بایگانی نویسنده: امیری

ممانعت از تحویل جنازه؛ بهروز آلخانی اعدام شد

reza amiri
رادیو پارس – بهروز آلخانى زندانى سیاسى، در زندان ارومیه به دار آویخته شد و مسئولین از تحویل جنازه خودداری می کنند.به گزارش خبرگزارى هرانا، ارگان خبرى مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، حکم اعدام بهروز آلخانى سحرگاه امروز چهارشنبه چهارم شهریور در محوطه زندان ارومیه اجرا شد ولی علیرغم مراجعه و انتظار خانواده، مسئولین قضایی تاکنون از تحویل جنازه خودداری کرده اند.

به گفته پیمان آلخانی برادر بهروز، خانواده اش تاییدیه ای مبنی بر اجرای حکم از سوی دادسرای ارومیه دریافت کرده اند.

گفته مى شود همزمان پنج محکوم جرائم مواد مخدر نیز در این زندان اعدام شده اند.

بهروز آلخانى در شرایطى اعدام شد که حکم اعدام وى در دیوان عالى کشور نقض شده بود و گفته مى شد که پس از اعتراض رسیدگى مجدد هنوز انجام نشده است.

اتهامات این زندانى محاربه، ارتباط با گروه پژاک و مشارکت در ترور دادستان خوى عنوان شده است، ىنابر مندرجات دادنامه  بهروز آلخانی که از سوى هرانا انتشار یافت وی هیچ گاه اتهام ترور دادستان خوى و انجام عملیات مسلحانه را نپذیرفته بود.

نماینده رهبر در دانشگاه ها: دانشگاه ها حق برگزاری کنسرت را ندارند

رادیو پارس ـ  محمدیان رئیس نهاد نمایندگی رهبر در دانشگاه ها گفت که موضوع عدم برگزاری کنسرت در دانشگاه ها ابلاغ شده است.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از مهر، محمد محمدیان با اشاره به برخی تلاش های صورت گرفته در دانشگاه ها برای برگزاری کنسرت گفت: “برگزاری کنسرت در دانشگاه ها را جزو سیاست های فرهنگی وزارت علوم نمی دانیم و این موضوع به دانشگاه ها هم ابلاغ شده است و دانشگاه ها هم حق برگزاری کنسرت در محیط دانشگاه را ندارند”.

تعدادی از دانشجویان دانشگاه خوارزمی در تماس با خبرگزاری مهر از تلاش برخی مسئولان این دانشگاه برای برگزاری کنسرت در محیط دانشگاه خبر داده اند.

۲۰ تیر ماه ۱۳۹۴ علی خامنه ای در جمع دانشجویان گفت: “یک مسئله، مسئله‌ی کنسرت‌ها در دانشگاه بود که دانشجوی عزیزی مطرح کردند که دانشگاه جای کنسرت نیست، راست است، این را من هم یادداشت کرده‌ام و جزو یادداشت‌های من، همین مطلب هست، اینکه ما بیاییم دانشجوها را به خیال خودمان برای نشاط بخشیدن به محیط دانشجویی، به اردوی مختلط ببریم یا کنسرت موسیقی در دانشگاه تشکیل بدهیم، جزو غلط‌ترین کارها است”.

لازم به ذکر می باشد، پیشتر محمد فرهادی وزیر علوم، در رابطه با برگزاری کنسرت در دانشگاه‌ها گفته بود که “اصلا و به هیچ وجه مساله‌ای با عنوان برگزاری کنسرت در دانشگاه‌ها از سوی وزارت علوم تائید نمی‌شود و هرگز اجازه برگزاری کنسرت در دانشگاه‌ها را نداده و نمی‌دهیم و نخواهیم داد”.

وی همچنین گفت: “برگزاری مراسم مختلف در دانشگاه‌ها در کمیته ۳ نفره فرهنگی تائید می‌شود و از طریق دانشگاه‌ها به هیچ عنوان مجوز برگزاری کنسرت نمی‌دهیم”.

وزیر علوم عنوان کرد: “اگر موردی پیرامون برگزاری چنین مراسمی در دانشگاه‌ها صورت گیرد نیز برخورد می‌کنیم”.

