصیف می‌شود. متن زیر، برگردان فارسی این تحلیل است.

دولت ایران (وزارت ارشاد اسلامی) در بخشنامه‌ای به رسانه‌های داخلی، تعیین کرده که نوع برخورد با توافق هسته‌ای در چه راستایی باشد: مثبت و خوش‌بینانه! و در صورت نقل قول از یک سیاستمدار غربی، افزودن فوری موضع‌گیری یک مقامی رسمی ایرانی!

به قاعده، روزنامه‌نگاران آلمانی اجازه چنین رفتاری را به مسئولان این کشور نمی‌دهند. بهترین مثال عکس‌العمل دسته‌جمعی رسانه‌های آلمانی در مورد اعلام جرم دادستان کل علیه وبسایت “نتزپولیتیک” است. (این وبسایت اسناد محرمانه جاسوسی از تبادلات اینترنتی شهروندان را افشا می‌کرد و دادستان، دو همکار این وبسایت را به پیگرد تهدید کرده بود. اهل رسانه و به ویژه پیش‌کسوتان شبکه‌های رادیو تلویزیونی آلمان بیکار ننشستند و دفاع جانانه‌ای آزادی بیان و قلم کردند. دادستان کل، زیر فشار افکار عمومی، بسیج رسانه‌ها و البته منازعه قدرت در سطوح عالیه، برکنار شد: مترجم)

داخل و خارج

اما در مسائل خارج از آلمان شاهد روند دیگری هستیم: اخیرا تغییرات شگفت‌آوری در مورد گزارش‌های مربوط به ایران در رسانه‌های آلمانی رخ داده است. هیئت‌های اقتصادی غربی به طرف ایران هجوم برده‌اند. مسابقه و رقابتی بر سر بازار ایران در گرفته و متعاقبا لحن و فضای گزارش‌ها مثبت‌تر شده‌اند. در عین حال تعداد اعدام‌ها به طور بی‌سابقه‌ای افزایش یافته‌اند؛ روزنامه‌نگاران، هنرمندان و وکلا به حبس‌های طولانی محکوم می‌شوند. اما دیگر هیچ کسی شور و حال چندانی برای پوشش این اخبار ندارد؛ هر چه باشد قرار است حتی شیر آلمانی هم به ایران صادر شود. (علی‌رغم حمایت دولتی از محصولات کشاورزی در آلمان، به دلیل کاهش صادرات به چین و تحریم‌های روسیه، بهای شیر ۳۰ درصد کاهش یافته و از نظر اقتصادی، دیگر تولید آن مقرون به صرفه نیست: مترجم)

تا وقتی که خواست و جهت‌گیری اصلی مناسبات ژئوپولیتیکی آمریکا، تغییر رژیم در تهران بود، بسیاری از رسانه‌ها در اهریمن‌سازی ایران سهیم بودند و وضعیت زندان‌های هیچیک از نظام ‌های استبدادی به غیر از کره شمالی، به اندازه ایران وخیم گزارش نمی‌شد. اکنون اما به دلیل تغییر جهت وزش باد در عرصه سیاست‌ کلان، نگاه‌ها به ایران تغییر می‌کنند. بعد از توافق وین، به طور ناگهانی نقض حقوق بشر در ایران وزن خبری خود را از دست داد. به همین دلیل می‌توان ادعا کرد که رسانه‌های غربی نیازی به بخشنامه ندارند…

یک نمونه دیگر: دولت مصر روزنامه‌نگاران را تهدید کرده است که در صورت انتشار گزارشی متفاوت از روایت رسمی در باره حملات تروریستی، بازداشت خواهند شد. خوشبختانه در ‌آلمان هنوز با چنین وضعیتی فاصله بسیار هست، اما چه زمانی گزارش‌هایی در باره «جنگ علیه تروریسم» نوشته می‌شوند که با اعلامیه‌های رسمی نهادهای امنیتی غربی تفاوت جدی داشته باشند؟

 شرف روزنامه‌نگاری

مثال دیگری که می‌توان زد، عملیات پهپادها در منطقه است. تصویر رسانه‌ای عملیات با پهپاد در افغانستان و پاکستان واقعا بخشنامه‌ای است و آن هم از سازمان سیا. اخیرا و نه برای اولین بار به جمعیتی ۳۰ نفری که در حال ترک یک مراسم عزاداری بودند، تیراندازی شد. پس از آن و بدون هیچ مدرکی ۳۰ نفر یاد شده تبدیل به اعضای طالبان شدند. (در گزارش‌ها، افراد به طور دلبخواهی گاهی اعضای القاعده یا نیروهای داعش می‌شوند.)