بازداشت کیوان مهرگان برای اجرای یک سال حبس تعزیری

   رادیو پارس  ـ کیوان مهرگان، روزنامه نگار و مستندساز، برای اجرای یک سال حبس تعزیری خود در پرونده روزنامه شرق، بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از کلمه، کیوان مهرگان، روزنامه نگار و فعال سیاسی سال ۹۰ در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب، به قضاوت قاضی صلواتی، وی با “اتهام تبلیغ علیه نظام” به یکسال حبس تعزیری و ۵ سال محرومیت از فعالیت های مطبوعاتی، سیاسی، فرهنگی و مجازی محکوم شده بود، حکمی که امروز به طور غیرمنتظره اجرا و وی را روانه زندان اوین کرد.

مهرگان، آذر ماه سال ۸۹ در روزنامه شرق بازداشت و پس از نزدیک به دو ماه با قرار وثیقه آزاد شده بود، وی سال ۸۸ نیز بازداشت و پس از دو ماه با قرار وثیقه صد میلیون تومانی آزاد شده بود.

این مستندساز همچنین در زمستان ۹۱ نیز در جریان بازداشت روزنامه نگاران دستگیر و پس از نزدیک به یک ماه آزاد شد.

keyvan mehregan

همسر مریم اکبری منفرد: برای یک صحبت تلفنی ۱۵ سال حبس دادند

reza amiri

از دو روز بعد از عاشورای ۸۸ که در منزل مسکونی اش بازداشت شد، بیش از ۶ سال است که بدون مرخصی در زندان به سر می برد. مریم اکبری منفرد که به اتهام محاربه به ۱۵ سال زندان محکوم شده و به گفته همسرش “زنی ۴۰ ساله و خانه دار است” به دلیل “تماس تلفنی با اعضای خانواده اش در پایگاه اشرف (مقر سابق مجاهدین خلق در عراق) بازداشت و زندانی شده است.”

حسن جعفری، همسر مریم اکبری منفرد در مصاحبه با روز می گوید اوهیچ فعالیت سیاسی نداشته و قاضی صلواتی، قاضی پرونده اش صراحتا گفته وی “جور خواهر و برادر”هایش را می کشد.

مریم اکبری منفرد یکی از مادران زندانی در بند نسوان زندان اوین است؛ بندی که زندانیان سیاسی زن در آن نگهداری می شوند و برادرش، رضا اکبری منفرد هم در زندان رجایی شهر زندانی است. دو برادر او در سالهای ۶۰ و ۶۳ به اتهام ارتباط و عضویت در سازمان مجاهدین خلق اعدام و یک خواهر و یک برادر دیگرش در تابستان ۶۷ و در جریان اعدام های دسته جمعی آن سال اعدام شده اند.

او یکی از زندانیان گمنامی است که کمتر در رسانه ها درباره وضعیت او اطلاع رسانی شده است. حسن جعفری، همسر او در مصاحبه با روز درباره وضعیت پرونده این زندانی سیاسی می گوید: ما ۶ سال است گرفتاریم، یک سال و نیم است داریم تلاش می کنیم که پرونده را بفرستید دیوان، یکبار گفتند ناقص است، یکبار گفتند فرستاده اند… هر بار یک چیزی گفتند. بالاخره فرستادند شعبه ۳۸،رفتیم گفتند ۱۵ مرداد بیایید وکیل معرفی کنید. حالا آقای علیزاده طباطبایی رفته، گفتند پرونده هنوز نیامده. باز خودمان رفتیم که دفتردار شعبه گفت حکم تایید شده رفته. ما تقاضای اعاده دادرسی کرده بودیم، اما پرونده اصلا آمده نیامده برگشته و.. با دخترهایم رفتم ببینند که سه دختر بچه دارم؛ یکی ۴ سالش بود وقتی مادرش را زندانی کردند، الان ۱۰ سالش است. خواستم حداقل یک کمکی بکنند. آخر این چه کاری است که ۶ سال تمام حتی یک مرخصی هم نداده اند؟ من دو سال وثیقه گذاشتم، یک میلیارد و صد و پنجاه میلیون وثیقه گذاشتم اما باز مرخصی ندادند. گفتند عفو مشروط شامل حالش نمی شود، یک روز هم مرخصی ندادند. مریض هم است باید ۳ بار، ۴ بار برویم پیش آقای خدابخش شاید یک نامه ای بدهد برای دکتر که آن هم یک جلسه می برند، سه جلسه نمی برند.. اینطور مشکلاتی داریم. توکل به خدا، دیگر خودش باید کمک کند.

سوال میکنم : همسر شما چه فعالیتی داشت و چرا بازداشت شد؟ می گوید:

همسر من خانه دار است، اصلا هیچ کاری نکرده، خواهر و برادرش در اشرف بودند. دو روز بعد از عاشورای ۸۸ به خانه ما آمدند و او را بردند. گفتند تلفنی حرف زده و ۱۵ سال زندان دادند. اول گفتند محاربه و اعدام اما بعد گفتند به خاطر بچه هایش تخفیف می دهیم و کردند ۱۵ سال. نه فقط خانم من که برادرش را هم شصت و خورده ای سن دارد و در نانوایی کار می کرد بردند. الان او هم در زندان گوهردشت است.

او می افزاید: اتهام محاربه زدند در حالیکه در قانون خودشان محاربه به کسی گفته می شود که علیه نظام با سلاح بجنگد. والا ما تیرو کمان هم نداشتیم. اصلا تلفنی با خواهر و برادرش حرف زده، تلفنی حرف زدن جرم است؟ احوالپرسی با خواهر و برادر جرم است؟ خب یکسال،سه سال می دادید اعدام و محاربه و بعد ۱۵ سال زندان، آن هم در این شرایط آخر یعنی چی؟ ما حتی هیچ وقت کلانتری هم نرفته بودیم، خانم من خانه دار است ما داشتیم زندگی مان را می کردیم. به آقای صلواتی هم گفتم من از بچگی در تعمیرگاه کار کرده ام، سواد چندانی هم ندارم. گفتم از ۵۳ – ۵۴ در سه راه زندان در تعمیرگاه کار کرده ام، نه سیاست بلدم نه چیزی دیگر. شب و روز ما یکی است نه سیاست بلدیم نه سوادی داریم. خانم من هم همین طور، اصلا یک خانم خانه دار به کجا و چه چیزی دسترسی دارد که بخواهد کاری بکند؟ به آقای صلواتی گفتم شما اصلا تعهد بگیر که با خواهر و برادرانش تلفنی هم حرف نزند ولی بگذار بیاید سرخانه و زندگی اش و بچه هایش را بزرگ کند. گفت کمکت میکنم و این هم کمک اش بود که ۱۵ سال حکم داد.

همسر مریم اکبری منفرد با اشاره به حکم سنگین ۱۵ سال حبس برای او می گوید: خدا شاهد است خیلی به آقای صلواتی التماس کردم که اصلا یک تعهد سنگین بگیر، بگذار بیاید سر خانه و زندگی مان. همسر من خانه دار بوده وتاوان خانواده اش را می دهد، جور خانواده اش را می کشد. هر بار با صلواتی حرف زدم گفته من لطف کردم به خاطر بچه هایش اعدام ندادم. وقتی گفتند ۱۵ سال، بدن من لرزید نمی دانستم چه باید بکنم،نمی دانم چطور از پله ها آمدم پایین، به چه کسی بگویم؟ چی بگویم آخر؟

آقای جعفری سپس توضیح می دهد که همسرش در دادگاه هم اجازه تعیین وکیل نداشت: وکیل نداشت. خودشان وکیل تسخیری گذاشتند. آقای صلواتی گفت شامل حال شما نمی شود، شما نمی توانید وکیل بگیرید. اجازه ندادند، بعد خودشان یک جوانی را به عنوان وکیل گذاشتند. در دادگاه به آقای صلواتی گفتم این جوان چقدر اطلاعات دارد که به عنوان وکیل تسخیری خانم ام گذاشته اید. گفت خودمان کمک می کنیم!برای اعاده دادرسی رفتیم سراغ آقای علیزاده طباطبایی که آن هم فعلا بی نتیجه بوده| اصلا پرونده نیامده برگشته، گفتند پرونده اینجا نیست و …