بنا بر گزارش دفتر ژورنالیسم تحقیقی در لندن، بر اثر ۶۴۶ حمله پهپادی در پاکستان، سومالی و یمن، ۲۲۵ کودک کشته شده‌اند. حتی اگر در تعداد کودکان کشته شده کمی اغراق شده باشد، باید پرسید که چند نفر از بچه‌های به قتل رسیده موضوع خبر صفحه اول رسانه‌های غربی شده‌اند؟

دفتر یاد شده، همانند فعالان «نتزپولیتیک» شکل جدیدی از روزنامه‌نگاری را ارائه می‌دهد که گزارش‌ها و تامین مالی آن بر کمک‌های داوطلبانه استوار است. کسی که می‌خواهد بداند تصویر روزانه افکار عمومی از رویدادهای جهان چگونه پدید می‌آید، بایست به این سوال ساده پاسخ دهد: چه نوع زندگی و چه نوع مرگی ارزش دارد؟

پهپادها مسئله حاشیه‌ای نیستند، زیرا آنها سلاح‌های جنگی آینده هستند. اخیرا شکواییه‌هایی از کارکنان نیروی هوایی آمریکا به گوش می‌رسند: نه تنها هدایت‌کنندگان پهپاد از تروما رنج می‌برند، بلکه در هر ماموریت یک دوجین افراد دیگر به عنوان تحلیل‌گر و کادر فنی درگیر قضیه می‌شوند. فعالان ضد پهپاد، اینک برای برپایی کمسیونی تلاش می‌کنند تا نیروهای سابق تیم‌های هدایت پهپاد از تجربیات‌شان بگویند. درست به همان شیوه‌ای که سال ۱۹۷۱ کهنه‌سربازان جنگ ویتنام در کمپین رسانه‌ای «Winter Soldier Investigation» تصویری متفاوت از جنگ به افکار عمومی ارائه دادند. اگر منعی برای حس همدردی با رنج دیگران به دلایل ایدئولوژیک وجود داشته باشد، شاید شنیدن رنج خودی‌ها کمکی برای پیش‌گیری از تکرار چنین عملیاتی شود.

هژمونی فکری-سیاسی

مقایسه با جنگ ویتنام نشان می‌دهد که چه چیزی از زمان آغاز «مبارزه با تروریسم» تغییر کرده است: انتقاد به خودی‌ها بسیار سخت شده است. در گذشته، تاییدکنندگان جنگ ملزم به ارائه دلایل‌شان بودند، اکنون باید دلایل بسیار محکمی برای مخالفت با جنگ داشت.

اینجا با یک هژمونی فکری-سیاسی جدید سر و کار داریم، که در آن موضع‌گیری‌های محتوایی فقط در صورتی مورد توجه قرار می‌گیرند که مربوط به موضوعاتی نباشند که توافقی ضمنی در مورد عدم توجه به آن‌ها وجود دارد. این امر شامل تصمیم‌گیری‌های مربوط به انتخاب خبر و چگونگی انتشار آن هم می‌شود.

با توجه به این شرایط می‌توان آزادی رسانه‌ها را این‌گونه تعریف کرد: ایجاد نوعی از افکار عمومی که کاری به کار سیاست خارجی و ژئوپولیتیک کشورهای غربی نداشته باشد.

آخرین مثال: از ماه مارس که عربستان سعودی بمباران یمن را آغاز کرده تا کنون بیش از ۱۰ هزار مهاجر از کشورهای مختلف از جمله سومالی به یمن پناه آورده‌اند. آنها تحت شرایطی خطرناک از خلیج عدن گذر می‌کنند زیرا قاچاقچی‌ها به دروغ به آنها می‌گویند که جنگ در یمن پایان گرفته است. آیا این را می‌توان به یک تراژدی بی‌خبر‌ی تشبیه کرد که کسانی خطر غرق شدن و مرگ را به جان می‌خرند تا وارد کشوری شوند که همه در حال فرار از آن هستند؟

اما ما خوشبخت‌هایی که آزادانه و به بهترین نحو به اطلاعات دسترسی داریم، از یمن چه می‌دانیم؟ این گمراه‌کننده است که اکنون درگیری یمن به «جنگ فراموش‌شده» معروف شده باشد. واقعیت این است که این جنگ تحمل می‌شود؛ با سکوتی شرمگینانه و خود را به کوری زدن… زیرا عربستان متحد غرب است.

اگر داعش مقصر بود

۴هزار کشته، ۲۰ هزار زخمی، که وضعیت ۹ هزار از آن‌ها وخیم است. از هر دو نفر یک نفر گرسنه است، آب آشامیدنی موجود نیست، محاصره دریایی مانع کمک‌های انسان‌دوستانه است، مناطق مسکونی بمباران می‌شوند. دیده‌بان حقوق بشر صحبت از جنایت جنگی می‌کند. این تصویری گذرا از شرایط کنونی یمن است.

۸۰۰هزار یمنی آواره در خانه‌های کسان دیگری زندگی می‌کنند که خودشان درگیر گرسنگی هستند. در گزارشی از سازمان ملل آمده که ظرفیت بالایی از تحمل و همبستگی در یمن دیده می‌شود. حداقل این روزها لازم است که ما روزنامه‌نگاران به این موضوع توجه کنیم و بپرسیم آیا این درجه از همبستگی نزد ما هم هست؟

Copyright © 2015 radiopars.org Designed by Arman Charostaei.