سئوال می کنم در پاسخ به پی گیری های شما چه می گویند؟ به چه دلیلی با مرخصی مخالفت می کنند؟ می گوید: برای مرخصی فقط یک کلام می گویند شامل حال شما نمی شود و دادستان موافقت نکرده. این حرفی است که آقای خدابخشی به ما می زند. در آئین نامه خودشان است، در قانون خودشان است، به در و دیوارشان هم زده اند که کسی یک سوم حکم اش را کشیده باشد ماهی سه روز مرخصی دارد اما متاسفانه اجرا نمی کنند. تا حالا یک روز هم اجازه مرخصی نداده اند. تلفن هم همین طور. قانونا حق دارد تلفن بکند اما تلفنی در کار نیست. دیگر نمی دانیم چه کنیم،فقط می گوییم خدا کند زنده بماند که بالاخره یک روز آزاد شود و بیاید که این بچه ها بی سرپرست نمانند. هرکجا هم می رویم به ما نمی گویند به کجا مراجعه کنیم که نتیجه ای بگیریم؛ که به داد ما برسند. فقط چشم انتظاریم که یک عیدی، تولدی،چیزی حداقل عفو بخورد یا به هرحال یک اتفاقی بیفتد و بیاید. یعنی چیزی نیست که کاری بتوانیم بکنیم، هیچ کاری از دست مان بر نمی آید. الان ما را به جایی رسانده اند که وقتی یک ملاقاتی به ما می دهند فکر می کنیم دنیایی را به ما داده اند. اینقدر دیگر از همه جا بریده ایم که وقتی ملاقاتی است و بچه ها می روند با مادرشان صحبت کنند دلمان را خوش می کنیم و…

مریم اکبری منفرد مادر دو دختر و سرپرست دختر خواهرش است. همسر او می گوید: من یک دختر ۱۰ ساله دارم که وقتی مادرش را بازداشت کردند ۴ ساله بود. دو تای شان هم ۱۷ ساله هستند که موقع بازداشت مادرشان ۱۱ سال داشتند. البته یکی شان دختر خواهر خانم ام است که از ۵ سالگی پیش ما است و ما بزرگش کرده ایم و حضانت اش با ما است. دختر بچه هستند، به یک چیزهایی نیاز دارند که باید به مادرشان بگویند. قبل از دولت روحانی هفته ای یکبار ملاقات بچه ها با مادرشان بود،الان شده دو هفته یکبار که نیم ساعت می بینند و برمی گردند. به تعطیلی هم بخورد یا مریضی و.. آن ملاقات هم نمی شود. دخترم کنکور داشت کلی خواهش و التماس کردیم که بگذارید مادرش را سه ربعی، نیم ساعتی ببیند. به هرحال چیزی که بچه از مادر انتظار دارد از پدر ندارد بخصوص دختر بچه. خیلی چیزها را نمی توانند به من بگویند وقتی می روند ملاقات به مادرشان می گویند و من که می روم ملاقات مادرشان به من منتقل می کند. متاسفانه این مشکلات است. تلفن هم که متاسفانه نیست که بتوانند تلفنی تماس بگیرند. یعنی سالهاست اجازه تلفن کردن ندارد و این خیلی وضعیت را بدتر کرده؛ بچه ها اینقدری که به مادر احتیاج دارند مخصوصا که به سن بلوغ می رسند با من راحت نیستند، خجالت می کشند و.. چیزهایی هست که بچه ها باید از مادر یاد بگیرند اما ۶ سال است مادر نبوده و خود دارند به نحوی یاد می گیرند که خیلی سخت است، از غذا درست کردن تا خیلی چیزهای ساده و کوچک و بزرگ.

آقای جعفری سپس می گوید که او خواهان آزادی همسرش است: هرتعهدی که می خواهند بگیرند، بگذارند برگردد به خانه، خودشان هم خوب می دانند که او هیچ نکرده و تاوان چه چیزی را دارند از او می گیرند.

جنتی رئیس ستاد امر به معروف و نهی از منکر شد

رادیو پارس    ـ رئیس کمیسیون مشترک رسیدگی به طرح حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر گفت که جنتی رئیس ستاد امر به معروف و نهی از منکر شد.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از آنا، مرتضی آقاتهرانی در نشست خبری در حاشیه جلسه علنی امروز مجلس با اشاره به روند بررسی طرح حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر که از سال ۸۲ در آمد و شد میان دولت و مجلس بوده است، اظهار کرد: “پس از ابلاغ آقای لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی، اکنون مقدمات اجرایی شدن آن فراهم است البته وزیر کشور نیز اعلام کرده که این مسئله ابلاغ شده است”.

نماینده مردم تهران درمجلس همچنین افزود: “مقرر بود رئیس ستاد یکی از امام جمعه‌های موقت تهران باشد که از سوی شورای نماز جمعه جنتی برای عهده‌داری این مسئولیت معرفی شده‌اند”.

وی تصریح کرد: “همچنین مجلس شورای اسلامی دو نفر از نمایندگان برای ناظر در این ستاد انتخاب و معرفی خواهد کرد که کمیسیون شش نفر را پیشنهاد داده است تا از این تعداد دو نفر انتخاب شوند”.

آقاتهرانی خاطرنشان کرد: “بنابراین باید در نظر داشت این طرح از مدت‌ها پیش مطرح شده بود و رفت و آمدهای زیادی به شورای نگهبان داشت و پس از ایراداتی که مطرح شد کمیسیون مشترکی متشکل از دو کمیسیون فرهنگی و قضایی مجلس تشکیل شدند تا به بررسی ابعاد این موضوع از دوجنبه حقوقی و فرهنگی بپردازند”.

این نماینده اصولگرای مجلس با بیان این که اکنون کار بررسی‌ها و روند اجرایی این ستاد رو به اتمام است، گفت: “اگر در این زمینه دولت ایراداتی داشته باشد می‌تواند آن‌ها را به مجلس ارائه کند و ما در مجلس آمادگی داریم که این ایرادات را بررسی کنیم”.

وی با اشاره به این که دولت و مسئولان هم باید حمایت‌های لازم رادر این زمینه داشته باشند، اظهار کرد: “طرحی که اکنون نهایی شده دارای ۲۴ ماده و ۱۹ تبصره است که امیدواریم با حمایت‌های مسئولین و دستگاه‌های ذیربط بتوانیم در اجرا موفق شویم”.

jannati

‫#‏بهروزالخانی‬ ‫#‏زندانی‬ سیاسی محکوم به اعدام به قرنطینه زندان ارومیه برای اجرای حکم برده شد


بهروز آلخانی فرزند فارس، متولد سال ۱۳۶۴، شهروند کُرد ساکن سلماس،به همراه ۱۵ تن دیگر در ۷ بهمن ماه ۱۳۸۸ توسط نیروهای امنیتی در شهر سلماس بازداشت شد، وی پس از چند ماه با اتهام جدید مشارکت در قتل دادستان خوی روبرو شد و در شعبه ۱ دادگاه انقلاب ارومیه به ریاست قاضی چابک به اتهام همکاری موثر با پژاک و قتل دادستان شهر خوی به اعدام محکوم شد.
پرونده بهروز آلخانی سپس با اعتراض وی به دیوان عالی رژیم ارجاع شد و دیوان حکم صادره از سوی شعبه ۱ دادگاه انقلاب ارومیه را نقض کرده و پرونده را به شعبه ۱۰ دادگاه تجدید نظر استان ارجاع داد و حکم اعدام وی مجددا در این دادگاه به تایید رسید، با اعتراض مجدد وی پرونده دوباره به دیوان عالی رژیم ارسال شد و دیوان هنوز حکم نهایی را صادر نکرده است. این زندانی هم‌چنین در پرونده‌‌ای جداگانه به اتهام نگهداری اسلحه‌ به ۱۰ سال زندان محکوم شد، نزدیکان وی گفته اند که این سلاح هنگام دستگیری توسط ماموران اطلاعاتی ضبط نشده است.

Awat Kords Foto.

آسو رستمی فعال مدنی زندانی در بند ٨ زندان اوین شب گذشته دچار سکته مغزی شد.

reza amiri
رادیو پارس  _به گزارش سحام٬، این فعال مدنی ۲۸ ساله، مهرماه سال گذشته پس از برگزاری تجمع در مقابل دفتر سازمان ملل در حمایت از کوبانی به همراه چند فعال مدنی دیگر بازداشت شد.

طی دوران انفرادی و بازجویی و حبس در بند هشت زندان اوین وی تاکنون چند بار به علت بیماری‌های داخلی در بیمارستان بستری شده است.

شب گذشته پس إز آن‌که آسو رستمی از سوزش سر و صورت و چشم‌ها دچار ناراحتی شد، هم‌بندیان وی سعی کردند تا او را به سرعت به بهداری منتقل کنند.

طی آمدن سرباز و باز کردن پلمپ دو، نیم ساعت زمان برده و این فعال مدنی مدت زیادی را در همان‌جا و در وضعیت وخیم جسمی، به سر برده بود.

پس إز انتقال به درمانگاه اوین و به رغم تشخیص پزشک کشیک مبنی بر سکته مغزی، به دلیل عدم صدور مجوز، از اعزام وی به بیمارستان خودداری می شود و صرفا درمان موقتی در مورد او اجرا می شود.

دلیل عدم اعزام وی به بیمارستان گم شدن پرونده پزشکی او در بهداری اوین اعلام شده است.

آسو رستمی دچار مشکلات متعدد جسمی است و طی آخرین اعزام،  وی به علت عفونت ریه وی تحت درمان قرار گرفته است.

آقای رستمی به دلیل فعالیت‌های مدنی مسالمت آمیز، به اتهام تبلیغ علیه نظام، اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی و توهین به رهبری به ۷ سال زندان محکوم شد. دادگاه وی به همراه سه فعال مدنی دیگر، در کمتر از از پانزده دقیقه، توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی مقیسه برگزار شد و مجموعا به ۳۸ سال زندان محکوم شدند.

فعالیت‌های مجازی و انتشار مطالب انتقادی درباره وضعیت حقوق بشر و اعدام در ایران، همدلی و همراهی با خانواده‌های زندانیان سیاسی و خانواده‌های زندانیان محکوم به اعدام، شرکت در تجمعی در دفاع از کوبانی، همدلی با خانواده‌های قربانیان حوادث سال ۸۸ و ارتباط با فعالین حقوق بشر، مستند اتهاماتی بود که به این فعال مدنی وارد بود.

Asu-Aso-Rostami

چهارمین احضار سید محمد ابراهیمی به دادگاه انقلاب تهران

«سید محمد ابراهیمی» فعال مدنی و زندانی سیاسی سابق، جهت بررسی پرونده و تفهیم اتهام به شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران احضار شد.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، این عضو نهاد «مادران پارک لاله» به دلیل پرونده “ارتباط با احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل از داخل زندان” برای بار چهارم، در تاریخ ۱۴ شهریورماه ۱۳۹۴، از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران احضار شده است.

گفته شده این فعال مدنی هم‌اکنون در مرخصی درمانی خارج از زندان است. او در ۱۵ شهریورماه ۱۳۹۳، پس از تحمل چهار سال زندان برای اولین بار به مرخصی اعزام شده و از آن زمان تاکنون همچنان در حال طی پروسه‌ی درمان پزشکی است.

یک منبع مطلع که نخواست نامش فاش شود درباره احضار «سید محمد ابراهیمی» به کمپین گفته: “او قرار است به اتهام ارسال گزارش از زندان به احمد شهید گزارشگر ویژه سازمان ملل محاکمه شود. گفته شده وی به دلیل  ناعادلانه خواندن حکم ۵ سال زندان در سال ۱۳۸۸ از سوی قاضی محمد مقیسه، این دادگاه و روند کارش را  مشروع ندانسته و  از حضور در آن ممانعت کرده و وکیل وی به نمایندگی از او در دادگاه حضور می‌یابد.”

پیش تر این فعال مدنی طی احضاریه‌ای که به خانواده وی ابلاغ شده بود، جهت رسیدگی به پرونده و محاکمه در ۱ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۴، در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی «محمد مقیسه» حاضر و این دادگاه به علت بررسی کامل پرونده توسط وکیل «سید محمد ابراهیمی» (خانم بیگلو) از سوی قاضی «محمد مقیسه» به تعویق افتاد.

«سید محمد ابراهیمی» در پی حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸، در ٢٢ آذرماه ۱۳۸۹، بازداشت و به تحمل ۵ سال زندان محکوم شده بود.

Seyed-Mohammad-Ebrahimi1-kampain.infoیک منبع مطلع از وضعیت این زندانی سیاسی سابق به کمپین گفته: “پنج دندان سید محمد ابراهیمی بر اثر ضربه شدید قنداق اسلحه در زمان بازداشت و ضرب و شتم هنگام بازجویی‌ها شکسته است. همچنین در اثر حبس طولانی در سلول‌های انفرادی وی به مشکلات ریوی شامل تنگی نفس، خون‌ریزی کلیه و آسم دچار شده است.”

این منبع همچنین افزود: “تمام این مشکلات پیش آمده برای سید محمد ابراهیمی ناشی از شکنجه‌ها در زمان بازجویی‌ها و حبس طولانی مدت در سلول انفرادی بوده است.”

«سید محمد ابراهیمی» در سن ۲۱ سالگی عضو تیم ملی بسکتبال امید ایران بوده است. او سابقه حضور ۲۰ ساله در ورزش بسکتبال در باشگاه‌های مختلف از «فجر اراک» تا «ظفر تهران» را در پرونده کاری و ورزشی خود دارد. وی همچنین به مدت ۵ سال به عنوان مربی در تیم‌های بسکتبال نوجوانان فعالیت کرده است.

Seyed-Mohammad-Ebrahimi2-kampain.info

صفحه نخست اخبار زندان ابلاغ حکم یک ماه حبس تعزیری به نظام صادقی فعال کارگری ابلاغ حکم یک ماه حبس تعزیری به نظام صادقی فعال کارگری

«نظام صادقی» فعال کارگری به اتهام عضویت در «کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری» به یک ماه حبس تعزیری محکوم شد.

به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی، «نظام صادقی» از اعضای کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری از سوی شعبه ۱ دادگاه انقلاب سنندج به ریاست «قاضی سعیدی» به اتهام عضویت در این کمیته به ۱ ماه حبس تعزیری محکوم شد.
پیش تر این فعال کارگری پس از بازداشتش در روز چهارشنبه ۱۹ فروردین ماه ۱۳۹۴، سی و نه روز بازداشت را متحمل شده که حکم صادره به عنوان حکم مجازات یک ماه زندان او محاسبه شده است.
یک منبع آگاه از وضعیت این فعال کارگری در گفتگویی با «کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی »گفت” «نظام صادقی» در دادگاه از کمیته هماهنگی و روند فعالیت های آن و همچنین عضویت خود را در این کمیته دفاع کرده است”
دادگاه این فعال کارگری جهت رسیدگی و تفهیم اتهام در روز یکشنبه ۷ تیر ماه ۱۳۹۴ در دادگاه انقلاب سنندج برگزار شد وحکم صادره پس از گذشت چند روز به وی ابلاغ شد.
پیش تر «نظام صادقی» در روز چهارشنبه ۱۹ فروردین ماه ۱۳۹۴ ساعت ۱۳:۴۰ دقیقه بعدازظهر هنگامی که به همراه همسر خود از ترمینال شهر سنندج عازم شهر محل سکونت خود اشنویه بود از سوی چندین مامور لباس شخصی بازداشت و به اداره اطلاعات شهر سنندج منتقل و در ۱۶ اردیبهشت ماه ۱۳۹۴ پس از بازجویی به زندان مرکزی شهر سنندج انتقال داده شد.
نامبرده با قرار وثیقه ۵۰ میلونی در ظهر روز پنج شنبه ۲۸ اردیبهشت ماه ۱۳۹۴ از این زندان آزاد شد.
همچنین «نظام صادقی» در سال ۱۳۸۶ به مدت یک سال در زندان مرکزی سنندج بازداشت بود.
وی در سال ۱۳۹۱ به همراه ۶۰ فعال کارگری به علت حضوردر مجمع عمومی اعضای «کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکلهای کارگری» در شهر کرج بازداشت شد وبه مدت چهار روز در زندان قزلحصار کرج بازداشت بازداشت بود.
این مجمع عمومی ششمین مجمع عمومی این کمیته و برای بررسی وظایف جاری، شرایط تشکل‌های صنفی، انتخابات اعضا و هیات مدیره بوده است.
در این بازداشت که با حمله ناگهانی شمار زیادی از افراد لباس شخصی و نیروی انتظامی همراه بود، نیروهای امنیتی اقدام به تیراندازی و ضرب و شتم شدید حاضران در جلسه کرده بودند.

شعرزيبايى از ‫#‏استاد‬ ‫#‏بادكوبه‬ ‫#‏اى‬

reza amiri

درود خدمت تمام هموطنان عزيزم

شعرزيبايى از ‫#‏استاد‬ ‫#‏بادكوبه‬ ‫#‏اى‬

شبي دل بود و دلدار خردمند / دل از ديدار دلبر شاد و خرسند

که با بانگ بنان و نام ايران / دو چشمم شد ز شور عشق گريان

چو دلبر شور اشک شوق را ديد / به شيريني ز من مستانه پرسيد

بگو جانا که مفهوم وطن چيست / که بي مهرش دلي گر هست دل نيست

به زير پرچم ايران نشستيم / و در را جز به روي عشق بستيم

به يمن عشق در ناب سفتيم / و در وصف وطن اينگونه گفتيم

وطن يعني درختي ريشه در خاک / اصيل و سالم و پر بهره و پاک

وطن خاکي سراسر افتخار است /که از جمشيد و از کي يادگار است

وطن يعني سرود پاک بودن / نگهبان تمام خاک بودن

وطن يعني نژاد آريايي / نجابت مهرورزي باصفايي

وطن يعني سرود رقص آتش / به استقبال نوروز فره وش

وطن خاک اشو زرتشت جاويد / که دل را مي برد تا اوج خورشيد

وطن يعني اوستا خواندن دل / به آيين اهورا ماندن دل

وطن شوش و چغازنبيل و کارون / ارس زاينده رود و موج جيهون

وطن تير و کمان آرش ماست / سياوش هاي غرق آتش ماست

وطن فردوسي و شهنامه اوست / که ايران زنده از هنگامه ي اوست

وطن آواي رخش و بانگ شبديز / خروش رستم و گلبانگ پرويز

وطن شيرين خسرو پرور ماست / صداي تيشه افسونگر ماست

وطن چنگ است بر چنگ نکيسا / سرود باربدها خسرو آسا

وطن نقش و نگار تخت جمشيد / شکوه روزگار تخت جمشيد

وطن را لاله هاي سرنگون است / ز ياد آريو برزن غرق خون است

وطن منشور آزادي کوروش / شکوه جوشش خون سياوش

وطن خرم ز دين بابک پاک / که رنگين شد ز خونش چهره خاک

وطن يعقوب ليث آرد پديدار / ويا نادر شه پيروز افشار

به يک روزش طلوع مازيار است / دگر روزش ابومسلم بکار است

وطن يعني دو دست پينه بسته / به پاي دار قالي ها نشسته

وطن يعني هنر يعني ظرافت / نقوش فرش در اوج لطافت

وطن در هي هي چوپان کرد است / که دل را تا بهشت عشق برده است

وطن يعني تفنگ بختياري /غرور ملي و دشمن شکاري

وطن يعني بلوچ با صلابت / دلي عاشق نگاهي با مهابت

وطن يعني خروش شروه خواني / زخاک پاک ميهن ديده باني

وطن يعني بلنداي دماوند / ز قهر ملتش ضحاک در بند

وطن يعني سهند سر فرازي / چنان ستار خانش پاک بازي

وطن يعني سخن يعني خراسان / سراي جاودان عشق و عرفان

وطن گلواژه هاي شعر خيام / پيام پر فروغ پير بسطام

وطن يعني کمال و الملک و عطار / يکي نقاش و آن يک محو ديدار

در اين ميهن دو سيمرغ است در سير/ يکي شهنامه ديگر منطق الطير

يکي من را ز دشمن مي رهاند / يکي دل را به دلبر مي رساند

خراسان است و نسل سربداران / زجان بگذشتگان در راه ايران

وطن خون دل عين القضات است / نيايش نامه پير هرات است

وطن يعني شفا قانون اشارت / خرد بنشسته در قلب عبارت

نظامي خوش سرود آن پير کامل / زمين باشد تن و ايران ما دل

وطن آواي جان شاعر ماست / صداي تار بابا طاهر ماست

اگر چه قلب طاهر را شکستند / و دستش را به مکر و حيله بستند

ولي ماييم و شعر سبز دلدار / دو بيت طاهر و هيهات بسيار

وطن يعني تو گنجينه راز / تفعل از لسان الغيب شيراز

وطن آواي جان مي پرستان / سخن از بوستان و از گلستان

وطن دارد سرود مثنوي را / زلال عشق پاک معنوي را

تو داني مولوي از عشق لبريز / نشد جز با نگاه شمس تبريز

مرا نقش وطن در جان جان است / همان نقشي که در نقش جهان است

وطن يعني سرود مهرباني / وطن يعني شکوه همزباني

وطن يعني درفش کاوياني / سپيد و سرخ و سبزي جاوداني

به پشت شير خورشيدي درخشان / نشان قدرت و فرهنگ ايران

زعطر خاک وطن گر شوي مست / کوير لوت ايران هم عزيز است

وطن دارالفنون ميرزا تقي خان / شهيد سرفراز فين کاشان

وطن يعني بهارستان / حضوري بي ريا چون صبح صادق

زخاک پاک ما پروين بخيزد / بهار آن يار مهر آيين بخيزد

که از جان ناله با مرغ سحر کرد / دل شوريده را زير و زبر کرد

وطن يعني صداي شعر نيما / طنين جان فضاي موج دريا

ز درياي وطن خيزد همي در / چو آژير و چو دريادار بايندر

وطن يعني خزر صياد جنگل / خليج فارس رقص نور مشعل

وطن يعني تجلي گاه ملت / حضور زنده ي آگاه ملت

وطن يعني ديار عشق و اميد / ديار ماندگار نسل خورشيد

کنون اي هم وطن اي جان جانان / بيا با ما بگو پاينده ايران

Copyright © 2015 radiopars.org Designed by Arman Charostaei.